همه چیز در مورد زمین شناسی2 [آرشيو] - P30World Forums

PDA

View Full Version : همه چیز در مورد زمین شناسی2


www.gdez.ir
06-12-2007, 08:39 PM
کانيهای مافيک :

اصطلاح مافيک براي کانيها يا سنگهايي بکار مي رود که از سيليکاتهاي آهن ومنيزيم غني هستند. از جمله اين کانيها مي توان به اليوين و پيروکسن اشاره نمود وسنگهايي که در برگيرنده چنين کانيهايي باشند به سنگهاي مافيک موسومند.
همچنین مافيک کلمه اي است که براي تعريف سنگهاي آتشفشاني بارمحتواي آهن و منيزيم فراوانبه کار برده مي شود. اين کانيهاي داراي نقطه ذوب بالايي هستند. اوليوين از نخستينکانيهايي هستند که از ماگماي مافيک متبلور مي شوند.برخي سنگهاي الترامافيک تقريبااز اليوين تشکيل شده اند که به آنها دونيت گفته مي شود.کانيهاي مافيک بهترتيب اليوين ، پيرکسن ، آمفيبول و بيوتيت در سري باون متبلور مي شوند.


http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gifhttp://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif آزبست يا پنبه كوهي و اثرات زیست محیطی آن:

آزبست واژه‌اي است كلي كه براي تمام كانيهاي سيليكاته با خاصيت جدا شدن به صورت رشته هاي قابل انعطاف به كار مي رود. به علت داشتن ويژگيهاي نسوز بودن و قابليت انعطاف بصورت يك ماده صنعتي با ارزش در آمده است كه براي آن بيش از 3000 مورد استفاده شناخته شده است مانند لنت ترمز ، پارچه هاي نسوز ، عايق هاي حرارتي. آزبست ها را مي توان به دو گروه عمده سرپانتين و آمفيبول تقسيم كرد. كريزوتيل كه يك هيدروسيليكات منيزيم با فرمول شيميايي Mg3Si2 O5 (OH)4 است. نوعي آزبست سرپانتين و با ارزش ترين نوع مي باشد كه تمام آزبست هاي تجاري از آن مشتق مي گردند ، رشته هاي محكم و ابريشمي كريزوتيل به آساني ريسيده شده و تا حرارت 275 درجه سانتيگراد را تحمل مي كنند گسترش آنها بيشتر در سرپانتين كه نوعي سنگ حاصل از تجزيه سنگهاي فوق قليايي نظير پريدوتيت تحت شرايط دگرگوني درجه پايين و متوسط مي باشد بنظر مي رسد سرپانتين از تجزيه شدن اليوين توسط محلولهاي گرم حاصل از سرد شدن ماگما كه از نظر شيميايي نيز فعال هستند به وجود آمده باشد. كريزوتيلها رگه هايي از رشته ها را داخل سرپانتين ايجاد مي كنند كه ممكن است 20% سنگ را در بر گيرد. حداقل پنج نوع آزبست آمفيبولي شناخته شده اند. ولي كرسيدوليت كه يك آمفيبول آهن سديم دار با فرمول شيميايي Na2 ( Fe3+ )2 ( Fe2+ )3 Si8 O22 (OH)2 مي باشد. معموليترين نوع آن و بيشتر به نام آزبست آبي يا پنبه كوهي آبي معروف است. كرسيدوليت كه رشته هاي ضخيم و طويلي است نسبت به كريزوتيل استحكام بيشتر و دوام كمتري دارد. همچنين مقاومت آن در برابر حرارت كمتر مي باشد. ساير انواع آزبست آمفيبولي كاربرد كمتري دارند و مهمترين كاربردشان در تهيه مواد عايق است. كرسيدوليت كه بيشتر در سنگهاي دگرگوني نظير اسليت و شيست يافت مي شود بنظر مي رسد از دگرگوني ساير كانيها تحت دما وفشار بالاي محيطي ، حاصل از عمق تدفين به وجود مي آيد. عليرغم كاربرد گسترده آزبست دفتر حفاظت از محيط فدرال (EPA) منعي تدريجي را براي توليدات جديد آزبستي قرار داد و اين ممنوعيت اعمال گرديد. زيرا برخي از فرمهاي آزبست چنانچه توسط استنشاق وارد ريه ها شوند مي توانند به ان آسيب رسانده و منجر به سرطان ريه شوند. هنگامي كه قوانين (EPA) بصورت قانوني درآمد توجه كمي را به موضوع خطرات آزبست مبذول داشت و در سال 1991 پنج حوزه قضايي در خواست لغو ممنوعيت مصرف آزبست توسط EPA را داشتند خط مشي EPA بر اين اساس بود كه تمام فرمهاي آزبست خطرناك هستند در حاليكه مطالعات نشان مي دهند تنها فرم آمفيبولي آن خطرناك است. كريزوتيل كه رشته هاي مجعدي هستند در ريه ها جاي گيري نمي كنند بعلاوه رشته هاي آن معمولا در بافتها محلول و ناپديد مي شوند. در مقابل كرسيدوليت كه رشته هاي نازك و صافي هستند به ريه ها وارد شده و آنجا باقي مي مانند. اين رشته ها به بافت ريه آسيب رسانده و در دراز مدت منجر به سرطان ريه مي گردد. بنابراين آزبست هايي كه باعث سزطان ريه مي شود مربوط به كرسيدوليت هستند نه كريزوتيل ، از آنجايي كه حدود 95% آزبست هاي استفاده شده در امريكا از نوع كرسيدوليت مي باشد. مردم مي پرسند آيا خطر آزبست ها بطور اغراق آميزي بيان شده است؟
خارج ساختن آزبست ها از ساختمانهايي كه در آنها آزبست به كار رفته ممكن است 100 بيليون دلار هزينه داشته باشد برخي مطالعات اخير نشان مي دهند هواي داخل چنين ساختمانهايي داراي مقداري از رشته هاي آزبستي هستند كه به همان مقدار در هواي خارج از ساختمان وجود دارد. بعلاوه خارج ساختن نامناسب ميزان رشته هاي آزبستي كه مي توانند آلودگي ايجاد كند ، در بيشتر موارد در اثر اين خارج كردن هاي نامناسب ميزان رشته هاي آزبستي كه مي توانند توسط هوا جابجا شوند ، مقدارش به مراتب بيشتر از مواقعي مي شود كه آزبست ها به همان صورت در محل باقي مي ماند. مشكل آلودگي آزبست ها ، نمونه خوب تاثير زمين شناسي بر زندگي ما و اينكه چرا اطلاعات علوم پايه مهم هستند، مي‌باشد

http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gif انواع‌دگرگوني Metamorphism: (http://forum.p30world.com/post-14.aspx)
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif :Metamorphismانواع‌دگرگوني

دگرگوني را مي‌توان بر اساس عوامل مؤثر برآن، ميزان و وسعت پراكندگي و يا شكل ظاهري توده‌ي دگرگون شده به گروههاي مختلفي تقسيم نمود. برخي از مهمترين انواع دگرگوني عبارتند از دگرگوني مجاورتي، دگرگوني ناحيه‌اي، دگرگوني ديناميكي يا حركتي، دگرگوني تدفيني، دگرگوني ناحيه‌اي، دگرگوني هيدرونرمال و دگرگوني در زير كف اقيانوسها. كه هر يك مشخصات و ويژگي‌هاي بافتي، سنگ شناسي و .... خاص خود را دارا مي‌باشند .

:Regional Metamorphismدگرگوني ناحيه‌اي يا عمومي

دگرگوني ناحيه‌اي با گسترش زياد (از چند صد متر تا هزاران كيلومتر) در نوارهاي كوهزايي و محل برخورد صفحات پوسته زمين به دو صورت و دفني و ديناميكي اتفاق مي‌افتد. در دگرگوني ناحيه‌اي ميزان دما گاه به هشتصددرجه سانتي‌گراد و مقدارفشار به دوهزار تا هزاربار مي‌رسد و گاهي ممكن است مدت زمان تأثير آنها به بيش ازده ميليون سال نيز برسد. اين نوع دگرگوني معمولاً با فعاليتهاي ماگمايي همراه است. شيست، فيليت، گنيس، واسليت از جمله معروف‌ترين سنگهاي حاصل از دگرگوني ناحيه‌اي هستند. زون سنندج‌ـ سيرجان در ايران مثال بارزي از دگرگوني نوع ناحيه‌اي است .

:Cataclastic Metamorphismدگرگوني ديناميكي

بر اثر حركات تكتونيكي پوسته زمين و فشارهاي جهت‌داري كه منجربه ايجاد گسلهاي بزرگ، چين‌ها و وراندگي‌هاي مهم مي‌شود، در ساخت سنگهاي سطوح فوقاني پوسته تغييراتي ايجاد مي‌گردد. به طوري كه ساخت قديمي سنگ از بين رفته و ساخت جديدي در آن به وجود مي‌آيد. فشار جهت‌دار مؤثر در اين نوع دگرگوني سبب پيدايش شيستوزيته در سنگ مي‌شود كه بر اثر آن مي‌توان سنگ را به صورت ورقه‌هاي نازك از يكديگر جدا كرد . ميلونيت يك نوع سنگ دگرگوني شده است كه در دگرگوني‌هاي ديناميكي به وجود مي‌آيد .

:Impact or shock Metamorphismدگرگوني اصابتي يا ضربه‌اي

بر اثر برخورد سنگهاي آسماني (متئوريتها) با سطح زمين و يا تحت تأثير انفجارهاي هسته‌اي در زيرزمين، سنگها دچار دگرگوني مي‌شوند. اگر سنگ آسماني كه با زمين برخورد كرده است بزرگ و سنگين باشد مي‌تواند تا محدوده‌ي نسبتاً وسيعي، سنگهاي اطراف خود را ذوب كرده و حتي مقدار كمي از آنها را به بخار تبديل نمايد .درانفجارهاي زيرزميني نيز بر اثر تشعشعات ناشي از انفجارهاي هسته‌اي، بخشي از سنگها، در اطراف محل انفجار ذوب يا بخار مي‌گردند و پديده دگرگوني در آنها به وقوع مي‌پيوندد . سنگهاي تشكيل شده بر اثر اين پديده داراي كاني‌هايي هستند كه فقط تحت فشار بسيار بالا تشكيل مي‌گيرد و اين موضوع اشاره به اهميت بسيار زياد فشار در اين نوع دگرگوني دارد.

:Hydrothermal alteration دگرگوني هيدروترمال

محلول‌ها و آبهاي نفوذي‌اي كه در حين نفوذ در درون زمين، بر اثر درجه زمين گرمابي و برخورد با منابع ماگمايي يا گرم و تبخير مي‌شوند، يا مواد سيالي كه هنگام انجماد توده هاي نفوذي از آن جدا گشته‌اند، از نظر فعل و انفعالات شيميايي بسيار فعالند و در حين بالا آمدن به آساني با سنگهاي محيط تركيب شده و آنها را حل مي‌نمايند و يا باعث تشكيل كانيهاي جديد و دگرگوني آنها مي‌گردند. به عنوان مثال بر اثر واكنش‌هاي بين محلول‌ها داغ با سنگهاي اليوين و پيروكسن‌دار، اين كاني‌ها به سرپانتين تبديل مي‌گردند.

:ocean-Floor Metamorphism دگرگوني زير كف اقيانوسها

در اثر جانشيني كانيهاي سازنده بستر اقيانوس در نتيجه خروج بازالت از رشته كوههاي اقيانوسي، تحت تأثير فشار بسيار كم و دماي نسبتاً زياد سنگها دچار دگرگوني مي‌شوند. كه اين نوع دگرگوني به نام دگرگوني زيركف اقيانوسها خوانده مي‌شود .

: Burial Metamorphism دگرگوني ناحيه ‌وزني (تدفيني)

زماني كه ضخامت زيادي از رسوبات يا سنگهاي آتش‌فشاني (قطر بيش ازده کیلومتر) بر روي هم انباشته مي‌شوند. در اثر افزايش دما و فشار در اعماق زياد دگرگوني نوع تدفيني به وقوع مي‌پيوندد. در اين نوع دگرگوني مهمترين عامل فشار ناشي از ضخامت طبقات سنگي است و دما نقش چنداني ندارد(دما معمولاً كمتر ازچهارصدوپنجاهدرجه سانتي‌گراد است) به دليل آنكه در اين دگرگوني هيچ‌گونه فشار جهت‌داري در كارنيست سنگهاي حاصل بدون لايه‌اند ./


http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif سنگ شناسی سنگ‌هاي آذرين :

1.آندزيت

سنگ‌هاي آذرين بيروني هستند كه از ماگما‌هاي آندزيتي ( بازيك ) توليد مي‌شوند. ماگما‌هاي آندزيتي معمولاً از آتشفشان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هاي استراتوولكان به صورت گدازه با دماي بين نهصد تا هزاروصددرجه‌ي سانتيگراد خارج مي‌شوند و مي‌توانند منطقه‌اي در حدود چندين كيلومتر را بپوشانند. اين ماگماها مي‌توانند فوران‌هاي انفجاري بسيار قوي همراه با مقدار زيادي مواد پيروكلاستيك توليد نمايند .

آندزيت‌ها سنگ‌هاي دانه‌ريز و تقريباً روشن مي‌باشند كه كاني‌ها اصلي سازنده‌ي آنها( پلاژيوكلاز، پيروكسن، آمفيبول و بيوتيت ) در زمينه‌اي خاكستري رنگ تا سياه قرار گرفته است . آندزيت‌ها به دليل مقاومت‌زياد در مقابل عوامل جوي درساختمان‌‌سازي به عنوان سنگ‌نما بكار برده مي‌شوند .

2.بازالت ( سياه سنگ):

يك سنگ سخت و سياه و دانه ريز ولكانيكي با كمتر ازپنجاه و دو درصدسيليس است. بافت سنگ‌هاي بازالت مي‌تواند حفره‌دار و يا متراكم ماگماهاي سازنده اين سنگها به دليل باشد. كم بودن ميزانSiO2،ويسكوزيته‌كمي دارند. به همين دليل گدازه‌هاي بازالتي بر روي زمين مي‌توانند سطحي تا حدودبیست کیلومتر را بپوشاند.

بازالت‌ها كه معادل بيروني گابرو به شمار مي‌روند فراوانترين سنگ آذرين بيروني در پوسته اقيانوس‌ها هستند در صورتي كه ماگماي بازالتي در زير آب فوران نمايند اشكال ويژه‌اي را كه به گدازه‌هاي بالشتي(Pillow lava) معروفند ايجاد مي‌‌كند. وجود اين اشكال در توالي‌هاي سنگي قديمي در شناسايي محيط‌هاي دريايي و آبي قديمي به زمين‌شناسان كمك فراواني مي‌كند.

فراوانترين كاني‌هاي سازنده‌ي اين نگ عبارتند از، اليوين، پيروكسن و پلاژيوكلاز

رنگ بازالت بر اساس ميزان و نوع كاني‌هاي موجود در سنگ بخصوص اليوين مي‌تواند از خاكستري روشن تا خاكستري تيره و سياه تغيير نمايد.

دماي گدازه‌هاي بازالتي معمولاً بين هزاروصد تا هزارودویست و پنجاه درجه‌ي سانتيگراد مي‌باشد.

در صورتي كه گدازه‌هاي بازالتي به سرعت سرد شوند يك نوع شيشه‌بازالتي سياهرنگ مي‌سازد كه تاكي‌ليتtachylite ناميده مي‌شوند

3.ديوريت :

ديوريت يك سنگ حد واسط دانه درشت و ندرتاً نهانبلوراست كه رنگ آن معمولاً متمايل به سبز مي‌باشد .

كاني‌هاي اصلي سازنده‌ي اين سنگ عبارتند از كواتز، پلاژيوكلاز، فلدسپات، آمفيبول و بيوتيت. ديوريت از كلمه‌اي يوناني به همين شكل به معني تشخيص دادن گرفته شده است. اين سنگ در تزئين ساختمان‌ها و بناها كاربرد فراوان دارد .

4.گابرو :

گابروها سنگ‌هاي آذرين دروني سخت، تيره، دانه درشت و بازيكي هستند كه درشتي بلور آنها بيانگر سردشدن آرام مواد مذاب در درون زمين است گاهي مي‌توان آثار جريان مواد مذاب را در اين سنگ مشاهده نمود.

گابرو فراوانترين و معمولي‌‌‌‌‌‌ترين سنگ‌هاي پلوتونيك در پوسته‌ي اقيانوس‌ها و بعد از گرانيت‌ها، فراوان‌ترين سنگ‌هاي پلوتونيك در نواحي قاره‌اي محسوب مي‌شوند .

پيروكسن و پلاژيوكلاز دو كاني اصلي سازنده‌ي اين نوع سنگ به شمار ‌مي‌روند .

نام آن از كلمه‌اي ايتاليايي به همين شكل گرفته شده ‌است .

5.گرانيت ( سنگ خارا) :

فراوانترين و معمولي‌ترين سنگ پلوتونيك در نواحي قاره‌اي كه سازنده‌ي بزرگترين باتوليت‌هاي جهان محسوب ‌مي‌شوند.

با توجه به گرانيتي بودن پوسته‌ي قاره‌ها مي‌توان نتيجه گرفت كه اغلب اين سنگ‌هاي اسيدي از ذوب پوسته تشكيل شده‌اند. گرانيت‌ها سنگ‌هايي به رنگ روشن با كوارتز فراوان ( حداقل 25% ) و دانه درشتند. طول بلور كاني‌هاي سازنده‌ي اين سنگ‌ها ممكن است به چندين سانتي‌متر نيز برسد وجود اين بلورهاي درشت تجزيه سنگ را تسهيل كرده و در اثر تجزيه فلدسپات، آنها به كائولن تبديل مي‌‌شود تبديل مي‌شود.

كاني‌هاي اصلي سازنده‌ي آنها عبارتند از كواتز، فلدسپات، آمفيبول و بيوتيت.

كاني‌هاي آپاتيت، زيركن، تورمالين، توپازو ....... به صورت كاني‌هاي فرعي در گرانيت‌ها يافت مي‌گردند.

سختي‌و مقاومت‌گرانيت‌سببب شده كه از آن به طور گسترده در تزئين ساختمان‌ها و سنگ‌فرش پياده‌رو‌ها و .... به عنوان سنگ نما استفاده گردد.

نام گرانيت از كلمه گرانوم به معني دانه گرفته شده ‌است ..

:(Kimberlite) كيمبرليت.6

يك نوع سنگ آذرين تيره رنگ، فاقد فلدسپات و داراي كاني‌هاي كربناته و فلوگوپيت است.

اين سنگها به صورت برش‌هاي انفجاري پركننده‌ي دودكش‌ها و يا در برخي از دايك‌ها و سيل‌ها يافت مي‌گردند .

كيمبرليت در سطح زمين به آساني تجزيه شده و به صورت سنگي سست و به رنگ خاكستري مايل به آبي ديده مي‌شود . در برخي نقاط جهان مانند آفريقاي جنوبي كيمبرليت‌ها منابع اقتصادي الماس به شمار مي‌رود .

6.ريوليت :

يك سنگ آتشفشاني اسيدي به رنگ روشن با بيش ازشصت و هشت درصدSiO2 است كه معادل بيروني (آتشفشاني) سنگهاي گرانيتي محسوب مي‌شود و مانند آنها در مناطق قاره‌اي يافت مي‌گردد .

كاني‌هاي اصلي سازنده‌اين سنگ‌عبارتند از كوارتز، فلدسپات و بيوتيت كه قبل از فوران ماگما متبلور شده‌اند اغلب در زمينه‌اي شيشه قرار دارند و حكايت از انجماد سريع مواد پس از فوران دارد. ريوليت در فورانهايي با دماي بين هفتصد تا هشتصدوپنجاه درجه سانتي‌گراد ديده مي‌شود .



http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gif اشکال و نحوه اسقرار سنگ های آذرین درونی: (http://forum.p30world.com/post-12.aspx)
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif اشکال و نحوه اسقرار سنگ های آذرین درونی:

توده‌هاي آذرين دروني نسبت به سنگ‌هاي اطراف خود ( سنگ‌هاي درونگير ) اشكال متفاوتي ايجاد مي‌نمايند كه بر حسب وضعيت نسبت به لايه‌بندي سنگ‌هاي رسوبي و يا شيستوزيته ( تورق ) سنگ‌هاي دگرگوني مجاور خود به دو دسته‌ي توده‌هاي نفوذي هم‌شيب و دگرشيب يا متقاطع تقسيم مي‌گردند :

1.توده های نفوذی همشیب با سنگ درونگیر:

Sill سيل

توده‌هاي نفوذي با ضخامت كم و به صورت صفحه‌اي هستند كه به موازات طبقات رسوبي يا شيستوزيته ( تورق‌) سنگ‌هاي دگرگوني تزريق شده‌اند . سيلها، بافت متراكم و بدون حفره داشته و از نظر اندازه‌ي بلورهاي سازنده داراي ساخت يكنواخت مي‌باشند .سن اين لايه‌ها همواه از سنگ‌هاي درونگيرشان كمتر است و به كمك اين مشخصه مي‌توان آنها را از گدازه‌ها كه تنها از لايه‌هاي زيرين خود جوانترند تشخيص داد .همچنین نسبت طول به ضخامت در سيل‌ها بيشتر از ده مي‌باشد .

: Lacolith لاكوليت

در اثر تزريق مواد به درون لايه‌هاي رسوبي اشكالي شبيه به عدسي پديد مي‌آيد به گونه‌اي كه سطح محدب آن به سمت بالا و سطح مسطح ان به سمت پايين قرار مي‌گيرداين اشكال ر اكه با سنگ‌هاي درونگير خود هم شيب بوده و ممكن است قطرشان به چندين كيلومتر و ضخامتشان به يك كيلومتر برسد لاكوليت ناميده مي‌شوند. لاكوليت‌ها نسبت طول به ضخامت كمتر ازده بوده و طبقات رويي آنها معمولاً گنبدي شكل هستند..

:Lopolith لوپوليت

توده‌هاي نفوذي پياله مانندي كه به صورت هم‌شيب با طبقات درونگير خود ايجاد مي‌شوند و سطح بالاي آنها مقعر و سطح زيرينشان محدب است. گاهي قطرلوپوليت‌ها به صد كيلومتر و ضخامت آنها به یک كيلومتر نيز مي‌رسد.

:Phacolite فاكوليت

فاكوليت‌ها توده‌هاي نفوذي هم شيبي هستند كه لولاي چين و فضاي بين طبقات چين خورده را پر مي كنند و در قله تاقدسيها و يا قعر ناوديسها ديده مي شوند.

2.توده های نفوذی متقاطع با سنگ درونگیر:

: Batholithe باتوليت

به معني عميق) Bothos به معني سنگ مي باشدوLithos)

باتوليتها توده هاي آذرين نفوذي بسيار بزرگي هستند كه وسعتي بالغ بر 100 كيلومتر مربع را اشغال مي كنند . با افزايش عمق، وسعت باتوليتها افزايش مي يابد و در زير آنها مواد رسوبي ديده نمي شود.حجم ماگماي سازنده اين توده ها به قدري زياد است كه انجماد كامل آن گاهي ميليونها سال به طول مي انجامد.

:Stock استوک

استوک به باتولیت هایی که مساحت آنها از 100کلیومتر مربع کمتر می باشد.

:Dike دايك

توده‌هاي نفوذي لايه‌اي شكل كه طبقات در بر‌گيرنده‌ي خود را قطع مي‌كنند و نسبت به آنها به صورت زاويه دار قرار مي‌گيرند. ضخامت دايك بين چند سانتي‌متر تا چندين متر و طول آن ممكن است به دهها كيلومتر برسد. به دليل مقاوم‌تر بودن جنس اين توده‌ها نسبت به سنگ‌هاي اطرافشان، پس از فرسايش به صورت ديواره‌اي ديده مي‌شوند. مدت انجماد كامل ماگما در دايك‌هاي سطحي به چند روز و در دايك‌هاي عميق به صدها سال مي‌رسد .

:Ring Dikeدایک حلقوی

این دایک ها عبارتند از حلقه های قوسی شکلی که به طرف بیرون انحنا دارندو یا شکستگی های گنبدی شکلی که نوسط ماکما پر شده اند.

:Cone Dikeدایک مخروطی

این دایک ها عبارتند از حلقه های قوسی شکلی که به طرف داخل انحنا دارند.



http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gif ماگما (Magma): (http://forum.p30world.com/post-11.aspx)
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif ماگما :

ماگماعبارت است از ماده طبیعی؛داغ که دارای قابلیت تحرک می باشد که از ذوب سنگها در اعماق زمین بوجود می آیدوعمدتا دارای ترکیب سلیکاته می باشد.

تركيب ماگما :

تشكيل شده است Si, Al , Ca, Na, K, Fe, Mg, H, o ماگما ازعناصر

. نیز در ماگمها یافت می شودH۲o,Cao,AL۲o۳,Sioوهمچنین تركيباتی مانند۲

البته سنگهاي آذرين دروني نمي‌تواند معرف خوبي براي تركيب شيميايي ماگما باشند چون كانيهاي مختلف بسته به نقطه انجماد خود در مراحل مختلف از ماگما جدا مي‌شوند و سنگهاي متفاوتي را تشكيل مي دهند. به همين خاطرنماينده و نشانگر قسمت خاصي از ماگما مي‌باشد ولي اگر گدازه به سرعت سرد شود در اين حالت مراحل تفريق ماگما صورت نگرفته و اين دسته سنگها به تركيب واقعي ماگما نزديك‌تر هستند.

با بررسي اين دسته گدازه‌ها آنها را به سه دسته كلی كه چهل و پنج تا هفتاد و پنج درصد وزني آنها را سليس تشكيل مي‌دهند تقسيم كرده‌اند :

( ۱.ماگماي بازالتي (ماگماي بازيك

( ۲.ماگماي آنذريتي (ماگماي حد واسط

۳.ماگماي ريوليتي (ماگماي اسيدي)

گازهاي محلول در ماگما در حدودپنج درصد ماگما را تشكيل مي‌دهند. تعيين نوع و مقدار واقعي آنها بسيار مشكل است ولي مي‌توان مهمترين آنها را گازها، بخار آب همراه با دي‌اكسيدكربن دانست كه نود درصد گازهاي خروجي آتشفشانها را تشكيل مي‌دهد. از جمله اين گازها در ماگما ازت، كلر، گوگرد و آرگون مي‌باشند .

از مطالعات به عمل آمده در مورد منشاء بخارات آب ماگما چنين برداشت مي‌شود كه تمام بخار آب خارج شده از آتشفشان به صورت محلول در ماگما نبوده بلكه مقداري از آن از تبخير آبهاي زيرزميني در نتيجه حرارت ناشي از ماگما حاصل شده است .

دما :

دما در ماگماي گرانيتي و بازالتي متفاوت است. دماي ماگما از هشتصد تا هزارو دویست درجه متغير مي‌باشد .

گرانروي :

گرانروي ماگماهاي مختلف متفاوت است هر چه گرانروي زياد شود سياليت آن كاهش مي‌يابد. گرانروي بستگي با تركيب شيميايي، درصد سيليس، دما، فشار، بخارات و گازهاي مخلوط در ماگما و فاز جامد ماگما دارد .

نظريات مربوط به چگونگي تشكيل انواع ماگما :

:ماگماي بازالتي ۱.

مي‌دانيم كه پوسته زمين در زير اقيانوسها نازك است و بلافاصله در زير آن گوشته بالايي قرار دارد. كه اين قسمت مواد اوليه لازم براي ماگماي بازالتي را فراهم مي‌كند. در مطالعات انجام شده مشخص گرديده است كه اين ماگما مقدار كمي بخار آب دارد .

اطلاعاتي كه مورد تركيب گوشته زمين در دست است نشان مي‌دهد كه گوشته از نظر تركيب با ماگماي بازالتي متفاوت است بنابراين ماگماي بازالتي بايد از ذوب قسمتهاي خاصي از گوشته كه در آن تحت شرايط ذوب خشك (بدون حضور آب) حاصل شده است بدست آيد. در مطالعات انجام شده به اين نتيجه رسيده‌اند كه عمق سیصدو پنجاه کیلومترحداكثر عمقي مي‌باشد كه درآن ماگماي بازالتي تشكيل مي‌شود .

علت حركت اين ماگماي مايع به سطح، جرم مخصوص مواد مذاب است كه معمولاً كمتر از جرم مخصوص سنگهاي تشكيل دهنده آنها است و باعث صعود آنها به طرف سطح زمين است و ضمن حركت به سمت بالا با كاهش دما و كم شدن فشار ماگما حالت مايع بودن خود را حفظ كرده و به صورت گدازه در سطح زمين جريان مي‌يابد. بنابراين بازالت يكي از فراوان‌ترين سنگهاي آذرين است .

۲.ماگماي آندزيتي :

تركيب شيميايي آندزيت با تركيب قسمتهايي از پوسته در زير قاره‌ها مشابه است و تصور مي‌شود كه اين ماگما از ذوب قسمتهايي از پوسته در زير قاره ها تشكيل مي‌شود .

بر اساس يكي از نظريات تكتونيك صفحه‌اي، زمانيكه يكي از صفحات ليتوسفر به گوشته زمين مي‌خورد در حقيقت پوسته مرطوب اقيانوسها در مجاورت گوشته قرار مي‌گيرد و در اثر حرارت موجود قسمتهايي از پوسته بازالتي ذوب مي‌شود و بدين ترتيب ماگمايي با تركيب آندزيتي به وجود مي‌آيد .

:۳.ماگماي ريوليتي

دو نكته در مورد منشاء اين ماگما وجود دارد: اول اينكه تمام آتشفشانهاي جديد با اين تركيب در پوسته قاره‌ها وجود داشته‌اند و نكته دوم، در تمام اين نوع آتشفشانها در زمان خروج مقدار زيادي بخار آب نيز همراه ماگما ريوليتي وجود داشته‌كه خود منجربه بوجود آمدن كانيهاي آبدار از قبيل ميكا و آمفيبول‌ها را در اين ماگما شده است. اين نكته نشانگر آن است كه منشاء ماگماي ريوليتي پوسته قاره‌ها است. در مقايسه ماگماي بازالتي متوجه مي‌شويم كه در سنگهاي نفوذي فراوان ولي در سنگهاي خروجي نادر مي‌باشند .

اين مسئله را با اين فرضيه توجيه مي‌كنند كه هنگامي كه ماگماي تشكيل شده به سمت بالا حركت مي‌كند فشار آن كاهش پيدا مي‌كند و به علت كاهش فشار بخار آب، نقطه ذوب ماگما بالا مي‌رود و براي مايع باقي ماندن ماگما لازم است كه دماي آن افزايش يابد ولي همانطور كه مي‌دانيم به سمت بالا دما كاهش مي‌يابد. بنابراين قسمت عمده اين ماگما در درون زمين سرد مي‌شود و سنگهاي نفوذي گرانيت را به وجود مي‌آورد و تنها مقدار كمي از آن به سطح رسيده و جاري میشود .


http://www.blogfa.com/layouts/msilver/rightc.gif زمين شناسى پزشکى(GeoMedicinal) : (http://forum.p30world.com/post-9.aspx)
http://www.blogfa.com/layouts/msilver/leftc.gif زمين شناسى پزشکى :
ژئومديسين يا زمين شناسى پزشکىشاخه اى از زمين شناسى زيست محيطى است که به بررسى ارتباط بيماريها و درمان آنها باوضعيت زمين شناسى مى پردازد . از سالها پيش دانشمندان ايرانى چون زکريا رازى وابوعلى سينا به ارتباط بوم و زمين با بيماريهاى مختلف پى برده بودن براى مثالابوعلى سينا در کتاب قانون چنين عنوان نموده است : " بدان که هر يک از فصول در هرمنطقه اى از مناطق زمين نوعى بيمارى بر مى انگيزد " علاوه بر دانشمندان ايرانىمحققين ديگرى از ساير ممالک به بررسى اين آثار پرداخته اند و برخى نيز بدون داشتندانش ژئومديسين فقط شاهد و ثبت کننده ارتباط بيماريها با وضعيت زمين بوده اند ازجمله مى توان به مارکوپلو سياح مشهور ايتاليايى اشاره نمود که درباره مرگ مرموزاسبهاى اروپايى در منطقه اى از چين مى نويسد پس از گذشت چند قرن علت مرگ را وجودسلنيوم زياد خاک دانشته اند . امروزه دانشمندان علل بسيارى از مرگ و ميرهاى ومسموميت هاى منطقه اى را در خصوصيات زمين پى مى جويند . بشر از ديرباز سعى درمقابله و کاهش خسارات ناشى از حوادث غيرمترقبه جهانى داشته است از جمله اين حوادثمى توان به پديده هاى زمين شناختى چون زمين لرزه ، آتشفشان ، رانش ها و لغزش ها ،سيل و توفان اشاره نمود . علاوه بر اين بسيارى از بيماريهايى که در مناطق مختلفبصورت اپيدمى شايع مى گردند و بسيار خطر آفرين بوده به نحوى مربوط به پديده ها ووضعيت زمين شناختى منطقه مى باشند براى مثال مواد سوزان آتشفشانها علاوه بر کشندگىسريع سبب آزاد شدن گازهاى سمى خطرناک در گستره و سيع ( بيش از 10000 کيلومتر مربع)مى شود که اين گازها سبب ايجاد بيماريهاى ريوى و متاسيون هاى پوستى و ... مى باشندو يا خروج گازهاى سمى و آزاد شدن مواد راسب و ايجاد ترکيبات فرار در حين زمين لرزهسبب مسموميت هاى شديد در منطقه ( معادن ) مى شود ، علاوه بر آن به سبب ايجاد شرايطاحيا و فساد بافتهاى حيوانى احتمال آلودگى آبهاى سطحى و زير زمينى به شدت افزايش مىيابد . در مجموع زمين لرزه مى تواند سبب بر هم خوردن نظم اکولوژيکى در يک منطقه مىگردد بصورتيکه اولاً گازهاى سمى امکان راهيابى به سطوح فوقانى زمين و يا حتى جو راپيدا مى کنند و در ثانى لايه هاى محصور سمى ( لايه هاى سرب ، جيوه ، سيانور ارسنيکامکان مجاورت آبهاى زيرزمينى را پيدا مى نمايند بنابراين احتمال تغيير شيمى آبهاىزير زمينى به شدت افزايش مى يابد . در پديده خشکسالى ابتدا سطح آب زير زمينى کاهشيافتهکه اين عمل سبب تغيير منطقه غير اکسيدان با اسباعکامل به منطقه اکسيدان با اشباع متفاوت مى گردد تغييرات ميزان اکسيداسيون سبب تبديلمواد نامحلول به مواد محلول در آب مى گردد ( تبديل سولفيد به سولفات ) اين مواد درآب حل گشته و با استخراج و مصرف آن جان انسانها به خطر مى افتد مانند حادثه غربسنگال که در اثر برداشت به رويه آب ميزان ارسنيک در آبهاى زيرزمينى بشدت افزايشيافت ./

www.gdez.ir
06-12-2007, 08:46 PM
زمين لرزه هاي بزرگ در ايران http://www.blogfa.com/layouts/mblue/leftc.gif ايران كشوري لرزه خيز است. ايران بر روي يكي از دو كمربند بزرگ لرزه خيزي جهان قرار دارد و هر از گاهي زمين لرزه هاي بزرگي در آن بوقوع مي پيوندد.

زمين لرزه هاي متعدد و در مواقعي ويران كننده بارها مناطق مختلف كشور را با خسارات و تلفات سنگيني روبه رو كرده است كه آخرين آنها، زمين لرزه ای بود کهدرشهرستان بم رخ داد و خسارت و تلفات زيادی در اين منطقه به جای گذاشت.

اين زلزله با جنبا شدن گسل كواترنزي بم و پديد آمدن گسيختگي جديد در بخشهايجنوبي بم - مرتبط با گسل بم- با بزرگاي 5/6 ریشتر پس از وقوع چند زلزله كوچك در ساعت 5:26 بامداد روز جمعه5ديماه 1383اتفاق افتاد.

زمين لرزه دیگری كه در سال 79 و در دو استان زنجان و قزوين با قدرت 2/5 در مقياس ريشتر به وقوع پيوست، مناطق طارم، خدابنده، ابهر، خرمدره و سلطانيه و همچنين بويين زهرا را لرزاند و خسارت ها و تلفاتي به بار آورد. بيش از 500 نفر بر اثر وقوع اين زمين لرزه كشته شدند.

بزرگترين زمين لرزه اي كه در سالهاي اخير در ايران به وقوع پيوست مربوط به 31 خرداد 1369 در استان هاي گيلان و زنجان با قدرت 3/7 در مقياس ريشتر بود. اين زمين لرزه بيش از 40 هزار كشته برجاي گذاشت.

تمام اين زلزله ها در عرض چند ثانيه شهرها و روستاهای زیادی را ويران كردند. اين در حالي است كه ديگر كشورهاي منطقه مانند، تركيه، سوريه، ارمنستان و يا افغانستان نيز به دليل قرار گرفتن در اين خط زلزله با تعداد بي شماري از اين قبيل زمين لرزه ها رو به رو هستند.

دانشمندان گفته‌اند كه دليل اين پديده در بستر اقيانوسها كه نشانه هاي حركت شبه قاره هند به سمت قاره هاي آسيا و اروپا را آشكار مي سازد، نهفته است.

قاره هند از 30 ميليون سال گذشته با سرعتي معادل 10 سانتي متر در سال به سمت قاره هاي اروپا و آسيا حركت كرده است و در زمان حاضر اين سرعت به 5 سانتي متر در سال كاهش پيدا كرده است.
فهرستي از زمان و ميزان قربانيان چند نمونه از زمين لرزه هاي به وقوع پيوسته در ايران در ذيل به طور خلاصه ارائه مي شود :
- سپتامبر 1962 (شهريور / مهر 1341) 11 هزار تن كشته و 200 روستا در غرب تهران ويران شد.
- اوت 1968 (مرداد / شهريور 1347) حدود 10 هزار تن در استان خراسان جان سپردند.
- آوريل 1972‌ (فروردين / ارديبهشت 1351) پنج هزار و 44 تن در جنوب كشور كشته شدند.
- سپتامبر 1978 (شهريور / مهر 1357) 25 هزار تن در شرق ايران كشته شدند.
- 21 ژوئن 1990 (31 خرداد 1369) حدود 40 هزار تن در شهر رودبار در شمال كشور كشته شدند.
- 28 فوريه 1997 (10 اسفند 1375) حدود يك هزار و 100 تن در اردبيل كشته شدند، بزرگي آن زمين لرزه، 5/5 درجه در مقياس ريشتر بود.
- 10 مه 1997 (20 ارديبهشت 1375) يك هزار و 613 تن در بيرجند بر اثر زمين لرزه با بزرگي 1/7 درجه در مقياس ريشتر، جان باختند.

به گفته كارشناسان امور شهري مقاوم سازي ساختمان ها و تقويت سازه هاي ساختماني در امور شهرسازي و احداث بنا در شهرها و استفاده مناسب از تحقيقات در حوزه زمين شناسي و اقليمي از جمله مولفه هاي بسيار مهمي است كه در كاهش خسارت و تلفات زمين لرزه هايي از اين دست مي تواند نقش مهمي داشته باشد. اين واقعيت كه ايران در كمربند زلزله جهاني قرار دارد و استفاده از تجربيات ديگر كشورهاي زلزله خيز و موفق در ساماندهي به امور شهري و مقاوم سازي شهرها در مناطق زلزله خيز بيش از گذشته احساس مي شود.

به گفته رييس مركز تحقيقات ساختمان و مسكن، تا پايان سال 1386 مساله استاندارد اجباريمصالح ساختماني در سطح كشور به مورد اجرا گذاشته مي‌شود كه اين امر پيامد زلزله بماست.
زمين لرزه در نقاط دیگر دنیا
زمين لرزه اي كه سه شنبه شب در آب هاي سواحل تايوان بوقوع پيوست، بزرگترين زلزله طي يكصد سال اخير در آبهاي جنوب غربي اين جزيره به شمار مي آيد.

بزرگي اين زمين لرزه 2/7 ريشتر بود كه در ساعت 20 و 26 دقيقه مناطقي از جنوب تايوان و چين را لرزاند. و تنها دو نفر کشته شدند و 42 تن نیز زخمي شدند.

گفته مي شود قدرت اين زمين لرزه معادل انفجار شش بمب اتمي است كه در عمق 22 كيلومتري زمين بوقوع پيوسته است.

مركز اصلي زلزله حدود بيست و سه كيلومتري سواحل، هنگوكان، در حاشيه جنوبي تايوان و بيست و دو كيلومتري زير دريا، گزارش شده است.

در اين حال مؤسسه لرزه نگاري ژاپن اعلام كرده بود كه در پي اين زمين لرزه در جنوب تايوان يك موج سونامي به ارتفاع يك متر به سوي ساحل شرقي فيليپين در حركت است اما مقامات فيليپين اعلام كردند كه تاكنون سونامي به سواحل اين كشور نرسيده است و احتمال رسيدن اين امواج را ضعيف دانستند.

تايوان در كمربند زمين لرزه قرار گرفته است و 85 درصد زمين لرزه هاي جهان در اين منطقه روي مي دهد.
حالا تلفات زمین لرزه در این کشور را با ایران مقایسه کنید...


http://www.blogfa.com/layouts/mblue/rightc.gif تهران 20 روز ديگر مي‌لرزد http://www.blogfa.com/layouts/mblue/leftc.gif قرار است تهران تقريبا از 20 روز آينده با زمين‌لرزه‌هاي مصنوعي به مدت 3 ماه بلرزد تا كارشناسان بتوانند در طرحي ديگر، گسل‌هاي پنهان شهر تهران را شناسايي و وضعيت آنها را ارزيابي كنند.

به گزارش فارس، با وجود آن كه گسل‌هاي فرعي به تنهايي موجب بروز زلزله نمي‌شوند و تنها با لغزش گسل‌هاي اصلي امكان فعال شدن دارند اما مسئولان در مديريت بحران معتقدند كه شناخت وضعيت گسل‌هاي پنهان در مديريت ريسك و كاهش ميزان خطرپذيري شهر تهران بسيار موثر است، از اين‌رو شناسايي گسل‌هاي فرعي شهر تهران (كه به اعتقاد بسياري از كارشناسان تعدادشان كم نيست)، يكي از دغدغه‌هاي مسئولان و پژوهش‌گران مديريت بحران شده است.

بر اساس اظهارات محسن ابراهيمي معاون مركز مديريت بحران شهر تهران قرار است شناخت گسل‌هاي پنهان شهر تهران با مشاركت شركت عمليات اكتشاف نفت و پژوهشگاه بين‌المللي مهندسي زلزله (به عنوان مشاور طرح) و همكاري نيروهاي انتظامي، راهنمايي و رانندگي و خدمات شهري شهرداري تهران تقريبا از 20 روز آينده آغاز شود.

اين زمين‌لرزه‌ها كه تا عمق 4 كيلومتري و با طول 8 كيلومتر ايجاد و اندازه‌گيري خواهد شد بين ساعت 4-1 بامداد به اجرا درخواهد آمد، بدون شك اولين سوالي كه به ذهن هر شنونده‌اي خطور مي‌كند اين است كه آيا اين زمين‌لرزه‌‌ها باعث بهم خوردن آرامش شبانه مردم نخواهد شد، آيا خطري ساختمان‌هاي تهران را تهديد نمي‌كند؟

معاون مركز مديريت بحران شهر تهران در پاسخ به اين سوالات به خبرگزاري فارس مي‌گويد: با توجه به اين كه امواج توسط دستگاه‌ها از وسط بزرگراه‌ها به مسيرهاي تعيين شده ارسال خواهد شد. بنابراين گمان نمي‌كنم اجراي طرح تاثيري در بهم خوردن آرامش شهروندان داشته باشد. ضمن آن كه قبل از شروع عمليات اطلاع‌رساني لازم انجام خواهد گرفت.

وي در خصوص مسيرهاي اجراي پروژه افزود: اين طرح در مسير شمالي-‌ جنوبي از قسمت كوهستاني منطقه يك، حد فاصل دركه و ولنجك آغاز مي‌شود و در منطقه كهريزك و بهشت زهرا ختم مي‌شود و در مسير شرقي ـ غربي نيز اجراي پروژه از دهكده المپيك شروع و در محدوده پارك سرخه‌حصار پايان مي‌يابد.

با وجود آن كه مسئولان مديريت بحران نسبت به رعايت كليه موارد ايمني براي جلوگيري از بروز هرگونه خسارت احتمالي به ساختمان‌هاي اطراف پروژه اطمينان خاطر مي‌دهند اما با اين وجود شهرونداني كه خانه‌هاي آنها به تلنگري بند است از ويران شدن خانه‌هاي كلنگي خود در طول اين 3 ماه مي‌ترسند.

حمزه شكيب رئيس كميته ايمني شوراي شهر تهران در گفت‌وگو با فارس با اظهاراتش سعي در ايجاد آرامش در شهروندان مي‌كند و مي‌گويد: در صورتي كه در اثر اين ارتعاشات ملكي دچار خسارت شود مجريان طرح بدون ترديد مكلف به پرداخت خسارت هستند. هر چند مجريان به نكاتي ايمني توجه دارند. بدون شك زماني كه مجريان مشاهده كنند كه ساختمان‌هاي محدوده اجراي طرح با خطر جدي مواجه هستند دايره اجراي طرح محدودتر و از ميزان ارتعاشات خواهند كاست.

به اعتقاد وي اجراي چنين طرح‌هايي اجتناب‌ناپذير است چرا كه محدود گسل‌هاي شهر تهران مشخص نيست و در نقشه‌ها و اطلاعات موجود وضعيت گسل‌ها به صورت تقريبي شناخته شده است.

بر اساس اظهارات وي نقشه فعلي گسل‌ها از نظر شناسايي و ساز و كار ژرفاي توليد لرزه خوب است، اما براي مديريت بحران مناسب نيست. براي داشتن برنامه و دستورالعمل مشخص نياز به نقشه‌هاي به روز داريم تنها در اين صورت مي‌توان تشخيص داد چه ساختمان‌هايي روي گسل قرار دارند تا براي بهسازي و مقام‌سازي آنها اقدام كرد. با اين مديريت ريسك، ديگر نقاطي كه بر روي گسل قرار دارند به نقطه خطرناك تبديل نمي‌شوند‌.

مدير مركز مديريت بحران شهر تهران در پاسخ به اين سوال كه بعد از پايان اين طرح آزمايشي در خصوص مكان‌هاي خطر چه خواهيد كرد، مي‌گويد: مديريت ريسك براي هركدام از اين گسل‌ها متفاوت است. بر اساس اطلاعاتي كه از اين طرح بدست خواهد آمد نسبت به نحوه بهسازي، مقاوم‌سازي يا نوسازي ساختمان‌ها برنامه‌ريزي‌هاي لازم انجام خواهد گرفت و در صورت لزوم كاربري برخي نقاط از طريق پايين آوردن سرانه جمعيت در آن قسمت و يا تبديل آنها به فضاي سبز، تغيير مي‌كند.

گفتني است، اجراي اين طرح قرار بود اواخر تيرماه امسال و هنگام تعطيلي مدارس به صورت آزمايشي از جبهه جنوبي شهر تهران آغاز و پيش از بازگشايي مدارس (طي 3 ماه) به پايان برسد اما اجراي اين طرح تا به امروز هنوز عملياتي نشده است.
منبع: خبرگزاري فارس
براي دسترسي به منابع ديگر مي‌توانيد به آدرس‌هاي زير مراجعه كنيد
http://mehdizare.blogspot.com/2006/11/blog-post_13.html
http://www.iranews.org/Viewnews.asp?@=44754
http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=166450&t=soc



http://www.blogfa.com/layouts/mblue/rightc.gif کویر و اعمال فرسایشی باد http://www.blogfa.com/layouts/mblue/leftc.gif تعاريف متعددی توسط دانشمندان برای كوير ارايه شده که عمدتاً می­توان بر دشواری رويش گياهی به عنوان ويژگی مشترک تمامی كويرها يا بيابان­های واقعی زمين تأکيد کرد؛ به سخنی ديگر، كوير پهنه­ای است که در آن «حيات گياهی» با بدترين شرايط برای بقای خويش مواجه است و کمترين توان توليد را در مقايسه با ساير رويشگاه­ها دارد.

دو واژه کوير و بيابان در اصطلاح عمومي، اغلب مترادف يکديگر بکار مي‌روند، اما از ديدگاه علمي متفاوت مي‌باشند.
کوير يا «پلايا»، در واقع سير قهقرائي بيابان است که در اثر تجمع سيلاب‌ها، تبخير فوق‌العاده زياد سطحي و بر جاي ماندن املاح قليايي نهايتا به صورت زمين‌هاي داراي پوشش سفيد نمکي، نمايان مي‌شود. بر حسب ميزان حمل مواد محلول و معلق، توسط سيلاب‌ها و هرزاب‌هاي حوضه‌هاي آبخيز ارتفاعات مشرف به نقاط پست بياباني (كه معمولا توام با املاح قليائي فراواني مي‌باشد) چاله‌هاي تدفيني بزرگ يا کوچک در آن شکل مي‌گيرد.

اين گونه سيلا‌ب‌ها در مسير حرکت خود‌، ممکن است از ساختارهاي مختلف زمين‌شناسي ( مانند ساختارهاي گچي‌، قليايي و آهکي) عبور نموده و نتيجتا در اثر شستشو و فرسايش مواد‌، املاح را با خود به چاله‌هاي تدفيني هدايت مي‌نمايند. بدنبال اين عمل‌، تبخير سطحي آب موجود‌، منجر به باقي گذاردن املاح (مخصوصا در سطح‌الارض) مي‌شود. بنابراين خاک اشباع از املاح شده و امکان زيست را از گياهان سلب مي‌کند به همين ترتيب کوير توسعه و گسترش يافته و هر روز بر دامنه آن افزوده مي‌گردد.

کويرها، فاقد حيات بيولوژيک بوده در صورتي که بيابان‌ها، داراي پوشش گياهي ضعيف مي‌باشد و اين پوشش گياهي بسته به شدت محدوديت‌هاي اکولوژيکي، ممکن است فقير تا بسيار فقير از پوشش گياهي باشد.

تخریب شیمیایی در كوير به علت کمی رطوبت بندرت انجام می‌گیرد. از این جهت بیشتر قطعات و ذرات کانی‌ها و همچنین سنگ‌ها در كوير دستخوش تغییرات شیمیایی نشده‌اند. از انواع تخریب‌های فیزیکی که در كوير انجام می‌گیرد، می‌توان عمل نیروی ثقل (گرانشی)، انرژی باد و تغییرات درجه حرارت را نام برد که از جمله عوامل موثر در تخریب مکانیکی هستند.

تغییرات درجه حرارت سبب انبساط و انقباض سنگ‌ها شده و باعث تخریب آنها می‌گردد. عدم وجود پوشش گیاهی در كوير موجب می‌شود که مواد حاصل از تخریب بوسیله باد به سهولت جابجا و پراکنده شود. گرچه باد از نظر فرسایش، از آب به مراتب دارای اهمیت کمتری است. ولی نقش مهمی را در فرسایش كوير به عهده دارد. در مناطق خشک که رسوبات تخریبی و سست توسط هیچ پوشش گیاهی محافظت نمی‌شوند، بادها به آسانی مواد را از جایی برداشته و در جایی دیگر انباشته می‌سازند. در نتیجه باد علاوه بر عمل حمل و نقل، عمل تخریب و رسوب‌گذاری را نیز انجام می‌دهد.

حمل مواد بوسیله باد
باد قادر است ذرات موجود در سطح زمین را برداشته و با خود تا مسافتی حمل نماید. میزان حمل، مقدار جابجایی و سرعت ته نشست مواد بستگی مستقیم به قدرت (سرعت) باد و قطر ذرات دارد. یعنی هرچه سرعت باد بیشتر باشد می‌تواند ذرات را به ارتفاع بیشتر و به فاصله دورتر ببرد و همچنین دانه‌های درشت‌تری را با خود حمل کند.

برای به حرکت در آوردن ذرات خشک سرعت کمتری لازم است تا ذرات مرطوب. بنابراین در صحراهای خشک به علت نبودن رطوبت و پوشش گیاهی حمل مواد بوسیله باد خیلی بهتر و سریعتر انجام می‌گیرد. سرعت باد با نزدیک شدن به سطح زمین (در اثر ایجاد اصطکاک) کم گشته ولی با دور شدن از سطح زمین به میزان سرعت آن افزوده می‌شود.

سايش بادي
سايش يکي از آثار بسيار جالب توجه فرسايشي بادي مي‌باشد که در سنگ‌ها ظاهر مي‌شود و در آن سطوح سنگ‌ها در دوره طولاني تحت اثر باد سائيده مي‌شود. ذراتی که توسط باد حمل می‌شوند پس از برخورد با موانعی که بر سر راه آنهاوجود دارد موجب سايش آنها می‌شود . اين عمل كه در نزديک سطح زمين و توسط ذرات ماسه انجام می‌گيرد بهسايش ماسه‌ای معروف است. قطعه‌ سنگ‌ها، ساختمان‌ها و موانع دست‌ساز انسان تحت تاثير ايننوع فرايند قرار می‌گيرند.

اگر سطح سنگ از کاني‌های با سختی يکسان تشکيل شده باشد سطح آنصاف و صيقلی می‌شود. ولی اگر دارای کاني‌های با سختی متفاوت باشد سطح آن خراشيده يا نقطهنقطه می‌شود. اگر سنگ به هردليلی از چند جهت تحت تاثير سايش قرارگيرد دارای چند سطح صافبا گوشه‌های نوک تيز می‌شود که به آنبادسابمی‌گويند.اگر موانع سنگی منفرد در مسير باد دارای جنس متفاوت با سختی متفاوتباشند باعث بوجود آمدن اشکالی ستونی، مانند قارچ‌ها یا سندان کفاشی می‌شود.

اشکال ناشی از عمل سايش
دشت ريگی يا رگ
در مناطق فاقد پوشش گياهی بادبُردگی باعث برداشت ذرات ريز و قابل حمل می‌شود و ذرات درشت‌تر بر جای می‌مانند، که به آن دشت ريگی می‌گويند.

حفره و فرورفتگی
در بعضی بيابان‌ها باد حفره‌ها و فرورفتگی‌هايی ايجاد می‌کند. ژئومورفولوژیست‌ها معتقدند اين پديده در اثر فرسايش بادی بوجود می‌آید. حفره‌ها اغلب کم عمق و در جهت باد غالب قراردارند.

ياردانگ
فرسايش بادی در بعضی مناطق صحرايی موجب تشکيل شيارها و فرو رفتگي‌های طويلو نسبتا عميقی در رسوبات نرم می‌شود که اين شيارها را بادکند و به ديوارهای ميان آنها ياردانگ می‌گويند. امتداد شيارها معمولاً در جهت بادهای اصلی منطقه است. ممكن است ارتفاع یاردانگ‌ها بهده‌ها متر و طول آنها به کيلومترها برسد. محققين معتقدند ايجاد ياردانگ‌ها نتيجه دخالت فرسايشآبی‌_ بادی است.

در لوت گستره بسياری از ياردانگ ديده می‌شود.به طوري که 4 درصد کل كوير لوت را شامل می‌‌شود. تحولات چاله لوت در دوران چهارم زمين‌شناسي واقع شده که در اين دوره عامل فرسايش بادي _ آبي باعث تغيير حوزه و اشکال مورفولوژي موجود در آن به خصوص ياردانگ‌ها گشته است (اشتوکلين، يوان و همکاران،1352)، و عوامل اقليمي نيز در پيداش عارضه‌ها موثر بوده است(Krinsley 1970 و معتمد,1367).

تخت دیو
گاهی باد مواد نرمی را که در زیر تخته سنگ‌ها قرار گرفته‌اند تخریب نموده و با خود حمل می‌کند و در نتیجه پدیده قارچ مانندی بوجود می‌آید که اصطلاحاً به آن تخت دیو می‌گویند.

فرسایش لانه‌ زنبوری
برخورد مداوم بادهای قوی و دائمی که ذرات ماسه همراه دارند بر روی صخره‌ها و یا سنگ‌هایی که در سطح زمین بخصوص در نقاط خشک و نیمه‌خشک قرار دارند باعث می‌گردد که بتدریج این سنگ‌ها فرسایش حاصل کنند و نوعی فرسایش لانه‌زنبوری از خود نشان دهند.

اشکال تراکمی باد
باد ذراتی را که با خود حمل می‌کند، سرانجام به علت از دست دادن قدرت حملخود يا برخورد با موانع موجود در سر راه خود، برجای می‌گذارد. نتیجه اين عمل بوجود آمدناشکال متفاوتی است. تپه‌های ماسه‌ای از بارزترين اشکال تراکمی بادها هستند. در ذيل پاره‌ای از آنها ذکر شده است. به منطقه وسيعی که از تپه‌های ماسه‌ای گوناگون پوشيدهشده باشد ارگمي‌گويند.

تپه‌های شني(Dunea)
باد معمولا ماسه‌ها را به شکل تپه یا رشته تپه‌هایماسه‌ای در سطح زمین برجای می‌گذارد که به آنها اصطلاحا تپه‌های شنی یا دون‌ها اطلاقمی‌شود. طرز تشکیل دون‌ها بدین صورت است که ماسه‌هایی که بوسیله باد در سطح زمین در حرکت هستند، پس از رسیدن به موانعی در سر راه خود از قبیل گیاهان، قطعات سنگ و یا عوارض طبیعی دیگر، سرعت باد کاهش يافته و در نتیجه ذرات ماسه از حرکت متوقف می‌شود. این ذرات در اطراف موانع انباشته شده و بتدریج به مقدار آنها افزوده می‌شود.

شرط اساسی برای تشکیل تپه‌های ماسه‌ای وجود باد و مقدار کافی ماسه‌های قابلانتقال توسط باد است. در دو طرف تپه‌های ماسه‌اي دو شیب متفاوت دیده می‌شود. دامنه‌ای کهبه طرف باد است دارای شیب ملایم تر در حدود 5 تا 15 درجه می‌باشد و دامنه عکس جهتباد دارای شیب تندتر در حدود 20 تا 25 درجه می‌باشد.

تپه‌های ماسه‌اي پس از تشکيل در جهت حرکتباد جابجا می‌شوند. به اين ترتيب که باد ذرات ماسه را از سمت مقابل خود به طرف بالا و جلو می‌راند و پس از رسيدن به قله (نقطه قرار) در سمت ديگر به پايين می‌افتد. تکرار اين عمل بهتدريج موجب جابجايی تپه می‌شود. اين جابجايی گاهی به 10 تا20 متر در سال می‌رسد. در سطحتپه‌های ماسه‌اي برجستگی‌هايي ديده می‌شود که به آناثر موجی می‌گویند.

ارتفاع تپه‌های شنی متغیر می‌باشد و به ندرت از ٢٠ متر تجاوز می‌کند ولی گاهی از اوقات ارتفاع آنها زیاد شده و به ١٠٠ متر نیز می‌رسد. برای مثال ارتفاع تپه‌های شنی شرق کویر لوت گاهی اوقات به بیش از ١٠٠متر نیز می‌رسد. جنس تپه‌های شنی اغلب از کوارتز است ولی گاهی گچ، آهک، رس، خاکسترهای آتشفشانی و مواد دیگر، در آنها دیده می‌شود. وجود این مواد در تپه‌های شنی حاکی از فراوانی آنها در محل است.

انواع تپه‌های شنی
شکل تپه‌های شنی متفاوت است و از این جهت آنها را برحسب شکل و چگونگی تشکیل‌شان به دسته‌های مختلف تقسیم می‌کنند که مهم‌ترین آنها عبارتند از :
برخان: این دسته از تپه‌های شنی هلالی شکل بوده و به صورت متقارن يا غيرمتقارن ديده می‌شود. دارای دو گوشه تیز می‌باشند که جهت باد را نشان می‌دهند. قسمت کوژ این تپه‌ها در جهت باد و کاو آن در جهت مقابل باد است. برخان در مناطقی که جهت باد همیشه ثابت است تشکیل می‌گردد. این نوع تپه‌ها متحرک بوده و هرچه کوچکتر باشند مقدار جابجایی آنها بیشتر می‌باشد.

اگر یک يا چند برخان در کنار یکديگر تشکيل شود، برخان‌هایعرضیتشکيل می‌شود. در این نوع تپه‌ها جهتباد غالب منطقه عمود بر محور تپه‌ها است. اگر يکی از بازوها به علت تغيير باد غالب یا بادهایفرعی توسعه یابد و رشد نماید یک تپهطولیتشکيل می شود که محور تپه موازی باد غالب منطقه است.

سيف به معني شمشير كه نام آن از زبان مردم محلي در صحراي سينا گرفته شده، تپه ماسه‌ای کشيده است. نوکآن تيزو انتهای آن مدور است. دامنه مخالف باد دارای شيب تندتری نسبت به دامنه رو بهباد دارد. قسمت پيشانی آن مثلثی با يال‌های تيز و گاهی قوسی شکل است.

سيلك: سيلک‌ها از اتصال سيف‌ها و بهصورت خطوط موج داری بوجود می‌آيد و تشکيل آن بستگی به باد غالب منطقه دارد. شکل کلیآنها دندانه‌دار و مارپيچی است.

تپه‌های شنی طولی: تپه‌های شنی طولی که به آنها دون ریسمانی نیز گفته می‌شود، تپه‌های باریکی هستند که به شکل رشته‌های طویل دیده می‌شوند و طول آنها نیز در امتداد جهت باد قرار گرفته است. طول این تپه‌ها گاهی به ٨٠تا ١٠٠کیلومتر و ارتفاع آنها به ٥٠ تا ١٠٠ متر نیز می‌رسد.

تپه‌های شنی عرضی: این نوع تپه‌ها معمولا در نواحی که مقدار ماسه فراوان و جهت باد نیز ثابت است به شکل رشته‌هایی از تپه های شنی که متصل به هم (معمولا از اتصال چند برخان که امتداد آنها عمود بر جهت باد است) تشکیل می‌شوند.

تپه‌های شنی درهم: به تپه‌هایی که به علت تغییر دائمی جهت باد دارای هیچ نوع فرم و شکل شخصی نمی‌باشند اطلاق می‌گردد.

قورد يا هرم‌های ماسه‌ای:قوردهانتيجهتجمع برخان‌ها و سيف‌ها هستند. برخان‌ها و سيف‌ها در جهات مختلف به تدريج به يک نقطه متوجه می‌شوند و در نتيجه، عوامل و موانع گوناگون از پيشرفت آنها جلوگيری می‌نمايد، در اين حالت تپه‌های ماسه‌ای در اثر بادهای مسلط، تشکيل توده‌ عظيمی را می‌دهد که همان قورد است .ارتفاع اين تپه‌ها بلندتر از ساير تپه‌ها است .


تپه‌هاي ستاره‌اي: داراي سطوح لغزشي متعدد هستند که در نتيجه وزش بادهاي از چند جهت حاصل شده‌اند. اين تپه‌ها عموما داراي يک برجستگي بلند در وسط و سه يا تعداد بيشتري بازوي شعاعي در اطراف هستند.


ریپل مارک (Ripple Marke)

ریپل مارک‌هااشکال موجی هستند که معمولا در سطوح صاف ماسه‌ها بوجود می‌آیند. ریپل مارک در اثرفعالیتامواج آبو یا باد بوجود می‌آید و اغلب درسطح تپه‌های شني صحراها و یا ماسه‌‌ای کنار دریا تشکیل می‌شوند. اندازه و دامنه وطول ریپل مارک‌ها بستگی به سرعت و شدت باد و یاامواج آبدارد.

علت ایجاد ریپلمارک‌ها اختلاف جهش دانه‌ها به هنگام عمل حمل و نقل می‌باشد، زیرا در جهت مقابلباد ذرات ماسه بیشتر تحت اثر قدرت باد قرار می‌گیرد و به حرکت در می‌آیند و در سطحمخالف که دارای شب بیشتری است سقوط می‌کنند. ریپل مارک‌های نامتقارن در مقطع مانندتپه‌های شنی، شکل نامتقارنی دارند. یعنی یک طرف آن دارای شیب کم (Luv) و طرف دیگردارای شیب بیشتری (Lee) است.

لُس(Loess)
یکی دیگر از رسوباتی که بوسیله باد گذاشته می‌شودلساست. لس‌ها از ته نشست موادی که به صورتشناور در باد حمل می‌شوند بوجود می‌آیند. دو نوع لس در طبعيت وجود دارد يکي لس‌هاي واقعي است که از واکنش‌هاي يخچالي و حمل باد با رخساره قبل از يخچالي بدست مي‌آيد و ديگر لس‌هاي بياباني که منشاء آنها کاملا مشخص نيست. لس‌هاي يخچالي از قطعات کوارتزدار زمين‌هاي يخچالي حاصل و به وسيله جريان‌هاي رودخانه‌اي _يخچالي به طرف دشت‌هاي پائين حمل شده‌اند سپس به وسيله وزش بادهاي طوفاني به طرف بيرون از پهنه يخي حرکت کرده و رسوبات وسيعي را توليد مي‌کند.

لس‌ها فاقدلایه‌بندیوسيمان می‌باشندولی وجود ذرات خیلی ریز و گوشه‌دار در آن موجب چسبندگی دانه‌ها به یکدیگر می‌شود. تا حدی که اگر رسوبات لسی به صورت قائم نیز بریده شوند هیچگونه ریزشی در آنها ایجادنمی‌شود. رنگ لس‌ها به علت اکسیده شدن کانی‌های آهن‌دار موجود در اینرسوبات زرد و یا قهوه‌ای می‌باشد.

لس‌ها از ذرات کانی به خصوص كوارتز،فلدسپات،ميكا،كلسيت ،دولوميت و گاهی اوقات هم مواد رسی تشکیل شده است که اغلب این ذرات گوشه‌دار بوده و قطر آنهابین 03/0 تا 04/0 میلی‌متر است. در اثر تخریب لس، بخصوص سطح خارجی آن، مواد آهکیشسته شده (چون اکثرا لس با آهک دیده می‌شود) و باعث ایجاد اشکال کروی نامنظم(نودول) در لس‌ها می‌شوند که به این اشکال حاصله عروسک‌های لسی یا Loess nudule می‌گویند.

نبکا يا تل نباتی
در جاهايی که سطح آب‌های زيرزمينی بالا است و موجب رويش گياهان شدهاست، انباشت ماسه در پناه گياهان انجام می‌گيرد که به صورت نبکا يا تل نباتی ظاهر می‌شود. اين پديده در پناه گياهان نمک‌دوست و خشکی‌دوستی که توان به دام انداختن ماسه راداشته باشد شکل می‌گيرد و به نام همان گياه ناميده می‌شود. علاوه بر ماسه‌های روانمواد ريز مانند سیلت و ذرات نمک و گچ می‌توانند به صورت نبکا ظاهرشوند. بزرگ‌تريننبکا در ايران در مغرب دشت لوت و متراکم‌ترين آنها در دشت جازموريان ديده می‌شود.

ورنی صحرا
ورنی پوسته‌ای از ترکيبات آهنی است که در اثر نيروی کاپيلاريته درروی سنگ‌ها ظاهر می‌شود. بواسطه ترکيبات آهن، رنگ آنها تيره است و در اثر عمل سايش باد، صيقلی شده و نهايتا در مقابل باد و ذرات شن و ماسه‌ی همراه آن مقاوم می‌شود. در اثر سايش باد در مناطق خشک قلوه ‌سنگ‌ها را صيقل داده و سطوحی در آنها ايجاد می‌کند که به اين قلوه سنگ‌ها ویندکانتر می‌گويند.
2 (http://forum.p30world.com/post-69.aspx)


http://www.blogfa.com/layouts/mblue/rightc.gif
http://www.blogfa.com/layouts/mblue/leftc.gif http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/Geoparctw17.jpg

زماني که اوليندانشمندان علوم زمين، آتشفشان ايفل(Eifel) را در قرن 19 کشف کردند در واقعچشم‌اندازي بي‌همتا با گنجينه‌اي سرشار از زيبايي‌هاي زمين‌شناسي و طبيعي رايافتند. پهنه آتشفشاني ايفل يا ولکان‌ايفل در جنوب‌غربي آلمان واقع است و 400ميليون سال سن دارد و ناحيه‌اي در حدود 130،000 هکتار را مي‌پوشاند.در يک فعاليت آتشفشاني شگفت‌آور حدود 67 کراتر بزرگ (که هم‌چنين مآر ناميده مي‌شوند) ايجاد شده است، زماني که ماگماي بالا آمده در کنتاکت با آب زيرزميني و سطح زمين انفجار يافته است، 8 عدد از اين مآرها در نزديکي دان (Dune) با آب پر شده‌اندکه امروزه مردم آنها را چشمه‌هاي ايفل مي‌نامند


http://www.blogfa.com/layouts/mblue/rightc.gif زمین‌شناسی رسوبی در اكتشاف ذخاير نفتي http://www.blogfa.com/layouts/mblue/leftc.gif زمین‌شناسی رسوبی برای اکتشاف و تکمیل اطلاعات مربوط به مخازن نفت و گاز مهم می‌باشد. اطلاعات زمین‌شناسی برای برای پیش‌بینی مکان‌های احتمالی ايالت‌هاي نفتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مخازن نفت و گاز در مناطق بسیاری در حوزه‌های رسوبی مشاهده شده است. هیدروکربن‌ها در اعماق کم لبه‌های حوزه، در مناطق عمیق مرکزی حوزه، در لبه‌هایی که حرکت تکتونیکی تله‌های نفتی را ایجاد می‌کند، تجمع پیدا می‌کنند.

حوزه ها
حوزه‌های رسوبی در منشا تشکیل و نوع سنگ‌های موجود در حوزه متمایز می‌شوند. هر کدام بصورت واحد متفاوت و مستقل مطالعه می‌شود. ولی ویژگی‌های مشترکی میان همه حوزه‌ها وجود دارد. حوزه‌ها مکان تجمع مواد آواری و تبخیری را در ناحیه فشرده شده (ناحیه‌ای که دچار فرو افتادگی نسبت به محیط‌های اطراف است) یا ناحیه شیب‌دار دریایی می‌باشند. آنها دارای لایه‌های ضخیم در مرکز حوزه و لایه‌های نازک در کناره‌ها می‌باشند.‌لایه‌های موجود وقایع رسوب‌گذاری متوالی را نشان می‌دهند.

حوزه های رسوبی دینامیکی همزمان با افزایش مقدار رسوبات دچار فروافتادگی می‌شوند. نیروی ایجاد کننده این فرو‌افتادگی‌های محلی هنوز بطور کامل شناخته نشده‌اند، ولی به تنظیمات غیر تعادلی نیرو‌های ثقلی ربط داده شده‌اند. طبق تئوری تعادل ایزوتوپی خارجی‌ترین و سبک‌ترین بخش زمین که پوسته خارجی آن می‌باشد، بر روی جبه شناور بوده و با آن در تعامل می‌باشد. بنابراین پوسته زمین از قسمتی وارد جبه شده و در قسمتی دیگر از آن خارج می‌گردد.

تا به حال تقطه تمرکز زلزله پایین‌تر از 1600 کیلومتر ثبت نشده است. در این عمق فشار و دما برای تغییر حالت جبه به مواد پلاستیک‌گونه که باعث ایجاد جریان‌های همرفتی آرام درون جبه‌ای می‌شود، مناسب می‌باشد. این جریانات همرفتی موجب ایجاد تعادل ثقلی در پوسته زمین خواهد شد. ناحیه گریت لیک ایالات متحده امریکا، کانادا و شبه جزیره اسکاندیناوی هنوز در اثر آب شدگی پلیستوسن در حال بالا آمدن می‌باشد.

درون توده قاره‌ای حاوی مواد پایداری است که به عنوان کراتن و یا صفحات تشکیل شده از سنگ‌های دگرگون قدیمی، شناخته می‌شوند. صفحات کانادا، برزیل، فنواسکانیا، و هند از این نمونه‌اند. رسوبات کراتن‌ها بصورت زمین‌های خشک سطحی، پرکننده فرو‌افتادگی‌ها و تجمع بر صفحات کنار قاره، نهشته می‌شوند.

کناره های واگرای قاره ای
رسوبات جمع شده در فلات‌های قاره موجود در کناره‌های قاره‌ها در اثر شدت و جهت راندگی صفحات، چند نوع ساختمان زمین‌شناسی تشکیل می‌شود. کناره‌های قاره‌ای واگرا در حاشیه قاره‌های جدا شده از شکاف‌های میان اقیانوسی تشکیل می‌گردند. از نمونه‌های آن می‌توان شمال و جنوب امریکا و غرب سواحل اروپا و افریقا را نام برد.
موارد ذکر شده در ابتدا در شکاف‌های میان اقیانوسی بهم متصل بودند. فلات‌های قاره در حال گسترش می‌باشند. در آنجا عمق آب کم بوده و رسوبات کربناته از ریف‌ها تشکیل می‌گردند. رسوبات آواری شسته شده از زمین‌های اطراف نیز در آنجا نهشته می‌شوند. بنابراین بستر مناسبی برای تشکیل سنگ‌های منشا و مخزن و در روی آن سنگ پوشش را فراهم می کنند.
در بررسی نوع و حوزه‌های رسوب‌گذاری، می‌بایستی تمامی موارد همچون تمامی نواحی پوشیده شده از مواد آواری و شرایط محیط رسوب‌گذاری مورد نظر قرار گیرند. چپمن تعریفی از حوزه فیزیوگرافی ارائه داده است: «ناحیه‌ای که بر اثر فرسایش مواد لازمه را برای نهشته شدن رسوبات در حوزه‌های رسوبی و یا در گودی‌های کف دریا یا در سطح زمین تامین می‌کند». بنابراین منشا رسوبات بوسیله نواحی فرسایشی، فیزیوگرافی و آب و هوای منطقه تعیین می‌شود.

کناره‌های قاره‌ای همگرا
کناره‌های قاره‌ای همگرا در حین برخورد صفحات تشکیل می‌گردند. زمانی‌که یک صفحه اقیانوسی با یک صفحه کم چگال‌تر قاره‌ای برخورد می‌کند، حوزه‌ای میان جزایر قوسی و قاره تشکیل می‌گردد. این حوزه‌ها با رسوبات آواری آمده از خشکی کربناته منشا گرفته از حیوانات دریایی پر می‌شوند. این رسوبات باعث ایجاد نواحی بزرگی از تجمع هیدروکربن مانند میدان جنوب شرقی آسیا می‌شوند.
حرکت قاره‌ای صفحات بسمت یکدیگر باعث تشکیل با فرورفتگی دراز و باریک به نام ژئوسینکلاین (Geosyncline) خواهد شد. این فرورفتگی بوسیله رسوبات پر شده و در هنگام کوهزایی (Orogeny) بالا آمده و باعث ایجاد چین به همراه کوه‌های آتشفشانی خواهد شد. کوه‌های آپالاچین در روسیه از همگرایی کناره‌های قاره‌ای پر شده از رسوبات بوجود آمده‌اند. کوه‌های تشکیل شده از هنگام کوهزایی، بعد از پایدار شدن متحمل فرسایش منطقه‌ای شده و رسوبات مناطق پایین دست دو طرف کوه را تامین خواهند کرد.
پترولیومی که در رسوبات جمع شده است، در دوره کوهزایی از بین می‌رود. دلیل این امر از بین رفتن وش سنگ‌های (Cap Rock) نگهدارنده نفت در تله‌های زمین‌شناسی و مهاجرت نفت به سطح زمین می‌باشد. گسل و چین‌خوردگی رسوبات نیز باعث ایجاد تله‌های ساختمانی در مناطق مختلفی در منطقه خواهد شد.

کناره های قاره ای پهلوران
زمانی که دو صفحه پوسته ای از کنار یکدیگر عبور می‌کنند، باعث ایجاد گسل‌های بلند پهلو‌ران با شاخه‌هایی با زاویه 30 درجه نسبت به گسل اصلی و بلوک‌های گسلی در لبه‌های گسل پهلوران می‌شوند. پر شدن این گسل‌ها شرایط مناسبی برای به تله افتادن هیدروکربن را مهیا می‌سازد. نمونه این مخازن در گسل سن آندریس در کالیفرنیا مشاهده می‌شود. گسل‌های پهلوران در کف اقیانوس مکان ایجاد تپه‌های دریایی می‌باشند که تعدادی از آنها بهمراه فعالیت‌های آتشفشانی از کف اقیانوس فاصله می‌گیرند.
منبع: petroleumtimes (http://www.petroleumtimes.com/articles/index.php?mod=article&cat=pgeology&article=120)


http://www.blogfa.com/layouts/mblue/rightc.gif کمپاس و کاربردهاي آن http://www.blogfa.com/layouts/mblue/leftc.gif مهارت در استفاده از ابزارهاي زمين‌شناسي براي زمين‌شناس امروز بسيار مهم و اساسي به نظر مي‌رسد و مي‌تواند او را در برداشت‌هاي صحرايي بسيار کمک نمايد. کمپاس يکي از وسايل اصلي زمين‌شناسان در برداشت‌هاي صحرايي مي‌باشد که مهارت در استفاده از آن مي‌تواند يک زمين‌شناس حرفه‌اي را در رسيدن به هدفش کمک نمايد.

کمپاس توسط بسياري از زمين‌شناسان براي نقشه برداري صحرايي از موضوعات زمين‌شناسي استفاده مي‌شود. زمين‌شناسان بيشترين استفاده را از کمپاس برانتون مي‌کنند اما باستان‌شناسان، مهندسين محيط‌زيست و نقشه‌برداران نيز از قابليت‌هاي اين وسيله استفاده مي‌نمايند. کمپاس برانتون در واقع يک قطب‌نماست که به دليل داشتن شيب‌سنج و قابليت حمل راحت به ساير قطب نماها برتري دارد و مي‌تواند به هر دو روش نشانه‌روي کمري و چشمي مورد استفاده قرار گيرد.

اندازه‌گيري دقيق ساختار‌هاي زمين‌شناسي مانند خط لولاي يک چين، اثر سطح محوري و صفحه‌ محوري و نقشه‌برداري زمين‌شناسي بدون استفاده از کمپاس برانتون غيرممکن و کاري نشدني است. در اين نوشتار ما کاربرد کمپاس برانتون را در اندازه‌گيري تغييرات خطي و صفحه‌اي ساختمان‌هاي زمين‌شناسي (‌ساختماني، رسوبي و چينه‌شناسي) مرور مي‌کنيم و در مورد استفاده کمپاس در نقشه‌برداري و اندازه‌گيري مقاطع چينه‌شناسي‌، اندازه‌گيري زوايا، ارتفاع و ... بحث مي‌نمائيم.

کمپاس برانتون (قطب‌نماي جيبي)
نخستين بار يک زمين‌شناس کانادايي به نام D.W. Brunton کمپاسبرانتون را طراحي کرد که سپس توسط کمپاني William Ainsworth در دنور امريکا ساختهشد. با وجود طراحي بادوام آن، آينه ظريف و بخش‌هاي شيشه‌اي آن در مقابل ضربه ورطوبت آسيب‌‌پذير بوده و پس از هر بار استفاده نياز به تعمير و آماده‌سازي براياستفاده مجدد داشتند. از سال 1972 برانتون هاي اصلي بوسيله کمپاني برانتون درريورتون ايالت وايومينگ امريکا (Riverton, Wyoming) ساخته و به بازار عرضه شدند. نمونه هاي مشابه از آن به مرور زمان در سوئد، چين، ژاپن و آلمان ساخته شد و امروزهدر بازار موجود است.

ساختمان کمپاس برانتون:
کمپاس برانتون از سه قسمت بدنهاصلي(box)، بازوي نشانه‌روي (sighting arm) و درپوش‌(lid)، تشکيل شده.

1- بخش بدنه اصلي
حاوي قطعات مهمي است کهعبارتند از:
•عقربه (Needle)که داراي دو جهت است، يکي جهت شمال (‌در کمپاسبرانتون‌هاي اصلي عموما به رنگ سفيد است و در برخي نمونه‌هاي مشابه با N مشخص شدهاست) و ديگري که به رنگ سياه است جهت جنوب را نشان مي‌دهد.
•تراز چشم‌گاوي (Bull's eye level) تراز کروي که براي خواندن زواياي افقي استفاده مي‌شود.
•تراز شيب‌سنج (Clinometer level) يا همان تراز استوانه‌اي.
•صفحه مدرج شيب‌سنج (Clinometer Scale) براي خواندن زواياي قائم.
•دستگاه تعديل (Damping mechanism) براي تخفيف در حرکت نوساني عقربه و پايداري بيشتر آن.
•دکمه قفل}کننده عقربه(Lift pin).
•پيچ برنجي کناري و ميخ شاخص(Side brass screw and Index pin) براي تنظيم و نشان دادن انحراف مغناطيسي.
•صفحه دايره مدرج (Graduated circle) براي خواندن امتداد.

نوک شمالي عقربه در نيمکره شمالي که زاويه انحراف مغناطيسي بهسمت پايين است به سمت صفحه مدرج نزديک مي‌شود. يک وزنه کوچک الحاقي به سمت جنوبيعقربه اضافه شده است تا تعادل را در عقربه فراهم سازد. چنانچه کمپاس در نيمکرهجنوبي يعني جايي که انحراف مغناطيسي به سمت بالاست استفاده شود بايد وزنه عقربه آنبر روي بخش شمالي عقربه بسته شود تا تعادل ايجاد گردد. براي عدم خطا در تشخيص عقربهسمت شمال بهتر است هميشه به وزنه دقت کنيم.

2- درپوش
بوسيله يک لولا به بدنه متصل مي‌گردد وشامل:
•يک آينه(Mirror) با يک خط محوري.
•پنجره نشانه روي بيضويشکل(Sighting window)براي نشانه روي به روش‌هاي کمري و چشمي.
•روزنه ديد.(Sight)

3- بازوي بلند نشانه‌روي
بوسيله يکلولا به بدنه متصل شده داراي:
• شکاف بيضوي کشيده بر روي طول خود براي مشاهدهساختارهاي خطي.
•نوک نشانه‌روي خم‌شونده(Sighting tip) براي تراز کردن خطديد.

صفحه مدرج کمپاس برانتون بر مبناي دو مقياس قديمي طراحي شدهاست.
مقياس آزيموت که در آن براي نشان دادن جهات از سه رقماستفاده مي‌شود به عنوان مثال براي شمال 000 يا 360 درجه و براي جنوب 180 درجه. دراين مقياس تنها جهت شمال مبناي اندازه‌گيري‌ها است و يک راستا بر مبناي جهت‌گيري آننسبت به شمال از 0 تا 360 درجه تعيين موقعيت مي‌شود.

مقياس ربع دايره(بيرينگ)که در آن از حروف و ارقام استفاده مي‌شود ( مثل( N60oE, S20oW در چهار ربع 90 درجه (NE, SE, SW, NW) مدرج شده است. راستاي شمال و جنوب به ترتيبدر بالا و پايين صفر درجه را نشان مي‌دهند. در اين مقياس شمال و جنوب مبناي اندازه‌گيري منظور مي‌شوند.

راستاي يک خط بر روي زمين بوسيله موقعيت آن خط مشخص مي‌شود، که زاويه افقي بين خط ومرجع (معمولا شمال در بيرينگ و 000 در مقياس آزيموت) مي‌باشد. البته مرجع در مقياسبيرينگ، هنگامي که راستاي يک ساختار به سمت جنوب خوانده مي‌شود، جنوب هم مي‌تواندباشد.
موقعيت E و W در صفحه مدرج معکوس است، يعني E در سمت چپ صفحه مدرج(معادل شماره 9ساعت ) و W در سمت راست صفحه ( معادل شماره 3 ساعت) بر روي صفحه مشخصشده‌اند.

اين حالت براي اصلاح در خواندن زاويه طراحي شده است. شايان ذکر است حتيوقتي‌ که صفحه مدرج چرخانده مي‌شود، نوک شمال (سفيد رنگ) عقربه کمپاس هميشه رو بهشمال قرار مي‌گيرد. براي مثال براي خواندن زاويه 045 ، ما صفحه را تراز کرده و بهسمت راست شمال (جهت عقربه‌هاي ساعت ) مي‌چرخيم، اما نوک شمال عقربه به سمت چپ شمالمي‌گردد ( خلاف عقربه‌هاي ساعت )، يعني جايي که شرق برروي صفحه مدرج حک شده است وما زاويه صحيح را قرائت مي‌کنيم.
...
نقل ار وبلاگ زمين‌شناسي Earth (http://earth.persianblog.com/)


http://www.blogfa.com/layouts/mblue/rightc.gif انرژى زمين‌گرمايى، کاربردها و مزيت‌هاى آن http://www.blogfa.com/layouts/mblue/leftc.gif انرژى ژئوترمال به معناى «انرژى زمين‌گرمايى» يا انرژى با منشا درونى زمين است. اين انرژى، به شكل گرماى محسوس، از بخش درونى زمين منشا مى‌گيرد ودر سنگ‌ها و آب‌هاى موجود در شکاف‌ها و منافذ داخل سنگ در پوسته‌ زمينوجود دارد. درجه‌ حرارت سنگ‌ها به طور پيوسته با عمق زمين افزايش مى‌يابد، هر چند نرخ افزايشدرجه حرارت ثابت نيست. با اين روند، درجه حرارت در قسمت بالايى جبه به مقاديربالايى مى‌رسد و سنگ‌ها در اين قسمت به نقطه‌ ذوب خود نزديک مى‌شوند.

منشااين گرما در پوسته و جبه‌ زمين، به طور عمده تجزيه‌ مواد راديواکتيو است. كه در طولعمر زمين، به طور آرام توليد شده و در درون زمين محفوظ و محبوسمانده است. و منبع انرژى مهمى فراهم كرده كه امروزه به عنوانانرژى نامحدودى در مقياس انسانى مورد توجه قرار گيرد.

نظريه‌هاى موجود در خصوص تکامل زمين نيز مبنايى ديگر براى توضيح وجود گرما در داخل زمين هستند.مطالعات نشان مى‌دهد که زمين در زمان پيدايش (حدود 5/4 ميليارد سال قبل) حالت مذابداشته، تدريجا سرد شده و بخش خارجى آن به صورت جامد درآمده است. اما بخش‌هاى داخلىآن، به دليل کندى از دست دادن گرما، حالت مذاب خود را حفظ کرده و داراى درجه حرارت بالايى است و مى‌تواند منبع گرمايى درونى پوسته باشد که از هسته به طرف خارجمنتقل مى‌شود.


چگونگى انتقال گرماى زمين به سطح زمين
گرما از هسته زمين به طور پيوسته به طرف خارج حرکت مى‌کند. اين جريان از طريقانتقال و هدايت گرمايى، گرما را به لايه‌هاى سنگى مجاور (جبه) مى‌رساند. وقتى درجهحرارت و فشار به اندازه کافى بالا باشد، بعضى از سنگ‌هاى جبه ذوب مى‌شوند وماگما به وجود مى‌آيد. سپس به دليل سبکى و تراکم کمتر نسبت به سنگ‌هاى مجاور، ماگمابه طرف بالا منتقل مى‌شود و گرما را در جريان حرکت، به طرف پوسته زمين حمل مى‌کند.

گاهى اوقات، ماگماى داغ به سطح زمين مى‌رسد و گدازه را به وجود مى‌آورد. اما بيشتر اوقات، ماگما در زير سطح زمين باقى مى‌ماند و سنگ‌ها و آب‌هاىمجاور را گرم مى‌کند. اين آب‌ها بيشتر منشاء سطحى دارند و حاصل آب بارانى هستند کهبه اعماق زمين نفوذ کرده است. بعضى از اين آب‌هاى داغ از طريق گسل‌ها و شکست‌هاىزمين به طرف بالا حرکت مى‌کنند و به سطح زمين مى‌رسند که به عنوان چشمه‌هاى آب گرمو آبفشان شناخته مى‌شوند. اما بيشتر اين آب‌ها در اعماق زمين، در شکاف‌ها و سنگ‌هاىمتخلخل محبوس مى‌مانند و منابع زمين گرمايي را به وجود مى‌آورند.

مکان‌هاى مناسب براى بهره‌بردارى از انرژى زمين‌گرمايى
مناطق داراى چشمه‌هاىآب گرم و آبفشان‌ها، اولين مناطقى هستند که در آن‌ها انرژى زمين‌گرمايى مورد بهره‌بردارى قرار گرفته و توسعه يافته است. در حال حاضر، تقريبا تمام نيروى الکتريسيتهحاصل از انرژى زمين‌گرمايى از چنين مکان‌هايى به دست مى‌آيد. در بعضى از مناطق،تزريق ماگما به درون پوسته زمين، به اندازه کافى جديد و هنوز خيلى داغ است. دراين نواحى، درجه حرارت سنگ ممکن است به 300 درجه ى سانتى‌گراد برسد و مقاديرعظيمى انرژى گرمايى فراهم کند. بنابراين، انرژى زمين‌گرمايى در مکان‌هايى کهفرايندهاى زمين‌شناسى اجازه داده‌اند ماگما تا نزديکى سطح زمين بالا بيايد، يا بهصورت گدازه جريان يابد، مى‌تواند تشکيل شود.

ماگما نيز در سه منطقه مى‌تواند به سطحزمين نزديک شود:
1- محل برخورد صفحات قاره‌اى و اقيانوسى (فرورانش)؛ مثلاحلقه آتش دور اقيانوس آرام.
2- مراکز گسترش؛ محلى که صفحات قاره‌اى از همدور مى شوند، نظير ايسلند و دره کافتى آفريقا
3- نقاط داغ زمين؛ نقاطى کهماگما را پيوسته از جبه به طرف سطح زمين مى‌فرستند و رديفى از آتشفشان را تشکيل مى‌دهند.


کاربرد انرژى زمين‌گرمايى
از زمان‌هاى دور، مردماز آب زمين‌گرمايى که آزادانه در سطح زمين به صورت چشمه‌هاى گرم جارى بودند،استفاده کرده‌اند. امروزه، با حفرچاه به درون مخازن زمين‌گرمايى، و مهار آب داغ و بخار، از آن براى توليد نيروىالکتريسيته در نيروگاه زمين‌گرمايى و يا مصارف ديگر بهره‌بردارى مى‌کنند.

سه نوع نيروگاه زمين‌گرمايى براى توليد برق وجود دارد:
1- نيروگاه خشک: اين نيروگاه روى مخازن ژئوترمالى که بخار خشک با آب خيلى کم توليدمى‌کنند، ساخته مى‌شوند. در اين روش، بخار از طريق لوله به طرف نيروگاه هدايت مى‌شود و نيروى لازم براى چرخاندن ژنراتور توربين را فراهم مى‌کند. اين گونه مخازن بابخار خشک کمياب است. بزرگترين ميدان بخار خشک در دنيا، آب گرم جيزرز در 90 مايلىشمال کاليفرنياست که توليد الکتريسيته در آن، از سال 1962 شروع شده است و امروزه بهعنوان يکى از موفق‌ترين پروژه‌هاى توليد انرژى جايگزين محسوب مى‌شود.

2- نيروگاه بخار حاصل از آب داغ: اين نوع نيروگاه روى مخازن داراى آب داغ احداث مى‌شود. در اين مخازن با حفر چاه، آب داغ به سطح مى‌آيد و به دليل آزاد شدن از فشارمخازن، بخشى از آن به بخار تبديل مى‌شود. اين بخار براى چرخاندن توربين به کار مى‌رود. چنين نيرگاه‌هايى عموميت بيشترى دارند، زيرا بيشتر مخازن زمين‌گرمايى حاوى آبداغ هستند. فناورى مزبور براى اولين بار در نيوزلند به کار گرفته شد.

3- نيروگاه ترکيبى (بخار و آب داغ): در اين سيستم، آب گرم از ميان يک مبدل گرمايى مى‌گذرد و گرما را به يک مايع ديگر مى‌دهد که نسبت به آب در درجه حرارت پائين ترى مى‌جوشد. مايع دوم در نتيجه گرم شدن به بخار تبديل مى شود و پره هاى توربين را مىچرخاند. سپس متراکم مى شود و مايع حاصله دوباره مورد استفاده قرار مى‌گيرد. آب زمين‌گرمايى نيز دوباره به درون مخازن تزريق مى‌شود. اين روش براى استفاده از مخازنى کهبه اندازه کافى گرم نيستند که بخار با فشار توليد کنند، به کار مى‌رود.

مزاياى استفاده از انرژى گرمايى براى توليد الکتريسيته
1- تميزبودن: در اين روش همانند نيروگاه بادى و خورشيدى، نيازى به سوخت نيست، بنابراين سوخت‌هاى فسيلى حفظ مى‌شوند و هيچگونه دودى هم وارد هوا نمى‌شود.
2- بدون مشکل بودنبراى منطقه: فضاى کمترى براى احداث نيروگاه نياز دارد و عوارضى چون ايجاد تونل،چاله‌هاى روباز، کپه‌هاى آشغال و يا نشت نفت و روغن را به دنبال ندارد.
3- قابل اطمينان بودن: نيروگاه مى‌تواند در طول سال فعال باشد و به دليل قرار گرفتنروى منبع سوخت، مشکلات مربوط به قطع نيروى محرکه در نتيجه ى بدى هوا، بلاياى طبيعىو يا تنش هاى سياسى را ندارد.
4- تجديد پذيرى و دائمى بودن
5- صرفهجويى ارزى: هزينه‌اى براى ورود سوخت از کشور خارج نمى‌شود و نگرانى‌هاى ناشى ازافزايش هزينه سوخت وجود نخواهد داشت.
6- کمک به رشد کشورهاى در حال توسعه:نصب آن در مکان‌هاى دور افتاده مى‌تواند، استاندارد و کيفيت زندگى را با آوردننيروى برق بالا ببرد.

با توجه به فوايدى که برشمرده شد، انرژى زمين‌گرمايى بهرشد کشورهاى در حال توسعه بدون آلودگى کمک مى‌کند.

مصارف ديگر انرژىزمين‌گرمايى
آب زمين‌گرمايى در سرتاسر دنيا، حتى زمانى که به اندازه کافىبراى توليد برق داغ نيست، مورد استفاده قرار مى‌گيرد. آب‌هاى زمين‌گرمايى که درجهحرارت آنها بين 50 تا 300 درجه فارنهايت است، مستقيما مورد استفاده قرار مى‌گيرندکه موارد مصرف آنها به شرح زير است:
_ براى تسکين درد عضلات در چشمه‌هاى داغو درمان با آب معدنى (آب درمانى).
_ گرم کردن داخل ساختمان‌هاى منفرد و حتىمنطقه‌اى که مجاور چشمه‌هاى گرم است. در اين روش، سيستم‌هاى گرم کننده، آب زمين‌گرمايى را از طريق يک مبدل گرمايى پمپ مى‌کنند و گرما را به آب شهرى انتقال مى‌دهندو آب شهرى گرم شده، از طريق لوله‌کشى به ساختمان‌هاى شهر منتقل مى‌شود. در داخلساختمان‌ها نيز، يک مبدل گرمايى ديگر گرما را به سيستم گرمايى ساختمان ها منتقل مى‌کند.
_ براى کمک به رشد گياهان، سبزيجات و محصولات ديگر در گلخانه(زراعت).
_ براى کوتاه کردن زمان مورد نياز رشد و پرورش ماهى، ميگو، نهنگ وتمساح (آبزى پرورى).
_ براى پاستوريزه کردن شير، خشک کردن پياز، الوارکشى وبراى شستن پشم (استفاده صنعتى).

بزرگترين واحد اين سيستم گرمايى در دنيا، در «ريکياويک» در ايسلند قرار دارد. از زمانى که اين سيستم براى تامين گرماى شهر مذکوربه کار مى‌رود، ريکياويک به يکى از تميزترين شهرهاى دنيا تبديل شده است؛ در صورتىکه قبل از آن بسيار آلوده بود.

موارد مصرف ديگرى نيز از گرماى زمين‌گرمايىوجود دارد. براى مثال، در «کلامث فالز» در اورگن آمريکا، زير جاده‌ها و پياده‌روهاآب ژئوترمال لوله کشى مى‌شود، تا از يخ زدن آن‌ها در شرايط هواى يخبندان جلوگيرىشود. در نيومکزيکو، رديفى از لوله‌ها که زير خاک دفن شده‌اند، آب زمين‌گرمايى راانتقال مى‌دهند تا گل‌ها و سبزيجات پرورش يابند. با اين شيوه، اطمينان حاصل مى‌شودکه زمين يخ نمى‌‌زند. به علاوه، فصل رويش طولانى‌تر مى‌شود و روى هم رفته، محصولاتکشاورزى سريع‌تر رشد مى‌کنند و بدون استفاده از گلخانه محافظت مى‌شوند.

کشورهايى که در حال حاضر از مخازن زمين‌گرمايى براى توليد الکتريسيته استفاده مى‌کنند، عبارتند از آمريکا، نيوزيلند، ايسلند، مکزيک، فيليپين، اندونزى و ژاپن.استفاده از اين انرژى در بسيارى از کشورها در حال گسترش است. راه حل استفاده بيشتر از انرژى زمين‌گرمايى، افزايش آگاهى عمومى و تقويت فناورى مرتبط با زمين‌گرمايى است.
منبع: سايت سازمان زمين‌شناسي كشور

2 (http://forum.p30world.com/post-65.aspx)

http://www.blogfa.com/layouts/mblue/rightc.gif همايش ها و کنفرانس هاى علوم زمین در خرداد ماه 1385 http://www.blogfa.com/layouts/mblue/leftc.gif ليست تعدادى از همايش ها و کنفرانس هاى علوم زمین در خرداد ماه 1385
هفتمين نمايشگاهبين المللى محيط زيست در ايران
آدرس:تهران- محل دائمىنمايشگاههاى بين المللى
نمايشگاه بين المللى محيط زيست در ايران همه ساله در خرداد ماهو با حضور شرکتهاى داخلى و تشکل هاى زيست محيطى غير دولتى (NGO) و همچنين شرکتکنندگان خارجى در محل دائمى نمايشگاههاى بين المللى تهران برگزار مى شود. اين نمايشگاه از هفتم خرداد ماه لغايت دهم خرداد در اين محل برگزار خواهدشد.

اولين نمايشگاهدستاوردهاى علوم زمين
مکان: دانشگاه آزاد اسلامى واحد علوم وتحقيقات
اولين نمايشگاهدستاوردهاى علوم زمين از 6 تا 9 خرداد ماه 1385 در دانشگاه آزاد اسلامى واحد علوم وتحقيقات برگزار مى گردد
تلفکس: 44829001

همايش منطقه اىزمين شناسى کاربردى و محيط زيست
آدرس:دانشگاه آزاد اسلامىاسلامشهر
دومين همايش زمين شناسى کاربردى و محيط زيست دانشگاه آزاداسلامى واحد اسلامشهر در هفتم خردادماه سال 85 برگزار مى گردد.
شماره تلفن: 7-2358105-0228 شمارهنمابر:2360468- 0228

اولين کنگره مهندسىنفت ايران
مکان: مرکز همايشهاىبين المللى صدا و سيما- تهران
اولين کنگره مهندسى نفت ايران (صنايع بالا دستى) در نهم و دهمخردادماه سال 85 برگزار مى شود.
محورهاى اين کنگره بر سه مبناى اکتشاف، مخازن،استخراج و حفارى بنا شده است.
آدرس اينترنتي کنفرانس : http://www.iranupstream.com/faindex.php

اولين همايش ملىمديريت بحران زلزله در شهرهاى داراى بافت تاريخى
مکان: دانشگاه يزد
اولين همايش ملىمديريت بحران زلزله در شهرهاى داراى بافت تاريخىسه شنبه 9 خرداد 1385 در دانشگاه يزد برگزار مى گردد.
آدرس اينترنتي کنفرانس: http://www.zelzeleh.org/showcomment/?refer=17

دهمين همايش انجمنزمين شناسى ايران
مکان: دانشگاه تربيت مدرس- تهران
دهمينهمايش انجمن زمين‌شناسى ايران به مدت سهروز از دوشنبه 13 تا چهارشنبه 15 شهريور ماه، برگزار خواهدشد.
آدرس اينترنتي کنفرانس : http://www.gsoi.ir/html/index.php

نخستين کنفرانسبين‌المللى مديريت و برنامه‌ريزى انرژى
مکان: دانشگاه تهران
نخستين کنفرانس بين‌المللى مديريت و برنامه‌ريزى انرژى،در31-30 خرداد 1385برگزار مى شود.


http://www.blogfa.com/layouts/mblue/rightc.gif روش های دیگر تعیین سن سنگها http://www.blogfa.com/layouts/mblue/leftc.gif روش روبیدیم _ استرانسیوم
روبیدیم از گروه IA جدول تناوبی است, شعاع یونی این عنصر در حدود پتاسیم است, لذا به جای پتاسیم در ساختمان کانیهای حاوی K نظیر بیوتیت، فلوگوپیت، مسکویت، هورنبلند، ارتوکلاز، میکروکلین، سیلویت و کارنالیت جانشین میشود.
استرانسیوم از گروه IIA جدول تناوبی عناصر است و شعاع یونی آن کمی بیشتر از کلسیم است و در ساختمان کانیهای حاوی کلسیم که عدد کئوردیناسیون آن برابر 8 است جانشین میشود. نظیر پلاژیوکلاز, آپاتیت, آراگونیت, کلسیت و غیره.
روبیدیم دارای دو ایزوتوپ 87Rb و 85Rb است. 87Rb ناپایدار است و با گذشت زمان تجزیهرادیواکتیو، آن را به 87Srبا نیمهعمری بالغ بر 47 میلیارد سال تبدیل می‌کند. و استرانسیم دارای چهار ایزوتوپ 88Sr، 87Sr، 86Sr و 84Sr است.
روش Sr _ Rb میتواند برای تعیین سن کانیهایی مانند مسکویت، بیوتیت و همه نوع فلدسپاتهای پتاسیم دار از جمله ارتوکلاز و میکروکلین که سنگهای آذرین را تشکیل میدهند، مورد استفاده قرار گیرد. اما کانی هورنبلند مناسب نیست زیرا شامل مقدار کمی روبیدیوم میباشد. در ضمن تعیین سن گلوکونیت نیز با این روش انجام شده است.
تعیین سن به روش Sr _ Rb میتواند روی نمونه های کامل سنگ بدون تجزیه شدن کانی آن انجام شود. این عمل بخصوص در مورد سنگهای دگرگونی و آذرینی که از نظر وجود فلدسپاتهای پتاسیم دار و کانیهای میکادار مانند گرانیت و گنیس غنی می باشند، صورت می گیرد. در صورتی که بقیه سنگهای آذرین و دگرگونی اغلب نامناسب هستند.
نسبت 86Sr/87Sr در سنگهای مختلف به تاریخ قبل از تبلور سنگ و بخصوص به سن و نسبت Rb/Sr ناحیه منشا آن بستگی دارد. در مورد بسیاری از سنگهای آذرین که از منابع عمیق در پوسته پایینی یا گوشته فوقانی هستند، نسبت 86Sr/87Sr از حداقل حدود 700/0 الی 715/0 تغییر میکند که برای سنگهای دگرگونی با تاریخ تبلور طولانی پوسته و نسبتهای تقریبا بالای Rb/Sr میتواند بیشتر باشد. نسبت 86Sr/87Sr که عموما به عنوان نسبت ایزوتوپ استرونسییم اولیه یاد میشود، یک پارامتر مهم برای مطالعه ناحیه اصلی سنگهای آذرین میباشد.
با این حال کاربرد روش روبیدیم کمتر ازپتاسیم می‌باشد. و این روش در تعیین سن سنگهایی سودمند است که سنشان 3 میلیون سالاست.

روش اورانیم ، سرب و توریم ، سرب
تغییر و تبدیل اورانیوم به سرب مثالی خوبی است ازتبدیل یک عنصر رادیواکتیو238U به206Pb با داشتن نیمه عمری برابر 4.53x109 سال235U .نیزتخریب شده و یه207Pb با داشتن نیمهعمری برابر 73 میلیون سال و توریوم 232 بهسرب207 با نیمه عمری تقریبا برابر با 13.39x109 سال تبدیل می‌گردد. این روش موفقیت آمیزترین روشی است که سنمواد دارای صد میلیون سال تا پنج میلیارد سال را مشخص می‌کند.

استفاده از ایزوتوپهای230Th و231Pa
230Thحاصل تخریب238U است و نیمه عمرش 75000 سال است231Pa .یک فرآورده از سری تخریبی235U است و نیمه عمر آن 34000 سال میباشدو این دو عنصر که در رسوبات کف دریا یافت می‌شوند، می‌توانند از طریق مغزه گیریبالا آورده شده و با مقادیر ایزوتوپیک در لایه‌های سطحی مقایسه و جهت تعیینلایه‌های رسوبی استفاده شوند.

روش فلوئور
روشی است که گر چه قدیمی به نظر می‌رسد، ولی با توجه به اینکهمقدار فلوئور موجود در استخوانهای فسیل مهره داران با قدمت آنها رابطه مستقیم دارد، در تعیین سنزمینهای با فسیل مهره داران کواترنری بکار برده می‌شود، ولی باید دانست که افزایشمقدار فلوئور در اسکلت و استخوانهای فسیل بستگی به ماهیت شیمیایی در برگیرنده اینفسیلها نیز دارد و روش چندان دقیقی به نظر نمی‌رسد.

روش آمینو اسیدها
در این روش می‌توان با محاسبه نسبت آمینو اسیدهای D (راست گرد) به آمینو اسیدهای نوع L (چیگرد) در فسیلهای کواترنری (استخوان مهرهداران و صدفها) تعیین سن نمود. در طی بررسی و مطالعات دهه 1970مشخص شد که باکاربرد عملی فرآیند آمینو اسید وراسمیزیشن (racemization) می‌توان سن بقایای اسکلتی فسیلشده را به دقت مشخص کرد. در پروتئین موجودات زنده نسبت اسیدهای آمینه نوع L صد درصد می‌باشد.
پس از مرگ جاندار طی فرآیند راسمیزیشن، آمینو اسیدهای نوع L بهنوع D تبدیل میشود. نسبت نوعD به نوع L در باقیمانده‌های اسکلتی با گذشت زمان افزایش پیدا می‌کند تا نسبت L/D برابر 1 گردد. اما بر خلاف روشهای تجزیه و تخریب رادیو متریک نسبت L/D قابل برگشت است.
بهر حال با محاسبه با این نسبت نیز می‌توان سن نمونه را تعیین کرد. در اینروش مقادیر جزیی از نمونه را باید بکار گرفت. این روش در تعین فسیلهای انسانی اولیهو آثار دریایی باقیمانده از چند هزار سال اخیر کاربرد فراوانی دارد

Dianella
06-14-2007, 02:03 PM
سلام دوست عزيز

از زحمت شما براي قرار دادن مطالب در انجمن علوم زمين تشكر مي كنم.:20:

فقط اگر ترتيب تاپيك هاي اين زيرشاخه رو ملاحظه كرده باشيد براي هر موضوع در زمين شناسي تاپيك مجزايي وجود داره كه با مراجعه به اين فهرست قابل دسترسي هست:

فهرست کامل تاپيك هاي علوم زمين (http://www.forum.p30world.com/showthread.php?t=82159)

به طور مثال براي سنگ شناسي آذرين تاپيك جدا وجود داره، همين طور براي گرماي زمين و غيره.
پس لطفا از قرار دادن چندين مطلب از چند موضوع مختلف در يك تاپيك خودداري بفرماييد چون دسترسي رو سخت مي كنه و عملا چندان نمي تونه مورد استفاده قرار بگيره. و براي قرار دادن هر مطلب تاپيك مناسب خودش رو انتخاب كنيد.

و براي معرفي لينك سايتهاي علمي هم از اين تاپيك استفاده بفرماييد:

لینک سایت های علمی (http://www.forum.p30world.com/showthread.php?t=63370)

پايدار و پيروز باشيد :11: