www.gdez.ir
06-12-2007, 08:39 PM
کانيهای مافيک :
اصطلاح مافيک براي کانيها يا سنگهايي بکار مي رود که از سيليکاتهاي آهن ومنيزيم غني هستند. از جمله اين کانيها مي توان به اليوين و پيروکسن اشاره نمود وسنگهايي که در برگيرنده چنين کانيهايي باشند به سنگهاي مافيک موسومند.
همچنین مافيک کلمه اي است که براي تعريف سنگهاي آتشفشاني بارمحتواي آهن و منيزيم فراوانبه کار برده مي شود. اين کانيهاي داراي نقطه ذوب بالايي هستند. اوليوين از نخستينکانيهايي هستند که از ماگماي مافيک متبلور مي شوند.برخي سنگهاي الترامافيک تقريبااز اليوين تشکيل شده اند که به آنها دونيت گفته مي شود.کانيهاي مافيک بهترتيب اليوين ، پيرکسن ، آمفيبول و بيوتيت در سري باون متبلور مي شوند.
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gifhttp://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif آزبست يا پنبه كوهي و اثرات زیست محیطی آن:
آزبست واژهاي است كلي كه براي تمام كانيهاي سيليكاته با خاصيت جدا شدن به صورت رشته هاي قابل انعطاف به كار مي رود. به علت داشتن ويژگيهاي نسوز بودن و قابليت انعطاف بصورت يك ماده صنعتي با ارزش در آمده است كه براي آن بيش از 3000 مورد استفاده شناخته شده است مانند لنت ترمز ، پارچه هاي نسوز ، عايق هاي حرارتي. آزبست ها را مي توان به دو گروه عمده سرپانتين و آمفيبول تقسيم كرد. كريزوتيل كه يك هيدروسيليكات منيزيم با فرمول شيميايي Mg3Si2 O5 (OH)4 است. نوعي آزبست سرپانتين و با ارزش ترين نوع مي باشد كه تمام آزبست هاي تجاري از آن مشتق مي گردند ، رشته هاي محكم و ابريشمي كريزوتيل به آساني ريسيده شده و تا حرارت 275 درجه سانتيگراد را تحمل مي كنند گسترش آنها بيشتر در سرپانتين كه نوعي سنگ حاصل از تجزيه سنگهاي فوق قليايي نظير پريدوتيت تحت شرايط دگرگوني درجه پايين و متوسط مي باشد بنظر مي رسد سرپانتين از تجزيه شدن اليوين توسط محلولهاي گرم حاصل از سرد شدن ماگما كه از نظر شيميايي نيز فعال هستند به وجود آمده باشد. كريزوتيلها رگه هايي از رشته ها را داخل سرپانتين ايجاد مي كنند كه ممكن است 20% سنگ را در بر گيرد. حداقل پنج نوع آزبست آمفيبولي شناخته شده اند. ولي كرسيدوليت كه يك آمفيبول آهن سديم دار با فرمول شيميايي Na2 ( Fe3+ )2 ( Fe2+ )3 Si8 O22 (OH)2 مي باشد. معموليترين نوع آن و بيشتر به نام آزبست آبي يا پنبه كوهي آبي معروف است. كرسيدوليت كه رشته هاي ضخيم و طويلي است نسبت به كريزوتيل استحكام بيشتر و دوام كمتري دارد. همچنين مقاومت آن در برابر حرارت كمتر مي باشد. ساير انواع آزبست آمفيبولي كاربرد كمتري دارند و مهمترين كاربردشان در تهيه مواد عايق است. كرسيدوليت كه بيشتر در سنگهاي دگرگوني نظير اسليت و شيست يافت مي شود بنظر مي رسد از دگرگوني ساير كانيها تحت دما وفشار بالاي محيطي ، حاصل از عمق تدفين به وجود مي آيد. عليرغم كاربرد گسترده آزبست دفتر حفاظت از محيط فدرال (EPA) منعي تدريجي را براي توليدات جديد آزبستي قرار داد و اين ممنوعيت اعمال گرديد. زيرا برخي از فرمهاي آزبست چنانچه توسط استنشاق وارد ريه ها شوند مي توانند به ان آسيب رسانده و منجر به سرطان ريه شوند. هنگامي كه قوانين (EPA) بصورت قانوني درآمد توجه كمي را به موضوع خطرات آزبست مبذول داشت و در سال 1991 پنج حوزه قضايي در خواست لغو ممنوعيت مصرف آزبست توسط EPA را داشتند خط مشي EPA بر اين اساس بود كه تمام فرمهاي آزبست خطرناك هستند در حاليكه مطالعات نشان مي دهند تنها فرم آمفيبولي آن خطرناك است. كريزوتيل كه رشته هاي مجعدي هستند در ريه ها جاي گيري نمي كنند بعلاوه رشته هاي آن معمولا در بافتها محلول و ناپديد مي شوند. در مقابل كرسيدوليت كه رشته هاي نازك و صافي هستند به ريه ها وارد شده و آنجا باقي مي مانند. اين رشته ها به بافت ريه آسيب رسانده و در دراز مدت منجر به سرطان ريه مي گردد. بنابراين آزبست هايي كه باعث سزطان ريه مي شود مربوط به كرسيدوليت هستند نه كريزوتيل ، از آنجايي كه حدود 95% آزبست هاي استفاده شده در امريكا از نوع كرسيدوليت مي باشد. مردم مي پرسند آيا خطر آزبست ها بطور اغراق آميزي بيان شده است؟
خارج ساختن آزبست ها از ساختمانهايي كه در آنها آزبست به كار رفته ممكن است 100 بيليون دلار هزينه داشته باشد برخي مطالعات اخير نشان مي دهند هواي داخل چنين ساختمانهايي داراي مقداري از رشته هاي آزبستي هستند كه به همان مقدار در هواي خارج از ساختمان وجود دارد. بعلاوه خارج ساختن نامناسب ميزان رشته هاي آزبستي كه مي توانند آلودگي ايجاد كند ، در بيشتر موارد در اثر اين خارج كردن هاي نامناسب ميزان رشته هاي آزبستي كه مي توانند توسط هوا جابجا شوند ، مقدارش به مراتب بيشتر از مواقعي مي شود كه آزبست ها به همان صورت در محل باقي مي ماند. مشكل آلودگي آزبست ها ، نمونه خوب تاثير زمين شناسي بر زندگي ما و اينكه چرا اطلاعات علوم پايه مهم هستند، ميباشد
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gif انواعدگرگوني Metamorphism: (http://forum.p30world.com/post-14.aspx)
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif :Metamorphismانواعدگرگوني
دگرگوني را ميتوان بر اساس عوامل مؤثر برآن، ميزان و وسعت پراكندگي و يا شكل ظاهري تودهي دگرگون شده به گروههاي مختلفي تقسيم نمود. برخي از مهمترين انواع دگرگوني عبارتند از دگرگوني مجاورتي، دگرگوني ناحيهاي، دگرگوني ديناميكي يا حركتي، دگرگوني تدفيني، دگرگوني ناحيهاي، دگرگوني هيدرونرمال و دگرگوني در زير كف اقيانوسها. كه هر يك مشخصات و ويژگيهاي بافتي، سنگ شناسي و .... خاص خود را دارا ميباشند .
:Regional Metamorphismدگرگوني ناحيهاي يا عمومي
دگرگوني ناحيهاي با گسترش زياد (از چند صد متر تا هزاران كيلومتر) در نوارهاي كوهزايي و محل برخورد صفحات پوسته زمين به دو صورت و دفني و ديناميكي اتفاق ميافتد. در دگرگوني ناحيهاي ميزان دما گاه به هشتصددرجه سانتيگراد و مقدارفشار به دوهزار تا هزاربار ميرسد و گاهي ممكن است مدت زمان تأثير آنها به بيش ازده ميليون سال نيز برسد. اين نوع دگرگوني معمولاً با فعاليتهاي ماگمايي همراه است. شيست، فيليت، گنيس، واسليت از جمله معروفترين سنگهاي حاصل از دگرگوني ناحيهاي هستند. زون سنندجـ سيرجان در ايران مثال بارزي از دگرگوني نوع ناحيهاي است .
:Cataclastic Metamorphismدگرگوني ديناميكي
بر اثر حركات تكتونيكي پوسته زمين و فشارهاي جهتداري كه منجربه ايجاد گسلهاي بزرگ، چينها و وراندگيهاي مهم ميشود، در ساخت سنگهاي سطوح فوقاني پوسته تغييراتي ايجاد ميگردد. به طوري كه ساخت قديمي سنگ از بين رفته و ساخت جديدي در آن به وجود ميآيد. فشار جهتدار مؤثر در اين نوع دگرگوني سبب پيدايش شيستوزيته در سنگ ميشود كه بر اثر آن ميتوان سنگ را به صورت ورقههاي نازك از يكديگر جدا كرد . ميلونيت يك نوع سنگ دگرگوني شده است كه در دگرگونيهاي ديناميكي به وجود ميآيد .
:Impact or shock Metamorphismدگرگوني اصابتي يا ضربهاي
بر اثر برخورد سنگهاي آسماني (متئوريتها) با سطح زمين و يا تحت تأثير انفجارهاي هستهاي در زيرزمين، سنگها دچار دگرگوني ميشوند. اگر سنگ آسماني كه با زمين برخورد كرده است بزرگ و سنگين باشد ميتواند تا محدودهي نسبتاً وسيعي، سنگهاي اطراف خود را ذوب كرده و حتي مقدار كمي از آنها را به بخار تبديل نمايد .درانفجارهاي زيرزميني نيز بر اثر تشعشعات ناشي از انفجارهاي هستهاي، بخشي از سنگها، در اطراف محل انفجار ذوب يا بخار ميگردند و پديده دگرگوني در آنها به وقوع ميپيوندد . سنگهاي تشكيل شده بر اثر اين پديده داراي كانيهايي هستند كه فقط تحت فشار بسيار بالا تشكيل ميگيرد و اين موضوع اشاره به اهميت بسيار زياد فشار در اين نوع دگرگوني دارد.
:Hydrothermal alteration دگرگوني هيدروترمال
محلولها و آبهاي نفوذياي كه در حين نفوذ در درون زمين، بر اثر درجه زمين گرمابي و برخورد با منابع ماگمايي يا گرم و تبخير ميشوند، يا مواد سيالي كه هنگام انجماد توده هاي نفوذي از آن جدا گشتهاند، از نظر فعل و انفعالات شيميايي بسيار فعالند و در حين بالا آمدن به آساني با سنگهاي محيط تركيب شده و آنها را حل مينمايند و يا باعث تشكيل كانيهاي جديد و دگرگوني آنها ميگردند. به عنوان مثال بر اثر واكنشهاي بين محلولها داغ با سنگهاي اليوين و پيروكسندار، اين كانيها به سرپانتين تبديل ميگردند.
:ocean-Floor Metamorphism دگرگوني زير كف اقيانوسها
در اثر جانشيني كانيهاي سازنده بستر اقيانوس در نتيجه خروج بازالت از رشته كوههاي اقيانوسي، تحت تأثير فشار بسيار كم و دماي نسبتاً زياد سنگها دچار دگرگوني ميشوند. كه اين نوع دگرگوني به نام دگرگوني زيركف اقيانوسها خوانده ميشود .
: Burial Metamorphism دگرگوني ناحيه وزني (تدفيني)
زماني كه ضخامت زيادي از رسوبات يا سنگهاي آتشفشاني (قطر بيش ازده کیلومتر) بر روي هم انباشته ميشوند. در اثر افزايش دما و فشار در اعماق زياد دگرگوني نوع تدفيني به وقوع ميپيوندد. در اين نوع دگرگوني مهمترين عامل فشار ناشي از ضخامت طبقات سنگي است و دما نقش چنداني ندارد(دما معمولاً كمتر ازچهارصدوپنجاهدرجه سانتيگراد است) به دليل آنكه در اين دگرگوني هيچگونه فشار جهتداري در كارنيست سنگهاي حاصل بدون لايهاند ./
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif سنگ شناسی سنگهاي آذرين :
1.آندزيت
سنگهاي آذرين بيروني هستند كه از ماگماهاي آندزيتي ( بازيك ) توليد ميشوند. ماگماهاي آندزيتي معمولاً از آتشفشان هاي استراتوولكان به صورت گدازه با دماي بين نهصد تا هزاروصددرجهي سانتيگراد خارج ميشوند و ميتوانند منطقهاي در حدود چندين كيلومتر را بپوشانند. اين ماگماها ميتوانند فورانهاي انفجاري بسيار قوي همراه با مقدار زيادي مواد پيروكلاستيك توليد نمايند .
آندزيتها سنگهاي دانهريز و تقريباً روشن ميباشند كه كانيها اصلي سازندهي آنها( پلاژيوكلاز، پيروكسن، آمفيبول و بيوتيت ) در زمينهاي خاكستري رنگ تا سياه قرار گرفته است . آندزيتها به دليل مقاومتزياد در مقابل عوامل جوي درساختمانسازي به عنوان سنگنما بكار برده ميشوند .
2.بازالت ( سياه سنگ):
يك سنگ سخت و سياه و دانه ريز ولكانيكي با كمتر ازپنجاه و دو درصدسيليس است. بافت سنگهاي بازالت ميتواند حفرهدار و يا متراكم ماگماهاي سازنده اين سنگها به دليل باشد. كم بودن ميزانSiO2،ويسكوزيتهكمي دارند. به همين دليل گدازههاي بازالتي بر روي زمين ميتوانند سطحي تا حدودبیست کیلومتر را بپوشاند.
بازالتها كه معادل بيروني گابرو به شمار ميروند فراوانترين سنگ آذرين بيروني در پوسته اقيانوسها هستند در صورتي كه ماگماي بازالتي در زير آب فوران نمايند اشكال ويژهاي را كه به گدازههاي بالشتي(Pillow lava) معروفند ايجاد ميكند. وجود اين اشكال در تواليهاي سنگي قديمي در شناسايي محيطهاي دريايي و آبي قديمي به زمينشناسان كمك فراواني ميكند.
فراوانترين كانيهاي سازندهي اين نگ عبارتند از، اليوين، پيروكسن و پلاژيوكلاز
رنگ بازالت بر اساس ميزان و نوع كانيهاي موجود در سنگ بخصوص اليوين ميتواند از خاكستري روشن تا خاكستري تيره و سياه تغيير نمايد.
دماي گدازههاي بازالتي معمولاً بين هزاروصد تا هزارودویست و پنجاه درجهي سانتيگراد ميباشد.
در صورتي كه گدازههاي بازالتي به سرعت سرد شوند يك نوع شيشهبازالتي سياهرنگ ميسازد كه تاكيليتtachylite ناميده ميشوند
3.ديوريت :
ديوريت يك سنگ حد واسط دانه درشت و ندرتاً نهانبلوراست كه رنگ آن معمولاً متمايل به سبز ميباشد .
كانيهاي اصلي سازندهي اين سنگ عبارتند از كواتز، پلاژيوكلاز، فلدسپات، آمفيبول و بيوتيت. ديوريت از كلمهاي يوناني به همين شكل به معني تشخيص دادن گرفته شده است. اين سنگ در تزئين ساختمانها و بناها كاربرد فراوان دارد .
4.گابرو :
گابروها سنگهاي آذرين دروني سخت، تيره، دانه درشت و بازيكي هستند كه درشتي بلور آنها بيانگر سردشدن آرام مواد مذاب در درون زمين است گاهي ميتوان آثار جريان مواد مذاب را در اين سنگ مشاهده نمود.
گابرو فراوانترين و معموليترين سنگهاي پلوتونيك در پوستهي اقيانوسها و بعد از گرانيتها، فراوانترين سنگهاي پلوتونيك در نواحي قارهاي محسوب ميشوند .
پيروكسن و پلاژيوكلاز دو كاني اصلي سازندهي اين نوع سنگ به شمار ميروند .
نام آن از كلمهاي ايتاليايي به همين شكل گرفته شده است .
5.گرانيت ( سنگ خارا) :
فراوانترين و معموليترين سنگ پلوتونيك در نواحي قارهاي كه سازندهي بزرگترين باتوليتهاي جهان محسوب ميشوند.
با توجه به گرانيتي بودن پوستهي قارهها ميتوان نتيجه گرفت كه اغلب اين سنگهاي اسيدي از ذوب پوسته تشكيل شدهاند. گرانيتها سنگهايي به رنگ روشن با كوارتز فراوان ( حداقل 25% ) و دانه درشتند. طول بلور كانيهاي سازندهي اين سنگها ممكن است به چندين سانتيمتر نيز برسد وجود اين بلورهاي درشت تجزيه سنگ را تسهيل كرده و در اثر تجزيه فلدسپات، آنها به كائولن تبديل ميشود تبديل ميشود.
كانيهاي اصلي سازندهي آنها عبارتند از كواتز، فلدسپات، آمفيبول و بيوتيت.
كانيهاي آپاتيت، زيركن، تورمالين، توپازو ....... به صورت كانيهاي فرعي در گرانيتها يافت ميگردند.
سختيو مقاومتگرانيتسببب شده كه از آن به طور گسترده در تزئين ساختمانها و سنگفرش پيادهروها و .... به عنوان سنگ نما استفاده گردد.
نام گرانيت از كلمه گرانوم به معني دانه گرفته شده است ..
:(Kimberlite) كيمبرليت.6
يك نوع سنگ آذرين تيره رنگ، فاقد فلدسپات و داراي كانيهاي كربناته و فلوگوپيت است.
اين سنگها به صورت برشهاي انفجاري پركنندهي دودكشها و يا در برخي از دايكها و سيلها يافت ميگردند .
كيمبرليت در سطح زمين به آساني تجزيه شده و به صورت سنگي سست و به رنگ خاكستري مايل به آبي ديده ميشود . در برخي نقاط جهان مانند آفريقاي جنوبي كيمبرليتها منابع اقتصادي الماس به شمار ميرود .
6.ريوليت :
يك سنگ آتشفشاني اسيدي به رنگ روشن با بيش ازشصت و هشت درصدSiO2 است كه معادل بيروني (آتشفشاني) سنگهاي گرانيتي محسوب ميشود و مانند آنها در مناطق قارهاي يافت ميگردد .
كانيهاي اصلي سازندهاين سنگعبارتند از كوارتز، فلدسپات و بيوتيت كه قبل از فوران ماگما متبلور شدهاند اغلب در زمينهاي شيشه قرار دارند و حكايت از انجماد سريع مواد پس از فوران دارد. ريوليت در فورانهايي با دماي بين هفتصد تا هشتصدوپنجاه درجه سانتيگراد ديده ميشود .
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gif اشکال و نحوه اسقرار سنگ های آذرین درونی: (http://forum.p30world.com/post-12.aspx)
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif اشکال و نحوه اسقرار سنگ های آذرین درونی:
تودههاي آذرين دروني نسبت به سنگهاي اطراف خود ( سنگهاي درونگير ) اشكال متفاوتي ايجاد مينمايند كه بر حسب وضعيت نسبت به لايهبندي سنگهاي رسوبي و يا شيستوزيته ( تورق ) سنگهاي دگرگوني مجاور خود به دو دستهي تودههاي نفوذي همشيب و دگرشيب يا متقاطع تقسيم ميگردند :
1.توده های نفوذی همشیب با سنگ درونگیر:
Sill سيل
تودههاي نفوذي با ضخامت كم و به صورت صفحهاي هستند كه به موازات طبقات رسوبي يا شيستوزيته ( تورق) سنگهاي دگرگوني تزريق شدهاند . سيلها، بافت متراكم و بدون حفره داشته و از نظر اندازهي بلورهاي سازنده داراي ساخت يكنواخت ميباشند .سن اين لايهها همواه از سنگهاي درونگيرشان كمتر است و به كمك اين مشخصه ميتوان آنها را از گدازهها كه تنها از لايههاي زيرين خود جوانترند تشخيص داد .همچنین نسبت طول به ضخامت در سيلها بيشتر از ده ميباشد .
: Lacolith لاكوليت
در اثر تزريق مواد به درون لايههاي رسوبي اشكالي شبيه به عدسي پديد ميآيد به گونهاي كه سطح محدب آن به سمت بالا و سطح مسطح ان به سمت پايين قرار ميگيرداين اشكال ر اكه با سنگهاي درونگير خود هم شيب بوده و ممكن است قطرشان به چندين كيلومتر و ضخامتشان به يك كيلومتر برسد لاكوليت ناميده ميشوند. لاكوليتها نسبت طول به ضخامت كمتر ازده بوده و طبقات رويي آنها معمولاً گنبدي شكل هستند..
:Lopolith لوپوليت
تودههاي نفوذي پياله مانندي كه به صورت همشيب با طبقات درونگير خود ايجاد ميشوند و سطح بالاي آنها مقعر و سطح زيرينشان محدب است. گاهي قطرلوپوليتها به صد كيلومتر و ضخامت آنها به یک كيلومتر نيز ميرسد.
:Phacolite فاكوليت
فاكوليتها تودههاي نفوذي هم شيبي هستند كه لولاي چين و فضاي بين طبقات چين خورده را پر مي كنند و در قله تاقدسيها و يا قعر ناوديسها ديده مي شوند.
2.توده های نفوذی متقاطع با سنگ درونگیر:
: Batholithe باتوليت
به معني عميق) Bothos به معني سنگ مي باشدوLithos)
باتوليتها توده هاي آذرين نفوذي بسيار بزرگي هستند كه وسعتي بالغ بر 100 كيلومتر مربع را اشغال مي كنند . با افزايش عمق، وسعت باتوليتها افزايش مي يابد و در زير آنها مواد رسوبي ديده نمي شود.حجم ماگماي سازنده اين توده ها به قدري زياد است كه انجماد كامل آن گاهي ميليونها سال به طول مي انجامد.
:Stock استوک
استوک به باتولیت هایی که مساحت آنها از 100کلیومتر مربع کمتر می باشد.
:Dike دايك
تودههاي نفوذي لايهاي شكل كه طبقات در برگيرندهي خود را قطع ميكنند و نسبت به آنها به صورت زاويه دار قرار ميگيرند. ضخامت دايك بين چند سانتيمتر تا چندين متر و طول آن ممكن است به دهها كيلومتر برسد. به دليل مقاومتر بودن جنس اين تودهها نسبت به سنگهاي اطرافشان، پس از فرسايش به صورت ديوارهاي ديده ميشوند. مدت انجماد كامل ماگما در دايكهاي سطحي به چند روز و در دايكهاي عميق به صدها سال ميرسد .
:Ring Dikeدایک حلقوی
این دایک ها عبارتند از حلقه های قوسی شکلی که به طرف بیرون انحنا دارندو یا شکستگی های گنبدی شکلی که نوسط ماکما پر شده اند.
:Cone Dikeدایک مخروطی
این دایک ها عبارتند از حلقه های قوسی شکلی که به طرف داخل انحنا دارند.
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gif ماگما (Magma): (http://forum.p30world.com/post-11.aspx)
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif ماگما :
ماگماعبارت است از ماده طبیعی؛داغ که دارای قابلیت تحرک می باشد که از ذوب سنگها در اعماق زمین بوجود می آیدوعمدتا دارای ترکیب سلیکاته می باشد.
تركيب ماگما :
تشكيل شده است Si, Al , Ca, Na, K, Fe, Mg, H, o ماگما ازعناصر
. نیز در ماگمها یافت می شودH۲o,Cao,AL۲o۳,Sioوهمچنین تركيباتی مانند۲
البته سنگهاي آذرين دروني نميتواند معرف خوبي براي تركيب شيميايي ماگما باشند چون كانيهاي مختلف بسته به نقطه انجماد خود در مراحل مختلف از ماگما جدا ميشوند و سنگهاي متفاوتي را تشكيل مي دهند. به همين خاطرنماينده و نشانگر قسمت خاصي از ماگما ميباشد ولي اگر گدازه به سرعت سرد شود در اين حالت مراحل تفريق ماگما صورت نگرفته و اين دسته سنگها به تركيب واقعي ماگما نزديكتر هستند.
با بررسي اين دسته گدازهها آنها را به سه دسته كلی كه چهل و پنج تا هفتاد و پنج درصد وزني آنها را سليس تشكيل ميدهند تقسيم كردهاند :
( ۱.ماگماي بازالتي (ماگماي بازيك
( ۲.ماگماي آنذريتي (ماگماي حد واسط
۳.ماگماي ريوليتي (ماگماي اسيدي)
گازهاي محلول در ماگما در حدودپنج درصد ماگما را تشكيل ميدهند. تعيين نوع و مقدار واقعي آنها بسيار مشكل است ولي ميتوان مهمترين آنها را گازها، بخار آب همراه با دياكسيدكربن دانست كه نود درصد گازهاي خروجي آتشفشانها را تشكيل ميدهد. از جمله اين گازها در ماگما ازت، كلر، گوگرد و آرگون ميباشند .
از مطالعات به عمل آمده در مورد منشاء بخارات آب ماگما چنين برداشت ميشود كه تمام بخار آب خارج شده از آتشفشان به صورت محلول در ماگما نبوده بلكه مقداري از آن از تبخير آبهاي زيرزميني در نتيجه حرارت ناشي از ماگما حاصل شده است .
دما :
دما در ماگماي گرانيتي و بازالتي متفاوت است. دماي ماگما از هشتصد تا هزارو دویست درجه متغير ميباشد .
گرانروي :
گرانروي ماگماهاي مختلف متفاوت است هر چه گرانروي زياد شود سياليت آن كاهش مييابد. گرانروي بستگي با تركيب شيميايي، درصد سيليس، دما، فشار، بخارات و گازهاي مخلوط در ماگما و فاز جامد ماگما دارد .
نظريات مربوط به چگونگي تشكيل انواع ماگما :
:ماگماي بازالتي ۱.
ميدانيم كه پوسته زمين در زير اقيانوسها نازك است و بلافاصله در زير آن گوشته بالايي قرار دارد. كه اين قسمت مواد اوليه لازم براي ماگماي بازالتي را فراهم ميكند. در مطالعات انجام شده مشخص گرديده است كه اين ماگما مقدار كمي بخار آب دارد .
اطلاعاتي كه مورد تركيب گوشته زمين در دست است نشان ميدهد كه گوشته از نظر تركيب با ماگماي بازالتي متفاوت است بنابراين ماگماي بازالتي بايد از ذوب قسمتهاي خاصي از گوشته كه در آن تحت شرايط ذوب خشك (بدون حضور آب) حاصل شده است بدست آيد. در مطالعات انجام شده به اين نتيجه رسيدهاند كه عمق سیصدو پنجاه کیلومترحداكثر عمقي ميباشد كه درآن ماگماي بازالتي تشكيل ميشود .
علت حركت اين ماگماي مايع به سطح، جرم مخصوص مواد مذاب است كه معمولاً كمتر از جرم مخصوص سنگهاي تشكيل دهنده آنها است و باعث صعود آنها به طرف سطح زمين است و ضمن حركت به سمت بالا با كاهش دما و كم شدن فشار ماگما حالت مايع بودن خود را حفظ كرده و به صورت گدازه در سطح زمين جريان مييابد. بنابراين بازالت يكي از فراوانترين سنگهاي آذرين است .
۲.ماگماي آندزيتي :
تركيب شيميايي آندزيت با تركيب قسمتهايي از پوسته در زير قارهها مشابه است و تصور ميشود كه اين ماگما از ذوب قسمتهايي از پوسته در زير قاره ها تشكيل ميشود .
بر اساس يكي از نظريات تكتونيك صفحهاي، زمانيكه يكي از صفحات ليتوسفر به گوشته زمين ميخورد در حقيقت پوسته مرطوب اقيانوسها در مجاورت گوشته قرار ميگيرد و در اثر حرارت موجود قسمتهايي از پوسته بازالتي ذوب ميشود و بدين ترتيب ماگمايي با تركيب آندزيتي به وجود ميآيد .
:۳.ماگماي ريوليتي
دو نكته در مورد منشاء اين ماگما وجود دارد: اول اينكه تمام آتشفشانهاي جديد با اين تركيب در پوسته قارهها وجود داشتهاند و نكته دوم، در تمام اين نوع آتشفشانها در زمان خروج مقدار زيادي بخار آب نيز همراه ماگما ريوليتي وجود داشتهكه خود منجربه بوجود آمدن كانيهاي آبدار از قبيل ميكا و آمفيبولها را در اين ماگما شده است. اين نكته نشانگر آن است كه منشاء ماگماي ريوليتي پوسته قارهها است. در مقايسه ماگماي بازالتي متوجه ميشويم كه در سنگهاي نفوذي فراوان ولي در سنگهاي خروجي نادر ميباشند .
اين مسئله را با اين فرضيه توجيه ميكنند كه هنگامي كه ماگماي تشكيل شده به سمت بالا حركت ميكند فشار آن كاهش پيدا ميكند و به علت كاهش فشار بخار آب، نقطه ذوب ماگما بالا ميرود و براي مايع باقي ماندن ماگما لازم است كه دماي آن افزايش يابد ولي همانطور كه ميدانيم به سمت بالا دما كاهش مييابد. بنابراين قسمت عمده اين ماگما در درون زمين سرد ميشود و سنگهاي نفوذي گرانيت را به وجود ميآورد و تنها مقدار كمي از آن به سطح رسيده و جاري میشود .
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gif زمين شناسى پزشکى(GeoMedicinal) : (http://forum.p30world.com/post-9.aspx)
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif زمين شناسى پزشکى :
ژئومديسين يا زمين شناسى پزشکىشاخه اى از زمين شناسى زيست محيطى است که به بررسى ارتباط بيماريها و درمان آنها باوضعيت زمين شناسى مى پردازد . از سالها پيش دانشمندان ايرانى چون زکريا رازى وابوعلى سينا به ارتباط بوم و زمين با بيماريهاى مختلف پى برده بودن براى مثالابوعلى سينا در کتاب قانون چنين عنوان نموده است : " بدان که هر يک از فصول در هرمنطقه اى از مناطق زمين نوعى بيمارى بر مى انگيزد " علاوه بر دانشمندان ايرانىمحققين ديگرى از ساير ممالک به بررسى اين آثار پرداخته اند و برخى نيز بدون داشتندانش ژئومديسين فقط شاهد و ثبت کننده ارتباط بيماريها با وضعيت زمين بوده اند ازجمله مى توان به مارکوپلو سياح مشهور ايتاليايى اشاره نمود که درباره مرگ مرموزاسبهاى اروپايى در منطقه اى از چين مى نويسد پس از گذشت چند قرن علت مرگ را وجودسلنيوم زياد خاک دانشته اند . امروزه دانشمندان علل بسيارى از مرگ و ميرهاى ومسموميت هاى منطقه اى را در خصوصيات زمين پى مى جويند . بشر از ديرباز سعى درمقابله و کاهش خسارات ناشى از حوادث غيرمترقبه جهانى داشته است از جمله اين حوادثمى توان به پديده هاى زمين شناختى چون زمين لرزه ، آتشفشان ، رانش ها و لغزش ها ،سيل و توفان اشاره نمود . علاوه بر اين بسيارى از بيماريهايى که در مناطق مختلفبصورت اپيدمى شايع مى گردند و بسيار خطر آفرين بوده به نحوى مربوط به پديده ها ووضعيت زمين شناختى منطقه مى باشند براى مثال مواد سوزان آتشفشانها علاوه بر کشندگىسريع سبب آزاد شدن گازهاى سمى خطرناک در گستره و سيع ( بيش از 10000 کيلومتر مربع)مى شود که اين گازها سبب ايجاد بيماريهاى ريوى و متاسيون هاى پوستى و ... مى باشندو يا خروج گازهاى سمى و آزاد شدن مواد راسب و ايجاد ترکيبات فرار در حين زمين لرزهسبب مسموميت هاى شديد در منطقه ( معادن ) مى شود ، علاوه بر آن به سبب ايجاد شرايطاحيا و فساد بافتهاى حيوانى احتمال آلودگى آبهاى سطحى و زير زمينى به شدت افزايش مىيابد . در مجموع زمين لرزه مى تواند سبب بر هم خوردن نظم اکولوژيکى در يک منطقه مىگردد بصورتيکه اولاً گازهاى سمى امکان راهيابى به سطوح فوقانى زمين و يا حتى جو راپيدا مى کنند و در ثانى لايه هاى محصور سمى ( لايه هاى سرب ، جيوه ، سيانور ارسنيکامکان مجاورت آبهاى زيرزمينى را پيدا مى نمايند بنابراين احتمال تغيير شيمى آبهاىزير زمينى به شدت افزايش مى يابد . در پديده خشکسالى ابتدا سطح آب زير زمينى کاهشيافتهکه اين عمل سبب تغيير منطقه غير اکسيدان با اسباعکامل به منطقه اکسيدان با اشباع متفاوت مى گردد تغييرات ميزان اکسيداسيون سبب تبديلمواد نامحلول به مواد محلول در آب مى گردد ( تبديل سولفيد به سولفات ) اين مواد درآب حل گشته و با استخراج و مصرف آن جان انسانها به خطر مى افتد مانند حادثه غربسنگال که در اثر برداشت به رويه آب ميزان ارسنيک در آبهاى زيرزمينى بشدت افزايشيافت ./
اصطلاح مافيک براي کانيها يا سنگهايي بکار مي رود که از سيليکاتهاي آهن ومنيزيم غني هستند. از جمله اين کانيها مي توان به اليوين و پيروکسن اشاره نمود وسنگهايي که در برگيرنده چنين کانيهايي باشند به سنگهاي مافيک موسومند.
همچنین مافيک کلمه اي است که براي تعريف سنگهاي آتشفشاني بارمحتواي آهن و منيزيم فراوانبه کار برده مي شود. اين کانيهاي داراي نقطه ذوب بالايي هستند. اوليوين از نخستينکانيهايي هستند که از ماگماي مافيک متبلور مي شوند.برخي سنگهاي الترامافيک تقريبااز اليوين تشکيل شده اند که به آنها دونيت گفته مي شود.کانيهاي مافيک بهترتيب اليوين ، پيرکسن ، آمفيبول و بيوتيت در سري باون متبلور مي شوند.
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gifhttp://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif آزبست يا پنبه كوهي و اثرات زیست محیطی آن:
آزبست واژهاي است كلي كه براي تمام كانيهاي سيليكاته با خاصيت جدا شدن به صورت رشته هاي قابل انعطاف به كار مي رود. به علت داشتن ويژگيهاي نسوز بودن و قابليت انعطاف بصورت يك ماده صنعتي با ارزش در آمده است كه براي آن بيش از 3000 مورد استفاده شناخته شده است مانند لنت ترمز ، پارچه هاي نسوز ، عايق هاي حرارتي. آزبست ها را مي توان به دو گروه عمده سرپانتين و آمفيبول تقسيم كرد. كريزوتيل كه يك هيدروسيليكات منيزيم با فرمول شيميايي Mg3Si2 O5 (OH)4 است. نوعي آزبست سرپانتين و با ارزش ترين نوع مي باشد كه تمام آزبست هاي تجاري از آن مشتق مي گردند ، رشته هاي محكم و ابريشمي كريزوتيل به آساني ريسيده شده و تا حرارت 275 درجه سانتيگراد را تحمل مي كنند گسترش آنها بيشتر در سرپانتين كه نوعي سنگ حاصل از تجزيه سنگهاي فوق قليايي نظير پريدوتيت تحت شرايط دگرگوني درجه پايين و متوسط مي باشد بنظر مي رسد سرپانتين از تجزيه شدن اليوين توسط محلولهاي گرم حاصل از سرد شدن ماگما كه از نظر شيميايي نيز فعال هستند به وجود آمده باشد. كريزوتيلها رگه هايي از رشته ها را داخل سرپانتين ايجاد مي كنند كه ممكن است 20% سنگ را در بر گيرد. حداقل پنج نوع آزبست آمفيبولي شناخته شده اند. ولي كرسيدوليت كه يك آمفيبول آهن سديم دار با فرمول شيميايي Na2 ( Fe3+ )2 ( Fe2+ )3 Si8 O22 (OH)2 مي باشد. معموليترين نوع آن و بيشتر به نام آزبست آبي يا پنبه كوهي آبي معروف است. كرسيدوليت كه رشته هاي ضخيم و طويلي است نسبت به كريزوتيل استحكام بيشتر و دوام كمتري دارد. همچنين مقاومت آن در برابر حرارت كمتر مي باشد. ساير انواع آزبست آمفيبولي كاربرد كمتري دارند و مهمترين كاربردشان در تهيه مواد عايق است. كرسيدوليت كه بيشتر در سنگهاي دگرگوني نظير اسليت و شيست يافت مي شود بنظر مي رسد از دگرگوني ساير كانيها تحت دما وفشار بالاي محيطي ، حاصل از عمق تدفين به وجود مي آيد. عليرغم كاربرد گسترده آزبست دفتر حفاظت از محيط فدرال (EPA) منعي تدريجي را براي توليدات جديد آزبستي قرار داد و اين ممنوعيت اعمال گرديد. زيرا برخي از فرمهاي آزبست چنانچه توسط استنشاق وارد ريه ها شوند مي توانند به ان آسيب رسانده و منجر به سرطان ريه شوند. هنگامي كه قوانين (EPA) بصورت قانوني درآمد توجه كمي را به موضوع خطرات آزبست مبذول داشت و در سال 1991 پنج حوزه قضايي در خواست لغو ممنوعيت مصرف آزبست توسط EPA را داشتند خط مشي EPA بر اين اساس بود كه تمام فرمهاي آزبست خطرناك هستند در حاليكه مطالعات نشان مي دهند تنها فرم آمفيبولي آن خطرناك است. كريزوتيل كه رشته هاي مجعدي هستند در ريه ها جاي گيري نمي كنند بعلاوه رشته هاي آن معمولا در بافتها محلول و ناپديد مي شوند. در مقابل كرسيدوليت كه رشته هاي نازك و صافي هستند به ريه ها وارد شده و آنجا باقي مي مانند. اين رشته ها به بافت ريه آسيب رسانده و در دراز مدت منجر به سرطان ريه مي گردد. بنابراين آزبست هايي كه باعث سزطان ريه مي شود مربوط به كرسيدوليت هستند نه كريزوتيل ، از آنجايي كه حدود 95% آزبست هاي استفاده شده در امريكا از نوع كرسيدوليت مي باشد. مردم مي پرسند آيا خطر آزبست ها بطور اغراق آميزي بيان شده است؟
خارج ساختن آزبست ها از ساختمانهايي كه در آنها آزبست به كار رفته ممكن است 100 بيليون دلار هزينه داشته باشد برخي مطالعات اخير نشان مي دهند هواي داخل چنين ساختمانهايي داراي مقداري از رشته هاي آزبستي هستند كه به همان مقدار در هواي خارج از ساختمان وجود دارد. بعلاوه خارج ساختن نامناسب ميزان رشته هاي آزبستي كه مي توانند آلودگي ايجاد كند ، در بيشتر موارد در اثر اين خارج كردن هاي نامناسب ميزان رشته هاي آزبستي كه مي توانند توسط هوا جابجا شوند ، مقدارش به مراتب بيشتر از مواقعي مي شود كه آزبست ها به همان صورت در محل باقي مي ماند. مشكل آلودگي آزبست ها ، نمونه خوب تاثير زمين شناسي بر زندگي ما و اينكه چرا اطلاعات علوم پايه مهم هستند، ميباشد
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gif انواعدگرگوني Metamorphism: (http://forum.p30world.com/post-14.aspx)
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif :Metamorphismانواعدگرگوني
دگرگوني را ميتوان بر اساس عوامل مؤثر برآن، ميزان و وسعت پراكندگي و يا شكل ظاهري تودهي دگرگون شده به گروههاي مختلفي تقسيم نمود. برخي از مهمترين انواع دگرگوني عبارتند از دگرگوني مجاورتي، دگرگوني ناحيهاي، دگرگوني ديناميكي يا حركتي، دگرگوني تدفيني، دگرگوني ناحيهاي، دگرگوني هيدرونرمال و دگرگوني در زير كف اقيانوسها. كه هر يك مشخصات و ويژگيهاي بافتي، سنگ شناسي و .... خاص خود را دارا ميباشند .
:Regional Metamorphismدگرگوني ناحيهاي يا عمومي
دگرگوني ناحيهاي با گسترش زياد (از چند صد متر تا هزاران كيلومتر) در نوارهاي كوهزايي و محل برخورد صفحات پوسته زمين به دو صورت و دفني و ديناميكي اتفاق ميافتد. در دگرگوني ناحيهاي ميزان دما گاه به هشتصددرجه سانتيگراد و مقدارفشار به دوهزار تا هزاربار ميرسد و گاهي ممكن است مدت زمان تأثير آنها به بيش ازده ميليون سال نيز برسد. اين نوع دگرگوني معمولاً با فعاليتهاي ماگمايي همراه است. شيست، فيليت، گنيس، واسليت از جمله معروفترين سنگهاي حاصل از دگرگوني ناحيهاي هستند. زون سنندجـ سيرجان در ايران مثال بارزي از دگرگوني نوع ناحيهاي است .
:Cataclastic Metamorphismدگرگوني ديناميكي
بر اثر حركات تكتونيكي پوسته زمين و فشارهاي جهتداري كه منجربه ايجاد گسلهاي بزرگ، چينها و وراندگيهاي مهم ميشود، در ساخت سنگهاي سطوح فوقاني پوسته تغييراتي ايجاد ميگردد. به طوري كه ساخت قديمي سنگ از بين رفته و ساخت جديدي در آن به وجود ميآيد. فشار جهتدار مؤثر در اين نوع دگرگوني سبب پيدايش شيستوزيته در سنگ ميشود كه بر اثر آن ميتوان سنگ را به صورت ورقههاي نازك از يكديگر جدا كرد . ميلونيت يك نوع سنگ دگرگوني شده است كه در دگرگونيهاي ديناميكي به وجود ميآيد .
:Impact or shock Metamorphismدگرگوني اصابتي يا ضربهاي
بر اثر برخورد سنگهاي آسماني (متئوريتها) با سطح زمين و يا تحت تأثير انفجارهاي هستهاي در زيرزمين، سنگها دچار دگرگوني ميشوند. اگر سنگ آسماني كه با زمين برخورد كرده است بزرگ و سنگين باشد ميتواند تا محدودهي نسبتاً وسيعي، سنگهاي اطراف خود را ذوب كرده و حتي مقدار كمي از آنها را به بخار تبديل نمايد .درانفجارهاي زيرزميني نيز بر اثر تشعشعات ناشي از انفجارهاي هستهاي، بخشي از سنگها، در اطراف محل انفجار ذوب يا بخار ميگردند و پديده دگرگوني در آنها به وقوع ميپيوندد . سنگهاي تشكيل شده بر اثر اين پديده داراي كانيهايي هستند كه فقط تحت فشار بسيار بالا تشكيل ميگيرد و اين موضوع اشاره به اهميت بسيار زياد فشار در اين نوع دگرگوني دارد.
:Hydrothermal alteration دگرگوني هيدروترمال
محلولها و آبهاي نفوذياي كه در حين نفوذ در درون زمين، بر اثر درجه زمين گرمابي و برخورد با منابع ماگمايي يا گرم و تبخير ميشوند، يا مواد سيالي كه هنگام انجماد توده هاي نفوذي از آن جدا گشتهاند، از نظر فعل و انفعالات شيميايي بسيار فعالند و در حين بالا آمدن به آساني با سنگهاي محيط تركيب شده و آنها را حل مينمايند و يا باعث تشكيل كانيهاي جديد و دگرگوني آنها ميگردند. به عنوان مثال بر اثر واكنشهاي بين محلولها داغ با سنگهاي اليوين و پيروكسندار، اين كانيها به سرپانتين تبديل ميگردند.
:ocean-Floor Metamorphism دگرگوني زير كف اقيانوسها
در اثر جانشيني كانيهاي سازنده بستر اقيانوس در نتيجه خروج بازالت از رشته كوههاي اقيانوسي، تحت تأثير فشار بسيار كم و دماي نسبتاً زياد سنگها دچار دگرگوني ميشوند. كه اين نوع دگرگوني به نام دگرگوني زيركف اقيانوسها خوانده ميشود .
: Burial Metamorphism دگرگوني ناحيه وزني (تدفيني)
زماني كه ضخامت زيادي از رسوبات يا سنگهاي آتشفشاني (قطر بيش ازده کیلومتر) بر روي هم انباشته ميشوند. در اثر افزايش دما و فشار در اعماق زياد دگرگوني نوع تدفيني به وقوع ميپيوندد. در اين نوع دگرگوني مهمترين عامل فشار ناشي از ضخامت طبقات سنگي است و دما نقش چنداني ندارد(دما معمولاً كمتر ازچهارصدوپنجاهدرجه سانتيگراد است) به دليل آنكه در اين دگرگوني هيچگونه فشار جهتداري در كارنيست سنگهاي حاصل بدون لايهاند ./
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif سنگ شناسی سنگهاي آذرين :
1.آندزيت
سنگهاي آذرين بيروني هستند كه از ماگماهاي آندزيتي ( بازيك ) توليد ميشوند. ماگماهاي آندزيتي معمولاً از آتشفشان هاي استراتوولكان به صورت گدازه با دماي بين نهصد تا هزاروصددرجهي سانتيگراد خارج ميشوند و ميتوانند منطقهاي در حدود چندين كيلومتر را بپوشانند. اين ماگماها ميتوانند فورانهاي انفجاري بسيار قوي همراه با مقدار زيادي مواد پيروكلاستيك توليد نمايند .
آندزيتها سنگهاي دانهريز و تقريباً روشن ميباشند كه كانيها اصلي سازندهي آنها( پلاژيوكلاز، پيروكسن، آمفيبول و بيوتيت ) در زمينهاي خاكستري رنگ تا سياه قرار گرفته است . آندزيتها به دليل مقاومتزياد در مقابل عوامل جوي درساختمانسازي به عنوان سنگنما بكار برده ميشوند .
2.بازالت ( سياه سنگ):
يك سنگ سخت و سياه و دانه ريز ولكانيكي با كمتر ازپنجاه و دو درصدسيليس است. بافت سنگهاي بازالت ميتواند حفرهدار و يا متراكم ماگماهاي سازنده اين سنگها به دليل باشد. كم بودن ميزانSiO2،ويسكوزيتهكمي دارند. به همين دليل گدازههاي بازالتي بر روي زمين ميتوانند سطحي تا حدودبیست کیلومتر را بپوشاند.
بازالتها كه معادل بيروني گابرو به شمار ميروند فراوانترين سنگ آذرين بيروني در پوسته اقيانوسها هستند در صورتي كه ماگماي بازالتي در زير آب فوران نمايند اشكال ويژهاي را كه به گدازههاي بالشتي(Pillow lava) معروفند ايجاد ميكند. وجود اين اشكال در تواليهاي سنگي قديمي در شناسايي محيطهاي دريايي و آبي قديمي به زمينشناسان كمك فراواني ميكند.
فراوانترين كانيهاي سازندهي اين نگ عبارتند از، اليوين، پيروكسن و پلاژيوكلاز
رنگ بازالت بر اساس ميزان و نوع كانيهاي موجود در سنگ بخصوص اليوين ميتواند از خاكستري روشن تا خاكستري تيره و سياه تغيير نمايد.
دماي گدازههاي بازالتي معمولاً بين هزاروصد تا هزارودویست و پنجاه درجهي سانتيگراد ميباشد.
در صورتي كه گدازههاي بازالتي به سرعت سرد شوند يك نوع شيشهبازالتي سياهرنگ ميسازد كه تاكيليتtachylite ناميده ميشوند
3.ديوريت :
ديوريت يك سنگ حد واسط دانه درشت و ندرتاً نهانبلوراست كه رنگ آن معمولاً متمايل به سبز ميباشد .
كانيهاي اصلي سازندهي اين سنگ عبارتند از كواتز، پلاژيوكلاز، فلدسپات، آمفيبول و بيوتيت. ديوريت از كلمهاي يوناني به همين شكل به معني تشخيص دادن گرفته شده است. اين سنگ در تزئين ساختمانها و بناها كاربرد فراوان دارد .
4.گابرو :
گابروها سنگهاي آذرين دروني سخت، تيره، دانه درشت و بازيكي هستند كه درشتي بلور آنها بيانگر سردشدن آرام مواد مذاب در درون زمين است گاهي ميتوان آثار جريان مواد مذاب را در اين سنگ مشاهده نمود.
گابرو فراوانترين و معموليترين سنگهاي پلوتونيك در پوستهي اقيانوسها و بعد از گرانيتها، فراوانترين سنگهاي پلوتونيك در نواحي قارهاي محسوب ميشوند .
پيروكسن و پلاژيوكلاز دو كاني اصلي سازندهي اين نوع سنگ به شمار ميروند .
نام آن از كلمهاي ايتاليايي به همين شكل گرفته شده است .
5.گرانيت ( سنگ خارا) :
فراوانترين و معموليترين سنگ پلوتونيك در نواحي قارهاي كه سازندهي بزرگترين باتوليتهاي جهان محسوب ميشوند.
با توجه به گرانيتي بودن پوستهي قارهها ميتوان نتيجه گرفت كه اغلب اين سنگهاي اسيدي از ذوب پوسته تشكيل شدهاند. گرانيتها سنگهايي به رنگ روشن با كوارتز فراوان ( حداقل 25% ) و دانه درشتند. طول بلور كانيهاي سازندهي اين سنگها ممكن است به چندين سانتيمتر نيز برسد وجود اين بلورهاي درشت تجزيه سنگ را تسهيل كرده و در اثر تجزيه فلدسپات، آنها به كائولن تبديل ميشود تبديل ميشود.
كانيهاي اصلي سازندهي آنها عبارتند از كواتز، فلدسپات، آمفيبول و بيوتيت.
كانيهاي آپاتيت، زيركن، تورمالين، توپازو ....... به صورت كانيهاي فرعي در گرانيتها يافت ميگردند.
سختيو مقاومتگرانيتسببب شده كه از آن به طور گسترده در تزئين ساختمانها و سنگفرش پيادهروها و .... به عنوان سنگ نما استفاده گردد.
نام گرانيت از كلمه گرانوم به معني دانه گرفته شده است ..
:(Kimberlite) كيمبرليت.6
يك نوع سنگ آذرين تيره رنگ، فاقد فلدسپات و داراي كانيهاي كربناته و فلوگوپيت است.
اين سنگها به صورت برشهاي انفجاري پركنندهي دودكشها و يا در برخي از دايكها و سيلها يافت ميگردند .
كيمبرليت در سطح زمين به آساني تجزيه شده و به صورت سنگي سست و به رنگ خاكستري مايل به آبي ديده ميشود . در برخي نقاط جهان مانند آفريقاي جنوبي كيمبرليتها منابع اقتصادي الماس به شمار ميرود .
6.ريوليت :
يك سنگ آتشفشاني اسيدي به رنگ روشن با بيش ازشصت و هشت درصدSiO2 است كه معادل بيروني (آتشفشاني) سنگهاي گرانيتي محسوب ميشود و مانند آنها در مناطق قارهاي يافت ميگردد .
كانيهاي اصلي سازندهاين سنگعبارتند از كوارتز، فلدسپات و بيوتيت كه قبل از فوران ماگما متبلور شدهاند اغلب در زمينهاي شيشه قرار دارند و حكايت از انجماد سريع مواد پس از فوران دارد. ريوليت در فورانهايي با دماي بين هفتصد تا هشتصدوپنجاه درجه سانتيگراد ديده ميشود .
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gif اشکال و نحوه اسقرار سنگ های آذرین درونی: (http://forum.p30world.com/post-12.aspx)
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif اشکال و نحوه اسقرار سنگ های آذرین درونی:
تودههاي آذرين دروني نسبت به سنگهاي اطراف خود ( سنگهاي درونگير ) اشكال متفاوتي ايجاد مينمايند كه بر حسب وضعيت نسبت به لايهبندي سنگهاي رسوبي و يا شيستوزيته ( تورق ) سنگهاي دگرگوني مجاور خود به دو دستهي تودههاي نفوذي همشيب و دگرشيب يا متقاطع تقسيم ميگردند :
1.توده های نفوذی همشیب با سنگ درونگیر:
Sill سيل
تودههاي نفوذي با ضخامت كم و به صورت صفحهاي هستند كه به موازات طبقات رسوبي يا شيستوزيته ( تورق) سنگهاي دگرگوني تزريق شدهاند . سيلها، بافت متراكم و بدون حفره داشته و از نظر اندازهي بلورهاي سازنده داراي ساخت يكنواخت ميباشند .سن اين لايهها همواه از سنگهاي درونگيرشان كمتر است و به كمك اين مشخصه ميتوان آنها را از گدازهها كه تنها از لايههاي زيرين خود جوانترند تشخيص داد .همچنین نسبت طول به ضخامت در سيلها بيشتر از ده ميباشد .
: Lacolith لاكوليت
در اثر تزريق مواد به درون لايههاي رسوبي اشكالي شبيه به عدسي پديد ميآيد به گونهاي كه سطح محدب آن به سمت بالا و سطح مسطح ان به سمت پايين قرار ميگيرداين اشكال ر اكه با سنگهاي درونگير خود هم شيب بوده و ممكن است قطرشان به چندين كيلومتر و ضخامتشان به يك كيلومتر برسد لاكوليت ناميده ميشوند. لاكوليتها نسبت طول به ضخامت كمتر ازده بوده و طبقات رويي آنها معمولاً گنبدي شكل هستند..
:Lopolith لوپوليت
تودههاي نفوذي پياله مانندي كه به صورت همشيب با طبقات درونگير خود ايجاد ميشوند و سطح بالاي آنها مقعر و سطح زيرينشان محدب است. گاهي قطرلوپوليتها به صد كيلومتر و ضخامت آنها به یک كيلومتر نيز ميرسد.
:Phacolite فاكوليت
فاكوليتها تودههاي نفوذي هم شيبي هستند كه لولاي چين و فضاي بين طبقات چين خورده را پر مي كنند و در قله تاقدسيها و يا قعر ناوديسها ديده مي شوند.
2.توده های نفوذی متقاطع با سنگ درونگیر:
: Batholithe باتوليت
به معني عميق) Bothos به معني سنگ مي باشدوLithos)
باتوليتها توده هاي آذرين نفوذي بسيار بزرگي هستند كه وسعتي بالغ بر 100 كيلومتر مربع را اشغال مي كنند . با افزايش عمق، وسعت باتوليتها افزايش مي يابد و در زير آنها مواد رسوبي ديده نمي شود.حجم ماگماي سازنده اين توده ها به قدري زياد است كه انجماد كامل آن گاهي ميليونها سال به طول مي انجامد.
:Stock استوک
استوک به باتولیت هایی که مساحت آنها از 100کلیومتر مربع کمتر می باشد.
:Dike دايك
تودههاي نفوذي لايهاي شكل كه طبقات در برگيرندهي خود را قطع ميكنند و نسبت به آنها به صورت زاويه دار قرار ميگيرند. ضخامت دايك بين چند سانتيمتر تا چندين متر و طول آن ممكن است به دهها كيلومتر برسد. به دليل مقاومتر بودن جنس اين تودهها نسبت به سنگهاي اطرافشان، پس از فرسايش به صورت ديوارهاي ديده ميشوند. مدت انجماد كامل ماگما در دايكهاي سطحي به چند روز و در دايكهاي عميق به صدها سال ميرسد .
:Ring Dikeدایک حلقوی
این دایک ها عبارتند از حلقه های قوسی شکلی که به طرف بیرون انحنا دارندو یا شکستگی های گنبدی شکلی که نوسط ماکما پر شده اند.
:Cone Dikeدایک مخروطی
این دایک ها عبارتند از حلقه های قوسی شکلی که به طرف داخل انحنا دارند.
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gif ماگما (Magma): (http://forum.p30world.com/post-11.aspx)
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif ماگما :
ماگماعبارت است از ماده طبیعی؛داغ که دارای قابلیت تحرک می باشد که از ذوب سنگها در اعماق زمین بوجود می آیدوعمدتا دارای ترکیب سلیکاته می باشد.
تركيب ماگما :
تشكيل شده است Si, Al , Ca, Na, K, Fe, Mg, H, o ماگما ازعناصر
. نیز در ماگمها یافت می شودH۲o,Cao,AL۲o۳,Sioوهمچنین تركيباتی مانند۲
البته سنگهاي آذرين دروني نميتواند معرف خوبي براي تركيب شيميايي ماگما باشند چون كانيهاي مختلف بسته به نقطه انجماد خود در مراحل مختلف از ماگما جدا ميشوند و سنگهاي متفاوتي را تشكيل مي دهند. به همين خاطرنماينده و نشانگر قسمت خاصي از ماگما ميباشد ولي اگر گدازه به سرعت سرد شود در اين حالت مراحل تفريق ماگما صورت نگرفته و اين دسته سنگها به تركيب واقعي ماگما نزديكتر هستند.
با بررسي اين دسته گدازهها آنها را به سه دسته كلی كه چهل و پنج تا هفتاد و پنج درصد وزني آنها را سليس تشكيل ميدهند تقسيم كردهاند :
( ۱.ماگماي بازالتي (ماگماي بازيك
( ۲.ماگماي آنذريتي (ماگماي حد واسط
۳.ماگماي ريوليتي (ماگماي اسيدي)
گازهاي محلول در ماگما در حدودپنج درصد ماگما را تشكيل ميدهند. تعيين نوع و مقدار واقعي آنها بسيار مشكل است ولي ميتوان مهمترين آنها را گازها، بخار آب همراه با دياكسيدكربن دانست كه نود درصد گازهاي خروجي آتشفشانها را تشكيل ميدهد. از جمله اين گازها در ماگما ازت، كلر، گوگرد و آرگون ميباشند .
از مطالعات به عمل آمده در مورد منشاء بخارات آب ماگما چنين برداشت ميشود كه تمام بخار آب خارج شده از آتشفشان به صورت محلول در ماگما نبوده بلكه مقداري از آن از تبخير آبهاي زيرزميني در نتيجه حرارت ناشي از ماگما حاصل شده است .
دما :
دما در ماگماي گرانيتي و بازالتي متفاوت است. دماي ماگما از هشتصد تا هزارو دویست درجه متغير ميباشد .
گرانروي :
گرانروي ماگماهاي مختلف متفاوت است هر چه گرانروي زياد شود سياليت آن كاهش مييابد. گرانروي بستگي با تركيب شيميايي، درصد سيليس، دما، فشار، بخارات و گازهاي مخلوط در ماگما و فاز جامد ماگما دارد .
نظريات مربوط به چگونگي تشكيل انواع ماگما :
:ماگماي بازالتي ۱.
ميدانيم كه پوسته زمين در زير اقيانوسها نازك است و بلافاصله در زير آن گوشته بالايي قرار دارد. كه اين قسمت مواد اوليه لازم براي ماگماي بازالتي را فراهم ميكند. در مطالعات انجام شده مشخص گرديده است كه اين ماگما مقدار كمي بخار آب دارد .
اطلاعاتي كه مورد تركيب گوشته زمين در دست است نشان ميدهد كه گوشته از نظر تركيب با ماگماي بازالتي متفاوت است بنابراين ماگماي بازالتي بايد از ذوب قسمتهاي خاصي از گوشته كه در آن تحت شرايط ذوب خشك (بدون حضور آب) حاصل شده است بدست آيد. در مطالعات انجام شده به اين نتيجه رسيدهاند كه عمق سیصدو پنجاه کیلومترحداكثر عمقي ميباشد كه درآن ماگماي بازالتي تشكيل ميشود .
علت حركت اين ماگماي مايع به سطح، جرم مخصوص مواد مذاب است كه معمولاً كمتر از جرم مخصوص سنگهاي تشكيل دهنده آنها است و باعث صعود آنها به طرف سطح زمين است و ضمن حركت به سمت بالا با كاهش دما و كم شدن فشار ماگما حالت مايع بودن خود را حفظ كرده و به صورت گدازه در سطح زمين جريان مييابد. بنابراين بازالت يكي از فراوانترين سنگهاي آذرين است .
۲.ماگماي آندزيتي :
تركيب شيميايي آندزيت با تركيب قسمتهايي از پوسته در زير قارهها مشابه است و تصور ميشود كه اين ماگما از ذوب قسمتهايي از پوسته در زير قاره ها تشكيل ميشود .
بر اساس يكي از نظريات تكتونيك صفحهاي، زمانيكه يكي از صفحات ليتوسفر به گوشته زمين ميخورد در حقيقت پوسته مرطوب اقيانوسها در مجاورت گوشته قرار ميگيرد و در اثر حرارت موجود قسمتهايي از پوسته بازالتي ذوب ميشود و بدين ترتيب ماگمايي با تركيب آندزيتي به وجود ميآيد .
:۳.ماگماي ريوليتي
دو نكته در مورد منشاء اين ماگما وجود دارد: اول اينكه تمام آتشفشانهاي جديد با اين تركيب در پوسته قارهها وجود داشتهاند و نكته دوم، در تمام اين نوع آتشفشانها در زمان خروج مقدار زيادي بخار آب نيز همراه ماگما ريوليتي وجود داشتهكه خود منجربه بوجود آمدن كانيهاي آبدار از قبيل ميكا و آمفيبولها را در اين ماگما شده است. اين نكته نشانگر آن است كه منشاء ماگماي ريوليتي پوسته قارهها است. در مقايسه ماگماي بازالتي متوجه ميشويم كه در سنگهاي نفوذي فراوان ولي در سنگهاي خروجي نادر ميباشند .
اين مسئله را با اين فرضيه توجيه ميكنند كه هنگامي كه ماگماي تشكيل شده به سمت بالا حركت ميكند فشار آن كاهش پيدا ميكند و به علت كاهش فشار بخار آب، نقطه ذوب ماگما بالا ميرود و براي مايع باقي ماندن ماگما لازم است كه دماي آن افزايش يابد ولي همانطور كه ميدانيم به سمت بالا دما كاهش مييابد. بنابراين قسمت عمده اين ماگما در درون زمين سرد ميشود و سنگهاي نفوذي گرانيت را به وجود ميآورد و تنها مقدار كمي از آن به سطح رسيده و جاري میشود .
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gif زمين شناسى پزشکى(GeoMedicinal) : (http://forum.p30world.com/post-9.aspx)
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif زمين شناسى پزشکى :
ژئومديسين يا زمين شناسى پزشکىشاخه اى از زمين شناسى زيست محيطى است که به بررسى ارتباط بيماريها و درمان آنها باوضعيت زمين شناسى مى پردازد . از سالها پيش دانشمندان ايرانى چون زکريا رازى وابوعلى سينا به ارتباط بوم و زمين با بيماريهاى مختلف پى برده بودن براى مثالابوعلى سينا در کتاب قانون چنين عنوان نموده است : " بدان که هر يک از فصول در هرمنطقه اى از مناطق زمين نوعى بيمارى بر مى انگيزد " علاوه بر دانشمندان ايرانىمحققين ديگرى از ساير ممالک به بررسى اين آثار پرداخته اند و برخى نيز بدون داشتندانش ژئومديسين فقط شاهد و ثبت کننده ارتباط بيماريها با وضعيت زمين بوده اند ازجمله مى توان به مارکوپلو سياح مشهور ايتاليايى اشاره نمود که درباره مرگ مرموزاسبهاى اروپايى در منطقه اى از چين مى نويسد پس از گذشت چند قرن علت مرگ را وجودسلنيوم زياد خاک دانشته اند . امروزه دانشمندان علل بسيارى از مرگ و ميرهاى ومسموميت هاى منطقه اى را در خصوصيات زمين پى مى جويند . بشر از ديرباز سعى درمقابله و کاهش خسارات ناشى از حوادث غيرمترقبه جهانى داشته است از جمله اين حوادثمى توان به پديده هاى زمين شناختى چون زمين لرزه ، آتشفشان ، رانش ها و لغزش ها ،سيل و توفان اشاره نمود . علاوه بر اين بسيارى از بيماريهايى که در مناطق مختلفبصورت اپيدمى شايع مى گردند و بسيار خطر آفرين بوده به نحوى مربوط به پديده ها ووضعيت زمين شناختى منطقه مى باشند براى مثال مواد سوزان آتشفشانها علاوه بر کشندگىسريع سبب آزاد شدن گازهاى سمى خطرناک در گستره و سيع ( بيش از 10000 کيلومتر مربع)مى شود که اين گازها سبب ايجاد بيماريهاى ريوى و متاسيون هاى پوستى و ... مى باشندو يا خروج گازهاى سمى و آزاد شدن مواد راسب و ايجاد ترکيبات فرار در حين زمين لرزهسبب مسموميت هاى شديد در منطقه ( معادن ) مى شود ، علاوه بر آن به سبب ايجاد شرايطاحيا و فساد بافتهاى حيوانى احتمال آلودگى آبهاى سطحى و زير زمينى به شدت افزايش مىيابد . در مجموع زمين لرزه مى تواند سبب بر هم خوردن نظم اکولوژيکى در يک منطقه مىگردد بصورتيکه اولاً گازهاى سمى امکان راهيابى به سطوح فوقانى زمين و يا حتى جو راپيدا مى کنند و در ثانى لايه هاى محصور سمى ( لايه هاى سرب ، جيوه ، سيانور ارسنيکامکان مجاورت آبهاى زيرزمينى را پيدا مى نمايند بنابراين احتمال تغيير شيمى آبهاىزير زمينى به شدت افزايش مى يابد . در پديده خشکسالى ابتدا سطح آب زير زمينى کاهشيافتهکه اين عمل سبب تغيير منطقه غير اکسيدان با اسباعکامل به منطقه اکسيدان با اشباع متفاوت مى گردد تغييرات ميزان اکسيداسيون سبب تبديلمواد نامحلول به مواد محلول در آب مى گردد ( تبديل سولفيد به سولفات ) اين مواد درآب حل گشته و با استخراج و مصرف آن جان انسانها به خطر مى افتد مانند حادثه غربسنگال که در اثر برداشت به رويه آب ميزان ارسنيک در آبهاى زيرزمينى بشدت افزايشيافت ./