PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : اسرار ماوراء




    

صفحه ها : [1] 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13

Soshiant
03-08-2005, 16:48
سلام به همه دوستان
هدف من از ایجاد این تاپیک بالا بردن اگاهی عمومی مردم هست در مورد مسایل متافیزیک و معنوی که در حال حاضر دستاویزی شده برای افراد سود جو و متقلب و سوء استفاده اونها از علاقه شدید بعضی از افراد .
من میخام به شما چیز هایی یاد بدم که اگر میخواستید در کلاس های مخصوص اون شرکت کنید از شما کلی پول میگرفتن تازه اگر میتونستید یک کلاس خوب پیدا کنید ولی من از شما چیزی نمیخام جز اینکه این موضوع هارو جدی بگیرید و بدون پیش داوری روی اونها فکر کنید نه زود انکار کنید ونه زود باور کنید اگر همیشه درست فکر کنید و احساساتتونو کنترل کنید هیچکس نمیتونه شمارو گول بزنه
هر کس که در این باره چیزی بلد بود خوشحال میشم که بنویسه یا ترجمه ای از منابع اینترنتی که در زیر بعضی از اون هارو خواهید دید بنویسه
هر کس خاطره جالبی هم از این موضوع ها داشت میتونه بنویسه ولی خواهش میکنم که خاطراتی بنویسید که خودتون دیدید نه اینکه از پسر خاله عموی مامان دایی دوست دخترتون نقل کنید
خواهش دوم من اینکه دروغ نگید که عاقبت هیچ حاصلی جز بدنامی خودتون نداره .اینجاهم کسی نیست که به دروغ های شما بگه افرین یا پولی به شما بده
در این تاپیک هیچ کس حق نداره برای مقاصد مادی تبلیغ کنه یا بگه برای اثبات بیایین به شهر من یا با من تماس بگیرید تا از هرگونه سو استفاده جلوگیری بشه
اگر دیدم دوستان علاقه مند زیاد هستند روش های مراقبه و مدیتیشن هم یاد میدم در اون صورت افراد میتونن از خاطرات مراقبه های خودشون هم بنویسن و اینکه چه حسی داشتن یا چی دیدن
باز هم خواهش میکنم دروغ نگید
حضرت علی میفرمایند: مزه ایمان را نخواهید چشید مگر اینکه دروغ را چه به شوخی چه به جدی ترک کنید
من خیلی از مطالبی که قبلا نوشتم و به این تاپیک مربوط میشه از تاپیک جادوگری منتقل میکنم البته من اونجا مطالب بیشتری در مورد ارتباط با ارواح وهمین طور جواب هایی برای سوال های دوستان نوشتم که چون به این تاپیک مربوط نیست و همین طور برای کوتاه تر شدن مطالب اون هارو منتقل نمیکنم اگر کسی علاقه داشت به تاپیک نظر سنجی در مورد جادوگری از صفحه 6 و 6به بعد مراجعه کنه


......ارواح قابل دیدن با چشم مادی نیستند و کسانی هم که اون هارو میبینن با چاکرای 6 خود که قسمتی از کالبد غیر مادی اون هاست میبینن این چاکرای 6 در مطابقت با کالبد فیزیکی روی پیشانی میان دوابرواست (در اصل در مغز روی غده هیپوفیز )به چشم سوم معروف هست.
در مورد( چاکرا) ها هم بگم هر انسان 7 چاکرا داره که با استفاده از اون انرژی غیر فیزیکیو به فیزیکی تبدیل میکنه که خودش بحث بسیار گسترده ای هست و اگر کسی به هاله نورانی و چاکرا ها علاقه مند بود بگه تا بیشتر بگم یا کتاب بهش معرفی کنم
ارتباط با ارواح و جن ها هم به وسیله ماده ای در بدن هست به نام( اکتوپلاسم) این ماده در بدن همه هست مقدار این ماده در بدن اشخاص ارثی و ژنتیکی هست هر چقدر این ماده در بدن بیشتر باشه ارتباط با ارواح راحت تره این اکتوپلاسم در حقیقت نه کاملا مادی و نه کاملا غیر مادی است و به عنوان رابط عمل میکنه
...........به همه علاقه مند ها توصیه میکنم راه های متافیزیکی بی خطر و معنوی رو انتخواب کنن یک راه معنوی پرواز روحه که البته حتما نیاز به استاد راهنما داره و اونم میتونه پر خطر باشه و امروزه هم به یک منبع درامد و
روشی برای گول زدن تبدیل شده(به کلاس های این استاد های تقلبی اعتماد نکنید)
راهی که من پیشنهاد میکنم هشیاری در رویا هست که هم کاملا بیخطره و هم ساده و در نهایت به پرواز روح ختم میشه البته این کار ها احتیاج به تمرین و وقت زیاد و استعداد داره و انتظار نداشته باشید خیلی سریع پیش برید



راستی یادم رفت بگم نتنها احظار روح و جن نکنید بلکه بهتره در اتاقی هم که قبلا این کارو کردن نرید از میزی هم که برای این کار استفاده شده استفاده نکنید چون انرژی مسموم دارن
برای تخلیه انرژی سنگین(مسموم)از بدن یا اماکن باید پیش 1 انرژی درمان برید



......افکار ما قدرت جذب دارن یعنی وقتی به چیزی فکر میکنی اونو به طرف خودت میکشی و قدرتشم به علاقه تو بستگی داره عزیز این مبحث خیلی گسترده هست و خیلی قانون داره فقط همینو بگم که اگر بخای این افکار و انرژی های منفی از فکر و زندگی خودت بیرون کنی نباید سعی به این کار بکنی که موفق نمیشی چون نیروی ذهن مثل 1 طناب میمونه نویتونه چیزیو پس بزنه بلکه فقط میتونه به طرف خودش بکشه یعنی برای این کار باید با افکار خوب انرژی های مثبتو به زندگی خودت جاری کنی



..... هاله=نوری که دور همه افراد هست نمایانگر انرژی-معنویت-سلامت و شخصیت افراد هست به صورت نوری دور افراد دیده میشه در 9 لایه که اکثرا 2 لایه اخر نمیشمارن هر لایه به رنگی هست افراد هاله بین بسته به قدرتشون میتونن چند تا از این لایه هارو ببینند (همه انسان ها تا حدودی هاله بین هستند و با روش هایی میتونن اونو پرورش داد) مثلا اگر کسی جلوی 1 فرد هاله بین نسبتا قوی دروغ بگه اون میتونه متوجه بشه چون هاله دور سر فرد به رنگ قهوه ای در میاد
انرژی درمانی = روشی برای درمان افراد به وسیله نیروهای متافیزیکی و شفای هاله فرد که منجر به شفای فیزیکی میشه
پرواز روح= روشی برای خروج روح از بدن به صورت ارادی برای رفتن به عوالم بالا یا حتی جادوگری اگر شما هم اون کتاب که بالا معرفی کردم (در اغوش نور) یا غرق در نور)بخونید خوبه چون پرواز روح هم شبیه اونه بدون اینکه شخص بمیره
هشیاری در رویا = روشی برای اگاهی در خواب که در نهایت میتونه به پرواز روح منجر بشه
در مورد عرفان وهیپنوتیزمو روان شناسی جدید هم که خودتون میدونید
چاکرا = نقاطی در روی هاله ها که انرژی معنویو جذب میکنند چاکراهای اصلی 7 تا هستند به 7 رنگ رنگین کمان از رنگ قرمز که رنگ پایین ترین چاکراست ودر میان دوپا بین مقعد و الت تناسلی قرار داره شروع میشن این چاکرا وظیفه ارتباط با انرژی زمینو داره چاکرای دوم بالای الت تناسلی هست به رنگ نارنجی به نام --- chakra چاکرای سوم حدودا کنار ناف قرار داره محل مخلوط شدن انرژی هایی است که از چاکراهای بالا میان با انرژی های چاکرا های پایین به رنگ زرد چاکرای 4 روی سینه قرار داره به رنگ سبز که چاکرای عشق هست چاکرای 5 روی گلو هست به رنگ ابی و گوش معنوی هست چاکرای 6 روی پیشانی هست به رنگ نیلی به نام چشم سوم چاکرای 7 روی فرق سر قرار داره به رنگ بنفش که محل عشق به خداست
.


Arashi جون درست بگو به چه مبحثی علاقه داری
اگر به هاله و چاکرا علاقه داری من پیشنهاد میکنم اول توی گوگل یک سرچ بکن تا ببینی چقدر مطلب هست
هاله=aura
چاکرا=chakra
البته بهتره توی google Images سرچ کنی
من سرچ کردم از همون صفحه اولش چند تا سایت میذارم
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

امکان داره وقتی سرچ میکنید تصاویر واقعی از پایین ترین سطوح هاله ببینید چون فرکانس اون به وسیله ی دوربین های هاله بینی قابل دیدن هست
در واقع هاله ها اثبات شده هستند
هاله ها انرژی هستند که مارو در بر گرفته اند و در حقیقت رابط بین کالبد فیزیکی و اولین کالبد معنوی ما یعنی کالبد اثیری هستند
هر انسان کالبد های بیشماری داره که باید همه اون هارو رها کنه تا روحش ازاد بشه یعنی یک انسان عادی بعد از مرگش با کالبد اثیری خودش زندگی میکنه تازمانی که درجه معنوی اون به حدی برسه که اون کالبد اثیری رو هم رها کنه و در اصل در اون دنیای اثیری هم بمیره و به عالم بالا تر بره البته با کالبد مربوط به همون عالم
هر فرد تا وقتی که توی این دنیا زنده هست میتونه به درجه معنوی برسه که بعد از مرگش از چندین عالم بگذره یا حتی همه کالبد های خودشو رها کنه و بعد از مرگش به عوالم معنوی حقیقی پا بذاره
این که قبلا گفتم توی احضار ارواح امکان نداره روح های معنوی بیان هم همینه چون اون ها کالبد های پایین تر خودشونو از دست دادن بنا بر این نمیتونن با استفاده از اکتوپلاسم و هاله شخص که رابط بین کالبد فیزیکی و کالبد اثیری هست ارتباط بر قرار کنند
برای امروز هم بسه

Arashi
03-08-2005, 16:59
مرسي HolySooshiant عزيز
آي دي نو مبارك :mrgreen:

Soshiant
03-08-2005, 17:04
قابلی نداشت امروز که نتونستم درمورد شکل چاکراها بنویسم ایشالا فردا :mrgreen:
حالا این ID بهتره یا قبلی

Arashi
03-08-2005, 17:34
جفتش كه شيش تاس :mrgreen: ولي اين يكي بهتره :mrgreen:

Soshiant
03-08-2005, 20:23
ارشی بهت قول داده بودم امروز شکل چاکراهارو توضیح بدم برای همین با اینکه شبا انلاین نمیشم برات گذاشتم :mrgreen:

شکل چاکرا ها
3 کانال انرژی اصلی در بدن وجود داره به اسم های (سوشومنا-آیدا-پینگالا)که مهم ترین انها سوشومنا است این لوله انرژی از چاکرای 1 شروع میشه از روی نخاع میگذره و به چاکرای 7 ختم میشه .
2تا کانال انرژی دیگه دو سوی سوشومنا هستند که حرکت سینوسی دارند در جاهایی که این سه کانال انرژی به هم میرسن چاکرا ها به وجود میان.
حالا فرض کنید که 7 تا تخم مرغ با ابعاد متفاوت درون هم قرار دارن و در مرکز اون هم شما قرار دارید هر یک از این لایه ها ی تخم مرغ دقیقا مثل لایه های هاله ها هستند که شمارو در بر گرفتن اینجوری مثال زدم تا کاملا متوجه بشید که هاله ها ی انرژی چطوری همه بدن مارو دربر گرفتن.
حالا فرض کنید یک سطل اب دارید ته اونو سوراخ میکنید چه اتفاقی می افته؟
اب با سرعت به داخل مکیده میشه و یک حفره قیف مانند در وسط اب به وجود میاد که راس این مخروط روی سوراخ قرار داره این مخروط ثابت نیست بلکه حالت چرخشی داره.حتما میپرسید چرا اینارو میگم چون در چاکراها هم همین اتفاق رخ میده یعنی در نقطه ای که 3کانال انرژی بدن ما همو قطع کردن یک حفره به وجود میارن که شروع میکنه به مکیدن انرژی از هاله ها به داخل لوله های انرژی حالا هاله هارو همون سطل اب درنظر بگیرید با این تفاوت که به صورت یک تخممرغ همه بدن مارو پوشوندن وقتی انرژی این هاله به وسیله محل برخورد لوله های انرژی مکیده میشه انرژی به سرعت شروع به چرخش میکنه و یک حفره مخروطی شکل درست شبیه مخروط ایجاد شده در سطح اب به وجود میاد که همون چاکراست .
این هم برای امشب

ali_yousefian19
03-08-2005, 21:10
بايد بحث جالب باشه
HolySooshiant جان لطفا ادامه بده

Soshiant
04-08-2005, 15:07
این هم به خاطر Alireza_Shafaei_PCworld
:mrgreen:
چشم سوم و تصور خلاق:
چاکرای 6 یا تیسراتیل یا چشم سوم یا اجنا چاکرا
(agnaya chakra)

مهم ترین چاکرایی هست که در علوم متافیزیک استفاده میشه چون به وسیله این چاکرا هست که میشه بقیه چاکرا هارو فعال کرد
(همون طور که قبلا گفتم روی پیشانی اندکی بالا تر از وسط دو ابرو و در اصل روی غده هیپوفیز قرار دارد ) این چاکرا هست که سرنوشت و تقدیرو میسازه
شما هر تصور یا ارزویی بکنید در عالم اثیری در همون لحظه توسط چاکرای 6 ساخته میشه مثلا اگر در اون لحظه یک روح در کناره شما باشه و شما به یک گل سرخ فکر کنید اون روح اون گل سرخ ساخته شده رو میبینه چاکرای 6 هرچیزی هم که میسازه مقداری از انرژی خودشم صرف ساخت اون میکنه و خودش انرژی از دست میده هرچی شما بیشتر به اون فکر کنید و علاقه بیشتری به اون داشته باشید اون مثلا گل سرخ ساخته شده رو بیشتر به سمت زندگی مادی خود میکشید یعنی اونو وارد تقدیر خودتون میکنید هرچی بیشتر به اون انرژی بدید زود تر اونو در دنیای مادی میسازید خوب حالا چطور باید به اون انرژی بدیم؟
برای این کار باید چاکرای 6 قوی و فعالی داشته باشیم که چطوریشو بعدا میگم اگر یادم رفت یادم بندازید
اما به هر صورت با هر میزان فعالیت چاکرای 6 هم میشه اونو خلق کرد فقط زمان زیاد تری طول میکشه حالا بگذریم برای انرژِی دادن به ارزومون باید زیاد به اون فکر کرد و اونو باور داشت ولی چون چاکرای ما ضعیف هست انرژی برای ساختن نداره برای همین باید شروع به ذخیره انرژی کنیم به این صورت که هرگز فکرای چرت و پرت نکنید در تمام طول روز باید حواستون کاملا به کاری که انجام میدید باشه مثلا اگر اشپزی میکنید حواستون کاملا باید به اشپزیتون باشه حق ندارید به گذشته یا اینده فکر کنید یا خیال پردازی کنید چون با این کار باطری ذهنتون مدام در حال تخلیه هست برای ساخت چیز های مسخره در عالم اثیری
خلاصه اگر سر کلاس هستید باید حواستون به درس باشه –اگر رانندگی میکنید حواستون به رانندگی –اگر میخورید هواستون به خوردن وحتی اگر دستشویی میکنید حواستون به دست شویی کردنتون باشه و....
با این حال حواستون هم باشه هرچند افکار پوچ و زیاد به وجود نمیایند ولی میتونند که جو کلی زندگی شمارو بسازند یعنی هر فکر خوب هرچند کوچیک و گذرا مثل یک موج الکترو مغناطیسی منتشر میشه و به همون اندازه نتنها روی زندگی شما بلکه روی همه جهان تاثیر میذاره
فکر نکنید این فکر کوچیک نمیتونه تاثیری داشته باشه و فراموش نکنید دنیای به این بزرگی از همون اتم های ریز ساخته شده وقتی فکر های همه مردم دنیا با هم جمع بشن سرنوشت کلی بشریتو به وجود میارن
:wink:

arkadas
05-08-2005, 01:22
ایولاه،خیلی جالبه.
در مورد قده پینه ال یا همون چشم سوم هم بنویس.

mehdi87
05-08-2005, 01:38
HolySooshiant حالا چطوري ميشه اين چاكراي 6 يا حس ششم رو تقويت كرد ! كه بشه ازش استفاده كرد !

Soshiant
05-08-2005, 10:46
مانی کیه :?:

Soshiant
05-08-2005, 14:24
شاهین جان سلام
من نمیخواستم ناراحتت کنم فقط میخواستم به شما نشون بدم که دست گذاشتن روی علاقه مردم و توهین به اون چقدر میتونه حال ادمو بگیره که خودت هم متوجه شدی
من ترجیه میدم همه کسانی که نوشته های منو میخونند با شک روی اون ها فکر کنند نه اینکه اون هارو زود باور کنند شک کردنی که برای پیدا کردن حقیقت و تشخیص درست از غلط باشه ولی شما میخواستید از همون اول اونو رد کنید بدون هیچ فکر ودلیل ومنطقی
به هرصورت اگر ناراحتت کردم منو ببخش چون همون طور که گفتم هدفم اموزش بود
تازه من خودمم باشگاه بدنسازی میرم
خیلی هم دلم میخاد همیشه به این تاپیک سربزنی و اگر سوالی داشتی بپرسی ولی به این شرط که اول بلد باشی ببخشی چون اگر کسی بخشیدن و رها کردنو بلد نباشه هیچ تغییر مثبتی نمیتونه بکنه
یادت باشه اگر تو کسیو نبخشی تاثیری برای بقیه نداره ولی برای خودت خیلی تاثیر داره چون هربار که از دست کسی ناراحت بشی یک زخم در روح و روانت به وجود میاد این زخم از بین نمیره مگر با رهاکردن اون واگر یاد بگیری که چطوری به طور کامل مشکلاتتو رها کنی خود به خود کسانی که اون زخمو در روح تو به وجود اوردن بخشیده میشن چون علت و معلول با هم از بین میرن
وقتی زخم های ایجاد شده در روح و روان ما انباشته بشن میتونن باعث بیماری فیزیکی در جسم ما بشن یک بیماری غیر قابل درمان که حتی اگر هم درمان بشه به صورتی دیگه در جای دیگه ای از بدن پیدامیشه
امکان داره از به وجوداومدن این زخم ها سالها بگذره و ما حتی عامل به وجود اورنده اون زخم هارو از یاد ببریم ولی زخم ها با ما هستند حتی شاید اینقدر به این زخم ها عادت بکنیم که حتی متوجه اونها نشیم اما اگر یاد بگیریم که رها کنیم همه احساساتمونو شفاو ارامش به سراغ ما میاد
یکی از سریع ترین نشانه هایی که به ما نشون میده ما موفق شدیم که رها کنیم اینکه احساس شادی و ارامش و سبکی میکنیم احساس میکنیم همه مردمو بیشتر دوست داریم و دلمون میخاد به اونا کمک کنیم حتی ادمای توی خیابونو و حتی اون کسایی که دوست نداشتیمو دوست داریم
بذارید یک خاطره از خودمو براتون بگم من یک بیماری جسمی داشتم که سال ها با من بود من نه کسیو مقصر میدونستم و نه فکر میکردم که عامل اون میتونه ناراحتی های من باشه یک روز نشستم و همه احساساتمو رها کردم خیلی احساس خوبی داشتم وقتی شب خوابیدم خواب دیدم که شفا پیدا کردم و وقتی از خواب بیدار شدم دیدم که واقعا شفا پیدا کردم بیماری که سال ها در جسم من بود یک شبه از بین رفت
من نمیتونم به طور کامل به شما بگم که چکار باید بکنید ولی اگر خواستید رها کردنو یاد بگیرید کتاب های زیرو بخونید میتونه به شما کمک کنه این سه کتاب نوشته عارفی به نام ( اشو )هستند
شهامت- عشق رقص زندگی-عشق پرنده ای ازاد و رها
فقط همینو بگم که نه برای رها کردن ونه برای هیچ تغییر دیگه در خودتون نباید سعی کنید مثلا اگر سعی کنید به چیزی فکر نکنید مطمئن باشید بیشتر به اون فکر میکنید اگر سعی کنید احساستونو رها کنید بیشتر به شما میچسبه شما فقط کافیه که اجازه بدید که خوبی جریان داشته باشه احساساتتون جریان داشته باشه اون هارو به خدا بسپارید و فقط نظاره گر باشید اجازه بدید احساساتتون از عمق به سطح بیان برای این کار باید تمرین کنید
به خدا اعتماد کنید

----------------------------------------------------------------------

میل کوچولو جان چشم روی چشمم بیشتر مینویسم اگر مشکلی پیش نیاد از شنبه عصر مینویسم

----------------------------------------------------------------------
mehdi87 ای شیطون
مچتو گرفتم مگه قرار نبود من تاپیک بزنم شما هم کمکم کنی
خوب در رفتی منو تنها گذاشتی
در مورد فعال سازیشم بیشتر میگم چشم

-----------------------------------------------------------------------
Alireza_Shafaei_PCworld جون من اخر نفهمیدم مانی کی بود

-----------------------------------------------------------------------
ارشی کجاست ناپیداست :mrgreen:

Alireza_Shafaei_PCworld
05-08-2005, 22:49
اشتباه لپی بود
(اگر این لپ نبود چه میشد؟)
ببخشید
منتظرم بعدی هستیم
خیلی حال داد

double_n
05-08-2005, 23:07
Alireza_Shafaei_PCworld, جان فکرکنم بازم اشتباه تایپی داری :arrow: :mrgreen:

Soshiant
06-08-2005, 15:20
اقا حواستون باشه امروز تولد آرشیه :mrgreen: :mrgreen: :mrgreen:
تبریک یادتون نره :P :P

lamba
06-08-2005, 18:37
:) دوست عزيز حال ميخواهي از راه دور فالت را بگيرم و به هر سوالي كه در مورد آينده ميخواهي بداني جواب بدم ؟! :twisted:

Soshiant
06-08-2005, 20:08
چاکرا های فرعی
علاوه بر چاکراهای اصلی ما تعداد زیادی چاکراهای فرعی هم در نقاک مختلف بدنمون داریم مثلا روی چشم ها کف دست ها و پاها روی ارنج ها و..........
یک جفت از این چاکراها هستند که برای اقایون چندان اهمیت ندارن ودر خانوم ها کاربرد زیادی داره این چاکراها سر سینه ها قرار دارند و باعث میشوند که وقتی خانوم ها به بچه هاشون شیر میدن انرژیو همراه شیر به فرزند خودشون بدن یعنی در واقع دارن فرزند خودشونو انرژی درمانی میکنند
5 تا از چاکرا های فرعی که در متا فیزیک خیلی استفاده میشوند 2تا کف دست و دوتا روی چشم ها هستند وبرای انرژی درمانی و نفوذ در دیگران استفاده میشه که فعلا به اون ها کاری نداریم پنجمین چاکرا هم به نام چاکرای استادی هست که بین چاکرای دوم و سوم که وقتی فرد چاکرای یک و دو را تونست فعال کنه نوبت به این چاکرا میرسه وقتی این چاکرای فرعی فعال شد فرد به درجه خود استادی میرسه و بعد از اون میتونه بدون استاد دیگری در مسیر رسیدن به خدا گام برداره
-----------------------------------
انرژی های مسموم یا سنگین:
انرژی هایی که عامل بیماریزا عامل افسردگی و 1000 عیب و مرض هستند به راحتی قابلیت انتقال از فردی به فرد دیگه یا از اماکن دیگه به فرده همین طور به راحتی خلق میشه ولی دور کردن اون چندان ساده نیست این انرژی ها میتونند در بدن بچرخند و بیماری ایجاد کنند مثل خیلی از این بیماری های مفصلی که پیرا دارن و میگن توی بدنمون میچرخه مثلا یک روز زانو دری چند روز بعد کمردرد و ...
این انرژی به راحتی به وسیله هر جور گناه غیبت و... خلق میشن همین طور به وسیله تماس با افراد الوده (همه ادم ها یک مقدار دارن) اماکن الوده مثل اماکنی که در اون ها احضار روح صورت گرفته به فرد منتقل میشه
وقتی شما با کسی تماس بر قرار میکنید مثلا دست میدید انرژی از جایی که زیاده به جایی که کمه میره مثلا اگر شما انرژی مثبت زیاد و انرژی مسموم کمی داشته باشید و کسی که با اون دست میدید دقیقا بر عکس باشه مقداری از انرژی مسموم اون داخل بدن شما و مقداری هم از انرژی مثبت شما وارد بدن اون میشه
اگر طرف ادم معمولی باشه یعنی با روش های متافیزیک نخاد که انرژی شمارو بدزده روش جلوگیری از تبادل انرژی خیلی راحته چون با دست دادن معمولی این کار با پتانسیل و قدرت و سرعت زیاد انجام نمیشه فقط کافی هست که شما دو دستی دست بدید این کار باعث میشه که حلقه انرژی تا حدودی در بدن شما بسته بشه و نه انرژی بدید و نه بگیرید در حالت عادی هم اگر شما دو دست خودتونو مشت کنید یادر هم قفل کنید جریان انرژی در بدن شما با خارج تا حدودی قطع میشه این کار به طور مدام باعث میشه شما از اطراف انرژی نگیرید و انرژی شما کم بشه ولی وقتی در یک جمع مثلا در تاکسی هستید میتونه مفید باشه
برای این کار کافی هست انگشت شست هر دستتونو به انگشت اشاره اون دستتون بگیرید (توجه داشته باشید که انتقال انرژی علاوه بر تماس بدنی به وسیله تماس هاله های دوشخص که کنار هم هستند هم انجام میشه ) حالا میتونید دلیل اینکه دو دستی دست دادن در اسلام مستحب هست بفهمید
بقیش باشه برای فردا امروز خسته شدم
یادتون باشه یک بار هم در مورد فعال سازی نیروی کندولینی یا مار های اتشین هم بنویسم

Soshiant
06-08-2005, 20:17
چاکرا های فرعی
علاوه بر چاکراهای اصلی ما تعداد زیادی چاکراهای فرعی هم در نقاک مختلف بدنمون داریم مثلا روی چشم ها کف دست ها و پاها روی ارنج ها و..........
یک جفت از این چاکراها هستند که برای اقایون چندان اهمیت ندارن ودر خانوم ها کاربرد زیادی داره این چاکراها سر سینه ها قرار دارند و باعث میشوند که وقتی خانوم ها به بچه هاشون شیر میدن انرژیو همراه شیر به فرزند خودشون بدن یعنی در واقع دارن فرزند خودشونو انرژی درمانی میکنند
5 تا از چاکرا های فرعی که در متا فیزیک خیلی استفاده میشوند 2تا کف دست و دوتا روی چشم ها هستند وبرای انرژی درمانی و نفوذ در دیگران استفاده میشه که فعلا به اون ها کاری نداریم پنجمین چاکرا هم به نام چاکرای استادی هست که بین چاکرای دوم و سوم که وقتی فرد چاکرای یک و دو را تونست فعال کنه نوبت به این چاکرا میرسه وقتی این چاکرای فرعی فعال شد فرد به درجه خود استادی میرسه و بعد از اون میتونه بدون استاد دیگری در مسیر رسیدن به خدا گام برداره
-----------------------------------
انرژی های مسموم یا سنگین:
انرژی هایی که عامل بیماریزا عامل افسردگی و 1000 عیب و مرض هستند به راحتی قابلیت انتقال از فردی به فرد دیگه یا از اماکن دیگه به فرده همین طور به راحتی خلق میشه ولی دور کردن اون چندان ساده نیست این انرژی ها میتونند در بدن بچرخند و بیماری ایجاد کنند مثل خیلی از این بیماری های مفصلی که پیرا دارن و میگن توی بدنمون میچرخه مثلا یک روز زانو دری چند روز بعد کمردرد و ...
این انرژی به راحتی به وسیله هر جور گناه غیبت و... خلق میشن همین طور به وسیله تماس با افراد الوده (همه ادم ها یک مقدار دارن) اماکن الوده مثل اماکنی که در اون ها احضار روح صورت گرفته به فرد منتقل میشه
وقتی شما با کسی تماس بر قرار میکنید مثلا دست میدید انرژی از جایی که زیاده به جایی که کمه میره مثلا اگر شما انرژی مثبت زیاد و انرژی مسموم کمی داشته باشید و کسی که با اون دست میدید دقیقا بر عکس باشه مقداری از انرژی مسموم اون داخل بدن شما و مقداری هم از انرژی مثبت شما وارد بدن اون میشه
اگر طرف ادم معمولی باشه یعنی با روش های متافیزیک نخاد که انرژی شمارو بدزده روش جلوگیری از تبادل انرژی خیلی راحته چون با دست دادن معمولی این کار با پتانسیل و قدرت و سرعت زیاد انجام نمیشه فقط کافی هست که شما دو دستی دست بدید این کار باعث میشه که حلقه انرژی تا حدودی در بدن شما بسته بشه و نه انرژی بدید و نه بگیرید در حالت عادی هم اگر شما دو دست خودتونو مشت کنید یادر هم قفل کنید جریان انرژی در بدن شما با خارج تا حدودی قطع میشه این کار به طور مدام باعث میشه شما از اطراف انرژی نگیرید و انرژی شما کم بشه ولی وقتی در یک جمع مثلا در تاکسی هستید میتونه مفید باشه
برای این کار کافی هست انگشت شست هر دستتونو به انگشت اشاره اون دستتون بگیرید (توجه داشته باشید که انتقال انرژی علاوه بر تماس بدنی به وسیله تماس هاله های دوشخص که کنار هم هستند هم انجام میشه ) حالا میتونید دلیل اینکه دو دستی دست دادن در اسلام مستحب هست بفهمید
بقیش باشه برای فردا امروز خسته شدم
یادتون باشه یک بار هم در مورد فعال سازی نیروی کندولینی یا مار های اتشین هم بنویسم

mehdi3267
07-08-2005, 10:18
اطلاعات خوبيه نظرتون چيه بيشتر ادامه بديم

Arashi
07-08-2005, 10:35
مرسي از اينكه تولد بنده رو تبريك گفتيد :D

اين مطلب آخري خيلي توپ بود من كف كردم :wink: :wink:
(به قول اسپاي جون مگه صابون خوردم :mrgreen: )

Soshiant
08-08-2005, 10:27
دوستان من دیگه حال ندارم بنویسم
این قدر بنویسم اخر هم سالی یک بار کسی به این جا سر بزنه این مطالبو بخونه بعدم یا مسخره کنه یا بگه به به بازم بگو
قرار بود برید کتاب بخرید بخونید یا مقاله ترجمه کنید :?
ولی شما اصلا این کاره نیستید
البته این کاری که من شروع کردم چند تا مقاله دیگه هم مینویسم تا بحثو به یک جایی برسونم تا کسایی که بعدا میان و اینا رو میخونند اگر علاقه داشتند برن خودشون دنبالش 8)
به هر صورت دیگه قصد اموزش روش های عملی مراقبه و مدیتیشنو ندارم هر کس خواس خودش بره دنبالش
کسایی که این علومو اموزش میدن راست میگن نباید خیلی ساده این علومو در اختیار مردم گذاشت چون قدرشو نمیدونند :mrgreen:
اگر برای پیداکردنش وقت بذارن و پول خرج کنندو کلی زحمت بکشند اون وقت قدرشو میدونند
من چند تا مقاله دیگه مینویسم بعدم راهمو میکشم میرم جواب کسی هم نمیدم مگه اینکه ببینم رفته کتاب خریده خونده حالا سوال داره :wink:

amin mozy
08-08-2005, 22:12
اگه به اينجور چيزها علاقه داريد سري به اين سايت بزنيد البته سايتش ايرانيه
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Alireza_Shafaei_PCworld
08-08-2005, 22:20
پس من باید چی بگم هولی سوشیانت
جان
من تا حالا حدود 70 صفحه آموزشی تایپ کردم
و 350 صفحه هنوز باقی مونده

Arashi
08-08-2005, 22:20
نه بابا چرا !!! تاپيك به اين خوبي :arrow: :arrow: :arrow: :D :D :D

metal gear
08-08-2005, 23:32
بابا اين جفنگيات چيه آخه!!!!!

بريد يه چيزي ياد بگيريد كه پس فردا بتونيد استفاده كنيد ازش.اين چيزا واقعا مخ بچه ها رو پر ميكنه . تا خدا رو داري غم نداري
به جايه اينكه وقتتو تلف كني حداقل يه تاپيكه علميه روز ميزاشتي. قصد توهين هم نداشتم

فقط نظرمو گفتم :wink:

Soshiant
09-08-2005, 09:46
metal gear جان قبلا هم این حرف هارو بعضی از دوستان زدن حال ندارم دباره برای شما هم جواب بنویسم برگرد به صفحه های قبل یک نگاه بکن
Alireza_Shafaei_PCworld جان دستت درد نکنه :D
حالا اموزش چی هست این همه زیاد :shock:
قسمت قسمت بذار تا بچه ها میخونند تو بقیشو بنویس ( اموزش برنامه نویسی نباشه :mrgreen: )
ممنونم دلگرمم کردی :P
راستی هولی هم خودتی :mrgreen:

EhsanHF
09-08-2005, 10:43
من که تازه دارم با این انرژیها حال میکنم . بنویس . حداقل مارو یکم بیشتر راه بنداز . مرسی . انشاالله جبران میکنیم .

Alireza_Shafaei_PCworld
09-08-2005, 15:33
آفرین زدی تو خال
آموزش برنامه نویسیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
احتمالا خودت اطلاع داری
در انجمن برنامه نویسی
بقول احسان
تازه داریم یا این انرژی ها حال میکنیم.
کجا رفتی؟؟؟؟
باید تا ته خط بری و الا ولت نمیکنیم

Soshiant
09-08-2005, 22:15
سلام امروز وقت نکردم بنویسم برای همین یک داستان قشنگ که یک بار توی یک مجله خونده بودم و همون موقع تایپش کرده بودم براتون میذارم امید وارم خوشتون بیاد
:mrgreen:
((کرگدن ها هم عاشق می شوند))

كرگدن گفت:نه امکان ندارد کرگدن ها نمی توانند با کسی دوست شوند

دم جنبانک گفت : اما پشته تو می خارد لایچین های پوست تو پر از حشره های ریز است یکی باید پشت تورا بخاراند یکی بایدحشره های تو را بردارد

كرگدن گفت: اما من نمی توانم با کسی دوست شوم پوست من خیلی کلفت است همه به من میگویند پوست کلفت

دم جنبانک گفت اما دوست عزیز دوست داشتن به قلب مربوط میشود نه به پوست

كرگدن گفت ولی من که قلب ندارم من فقط پوست دارم
دم جنبانک گفت : اين كه امكان ندارد ، همه قلب دارند

كرگدن گفت: كو كجاست من كه قلب خود را نمي بينم .

دم جنبانک گفت :خوب چون از قلبت استفاده نمي كني ، قلبت را نمي بيني . ولي من مطمئنم كه زير اين پوست كلفت يك قلب نازك داري

كرگدن گفت: نه ، من قلب نازك ندارم ، من حتما يك قلب كلفت دارم.

دم جنبانک گفت :نه ، تو حتما يك قلب نازك داري چون به جاي اين كه دم جنبانک را بترساني ، به جاي اينكه لگدش كني ، به جاي اينكه دهن گشاد و گنده ات را باز كني و آن را بخوري ، داري با او حرف مي زني.

كرگدن گفت: خوب اين يعني چي ؟

دم جنبانک گفت :وقتي يك كرگدن پوست كلفت ، يك قلب نازك دارد يعني چي ؟ يعني اينكه مي تواند عاشق بشود

كرگدن گفت: اينها كه مي گويي ، يعني چي؟

دم جنبانک گفت :يعني .... بگذار روي پوست كلفت قشنگت بنشينم ....

كرگدن چيزي نگفت . يعني داشت دنبال يك جمله مناسب مي گشت . فكر كرد بهتر است همان اولين جمله اش را بگويد .

اما دم جنبانک پشت كرگدن نشسته بود و داشت پشتش را مي خاراند .

كرگدن احساس كرد چقدر خوشش مي آيد . اما نمي دانست از چي خوشش مي آيد

كرگدن احساس كرد چقدر خوشش مي آيد . اما نمي دانست از چي خوشش مي آيد

كرگدن گفت : اسم اين دوست داشتن است ؟ اسم اين كه من دلم مي خواهد تو روي پشت من بماني و مزاحم هاي كوچولو ي پشتم را بخوري؟ دم جنبانک گفت : نه ، اسم ايت نياز است ، من دارم به تو كمك مي كنم و تو از اينكه نيازت برطرف مي شود احساس خوبي داري . يعني احساس رضايت مي كني ، اما دوست داشتن از اين مهمتر است .

كرگدن نفهميد كه دم جنبانک چه مي گويد .

روزها گذشت ، روزها و ماهها و دم جنبانک هر روز مي آمد و پشت كرگدن مي نشست و هر روز پشتش را مي خاراند و كرگدن هر روز احساس خوبي داشت .

يك روز كرگدن به دم جنبانک گفت : به نظر تو اين موضوع كه كرگدني از اين كه دم جنبانک اي پشتش را مي خاراند ، احساس خوبي دارد ، براي يك كرگدن كافي است ؟

دم جنبانک گفت : نه كافي نيست

كرگدن گفتك درست است كافي نيست . چون من حس مي كنم چيزهاي ديگري هم دوست دارم . راستش من بيشتر دوست دارم تو را تماشا كنم

دم جنبانک چرخي زد و پرواز كرد و چرخي زد و آواز خواند ، جلوي چشم هاي كرگدن

كرگدن تماشا كرد و تماشا كرد . اما سير نشد . كرگدن مي خواست همين طور تماشا كند . با خودش گفت : اين صحنه قشنگ ترين صحنه دنياست و اين دم جنبانک قشنگ ترين دم جنبانک دنيا و او خوشبخت ترين كرگدن روي زمين . وقتي كرگدن به اينجا رسيد ، احساس كرد كه يك چيز نازك از چشمش افتاد.

كرگدن ترسيد و گفت : دم جنبانک ، دم جنبانک عزيزم من قلبم را ديدم . همان قلب نازكم را كه مي گفتي ، اما قلبم از چشمم افتاد . حالا چكار كنم؟

دم جنبانک برگشت و اشكهاي كرگدن را ديد آمد و روي سر او نشست و گفت: غصه نخور دوست عزيز ، تو يك عالم از اين قلبهاي نازك داري

كرگدن گفت: راستي اينكه كرگدني دوست دارد ، دم جنبانک اي را تماشا كند و وقتي تماشايش مي كند ، قلبش از چشمش مي افتد ، يعني چي؟ دم جنبانک گفت : يعني اينكه كرگدن ها هم عاشق مي شوند.

كرگدن گفت : عاشق يعني چه؟

دم جنبانک گفت :يعني كسي كه قلبش از چشمش مي چكد.

كرگدن باز هم منظور دم جنبانک را نفهميد . اما دوست داشت دم جنبانک باز هم حرف بزند ، باز پرواز كند و او باز هم تماشايش كند و باز قلبش از چشمش بيفتد.

كرگدن فكر كرد اگر قلبش همين طور از چشمش بريزد ، يك روز حتما قلبش تمام مي شود .

آن وقت لبخند زد و با خودش گفت:

من كه اصلا قلب نداشتم ، حالا كه دم جنبانک به من قلب داد، چه عيبي دارد ، بگذار تمام قلبم را براي او بريزم

Alireza_Shafaei_PCworld
10-08-2005, 01:44
من که از خودم بدم آمد :cry:

Ali_k
10-08-2005, 06:32
HolySooshiant ما هم پاکار این تاپیکیم. ادامه بده :mrgreen:

Soshiant
10-08-2005, 20:41
Alireza_Shafaei_PCworld دستت درد نکنه اینقدر به فکر مایی :shock:
نا امیدم کردی :mrgreen:
ثانیا من اینقد نوشتم شما هم که ادعای علاقه داری این قدر خوندی اخرشم گفتی از خودت بدت اومد :shock:
من این قدر نوشتم که بگم فقط باید از خودتون خوشتون بیاد :mrgreen:
Ali_k جان من شروط خودمو گفتم
تا حدی ادامه میدم بعدش اگر کسی نبود که بره مطالعه کنه منم تعطیل میکنم :?

Soshiant
10-08-2005, 22:17
روش های از بین بردن انرژی سنگین :
انرژی درمانی
تماس با موادی که انرژی سنگین جزب میکنند
تماس مستقیم با زمین
ذکر و دعا
افکار مثبت
ورزش
و...........
تماس با موادی که انرژی سنگین جذب میکنند:
بهترین این مواد چوب – خاک و اب هستند
برای اینکه کمتر از محیط انرژی سنگین بگیرید بهتره که همیشه یک گردن بند گلی یا چوبی به گردن بندازید و یک دست بند گلی یا چوبی به دست چپ ببندید چون انرژی بیشتر به وسیله دست چپ وارد و به وسیله دست راست خارج میشه
اگر گردن بند و یا دست بند هم ندارید میتونید از تسبیح گلی یا چوبی استفاده کنید ولی نباید فراموش کنید که وقتی میخوابید باید اون هارو در بیارید و در تماس مستقیم با زمین قرار بدید تا انرژی سنگین از اون ها به زمین منتقل بشه اگر در طبقه همکف زندگی نمیکنید باید اون هارو به دیواری که روی ستون متصل به زمین قرار داره بزارید تا انرژی سنگین اون خارج بشه
موقع خواب اگر اون هارو از خودتون جدا نکنید انرژی سنگین از اون ها وارد بدن شما میشه
مورد بعدی اب هست
تامیتونید حمام کنید و به شنا برید غسل کردن هم جای خود داره که بسیار موثرتر هست


چاکرای 5 و نیروی کلام:
کلام از نظر معنوی نیروی بسیار قدرت مند هست و میتونه تقدیرو عوض کنه که خودش بحث گسترده ای هست می خام در مورد قدرت اون از نظر متافیزیکی بگم
همون طور که گفتم چاکرای 5 روی گلو قرار داره و یکی از وضایف اون انرژی دادن به کلام ماست هرچه که این چاکرا قوی تر باشه نیروی بیشتری برای تاثیر گذاری بر افراد و حتی تقدیر داره
اوراد و اذکار چه خوب و معنوی وچه اذکار جادوگران و اوراد شیطانی همگی طوری ساخته شدند که میتونند انرژی مثبت و یا منفی زیادی به وجود بیارند
حتی خواننده ها میتونند تاثیر زیادی بذارن حتی شاید شنیده باشید که اکثر طرفداران یک خواننده افسردگی میگیرند و یا معتاد میشوند و یا ....
این نشان دهنده نیروی شیطانی هست که در صدای اون هاست
مطمینا شنیدید که میگن قران و نمازو باید با تلفظ صحیح عربی خوند شاید با خودتون گفته باشید این حرف ها چرته مهم اینه که ادم دلش با خدا باشه
درسته که ادم باید دلش با خدا باشه ولی این حرف ها چرت نیست اگر قرانو درست نخونید درسته که خیلی خوبه ولی انرژی مثبت بسیار زیادیو که باید به دست می اوردید به دست نیاوردید
اگر قرانو صحیح تلفظ کنید نیروی عظیمی ازاد میشه که تاثیر مثبتی بر روان و تقدیر شما داره
:mrgreen:

Soshiant
10-08-2005, 22:18
روش های از بین بردن انرژی سنگین :
انرژی درمانی
تماس با موادی که انرژی سنگین جزب میکنند
تماس مستقیم با زمین
ذکر و دعا
افکار مثبت
ورزش
و...........
تماس با موادی که انرژی سنگین جذب میکنند:
بهترین این مواد چوب – خاک و اب هستند
برای اینکه کمتر از محیط انرژی سنگین بگیرید بهتره که همیشه یک گردن بند گلی یا چوبی به گردن بندازید و یک دست بند گلی یا چوبی به دست چپ ببندید چون انرژی بیشتر به وسیله دست چپ وارد و به وسیله دست راست خارج میشه
اگر گردن بند و یا دست بند هم ندارید میتونید از تسبیح گلی یا چوبی استفاده کنید ولی نباید فراموش کنید که وقتی میخوابید باید اون هارو در بیارید و در تماس مستقیم با زمین قرار بدید تا انرژی سنگین از اون ها به زمین منتقل بشه اگر در طبقه همکف زندگی نمیکنید باید اون هارو به دیواری که روی ستون متصل به زمین قرار داره بزارید تا انرژی سنگین اون خارج بشه
موقع خواب اگر اون هارو از خودتون جدا نکنید انرژی سنگین از اون ها وارد بدن شما میشه
مورد بعدی اب هست
تامیتونید حمام کنید و به شنا برید غسل کردن هم جای خود داره که بسیار موثرتر هست


چاکرای 5 و نیروی کلام:
کلام از نظر معنوی نیروی بسیار قدرت مند هست و میتونه تقدیرو عوض کنه که خودش بحث گسترده ای هست می خام در مورد قدرت اون از نظر متافیزیکی بگم
همون طور که گفتم چاکرای 5 روی گلو قرار داره و یکی از وضایف اون انرژی دادن به کلام ماست هرچه که این چاکرا قوی تر باشه نیروی بیشتری برای تاثیر گذاری بر افراد و حتی تقدیر داره
اوراد و اذکار چه خوب و معنوی وچه اذکار جادوگران و اوراد شیطانی همگی طوری ساخته شدند که میتونند انرژی مثبت و یا منفی زیادی به وجود بیارند
حتی خواننده ها میتونند تاثیر زیادی بذارن حتی شاید شنیده باشید که اکثر طرفداران یک خواننده افسردگی میگیرند و یا معتاد میشوند و یا ....
این نشان دهنده نیروی شیطانی هست که در صدای اون هاست
مطمینا شنیدید که میگن قران و نمازو باید با تلفظ صحیح عربی خوند شاید با خودتون گفته باشید این حرف ها چرته مهم اینه که ادم دلش با خدا باشه
درسته که ادم باید دلش با خدا باشه ولی این حرف ها چرت نیست اگر قرانو درست نخونید درسته که خیلی خوبه ولی انرژی مثبت بسیار زیادیو که باید به دست می اوردید به دست نیاوردید
اگر قرانو صحیح تلفظ کنید نیروی عظیمی ازاد میشه که تاثیر مثبتی بر روان و تقدیر شما داره
:mrgreen:

Alireza_Shafaei_PCworld
10-08-2005, 22:31
من که نمیتونم واقعیت را پنهان کنم

Soshiant
10-08-2005, 22:55
Alireza_Shafaei_PCworld جان واقعیتو پنهان نکن تغییرش بده
:wink:

EhsanHF
11-08-2005, 09:53
راستی . من یک سوال داشتم . هر چند شاید مسخره و یا عجیب باشه . ولی چون نمیدونم میپرسم .
من هر وقت که یک جسمی داره به وسط پیشانیم نزدیک میشه ( چه اون رو ببینم و یا نبینم ) و در حالی که اصلا هیچ برخوردی بین من و جسم برقرار نمیشه یک سر درد عجیبی میگیرم . به طوری که بعضی وقتها به قدری درد میگیره که دیوونه میشم !
حالا به نظر شما علتش چی میتونه باشه ؟ یعنی دلیل علمی داره یا نه ؟
مرسی و ممنون از آموزشهاتون .

Soshiant
11-08-2005, 10:52
اگر بدون اینکه بفهمی هم احساسش کنی که خیلی خوبه
حتما روی حس ششمت کار کن زود به نتیجه میرسی
ولی قبلش چند موردو بگو ببینم چطوری نمیدونستی چیزی به وست پیشونیت نزدیک میشه :?:
باز هم امتحان کن از یک دوست هم بخواه که وقتی چشمات بسته هست اجسام مختلفی به پیشونیت نزدیک بکنه ببین احساست فرق میکنه یا نه
البته توی تاریکی باشی که از روی نور متوجه دور یا نزدیک شدنش نشی :mrgreen:

EhsanHF
11-08-2005, 12:31
در جواب باید بگم که بعضی وقتها که بدون اینکه بدونم اینجوری میشه . یعنی ناخودآگاه و بدون اینکه هشدار قبلی داشته باشم . ولی وقتی اینجوری میشم مطمئن میشم که الان یک چیزی میخوره توی سرم !
یک بار هم به داداش کوچیکم گفتم که همین کار رو با من انجام بده ( با چشمان کاملا بسته (( مثل اسم فیلمهای هالیوودی شد !)))
و نتیجه میداد !
از اینکه به سوالم جواب دادی ممنونم .

Arashi
11-08-2005, 17:45
من هم اينطوري ام ولي نه به اون شدت كه شما ميگيد :arrow: :arrow:


در ضمن احسان جان . آقا اميد چند تا WallPaper از بازي Halo 2 گذاشته :
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
حالشو ببر :D )

EhsanHF
11-08-2005, 18:29
ایییییییییییییییییییییییی یییییییییییول آرش جان ! :D :D :D
در ضمن HOLY جان . ما هنوز منتظر هستیم .

Soshiant
11-08-2005, 20:16
مگه من به این راحتی ولتون میکنم :mrgreen:
اون کارو که گفتم بکن و نتیجشو بگو یعنی ببین با نزدیک شدن اجسام مختلف مخصوصا چیز هایی که نسبت به اون ها علاقه یا تنفر داری اون کارو انجام بده ببین احساست فرق میکنه یا نه :D
منتظرم ها
اقا ارش شما هم انجام بده
البته این احساس با چشم باز یک امر طبیعی هست
بعدم بگید ببینم تاحالا شده کسی زنگ بزنه قبل از اینکه گوشو بردارید احساس کنید کی هست ( بدون امادگی و زمینه قبلی )
یا اتفاقاتی از این قبیل
تا حالا چند بار شده توی خواب ببینی داری پرواز میکنی
راستی ارشی جون چه والپیپر های قشنگی بود ممنون :mrgreen:

EhsanHF
11-08-2005, 20:28
من که اگه تو خواب ببینم دارم پرواز میکنم از ترس همونجا سکته میزنم ! برای اون موضوع هم باشه . امتحان میکنم .

Soshiant
11-08-2005, 20:54
من لذت میبرم این جوونای شجاعو میبینم :mrgreen:

Soshiant
11-08-2005, 22:55
پرواز روح:
روشی برای خروج ارادی روح از بدن
چاکرا2 وظیفه پرواز روح به عهده داره ولی برای پرواز روح حتما باید این کار به وسیله چاکرای 6 انجام بشه همین طور که قبلا گفتم چاکرای 6 وظیفه فعال سازی بقیه چاکرا هارو به عهده داره یعنی در پرواز روح چاکرای 2 مثل ماشین و چاکرای 6 مثل استارت و فرمون ماشین میمونه
هر شب که ما می خوابیم روح از تن ما جدا میشه ولی این قدر توهمات جلوی چشم های مارو میگیره که فقط همون هارو میبینیم همین طور به طور طبیعی اگاهیمونو از دست میدیم
پرواز روح هم همون خواب هست با این تفاوت که ما اگاهیمونو از دست نمیدیم ولی توهم میتونه بسته به قدرت روح ما با ما باشه
روح پس از خروج از بدن با کالبد بعدی خودش یعنی کالبد اثیری سفر میکنه روح میتونه با این کالبد خودش به همه مناطق کره زمین بره همین طور میتونه به عوالم بالاتر هم سفر کنه
برای رفتب به عالم بعدی یعنی عالم اثیری باید از جای تونل مانندی به نام تونل زمان عبور کنه ( اینجا شبیه قصه های تخیلی شد ولی باور کنی امار هم نشون میده ادم هایی که به دلیلی در اثر یک حادثه مثل تصادف یا عمل جراحی روح از تنشون خارج شده بود خیلی از اون ها یادشون هست که از جایی که مثل یک تونل در حال چرخش هست رد شدن ) خیلی ها عقیده دارند که این تونلی که دیده میشه همون چاکرای 6 هست که روح وقتی داره از اون خارج میشه اونو به این شکل میبینه امیدوارم شکل چاکراها یادتون باشه
نگته جالب در پرواز روح اینکه چون هرکس میتونه خیال خودشو به بقیه نشون بده خیلی از روح ها برای گول زدن روح های تازه وارد میتونند خودشونو به صورت نورانی و زیبا در بیارن و خودشونو جای یک قدیس جا بزنند
فقط روح هاییکه تجربه بیشتری دارند میتونند فرق واقعیت و توهمو از هم تشخیص بدند
اگر کسی که میخواهد پرواز روح بکنه یک استاد معنوی داشته باشه که زنده باشه و در عالم مادی بتونه با اون ارتباط داشته باشه میتونه همراه استادش پرواز روح بکنه و استادش در اون عالم درس های معنویو به اون یاد بده مثلا فرق توهم و واقعیتو به اون یاد بده اگر روحی همه درس های خودشو در عالم اثیری یاد بگیره درجه معنوی اون بالاتر میره و میتونه کالبد اثیری خودشو رها کنه و با کالبد لطیف تر بعدی به عالم بعدی بره همین طور برای عوالم بالاتر
قبلا هم گفتم که ما تعداد زیادی عالم داریم و مطابق با هر عالم یک کالبد هم داریم که مخصوص زندگی در اون عالم هست
برای این گفتم استاد زنده باشه چون علاوه بر کمک درعوالم دیگه بتونه در این عالم هم مراقب شخص باشه ثانیا هرچند که تشخیص یک استاد واقعی به بخواهد به شما کمک کنه در عالم مادی سخت هست ولی از عالم اثیری ساده تره
اگر استادی که رهبری معنوی شخصو به عهده داره زنده نباشه به اون استاد درون یا روح راهنما میگن
استاد زنده میتونه استاد درون هم باشه
کسانی که زیاد خواب پرواز میبینند برای پرواز روح استعداد بیشتری دارند
همین طور افرادی که خواب های صادقه میبینند
:mrgreen:

EhsanHF
13-08-2005, 12:13
فوق العاده هست . اگه بشه چی میشه ! :mrgreen:

Soshiant
13-08-2005, 16:30
شدن که میشه ولی اگر بشه نمیترسی :mrgreen:
بعد از این مدت اومدی اونم همین
کار هایی که گفتم انجام دادی :?:

EhsanHF
14-08-2005, 13:00
راستش رو بخوای ( چرا دروغ بگم ) یکم ترسناکه !
اما دنبال اون کتابهایی که گفتی هستم . اونها رو میخونم . بعد با آمادگی بیشتر پرواز میکنم !

Soshiant
14-08-2005, 15:47
نه بابا یکی پیداشد یکم کار کنه :P
کتاب بخونه
بابا این کاره
سوالی بود در خدمتیم :mrgreen:

Alireza_Shafaei_PCworld
14-08-2005, 19:26
يك چيزي بود كه كه خيلي وقت پيش تا حالا دارم باش سر و كله ميزنم تازه امروز يادم اومد كه بگم

وقتي كسي به من نگاه كنه متوجه ميشم!!!!!
يعني احساس ميكنم
فرض كن هر چشم در محوري كه داره نگاه ميكنه يك انرژي
ميفرسته ( به طور مستقيم)
من اين انرژي را احساس ميكنم!!!!
وقتي به بدنم ميخوره و گرماشو احساس ميكنم
ميفهمم يكي داره نگاهم ميكنه!!!!!

موضوع چيه؟

Iranian_sports
14-08-2005, 19:43
سلام
قضیه همون زاغ سیاه چوب زدن دیگه
که میگن مثلا یک نفر داره زاغ سیامون رو چوب میزنه
منم همچین احساسی دارم

راستی من این تاپیک رو کامل نخوندم
نمیدونم درباره احضار روح توش حرف زده شده یا نه
ولی اگر مطلبی در این مورد دارید بذارید
چون یک نفر ازم درخواست کرده[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
موفق باشید
فعلا

Soshiant
14-08-2005, 22:34
چیشده همه دارن جادوگر میشن :mrgreen:
همن طور که قبلا گفته بودم 2 تا چاکرای فرعی روی چشم ها قرار داره که در علوم متا فیزیک برای نفوذ در افراد استفاده میشه
هر فرد موقع نگاه کردن از این چاکرا ها انرژِ به ناحیه ای که نگاه میکنه میفرسته که بستگی به انرژی شخص همین طور احساس شخص مثل ترس عشق تنفر و یا ... داره
کسانی هم که چاکرای 6 فعالی دارند میتونند این انرژی و احساس کنند که البته اکثر اوقات وقتی این نیرو احساس میکنند که حواسشون نیست
افرادی که توی کار متافیزیک خبره هستند با پرورش چاکراهای چشم ها میتونند که روی افراد تاثیر بذارند و حتی فکر اون هارو کنترل کنند
شاید شنیده باشید ویا حتی کسانیو دیده باشید که چنان نگاه سنگینی دارند که نمیشه زیاد توی چشم اون ها نگاه کرد من شنیدم افراد توی چشم پیامبر و امامان هم نمیتونستند زیاد نگاه کنند
گذشته از نیروی نگاه ما ارتباط انرژیتیکی زیادی با افراد اطرافمون داریم وقتی کسی از کسی متنفر هست و داره به اون پرخاش میکنه و فحش میده داره از طرف هاله های خودش انرژی های آزار دهنده ای به ترف مقابل پرتاب میکنه
یا حتی مقتی به کسی توجه میکنید دارید به اون انرژی مثبت میدید برای همین هاله افرادی که در حال سخنرانی جذاب هستند بسیار پرنور میشه و به راحتی قابل دیدن هست
وقتی بیمار میشید هاله اون قسمت به رنگ قهوه ای در میاد
وقتی حواستون به جای دیگه هست هاله شما در قسمت سر کش میاره وقتی عصبانی میشید یا هر احساس شدیدی پیدا میکنید بسته به نوع اون احساس رنگ هاله شما تغییر میکنه
وقتی در جایی احساس نا امنی میکنید هاله شما جمع میشه و حالت سپر به خودش میگیره
وقتی کسی عصبانی میشه سطح ارتعاشات هاله اون نسبت به شخصی که از اون عصبانی هست پایین میاد برای همین سعی میکنه با پرخاش و فحش طرف رو مجبور به عصبانی شدن بکنه تا اون هم ارتعاشاتش پایین بیاد و با خودش هم ارتعاش بشه ولی اگر شخص مقابل عصبانی نشه بالا خره شخص عصبانی مجبور میشه برای اینکه هم ارتعاش شخص بشه ارتعاشات خودشو با لا ببره یعنی مجبور میشه خشم خودشو کنترل کنه
دلیل اینکه بعضی از افراد همیشه میخواهند بقیه افراد تحقیر کنند هم همین پایین بودن دائمی فرکانس اون ها هست
------------------------------------------------

EhsanHF جان شما که دنبال کتاب هستی حتما کتاب
( هاله درمانی با دست های شفا بخش نوشته بارباراان برنن ) بخر و مطالعه کن کتاب بسیار خوبی هست برای اشنایی با چاکرا ها و هاله ها همین طور نویسنده کتاب عکس های زیادی از هاله افراد در حالت های مختلف کشیده همین طور با توضیح رنگ هاچون هاله همه افراد یک رنگ نیست و بستگی به شخصیت اون ها داره و خیلی چیز های جالب دیگه حتما بخون
-------------------------------------------------

Iranian_sports جان اگر خونده بودی نمیپرسیدی چون من قبلا گفتم که احضار روح و جن حرام هست و به دلیل انرژی سنگین شدیدی که این کار داره نتنها در چنین جلساتی شرکت نکنند که حتی از میز مخصوص این کار و حتی اتاقی این کارو کردن استفاده نکنند
( حالا نه اینکه پاتونم اون جا نذارید ولی اصلا نذارید که توی اتاق شخصی شما که اونجا میخوابید این کار انجام بشه )

Alireza_Shafaei_PCworld
14-08-2005, 22:50
خوبه از 12 هزار نفر فقط 2 نفر پاشدن ميگن ما يك چيزيمونه!
اگر يك نفره ديگه بياد چي ميشه!!!! :lol:
من اين گرما را فقط در ناحيه پشت احساس ميكنم
از سر تا كمر!(از زیر سر تا بالای کمر)

Iranian_Sports جان اگر این طور باشد که اون وقت خیلی میترسم!
یعنی 24 ساعته دارن زاغ سیامو چوب میزنن!!!!

EhsanHF
15-08-2005, 08:58
علیرضا جان . جون من مواظب خودت باش ! شاید کار استکبار جهانی باشه که میخواد ... ! :mrgreen: :wink:

Gilopa
15-08-2005, 14:55
مطالب جالب بود ولي بي تارف بعضيهاش سر آدم رو ميگيره وبايد بيشتر روش تفكر كرد .

اميدوارم موفق باشي هميشه دوست من. :arrow:

Soshiant
15-08-2005, 17:47
Gilopa جان منظورتو درست نفهمیدم
مثلا چه چیز هایی :?:

mstnet
19-08-2005, 16:32
سلام . اميدوارم حال همگي خوب باشه
از نويسنده اين تاپيك ممنونم
من ديروز كل اين تاپيك رو خوندم و خوشم اومد
البته ديدم يك جاهايي بعضي از افراد نظرات نااميد كننده اي داده بودن (كه مهم هم نيست)
اگه اعتقاد نداري اگه خرافات ميدوني اگه خوشت نميآد اگه وقت نداري خب نياااااا توي اين تاپيك . وقتي اين تاپيك عنوان داره و مشخصه در مورد چي ميخواد صحبت كنه واسه چي ميِآي ؟؟ خب بگذريم
من از نويسنده ميخوام هر وقت كه فرصت كرد در مورد كونداليني صحبت كنه . خلاصه نه . بلكه مفصل
چون خودم يك چيزايي ميدونم
ممنووووووووووون

Soshiant
19-08-2005, 21:00
mstnet جان ممنونم ولی من گفتم تا کسی فعالیتی از خودش نشون نده من هم دیگه چیزی نمینویسم روی حرفم هم هستم
اگر میخواهید ادامه بدم شما لطف کن هرچی از کندلینی بلدی بنویس اگر من چیز بیشتری بلد بودم به اون اضافه میکنم
تا هم بقیه از مطالب شما استفاده کنند هم به من کمکی شده باشه و فقط من توی این تاپیک اموزش ندم و هم اینکه اگر مطلبی مینویسم برای شما تکراری نباشه و تا جایی ممکن اگر چیز بیشتری بلد باشم به اون اضافه میکنم
البته من هنوز می خواستم مطالب بیشتری بنویسم ولی وقتی دیدم کسانی که به این تاپیک میان این مطالب چندان مهم نیست و برای یاد گیری بیشتر هیچ تلاشی نمیکنند تصمیم گرفتم همون چند مطلب اخر هم که گفته بودم برای راه انداختن بچه ها هست ننویسم :wink:

mstnet
19-08-2005, 22:32
بازم سلام
اينكه كونداليني واسه من جالبه به اين علته كه بعضي اوقات با تمركز ميتونم اين انرژي رو آزاد كنم . واسه آزاد كردنش هم نه كتاب خونده بودم نه اينكه كلاس رفته بودم و نه چيز ديگه.
بعدا كه از يكي پرسيدم گفت كه اين انرژي اسمش كوندالينيه
و كار هر كسي هم نيست و تو هم بعيده اين كار رو بتوني انجام بدي .
انگار اگه كسي بگه كه من اين كار رو انجام ميدم بهش جايزه نوبل ميدن . كه حالا من بخوام دروغ بگم كه اين كاره ام.
ولي به هر حال خودم رفتم يك خورده مطالعه كردم . بيشترشون شبيه هم نوشته بودن كه كونداليني نيرويي است كه همچون ماري خفته در چاكراي اول چنبره زده است و به وسيله تمركز و يوگا و ..... اين انرژي آزاد ميشه و از چاكراي اول شروع به بالا آمدن ميكنه و با گذشتن از هر چاكرايي اون چاكرا باز ميشه . تا به چاكراي تاج ميرسه
ولي اين اطلاعات واسه من كافي نيست .اگه ميتوني مطالب بيشتري بيان كني ازت ممنون ميشم

Soshiant
20-08-2005, 16:43
Mstnet جان خیلی خوشحال شدم که کسی در این مورد اطلا عاتی داره و میتونه توی این تاپیک مقاله بده ولی به نظر میاد شما هم علاقه ای به نوشتن نداری
اشکالی نداره من خودم مینویسم
البته این خیلی موضوع عجیبی هست که شما میگید میتونی اونو فعال کنی تازه اون هم به صورتی که احساس کنی
از تو می خوام که حتما بنویسی که چه جوری این کارو میکنی و چه احساسی داری و خلاصه کاملا توضیح بدی
اگر واقعا درست بگی و بتونی این نیرو فعال کنی یکی از مخلوقات عجیب خدایی قدر خودتو بدون
----------------------------
نیروی کندلینی یا مار های اتشین:
این نیرو در چاکرای یک به صورت غیر فعال قرار داره ( مار های خفته ) و در صورتی که فعال بشه شروع به بالا اومدن از لوله های روانی میکنه ( همون طور که قبلا گفتم سوشومنا- ایدا – پینگالا )
و در مسیر خودش به هر چاکرایی که برسه اونو فعال میکنه البته به اندازه ای که فعال شده
این نیرو خیلی قدرت مند هست و شوخی بردار نیست چون در صورتی که در اثر یک عامل مثلا یک شوک بسیار ناگوار یا استفاده از روش های غلط- فعال بشه یعنی مار های خفته مسیر خودشونو در لوله های روانی جا به جا برن صدمات جبران ناپذیری به شخص وارد میشه و شخص یک قاتل و جانی خطرناک میشه
حتی در صورتی که این نیرو به صورت درست فعال بشه و نیروی خیلی زیادی ازاد کنه باز هم خطرناک هست چون این نیرو خیلی قدرتمند هست مثل اسمش مار های اتشین
وقتی این نیرو به چاکرا ها برسه چون چاکرای افراد عادی بسیار ضعیف هست و به این نیروی عظیم عادت نداره اصطلاحا چاکراها میسوزند مثل اینکه شما به یک سیم برق باریک چند هزار ولت برق وصل کنید
حتی اگر هم برای چاکرا های شما مشکلی پیش نیاد باز هم میتونه خطرناک باشه فرض کنید شما دارید رانندگی میکنید حالا این نیرو که داشته بالا میاومده به چاکرای 2 شما برسه در این لحضه چاکرای 2 به صورت غیر قابل کنترلی فعال میشه و روح شما از تنتون خارج میشه و با سرعت بسیار بسیار زیادی شروع به پرواز میکنه در این لحضه شما غش میکنید و ماشینتون هم تصادف میکنه
همین طور تا چاکرا های بالا تر
هدف نهایی این هست که این نیرو به اخرین چاکرا یعنی چاکرای 7 برسه و اونو که مظهر عشق مطلق به خداست فعال کنه
برای رسیدن به این مرحله این نیرو باید از همه چاکراهای پایین رد شده باشه و اون هارو به درستی فعال کرده باشه به عبارت دیگه برای فعال سازی چاکرای 7 ( مرحله 7 عرفان ) باید تمامی دروس مربوط به مراحل پایین ترو به درستی یاد گرفته باشید یعنی تا زمانی که تمامی ناپاکی ها و عیوب در همه زمینه ها در شما از بین نرفته باشه ( که منجر به عدم تعادل در چاکرای مربوطه میشه ) نمیتونید چاکرای 7 به صورت 100% فعال کنید
تمام مکاتبی که دوری از دنیا یا کنار گذاشتن دنیا یا چنین چیز هایی مثلا کنار گذاشتن نیروی جنسی برای رسیدن به خدارو تبلیغ میکنند در اشتباه هستند
همه تمایلات بشری باید به صورت صحیح هدایت بشن تا بشه به خدا رسید
3 جور عشق وجود داره اول عشق جنسی مربوط به چاکرای اول و دوم
دوم عشق بشری و فرا خود مربوط به چاکرای قلب ( 4 )
سوم عشق به خدا مربوط به چاکرای 7
خوب بودن و فعالیت چاکرا ها به هم وابسته هستند یعنی اگر کسی خصلت خوبی داشته باشه ( هر خصلت مربوط به یکی از چاکرا هاست ) چاکرای مربوط به اون به همون اندازه فعال میشه و اگر چاکرای به درستی فعال بشه فرد خصلت های خوب مربوط به اون چاکرا بدست میاره

فعال سازی نیروی کندلینی :
برای فعال سازی اون راه های زیادی در متافیزیک و عرفان هست
روش های متافیزیکی بیشتر مرتبط با چاکرای 6 هستند تا با استفاده از چاکرای 6 این نیرو فعال کنند که موفقیت در این زمینه بستگی به فعالیت چاکرای 6 و استعداد در این زمینه داره
این روش ها در افراد عادی به دلیل فعالیت کم چاکرای 6 هیچ تاثیری نداره روی افراد بسیار کمی هم که تاثیر داره چون امکان داره این نیرو به صورت غیر قابل کنترل فعال بشه توصیه نمیشه من هم اموزش نمیدم ولی در بعضی از کتاب ها اموزش هایی هست که اگر علا قه داشتید میتونید بخونید
حالا قبل از روشی که می خواهم بگم باید به نکاتی اشاره کنم
زمین همون طور که قطب مغناطیسی داره قطب انرژیتیکی هم داره که با هم مطابق نیستند
این قطب انرژی روی کعبه قرار داره
بهترین روش بیخطر هم برای فعال سازی انرژی کندلینی همسو کردن لوله های روانی مخصوصا سوشومنا با جهت این قطب انرژی هست و بهترین روش همسو کردن هم سجده هست
وقتی سجده میکنید سوشومنا با امتداد انرژی ها هم خط میشه و جریان انرژی در اون برقرار میشه
وقتی سجده میکنید پیشونی یعنی همون چاکرای 6 روی خاک میذارید ( همون طور که قبلا گفتم خاک از بهترین اجسام برای گرفتن انرژی مسموم هست ) و همین طور 7 قسمت از بدن در مطابقت 7 چاکرا روی زمین قرار میگیرند
اگر میخاهید تمرین سجده طولانی انجام بدید وضو رو هم فراموش نکنید
اگر هم میخواهید روی پیشونیتون هم رد محر نیفته میتونید از اجسام نرم و پارچه هایی که سجده بر اون ها صحیح هست استفاده کنید
باید در زمان سجده تمرکز داشته باشید
برای این کار میتونید ازذکر استفاده کنید یا اینکه به صدای قلب یا تنفستون گوش بدید
روش هایی هم هست که جادوگر ها از اون استفاده میکنند
مثلا داخل کردن بعضی از اذکار به داخل مقعد یا تبدیل کردن اسپرم به انرژی و بالا کشیدن این انرژی از داخل لوله های روانی
این کارها در اصل فعال سازی کندلینی نیست بلکه شبیه سازی اون هست و عواقب دردناک زیادی داره و بعدا شخص استفاده کننده دچار جنون و بیماری میشه

mstnet
21-08-2005, 11:17
سلام و روز بخير Holysooshiant .
ممنون به خاطر توضيحاتي كه در مورد كونداليني دادي .
راستش من يادمه دفعات اولي كه ميتونستم اين نيرو رو احساس كنم از ترس تمركزم را به هم ميزدم و پا ميشدم ميرفتم سراغ يك كار ديگه . يعني فكر ميكردم كه يك اتفاقي ميافته اگه بخوام ادامه بدم ولي بعدا ديدم كه اينطور نيست و چند دقيقه اي اين حالت بيشتر طول نميكشه و بعدش همه چيز مثل قبل ميشه
ولي هميشه به اين فكر ميكردم كه آيا اين نيرو صرفا براي بازكردن چاكراهاست يا اينكه خود اين نيرو رو هم ميشه تحت كنترل گرفت ؟؟؟ شما چي فكر ميكنيد ؟؟

Soshiant
21-08-2005, 11:50
mstnet جان قابلی نداشت :mrgreen:
ولی جواب منو کامل ندادی من میخواهم بدونم دقیقا چطوری تمرکز میگیری روی چی تمرکز میکنی چه احساسی و در کجا داری
:?:
منظورت از کنترل این نیرو چی هست
این نیرو برای چاکرا ها مثل بنزین برای ماشین هست
با فرستادن اون به چاکراها می تونی اگر قوی باشی خیلی کار های عجیب غریب بکنی :shock:
توی کتاب هاله درمانی با دستان شفا بخش یک روش فعال سازی اون هست
یعنی با چاکرای 6 اونو فعال میکنی میاری توی چاکرای 6 تا چاکرای 6 خیلی فعال بشه اون وقت حتی میتونی داخل اجسام یا بدن مردم ببینی یا حتی جا های دیگه کره زمین :mrgreen:
همون طور که گفتم برای افراد عادی جواب نمیده برای کسانی هم که جواب میده میتونه خطرناک باشه
ولی اگر فکر میکنی میتونی انجامش بدی می تونی این کتابو بخری :mrgreen: :twisted:
اگر هم میترسی دنبالش نرو اگر هم حتما میخواهی انجامش بدی یادت باشه اگر خودتد به خدا بسپاری هیچ اتفاق خطرناکی نمیفته :mrgreen:

mstnet
27-08-2005, 00:56
سلام holy sooshiant
اميدوارم حالت خوب باشه
راستش من معمولا وقتي ميخوام تمركز بگيرم . روبروي يك آيينه كه تقريبا 1 متر با من فاصله داره قرار ميگرم اونوقت توي چشمهاي خودم خيره ميشم .
اونوقت پس از چند دقيقه احساس ميكنم كه سرم بزرگ شده خيلي بزرگ . انگار سرم 50 برابر شد از نظر حجم
اونوقت يك نيرويي شروع ميكنه دور سرم چرخيدن . يك جورايي وحشتناكه . انگار 100 نفر دارن با هم جيغ ميزنن
البته هميشه هم با تمركز اين حالت پيش نمياد خيلي وقتها هم اتفاقي نمي افته
ببخشيد كه من دير جواب دادم چون به دلايلي نتونستم بيآم
حالا ميشه نظرت رو بگي در اين مورد
ممنون

alireza_2000
27-08-2005, 12:13
بچه ها سعي كنيد از اين مطالب به درستي استفاده بشه من يه دايي دارم كه حدود 8 سال

توي اين كارا بود و EAK كار ميكرد يه روز مادر بزرگم زنگ زد كه سريع بيا اينجا رفتم ديدم

داره گريه ميكنه و يه چيزايي كه از داييم تا حالا نديده بودم بهم ميگفت اومدن منو ببرن بايد

باهاشوندارم ميجنگم چشاشو ميبست و بعد ميخنديد و تا يكي زنگ ميزد بلند ميشد و ميگفت اومدن

موهاشو خيلي بلند كرده بود و خيلي هم لاغر شده بود يه تخته وايت برد روي ديواره اطاقش كه

هنوزم داره و روش شعرهاي عرفاني مينويسه---از بحث دور نشم خلاصه يه چيزي حدود 50 تا

كتاب فوق شيططاني كه عمرا گير هيچ آدمي نمياد كه بعدها اونا رو دايي بزرگم آتيش زد --

نوارهاي تمركزي موسيقي--توي خونشون استادشون با يه سري آدماي ديگه ميومدن و استاد

شون رو هم من ديدخ بودم --يه بار نشستيم 20 نفر منم صدا كرد 2 تا سكه 5 و 10 توماني

ور داشتيم استاد رفت بيرون سكه داديم دست يكي و گذاشت توي جيبش--استاد اومد تو

نشستيم و رو كرد به همون طرف گفت سكه رو بده باور كنيد اين شوخي نبود بعدها داييم

گفت اين يكي از درسهايي بود كه به ما داد---خلاصه سردرد ندم الان داييم ناراحتي اعصاب

گرفته و قرص اعصاب ميخوره البته خيلي از دوستاش تو گروهشون بودن گه گفتن دايي تو زياده

روي كرد---چند تا از اونها وكيل بودن و حتي يكي از اونها دكتر بود و.....

يه روز با دايي بزرگم رفتم در خونه استادشون و گفتم دايي منو بيخيال شيد و ديگه از اون موقع

دايي من با اين گروه ارتباط نداره ولي هنوزم انفرادي براي خودش فكر كنم كار ميكنه

من خودم دقبقا به اين مسايل اعتقاد دارم و باور دارم اما همه ميدونن توي اين دوران همه

به فكر پول و زندگي هستن و ديگه نوبت به اين چيزا نميرسه اما باور كنيد اين مسايل

رو و اگه فكر ميكنيد جنبشو داريد بريد و درست استفاده كنيد --اينها چيزايي يا به عبارتي

اسراري هستن كه ملا ها به مردم ميگن بده نه نيستش اما باور كنيد ما يه دنياي ديگه

داريم كه الان بعضي از ماها ميرن اونجا و برميگردن و اين دروغ نيست اما تا داخل نشيد

نميتونيد باور كنيد و اوني كه ميگه اينها خرافات هستش تعريفي از خرافات نميدونه

نميگم باور كنيد اما رد هم نكنيد تحقيق كنيد بعد حرف بزنيد

فعلا................

Soshiant
27-08-2005, 12:36
alireza_2000 جان من طریقت ek یا اکنکار میدونم چی هست
ولی تا حالا در مورد EAK چیزی نشنیدم میشه بگی چی هست :?:
اکنکار روشی هست که پرواز روح رو تنها راه رسیدن به خدا میدونه و تنها راه موفق شدن در این راهو سرسپردگی به این مکتب میدونه که من توصیه میکنم به هیچ وجه دنبالش نرید

alireza_2000
27-08-2005, 13:07
ببينيد توي همه اين فرقه ها رسيدن به خدا مطرح شده به غير از تعداد محدود كه دنبال جادوي

سياه هستن--من اكيست نيستم اما واقعا چيزاي عجيبي توي اينا ديدم كه ديوونه كننده بود

يه بار ربا اينا رفتم زنجان توي راه به بعضي پيچها كه ميرسيديم استاد ميگفت نوع و رنگ

ماشيني رو كه 1 دقيقه ديگه قرار بود بياد باور كنيد يك بار هم اشتباه نكرد من اونجا اين آدم رو

باور كردم--يعني دنيا رو طوره ديگه دنيا رو ميديد--البته توي امريكا مهندسي كامپيتر گرفته بود

و اطلاعات فني هم داشت و كلا اونجا مثل اينكه اينكاره شده بود--اما EAK ...من چيزه زيادي

از اينا نميدونم يعني راستش غريبه توي حرفاشون راه نميدادن فقط من باهاشون رفيق بودم

اما جلوي من درباره اين چيزا بحث نميكردن--اما يه چيزي كه ميگفتن و باور داشتن اين بود كه

روح ما شايد 10 يا 20 بار قبل هم توي يك جسم ديگه داشته زندگي ميكرده و مرده و حالا ما

با اين جسم جديد داريم با همون روح زندگي ميكنيم و مثلا يكي از اعضا گروهشون من شنيدم

ميگفت استاد ميره به يكي از طبقات اسماني كه اسم خاصي داشت يادم نيست و اونجا از

شمس تبريزي درس عرفان ميگيره شايد مسخره باشه من خودم چون اين مساله رو درك

نكردم نميتونم درك كنم اما با چيزايي كه ديدم رد نميكنم و يه مراقبه هاي خاصي كه همراه

با بويي پر از عود و در تاريكي مططلق داشتن---يه عباراتي مثل كارما ---هيو كه اعتقاد داشتن

اسم اصلي خدا هستش فقط همينا رو ميدونستم خلاصه ببخشيد

اما عالم عجيبي داريم نازنين..................

Soshiant
27-08-2005, 22:57
alireza_2000 جان از از توضیحاتی که دادی معلوم هست که داری همون طریقت ek میگی
از نظر اون ها اسامی اصلی خداوند ek و سوگماد هستند
ذکر هیو هم صدایی هست که به اون فلوت الهی میگن صدایی که در عوالم دیگه شنیده میشه البته در هر عالم صدای خاص خودشو داره
صدای سکوت
واقعا هم همین طور هست
این ذکر برای فعال کردن چاکرای 6 بسیار موثر هست
در مورد این که گفتی اعتقاد دارن قبل از این زندگی قبلا هم در جسمی دیگه زندگی میکردند باید بگم که فقط به 10 یا 20 با اعتقاد ندارند بلکه به 8400000 بار در حالت معمولی اعتقاد دارند که به اون تناسخ گفته میشه و بحث مفصل و جالبی هست
و نتنها قبل از این زندگی به صورت انسان بودند بلکه اول به صورت گیاه و بعد حیوان و بعد انسان
به دلیل اعتقادات جامعه ما و نا اگاهی مردم اول عجیب به نظر میرسه ولی اگر به خوبی در مورد تناسخ مطالعه کنی اون وقت...............
اعتقاد به تناسخ فقط مربوط به این فرقه نیست و تقریبا اکثر فرقه های عر فانی و حتی بعضی از فرقه های شیعه به اون اعتقاد دارند
این علم راه های جالبی برای پرواز روح یاد میده و سعی داره با علومی که یاد میده ا بزرگ نمایی خود افرادو به سمت خود جذب کنه که من توصیه میکنم دنبال اکنکار نرید :mrgreen:

alireza_2000
28-08-2005, 07:34
اون 10-20 بار مثلا بود ولي من اگه وقتش رو داشتم

خيلي دوست داشتم بيشتر بدونم و اين مساله رو درك

كنم----خيلي خوشحال شدم كه با هم بوديم و جواب دادي

holy عزيز--در ضمن اين عكسي كه گذاشتي سر شار

از نيروهاي مثبت هستش

EhsanHF
28-08-2005, 11:03
من شرمنده ام از اینکه نتونستم بیام . اگه میشه یکم بیشتر مطلب بدین . مرسی . آخه هرچی میخونم سیر نمیشم ! کتابش هم که هیچ جا پیدا نمیشه ! سفارش دادم . اما شاید یکی دو ماه دیگه برسه . تا اون موقع زحمت هاش با شما .

alireza_2000
28-08-2005, 11:06
EK بيرون كتاب داره البته نه به اسم ek

يكي از بچه ها خونده بود و ميگفت خيلي خوبه و نتيجه هم

گرفته بود ---

EhsanHF
28-08-2005, 11:11
همون کتاب خطرناکه ؟! میشه اسمش رو بگید ؟

Soshiant
28-08-2005, 11:56
ممنون از نظراتتون :mrgreen:
alireza_2000 جان کدوم عکسو میگی عکس خودمو :?:
---------------
EhsanHF جان یعنی چی کتاب پیدا نمیشه :shock:
تهران که پر از این کتاب هاست
شهر ما هم که خیلی از مشهد کوچیکتره کلی کتاب داره
من میگم دنبال اکنکار نرید اسم کتاب می خاید باشه
من اسم کتاب میگم مخالف مطالعه هم نیستم ولی خیلی مراقب باشید
کم کم شمارو اکیست نکنند ها :?
چند تا اسم کتاب میگم ولی کتاباشون خیلی زیاد هست
پال توئیچل به تنهایی 60 تا کتاب داره
اسم کتاب ها
اک-ویدیا دانش باستانی پیامبری
اک-ایناری علم الاسرار رویاها
سرزمین های دور
نسیمی از بهشت
کودک در سرزمین وحش
دندان ببر
از استاد بپرسید
ما تنها نیستیم
ندای الهی یا فلوت خدایان
-------------
توی کتاباشون چرت و پرت و جفنگ هم خیلی گفتن ولی شما فقط تمرین هاشو میتونید یاد بگیرید
خیلی هم به فکر این کارها نباشید که مثل دایی alireza_2000 میشید
جدی میگم خیلی هارو دیدم این جوری شدن :shock:
باز هم توصیه میکنم دنبال اکنکار نرید خیلی بهتره
:mrgreen:
سوالی بود در خدمتم 8)
یک نمونه از هرفهای شاخ دارشون که احتیاج به دانش قبلی هم نداره بگم
اسم کتاب مقدس اون ها هست شریعت کی سوگماد
مقتی هم انگلیسی مینویسند شریعت مینویسند shariat یا همچین چیزی و ادعا میکنند نام کتاب از ابتدای پیدایش خلقت همین بوده و به زبان سانسکریت زبان اصلی هندی بوده
ولی خیلی تابلو هست که شریعت کلمه عربی هست و سه حرف اصلیش هم ( ش-ر-ع ) هست :twisted: :lol:

EhsanHF
28-08-2005, 12:01
شاید هم کتبهاشون رو داشتن و ندادن !
قضیه این اکیست چیه ؟ یعنی چه جوری میشه ؟ مذهب آدم رو عوض میکنه ؟ رفتارش رو یا کل وجودش رو ؟ به نظر من هر چی که هست خیلی خفنه !

alireza_2000
29-08-2005, 07:43
آره عكست خيلي باحاله --آخر لبخند باحالو زدي

ehsan اين نبايد تبديل به يه شغل بشه---و زياد روش كار

كني---چرا ميگن زياد به وجود خدا فكر نكن --چون آخرش

به پوچي ميرسي--اين فرقه ها هم آخرش يه كاري ميكنه

آدم اونقدر بالا ميره كه همچيز رو منكر ميشه--فكر ميكنيد

چرا اسلام تو كتاباش بطور مستقيم از اين چيزا صحبت

نكرده چون جسم آدم جنبه رسيدن به اون مرحله رو

نداره--حالا بعضيها ميرن و به اون مرحله ميرسن به اون

اسرار دست پيدا كردن--ولي ميگم اينها اسرار دنيا هستن

كه وقتي يه سري ميان و از دنياي خودشون ميگذرن ميرسن

به اون جا و يه چيزايي رو ميبينن كه ما نميتونيم ببينيم

و اينها تمرين و پاكي روح رو ميخواد كه كار سختي هستش

Soshiant
29-08-2005, 11:46
از تو به یک اشاره ***از من به صد دویدن :mrgreen:
EhsanHF جان
اکیست کسی هست که سرسپردگی مکتب اکنکار قبول کرده باشه
اول که با استادانشون ملاقات کنی که نمیگن ما میخایم دینتو عوض کنیم
اولش میگن شما با هر دینی که دارید میتونید اکیست هم باشید تا در دینتون پیشرفت کنید و زود تر به خدا برسید
بعدش که اموزش هاشونو شروع میکنند میگن که هر دینی بستگی به روشی که داره می تونه تا یکی از عوالم معنوی پیشرفت کنه
و بهشت واقعی از عالم 5 شروع میشه و همه پیامبران الهی تا عالم 4 بیشتر نرفتند و پیروان اون ها هم بیشتر از این نمیتونند بالا برن و فقط پیروان اکنکار میتونند وارد عوالم بالاتر بشوند :shock:
خوب این یعنی چی :? تازه این اولشه
اون ها اعتقاد دارند که همیشه باید 1 و فقط 1 نفر به عنوان استاد حق در قید حیات به نام ماهانتا باشه که رهبری اکنکار به عهده اون باشه ( مرجع تقلید واحد )
البته استاد حق در قید حیات خیلی دارند که میگن عمر اون ها چند هزار سال هست و مقام بعضی از اون ها از ماهانتا هام بالاتر هست که تمامشون هم هندی هستند ولی الان این دومین ماهانتا هست که امریبکایی شده تا از امریکا اکنکارو به همه نقاط جهان ببره
اولین ماهانتا امریکایی پال توئیچل بود ودومین که حالا هم زنده هست اسمش هست هارولد کلمپ
پال توئیچل در کتاب دندان ببر داستان معراج خودش به کمک استادش ربازارتارز مینویسه که در اون شب به عالم 12 میرسه جایی که باید بتونه به اون برسه تا بتونه ماهانتا بشه
در اون عالم مستقیما با سوگماد ( خدا ) صحبت میکنه در اونجا خدا اسامی خودشو نام میبره از جمله یزدان و الله و بعدش میگه که ولی بالاترین نام من سوگماد هست
بعدش در یکی دیگه از کتاب های اکنکار نوشته بود فکر کنم همون ربازارتارز که زنده هم هست و چند هزارسال هم عمرداره :shock: که الله خدای مسلمانان همون شیطان هست ( کلنیرانجان )
:evil:
واقعا که قبیح و زشت بود تازه پس سوگماد هم شیطان هست چون خودش گفته که یکی از اسماش الله هست :evil:
تازه اون ها دو تا از اساتید بزرگ خودشون که افراد در عوالم بالا با اون ها ملاقات میکنند ایرانی هستند
فکر میکنید کی :?:
مولانا و شمس تبریز
جالب بدونید بیشترین نامی که در اشعار مولانا استفاده شده مصطفی هست
قبلا همه کتاب های اکنکار فقط یک نفر به نام هوشنگ اهرپور ترجمه میکرد ودر سال های جدید مترجمان دیگری هم شروع کردن
یک بار که توی ایران اکیست ها خیلی شده بودن یک جلسه برگذار شده بود که نماینده ماهانتا از انگلستان به همراه هوشنگ اهرپور در اون سخنرانی میکردند
به نظر من که اصلا ادم های جزابی نبودند و حرف های جالب هم نمیزدند بعدش من رفتم پیش هوشنگ اهرپور و از اون پرسیدم شما که اکنکارو بالاتر از اسلام میدونید واستاد بزرگتون هم مولوی هست پس چرا بیشترین اسمی که در اشعار مولوی تکرار شده مصطفی هست
فکر میکنید چی جواب داد :shock:
گفت من چمیدونم برید از خودش بپرسید :evil:
میخواستم بهش بگم پس شما اینجا چکار میکنید اگر قرار هست هرسوالی داریم بریم از اونها بپرسیم :mrgreen:
ولی با چنان سرعتی دورشد که مهلت نداد :lol:
------------------------
alireza_2000 جان چشات قشنگ میبینه :mrgreen:
عکس 6 سالگیم هست وقتی میخاستم برم کلاس اول این عکسو گزفتم :mrgreen:
در مورد این هم که چرا اسلام در این مورد و در مورد عشق که همه عارف ها از اون صحبت میکنند چیزی نگفته خیلی میشه بحث کرد فقط همینو بگم که این عرفا فقط میگن عاشق بشید ولی نمیگن چطور ولی اسلام نمیگه عاشق بشید ولی راهش به عشق ختم میشه
ای سوخته سوخته سوختنی ****عشق امدنی بود نه اموختنی
و با تسلیم هست که عشق به خدا به وجود میاد
مسلمان هم یعنی تسلیم
تسلیم معانی و مراتب زیادی داره ولی حالا از هرکس. بپرسی تسلیم یعنی چی میگه یعنی عمل بی چون و چرا به دستورات خدا
ولی من میگم تسلیم یعنی رهایی و ازادگی

mohammad8
29-08-2005, 12:11
سلام
من تازه امدم تو اين جمع و خيلي خوشم اومد كلا من از اين جور بحث ها لذت ميبرم و تشكر ميكنم از مطالب زيباي آقايHolySooshiant كه خيلي جالبه

من ميخوام بدونم كه ميشه كتابهايي رو كه گفتين از اينترنت هم پيدا كرد مثلا با فرمت ‌ pdf يا چيز ديگه اگه هست ممنون ميشوم لينك يا آدرسشو بدين
مرسي محمد

mohammad_molana
29-08-2005, 15:16
ناز نفست HolySooshiant جان
بــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــوس....
راستش منم يه عمر دنبال اك بودم
واقعا چيز بي خوديه . اصلا مشخصه كه برنامه ريزي شدست براي كمرنگ كردن اسلام و بعد
از بين بردنش .
آقايوني كه مي خوان از اك سر در بيارن :
محض اطلاعتون كه اكنكار هيچ چيزي از خودش نداره . همش مال كشور ها و اقواميه كه در
عرفان و تصوف سرمد هستند . مثل ايران - هند - كشور هاي حوالي تبت و چين و .....
تازه شروع كرده سلسله مراتب رو بده به آمريكايي ها.... :lol:
اوليش كه پال توييچل بود به فول HolySooshiant جان
دوميش هم آقاي سري هارولد كلمپ :lol:
1-پال توييچل يك نويسنده قهار - يك سخنگوي ماهر و زبردست - يك استاد واقعي متفيزيك =- اما اصلا و به هيچ وجه يك نماينده خدا در روي زمين نيست -=
ايشون با كتابها - رمان ها - و داستان هاي تخيلي و فوق العادشون همه افكار رو تحت تاثير قرار مي داد و مي ده....ذهن خلاق ايشون مي تونه هر كدوم از ما رو كه بهترين راه رو داريم (اسلام ناب محمدي) از راه بدر كنه . به قول HolySooshiant جان تمريناتشون خيلي خوبه .نه
چون خودشون مي گن. دليلش چيز ديگه ايه كه جاش نيست بگم . اگه خواستيد بدونيد بهم بگيد
نفر بعدي رو هم خواستيد براتون توضيح مي دم كه چه جور آدمي هستش (به هر حال يه عمر مورد
عشق و علاقه من بودن و يه عمر هم در بارشون فكر كردم و خوب مي شناسمشون)
================================================== =

آنقدر دليل براي رد كردنشون دارم كه خدا مي دونه ....
از اكيست هايي كه اينو مي خونن خواهش مي كنم بيشتر فكر كنن....

EhsanHF
29-08-2005, 22:52
محمد جان . میشه توی پی ام به من بگید اون دلیلش چیه ؟
ممنون .

آرام110
30-08-2005, 10:52
سلام:خوشحالم كه اين مطالب را مطالعه ميكنم واز نويسنده متشكر.... :) بعد از خواندن تمام مطالب دوباره بهتون سر ميزنم...
آرامش واقعي وقتي بوجود مي ايد كه بتواني به ديگران آرامش دهي...سلامت باشيد.. 8)

Soshiant
30-08-2005, 11:08
mohammad8 در چه زمینه ای میخای
اگر فارسی میخای توی گوگل فارسیشو بنویس حتما یک چیز هایی پیدا میشه اگر هم انگلیسی میخای مطمئن باش خیلی خیلی زیاد هست
خودت باید بگردی دنبالش من چیز خاصی سراغ ندارم
---------------
با تشکر از دوست بسیار خوبم mohammad_molana
خیلی خوشحال هستم که کسی پیدا شده که اینقدر در این زمینه ها مطالعه داره
امید وارم بعد از این هم در نوشتن مقاله در این تاپیک و جواب دادن به دوستان منو تنها نذارن :mrgreen:
ولی یک خواهشی از شما داشتم اون هم اینکه همه چیزو همین جا بگید نه در پیام های خصوصی تا همه استفاده کنند
اگر قرار بود همه چیز به صورت سری بمونه هیچوقت این تاپیک به وجود نمیومد :wink:
منم همه شما دوستانو دوست دارم و از همین جا میبوسمتون :mrgreen:

EhsanHF
30-08-2005, 14:03
حمزه جان . ممنون از کمکهای فراوون شما .
من قصد نداشتم با اون حرف یه شما و بچه های دیگه بی احترامی کنم . آخه گفتن اینجا جاش نیست با خودم گفتم که حتما چیزی هست که نباید توی دید همه باشه ! منم دنبال همچین چیزایی هستم !

mohammad8
31-08-2005, 00:26
HolySooshiant جان سلام
ميخواستم بدونم درباره خروج روح از جسم چه اطلاعاتي داري دربارش توضيح بدي
من خودم يه چند وقت به اتفاق يكي از دوستام اينو كار ميكردم البته اون جدا تمرين ميكرد ولي به جايي نرسيدم در عوض دوستم يه كارايه تونست بكنه كه برام خيلي جالب بود
اگه چيزي داري كه ميتونه بدرد من و دوستان بخوره ممنوم ميشم بگي :)
مرسي محمد

mstnet
31-08-2005, 21:20
سلام
حالا كه بحث اك وسطه خوبه يك سري به اين سايت بزنيد :
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Soshiant
31-08-2005, 23:36
EhsanHF جان شما روی سر ما جا داری من کی گفتم میخای بی احترامی کنی :shock:
من فقط گفتم همه چی همین جا مطرح بشه
همین
ان یار کزو گشت سر دار بلند *** عیبش ان بود که اسرار هویدا میکرد
روزگاری کلمه انا الحق حلاج جزو اسرار حساب میشد
ولی حالا نه چون هر سری هم در زمان خودش سر هست
خیلی از چیز هایی که قبلا سر دونسته میشدن حالا سر نیستند چون سطح فکری بشر متکامل شده
-------------------
mohammad8 جان اول بگم خیلی خوش اومدی :wink:
ولی من اگر بخوام همش بنویسم که باید شب تا صبح بنویسم 8)
قرار شود دوستان برن مطالعه کنند اگر سوالی بود من اگر بلد بودم جواب بدم :mrgreen:
------------------
mstnet جان من عکسای جوونی این هارولد کلمپ دیده بودم
چقدر پیر شده :mrgreen:
-------------------
مولانا جان کجا رفتی دباره منو تنها گذاشتی :cry:
نکنه استاد این اکیستا که مولا نا هست خودتی :mrgreen:

mohammad8
01-09-2005, 23:57
HolySooshiant جان سلام

اين بچه ها كه خيلي كم مينويسن شايد اطلاعاتشون در اين زمينه كمه مثل من. اگه كسي در اين مورد اطلاعاتي داره ممنون ميشم بنويسه. 8)

armin_goooodboy
02-09-2005, 14:09
HolySooshiant جان سلام
آقا واقعا حال کردم
ایول
من خیلی خوشم اومد
من هیچ تجربه و اطلاعاتی در این گونه موارد ندارم
اما خودم فکر می کنم حس ششم قوی ای دارم
چرا؟
آخه همونتور که دوستان گفتند اگه کسی منو از پشت نگاه کنه من کاملا متوجه می شم

حتی بعضی مواقع متوجه می شم که داره چی فکر می کنه
همینطور موقعی که مثلا یکی پشت دره و زنگ می زنه 80 درصد مواقع می تونم درست حدس بزنم اون کیه

تا حالا دو بار هم اتفاق افتاده که در نیمه شب یک دفعه بیدار می شم و چشمامو باز می کنم و بعد که چشامو می بندم بازم می تونم جلومو ببینم
این خیلی واسم عجیبه

چند بار هم احساس کردم روحم از بدنم جدا شده و تا فاصله ای رفته و دوباره برگشته
وقتی حس می کنم روحم جدا میشه احساس می کنم سرعت فوق العاد ای داره

در ضمن اکثر شبها صدای کنده شدن چیزیو می شنوم اما به محض بیدار شدن یکی از اعضای خونه این صدا قطع می شه
من فکر کنم یا خیلی مشکل دارم
یا اینکه خداوند یه چیزایی بهم داده که هنوز نتونستم کشفش کنم

راستی یه موقع هایی هم فکر می کنم هوای اتاقم با ورود یک نفر سنگین شده اما وقتی نیگا میکنم می بینم کسی نیست
به نظر شما من چمه؟

Soshiant
02-09-2005, 14:30
armin_goooodboy جان هیچیت نیست کاملا طبیعی با استعداد متافیزیکی نسبتا بالا
اینکه شما درست حدس میزنی باید به صورت علمی ازمایشش کنی تا مطمئن بشی این طوری نمیشه مطمئن شد
برای دیدن با چشم بسته هم همین طور یعنی یا چاکرای 6 خیلی قدرت مندی داری یا اینکه چون در سطح الفا ی مغزی بعد از خواب هستی مغزت ادامه چیز هایی که دیده میسازه که اون هم باید ازمایش کنی
کتاب دستان شفا بخش نوشته خوزه سیلوا بخون تا با سطح الفا اشنا بشی
اون صدای کنده شدنی هم که میشنوی کاملا حقیقت داره و هرشب برای همه افراد موقعی که به خواب میرن اتفاق میفته ولی چون مغز اگاهی خودشو از دست داده یادشون نمیمونه
اگر میخای با ادامه این حالت میتونی اگاهانه خروج روح از تنتو بفهمی :mrgreen:
در موقع خواب روح از تن افراد خارج میشه فقط مغز در حالتی قرار میگیره که فراموش میکنه که با تلقین و تمرین و تصویر سازی ذهنی میشه مغزو مجبور کرد یادش بیاد :wink:

armin_goooodboy
02-09-2005, 22:34
HolySooshiant, عزیز سلام
ممنون از اینکه به این سرعت جواب دادی
در مورد مسائلی که شما گفتید باید عرض کنم که:
1 . من حدس زدن های خودمو آزمایش کردم
تا حالا هر وقت قصد آزمایش داشتم نتونستم درست حدس بزنم
این حدس حتما باید اتفاقی به سرم بزنه
2 . برای دیدن با چشم بسته حرف شما رو تایید می کنم چون تا حالا دو بار اتفاق افتاده اما به خوبی یادمه
3 . در مورد صدای کنده شدن باید بگم من وقتی که بیدار هستم این صدا رو می شنوم نه موقعی که به خواب می رم
حتی شبهایی که زیاد بیدار می مونم که درس بخونم یا کارای دیگه بکنم و همه می خوابند این صدا به گوشم می رسه
و به محض اینکه یکی بیدار می شه دیگه صدایی نمی شنوم و مغزم کاملا آگاست چون بیدارم

در مورد اینکه خارج شدن روح از بدنم رو آگاهانه بفهمم مشتاق نیستم این کارو انجام بدم
آخه یه وقت دیدی روحه لج بازی کرد و بر نگشت اونوقت خونم گردن شما میافته :lol:
ولی دوست ذارم به طور مختصر یه توضیح در موردش بدی
ممنون

Lovelyman
02-09-2005, 22:45
من از اول تا آخر تاپيك رو هم الان خوندم فكر نكنم امشب از ترسه چاكرا و مكيده شدن انرژي و روح و غيره خوابم ببره :? :mrgreen: ولي اطلاعات جالب و مناسبي در اختيار همه گذاشتي :wink: :arrow:
ممنون

Soshiant
03-09-2005, 00:43
mohammad8 جان این مولانای که من دیدم اطلاعات داره ولی مثل اینکه مثل ما توی اینترنت زیاد پلاس نیست :mrgreen:
-------------------
armin_goooodboy جان کاملا صحیح هست وقتی شخصی میتونه به صورت طبیعی و اموزش ندیده از حس ششمش استفاده کنه وقتی حواسش نیست میفهمه و همون طور که گفتی باید اتفاقی باشه ولی منظور من این هست که شما بدون کوچکترین سابقه فکری قبلی حدس میزنید یا زمینه داشته
یا اینکه مثلا وقتی کسی زنگ میزنه و فرضا
پدر و برادر و مادر شما خانه نیستند شما مثلا حدس میزنید پدرتان هست و درست میشه یا اینکه مثلا عموی شما بدون خبر از یک شهر دیگه میاد و شما متوجه میشید :?:
در مورد صدایی هم که میشنوید باید بگم میتونه خیلی چیز ها باشه مثلا شاید مغز شما اون صدارو میسازه یا هر دلیل مجهول دیگه
ولی اگر متافیزیکی باشه جون میدی برای اکیست شدن :mrgreen:
شوخی کردم یهو نری اکیست بشی :lol:
این صدا با اون صدایی که گفتم موقع خواب شنیده میشه یکی هستند
من دقیقا نمیدونم شما چه صدایی میشنوی
یک صدای ممتد به صورت زنگ یا صدای باد یا چنین صدایی در عوالم دیگه شنیده میشه طرفداران اکنکار به اون ندای الهی میگن و سعی دارن با شبیه سازی اون روح از تنشون خارج کنند
به این صورت که از ذکری به نام ذکر هیو استفاده میکنند
یعنی میگن
هیووووووووووووووووووووووو وووووو
تا نفسشون تموم بشه و دباره تکرار میکنند در عین حال روی چاکرای 6 هم تمرکز میکنند تا فعال بشه
این ذکر همون ذکر ( یا هو ) هست که عرفای ایرانی و صوفی ها تکرار میکردند
این صدا در هر عالم به صورتی شنیده میشه و صدای خاص خودشو داره
همون طور هم که دیدید نام یکی از کتاب های اکنکار که معرفی کردم بود ندای الهی یا فلوت خدایان
دارم میشم مبلغ اکنکار :? :mrgreen:
در ابتدا این صدا فقط در حالت مراقبه شنیده میشه در صورتی که فرد به اون عادت کنه در حال استراحت (سطح الفای مغزی ) میتونه اون صدارو بشنوه در صورتی هم که خیلی این کاره باشه در تمام طول مدت روز میشنوه
البته صدای سکوت هم که همه میشنون پایین ترین شکل ظهور این صداست
با توجه به اینکه شما احساس میکنید پرواز روح هم داشتید این امکان هست که این صدایی که میشنوید همون صدا باشه
در مورد اینکه گفتید شاید روحه لج بازی کنه دیگه برنگرده باید بگم که خروج روح از تن هرشب انجام میشه شما هروقت که میخوابید روحتون خارج میشه
اگاهانه انجام دادن اون نمیتونه مشکلی برای شما پیش بیاره مگر اینکه ناراحتی قلبی داشته باشید و از ترس سکته کنید یا بیماری روانی داشته باشید
:shock:
روح هم لجبازی نمیکنه چون شما خودتون روح هستید نه جسم یعنی وقتی روح خارج شد شما با روحتون جسمتونومیبینید نه با جسمتون روحتونو :twisted:
شاید شما وقتی که از تنتون خارج شدید اول نتونید به صورت اگاهانه به جسم برگردید که بعدا یاد میگیرید ولی اگر اتفاقی بیفته که باعث بشه شما از خواب بپرید مثلا کسی شمارو صدا کنه روح شما بی اختیار به بدن برمیگرده حتی اگر نخواهید که برگرده 8)
-------------------
lovelyman جان مگه چاکرا ترس داره :shock:
اینکه دور بدنت یک نیرو و انرژی هست که خیلی ارامش بخشه ترس نداره :P

armin_goooodboy
03-09-2005, 01:08
سلام
آقا ممنون
در مورد حدس هام باید بگم که من خیلی اتفاقی ( بدون زمینه فکری قبلی) این حدسو می زنم
در ضمن من در مورد مرگ آدما تو خاب متوجه می شم
یه شب خیلی بی تابی می کردم پدرم اومد بالا سرم و منو بیدار کرد گفت چرا بی تابی گفتم چیزی نیست
از خوابم هیچی یادم نیومد فقط یه حسی بهم گفت که خواب در مورد فلانی بوده

بعد از 2 ساعت متوجه شدم طرف 2 ساعت پیش مرده
:cry:
در مورد صدا هم من صدای خوردن یه کلنگ به زمینو می شنوم
این صدا با یه ریتم خاص نیست
اما بدون خستگی گرفتن حدود 2 ساعت هم شده که می زنه

armin_goooodboy
03-09-2005, 09:26
راستی دیشب خسته بودم یادم رفت اینو بگم

من تغریبا زلزله رو هم پیش بینی می کنم
:lol:
منو ندزدید
:twisted:
ولی جدی می گم
خیلی اتفاقی به سرم فکر زلزله میاد مثلا فکر می کنم اگه خدای نکرده زلزله بیاد چی میشه؟
بعد 3 ساعت هم نمی گذره که میاد :roll:
این حالت تا حالا 3 یا 4 بار اتفاق افتاده

Arman_Panda
03-09-2005, 12:37
سلام جناب سوشیانت من از شما یک سوال داشتم میشه بگید که این حرفهای که شما میزنید چه شباهت های با اسلام و چه تضاد های داره و در آخر آیا شما به تناسخ هم اعتقاد دارید

Soshiant
03-09-2005, 15:17
armin_goooodboy جان تو دیگه کی هستی :shock:
تا حالا نشنیده بودم کسی صدای کلنگ بشنوه :shock:
نکنه شبا یکی میاد خونتون دزدی :mrgreen:
یک ادرس هم بده میخام بدزدمت :lol:
اخه این ور ها زیاد زلزله میاد
میندازمت توی قفس تا هر وقت زلزله شد خبرم کنی
:mrgreen:
اگر علاقه داری به این کارا خوب ادامه بده زود موفق میشی استعداد زیادی داری :wink:
امید وارم علاقه هم داشته باشی
موفق باشی 8)
----------------------
armin_goooodboy جان من یادم نمیاد تا حالا حرفی زده باشم که مخالف اسلام باشه
در مورد تناسخ هم که فکر نمیکنم اعتقادات شخصی من سودی برای شما داشته باشه
:wink:
در مورد تناسخ هم اگر سوالی داشتید جواب میدم
اگر خواستید قبولش کنید اگر خواستید نکنید
من در این تاپیک هیچ فرقه یا نظریه خاصی تبلیغ نمیکنم فقط اطلاعات میدم
در ضمن تناسخ به عرفان مربوط هست نه متافیزیک
:wink:

EhsanHF
03-09-2005, 17:37
این تناسخ اسمش برای من خیلی آشناست ! میشه یکم توضیح در موردش بدین ؟

mstnet
03-09-2005, 19:06
افکار ما قدرت جذب دارن یعنی وقتی به چیزی فکر میکنی اونو به طرف خودت میکشی و قدرتشم به علاقه تو بستگی داره عزیز این مبحث خیلی گسترده هست و خیلی قانون داره فقط همینو بگم که اگر بخای این افکار و انرژی های منفی از فکر و زندگی خودت بیرون کنی نباید سعی به این کار بکنی که موفق نمیشی چون نیروی ذهن مثل 1 طناب میمونه نویتونه چیزیو پس بزنه بلکه فقط میتونه به طرف خودش بکشه یعنی برای این کار باید با افکار خوب انرژی های مثبتو به زندگی خودت جاری کنی
holyshooshiant سلام
دستت درد نكنه . مطالب اين تاپيك خيلي عاليه
راستش من خيلي علاقه دارم در مورد اين قدرت جذبي كه افكار ما دارن بيشتر بدونم
و اينكه گفتي خيلي قانون داره . اين قوانين رو توضيح بدي
ممنوووووووووون

armin_goooodboy
03-09-2005, 19:26
HolySooshiant, عزیز
ممنون از لطفی که بهم داری
:?
شوخی
راستی تمام حرفهای من راسته
فکر نکینید که می خوام جو سازی کنم یا بگم که آره منم ....
ممنون از لطفت
من حتما این تاپیکو دنبال خواهم کرد

mohammad_molana
03-09-2005, 21:22
سلام به همه....
HolySooshiant جان من هم پلاس هستم اما يه چن روزي كار دارم الان م چك مي كردم،گفتم يه وراجي هم بكنم .
تناسخ :
معنيش يعني زندگي مجدد . دميده شدن روح پس از مرگ در جسم ديگه . زندگي دوباره بعد ز مرگ در همين دنيا... :wink: يعني فرصت دوباره...خوبه نه ؟ هر كي مي تونست باز به دنيا بياد و جبران كنه اشتباهاتش رو....
منم مثل HolySooshiant جان مي گم كه نمي دونم درسته يا نه البته نمي دونم نه ، نمي گم كه درسته يا نه . هر كي بايد خودش به اين حقيقت برسه....
اما تناسخ
اكيست ها معتقدند روح پس از مرگ دوباره به يك جسم بر مي گرده و يه زندگي دوباره رو آغاز مي كنه . :?: اما ممكنه بپرسيد كه چطور يكي پول دار مي شه يا يكي معلول...
خوب اسلام براي اين مشكل ( شبه ) جواب درست و حسابي نمي ده : مصلحت يا حكمت....
اين جواب ، كاملا درسته ، اما براي ارواح جستجوگر جواب خوبي نيست .
اما اين نظريه(تناسخ) كاملا قانع مي كنه آدمو ....(اولش..) خوب شرايط حاكم به زندگي ما بستگي به زندگي
گزشتمون داره . اگه در زندگي گذشته آدم خوبي بودي ، پس الان هم اوضات خوبه ( فكر كنم من تو زندگي قبليم يه جاني و يه قاتل بودم كه الان اوضام اينه :wink: )
همه چيز در اين زندگي به زندگي گذشته مر بوط مي شه و زندگي بعدي به الان . پس سعي كنين
بچه هاي خوبي باشين :wink: وگرنه تو زندگي بعدي يه ..... ميشين ها :lol: از ما گفتن بود.
تناسخ يك تفكر هستش كه در رده هاي پايين دين بودا رواج داره (بين اون بدبخت بيچاره ها)
يعني پولدار ها و مايه دار ها و رهبر ها و .... به اين نظريه اصلا اهميت نمي دن
حالا فكر مي كنيد چرا؟
خوب معلومه براي كشيدنه بيگاري ( من الان پولدارم آقاي فقير ، يعني چي ؟ يعني اينكه تو زندگي
قبليم يه رهبر يا يه پارسا بودم ....مبادا با من در بيفتي ها وگر نه تو زندگي بعدي مي ري اون ته ته ها....اما اگه خدمت بكني به من پس در زندگي بعديت مي شي يكي مثل من ok...آفرین
÷سر خوب..... :wink: :lol: )
کجا بودیـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــم....اها زندگی بعدی و قبلی :
اکیست ها اومدن و این قانون رو یکمی تغییر دادن ینی چی؟
اگه شما زندگی بدی داشته باشی و بمیری به یه خوک ، گرگ ، اسب ، یونجه ، علف یا .... تبدیل نمی شی ( یعنی ÷یشرفت هست اما پس رفت نه ) شاید برای پیدا کردن طرفدار بیشتر....
خلاصه بعضی ها برداشت هایی از اشهار شعرای ما می کنن مثلا از عشق من مولانا :
هفتصد و هفتاد قالب دیده ام
همچو سبزه بارها روئیده ام

یا
گه نور و گه نار آمدم، گه گل گهی خار آمدم
گه مست و هشیار آمدم،دارم هوای عاشقی

برداشت از ای نوشته که نوشتم آزاده . هر کی هر چی خواست می تونه بر داشت کنه
===============================================

HolySooshiant جان ما كه هر چي بدونيم ديگه به پاي شما كه نمي رسيم كه ....
اينقد مارو تحويل نگير....من فقط چندتا كتاب خوندم همين....

===============================================
شاد باشید و سبـــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــز ........

mohammad8
04-09-2005, 00:02
سلام
مرسي آقاي مولانا همين جوري ادامه بدين ... بحث داغ تر ميشه

مرسي محمد

Soshiant
04-09-2005, 00:37
mstnet جان این قوانین خیلی زیاد هستند هیچ کس هم نمیتونه ادعا بکنه که همه این قوانینو بلده مثل اینکه کسی بگه همه قوانین فیزیکو بلده
این قوانین همون سنت های الهی هستند که برای همه یکسان اجرا میشن دقیقا مثل قانون جاذبه
یعنی خدا یک جا ننشسته که بنده هاش دعا کنند اگر حالش بود مستجاب کنه نبود نکنه بلکه هرکس با هر کاری که میکنه مشمول یکی از قوانین میشه و نتیجه کارشو بر اساس اون قانون میگیره
برای این هیچ کس نمیتونه بگه خدا چرا حاجت منو براورده نکرد برای فلانی براورده کرد چون قوانین مو به مو اجرا میشن
یعنی اگر شخصی دقیقا در شرایط شما بود دقیقا نتیجه شمارو میگرفت
یعنی چیزی به اسم شانس وجود نداره
فقط فرق این قوانین با قوانین فیزیکی اینه که خیلی پیچیده تر هستند و تمام شرایط مادی متافیزیکی و معنوی در بر میگیرن
بسیاری از این قوانینو میشه از توی کتاب ها خوند ولی اجرای اون ها احتیاج به تمرین داره خیلی از این قوانین هم نمیشه این طوری یاد گرفت فرض کنید شما یک کوه جوان با سنگ های لبه تیز هستید اگر توی یک کتا بخونید که تکامل شما در هموار شدن شماست این هیچ تاثیری نداره بلکه این باد و باران هست که در گذر زمان این کوهو هموار میکنه
خیلی از این درس هایی هم که ما باید در زندگی یاد بگیریم باید خودمون تجربه کنیم تا یاد بگیریم هرچه حواسمونو بیشتر جمع کنیم زود تر یاد میگیریم
این درس هایی که ما باید بگیریم در یک حلقه تکرار قرار میگیرند تا ما اون هارو یاد بگیریم
این حلقه یک خاصیت جالب داره اون هم این که درس هایی که یاد بگیریم از این حلقه خارج میشه ولی درس هایی که نگرفتیم تکرار میشه با این تفاوت که با هر بار تکرار اون درس سخت تر میشه و فشار بیشترب به ما وارد میکنه
مثلا یک کودک خجالتی هست و خجالت میکشه که حرفشو درست بگه
درس معنوی که باید یاد بگیره کنار گذاشتن خجالت هست
این درس از اول زندگی شروع میکنه ایجاد مشکلات برای این بچه کردن از مشکلات کوچیک شروع میشه
در خونه به دلیل خجالتی بودن باخانواده مشکل پیدا میکنه اگر همون موقع یاد بگیره که خجالتو کنار بذاره در سو گرفته و مشکلات مربوط به خجالت از زندگیش کنار میره ولی اگر یاد نگیره ............. این بچه بزرگ تر میشه و به مدرسه میره اون جا به دلیل خجالتی بودن با مشکلات زیاد تر و بزرگتری روبه رو میشه بچه هایی که بدون دلسوزی اونو اذیت میکنند و از اون سو استفاده میکنند اگر این بچه این درسو یاد گرفت که هیچ اگر نه هرچی بزرگ تر میشه این درس باز هم تکرار میشه
به صورتی سخت تر
وارد جامعه میشه مردم سرشو کلاه میذارن در زندگی زناشویی نا موفق میمونه و مجبور به طلاق میشه سرش کلاه میذارن و اونو به زندان میندازن
همه این مشکلات به وجود میان و زندگی اونو متلاشی میکنه ولی اگر همون موقع که حتی دبستان هم نرفته بود با همون اتفاقات ساده درسشو میگرفت هیچ وقت کارش به این جا نمیرسید :roll:
به تعداد انسان ها راه برای رسیدن به خدا وجود داره هر کس در زندگیش باید راه شخصی خودشو خودش به تنهایی تجربه کنه و درساشو یاد بگیره
این درس ها در زندگی هرکس به صورت خاص خودش متجلی میشه و بهترین راه برای یاد گرفتن این درس ها و قوانین توجه به زندگی خودتون هست همیشه سعی کنید تا درس هایی که در پس مشکلاتتون هست یاد بگیرید
حتی افتادن یک برگ از درخت میتونه به شما درسی بده که اگر به اون توجه نکنید و یادش نگیرید شاید ایجاد یک بحران در زندگیتون بکنه
میتونید قبل از خواب به اتفاقاتی که در طول روز براتون افتاده فکر کنید
اگر اشتباهی کردید فکر کنید چه طور میشد این اشتباهو نکنید بعدش هم حتما اون صحنه به صورت درست و بی اشتباه در فکرتون باز سازی کنید
فکر کنید چه درس هایی باید از اون روزتون یاد میگرفتید میتونید حتی اون درس هارو یاداشت کنید
و بعد برای همه افراد برای همه عزیزانتون و برای همه کسانی که به شما خوبی یا بدی کردند یا کسانی که شما به اون ها خوبی یا بدی کردید دعای خیر بکنید
کتاب ها و این مطالب فقط میتونند به شما کمک کوچکی بکنند اصل کار خود شما هستید که باید درس هارو یاد بگیرید
1 دقیقه رها کردن مطلق همه چیز برای رسیدن به خدا کافی بود
خوندن این جمله و گفتنش ساده هست ولی برای یاد گرفتنش راه سختی که همه عرفا طی کردند باید طی کرد
مقداری از روش های دعا کردنو میتونید از کتاب
چهار اثر از فلورانس اسکاول شین بخونید
همین طور خیلی از کتاب ها مخصوصا کتاب هایی که تصور خلاق یاد میدن میتونه موثر باشه و تکنیک هایی به شما یاد بده که چطور از قوه تخیلتون برای ایجاد اهدافتون استفاده کنید
فقط یادتون باشه که هر کار مثبتی به خودتون و هر کار منفی هم که انجام میدید به خودتون بر میگرده
این یک قانون هست به نام قانون کارما که مثل همون قانون جاذبه بدون خطا کارشو انجام میده
--------------------
armin_goooodboy جان چی شده من توی این چند روزه با هرکس شوخی میکنم یا چیزی میگم یکی ناراحت میشه
من شوخی کردم ولی نگفتم شما دروغ میگید
یک دلیلش هم واضح هست اگر میخاستی دروغ بگی سعی میکردی حرف های منو تایید کنی مثلا بگی اره من هم همون صدارو میشنوم ولی شما این کارو نکردی من هم فقط خواستم شوخی کنم همین
امید وارم از دستم ناراحت نشده باشی :wink:
-----------------------
mohammad_molana جان ممنونم از توضیحاتتون
ولی اینکه تناسخ مربوط به اکنکار و بودا هست درست نیست
این اعتقاد در همه دنیا ودر میان در صد عظیمی از عرفا ترفدار داره و مثل همه اعتقادات دیگه هم مسلما سو استفاده شده
مگه در طول تاریخ کم از اسلام سو استفاده شده
مثل همین جبر و اختیار که در زمان خیلی از خلفا از اون سو استفاده میشد
و به فقیر ها میگفتند که همه چیز جبر هست و فقیر بودن و ثروتمند بودن همه خواست خداست و اگر اعتراضی میشد میگفتند داره با خواست خدا مخالفت میکنه
از اون شعر های که از مولوی بود منم یکی بلد بودم حالا یادم رفته اگر بلدی کاملشو بنویس
از جمادی مردمو نامی شدم ( گیاه شده )
.................نمیدونم چیچی نمیدونم چی چی.......... :mrgreen:
یک چیز های بود که از گیاه هم مردمو حیوان شدم
از چه ترسم کی زه مردن کم شدم
چه شعر قشنگی نوشتم :mrgreen: :mrgreen: :mrgreen:
راستی عزیز هیچ کدوم از کتاب های اشو خوندی یا نه :?:
اگر خوندی یک نظر بده
-------------------------
الان حدود 2 ساعت هست دارم تایپ میکنم :shock: :mrgreen: :wink:

armin_goooodboy
04-09-2005, 01:05
HolySooshiant, عزیز
من که نوشتم شوخی کردم
شما چرا به دل می گیری؟
:lol: :) :D

Arman_Panda
04-09-2005, 04:08
سلام هولی جان نمیدونم چرا به سوال من جواب ندادی ولی یک بار دیگه این سوال رو از شما میپرسم خواهش میکنم شهامت گفتنش رو داشته باش و از زیرش در نرو

این سوال رو به این دلیل از شما میپرسم که شما خودتون رو مسلمان میدونید(البته برداشت من از حرفهای شماست) حالا سوال

این افکار شما چه شباهت های با اسلام و چه تضاد های داره

و

ایا شما به تناسخ ایمان دارید یا خیر از دادن این سوال طفره رفتید شاید به دلیل اینکه میدونید در اسلام همچین چیزی وجود نداره

من اینجا صادقانه این سوالات رو مطرح کردم که بدونم آیا شما یک مسلمان هستید یا کسی هستید که سعی میکنه با پوشش اسلام افکار دیگه ای رو ترویج کنه!
عرم پاسخگویی شما نشانه.... :arrow:

Soshiant
04-09-2005, 22:54
Arman_Panda جان سلام
من نمیدونم این حرفارو برای چی میزنی
من همون طور که گفتم قصد هیچ گونه تبلیغی ندارم
فقط در چند مورد مطالبی که در مورد دلایل متافیزیکی نماز و سجده نوشتم چون واقعا حیفم اومد ننویسم
اینکه من بگم حرف های من با اسلام تضاد داره یانه مهم نیست مهم این هست که اگر تضادی داشت خود شما تشخیص بدید
من همه حرف هامو زدم شما میشه لطفا بگید که چه تضادی با اسلام داشت یا تبلیغ چه چیزی بود؟
اگر نظر منو خیلی برات مهم هست باشه من میگم
به نظر من احتمال وجود تناسخ بیشتر از نبود اون هست شما هم اگر میخای اونو مخالف اسلام بدونی کوچکترین اهمیتی برای من نداره
من در هیچ جا نخواستم تناسخو ترویج کنم حتی جواب اون دوستمون هم در مورد تناسخ من ندادم
بهتر هم هست بدونی من فقط و فقط به این خاطر مسلمان هستم چون تا حالا مکتبی بهتر پیدا نکردم و اگر روزی تشخیص بدم که مکتبی بهتر از اسلام هست بدون تردید به اون سو خواهم رفت بدون ترس از جهنم چون من به دنبال حقیقت هستم و به خاطر اینکه پدر ومادرم مسلمان بودند مسلمان نیستم
هر چیزی هم چشمو گوش بسته قبول نمیکنم چه از اسلام چه از جای دیگه و هر چیزی هم که به نظرم درست باشه اونو قبول میکنم از هر دین و مکتبی که باشه چه از اسلام –اکنکار-مسیحیت –زرتشت-بودا و............
حتی بهتره بدونید که sooshiant هم کلمه ای هست زرتشتی به معنی منجی اخرالزمان و نجات دهنده موعود بشریت
هیچ وقت هم نمیگم که همه اعتقاداتم درست هست ولی امید وارم خدا به من کمک کنه و راهم پیدا کنم
این هم که گفتم احتمال وجود تناسخ بیشتر از نبود اون هست هم همینه چون من نمیتونم در مورد چیزی که ندیدم اطمینان داشته باشم حضرت ابراهیم هم به یقین نرسید حتی بعد از پیامبری تا خدا ملکوت اسمان ها و زمینو به اون نشون داد
من هم عقلا تشخیص دادم احتمال وجود تناسخ بیشتره چون دلایل و جواب های بیشتری داره و اگر کسی دلیلی بیاره که تناسخ اشتباه هست قبول میکنم
شاید شما اعتقاد داشته باشید که خدا انسانو افرید بعد هم ادم از گیاه ممنوعه خورد و به زمین افتاد ولی از نظر من همه این ها چیزی جز تعبیر و تفسیر معنوی نیست بلکه من به نظریه تکامل اعتقاد دارم
من در هیچ جای این تاپیک عقاید شخصی خودمو تر ویج نکردم بلکه از همه خواستم تا در مورد چیز هایی که میشنوند فکر کنند
از نظر من این حرف های شما نشان دهنده افکاری خشک هست که به دنبال حقیقت نمیگرده بلکه هر چیزیو که میشنوه اول با اعتقاداتش تطبیق میده اگر با اعتقاداتش مطابق بود میپذیره و در غیر این صورت نمیپذیره
دوست گرامی به نظر من این من نیستم که باید شهامت گفتن عقایدمو داشته باشم بلکه این شما هستید که باید شهامت شنیدن حقایقی که مخلف اعتقادات شماست داشته باشید
شما حتی نمیخواهید که به خودتون این اجازرو بدید که حتی در مورد چیز های مخالف با اعتقادتون کمی فکر کنید تا ببینید که درست هستند یا نه
چه طور انتظار دارید حقیقتو پیدا کنید
می گن وقتی امام زمان ظهور کنند امری نو میارن همون طور که پیامبر امری نو اوردند
و در اون زمان کسانی که خودشونو دین شناس میدونند به مخلفت با امام بلند میشن
چون روشی که امام میارن اینقدر با اسلام اون دوره فرق داره و متناقض هم هست که اون ها امامو دروغ گو وضد دین میدونن
امید وارم اون موقع اگر من بودم اینقدر دریچه های ادراکم را کور نکرده باشم تا با ایشون مخالفت کنم
من به دنبال حقیقت هستم و نه از نظر شما ونه از نظر هیچ کس دیگه هم نمیترسم
اگر شما شهامت حتی شنیدن اعتقادی متناقض با اعتقاد خودتونو ندارید خیلی خوشحال میشم که دیگه به این تاپیک سر نزنید
شما با گفته هاتون منو تحدید به تکفیر کردید
اگر می خاید به این دلیل که گفتم زمین گرده و به دور خورشید میچرخه منو تکفیر کنید بکنید
برای من کوچکترین اهمیتی نداره
شخصی که از اول عمر توی یک خونه کوچیک وحتی بدون پنجره به محیط بیرون زندگی کرده
بعد از سال ها زندگی در اون جا اگر بخان اونو از اون خونه کوچیک بیارن بیرون تا حقیقتو خورشیدو دشتو ببینه اون مخالفت میکنه چون میترسه اون به زندگی خودش عادت کرده
بشر همیشه از ناشناخته ترسیده
اعتقاداتی هم که شما دارید مثل همون خونه هست که تحت تاثیر خانواده و جامعه ساخته شده و شما هیچ نقشی هم در ایجاد اون ندارید اون ها خونه شما شدن و شما به اون ها عادت کردید و از تغییر اون ها میترسید
همین طور ترس عمیقی که از جهنم در دل شما ایجاد کردن
ولی بدونید اگر شما در سرزمین دیگه ای با اعتقاد دیگری به دنیا می اومدید اون وقت به نظر شما اسلام کفر میاومد و با اون مخالفت میکردید چون به شما از بچگی گفته شده بود که فقط پیروان همون دین به بهشت میرن و اگر دینتونو تغییر بدید به جهنم میروید
ولی من نمیترسم من به دنبال حقیقت میگردم حتی اگر بار ها به بیراهه برم
کتاب شهامت اوشو کتاب قشنگی هست به همه دوستان مخصوصاArman_Panda پیشنهاد میکنم بخونند
:wink:

Arman_Panda
04-09-2005, 23:34
سلام سوشیانت جان تا اونجایی که من میدونم من به شما چیزی در مورد دینم نگفتم من خودم هم در انتخاب دین تو به شک هستم و مثل شما تا حالا مکتبی (از نظر خودم ) بهتر از اسلام ندیدم

بذار اینو بهت بگم که من هم به تناسخ تا حدودی ایمان دارم ولی یک سوال مگه نه اینکه ما در قرآن داریم که انسان وقتی جهنم رو میبینه
از خدا تقاضا میکنه بهش یه فرصت دوباره بده ولی خدا قبول نمیکنه به نظر شما از این واضح تر میشه تناسخ رو در اسلام رد کرد.

ولی یه چیز دیگه چطوری فهمیدی من آدم خشکه مذهبی هستم !

تا اونجایی که من از خودم اطلاع دارم(شما رو نمیدونم شاید شما در مورد من اطلاعاتت بیشتر باشه) من یه مدتی کافر بودم جذابترین چیزیها برای من خوندن و دونستن در مورد خدا بوده و هستو به امید خدا خواهد بود.

و در آخر اگه شما پیامبر میشدی از نظر خودت چند تا پبرو داشتی شما هر جا که نمیخوای جواب بدی دقیقا مثل جوانهایی 16-17 ساله میگی:
برای من کوچکترین اهمیتی نداره


اگر شما شهامت حتی شنیدن اعتقادی متناقض با اعتقاد خودتونو ندارید خیلی خوشحال میشم که دیگه به این تاپیک سر نزنید
توی پرانتز اگه این تاپیک رو واسه اگهی زدی به نظرم بهترین چیز
وجود حد اقل یه مخالف باشه !
در ضمن دوست دارم !
چاکرا چندم مال دوست داشتن بود؟ :mrgreen:

جدی گفتم

mstnet
05-09-2005, 00:30
سلام به همه
قشنگي اين تاپيك به اين بود كه مطالب خوبي رو در مورد كالبد. روح . چاكرا. انرژي و ........... داشت يعني مجموعا ميشد پي برد كه انسان داراي چه ويژگيهاي نهفته اي ميتونه باشه . خوبه واسه یک بار هم که شده کمی وقت بذاریم و در مورد وجودمون تحقیق و تامل کنیم که به نظر من این خیلی مهمه. نه اينكه كي در مورد فلان موضوع نظرش چيه . هر کسی نظری داره و نظرش هم واسه خودش محترمه .
من از holysooshiant خواهش ميكنم مسير تاپيك رو برگردونن به همون موضوع اصلي (همانند صفحات اول)
اين شايد از معدود تاپيك هايي هست كه من دنبال ميكنم و متاسفانه بار اين تاپيك به دوش holysooshiant عزیز هست و من سعی میکنم که اگه شده برم مطالعه کنم و چیزایی که خوندم رو مطرح کنم که این تاپیک از رونق نیفته :wink:

Soshiant
05-09-2005, 01:04
Arman_Panda جان سلام
اولا مخالفت با تکفیر کردن و متهم کردن خیلی فرق داره شما اگر سوالی داشتید بهتر بود میپرسیدید تا من هم تا جایی که بلدم بگم
ثانیا خدا خود بهتر میدونه که رسالتشو کجا قرار بده و من را به عنوان پیامبر انتخواب نکرده
ودر حال حاظر نه پیامبر هستم و نه هیچ احتیاجی به پیرو دارم و نه می خام چیز خاصی تبلیغ کنم
در ضمن مسلما رفتار یک پیامبر که وظیفه تبلیغ داره باید فرق کنه حتی با رفتار خودش قبل از پیامبری هم باید فرق کنه
ثالثا مخالفت وقتی معنی میده که من بخواهم چیزیو اثبات کنم یا تبلیغ کنم
توی این تاپیک فقط سوال و جواب معنی داره یا در صورتی که جوابی دارید که مخالف حرف های من هست بدید شاید نظر من هم تغییر کرد
خیلی از چیز هایی هم که مطرح میکنم دلیل نمیشه که من اعتقاد دارم بلکه فقط جواب دوستانو دادم
باز هم میگم که اعتقادات من هیچ ربطی به شما نداره
شما هم بهتر بود به جای اینکه بگید که من میخام با نقاب اسلام چیز های دیگرو ترویج کنم و بعدش هم بگید که خودتون هم مسلمان و تا حدودی معتقد به تناسخ هستید همون اول همینو میپرسیدید و میگفتید پس چرا خدا توی قران گفته
انسان وقتی جهنم رو میبینه
از خدا تقاضا میکنه بهش یه فرصت دوباره بده ولی خدا قبول نمیکنه به نظر شما از این واضح تر میشه تناسخ رو در اسلام رد کرد.

در این صورت من هم اگر جوابی داشتم میگفتم
همون طور که در مورد افرینش انسان گفتم خیلی از چیز هایی که توی قران هست به نظر من سمبلیک هست یا به دلایلی کامل گفته نشده مثلا خدا در جایی میگهکه جهنمی ها برای همیشه در جهنم میمونند
در جایدیگه همینو میگه و در اخر میگه مگر اینکه خدا بخواهد
یعنی بار اول هم همینو گفته فقط اخرشو نگفته یادر جای دیگه میگه مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن رد بشه
که این نشون میده جهنمیها به بهشت میرن ولی چنان عذاب عضیمی میکشند که مثل اینکه یک شتر ریز ریز بکنند و از سوراخ سوزن رد بکنند
مورد بعدی هم اینه که تناسخ به روز و شب کیهانی اعتقاد داره یعنی که روز کیهانی یعنی شروع یک افرینش جدید که میلیارد ها سال طول میکشه و بعد همه چیز از بین میره در واقع همون بهشت و جهنم خودمون اتفاق میفته که اون هم حدودا به اندازه افرینش طول میکشه که به اون شب کیهانی گفته میشه
این روز ها و شب های کیهانی همیشه ادامه دارند
یک حدیث شنیده بودم راست یا دروغش پای من نیست
(یک روز حضرت ادم در بهشت به جایی میرسه که میبینه یک عالمه عصا مثل عصای خودش اونجا افتاده از خدا میپرسه خدایا این ها چی هستند و خدا میگه عصای حضرت ادم هایی که قبل از تو بودند )
در ضمن در اسلام هم اعتقاد دارند که قبل از افرینش ادم موجوداتی مثل ادم و گویا نا کامل تر از انسان بوده اند که فرشته ها میگن خدایا انسان خلق نکن چون انسان خون ریز هست
یعنی شاید هم حتی این روز و شب های کیهانی هم در حال تکامل هستند
تناسخ اعتقاد داره که کسانی که درس هاشونو توی این روز کیهانی نگرفتند در روز کیهانی بعدی بقیه تناسخاتشونو طی میکنند
قیامت صغرا هم که قبل از قیامت کبراست یعنی هرکس بمیرد قیامتش بر پا میشود
اگر توجه کنید سیر تکاملی جالبی میبینید
کلی حلقه های تو در تو
تکامل سلولی- تکامل روح- تناسخ -روز و شب کیهانی که همه هم در حال تکامل هستند
در ضمن من گفتم

اگر شما شهامت حتی شنیدن اعتقادی متناقض با اعتقاد خودتونو ندارید خیلی خوشحال میشم که دیگه به این تاپیک سر نزنید

کاملا درست هست
گفتم اگر نمیخای اعتقاداتتو تغییر بدی

هر کس اگر نمیخاد یا نمیتونه اعتقاداتشو تغییر بده مگه مجبوره بیاد این مطالبو بخونه و فکر کنه میخان اعتقداتشو در پشت نقاب اسلام تغییر بدهند
اگر هم که میتونی روی مطالب جدید فکر کنی دلیلی برای نیومدن به این تاپیک نیست

شما فکر میکنید به دلیل این مطالبی که گفتید من از شما متنفر هستم :shock:
چاکرای 4 مربوط به دوست داشتن هست و هیچ ربطی هم به این موضوع که نظر شما برای من مهم نیست نداره
یکی از درس هایی که هر روح باید یاد بگیره اینه که به بقیه تا جایی که میتونه خوبی کنه ولی نظر انسان ها براش مهم نباشه
منظورم این نیست که مثلا برای افراد چیزی که دوست ندارن بخریم و یا امثال این بلکه نظر اون ها رو بدونیم تا بتونیم اون ها رو خوشحال کنیم
ولی نمیتونیم و نبایدبا نظر اون ها زندگی کنیم
یک بچه احساس عزت نفس داره ولی کم کم که بزرگ میشه یاد میگیره که عذت نفسشو از دست بده
و عذت نفسشو در نظر بقیه جستجو کنه
اون بچه احساس تحقیر میکنه چون لباس های اون کهنه هست عزت نفسشو از دست میده چون به نظر بقیه فقیر و بی ارزش هست و امثال این
در صورتی که اگر نظر بقیه براش مهم نبود احساس تحقیر نمیکرد
ما یاد گرفتیم که نتنها نظر بقیه برامون مهم باشه بلکه بقیرو هم مجبور کنیم که نظر ما براشون مهم باشه
ریشه بسیاری از مشکلات مثل اعتیاد و رفتن به راه های نادرست میتونه همین باشه چون دوستانش از اون انتظار دارند که معتاد بشه
در مسیر معنوی هم همین طور هست :wink:
راستی دوست عزیز فکر میکنی من چند سال دارم
البته قبلا گفتم :mrgreen:
دیگه کمکم نمیفهمم چی مینویسم دارم از خواب میمیرم :evil:

mohammad_molana
05-09-2005, 11:58
سلام به همه
HolySooshiant جان :
من منظورم اين نبود كه فقط بين اين گروه ها مرسومه (تناسخ رو مي گم )منظورم اين
بود كه الان اينها بيش از همه در بند اين هستند .
در زمان بودا اين تفكر در هند وجود داشت ( جالبه كه در همون زمان در آن سر دنيا آقاي
فيثاغورت هم همين اعتقاد رو داشت بدون اينكه از هم خبر داشته باشن اين دوتا )يعني همزمان در
دو نقطه از دنيا كه مركز فلسفه و عرفان و اين جور چيزها بودن اين فكر هم بود (تقريبا سال 520تا 500 قبل از ميلاد)
دلايل رد تناسخ ( به نظر من ):
1- آقا اينا اعتقاد دارن كه اگه كار بدي بكني ممكنه ، نه ممكنه نه ، حتما تو زندگي بعديت يا بعدترها
جزاش رو خواهي ديد . ما معتقديم كه جسم هم مثل روح حق داره يعني وابسته هستند به هم .
حتي در اسلام و بوديسم و .... بعضي ها معتقدند كه روح پس از مرگ چن روزي در بدن مي مونه.
چون وابسته است به بدني كه سالها درش زندگي كرده يا اينكه اگه به بدن خدت اسيب برسوني
گناه كردي چون اين بد هم حقي داره .
حالا به نظر شما عادلانست كه اين بدن من گناه بكنه ( در واقح حالش رو بكنه ) و در زندگي بعي
عذابش رو يه بدن ديگه تحمل كنه ؟ مثال1: آقا من در اين زندگي كه يم پسر هستم ( با نهايت شرمندگي :oops:
) به يه دختر تجاوز نامردانه مي كنم ( يعني بدون رضايت دختر بهش
حمله مي كنم ) حالا تو تناسخ بعدي شدم يه دختر و يه نامردي مي ياد به اين بدن بيچاره تجاوز
مي كنه ......مثال 2 من تويه يه شكار به قول آقاي هارولد كلمپ به يه
گوزن شليك مي كنم و پاش رو ميشكنم . حالا تو تناسخ بعدي بدن جديد بدبختم بايد جورش رو بكشه ... :wink:
اگه اين استدلال مشكلي داشت بگين تا بقيشو بگم
========================================

من تناسخ رو قبول دارم هــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــا ... قابل توجهتون ...

=======================================

راستي اين براي مسلمون ها:
امام رضا (ع)مي فرمايند كه :
هر كس به تناسخ ايمان داشته باشد منكر خدا شده و كافر ست و
بهشت و جهنم و معاد را منكر شده است .

========================================

HolySooshiant جان راستش خيلي كم از كتابهاي اوشو خوندم اما همون يكي هم كه خوندم به
نظرم خيلي چرت بود يعني چيزهايي رو مي گه كه ما ايراني ها ناخودآگاه اونها رو مي دونيم و
سينه به سينه بهمون رسيده از بزرگاني مثل مولانا :wink:
و قصه هايي هم كه توي اون كتاب خوندم همش قصه هايي كه احمق هاي اديان بودا و ....براي
هم تعريف مي كنن و حال مي كنن....
از كتابهاي ديگش اطلاعي ندارم اسم اون كتاب هم يادم نيست متاسفانه...
اما يه چيزو خوب مي دونم
ما ايراني ها تا محمد داريم ، تا علي داريم ، تا شمس و مولانا داريم ، تا حلاج و عطار داريم و تا
ايراني هستيم نبايد به غير اينها توسل كنيم (اين نظر منه)اطلاع داشتن ازشون بد نيست اما
در صورتي كه مال خودمون رو خوب بشناسيم.

alireza_2000
05-09-2005, 12:33
آره -mohammad molana

ولي اسلام خيلي چيزها رو نگفته--

من خودم زياد با سني ها حال نميكنم --حتي يه ارمني رو خيلي بيشتر دوست دارم تا يه سني چون ما شيعه ها علي رو داريم--حضرت فاطمه رو داريم- من هر وقت كمك خواستم
منو كمك كرده--منكر نيستم ---اما ميگم يه چيزهايي هست --كه به ما نگفتن يا اگه گفتن سر بسته گفتن

mohammad_molana
05-09-2005, 14:04
عليرضا جان مي شه بگي چي رو ؟
البته حرفت درسته اما مي خوام بدونم چي رو نگفتن...
تازه اگه همه چي رو هم مي گفتن پس وزيفه ما چي بود ؟
پس طلب ديگه چه معني داشت؟
حالا اگه بگي چي نگفتن ممنون مي شم شايد شما نمدونيد يا نشنيديد :wink:

-------------------------------------------------------

شاد باشي و سبـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــز...

Soshiant
05-09-2005, 14:06
mohammad_molana جان یکی از دلایلی که من نمیخواستم که در موردتناسخ بنویسم همینه
این بحث حالا که شروع شد فکر نمیکنم به این زودی ها تموم بشه من هم با این سرعت پایین تایپ باید هی بشینم بنویسم :?
اولا که شما که میگی مسلمونی و به تناسخ اعتقاد داری پس اون حدیث چی :shock:
ثانیا خیلی نمیشه روی این احادیث حساب کرد
منم کلی حدیث بلدم که فلان امام رفتند در حمام و از فرق سر تا نوک پاشو حنا کردند وقتی پرسیدند چرا گفتند چون میخواستم شیعیانم به خواص حنا پی ببرند :shock:
یا حدیثی که حمام کردن زن هارو حرام کرده تازه این ها خوباش هستند :evil:
ثالثا یکی دیگه از دلایلی که من نمیخواستم در مورد تناسخ بنویسم این بود که گفتم حتما مصلحت و دلیلی بوده که خدا خواسته این موضوع مخفی بمونه
در مورد اوشو هم بگم بعضی از کتاباش واقعا مسخره هستند و بعضی جالب
اشو در طول عمرش کتابی ننوشته و این کتابارو شاگرداش جمع اوری کردند یعنی از سخن رانی هاش جمع کردن
کتاب های شهامت-عشق پرنده ای ازاد و رها- عشق رقص زندگی بخون بعدش یک نظر بده
به نظر من که این کتاب ها در عین سادگی و تکراری بودن بینش عمیقی با خود دارند
دلیل اینکه گفتم نظر بده هم همینه چون کتاب هاش به نظر خیلی ها چرت هست
دلایلت برای رد تناسخ هم به نظر من دلیل نمیشد چون که جسم غیر زنده و بیروح که دیگه حقی نداره و اصلا چیزی نمیفهمه اگر این جور باشه از فردا سنگ هارو هم خورد نکنیم چون حق دارند
در ضمن شاید خیلی از سوال های بی پاسخ برای تناسخ باشه ولی حد اقل هزاران تا از سوالات بی جوابو جواب میده که بدون تناسخ جوابی براشون نیست و به نسبت نقاط کور کمتری داره :wink:
به نظر من که فرقی نداره افراد مطعلق به چه گروه و نژادی هستند
در ضمن پیامبر هم غیر ایرانی هستند و امکان داشت من هم غیر ایرانی باشم اون موقع نباید به سمت مولانا میرفتم :?:

mohammad_molana
05-09-2005, 14:23
HolySooshiant ي عزيز
اولا من كه گفتم اين براي مسلمونا....ديدي كه اينو دليلي بر رد تناسخ ندونستم و نگفتم ، چون نصف بيشتر اين احاديث خالي بندي هستن....
دوما من محمد و علي برا اين گفتم كه نه فقط مسلمونا كه همه دنيا قبولشون دارن ( همين اواخر نامه علي به مالك اشتر در سازمان ملل ثبت شد چون اوصافي كه در مورد رهبر جامعه اسلامي مي كنه فوق العادست )
سوما پس هر كي هر بلايي خواست مي تونه به جسم خودش بياره چون روح كه تغييري نمي كنه :wink:
تازه مگه نمي گن سالم بودن جسم تو روحيه افراد تاثير داره :)
خوب حتما تاثيري داره ديگه ...
==============================

اما حق با تويه منم مي خوام اين بحث تموم بشه خيلي بي خوده .
خدا با هر كسي عين خودش رفتار مي كنه و با عقايد خودش محاسبه مي كنه
به قول آنتوني رابينز : هر چه كه مي انديشيد همان حقيقت است .
پس اگه موافقي ديگه بحثو تموم كنيم .
يا علي .

============================

شاد باشيد و سبـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــز...
:wink:

mohammad_molana
05-09-2005, 14:25
راستي همين پيامبر گفته كه در زمان غيبت ايرانيان بهترين امت ما هستند :wink: :shock: :D خوب اين افتخار داره ديگه.... :wink:

Soshiant
05-09-2005, 14:35
mohammad_molana جان هنوز خیلی جواب و حرف دارم
اگر هم نگفته بودی تمومش کنیم میگفتم هنوز هم اگر بخواهی میگم
ولی من هم تر جیح میدم تموم بشه
یا هست یا نیست
:mrgreen: :mrgreen: :mrgreen:

Soshiant
06-09-2005, 00:42
اگر اجازه بدید میخام بعد از این اگر داستان یا مطلب قشنگی هم دیدم این جا بذارم
بقیه دوستان هم گر مطلب مناسبی دیدند لطف میکنند اگر بذارند
این مطلبی که میخام بذارم هر چند که ما نمونه های بسیار قشنگ ترشو توی فرهنگ غنی خودمون داریم ولی خوندنش هم خالی از لطف نیست
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


گفتگو با خدا

Interview with God

I dream I had an interview with God

خواب ديدم در خواب با خدا گفتگويي داشتم

"So you would like to interview me" God asked.

خدا گفت:پس مي خواهي با من گفتگو کني

"if you have the time"I said.

گفتم اگر وقت داشته باشيد

God smiled

خدا لبخند زد



"What supprises you about humankind?"

چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند؟

God answered…

خدا پاسخ داد...

"That they get bored with childhood.

اينکه آنها از بودن در دوران کودکي ملول ميشوند

They rush to grow up and then,long to be children again"

عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکي را مي خورند.

"that they lose their health to make money,

اينکه سلامتي شان را صرف بدست آوردن پول مي کنند،

and then,lose their money to restore their health."

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند.

"That by making anxiously about the future,

اينکه با نگراني نسبت به آينده ،

they forget the present

زمان حال فراموششان مي شود.

such that they live in neither the present nor the future."

آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي کنند و نه در آينده.

"That they live as if they will never die,

اينکه آنچنان زندگي مي کنند که گويي هرگز نخواهند مرد،

and die as if they had never lived."

و چنان مي ميرند که گويي هرگز زنده نبوده اند.



God’s hand took mine and we were silent for a while,

خداوند دستهاي مرا در دست گرفت و مدتي هر دو ساکت مانديم،

And then I asked…

بعد پرسيدم

"As the creator of people ,what are some of life’s lessons you want them to learn?"

به عنوان خالق انسانها مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي ياد بگيرند؟

God replied with a smile…

خدا با لبخند پاسخ داد...

"To learn they can’t make anyone love them,

ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد،

but they can do let themselves be loved."

اما مي توان محبوب ديگران بود.

"To learn that it is not good to compare themselves to others."

ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند.

"To learn that a rich person isn’t one who has the most,

ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد،

but is one who needs that least.

بلکه کسي است که نياز کمتري دارد.

"To learn that it takes only a few seconds wounds in persons we love



ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق در دل کساني که دوستشان داريم، ايجاد کنيم.

and it take many years to head them."

و سالها وقت لازم خواهد بود تا ان زخم التيام يابد.

"To learn to forgive by practicing forgiveness."

با بخشيدن ، بخشش ياد بگيرند.

"To learn that there are persons who love them dearly,

ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند،

but simply don’t know to express or show their feeling."

اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند يا نشان دهند.

"To learn that two people can look at the same thing and see it , differently."

ياد بگيرند که ميشود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند و /ان را متفاوت ببينند.

"To learn that is not always enough that they be forgiven by others,

ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند،

they must forgive themselves."

بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند.

"And to learn that I AM HERE"

و باد بگيرند که" من اينجا هستم"

"ALWAYS

Soshiant
06-09-2005, 00:48
خواب ديده بود در ساحل دريا و در حال قدم زدن با خدا رو به رو در
پهنه آسمان صحنه هايي از زندگي اش به نمايش در مي آمد متوجه شد كه در
هر صحنه دو جای پا در ماسه فرو رفته است يكي جاي پاي او و ديگري جاي
پاي خدا وقتي آخرين صحنه زندگي اش به نمايش در آمد متوجه شد كه خيلي
اوقات در مسير زندگي او فقط يك جاي پا بود. هم چنين متوجه شد كه آن
اوقات سخت ترين لحظات زندگي او بوده است . اين واقعا او را رنجاند و از
خدا دربارة آن سوال كرد :" خدايا تو گفتي چنان چه تصميم بگيرم كه با تو
باشم هميشه همراه من خواهي بود . ولي من متوجه شدم كه در بدترين شرايط
زندگي ام فقط يك جاي پاست . نمي فهمم چرا در مواقعي كه بيشترين احتياج
را به تو داشتم مرا تنها گذاشتي ." خدا پاسخ داد :" فرزند عزيز و
گرانقدر. من تو را دوست دارم و هيچ وقت تنهايت نمي گذارم . زمان هايي
كه تو در آزمايش و رنج بودي وقتي تو فقط يك جاي پا مي بيني من تو را به
دوش گرفته بودم

mohammad_molana
06-09-2005, 11:31
باهات موافقم HolySooshiant جان
منم حرف واسه گفتن زياد دارم اما اصل كاري چيز ديگه ايه...موافقي :wink:
پس بي خيال....
راستي باهات خيلي موافقم در مورد داستان ها و مطالب جالب... :D
منم الان يكي براتون مي نويسم
==============================

شاد باشي و سبـــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــز.... :wink:

EhsanHF
06-09-2005, 11:33
این داستانها خیلی قشنگن . البته من میخواستم دومی رو بذارم که شما پیش دستی کردی !
بازم بذارید .

mohammad_molana
06-09-2005, 11:53
نكته مهم اين داستان يقين هستش كه يكي از اصول عرفانه .
يعني و قتي دستوري بهت مي دن چشم و گوش بسته بپذيري...
البته مهم كه دستور دهنده كي باشه :wink:
-----------------------------------------------------------------
جوان از گروه جلو افتاده بود . خيلي كند حركت مي كردند . او قصد داشت هر چه سريع تر قله رو فتح كنه . تند حركت مي كرد
و با اميد. هوا كم كم تاريك مي شد و او بر سرعت خود
مي افزود . تا اينكه هوا كاملا تاريك شد به طوري كه تا يك متري خود را هم نمي ديد .
تصميم گرفت همان جا بماند . كمي جابه جا شد اما ناگهان پاش ليز خورد و افتاد ....
هيچ جا رو نمي ديد و همين طور پايين مي رفت... :shock:
تا اين كه ناگهان طنابش به صخره اي گير كرد و خودش رو معلق ديد در بين زمين و هوا.... :x
كاري از دستش بر نمي اومد.هيچ چيز نمي ديد...دست به دعا بر داشت... :
"اي پناه بي پناهان ، اي خداي من ....
كمكم كن...من كوهنوردي رو دوست دارم به خاطر اينكه وقتي به قوله مي رسم احساس مي كنم به تو نزديك مي
شم :cry: خدايا تو نبايد نا اميدم كني .... اصلا مگه مي شه تويه بي پناهي بندت رو رها كني ....خدايا كمكم كن.....
لحظاتي دعا كرد و گريه :roll:
كه ناگهان ندايي از آسمان رسيد .... :
"آيا توا يمان داري كه من مي توانم ترا نجات دهم..."
كوهنورد بيچاره كه هم شكه شده بود و هم خوشحال از اينكه خدا رهاش نكرده بود ، با تته پته جواب داد :
"خدايا تو به همه چيز قادري ...من شك ندارم كه تو مي توني كمكم كني..."
منادي گفت:
"اگر به من ايمان داري طنابت را پاره كن.... :shock: "
:shock: شاخ درآورد كوهنورد....مات و مبهوت بود كه چه بايد بكنه ، من و من كنان گفت :
"خدايا اگه من طناب رو پاره كنم مي افتم و مي ميرم...."
جوابي نشنيد.هر چي فكر كرد نتونست خودش رو راضي كنه به پاره كردن طناب....
ترس بر وجودش غلبه كرده بود و نمي تونست طناب رو پاره كنه..... :(

------------------------------------------------------

صبح شده بود و گروه تقريبا به نزديكي هاي قله رسيدند...
منظره اي وحشتناك ....
كوهنورد جوان در فاصله يك متري از زمين يخ بسته و مرده بود...... :cry: :? :!:

------------------------------------------------------------------------

شاد باشيد و و سبز.... :wink:

EhsanHF
06-09-2005, 12:02
خیلی جالب و آموزنده بود . مخصوصا به درد من میخوره !

Soshiant
06-09-2005, 14:14
mohammad_molana جان خیلی قشنگ بود یک جور دیگشم من شنیدم
مختصر بگم
مرد عارفی بود که همیشه صدای خدارو میشنید یک روز از یک دره پرت میشه و به یک شاخه گیر میکنه
فریاد میزنه کسی اون بالا نیست به من کمک کنه
صدای خدارو میشنوه که میگه خودتو رها کن تا نجاتت بدم
عارف یکم اطرافو نگاه میکنه و بعد دباره داد میزنه کسه دیگه ای اون جا نیست
:mrgreen:
البته داستان مولانا قشنگ تر بود

Soshiant
06-09-2005, 14:35
من متن کامل منشور حقوق بشر کورش کبیر پیدا نکردم
فقط قسمت اولشو دارم
اگر کسی داشت بذاره
اگر هم به نظرتون مناسب بود بگید وصیت نامه داریوش کبیر هم بذارم
واقعا که چه تمدنی داشتیم
ادم فکر نمیکنه هزاران سال پیش انسان هایی با چنین فرهنگ غنی بودند تازه اون هم شاهان که معمولا مغرور میشن

:shock:

فرمان کوروش کبیر
فرمان کوروش کبیر که بر روی یک استوانه گلین، به خط میخی و به زبان آریایی نوشته شده است، در 1878 در جریان حفاریهای محل تمدن بابل، به دست آمد. در این فرمان، کوروش، شیوه رفتار انسانی با ساکنان سرزمین بابل را برای فاتحان ایرانی شرح داده است.

این سند به عنوان اولین منشور حقوق بشر شناخته شده است و در سال 1971، سازمان ملل متحد ترجمه متن آنرا به تمام زبانهای رسمی به چاپ رساند و آن را در اختیار دفاتر این سازمان در کشورهای مختلف قرار داد.

در اینجا بخش آغاز این فرمان را می خوانید:
"آنگاه که من به آرامش و بی آزاربه بابل در آمدم در میان هلهله و شادی اورنگ فرمانروایی را در در کاخ پادشاهی استوار داشتم ... بی شمار سپاهانم به صلح در بابل گام بر داشتند. روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر و اکد فرا آرد. نیازمندیهای بابل و تمامی پرستشگاه های آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم. همه یوغ های ننگین بردگی را از مردمان بابل بر داشتم. خانه های ویرانشان را آباد کردم. به تیره بختیهاشان پایان دادم. مردوک مهتر خدای، از کردارم شاد شد و به من کوروش، پادشاهی که او را نیایش کرد و به کمبوجیه پسرم ... و به همه سپاهیانم، مهربانانه برکت داد از ته دل در پیشگاهش خدایگانی والای او را بس گرامی داشتیم. و همه پادشاهانی که در بارگاه خود به تخت نشسته اند در چهار گوشه جهان از فرا دریا تا فرو دریا ... همه ی پادشاهان باختر زمین که در خیمه ها سکونت داشتند برای من خراج گران آوردند و در بابل بر پایم بوسه زدند. از... تا شهرهای اشور و شوش آگاده اشنونا شهرهای زمبان مورنو در تا قلمرو سرزمین گوتیوم شهرهای مقدس فراسوی دجله را که پرستشگاه هاشان دیر زمانی ویران بود مرمت کردم و پیکره ی ایزدانی را که میان آنان جای داشتند به جای خود بازگرداندم و در منزلگاهی پایدار اقامت دادم. تمام مردمان آواره را جمع کردم و خانه هاشان را به آنان باز گرداندم ... اجازه دادم همگان در صلح بزیند."
:mrgreen:

EhsanHF
06-09-2005, 15:10
روحش شاد . 8)

aliafzali
06-09-2005, 15:47
اگه میشه یه کم راجب دور ریختن انرژی های منفی توضیح بده من می خوام 3 کیلو وزنمو واسه سربازی کم کنم همش فکرم تو همینه میشه راهنمایی کنی و یه چیز دیگه اگه میشه بگو چه جوری میشه یه زندگی شاد و داشت و روابط اجتماعی قوی داشت تا بتونی همه رو جذب کنی اگه کمک کنید خیلی خیلی ممنون میشم :?: :?: :!:

mohammad_molana
06-09-2005, 18:58
درسته HolySooshiant جان
تمدني كه ما داشتيم ديگه بوجود نمي ياد.كورش آدم بزرگي بود .بعضي ها مي گن كورش همون ذوالقرنينه كه تو قران اسمش اومده....
به هر حال خيلي خوبه كه اسمي هم از كورش اومد وسط
ما نبايد ايراني بودنمون رو فراموش كنيم....
:wink: :D موفق باشيد....

Soshiant
07-09-2005, 00:14
aliafzali جان اگر فرست بکنم فردا شاید یکم نوشتم اخه داره مهر میشه هنوز پروژمو ننوشتم :shock:
ولی پیشنهاد میکنم کتاب به سوی کامیابی نوشته انتونی رابینز بخونی
حالا اگر 3 کیلو لاغر بشی معاف میشی
اگر معاف میشی که چیزی نیست من حاظرم 40 روز غذا نخورم از سربازی معاف بشم :twisted:
یکی از اشنا های ما ضرف 75 روز 25 کیلو کم کرد معاف شد
اون کتابی هم که گفتم حتما بخون
انتونی رابینز معروف به مرد محبوب قرن و یکی از پیشگامان روان شناسی جدید هست
خودش اول خیلی چاق و بی پول بود ولی حالا با وزنی نرمال یکی از محبوب ترین روانشناسان هست
همین طور خیلی پول دار
اون اولین بنیان گذار سمینار های عبور از اتش بود و حالا روش های اون حتی در بسیاری از مدارس امریکا و جهان اموزش داده میشه :mrgreen:
هر چند به دعای گربه سیاه بارون نمیباره ولی من برات دعا میکنم
شاید که امروز خوابیدیم هیچ وقت بیدار نشیم پس چرا غصه فردارو بخوریم
شاید هم 100 سال دیگه زنده باشیم پس چرا برای اینده ای بهتر و روشن تلاش نکنیم :wink:

Arashi
07-09-2005, 08:38
اين چرا استيكي نميشه ؟؟ :arrow:

Arashi
07-09-2005, 08:40
اين چرا استيكي نميشه ؟؟ :arrow:

Soshiant
07-09-2005, 23:25
ارشی جون لطف داری
یعنی چشمات قشنگ میبینه :mrgreen:
---------------
وصيت نامه داريوش كبير


اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .

ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .

هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.

كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .

اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند .

توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .

امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد .

همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند .

بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.

هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .

بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است .

Soshiant
07-09-2005, 23:31
دعاي داريوش کبير در تخت جمشيد
خداوندا اين کشور را از دشمن و خشک سالي و دروغ حفظ کن
------------
کورش بزرگ:
فرمان دادم تا بدنم را بدون این که مومیایی کنند و یا در تابوت بگذارند در گور قرار دهند تا ذرات تنم خاک ایران شود

armin_goooodboy
07-09-2005, 23:36
HolySooshiant, جان
ممنون
جای بسی تامل داره

mohammad8
08-09-2005, 00:09
مثل اينكه داريم از بحث اصلي خارج ميشيم . :roll:

Soshiant
10-09-2005, 23:03
mohammad8 جان از چه موضوعی

EhsanHF
11-09-2005, 07:34
منظور ایشون همون اسرار ماوراء هست .

Soshiant
11-09-2005, 15:09
EhsanHF جان من فکر نمیکنم
چون این داستان ها دارن اسرار ماورائو با یک زبون دیگه که خیلی هم تاثیر گذار تر هست بیان میکنند
ولی فکر کنم ادامه ندم بهتره چون من این کارو کردم که این تاپیک از انحصار من در بیاد ولی انگار توی این همه بازدید فقط چند نفر هستند که مینویسند که همون هم انگار تعطیل کردن
یعنی توی این همه ادم هیچ کس نیست که یک داستان معنوی جالب بلد باشه؟
-------------------
حالا چطوری شکلک بفرستم؟؟؟؟؟؟
:blink:
این جوری که سخته:wac:

EhsanHF
12-09-2005, 07:42
والا چی بگم ؟

lovelyboys
14-09-2005, 21:24
HolySooshiantعزیز لطفا ادامه بده و به همون بحث اصلی برگرد من نمی گم این داستان ها بده من خودم عاشق این جور داستان هام ولی خوب اینجا نه جاشه نه وقتش چون الان مطالب قبلی نصفه مونده امیدوارم نا امید و ناراحت نشده باشی وادامه بدی چون موضوع جالبی من همیشه این چیزا رو دوست داشتم و می دونستم که انسان یه نیرو های مخفی داره و تنها راهنمام هم معلم ادبیات راهنمایی آقای رضایی بود که اون هم علاقه داشت و دنبالش رفته بود وکلاس هیپنوتیزم می رفت و برای ما هم سر کلاس در حد پچه های دوم سوم راهنمایی مطالبی می گفت بعضی مطالبی هم که شما فرمودی معلممون به ما گفته بود مثلا اون سه نوع عشق و نیروی الهی و شیطانی و راه رسیدن به خدا از این طرق و ... و از شانس خوب من وقتی اومدم دبیرستانم آقای رضایی شد معلمم و تو مدرسه ام باهاش در ارتباطم ولی چون مشغلش زیاده نمی تونم زیاد ببینمش و این جا از شما حمزه جان خواهشمندم شما بشی راهنمای من به این دنیا و ادامه بده و بقیه ی دوستان هم کمک کنن تا حمزه جان دلسرد نشه و ادامه بده.
/\/\/\/\//\/\/\/\/\/\/\//\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/
حمزه جان من تاپیک قبلی رو تا یه جاهای خونده بودم تا اونجایی که قرار شد یه تاپیک جدید باز کنی وبعد رفتم مسافرت و اونجا بهنت زیاد دسترسی نداشتم و حالا که چند روزی برگشتم این تاپیک و کامل خوندم و زیر رو کردم ولی خوب خواهشا این کتاب های که لازم حتما مطالعه کنیم با اسم کتاب و نویسنده همه رو یه جا بنویس (اگه تونستی انتشاراتشم بنویس) که بگردیم کتابخونه هارو اگه پیدا کردیم بخونیم اگه هم نشد بریم بخریم و مطالعه کنیم با کمک شما جادوگر بشیم (شوخی کردم)
/\/\/\/\//\/\/\/\/\/\/\//\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/
خواهشا ادامه بده ضمنا من از اون داستان زیبای کرگدن ها عاشق می شوند با اجازه! تو وبلاگم استفاده کردم.
/\/\/\/\//\/\/\/\/\/\/\//\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/

Soshiant
16-09-2005, 15:59
lovelyboys جان سلام
دوست عزیز شما لطف داری ولی من نویسنده کتاب که نیستم :blush:
شما هر سوالی داشتید بپرسید من تا جایی که بتونم جواب میدم :cool:
البته دیگه مثل سابق زیاد فرصت ندارم :ohno:
در مورد کتاب هم من خیلی کتاب خوندم این قدر که اسمشون هم یادم نیست خیلی هارو قرض کردم خیلی هارو هم که خریدم به بقیه دادم که پس ندادند برای همین خیلی کتاب الان ندارم مطالعاتم هم مربوط به 3یا4 سال پیش هست :blink:
این کتاب هارو هم خیلی ساده پیدا میکردم به هر کتاب فروشی که میرفتم از مسئولش میپرسیدم که کین جور کتا هارو کجا میذارن که اکثرا در بخش روان شناسی میذاشتند بعد توی کتابا میگشتم ببینم کدوم ها به درد میخوره
هیچ کتابی یادم نمیاد که عالی و بی نقص باشه ولی هر کتابی چیزی برای یاد گرفتن داره بعضی ها کم و بعضی ها زیاد شما باید زیاد مطالعه کنید تا اطلاعاتتون زیاد بشه :biggrin:
البته اگر اشتیاق شما به این مسائل خیلی زیاد و اتشین هست به شما پیشنهاد میکنم سعی کنید در مورد این مسائل از حد تجاوز نکنید که ضربه میخورید :blink:
در مورد داستان کرگدن هم احتیاجی به اجازه من نیست :rolleye:
من از این داستان خیلی خوشم اومد
اونوتوی یک مجله خونده بودم فکر کنم مجله موفقیت و چون خیلی خوشم اومد تایپش کردم همین :cool:
موفق باشید ;)

mohammad_molana
17-09-2005, 17:23
از کتاب بریدا اثر پائولو کوئلیو
دخترک ناراحت بود از اینکه نتوانسته بود کاری را که در مدرسه از او خواسته بودند انجام دهد.
ناراحت بود و غمگین....
پدرش دستش را گرفت و به اتاق قدیمی مادر بزرگش برد.
در آنجا یک ساعت قدیمی وجود داشت که سال ها بود خراب شده بود.
پدر ساعت را به دخترش نشان داد و گفت:
"در دنیا هیچ چیز مطلقا اشتباهی وجود ندارد.حتی این ساعت قدیمی و خراب در روز دو بار
زمان را به طور دقیق نشان می دهد"

===========================================

شاد باشید و سبز............

lovelyboys
19-09-2005, 01:10
سلام دوستان
ممنون از داستان قشنگت محمد جان
و تو حمزه جان
این طور که از حرفات معلومه دیگه نمی خوای آموزش یک پارچه داشته باشی و می خوای به سوالات جواب بدی حیف شد منم دیگه اصرار نمی کنم و می رم دنبال کتاب اگه سوالی داشتم می پرسم ولی ما رو گذاشتی تو نخ حمزه جان!
فعلا

Soshiant
19-09-2005, 23:04
دوست عزیز ممنونم
باور کن دیگه وقت ندارم زیاد بنویسم
-----------------------
اگر فقط دانسته بودم

اگر فقط دانسته بودم که آن آخرين راه رفتن ما در باران است
من تورا در طوفان نگه ميداشتم .
دستهای تو را مانند محافظ زندگي برقلبم نگه می داشتم
و در ميان غرش آسمان ما گرم می بوديم
اگر فقط دانسته بودم آن آخرين راه رفتن ما درباران بود.

اگر فقط دانسته بودم من هرگز صدای تورا دوباره نميشنوم
هرچيزی را که ميگفتی به خاطر می سپردم
و در اين شبهای تنهايی می توانستم يک بار ديگر به آنها فکر کنم
و کلمات تو را به درون برده زنده نگه دارم
اگر فثط دانسته بودم من هرگز صدای تورا دوباره نميشنوم .

تو گنجينه ای در قلبم بودی
تو آن بودی که هميشه در کنارم بوی
بنابراين ناآگاهانه و احمقانه باور کردم که هميشه حضور خواهی داشت
ولی بعد روزی آمد که تا چشمانم را بستم
تو رفته بودی

اگر فثط دانسته بودم آن آخرين شب بودن در کنار توست
دعا ميکردم معجزه ای مانع از طلوع فجر گردد
و وقتی که تو به من تبسم کردی من به چشمان تو نگاه می کردم
و تورا مطمئن می ساختم که بدانی عشق من به تو پيوسته ادامه خواهد يافت
اگر ففط دانسته بودم ؛ اگر فقط دانسته بودم .

zeos
29-09-2005, 02:05
اقا اين تاپيك خيلي باحال بود فقط حيف دير پيداش كردم وگرنه حتما كمك ميكردم (جزوه معدودتاپيكاي بدردبخوره) ولي الان چون دانشگاه شروع شده ديگه نمي تونم زياد سر بزنم فقط بگم حيفه اين تاپيكه كه درش تخته شه
از اقاي holysooshiant هم خواهش ميكنم حالا كه اين تاپيكه به اين قشنگي رو راه انداختي و تا اينجا تنهايي اوردي لطف كن بقيشم برو ديگه.ادم كاري رو كه شروع ميكنه تا اخرش ميره.تازه شما به فكر اون ادمايي باش كه دارن تازه برا دفعه اول اين چيزا رو ميشنون و تازه علاقه مند ميشن در هر صورت بازم از تاپيك خيلي قشنگت ممنونو اميدوارم بازم ادامش بدي
راستي حالا كه بحث داستان عرفاني داغه اينم ببينيم بد نيست راستي با صدا گوش كنين.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Soshiant
29-09-2005, 22:21
zeos جان ممنون از لطفت ولی همون طور که گفتی دانشگاه شروع شده :cool:
اگر خواستی به همون دلایلی که گفتی ادامه بده منم کمکت میکنم :tongue:
-------------------------------
ان گاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش که همواره به یادت هستم ( از طرف خدا )

zeos
30-09-2005, 01:30
holy عزيز اول از همه بزار حرف ديگرانو تكرار كنم كه:واقعا عكست قشنگه و بد جوري رو ادم تاثير ميذاره.بدشم تو خيلي قشنگ حرف ميزني و بيشتر به خاطر كلامه قشنگت جذب شدم به اين تاپيك و گرنه از مطالبش كمو بيش اگاه بودم(البته الان اگاهيم بيشتر شد).و من به اندازه شما نه اطلاعاتم كافيه نه ميتونم به اين قشنگي حرف بزنم و چون دانشگاهم از محل زندگيم جداست واسه همين نمي تونم زياد به اين تاپيك سر بزنم و به شما كمكه زيادي بكنم واسه همين ميخوام كه اگه وقت كردي بازم خودت ادامه بدي تا اگه ما هم تونستيم بهت كمك كنيم.(خيلي موضوع قشنگي راه انداختي حيفه ادامه پيدا نكنه). فقط اگه ناراحت نمي شي مي خوام يه انتقادي بكنم ازت البته قصده جسارت ندارم ولي از اول تا اخر اين تاپيك تنها اشكالي كه در تو يه كم خدشه وارد مي كرد اين بود كه از منتقدات يه كم زود مي رنجي واسه همين يه كم تعجب كردم كه ادمي با كمالات و اگاهي تو چطور ممكنه از يه منتقد ناراحت بشه رو همين حساب بود كه خواستم بگم اگه دوست داشتي جواب اونارو يه كم بهتر بده چون هركس يه عقيده اي داره و ما كه دوره هم جمع شديم تا در مورد يه موضوع حرف بزنيم بينمون ادماي مختلف با اعتقادات مختلف وجود دارن كه ميتونن نظر و حرفه خودشونو بزنن هرچند كه ما باهاشون هم عقيده نباشيم البته نه با توهين و تهمت (قابل توجه بعضي ها) در هر صورت بازم ميله خودته (ما كه تو رو قبول داريم)بازم ميگم كه قصده جسارت نداشتم و اميدوارم ناراحت نشده باشي . بازم ممنون

Soshiant
30-09-2005, 18:09
هیچ چیز برای همیشه نیست :tongue:
---------------------------------
اگر کسي تو را آنطور که ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد ;) .
---------------------------------
در مورد اینده نگران نباش که تقدیر اون چه که باید بیاموزی به تو یاد میده
در هر زمان به وسیله مخصوص خودش فقد از خدا بخواه :cool:
---------------------------------
شاید برای کاری که میکنم دلیل داشته باشم :blink:
اگر با کسی تند حرف زدم معنیش این نیست که از اون ها رنجیدم یا کینه ای به دل گرفتم من حتی اسمشونم یادم نیست ولی این تاپیک هدف خاص خودشو داشت :blush:
اگر کسی سوالی داشت اگر بلد باشم و فرصت کنم جواب میدم :biggrin:
این مطالب فقط کافیه که یک جرقه برای شروع در علاقه مندان ایجاد بکنه
برای ادامه کتاب های زیادی هست :tongue:
اگر لازم باشه کسی چیزی یاد بگیره حتما یاد میگیره و هیچ کس چیزی یاد نمیگیره مگر به خواست خدا
ممنون از توجه و تذکرتون
;) موفق باشید

zeos
04-10-2005, 00:51
سلام دوست عزيز
مي خواستم اگه فوضولي نباشه ازت بخوام كه اگه ميشه بهم بگي اون مريضيي كه اول تاپيك ازش حرف زدي كه دچارش بودي بهم بگي چيه كه تونستي با يه كم درست فكر كردن بهبود ببخشيش
من قصده فوضولي ندارم فقط ميخوام بدونم اون چه جور مريضيي بوده كه تونستي به اين شكل بهبودش ببخشي ايا به شكله مريضيه جسمي بوده يا در روحت بوده يا به شكله تلقين بوده كه تونستي خودت بهبود ببخشيش چون من خودم يه مشكلي دارم كه اين مشكل اصلا به شكله يه مريضي يا در جسمم نيست بلكه با خودم يه كم مشكل دارم كه مي خواستم ببينم منم مي تونم به شيوه شما بهبودش ببخشم يا نه بازم ميگم كه قصده فوضولي ندارم فقط از روي كنجكاويه مرسي

Soshiant
05-10-2005, 15:10
zeos جان بیماری جسمی بود :ohno:
خیلی از بیماری های جسمی هستند که فقط جنبه فکری و ذهنی دارند
بیمار من هم از این نمونه بود این بیماری ها خیلی سریع تر به وسیله تخلیه ذهن و این جور کار ها از بین میرن حتی خیلی از بیماری های مادر زادی هم جنبه فکری دارن :evil:
یک جور دیگه بیماری هست که دلایل خارجی داره مثلا کسی که در تماس با مواد رادیو اکتیو بوده و بیمار شده
همچین بیماری هایی به این راحتی ها با تمرکز و مدیتیشن و رها کردن و این جور چیز ها از بین نمیرن البته بستگی به ادمش داره :happy:
هر چند که به نظر میاد این بیماری ها فکری نیستند ولی امکان داره که فکر ما اون هارو به طرف خود جذب کرده باشه دلایل دیگه ای هم مثل کارما (کفاره اعمال یا قانون عمل و عکس العمل ) یا از مایش الهی باشه
هر چند که هر بیماری میشه درمان کرد ولی پیشگیری بهتر از درمان هست
بهتر هست که قبل از بیمارشدن رها کنیم تا اصلا بیمار نشیم
و همین طور دعا که میتونه باعث پیشگیری بشه
مردم زیاد به دعا کردن علاقه ندارند چون چیزی درک نمیکنند
مثلا وقتی شما قرار باشه بیمار بشید و به خاطر دعایی که کردید بیمار نشید فکر میکنید اتفاق خاصی نیفتاده ولی اگر بیمار بشید و بعد با دعا یا مدیتیشن خوب بشید فکر میکنید معجزه شده
ولی روزانه هزاران معجزه برای ما به وقوع میپیونده که ما از اون ها نا اگاهیم که میتونه به دلیل افکار مثبت ما یا کار های خوب ما یا دعای خیر خودمون یا دیگران باشه ویا صدقه و....
پس اجازه بدیم که به خاطر هزاران معجزه ای که روزانه برای ما اتفاق میفته و ما از اون ها بیخبریم از خدا ممنون باشیم و به اون ها ایمان داشته باشیم ;) ;) ;)
با رها کردن میشه تقریبا همه مشکلات فکری و رفتاریو از بین برد
من خیلی خوشحالم که یکی پیدا شد که به ایم موضوع توجه کنه چون به نظر من ای ن موضوع از همه چیز هایی که در مورد چاکرا ها و هاله ها و غیره گفتم خیلی خیلی مهم تر هست
فکر نکنید رها کردن فقط به همین محدود میشه بلکه یاد گرفتنش به طور کامل یعنی یک عارف واقعی شدن یعنی در خدا محو و غرق شدن
این کار ها فقط یک شروع هستند
چون من دقیقا نمیدونم مشکل شما چی هست برای همین نمیتونم دقیق توضیح بدم
این رو هم بگم رهایی یک جور تلاش برای تغییر دادن نیست بلکه به معنی واقعی کلمه رها کردن در اغوش خداست
اگر شما فکر مزاحم یا خاطره ازار دهنده ای دارید و بخواهید اونو تغییر بدید یا از ذهنتون بیرونش کنید نتنها موفق نمیشوید بلکه بد تر هم میشه
یا مثلا کسی که خجالت میکشه و قرمز میشه :blush:
کساای که این مشکلو خیلی دارند از اون رنج میبرن و میترسن که قرمز بشن و همش بیشتر قرمز میشن
وقتی میخواهند کاری بکنند همش حواسشون به اینه که مبادا کارو اشتباه انجام بدن و مبادا دباره قرمز بشن و چون حواسشون پرت میشه برای همین اون کارو اشتباه انجام میدن و باز هم قرمز میشن
دلیل قرمز شدن این هست که افراد وقتی میخان احساسات درونی خودشونو از بقیه مخفی کنند مثلا احساس خجالتشونو پیام هایی از طرف مغر صادر میشه باعث تغییر در انقاض و انبساط مویرگ های پوست و در نتیجه افزایش فشار خون سطحی در پوست میشه که باعث سرخ شدن صورت میشه
در مانش هم خیلی راحت هست - نخواهید که احساساتتونو مخفی کنید در واقع رها باشید فقط همین
در این صورت مغز پیامی برای مویرگ ها نمیفرسته و شخص قرمز نمیشه یعنی وقتی شخص خواست احساساتشو مخفی کنه احساساتش اشکار شد و وقتی اونارو رها کرد هیچ کس نفهمید یعنی با رها کردن به هدف رسید
یا مثلا وقتی عصبانی میشیم چه بخواهیم اون خشمو ظاهر کنیم یا اونو بخوریم برامون مشکل به وجود میاد
فرو خوردن خشم هم باعث بیماری قلبی میشه
ولی اگر اون احساس خشمو رها کنیم و فقط به عنوان یک ناظر به اون نگاه کنیم بدون اینکه بخواهیم اونو تغییر بدیم و اجازه بدیم که هر جور که میخاد تغییر کنه میبینید که اون احساس در جلوی چشمان شما تغییر میکنه و به یک احساس شیرین تبدیل میشه که تاحالا تجربه نکردید
این برای سایر احساسات مثل اضطراب هم درسته
در اول این کار مشکل هست چون ذهن ناخوداگاه داره از رها کردن اون جلوگیری میکنه ولی با تمرین موفق میشید
اگر هم کتاب هایی در مورد N.L.P و تصویر سازی ذهنی هم خونده باشید بایکم خلاقیت میتونید ذهن ناخود اگاهم کنترل کنید
امید وارم به دردتون بخوره
موفق باشید
( بدون اعتماد به خدا رهایی نمیتونه مفهوم کامل خودشو پیدا کنه :tongue:
به خدا اعتماد کن و همه چیزو به اون بسپار رهایی یعنی این :cool: )
--------------------------------
تنها تسلیم است که به تسلیم تسلیم میشود :rambo: :happy:
--------------------------------

alireza_741
07-10-2005, 15:44
از اطلاعاتتون خيلي ممنونم اگر مي شود در مورد زن ناي صحبت كنيد ممنونم

Soshiant
09-10-2005, 10:00
alireza_741 جان در مورد چی
نای؟؟؟
و زن چیه منظورت مکتب ذن هست؟؟؟

Zarreh
25-10-2005, 08:00
بنام او
HolySooshiant عزیز!
همه ما ذراتی هستیم که به این دنیا آمدیم تا به یکدیگر عشق بورزیم و دست در دست هم در مسیر تکاملی به سوی خدا –اقیانوس عشق و رحمت- رهسپار شویم.
کار تو گام ارزشمندی در این مسیر است!دیگران را نیز دریاب!
این تاپیک میتواند ابزار مفیدی در جهت افزایش آگاهی برای تکامل باشد.از همه علاقمندان به مسائل معنوی میخواهم با Holy عزیز همکاری کنند و با مطرح کردن سوالات و تجربیات خود ارزش این مکان را بیشتر نمایند.
ازاسم و رسمها برهیم تا خود واقعیمان را دریابیم!
از وابستگیهای مادی درآییم تا دلبسته نور شویم!
در پناه حق!

Soshiant
27-10-2005, 12:24
دوستان لطف دارند ولی عمر این تاپیک هم فکر میکنم تموم شده

locked account
30-10-2005, 14:09
چاکرا های فرعی
علاوه بر چاکراهای اصلی ما تعداد زیادی چاکراهای فرعی هم در نقاک مختلف بدنمون داریم مثلا روی چشم ها کف دست ها و پاها روی ارنج ها و..........
یک جفت از این چاکراها هستند که برای اقایون چندان اهمیت ندارن ودر خانوم ها کاربرد زیادی داره این چاکراها سر سینه ها قرار دارند و باعث میشوند که وقتی خانوم ها به بچه هاشون شیر میدن انرژیو همراه شیر به فرزند خودشون بدن یعنی در واقع دارن فرزند خودشونو انرژی درمانی میکنند
5 تا از چاکرا های فرعی که در متا فیزیک خیلی استفاده میشوند 2تا کف دست و دوتا روی چشم ها هستند وبرای انرژی درمانی و نفوذ در دیگران استفاده میشه که فعلا به اون ها کاری نداریم
اين چاكرا هايي كه روي چشمها هستن رو چي ميگن؟ اسموشون چيه؟ اسم انگليسيشون چيه؟ چطور ميشه استفاده كرد؟ اگر كتابي چيزي هست بگيد. ممنون

DIGISTORM
31-10-2005, 01:51
چاكرا ومخلصا چه فرقي دارن؟

HR
01-11-2005, 01:07
چاكرا ومخلصا چه فرقي دارن؟
برو تو همون سایت افشا ،از روشن فکرای اونجا بپرس!!!

EhsanHF
01-11-2005, 07:01
بچه ها ! خبر توپ . قابل توجه اونهایی که دنبال سی دی اشو بودن .
به این سایت ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) برید . امیدوارم که مدیران حذفش نکنن . موفق باشید . :happy:

EhsanHF
16-11-2005, 10:42
ظاهرا که این سایتی که معرفی کردم مورد توجه کسی قرار نگرفت !!! بازم مرسی از توجه تون !

mehdvirus
27-11-2005, 21:04
عجب خرافات باحالي [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جون من كدومتون تا حالا انجام دادين كه دوميش من باشم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

EhsanHF
28-11-2005, 09:59
mehdvirus جان . لطفا با عقاید افراد ( هرچند شاید به نظرت مسخره و غیر قابل باور باشه ) بازی نکن و اونها رو مسخره نکن .

mohammad8
29-11-2005, 23:27
عجب خرافات باحالي [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
جون من كدومتون تا حالا انجام دادين كه دوميش من باشم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

.................................................. ..................


چي خرافات بود ؟

mehdvirus
08-12-2005, 11:29
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] چشم ببخشيد
ولي اميدوارم يكي دو سال ديگه خودتون به اين تاپيك سربزنيد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
خاطرات خوبي خواهد بود [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

EhsanHF
08-12-2005, 12:50
بله . من همه این تاپیک ها رو سیو میکنم و بعضی وقتها دوباره و سه باره میخونم . چون تمام این صحبتها و نظرات خاطره هست .

jackiechan
08-12-2005, 13:21
اگر به مطالب متافیزیک و نیروهای انسان واز همه مهمتر به احضار روح یا بهتره بگم تماس با ارواح علاقه دارید به اینجا سر بزنيد

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

وبلاگ تماس با ارواح ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

zeos
21-12-2005, 02:26
دوست عزيزي كه اين تاپيكو راه انداختي پس چرا نصفه ي راه جا زدي.اين همه صحبت شد كه اخرش اين طوري عمره اين تاپيك به اتمام برسه ؟؟ مطمن باش خيلي ها هنوز به اين تاپيك سر مي زنن.من خودم بعد از امتحاناي دانشگاه اگر تونستم سعي مي كنم در اين تاپيك مطلب بينوسم از شما و همه دوستان كه دستي در اين كار دارن مي خوام اين تاپيكو دوباره گرمش كنن.حيفشه كه اخرش اين طوري به اين حالت رها بشه
مرسي

roohoravan
22-12-2005, 02:56
با سلام.شما میتوانید کتب زیر را برای من پیدا کنید. ارواح -کروکس شناخت روح-رهبرزاده دایره خلقت

mohammad8
22-12-2005, 11:45
منم يه كتاب از رهبرزاده دارم واقعا چيزاي جالبي توش هست توصيه ميكنم اگه علاقه دارين حتما گيرش بيارين .
در ضمن آقاي رهبرزاده يه سايت هم داشت كه متاسفانه خيلي وقته تعطيل شده ...

Soso
22-12-2005, 12:37
اگر به مطالب متافیزیک و نیروهای انسان واز همه مهمتر به احضار روح یا بهتره بگم تماس با ارواح علاقه دارید به اینجا سر بزنيد

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

وبلاگ تماس با ارواح ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


تبلیغ ممنوع ! بابا یه کم رعایت کنید !
دوستان میتونین یه چند تا داستان و واقعیت درباره ی روح و ... بذارید ؟

EhsanHF
22-12-2005, 13:23
Soso جان . بیا اینم یک سایت که شاید به دردت بخوره .
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

locked account
22-12-2005, 18:35
اين چاكرا هايي كه روي چشمها هستن رو چي ميگن؟ اسموشون چيه؟ اسم انگليسيشون چيه؟ چطور ميشه استفاده كرد؟ اگر كتابي چيزي هست بگيد. ممنون
من همچنان منتظر جواب هستم :ohno: :blink:

Soshiant
27-12-2005, 11:13
با سلام و تشکر از همه دوستان گرامی مخصوصا و EhsanHFجان
zeos
الان امتحان دارم اگر بعدش وقت کردم شاید یک چیز هایی نوشتم ولی قول نمیدم :tongue:
locked account جان کلی چاکرای فرعی و لوله های روانی و از این جور چیز ها داریم من که اسم انگلیسی همشونو که بلد نیستم :blush:
اگر خیلی برات مهم هست همون اسم چاکرا های اصلی جستجو کن بالاخره توی یک سایت چاکرا های فرعی هم پیدا میکنی
این مطالب هم فقط جنبه اطلاعات عمومی داره و برای استفاده به همین راحتی ها که نیست با چند تا کتاب بشه استفاده کرد به اطلاعات زیاد و یک استاد خوب و کلی استعداد و زمان نیاز هست
:blink: حالا برای چی میخای از چاکرا های فرعی چشمات استفاده کنی شیطون

locked account
27-12-2005, 19:47
همين جوري . چيزه خاصي نيست

zeos
29-12-2005, 02:37
سلام به همه مخصوصا به Holy عزيز. بابا چه عجب افتخار دادين يه سري به تاپيك خودتون زدين.بابا نمي گي اخه اينجا كلي ادم نشستن به اميد تو .در هرصورت خوشحالم كه باز برگشتي و اميدوارم هممون بد از امتحاناي دانشگاه بيام و دوباره تاپيكو به جريان بندازيم من خودمم سعي ميكنم بنويسم از اين به بد البته بد از شما Holyعزيز.از اين به بعد اگه موافق باشين مطالب رو كاربردي تر كنيم و به تمرين هاي مخصوص اين كارها هم برا كساني كه واقعا علاقه دارن به اين مسايل بپردازيم(مثلا پروازه روح ويا مسايله مربوط با چشمه سوم و .... )اميدوارم از اين به بد همه دوباره به كمك هم اين تاپيكو گرمش كنيم از اقا Ehsanهم مي خوام كمكي كنن و دوباره همه شروع به نوشتن كنيم در هر صورت بيايين همه به Holy عزيز كمك كنيم تا ديگه ناراحت نشه و تاپيكو رها كنه و يه عده رو اينجا در غم دوري خودش عزادار كنه.ممنونه همه

EhsanHF
29-12-2005, 05:53
زئوس جان و حمزه عزیز . من هم خوشحالم از اینکه قرار شد دوباره به این تاپیک جون بدین .
در مورد حرف زئوس هم بگم که شما لطف دارید . من از اول خواننده پرو پا قرص این تاپیک بودم و همچنان هستم . پس زحمت نوشتن باز شد با شما !
امیدوارم موفق باشید .

JenZade
12-02-2006, 16:00
سلام سوشيانت عزيز

از طريق لينكي كه در وبلاگم گذاشته بودي اومدم اينجا
تمام مطالب تاپيك را نخوندم
چون نظر نسبتا طولاني براي مطلب من نوشته بودي، خواستم بي جواب نگذارم

اول نوشته هاي خودت را كوت كنم:


من نمیدونم راست میگی یا خالی میبندی
برام هم مهم نیست چون با خوندنشون نه میترسم نه خوشم میاد از بس که از این چیز ها شنیدم
ولی اگر راست میگی واقعا روح قوی داشتی که تا حالا زندگی طبیعی داشتی-حیفه که نیرو های زیادتو تقویتن نکنی
نمیدونم در مورد متافیزیک چقدر اطلاعات داری و یا چقدر روش های افزایش انرژی بلدی
من با فرض اینکه تو راست گفته باشی و این هایی هم که میگم بلد نباشی میگم شاید هم بلد باشی
یک روش خیلی قوی و سریع برای افزایش انرژی:
به نظر خیلی ساده و ابتدایی میاد ولی اگر درست انجامش بدی میتونی در کمتر از یک روز میتونی نتایجی از اون بگیری
اون کار ساده اینه که هر کار که انجام میدهی فقط به اون کار توجه کن
یعنی اگر ادامس میجوی فقط به ادامس جویدنت توجه کن راه نرو حرف نزن
یعنی اگر داری تلوزیون نگاه میکنی فقط باید حواست به تلوزیون نگاه کردنت باشه حتی نباید پاتو الکی تکون بدی یا جلوی تلوزیون غذا بخوری
اگر غذا میخوری نباید باکسی حرف بزنی یا به چیز دیگه فکر کنی فقط باید حواست به مزه غذا و غذا خوردن و لحظه حال باشه
این ها چند تا مثال بود که بفهمی که چطوری باید در هر لحظه فقط حواست یک جا باشه اون هم در زمان حال و به کاری که انجام میدی
باید حتی به راه رفتنت توجه کنی حتی به خاروندن خودت
در مدتی کم تر از یک روز نتیجشو میبینی که البته به ظرفیت خودت برای تحمل انرژی بستگی داره اگر ظرفیتت کم باشه نمیتونی مقدار زیادی از انرژی تحمل کنی و از این کار شدیدا احساس ناراحتی میکنی البته بعد از اینکه از انرژی پر شدی
بعدا میتونی با این انرژی خیلی کار ها کنی اگر هاله بین هم باشی بعد از چند ساعت متوجه میشی که در سطح بسیار بالا تر و بهتری هاله میبینی با این انرژی میتونی خونتونو تطهیر کنی تا جن ها نتونن وارد بشن
چون جایی که از نظر سطح انرژی بسیار بالا باشه باعث میشه که جن ها هم نتونند بیان
من در مورد جن اطلاعات زیادی ندارم ولی در مورد خیلی از مباحث متافیزیک میتونم کمکت کنم



سوشيانت عزيز
اطلاعات من در مورد متافيزيك خيلي كم است و خوشحال ميشم از اطلاعات شما استفاده كنم
اما فكر مي كنم بهترين راه براي اينكار اينه كه شما لطف كنيد و اسم كتابهايي كه براتون مفيد بوده به من بديد تا خودم مطالعه و تمرين كنم

روشي كه شما بطور خلاصه گفتي من با نام : power of concentration و بعنوان يك مقاله ي روانشناسي يا خودشناسي مطالعه كرده بودم و اطلاع نداشتم كه راهي براي افزايش انرژي ست
امتحان هم كردم ، ولي تاثير خاصي در انرژيم نداشت، كمي بازده كارهام بهتر شد
خب مسلما وقتي كاري را با تمركز انجام بدم، بازده بهتري داره

با اينحال من دنبال بيرون كردن جنيان از منزل نيستم، چون دوست دارم با جهاني كه خيلي ها نمي بينند ارتباط مفيد داشته باشم. در حقيقت ارتباط من با اين دنيا بصورت غير ارادي بوده، ضربه ها و آسيب هايي هم متحمل شدم، حالا كه روابط در حال حسنه شدنه (!) ترجيح ميدم استفاده ي مفيد ببرم.

متشكرم بخاطر اين لينكي كه معرفي كردي

EhsanHF
19-03-2006, 06:09
جالبه . موفق باشید .

hamidak
26-04-2006, 03:31
مي بخشيد من تازه اومدم و دوست دارم در مورد باز كردن چاكراي ششم يا چشم سوم بيشتر بدونم خواهش مي كنم يا به عبارتي التماس ميكنم كه كمك كنيد (البته اگه بلدين)

mehdi_bjt
26-04-2006, 07:15
سلام
براي من ماورا تعريف نشده . تعريف شما از ماورا چيه ؟

Soshiant
26-04-2006, 09:45
hamidak
فعال شدن چاکراها در شرایط عادی خیلی هم خوب نیست چون چاکرای 6 به قدری که به فرد اسیب نمیرسه باز میشه چون بعد از باز شدن چاکرا چاکرا هم در معرض انرژی های مثبت و هم منفی بیشتر قرار میگیر و این برای افراد عادی زیاد مناسب نیست
در واقع بسته بودن چاکرا یک محافظ هست
برای همین قبل از باز شدن چاکرا فرد نیاز به انرژی زیاد داره و اگاهی از قوانین معنوی هم اینکه باید خطا های کمتزی بکنه چون از خطا های خود و همین طور سو استفاده از قدرتش اسیب زیاد تری میبینه
باز کردن چاکرا ها به صورت سریع با مدیتیشن های خاص برای 95% مردم مقدور نیست
برای این کار به استعداد و پیشزمینه نیاز هست و همین طور یک استاد خوب و واقعی که از نزدیک با انسان در ارتباط باشه و وجود استاد تا قبل از مرحله خود استادی 100% لازم هست
به هر صورت اگر خیلی علاقه به مدیتیشن هایی در این زمینه دارید و میخواهید خودتونو امتحان کنید که ببینید این روش ها روی شما کار ساز هست یا نه خیلی روش ها در این زمینه در کتاب ها و سایت های اینترنتی مخصوصا به زبان انگلیسی وجود داره که میتونید استفاده کنید
تا جایی که شنیده ام قوی ترین روش در این مورد روش هرم هست که فرد در داخل یک هرم 3 روز مراقبه میکند در این روش جای چاکرای 6 داخل هرم و جهت هرم بسیار مهم هست در این روش شخص در این 3 روز هیچ حرکتی ندارد
اجرای این روش نیز بدون استاد مقدور نیست
به هر صورت به دلیل حساسیت بسیار بالای چاکرای ها مخصوصا 1 و 6 فعال سازی سریع انها توصیه نمیشود بهترین روش برای این کار که هیچ عارضه جانبی ندارد سجده طولانی است
در این روش شما باید همه شرایط سجده در اسلام رعایت کنید مثل با وضو بودن و جهت قبله و مهر
بهتر است این روش در مکانی اجرا شود که اتصال به زمین برقرار باشد مثلا در طبقه همکف یا در طبیعت
سپس شما در حال سجده قرار میگیرید (نیت کردن برای خدا به هیچ وجه فراموش نشود )
شروع به گفتن یک ذکر میکنید و کاملا روی ان تمرکز میکنید تا فکر شما کاملا ارام شود
سپس ذکر راقطع میکنید و به صدای سکوت یا صدای قلبتان گوش میدهید یا میتوانید ذهنتان را از هر چیز خالی کنید

این کار را هر روز انجام میدهید تا بتوانید به حالت خاسه برسید این روش در طولانی مدت موثر و قدرت مند است و به هیچ استادی نیاز ندارد و هیچ خطری نیز در پی ندارد
در این روش 7 نقطه از بدن روی زمین قرار میگیرند و ارتباط 7 چاکرا با زمین که یکی از منابع عظیم انرژی هست برقرار میشود
و سوشومنا در این حالت در امتداد قبله که یک قطب انرژی زمین است قرا میگیرد که باعث میشود انرژی کاملا این مجرا را پاک کند و ارتباط بین چاکرا ها بر قرار شود
چاکرای 6 مستقیما روی مهر قرار میگیرد و همان طور که قبلا گفتم خاک انرژی های مسموم را جذب میکند
چاکرای 6 تنها چاکرایی است که مستقیما روی زمین قرار میگیرد
در این روش خون بیشتری هم به مغز میرسد
و خیلی خواص دیگر
من همین جا قبلا اعلام کردم که دیگه توی این تاپیک مقاله نمینویسم
این را هم به خاطر شما ولی لطفا اگر علاقه دارید مطالب بیشتر را از سایت های دیگر یا کتاب ها که کم هم نیستند جستجو کنید
-----------------------
mehdi_bjt جان به اندازه کافی در این تاپیک بحث شده
در حال حاظر دستگاه هایی برای عکس گرفتن از هاله ها ساخته شده که وجود ان ها را اثبات میکند
جدیدا شنیده ام که دستگاه هایی ساخته شده که به صورت بسیار جزیی می تواند از چاکرا ها هم عکس بگیرد

kamputec
26-04-2006, 10:14
سلام به سوشيانت
من در اينترنت به دنبال سايتي درمورد راههاي رسيدن به خدا ميگشتم كه به سايت شما و اسرار ماورا’ رسيدم . ضمن تشكر فراوان مي خواستم بگم كه من هم چند تا كتاب عرفاني و اك و . . . خوندم . ازتون خواهش مي كنم اين بحث را ادامه بديد چون به نظر من ازهرچيز براي انسان مهمتره .البته لازم به ذكر ه كه من تازه 25/04/2006 مطالبتون رو خوندم . باز هم ممنون

hamidak
26-04-2006, 12:36
hamidak
فعال شدن چاکراها در شرایط عادی خیلی هم خوب نیست چون چاکرای 6 به قدری که به فرد اسیب نمیرسه باز میشه چون بعد از باز شدن چاکرا چاکرا هم در معرض انرژی های مثبت و هم منفی بیشتر قرار میگیر و این برای افراد عادی زیاد مناسب نیست
در واقع بسته بودن چاکرا یک محافظ هست
برای همین قبل از باز شدن چاکرا فرد نیاز به انرژی زیاد داره و اگاهی از قوانین معنوی هم اینکه باید خطا های کمتزی بکنه چون از خطا های خود و همین طور سو استفاده از قدرتش اسیب زیاد تری میبینه
باز کردن چاکرا ها به صورت سریع با مدیتیشن های خاص برای 95% مردم مقدور نیست
برای این کار به استعداد و پیشزمینه نیاز هست و همین طور یک استاد خوب و واقعی که از نزدیک با انسان در ارتباط باشه و وجود استاد تا قبل از مرحله خود استادی 100% لازم هست
به هر صورت اگر خیلی علاقه به مدیتیشن هایی در این زمینه دارید و میخواهید خودتونو امتحان کنید که ببینید این روش ها روی شما کار ساز هست یا نه خیلی روش ها در این زمینه در کتاب ها و سایت های اینترنتی مخصوصا به زبان انگلیسی وجود داره که میتونید استفاده کنید
تا جایی که شنیده ام قوی ترین روش در این مورد روش هرم هست که فرد در داخل یک هرم 3 روز مراقبه میکند در این روش جای چاکرای 6 داخل هرم و جهت هرم بسیار مهم هست در این روش شخص در این 3 روز هیچ حرکتی ندارد
اجرای این روش نیز بدون استاد مقدور نیست
به هر صورت به دلیل حساسیت بسیار بالای چاکرای ها مخصوصا 1 و 6 فعال سازی سریع انها توصیه نمیشود بهترین روش برای این کار که هیچ عارضه جانبی ندارد سجده طولانی است
در این روش شما باید همه شرایط سجده در اسلام رعایت کنید مثل با وضو بودن و جهت قبله و مهر
بهتر است این روش در مکانی اجرا شود که اتصال به زمین برقرار باشد مثلا در طبقه همکف یا در طبیعت
سپس شما در حال سجده قرار میگیرید (نیت کردن برای خدا به هیچ وجه فراموش نشود )
شروع به گفتن یک ذکر میکنید و کاملا روی ان تمرکز میکنید تا فکر شما کاملا ارام شود
سپس ذکر راقطع میکنید و به صدای سکوت یا صدای قلبتان گوش میدهید یا میتوانید ذهنتان را از هر چیز خالی کنید

این کار را هر روز انجام میدهید تا بتوانید به حالت خاسه برسید این روش در طولانی مدت موثر و قدرت مند است و به هیچ استادی نیاز ندارد و هیچ خطری نیز در پی ندارد
در این روش 7 نقطه از بدن روی زمین قرار میگیرند و ارتباط 7 چاکرا با زمین که یکی از منابع عظیم انرژی هست برقرار میشود
و سوشومنا در این حالت در امتداد قبله که یک قطب انرژی زمین است قرا میگیرد که باعث میشود انرژی کاملا این مجرا را پاک کند و ارتباط بین چاکرا ها بر قرار شود
چاکرای 6 مستقیما روی مهر قرار میگیرد و همان طور که قبلا گفتم خاک انرژی های مسموم را جذب میکند
چاکرای 6 تنها چاکرایی است که مستقیما روی زمین قرار میگیرد
در این روش خون بیشتری هم به مغز میرسد
و خیلی خواص دیگر
من همین جا قبلا اعلام کردم که دیگه توی این تاپیک مقاله نمینویسم
این را هم به خاطر شما ولی لطفا اگر علاقه دارید مطالب بیشتر را از سایت های دیگر یا کتاب ها که کم هم نیستند جستجو کنید
-----------------------
mehdi_bjt جان به اندازه کافی در این تاپیک بحث شده
در حال حاظر دستگاه هایی برای عکس گرفتن از هاله ها ساخته شده که وجود ان ها را اثبات میکند
جدیدا شنیده ام که دستگاه هایی ساخته شده که به صورت بسیار جزیی می تواند از چاکرا ها هم عکس بگیرد
واقعا ممنون امتحان ميكنم
راستي من بايد چه اثراتي رو تو خودم ببينم تا متوجه بازشدن چشم سومم بشم؟

EhsanHF
26-04-2006, 16:25
سوشیانت جان . ظاهرا دوباره باید دست به کار شی !

Soshiant
26-04-2006, 19:42
kamputec عزیز خیلی خوشحالم که یک کسی پیدا شد که به جای اینکه دنبال متافیزیک باشه دنبال خداست
به شما تبریک میگم و خیرو برکت الهی برای شما ارزو دارم و امید وارم تحت هیچ شرایط از مسیر رسیدن به خدا دور نشید
البته پیشنهاد من این هست که اگر میخواهید از روش های فرقه های مختلف مثل اکنکار استفاده کنید خوبه ولی خودتونو جزو اون فرقه ها ندونید
این اکنکاری که از امریکا اومده فقط داره از اسم پرواز روح استفاده میکنه من با اقای اهرپور و نماینده ماهانتا در انگلستان که یک هندی بود و چند سال پیش هم به ایران اومده بود ملاقات کردم
چندان جدی نگیرشون
ولی روشهاشونو میتونی انجام بدی
--------------
hamidak جان از اولین نشانه ها میتونه خواب های واضح تر و صادق تر و تقویت حس ششم نام برد
به طور کلی چاکرای 6 یا چشم سوم وظیفه کنترل تخیل به عهده داره همه روش های مراقبه که در اون ها از تصویر سازی ذهنی استفاده میشه به وسیله چاکرای 6 هست
برای اینکه بتونید از چاکرا های دیگه کار بکشید باید چاکرای 6 این کارو بکنه حتی چاکرای 7 که تنها چاکرای بالاتر از 6 هست
چاکرای 6 اگر بتونه به تور کامل فعال بشه قدرت روشن بینی کامل دیدن حال و اینده عوض کردن تقدیر و انجام تمام معجزات واقعی داره
ولی فکر نکنید به همین راحتی هست چون حتی باروش هرم هم نمیشه
برای کاملا فعال شدن نیاز به فعال شدن نیروی کندلینه که به مار های اتشین یا مار های خفته مشهورند هست
این نیرو به هیچ وجه نباید به صورت سریع و توسط افراد معمولی فعال بشه چون نمیشه و اگر هم بشه به دلیل قدرت زیاد میتونه باعث سوختن چاکرا ها و از دست دادن تعادل روانی فرد و حتی مرگ بشه یا اینکه در جهت عکس فعال بشه و فرد به یک جنایت کار تبدیل بشه
از خوندن این مطالب زیاد هیجان زده نشو چون اگر خیلی هم با استعداد باشی و همه کار ها هم به سریع ترین شکل پیش بره باز ده ها سال تول میکشه که به ندرت هم میشه
همون سجده به صورت خفیف کندلینیو هم بیدار میکنه
به شرطی که بتونی خوب ذهنتو خالی کنی که کار سختی هست
در طولانی مدت جزو بهترین و امن ترین روش هاست ولی به صبر هم نیاز داره
اگر به خدا برسی و به دنبال خدا باشی به همه این ها میرسی ولی عکس اون درست نیست
هر چند که فعالیت کامل چاکرا ها به رسیدن به خدا بستگی داره ولی امکان داره با افرادی اشنا بشی که قدرت ها متافیزیکی بالا یی دارند ولی ادم های بدی هستند
این قدرت هارو اگر پیدا کنی خیلی وسوسه میشی و به بیراهه میری ولی اگر راهه خدارو انتخواب کنی به همه این ها میرسی ولی اون موقع به چیزی اونقدر بالا رسیدی که حتی شاید یک بار هم از این قدرت ها استفاده نکنی
------------------
EhsanHF جان سلام
خوبی عزیز
من که نمی خواستم ادامه بدم ولی انگار دارن مجبورم میکنند
هر وقت حرم رفتی مارو هم دعا کن
به امید دیدار

hamidak
27-04-2006, 04:09
سوشيانت عزيز خيلي خيلي ممنون فقط چند تا سوال ديگه مي تونيد جزئيات اون سجده ها رو بگين چند دقيقه باشه؟ چه ذكري رو تكرار كنم؟ آيا بايد به هيچ چيز فكر نكنم؟و اينكه آيا بايد ده سال به طور مدام و هر روز سجده كنم تا خداوند من رو شامل لطف خودش بدونه؟روزي چند بار؟
باز هم خيلي خيلي ممنون

Soshiant
27-04-2006, 15:38
hamidak جان زمان خاصی نداره هر چقر که بتونی
اول که سخته کمتر و کم کم بیشتر تا وقتی که بتونی به حالت خلسه بری بعد از اون تا هر زمان که توی خلسه بمونی خوبه
برای اینکه رفتن در این حالت به خلسه سخته شما میتونید از مدیتیشن هایی که به صورت نشسته و خوابیده هستند کمک بگیریدتا بتونید به خلسه رفتنو یاد بگیرید بعد در سجده خیلی راحت تر خواهید شد
نکته: سعی کنید همیشه در طول روز در زمان حال زندگی کنید و از خیال پردازی زیاد اجتناب کنید هر گز تمرینات و مراقباتتونو خیلی انجام ندهید و در روز وقت و زمان مشخصی برای اون ها داشته باشید در صورتی که به صورت افراطی به انجام این کار ها بپردازید تعادل روحی خودتونو از دست میدهید و انرژی شما کم میشه
تعادل زندگی در عالم درون و بیرون باید حفظ بشه
در مورد این که چند سال طول میکشه زمان مشخصی نداره امکان داره همون بار اول ولی مطمئن باشید تا زمانی که منتظر رسیدن به چیزی هستید اتفاقی نمیافته
شاید داستان زندگی عارفان زیادیو شنیده باشید که سال ها دیوانه وار در طلب خدا بودند ولی به جایی نرسیدند ولی در زوانی که خسته شدند و از تلاش دست کشیدند به خدارسیدند
نکته همین جاست اگر اون ها همون روز اول همه چیزو رها میکردند همون زمان به همه چیز میرسیدند و دیگه نیازی به تحمل این همه زحمت نبود ولی اکثرا در همه انسان ها این اشتیاق سال ها طول میکشه
راز های هستی بسیار ساده و در دسترس هستند شاید فکر کنید رسیدن به خدا فقط برای کسانی هست که میتونند این روش ها رو یاد بگیرند ولی همه این روش ها راه های سخت و طولانی پیش پای ما میذارند تا همون درس های ساده یاد بگیریم اخه انسان ها عدت دارند فقط خدارو توی چیز های سخت جستجو کنند
شاید شما خیلی از این روش ها یاد بگیرید و سال ها وقت بذارید تا به نتیجه برسید ولی وقتی به نتیجه رسیدید میبینید که شاید اون درس بزرگو بار ها شنیدید ولی به دلیل ساده بودن اونو باور نکردید و حالا مجبور شدید این همه راهو براش طی کنید
یکی از این درس های بزگ رها کردنه
توجه کنید رهایی به معنی نخواستن نیست بلکه به معنی تسلیم همه چیز به خداست حتی تسلیم خواست رسیدن به خدا
یعنی شخص حتی در پی رسیدن به خدا هم نیست-هیچ
ذکر شما هم فعلا مهم نیست اگر نیاز به ذکر شخصی بود حتما یاد میگیرید شاید به شکل یک خواب یا الهام یا یک استاد
به خدا اعتماد کنید
اگر خواستید انرژیتون زیاد بشه میتونید در طول روز ذکر بگید ولی برای خدا نه برای رسیدن به نیروها
اگر ذکرتون برای خدا نباشه باز هم تاثیر داره ولی اون موقع مشمول قانون کارما میشه ولی هر کاری که برای خدا انجام بشه از قانون کارما فراتر میره و این راه رسیدن واقعی به خداستتا زمانی که در قانون کارما اسیر باشید نمیتونید به خدا برسید
اگر کسی کار خوبی انجام بده مثلا ایثار بکنه ولی برای خدا نباشه نتیجه عمل خوبشو میبینه و بعد حساب تصویه میشه
ولی اگر برای خدا باشه اونو به سوی خدا میبره
هر ذکر ارتعاشی داره که شخص ذکر گو با اون هم ارتعاش میشه مثلا ذکر یا شافی نیروی شفا بخشی تقویت میکنه یا ایه الله نور السماوات و.......... تا اخر برای تقویت چاکرای 6 و چشم ها مناسب هست
هر ذکری دوست داشتید بگید
حتی ذکر هایی مثل اوم یا هیو
هدایای الهی بر حسب ایمان شماست که تقدیم میشود

hamidak
28-04-2006, 12:32
خيلي ممنون و متشكر

locked account
28-04-2006, 22:40
من سوال دارم: قانون كارما چيه؟

Soshiant
28-04-2006, 23:34
قانون کارما همون قانون عمل و عکس العمل هست
یعنی هر کاری که بکنی به خودت بر میگرده چه خوب و چه بد و بعد از اینکه نتیجه کارتو گرفتی حسابت با قانون کارما تصویه میشه و تا زه برمیگردی سر جای اولت
فقط کار هایی که برای خدا انجام میشوند از قانون کارما بالا تر میرن و باعث پیشرفت معنوی میشن
کسانی هم که به تناسخ اعتقاد دارند خروج از قانون کارمارو تنها راه رهایی از تناسخ میدونند
قانون کارما باعث میشه تا ما درس های معنویو یاد بگیریم و در صورت یاد نگرفتن دباره تکرار میشن

maryam1987
01-05-2006, 01:03
سلام به همه كاربران
من تازه عضو شدم و دليلش هم اينه كه مي خواستم در مورد اكنكار و... اطلاعات جم كنم
HolySooshiant من مقالات شمارو خوندم خيلي خوب بود واقعا لذت بردم
ولي من خيلي از صحبت هاي شما عقبم
دلم مي خواد تمام مطالب شمارو كه در اين موارده بخونم
خوشحال ميشم كمكم كنيد

hamidak
01-05-2006, 05:23
مريم خانم من به شما چند تا سايت معرفي ميكنم تا سوشيانت عزيز كمكتون كنه:
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

maryam1987
01-05-2006, 13:00
hamidak از كمكتون واقعا ممنون

Soshiant
01-05-2006, 13:03
با تشکر از حمید عزیز
maryam1987 جان من اکثر مطالبی که نوشتم همین جا هست به جز چند تا که اون هارو هم خودم یادم نیست کجان
ممنون

hamidak
01-05-2006, 16:39
خواهش ميكنم وظيفه ام بود

maryam1987
02-05-2006, 02:18
سلام به همه ي كاربران
من تمام اين تايپك رو خوندم
HolySooshiant شما هدفتونو از راه اندازي اين تايپيك در ابتدا گفته بوديد ,من در تعجبم شما با اين اهداف الهيتون حالا مي خواين اين تايپيكو رها كنيد؟ من به شما حق ميدم كه خسته شده باشيد شايد همه اون جور كه بايد همكاري نميكنند ولي خيلي ها مي خوان كه فعاليت كنن, اگه شما بريد واقعا جاتون خالي مي مونه,من تازه عضو شدم,راستش من هر سوالي از خدا مي پرسم يه جوري جوابمو مي گيرم البته ممكنه كه گاهي دير جواب بگيرم كه خودم فكر مي كنم حكمتي داره,چند وقت پيش يكي از دوستام در مورده اكنكار به من اطلاعاتي داد و از من خواست توي اين كلاسها شركت كنم من تا اون موقع چيزي درباره ي اكنكار نمي دونستم ولي در مورد مديتشن و هيپنو تيزم اطلاعاتي داشتم ,قبل از اين موضوع من از خدا خواستم راهيرو جلو پام بزاره كه بيشتر بشناسمش و بتونم بهش نزديك بشم و در نهايت با دين كامل و عشق به خدا از دنيا برم.
الان فكر مي كنم اين اكنكار باعث شد تا من بیام اینترنت در موردش سرچ کنم بعد به اینجا بر بخورم و بتو نم به جواب خیلی از سوالام برسم و چیزای جدیدی یاد بگیرم.
من از شما می خوام که به من کمک کنید تا با راهنمایی شما دوستان وهمه سعی کنیم از این جمع استفاده کنیم وبه هدفه نهاییمون که رسیدن به خداست برسیم.
HolySooshiant من از شما می خوام این تایپيكو ترك نكنيد من از نوشته هاي شما خيلي استفاده كردم و از همينجا ازتون متشكرم و بهتون خسته نباشيد ميگم

hamidak
02-05-2006, 05:11
مريم خانم من دقيقا نميدونم ولي اكنكارو دنبال نكردم چون سوشيانت دوست خوبم هم گفت كه فقط مي خوان مردمو از آيينشون دور كنن به قول ايشون فقط تمريناتشون خيلي خوبه
منتظر ميشيم تا سوشيانت عزيز جوابتونو بده ( يه موقع نگيد كه اين حميد چقدر فضول ها)

Soshiant
02-05-2006, 09:39
اقا حمید این فضولی نیست لطف شماست
مریم خانم من به هر صورت دیگه این جا مطلب جدید نمینویسم ولی اگر دوستان سوالی داشتند و من بلد بودم در خدمت هستم
اگر به تاریخ ها توجه کنید این تاپیک چند ماهی هم متروک شده بود تا اینکه حمید عزیز اومد و بیدارش کرد
در مورد اکنکار هم گفتم
اگر شما از تمرینات یک بودایی خوشتون اومد میتونید انجام بدید ولی لازم نیست بودایی بشید
مثلا در کتاب دندان ببر نوشتن که وقتی استادشون به عالم دوازدهم میره و با خدا حرف میزنه خدا اسم های مختلف خودشو برای اون میگه که یکی از اون اسم ها الله هست
یک کتاب دیگه میگن پیروان ادیان از عالم 4 بالا تر نمیرن (توجه داشته باشید که یکی از استادان بزرگشونو مولوی میدونند که مسلمان بوده و به نظر من دیگه زیادی هم متعصب بوده)
بعد توی یک کتاب دیگه نوشته الله همون شیطان (کلنیرانجان) هست
به نظر شما منظور از این حرف ها چیه
یا اینکه اسم کتاب بزرگشون که برای اون ها حکم قران داره اسمش هست (شریعت کی سوگماد)
که میگن اسم اون به زبان هندی قدیمی هست یعنی سانس کریت و همیشه به این اسم بوده
در حالی که میبینید که شریعت کلمه ای عربی هست و امکان نداره از زبان دیگری به عربی وارد شده باشه چون بر اساس قواعد عربی از 3 حرف اصلی ش-ر-ع تشکیل شده
همین طور کلماتی در اکنکار مثل حقیقت
موفق باشید

maryam1987
02-05-2006, 10:21
Hamidak سلام
من فکر می کنم منظور منو درست متوجه نشدید , من گفتم به خاطر جمع كردن اطلاعات در مورد اكنكار بود كه اومدم اينتر نت و سرچ كردم و به اينجا بر خوردم,من همه ي اين 20 صفحه ي اسرار ماورا’ رو خوندم و جواب خيلي از سوالامو گرفتم ,و در مورده اكنكار هم به حرفهاي HolySooshiant كه در اين رابطه بود فكر كردم و به نظرم همشون منطقي اومد , من هم نمي خوام دنبال اكنكار برم,من ميگم حيفه اگه اقاي HolySooshiant مثل اون اولا اطلاعات نمي دن, به نظر من اطلاعات خوبي كه ايشون دارن با يكي دو كتاب خوندن نبوده چون اطلاعاتشون خيلي كامله و معلومه براي جمع آوريشون خيلي زحمت كشيدن و حالا كه لطف كردن و اين اطلاعاتو به صورت چكيده در اختيار ما گذاشتن ما بايد استفاده كنيم و ممنون باشيم,نه اينكه هر چند وقت يكبار يه جوري تو اين تايپيك سنگ بندازيم و باعث بشيم اين تايپيك از رونق بيفته

maryam1987
02-05-2006, 10:53
آقاي HolySooshiant
من كه گفتم تمام مطالب اسرار ماورا’ خوندم و واقعا استفاده كردم ,درسته كه شما توي اين تايپيك خيلي زحمت كشيديد و هدفتون هم خيلي خوب بود و خيلي ها قدر شمارو ندونستن و كاري كردن كه شما دلسرد بشين,ولي اگر نمي خواين اينجا بنويسيد پس كجا مي نويسيد ؟

اميدوارم كه ايندفه رومو زمين نندازيد يا حد اقل يه راهي جلو پام بزاريد
من واقعا به اين مطالب علاقه دارم و به كمك شما دوستان احتياج
من مي خوام همه به كمك هم چيزاي جديد ياد بگيريم و اين تايپيكو به هدفش برسونيم

Soshiant
02-05-2006, 16:28
مریم خانوم شما را درک میکنم چون خودم زمانی علاقه ای اتشین به این مباحث داشتم
در اون موقع از اینکه چرا نمیتونم به چیزی که میخام برسم خیلی زجر میکشیدم تا اینکه شبی در خواب بخشی از اینده منو به من نشون دادن و به من فهموندند که این قدر در مورد اینده نگران نباش اون چیزی که باید اتفاق بیفته به وقت خودش اتفاق میفته
کم دونستن و عمل کردن خیلی بهتر از زیاد دونستن و عمل نکردنه
من میخاستم بقیه افرادو از این علوم اگاه کنم تا کسانی که علاقه دارن با این راه اشنا بشن
اگر در یک وبلاگ مینوشتم فقط کسانی که در این زمینه جستجو میکردن و مسلما اطلاعاتی هم در این زمینه داشتند مطالب منو میخوندند در حالی که این جور وبلاگ ها و سایت ها کم نیست برای همین من توی فروم یک سایت نرم افزاری نوشتم تا خیلی از کسانی که در این زمینه چیزی نشنیدن با متافیزیک اشنا بشن
اثبات این ها هم برای افرادی که اعتقادی ندارن برام مهم نیست مسلما اگر خواست خدا بود که به این روش کسانی با ماورا اشنا بشن - یا شدن یا میشن و من در این وسط هیچ کاره هستم من فقط واسطه نوشتن این چیز ها بودم
اطلاعتی که من در این زمینه دارم زیاد نیست که هیچ خیلی هم کمه و جای تاسف داره که اکثریت جامعه ما در این مورد کم اطلاعات دارن
من نه استاد متافیزیک هستم و نه یک عاف بلکه فقط خواستم تا بخشی از اطلاعات اندکی که دارم با بقیه تقسیم کنم
یادتون باشه تنها کسی که میتونه به شما کمک کنه فقط خود شما هستید نه فقط در این راه بلکه همیشه همین طور هست
خدا هم اگر خودتون به خودتون کمک نکنید با همه مهربونی که داره ولی به شما کمک نمیکنه
یکی از دلایلی که میبینیم در کشور های مذهبی پیشرفت اینقدر کم شده چون مردم اون کشور ها فکر میکنند فقط کافیه که یک جابنشینند و از خدا کمک بخواهند ولی هرگز کمکی دریافت نمیکنند
حتما شنیدید که خدا هیچ قومی تغییر نمیده مگر اینکه اون قوم خودش خودشو تغییر بده

عمل کردن وظیفه ماست ولی نتیجه (اگر به خدا سپرده باشیم )بر عهده خداست و ما نیاید نگران باشیم
کتاب های زیادی در این زمینه هست که هرکدوم نتیجه عمری تجربه یک انسان هست و همین طور منابع اینترنتی
تنها موردی که باقی میمونه کلاس ها و استادانی هستند که ادعا هایی در این زمینه ها دارند
اگر بتونید استاد خوبی پیدا کنید خیلی خوبه چون میتونید از اون ها مطالبی یاد بگیرید که توی هیچ کتاب نیست
ولی در این زمینه باید دقت بسیار زیادی بکنید
تا جایی که امکانداره به جا هایی که ارتباط با ارواح یا جن دارند نرید و هرگز اجازه ندید که به عنوان مدیوم از شما استفاده بشه هرگز
همین طور خودتون هم دنبال ارتباط با ارواح و تسخیر جن نباشید
اگر کلاسی پیدا کردید ترجیحا با دوستانتون برید و تنها نروید
ملاک شما برای انتخواب استاد نباید فقط نیروی شخص باشه بلکه باید رفتار شخص باشه
اگر شخص از نظر اخلاقی خوب نباشه میتونه فردی بسیار خطرناک برای شما باشه
هر چه که قدرت استاد بیشتر باشه شما باید بیشتر به رفتارش توجه کنید و از خدا راهنمایی و محافظت بخواهید و اگر متوجه شدید که استاد خوبی نیست و یا از جادوی سیاه استفاده میکنه سریعا از اون شخص دوری کنید
در صورتی که با شخصی اشنا شدید که قدرت های عجیبی داره ولی هنوز نمیدونید چه طور ادمی هست اگر کار خارق العاده ای از اون دیدید و هیجان زده شدید هیجانتونو نشون ندید و خودتونو کنترل کنید
هر استاد هر قدر هم که خوب باشه معصوم نیست و حتما عیب هایی هم داره همین طور امکان داره در چیز هایی که میگه هم اشتباهاتی بکنه
این افراد اکثرا دروغ گو های خوبی هم هستند و تا میتونند راست و دروغ با هم قاطی میکنند زود باور نباشید
چیز هایی که بلد هستند یاد بگیرید ولی خیلی هم به اون ها نزدیک نشوید (به جادوگران سیاه به هیچ وجه نزدیک نشوید)
این خصوصیاتی که گفتم مربوط به اکثر کسانی هست که ادعا میکنند استاد متافیزیک هستند
این خصوصیات به هیچ وجه برای یک استاد معنوی نباید صادق باشه
یک استاد معنوی باید کاملا قابل اطمینان باشه و ترجیها استاد درون هم باشه
من به شخصه تا به حال چنین کسی پیدا نکردم و کسانی که پیدا کردم همه از دسته اول بودند البته خدا شکر هیچ کدوم خیلی هم خطرناک نبودند
یعنی بهترین هاشون هم دروغ گو های خوبی بودند و هر کار که میکردند برای پول بود
نکته دیگه اینکه شاید خیلی از مطالب برای کسی درست و برای شخص دیگه نا درست باشه و این به درجه معنوی شخص بستگی داره
مثلا هیچ وقت نمیشه گفت همه انسان ها نیاز مند دعا کردن هستند چون شاید درجه معنوی خیلی ها بالا تر از اون باشه که نیاز به دعا داشته باشند و خودشونو مطلقا به خدا تسلیم کرده باشند
یا مثلا هیچ 2 پیامبری از خدا در مورد اینکه چرا انسانو افریدی جواب یکسانی نگرفتند و هر پیامبر به اندازه درجه معنوی خودش از خدا جواب گرفته
هر چند که یادم نمیاد که چه مطالبی این جا نوشتم ولی به خاطر شما یک مطلب دیگه هم مینویسم وامید وارم تکراری ننوشته باشم
اگر سوالی بود بپرسید ولی لطفا مجددا اصرار نکنید که من مطلب بنویسم چون دیگه وقتش هم ندارم

چرا در همه ادیان و فرقه ها اشخاص از قدیسان حاجت میخواهند یا اون هارو شفیع میگیرند و چرا مستقیما از خدا نمیخواهند
دلیلش اینه که ما هر کار که میکنیم مشمول قانونی میشیم و قوانین برای همه به صورت مو به مو و یکسان اجرا میشن
یکی از این قوانین هم اینه که ایمان تنها برای استجابت دعا کافی نیست و برای اجرای اراده الهی یا استجابت دعا نیاز به یک مجرا در عالم مربوطه هست میشه مسال زد که ایمان مثل یک اختلاف پتانسیل هست ولی برای جریان برق نیاز به یک سیم رسانا هم هست
حالا یا ما باید خودمون مجرا باشیم یا از از کسی که مجرا هست استفاده کنیم
اگر از این مجرا ها استفاده نکنیم و مستقیما از خدا بخواهیم اگر اصلا مجرا نباشیم که به هیچ نمیرسیم واگر مجرای ضعیفی باشیم خیلی دیر به هدف میرسیم مورد دیگه اینکه وقتی قدیسی بمیره چون کالبد جسمانیشو از دست داده از قدرت واسطه گری اون در عالم مادی کم میشه
به هر صورت خیلی بهتره که به جای اینکه همیشه نقش یک مصرف کننده بازی کنیم سعی کنیم درجه معنوی خودمونو بالا ببریم تا نتنها برای خودمون بلکه برای بقیه افراد هم مجرا باشیم و واسطه ای باشیم برای تحقق اراده الهی و خیر و برکت و شفا
البته تا وقتی نشدیم نیاز مند قدیس ها هستیم
یک داستان هم میگم تا بهتر متوجه بشید
روزی حضرت عیسی در میان یاران خود مشغول صحبت بود که ناگهان گفت : احساس کردم نیرویی از من خارج شد
زنی از میان جمع گفت ای عیسی من بیمار بودم و تو را لمس کردم و شفا یافتم
حضرت عیسی گفت: این ایمان تو بود که تورا شفا داد
------------
در اخر فراموش نکنید که اگر برای خدا به جلو حرکت کنید و نتیجه به خدا بسپارید در بهترین زمان هر اتفاقی که باید میفته
پس نگران چیز هایی که بلد هستید یا نیستید یا اتفاق افتاده یا نیفتاده نباشید چون نگران بودن یعنی به خدا نسپردن و به خدا اطمینان نداشتن
همین طور فراموش نکنید که متافیزیک یک علم هست مثل فیزیک یا شیمی و هیچ ربطی به درجه معنوی شخص نداره و داشتن یا نداشتن قدرت های متافیزیکی و یا دیدن و یا ندیدن چیز هایی مثل هاله و ......... هیچ ربطی به درجه معنوی شخص نداره

ز برون کسی نیاید چو به یاری تو این جا**********تو ز خویشتن برونا سپه تتار بشکن

*NashenaS*
02-05-2006, 16:48
مباحثي كه در اينجا دارين به نوبه خودشون جالب هستن...
اما مراقب باشيد وارد وهم و خرافات و اعتقاداي بيخود نشين كه ديگه بيرون نمي تونين بياين.!
يا حق. :)

Soshiant
02-05-2006, 21:31
اشکان جان با تشکر از توجه و تذکر شما
ولی اگر شما هم مثل من با انسان هایی اشنا بودید که کار های خارق العاده انجام میدهند دیگه فکر نمیکردید خرافاته
البته شاید فکر کنید که چشم بندی هست ولی.........
بهتره اول چند سال درموردش تحقیق کنید و با افرادی که چنین کار هایی انجام میدهن اشنا بشید و البته نه با یکی 2 نفر تا بعد بتونید نظر بدید
مسلما همه باور ندارند من هم اصراری ندارم به کسی بقبولونم

maryam1987
02-05-2006, 23:52
آقاي HolySooshiant از مطالبي كه نوشتيد ممنون خيلي عالي بود,من ديگه اصرار نمي كنم كه مطلب بنويسيد گفتيد اگه سوالي داشتم بپرسم من سوالامو نميدونم يپرسم يا نه؟ ؟ چون اصلا نمي خوام مزاحم وقتتون بشم

بازم ازتون ممنونم خيلي لطف كردين

*NashenaS*
03-05-2006, 02:12
اشکان جان با تشکر از توجه و تذکر شما
ولی اگر شما هم مثل من با انسان هایی اشنا بودید که کار های خارق العاده انجام میدهند دیگه فکر نمیکردید خرافاته
البته شاید فکر کنید که چشم بندی هست ولی.........
بهتره اول چند سال درموردش تحقیق کنید و با افرادی که چنین کار هایی انجام میدهن اشنا بشید و البته نه با یکی 2 نفر تا بعد بتونید نظر بدید
مسلما همه باور ندارند من هم اصراری ندارم به کسی بقبولونم
خدمت شما عرض كنم كه هيچ موقع در مورد چيزي كه ندونستم نظر ندادم و نمي دم...
16 سال تمام با اين طور ادم ها بزرگ شدم... كسايي كه ماهي رو كه در همراه آب روان اشتباهن توي سماور افتاده بود و جوش اومده بود رو زنده كردن و ...
اما بعضي هاشون از روي خرافات به جايي رسيدن كه...
حالا كلي گفتم منظورم شخص خاصي نبود...
در پناه حق.

hamidak
03-05-2006, 04:29
سوشيانت دوست خوب
ميخواستم بدونم كه شما يه راه ساده اي رو بلدين كه من بتونم به حالت خلسه ي خود هيپنوتيزم برسم براي تلقينات؟

Soshiant
03-05-2006, 09:44
سلام
مریم خانم اگر سوالی بود بپرسید
--------------------
اقا اشکان من هم همیشه سعی دارم از خرافات دور باشم
به هر صورت اگر مطالبی در این جا به نظر شما خرافات اومد میتونید بگید.الان دسگاه های عکس برداری از هاله ها هست و همین طور از چاکرا ها و دستگاه هایی که میتونه انرژی افرادو اندازه بگیره
--------------------
حمید جان اگر فقط میخای خود هیپنوتیزم انجام بدی این جا من فوقش بتونم چند تا روش ساده بگم ولی امکان داره برای خیلی ها نشه چون نا خود اگاه شخص با رفتن به حالت خلصه از خودش مقاومت نشون میده و برای شکستن این مقاومت شما باید روش های زیادی بلد باشید تا بتونید خیلی سریع این مقاومت ها شناسایی کنید و روش خاص خودشو به کار ببرید
به هر صورت اگ شما منظورتون از خود هیپنوتیزم فقط برای تلقین مثبت کردن به خودتون هست که بهتره بی خیالش بشید چون دیگه قدیمی شده و کاربرد زیادی نداره
الان شما میتونید با خوندن کتاب های انتونی رابینز مثل کتاب به سوی کامیابی در چند جلد یا موفقیت نا محدود در 20 روز و........ میتونید به وسیله تکنیک های تصویر سازی ذهنی اون در چند دقیقه بدون اینکه به حالت خلسه برید چیز هایی که میخاید در خودتون تغییر بدید تغییر بدید
مثلا یک مثال ساده
اگر کسی که ناخون هاشو میخوره بخواهد با خود هیپنوتیزم این عادتو ترک کنه باید اول کلی هیپنوتیزم یاد بگیره بعد کلی وقت برای رفتن به خلسه بذاره و کلی تلقین کنه تا اخر اگر خوب هیپنوتیزم شده باشه بعد از 1 تا چند جلسه این کارشو ترک کنه که امکان باز گشت دباره اون عادت هم هست ولی با روش های تصویر سازی ذهنی اگر خوب یاد گرفته باشه میتونه در چند دقیقه بدون خلسه برای همیشه اون عادتشو ترک کنه
من فردی چاق برای اینکه شیرینی نخوره هیپنوتیزم کردم و تا مرحله ای هیپنوتیزمش عمیق بود که با چشم باز هم چیز هایی که میگفتم میدید و به مرحله تله پاتی هم تا حدودی رسیده بود ولی با این همه بعد از هیپنوتیزم این تلقینات تا چند روز بیشتر روی اون اثر نداشتدر حالی که با Nlp که همون برنامه ریزی عصبی کلامی هست این کار خیلی ساده هست
انتونی رابینز فراموش نشه
ممنون

hamidak
03-05-2006, 12:07
نه دوست خوبم من دوست دارم تجربه بكنم ميخوام به حالتهاي عميق خودهيپنوتيزم برسم شما اگه براتون مشكلي نداره چندتا روش بگين تا من هم بتونم اين مراحل رو تجربه بكنم
راستي خودتون تا حالا خودتونو هيپنوتيزم كردين؟؟

Soshiant
03-05-2006, 19:53
اموزشش که خیلی زیاد میشه باید 20 صفحه نوشت ولی کتاب ها و مطالب اینترنتی زیادی هست که میتونید استفاده کنید
که فقط کافی کمی بگردید تا پیدا کنید
به عنوان یک پیشنهاد اگر میخاید بین همه روش ها روشی انتخواب کنید که از تصویر سازی ذهنی هم استفاده کرده باشه چون تلقین تنها زیاد فایده ای نداره
تصورات هم بنا به میل خودتون میتونید به صورتی تغییر بدید که براتون جذاب تر باشه البته باید چیز هایی ثابت بمونه مثلا اگر تصور میکنید دارید از پله پایین میرید برای سنگین شدن خواب باید اعدادو بر عکس بشمارید و برای سبک تر شدن اعدادو به ترتیب بشمارید
اگر Nlp هم بلد باشید خیلی کمکتون میکنه

hamidak
03-05-2006, 20:20
ميشه يه مقدار درمورد ان ال پي هم توضيح بدين و روشهاي اون؟

Soshiant
03-05-2006, 21:58
اولا که چه سرعتی دارید
ثانیان گفتم سوال بپرسید نگفتم که یک چیزی بگید 100 صفحه جواب داشته باشه
مگه خرید یک کتاب چقدر سخته نویسندش هم خیلی در این زمینه وارد هست
منظور انتونی رابینز هست که به مرد محبوب قرن مشهوره
کتاب به سوی کامیابی جلد 1 بخر هالشو ببر
راستی به این جا هم سر بزنید
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Soshiant
03-05-2006, 22:00
این هم چون شاید شما ندیده باشید این جا هم میذارم


منبع: سایت ترنم

چگونگی تائیر اصوات هماهنگ کننده مغزی
:الگوهای امواج مغزی
الکترو آنسفالو گراف دستگاهی است که فعالیت الکتریکی مغز را نشان میدهد . آزمایشگاههای متعددی درسراسرجهان با این وسیله مطالعات و تجربیات زیادی برای درک بهتر 4 الگوی اصلی امواج مغزی ( بتا . تنا . دلتا ) انجام داده اند
هر فرکانس دارای ویژگی مشخصی میباشد و حالت مشخصی از آگاهی را ایجاد میکند. امواج بتا ( 14 سیکل در ثانیه و بالاتر) نشان دهنده وضعیت بیماری عادی و هنگامی که توجه فرد جهان خارج میباشد امواج الفا( 13-8 سیکل در ثانیه)در زمان خیال پردازی مدیتیشن سبک هنگامی که چشمها بسته هستند . امواج تنا( 7-4 سیکل در ثانیه ) در هنگام خواب و مدیتیشن عمیق و امواج دلتا ( 3- 5 /. سیکل در ثانیه ) در هنگام خواب عمیق و مدیتیشن های بسیارعمیق رخ میدهد. مطالعات انجام شده نشان دهنده آن است که ارتشاعات ناشی از اصوات ریتمبک تاثیر عمیقی روی فعالیت مغزی دارند . شمنها از اصوات ریتمک متنا وب تولید شده
توسط طبل برای انتقال اگاهی و سفرهای خارج از کالبد به جهان های درون استفاده میکنند .
راهبان تبتی با استفاده از مانترهای ریتمبک و یکنواخت برای ورود به وضعیتهای مدیتیشن
عمیق استفاده اثرات مشایهی در شنوندگان این مانترها نیز مشاهده شده است . ریتم های ملایم و ضربان دار نیز به طریق متشابهی عمل میکنند .در صورت اینکه مورد نظر توسط کامپیوتر تولید میشود بسیار دقیق و یکنواخت بوده و میتوانند برای ایجاد حالت های مطلوب مغزی استفاده شود . این حالت بسیا شبیه تنظیم کردن یک رادیو روی ایستگاه مشخی میباشد .
با تکنو لوژی اصوات همانگ کننده ی مغزی میتوانیم آگاهی خود را روی دامنه ی وسیعتری از وضعیت های مغزی تنظیم کنیم :
هوشیاری، تمرکز، توجه، * ریلکسیسن ، تجسم ، خلاقیت * الهام ، حافظه ، مدیتیشن* خواب عمیق ، و جدایی آگاهی .
مانند امواج صوتی ، مغز و ارتشاعات مخصوص به خود را داشته و از آنها جهت ارتباط با قسمتهای دیگر بافت عصبی و بخش های مختلف بدن استفاده میکند .
دستگاه Eeg با اندازه گیری پالسهای حاصله نورونها که بر حسب سیکل در ثانیه بیان میشود
امواج مختلف مغزی را تشخیص میدهد همانطور که ذکر شد امواج بتا در حد فاصل40-13
قرار داشته و با تمرکز بالا و هوشیاری توسعه یافته مرتبط میباشد. برخی از دانشمندان عقیده دارند که فرکانس بتای 40 هرتمز کلید ادارک میباشد .
امواج الفا در حدود 12-7 قرار گرفته ریلکسیشن عمیق مرتبط می باشد ولی نه یک مدیتیشن کامل ، در الفا ما شروع به دستیابی به ثروت عظیم خلاقیت میکنیم که درست در زیر سطح هوشیاری آگاه ما قرار گرفته است الفا در حقیقت دروازه ورود وضعیت های عمیق تر اگاهی میباشد. همچنین آلفا محل فرکانسی است که به عنوان فرکانس روز نانس میدان الکترو مغناطیسی زمین زمین شناخته میشود.
تتا در حد فاصل 4-7 هرتز قرار داشته و ناحیه ی شگفت آوری که میتوانیم آن را مورد مکاشفه قرار دهیم تتا به عنوان وضعیت سایه ی روشن آگاهی نیز شناخته میشودبه طور معمول ما به صورت خیلی گذرا در هنگام بر خواستن از خواب ( دلتای عمیق ) و یا هنگام فرورفتن در آن را تجربه میکنیم . در رویاهای ، تصویر زنده زنده لحظه ای در مقابل چشم ذهنی در وضعیت تتا رخ میدهند و در این حالت ما مستعد دیافت اطلاعاتی ماورای وضعیت عادی آگاهیمان هستیم . همچنین تتا دروازهای برای یادگیری و حافظه شناخته شده است . مدیتیشن تتا باعث افزایش خلاقیت ، تقویت قدرت یادگیری ، کاهش استرس و بیدار شدن قدرت اشراق و توانائیهای دیگری در زمینه ادراک فراحسی می شود .
امواج دلتا در حدود 4-0 هرتز قرار می گیرند . دلتا با حواب عمیق مرتبط می باشد . علاوه بر این فرکانسهای خاصی در محدوده دلتا باعث ترشح هرمون رشد که در بهبود بیماریها و ترمیم بافتها موثر است می شوند. این امر توضیح دهنده ضرورت یک خواب آسوده و عمیق در فرایند بهبود امراض می باشد .
:ریتم ، هماهنگی
ماهیت هستی ریتم است . هر چیزی در حال حرکت به سوی ریتم اصلی خود می باشد . از مدارهای گردشی الکترون و پروتون گرفته تا مدارهای عظیم سیارات . ستارگان و کهکشانها ، ریتم در موجودات زنده با وضوح بیشتری مشاهده می شود . از ضربان مداوم قلبی تا سیکلهای تنفسی . حدود فرکانس شنوایی انسان 20000- 20 هرتز می باشد . ما فرکانسهای خیلی پایین را نمی توانیم بشنویم اما می توانیم آنها را به عنوان یک فرآیند درک کنیم . هماهنگ کردن به معنای این است که ارتعاشات یک شیی می تواند باعث ایجاد نوساناتی با فرکانس یکسان در یک شی دیگر شود . ریتم های خارجی می توانند یک تأثیر مستقیم بر روی فرآیند های فیزیولوژیک و سایکولوژیک شنونده داشته باشد . ثابت شده است ریتم های کمتر از 70- 48 سیکل در ثانیه با تغییر الگوهای امواج مغزی باعث کاهش ضربان قلب و تعداد تنفس می شوند .
:فرکانسهای تداخل دو گوشی و اصوات هماهنگ کننده مغز
اینطور به نظر می رسد که رسیدن به وضعیتهای فوق عادی ، ادراک فرا حسی و توانائیهای فرا روانی نیازمند تمرینات منظم و مداوم تکنیکهای باستانی نظیر مدیتیشن ، مانترا ، یوگا ، اشکال مدرن شده آموزشهای اسراری مانند ریلکسیشن عضلانی پیش رونده ، خود هیپنوتیزم و بیوفیدیک می باشد . اما مشکل اصلی آن است که برای رسیدن به نتایج دلخواه با استفاده از این روشها نیاز به زمان طولانی و نظم و پشتکار زیاد می باشد . اما در حال حاضر راه آسانتری نیز وجود دارد . تکنولوژی جدیدی که می تواند ما را مستقیما ً به وضعیتهای سود مند مدتیشن و ادراک توسعه یافته هدایت کند – جایی که می توان از قدرت پیوند ذهن و بدن سکوی پرتابی ساخت برای رسیدن به حد اکثر کارایی ذهنی و بدنی این روش جدید از امواج صوتی برای انتقال شنونده به فرکانسهای برتر آگاهی استفاده می مند. وضعیتهایی از آگاهی که تحولات عمیقی در آن رخ می دهد . هنگامی که سیکلهای صوتی خالص و دقیق با فرکانسهای متفاوت ا طریق یک هدفون استریو به مغز میرسد دو نیمکره مغزی در هماهنگی با یکدیگر عمل می کنند و در حقیقت سیکنالهای صوتی خارجی شنیده نمی شود و آنچه که توسط مغز درک می گردد یک سیکنال سوم مجازی به نام فرکانس تداخل دو گوشی است . سلولهای مغزی در پاسخ به فرکانس تداخلی دو گوشی در هماهنگی کامل با یکدیگر مرتعش می شوند . اصوات هماهنگ کننده مغزی بدون تلاش زیاد ، فعالیت مغز را بسوی الگوهای بسیار ویژه ، سازمان یافته و منسجمی هدایت می کنند .
این امر باعث دسترسی به وضعیتهای جالب توجه آگاهی توسعه یافته میشود . هنگامی که سیکنال با فرکانس 100 سیکل در ثانیه به داخل یک گوش و فرکانس 110 بطور همزمان به گوش دیگر وارد می شود . فرکانس تداخل دو گوشی که توسط مغز درک می گردد تفاضل دو فرکانس مذکور یعنی 10 سیکل در ثانیه خواهد بود . شما بجای شنیدن دو فرکانس متفاوت ، در واقع صوت ریتمیک و آرامبخشی را خواهید شنید که فرکانس آن 10 سیکل در ثانیه می باشد . این فرکانس در محدوده ریلکس کننده امواج مغزی آلفا قرار دارد .
علاوه بر هدایت فعالیت مغز به طرف وضعیتهای کاملا اختصاصی نظیر بتا ( تمرکز و ادراک ) و آلفا ( ریلکسیشن و تجسم ) تتا ( مدیتیشین ، یاد گیری و حافظه ) و دلتا ( خواب و شفا ) . آهنگ ریتمیک فرکانسهای تداخل دو گوشی باعث ایجاد تعادل در نیمکره های راست و چپ مغز شده و و ضعیت جالب توجهی به نام هماهنگی نیمکره ها می شود. معلوم شده است که پدیده مذکور توام با افزایش خلاقیت ، سرخوشی ، افزایش تمرکز ، آرامش عمیق و افزایش تواناییهای یادگیری می باشد . با تکنیکهای پیچیده ای فرکانسهای تداخل دو گوشی به صورت چند لایه در کنار یکدیگر قرار می گیرند . این فرکانسها ی چند لایه باعث فعال شدن گروههای مختلف سلولهای مغزی با فرکانسهای متفاوت می شوند.
:فرکانسهای تداخل دو گوشی چگونه باعث تغییر سطح آگاهی می شوند
فرکانسهای تداخل دو گوشی از طریق سیستم شبکهای فعال کننده مغز بر روی آگاهی اثر میکند . این سیستم مسئول کنترل بیداری ، توجه و هوشیاری می باشد . تفسیر ، پاسخ و واکنش نسبت به اطلاعات دریافتی توسط سیستم شبکه ای مغز و تحریک تالاموس و قشر مغز توسط آن اداره می شود . همچنین سیستم شبکه ای فعال کننده مغزی مسئول کنترل توجه و میزان هوشیاری می باشد . گوش دادن به فرکانسهای تداخل دو گوشی باعث ارائه اطلاعات به سیستم شبکه ای فعال کننده مغزی می شود . این امر به دلیل پذیرفتن فرکانسهای منحصر بفرد دو گوشی موجی شکل به عنوان الگوهای امواج مغزی توسط این سیستم می باشد . این اطلاعات شامل کاراکتر ، کیفیت و دیگر ویژگیهای حالتی از آگاهی که فرکانسهای دو گوشی رائه می کنند می باشد در صورتیکه تحریکات داخلی بدن ، احساسات ، روحیات ، عقاید و تحریکات حسی خارجی در تعارض با این اطلاعات نباشد سیستم شبکه ای فعال کننده مغزی وضعیت آگاهی را در تطابق با تحریک فرکانسهای دو گوشی تغییر خواهد داد . این امر در حقیقت ناشی از کارکرد طبیعی مغز در حفظ هموستاز ( تعادل داخلی ) می باشد . مغز به صورت خود کار و فعالانه کلیه کارکردهای بدن را برای حفظ هموستاز تنظیم می کند. در طی یک فعالیت طبیعی و مداوم در جهت حفظ هموستاز ، سیستم شبکه ای بصورت فعالانه نسخه برداری قشر مغز از امواج مغزی جاری را زیر نظر داشته و تداوم می بخشد ( مگر اینکه دلیل دیگری برای ایجاد تطابق با اطلاعات جدید ناشی از منابع داخلی و یا تحریکات حسی خارجی وجود داشته باشد.) بهر حال بدلیل وجود ویژگیهای مشابه با امواج مغزی طبیعی و تداوم فرکانسهای صوتی تداخل دو گوشی ، سیستم شبکه ای باعث شروع نسخه برداری قشر مغز از تحریکات فرکانسهای دو. گوشی می شود . با این باور که این فرکانسها در حقیقت امواج جاری مغزی می باشد . با گذشت زمان سیستم شبکه ای محیط داخلی و خارجی بدن و وضعیت آگاهی را به منظور تعیین لحظه به لحظه تناسب آن برای مقابله با شرایط موجود بررسی می کند . تا زمانیب که تعارض وجود نداشته باشد سیستم شبکه ای به طور طبیعی به تنظیم کاراکتر ، کیفیت و ویژگیهای آگاهی با اطلاعات حاصله از الگوهای مشابه با امواج مغزی اصوات هماهنگ کننده مغزی ادامه خواهد داد

--------------------------------.
برای دانلود برید به این صفحه
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

maryam1987
03-05-2006, 22:54
سلام

آقاي سوشيانت من مي خوام بدونم اگه بخوام شروع كنم از كجا بايد شروع كنم كه برام مفيد باشه؟من قبلا چند جلسه اي كلاسه هيپنوتيزم ميرفتم و تمرينهاي سنگيني و سبكي مي كردم چون خيلي علاقه مند بودم پرواز روح رو تجربه كنم,نميدونم آيا اين تمرينها مفيد هستن؟ در ضمن من با همين چند جلسه بعد از انجام تمرينات احساس خواب آلودگي داشتم البته اين موضوع مال خيلي وقت پيشه كه ديگه كلاسهارو ادامه ندادم چون خيلي از وقتمو ميگرفت.


اينم يه تجربه ي واقعي براي خودم (هر كس خوند خوشحال ميشم نظرشو بدونم)
در سال 1384 اتفاق عجيبي برام افتاد , يه شب ساعت 12 رفتم بخوابم كه توي خواب احساس سنگيني شديدي بهم دست داد تا حالا شنيديد يا تجربه كردين وقتي به قول معروف بختك ميوفته روي آدم طوري كه اصلا نمي شه تكون خورد يا هر چي مي خواي فرياد بزني صدات در نمياد؟ ولي احساس سنگيني من خيلي بدتر بود همينجور صلوات ميفرستادم و سعي ميكردم دستامو حركت بدم يا ناله كنم تا كسي منو از خواب بيدار كنه كه اصلا انگار فايده اي نداشت بلا خره تونستم چشمامو باز كنم ولي اي كاش باز نميكردم شايد باورتون نشه ولي من يه كسي رو ديدم كه قيافه عجيبي داشت و با چشماش به من زول زده بود بلا فاصله چشمامو بستم و از ترس جيغ زدم ولي انگار بازم صدامو كسي نمي شنيد ديگه داشتم فكر ميكردم كه اون عزرائيله خيلي ترسيده بودم مدام خدارو صدا ميكردم و ميگوفتم نمي خوام بميرم ياد مادرم خواهرم و... افتادم دلم براشون خيلي تنگ شده بود ياد نظرايي كه كرده بودم و ادا نكرده بودم ياد كسايي كه از من ناراحتن و همينجور با خدا صحبت ميكردم ميگفتم بازم ميخوام زنده باشم ,من جوونم خيلي از كارا مونده كه نكردم حد اقل 1 سال ديگه ,اصلا باورم نميشد كه قراره بميرم فكر ميكردم شايد اين يه كابوسه ,تا اينكه اين احساس سنگيني يك مرتبه به احساس سبكي شديدي تبديل شد طوري كه ديگه انگار هيچ وزني ندارم و دارم ميرم آسمون ميخواستم خودمو جم كنم خودمو سفت بچسبونم به زمين ولي نميشد يه حالت سستي داشتم ولي با كلي زحمت تونستم صورتمو برگردونم به طرف ديوار بعد دوباره با كلي ترس چشمامو باز كردم ديگه ديواري نبود همه جا تاريك بود و صداهايي شبيه به صداي باد هووووووووووو ميشنيدم بالارو نگاه كردم سقفي نبود فقط يه نوره قشنگي كه خيلي دور بود ميديدم ديگه داشتم اطمينان پيدا ميكردم كه موردم خيلي وحشتناك بود اون نور داشت منو به طرفه خودش ميكشيد شايد تقريبا 2 متر يا بيشتر از زمين فاصله پيدا كردم ديگه فكر كردم كار از كار گذشته و موردم همينطور ناله ميكردم و به خدا ميگفتم نميخوام بميرم و...كه يكدفه انگار پرت شدم روي تخت احساس سستي شديدي داشتم ميترسيدم رومو برگردونم كه شايد جسممو ببينم يا اونجاييرو نگاه كنم كه اون آدمو ديدم براي همين به سختي و با چشماي بسته خوابيدم و كم كم احساس كردم كه ميتونم دستامو تكون بدم و بالشو حس كردم ديگه بيدار شدم بدون اينكه به اطراف نگاه كنم رفتم پيشه مادرم ولي ميترسيدم بازم خواب باشم خلاصه مادرمو بيدار كردم و...جالب اينجاست ساعت 12:5 بود در حالي كه براي من به اندازه ي چندين ساعت گذشت,حالا كه 1 سال از اون موضوع ميگذره هنوز نميدونم كه واقعا قرار بود بميرم و خدا فرصت دوباره به من داد در حالي كه خدا در قرآن گفته وقتي لحظه مرگ فرا برسه ديگه مهلت دوباره نميده , همه ميگن خواب ديدم ولي من قبول نميكنم كه خواب باشه چون عين واقعيت بود.

حالا شما نظر بدين

hamidak
04-05-2006, 02:48
سوشيانت دوست خوبم شما خيلي به من كمك كردين در مورد كتاب هم بگم كه من با كتاب خاصي آشنايي نداشتم ولي شما معرفي كردين ميرم اين كتابو ميگيرم خيلي ممنون

hamidak
04-05-2006, 03:02
مريم خانم اين اتافاقات براي افراد زيادي مي افته يه بار دايي من هم اينطوري شده بود ميگفت حتي تا نزديك يه در هم رفت بعد گفت كه ميخوام برگردم و ناگهان مثل شما پرت شد روي تختش داييم ميگفت چند روز قبل از اين تجربه از خدا خواسته بود كه اونو از اين دنيا ببره .
ولي براي خودم هم تا بحال اين اتفاقات افتاده شايد بگم هر وقت كه خستگي جسمي بالايي دارم تو خواب بيدار ميشم و حتي نميتونم كه يك بند انگشتمم تكان بدم.
يه شب توي اتاق داييم خوابم برده بود يه هو بيدار شدم ديدم داييم در حال كار كردن با كامپيوتره ولي هيچ حركتي نميتونم بكنم خواستم يه حركتي بكنم كه منون ببينه و بيدارم كنه ولي هيچ اتفاقي نيفتاد.
پيشنهاد: اگر دوست دارين تجربيات منو داشته باشين يه خيلي پركار كه خيلي خسته هستين رو تا دير وقت بيدار باشين بعد به تختتون بريد و بخوابين من احتمال ميدم كه اين اتفاق براي شما بيفته
راه حل : من اون اوايل خيلي ميترسيدم ولي الان ترسم ريخته جون حدودا ماهي دو سه بار اينطوري ميشم تنها كاري كه ميكنم يعني سعي ميكنم بكنم اينه كه آروم باشم چون هرچي بيشتر تقلا كنم بيشتر در اين حالت ميمونم . آرامشم رو حفظ ميكنم و بعد يه هويي چشامو باز ميكنم .
من هميشه اينطوري به حالت عادي باز ميگردم اما شايد اين تجربيات علل خاصي داشته باشه منتظر دوست عزيز سوشيانت ميمونم كه ايشون هم نظرشونو هم بدن
حميد

maryam1987
04-05-2006, 11:59
آقا حميد براي من هم اين اتفاقا زياد ميوفته ولي اينكه روي هوا معلق باشم يه كم ترسناكه ,آيا براي شما پيش اومده تو هوا معلق باشي و همينجور سبكتر بشي؟يا اون كسي كه بهم خيره شده بود اون كي بود؟چرا قيافش اينقدر عجيب بود؟اينكه توي خواب قفل بشم زياد ميوفته وممكنه براي همه افتاده باشه ,شما تجربت چطوري بود ميشه بيشتر توضيح بدي؟

Soshiant
04-05-2006, 12:29
سلام
من فکر میکردم شما در مورد اکنکار اطلاعات بیشتری داشته باشید
همه اطلاعاتی که میخاید در اکنکار هست چون اکنکار تخصصش در زمینه پرواز روح هست
شما کاملا مطمئن باشید نمردید و قرار هم نبود بمیرید و حتی یک تجربه نزدیک به مرگ هم نداشتید
این یک امر طبیعی هست که هر بار که میخوابید اتفاق میوفته و نه فقط برای شما بلکه برای همه
هر شب که میخوابید مغز اول به سطح الفا میره و حالت خواب الودگی پیدا میکنه کم کم شخص هوشیاری خود اگاهش از بین میره و این شروع مراحل یک خواب هست
کم کم ارتباط روح با جسم کم میشه و بعد روح از بدن خارج میشه و فقط به وسیله ریسمان های نقره ای که از چاکرا ها به کالبد اختری روح وصل شده اند ارتباط روح با جسم برقرار میمونه و اگر این ریسمان ها قطع بشوند شخص میمیره ولی خوشبختانه این ریسمان ها تا هر جا که روح بره میتونند کش بیارن
اگر به هر دلیل مثلا اتفاقی یا به وسیله تمرینات پرواز روح شما بتونید مغز خودتونو به حالت هوشیار نگه دارید وجسم به خواب بره شما مراحل خواب رفتن را تجربه میکنید
در حالتی که شما احساس کردید که نمیتونید جسمتونو حرکت بدید هوشیاری شما به صورت اتفاقی باقی مانده بود و شما مرحله قطع ارتباط روح با جسم تجربه کردید در این حالت هر چه که شخص بیشتر بترسه امکان موندن اون در این حالت بیشتره و حتی امکان داره شخص ساعت ها در این حالت بمونه ولی اگر نترسه امکان داره چند ثانیه بیشتر طول نکشه
مطمئن باشید در این حالت خطری متوجه شما نیست و اگر کسی بیدارتون کنه بیدار میشید خودتون هم اگر خواستید از این حالت خارج بشید میتنونید تمرکزتونو روی انگشت کوچک دستتون متمکز کنید و سعی کنید اونو حرکت بدید یا اینکه تصور کنید مثلا دارید چیزیو لمس میکنید
هر چند که این کار ها لازم نیست وبهتره شما اجازه بدبد تا روحتون خارج بشه و یک سفر روح خود انگیخته تجربه کنید
در حالی که روح از بدن خارج میشه صدایی میشنوه شبیه به صدای باد یا همون هووووووووو که گفتید
این در واقع همون چیزی هست که در اکنکار به اون ذکر (هیو ) میگن و اونو جزو بزرگ ترین اسم های خداوند میدونند
تقریبا در همه روش های اکنکار از ذکر هیو استفاده میشه شما هر کتابی که از اکنکار بخونید در زمینه هیو اطلاعاتی پیدا میکنید مثلا کتاب ندای الهی یا فلوت خدایان
عارفان ایرانی به جای اون از ذکر یا هوووووووووو استفاده میکنند که همونه
این صدا در هر عالمی به شکلی شنیده میشه و در عالم فیزیکی به صورت بسیار جزیی شنیده میشه که اکثرا مردم به اون صدای سکوت میگن
در هر عالم صدای مخصوص به خودشو داره و شما با گفتن ذکر هیو میتونید با اون هم فرکانس بشید و روحتون خارج بشه
طریقه گفتن این ذکر به این صورت هست که در جایی ساکت مینشینید و بعد از ریلکسیشن شروع به زمزمه کلمه هیوووووووووووووووو میکنید و تا جایی که نفستون یاری میده اونو میکشید
شما که صدای اونو شنیدید میتونید در هنگام گفتن ذکر اون صدایی که شنیدید دباره به یاد بیارید و روی اون تمرکز کنید
برای تاثیر بیشتر میتونید روی چاکرای 6 یا هفت تمرکز کنید ولی توجه کنید در صورتی که این تمرین ها نتیجه نداشت روزی بیشتر از 20 دقیقه یا نیم ساعت اجازه تمرین ندارید و بقیه تمرین فردا انجام بدید مگر این که نتیجه بده
بهتره تمرین ها در مکان و زمان مشخصی انجام بشه
یک نکته دیگه هم اینه شما میتونید در تمام طول روز روی چاکرا 7 تمرکز کنید و لی اصلا نباید تمرکزی مداوم در طول روز روی چاکرای 6 داشته باشید
به طور کلی به دلیل حساسیت زیاد چاکرای 6 و 1 نباید زیاد روی اون ها تمرکز کرد و شما بعد از اتمام مراقبه نباید روی اون ها تمرکز داشته باشید
اکثرا در پرواز روح خود انگیخته احساس ترسی به وجود نمی اید و شما اصلا نباید میترسیدید
شاید به دلیل این که شما فکر کردید دارید میمیرید
اگر روزی موفق به پرواز روح بشید هر عامل خارجی که شما از خواب بیدار میکنه میتونه باعث برگشت شما به جسم بشه ولی اگر به هر دلیل خواستید که خودتون به جسم برگردید فقط کافی هست که تصور کنید در جسم هستید
در ضمن در باره اینکه اگر کسی بمیره دباره فرصتی پیدا نمیکنه فراموش نکنید (مگر اینکه خدا بخواهد)
میتونید کتاب (در اغوش نور جلد اول) بخونید در این کتاب شخصی که در طی یک عمل جراحی میمیره و به عالم بعد از مرگ میره ولی دباره به جسم برمیگرده و مشاهداتشو به عنوان یک کتاب مینویسه
موفق باشید

maryam1987
04-05-2006, 19:13
سوشیانت عزیز از اینکه وقت گذاشتی و این مطالب رو نوشتید واقعا ممنون
من در مورد اکنکار و ذکر هیووووو قبلا در همین تایپيك مطالبي كه شما نوشته بوديد خوندم و اطلاعاتم هم در همين حد هست نه بيشتر ولي فكر نميكردم خودم اين صدارو تجربه كرده باشم ,و زماني كه شما پيشنهاد كردين وارد اكنكار نشيد منم دورشم خط كشيدم البته گفته بوديد كه تمريناشون خوبه كه من تصميم گرفتم هر شب انجام بدم
راستي شما تا به حال پروازه روح رو تجربه كردين؟
----------------------------------


من اون تايپيك رو كه توش يه برنامه معرفي كرده بود كه آهنگ داشت و اهنگاش باعث ريلكسو... ميشدو نميتونم پيدا كنم شما ميدونيد كجاست؟

-----------------------------------------------

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
دو تا از نقاشیهامو گذاشتم اینجا اگه دید نظر بدید

Soshiant
04-05-2006, 21:04
چرا میخاید در مورد من بدونید؟؟؟
اگر پرواز روح نکرده باشم دیگه دوستم نداری
شوخی کردم
من این کارو تا یک جا هایی بیشتر ادامه ندادم چون احساس کردم قبل از این کار ها تغییرات مهم تری هست که باید توی خودم بدم
اگر بعدا خدا خواست و به من فهموند که این کار لازم هست انجام بدم که میدم و اگر نه وقت زیاد هست قرار هست بعد از مرگ یک ابدیت در قالب روح باشم
ولی هر کس روش خاص خودشو داره و روش من فقط به خودم مربوط هست وبه شما هم توسیه میکنم که که روش خاص خودتونو پیدا کنید و این قدر نخواهید بدونید من چه کردم
هیچ دو نفری در تمام خلقت نیستند که مسر رسیدن اون ها به خدا مثل هم باشه هر کس راه خودشو داره
در این مسیر فقط بقیه میتونند در قسمتی از مسیر به ما کمک کنند
در مورد این که شما گفتید که چون من گفتم دور اکنکار نرید شما هم نمیرید من فکر نمیکنم کار درستی باشه و من فقط نظر خودمو گفتم و شاید نظر من اشتباه باشه من اصلا دوست ندارم شما نظرات منو مو به مو اجرا کنید وظیفه من فقط اشنایی افراد با متافیزیک هست
خیلی خوشحال هستم که حرف های منو دوست دارید ولی نظرات هر کس برای شما فقط باید در حد یک نظر باشه و شما باید در هر مورد خودتون تحقیق کند و به نتیجه برسید و نظر های موافق ها و مخالف هارو بسنجید
این نظر ها باعث میشه که شما زود تر به نتیجه برسید
اگر یادتون باشه گفتم یک روش میتونه برای یک شخص درست و برای یک شخص دیگه نا درست باشه و این به درجه معنوی اشخاص ربط داره
حتی امکان داره با اینکه مسلمان بودن از بودایی بودن بهتره ولی شاید برای یک شخص بودایی بودن بهتر باشه چون بهتر درکش میکنه
اون دنیا نری خدا بگه چرا این راهو انتخواب کردی بگی چون سوشیانت گفت چون من اصلا چنین مسئولیتی قبول نمیکنم
این که شما این قدر به حرف های من توجه میکنید کاری هست که اکثر کسانی که تازه با متافیزیک اشنا میشن با اولین استاد یا راهنما شون می کنند و متاسفانه اگر ادامه بدن احتمالا به جایی نمیرسند
این میتونه نشانه این باشه که شما اگر در اینده هم با کسی اشنا بشید و چیز های عجیبی هم از اون ببینید (در حالی که چیزی از من ندیدید ) این روش برای اون اجرا میکنید و اجازه میدید که براتون تصمیم بگیره
چیزی که خیلی از این افراد میخواهند که شاگرد هاشونو تحت سلطه بگیرن
مراقب باشید و ازاد باشید و راه شخصی خودتونو با هوشیاری انتخواب کنید
و هرگز فراموش نکنید که داشتن نیرو های متافیزیکی به هیچ وجه نشانه درجه معنوی شخص نیست
خدارو به علاقه خودتون برای داشتن نیرو های متافیزیک نفروشید که به بیراهه کشیده میشید
اگر به این راه ادامه بدید خواهید دید انسان های قدرت مندی که به خاطر مادیات چه کار ها که نمیکنند و چه دوغ ها نمیگن و حتی در میان خودشون چقدر همو بد نام میکنند
یا خیلی از اون ها چه انرژی که از شاگردانشون نمیدزدند
در همه روش های و فرقه هایی که دیدم هیچ فرقه ای ندیدم که خودشو از بقیه بالاتر ندونه جز پیامبران که تایید کننده هم بودند ولی حالا پیروانی از اون ها موندن که راه فرقه های دیگرو در پیش گرفتند و فقط به ظاهر دینشون چسبیدند مخصوصا به چیز هایی که میتونستند از اون ها سو استفاده کنند
دین خدا را پاره پاره کردند و فرقه فرقه شدند و هر کس به هر انچه خود داشت دل خوش بود
نقاشی هاتون هم خیلی قشنگ بود .ممنونم
در مورد دانلود هم باید بگم اقا حمید خیلی قشنگ توضیح دادند و همین جا ازشون تشکر میکنم
وقتی روی لینک دانلود کلیک میکنید صفحه ای باز میشه که در اخر اون یک دکمه هست که روی اون نوشته شده free
روی اون کلیک می کنید و به صفحه بعدی میرید در وسط اون صفحه یک ثانیه شمار هست که شما باید صبر کنید تا صفر بشه
وقتی صفر شد یک عکس که روی اون چند حرف یا عدد نوشته شده نمایش داده میشه که شما باید اون هارو داخل کادر رو به روی اون بنویسید وبعد روی دکمه دانلود کلیک کنید
موفق باشید
------------------
خداوندا رحم کن بر انان که مي خورند و مياشامند و خود راسير ميکنند اما در سيري خويش نا شاد و تنهايند و اما باز بر انان رحم کن که روزه ميدارند و مينکوهند و نهي ميکنند و خويش راقديس ميدانند و نام تورا در کوي و برزن وعظ ميکنند چون اينان قانون تورا نميدانند که : اگر بر خويش گواهي بياورم گواهم راستين نيست
رحم کن بر انان که از مرگ مي هراسند و نا اگاهند از اقليم هاي بيشمارکه پيشتر از ان ها گذشته اندو از مرگ هاي بيشماري که مرده اند و ناشاد که ميپندارندروزي پاياني خواهد بود . اما باز بر انان بيشتر رحم کن که مرگ هاي بيشمار خويش را ميشناسند و امروز خود را ناميرا ميدانند زيرا قانون تورا نميدانند که: ان کو باز زاده نشود ملکوت خدارا نخواهد ديد

قسمتی از دعای پطرس در کتاب خاطرات یک مغ

hamidak
04-05-2006, 21:17
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اين جا رو يه سر بزنيد جاي خوبيه

hamidak
04-05-2006, 21:25
سوشيانت ميخواستم بدونم كه ميشه بوسيله ي خودهيپنوتيزم قدرتهاي ماورا رو در خودمون فعال كنيم؟
چون من شنيدم كه اگه كسي بتونه به خلسه عميق برسه براحتي ميتونه برخي از قدرتها رو در خودش فعال كنه

hamidak
04-05-2006, 21:44
راستي يك اينكه اسمتون چيه و دوم آيا منبعي براي تمرينات اك تو اينترنت دارين؟
در ضمن من اين كتاب آنتوني رابينز رو گير نياوردم .
من تخيلم خيلي قويه يعني تو تصويرسازي ذهني خيلي قويم به صورتي كه ميتونم يه سري چيزاي عجيب غريب تو ذهنم در كمترين مدت درست كنم البته از نظر من اين خيلي بده كه من هميشه تو خيالاتم سير ميكنم ولي نميتونم ترك كنم

maryam1987
04-05-2006, 22:31
سلام حميد جان ميبينم الان رو خط هستي . اميد وارم كه هميشه خوب و خوش و سلامت باشي.

maryam1987
05-05-2006, 00:15
سلام آقاي سوشيانت بازم از مطالبي كه نوشتيد ممنون

اول اينكه من چيزايي كه مينويسيد ميخونم اگه به نظرم منطقي اومد قبول ميكنم,از نظرم حرفاتون در مورده اكنكار منطقي بود براي همين قبول كردمو چون من به اين جمله اعتقاد دارم([b]نگاه نكن از كه ميشنوي ببين چه ميشنوي )

دوم اينكه اگه سوال كردم تا حالا پروازه روح رو تجربه كردين فقط يه سوال بود و من نميخواستم تو كاراتون فضولي كنم اين كه شما پروازه روح رو تجربه كرده باشين يا نه واقعا هيچ تاثيري در معنويتتون نداره , و اگه ميخوام در مورده متافيزيك و اسراره ماورا’ بيشتر بدونم براي اينه كه به قدرت خدا به نظم آفرينش و...و دليل خيلي از چيزهايي كه تا به حال نميدونستم و چيزايي كه شايد قبلا بهشون توجه نكردم رو الان ميدونم و برام مهم شدن ,شايد چون دليله منطقيشونو ميدونم,و حس ميكنم براي من خوب بود كه با اين علم آشنا شدم

سوم اينكه هر علم يا امكاناتي كه وجود داره هر كس به نوبه خودش ميتونه از اون به طوره + يا - استفاده كنه ,من هم نگفتم هر كسي كه علم متافيزيكو داشته باشه معنوييتش بالاست بستگي به هدف و خود فرد داره كه چطوري استفاده كنه , ومن ميخوام خودم تمرين كنم خودم تجربه كنم و خودم ياد بگيرم و چون فكر ميكنم بودن استاد هر چند اگه استاده خوبي باشه ميتونه مفيد باشه ولي اگه ادم بخواد ميتونه استاده خودش باشه و به خدا برسه

در مورده نقاشي هم چشماي شما قشنگ ميبينه

اگر نظر شما برام مهمه براي اينه كه تا حالا هيچ حرفه غير منطقي ازتون نديدم

در مورده دانلود بايد بگم اون تايپيكو گم كردم و آدرس اون سايت رو هم ندارم براي همين توضيح آقا حميدرو نديدم , اون سايته چي بود؟

----------------------------------------------------------------------
آقا حميد بابت توضيح تون براي دانلود خيلي ممنون
----------------------------------------------------------------------

maryam1987
05-05-2006, 00:39
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اقا حميد عكسارو دوباره آپلود كردم

locked account
05-05-2006, 01:01
اكنكار --< دانلود كنيد: [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
در قالب pdf به زبون فارسي نوشته ي کرامر، تاد
اميدوارم مفيد باشه

shahrad
05-05-2006, 02:43
پسر جون چه ساده مکاتب الهی را زیر سیوال میبری ایا روز داوری رو فراموش کردی؟تو راجع به اک چی میدونی ؟از اقای اهرپور که
اصلا هم جدی نگرفتیش چطور؟چهار تا کتاب خوندی مثل اخوندا رفتی بالای منبر فتوا میدی این خوبه اون بده
و تو ای دوست خوب که با حرف کس دیگه عقیده ات رو عوض میکنی
حقیقت رو چه ساده فرض کردی
ای عشق همه بهانه از توست ...

hamidak
05-05-2006, 03:22
مريم جان خيلي ممنون راضي به زحمت نبودم قشنگ بودن
در مورد دانلود هم وظيفم بود اينجا همه به همديگه كمك ميكنن بدون منت و عمل متقابل

hamidak
05-05-2006, 03:32
پسر جون چه ساده مکاتب الهی را زیر سیوال میبری ایا روز داوری رو فراموش کردی؟تو راجع به اک چی میدونی ؟از اقای اهرپور که
اصلا هم جدی نگرفتیش چطور؟چهار تا کتاب خوندی مثل اخوندا رفتی بالای منبر فتوا میدی این خوبه اون بده
و تو ای دوست خوب که با حرف کس دیگه عقیده ات رو عوض میکنی
حقیقت رو چه ساده فرض کردی
ای عشق همه بهانه از توست ...
شهراد جان يه مقدار برو بگرد و ببين پيروان اك در ايران وضعيتشون چجوريه فك كردين من وقتي اومدم اينجا حرفهاي دوست خوبم آقا سوشيانتو ديدم اك رو رد كردم خير من خودم تا بحال چند نفرو ديدم كه پيرو همين فرقه بودن ولي وضع زندگي شون خيلي بد بود مثلا يكيشون اصلا به زنش اهميت نميداد هميشه در حال تمرينو خوندن كتابها و... بود خدا نگفته كه ما بياييم و زندگي اين دنيا رو تباه كنيم به خاطر اينكه به اون برسيم نه اينطوري هم نيست خدا رو مثل يه دوست صدا بزن دستتو ميگيره و به سمت خودش ميكشونه من شخصا به اين نتيجه رسيدم.

maryam1987
05-05-2006, 11:11
پسر جون چه ساده مکاتب الهی را زیر سیوال میبری ایا روز داوری رو فراموش کردی؟تو راجع به اک چی میدونی ؟از اقای اهرپور که
اصلا هم جدی نگرفتیش چطور؟چهار تا کتاب خوندی مثل اخوندا رفتی بالای منبر فتوا میدی این خوبه اون بده
و تو ای دوست خوب که با حرف کس دیگه عقیده ات رو عوض میکنی
حقیقت رو چه ساده فرض کردی
ای عشق همه بهانه از توست ...







آقای محترم ما اینجا جم نشدیم تا عقاید خودمونو به دیگران تحمیل کنیم , ما نظرات همدیگرو میشنویم در موردش فکر میکنیم تحقیق میکنیم و اگر به نظرمون منطقی اومد قبول میکنیم, اگر نظراتی که اینجا مطرح میشه مخالف نظرات شماست شما مینونی نظر خودتو داشته باشی, در ضمن مگه شما این تایپیکو به طوره کامل خوندی ؟ از قرار معلوم این کارو نکردی ,اول همه چیزیرو که اینجا مطرح شده بخون بعد خوشحال میشیم نظرتو بدونیم
به نظر من تا حالا چیزی گفته نشده که مکاتب الهی زیر سوال برده باشه
من هم اینجا نشستم تا کسی چیزی میگه تائید کنم حتما در مورده حرفهاش فکر میکنم اگه به نظرم منطقی اومد قبول میکنم

رضا حاجي زاده
05-05-2006, 12:14
عجب مباحث باهالي دايد

Soshiant
05-05-2006, 19:07
shahrad گرامی فکر میکنم جواب تمام سوال های شما در پست شماره 223 دادم
حتی در مورد روز داوری
اون اقای اهر پور وقتی جواب سوال میدونست با جدیت جواب میداد و وقتی نمیدونست هم با عصبانیت میگفت من چمیدونم برید از خودشون بپرسید (منظور اساتید معنوی که کالبد جسمانیشونو ترک کردند بعد هم با اخم میرفت)
میشه بگید اگر قرار بود همه سوال هامونو از اون ها بپرسیم پس اقای اهرپور و جناب اقای نظیر پاتال نماینده ماهانتا اون جا چیکار میکردند و برای چی جلسه تشکیل دادند
اخوند هم من نیستم بلکه اون کسی هست که یکی از استادان بزرگتون میدونید
منظورم مولوی خودمون هست که یک مسلمان سنی و بسیار متعصب بود وبیشترین نامی هم که در اشعارش به کار برده نام مصطفی هست که یکی از لقب های پیامبر هست
اون دوست عزیز هم که میگی با حرف من عقیدشونو عوض کردند کاملا اشتباه میکنید چون ایشون اطلاعات خودشونو در مورد اکنکار از همین جا بدست اوردن و قبل از اون عقیده ای نبوده که من بخواهم عوض کنم در ضمن در همون پست شماره 223 هم دیدید که گفتم نظر منو فقط به عنوان یک نظریه قبول کنند وبروند و تحقیق کنند ودر ضمن تمرینات هم انجام میدهند
اگر به نظر شما این تمرینات فقط مخصوص اکنکار هست و هر کس که انجامش بده استادان اکنکار میان و کمکش میکنند و خود اک هست که همه چیزو پیش میاره پس مطمئن باشید که اگر اکنکار درست هست این خانوم اکیست میشن و حرف های من اصلا راهو براشون نبسته
شما هم به جای این جبهه گیری ها بهتر بود فعلا جواب همون چند سوال من در مورد اکنکار بدید اگر جواب درستی داشتید و همین طور اگر استدلالی برای حقانیت اکنکار داشتید ما سراپا گوشیم شاید ما هم اکیست شدیم
در ضمن من نباید از روز داوری بترسم چون کسی را مجبور به انتخواب عقیدم نکردم و به نظرم هر کس که ادعا کنه که تنها راه رستگاری راه اون هست در اشتباهه چه اکنکار باشه چه هر دین یا طریقت دیگه
اون کسی باید از روز داوری بترسه که سعی داره همه را سر سپرده خودش بکنه در حالی که میدونه به اندازه انسان های روی زمین راه برای رسیدن به خدا هست
بعد هم اگر از عارف دیگری که با روشی غیر از روش اون به خدارسیده خوشش بیاد به زور اونو جزو استادان خودش میکنه
اون کسی باید از روز داوری بترسه که نام الله که یکی از نام های خدای یگانه هست را به شیطان نسبت میدهد
حد اقل مسلمان ها میگن که نام خدا به هر زبان و خطی که باشه مقدس هست و نباید بدون وضو روی اون دست گذاشت
روزی همه ما روح هایی متعالی خواهیم شد و شاید حتی به یاد نیاریم که چه طور بر سر تعصب بر طریقت خود با هم مجادله میکردیم
ما بر خلاف شما نام سوگماد مقدس و پاک میدونیم
در پناه خدا - الله -سوگماد -یزدان - گاد - یعنی همان خدای یگانه که بهترین نام ها از ان اوست

hamidak
05-05-2006, 19:15
سوشيانت ميخواستم بدونم كه ميشه بوسيله ي خودهيپنوتيزم قدرتهاي ماورا رو در خودمون فعال كنيم؟
چون من شنيدم كه اگه كسي بتونه به خلسه عميق برسه براحتي ميتونه برخي از قدرتها رو در خودش فعال كنه
ميتونين جواب سوالمو بدين؟

Soshiant
05-05-2006, 19:38
حمید جان شما فکر کنم 24 ساعت توی اینترنت باشید
با هیپنوتیزم خیلی عمیق با صرف وقت زیاد بعضی کار ها میشه کرد مثل تلپاتی و روشن بینی
ولی دلیلی نداره وقتی مدیتیشن هایی با قدرت بیشتر هستند و به صورت تخصصی به شما کمک میکنند تا خیلی از نیرو ها فعال کنید نیازی به این همه زحمت برای خود هیپنوتیزم باشه
امید وارم از من نخواهید این روش ها تایپ کنم چون توی هر کتابی که بخرید کلی روش نوشته
اگر تهران هستید که دیگه هیچ مشکلی ندارید
کتاب انتونی رابینز هم تعجب میکنم پیدا نکردید چون کتاباش مثل مور و ملخ همه جا هست

alloosalam
05-05-2006, 20:27
سلام.من از اعضاي جديدم.و دليل عضو شدنم هم مطالب قشنگ و گيراي شما بود.البته همه مطالب شما رو از اول
از قسمت جادوگري ذنبال كردم.خيلي بحث جالب و در عين حال آموزندهاي انجام ميدي.يه چيزي گفتي ناراحت شدم .اينكه ميخواي يه مدت ديگه تموم كني نوشتن اين نوع مطالب رو .من به شخصه درسم خيلي زياده وقت اين همه كتاب خوندن و ندارم .ميدونم بايد برا هر كاري زحمت كشيد . اما خواهشن بيشتر كمك كن تا راه بيفتيم.

hamidak
05-05-2006, 21:29
سوشيانت جان من اي دي اس ال (adsl) دارم به خاطر همين زياد سر ميزنم
من بوشهرم ميگردم ببينم چي ميشه

alloosalam
05-05-2006, 21:56
بازم سلام. خوب من کامل مطالبت رو خوندم. چند تا نکته به نظرم میرسه که برای بهتر شدن تایپک میگم.یکی اینکه شما قرار بود یه سری آموزش بدین.تا جایی که من از اول دنبال کردم.شما چاکراها رو تعریف کرین و یه سری مطالب پراکنده دیگه.که یه جورایی آدم سر در گم میشه.فکر کنم قرار بود پرواز روح رو آموزش بدین. اگه میشه حالا دیکه مراحل کار.و ساعتی رو که در روز باید صرفش کنیم و بگین. و به طور کل من مردم شروع کن که خیلی مشتاقم.خوب مثله اینکه جو گیر شدم. راستی اگه میشه کل کل نکن با بعضی از کسایی که هی میخوان منحرف کنن تایپیک که هم خودت اذیت میشی هم برو بچ خسته میشن. دیگه دیگه خیلی ازت خوشم اومده . با اون که 5 روز بیشتر نیست که مطالبت رو دنبال میکنم اما یه جورایی خیلی میخوامت. راستی من از بچگی به این کارا علاقه داشتم.
و دوست دارم از قدرتی که به دست میارم به نحو احسن استفاده کنم. جرا که این ها همه نعمتهای خداست و باید ازشون استفاده کنیم.چرا که اگه فایدهای برامون نداشت خدا هم این نیرو ها و تسلط بر اون ها رو برامون مقدور نمیکرد. راستی زکات علم یاد دادن به دیگران هستش.پس همین طور که تا حالا این کارو کردی بازم ادامه بده. اما جون من یه کوچولو متمرکز تر و دسته بندی تر شده که یه هدف رو دنبال کنه ادامه بده. راستی یه سوال با پرواز روح میشه چه کارایی انجام داد. منظورم اینه که مثله تله پاتیه . البته من زیاد حالیم نیست اما هر چی بگی رو هوا میگیرم . البته مطمن باش فکر هم روش میکنم.یه چیزی چرا نمی گی خودت چه جوری علاقه پیدا کردی به این چیزا و چه مراحلی و گذروندی. یا مثلا چه راهایی رو رفتی و..... که خیلی مشتاقم بدونم .اگه هم دوست نداشتی بگی ایراد نداره.اما روش پرواز روح رو تو چند تا تایپیک به صورت جمع بندی شده بگو . ممنون از لطفت. یا حق...................

hamidak
05-05-2006, 22:03
دوست عزيز من زياد اطلاع ندارم ولي تا جايي كه ميدونم با پرواز روح جاهايي ميشه رفت كه در حالت بيداري نميشه رفت اگه تجربه ي مريم رو هم خونده باشي اونم يه نوع پروازه روحه . در پرواز روح ميتوني با ارواح ديگه تماس پيدا كني و اطلاعاتي رو از اونا بگيري مثلا چه اطلاعاتي:
شما دنبال يكي از دوستان قديميتون هستين ميتونين از اين راه اطلاعاتي در مورد اون بدست بيارين .
البته فكر ميكنم كه رسيدن به اون درجه نياز به تلاش و پشتكار داره

alloosalam
05-05-2006, 22:08
آقا من یه چیزی بگم . میدونم شدید سوتی دادم :blush: :blush:

alloosalam
05-05-2006, 22:09
ممنون از جواب سریعت که دادی

hamidak
05-05-2006, 22:20
خواهش ميكنم وظيفم بود
اگه سوالي داشتين و اگه بلد بودم در خدمتم ;)

hamidak
05-05-2006, 22:41
whatiswizard.persianblog.com
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
يه سر به اينجاها بزن فكر كنم كارت تا يه جايي راه بيفته

hamidak
05-05-2006, 22:53
اينا هم هست :
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

maryam1987
05-05-2006, 23:14
تجربه نزديک به مرگ

استراليا
کاترين ويورلی از شهر کانبرا در استراليا تجربه ای را که طی عمل جراحی آزموده برايمان ارسال کرده است . اين تجربه به اواخر سال های 1960 برمی گردد که طی آن روح کاترين به بهشت رفته بود . اين سفر به بٌعد بالاتری بود که کاترين به اين ترتيب از آن ياد می کند:
«وقتی در بيمارستان بستری شدم می دانستم که بيماريم وخيم تر از آن است که پزشکان می گفتند. دو انترن مشغول آماده کردن من برای جراحی بودند و همانطور که برای بعد از عمل برنامه می چيدند با هم صحبت می کردند، فکر می کردم که چقدر جوانی خوب است و چقدر انسان راحت می تواند به آينده فکر کند و نقشه بکشد. در آن زمان چهل و نه ساله بودم و بسيار بيمار. احساس می کردم به پايان زندگی ام نزديک می شوم.»
کاترين به ياد می آورد که از او خواستند تا شمارش معکوس کند که ناگهان دچار سرگيجه شد. « صدايی مثل ترک خوردن می شنيدم، صدايی مثل مچاله کردن کاغذی ضخيم. سپس به نظرم آمد که همانند بادکنکی در انتهای يک نخ در هوا شناورم. واقعاً اين بهترين تشبيهی است که می تواند آن احساس را تفهيم کند. دقيقاً مثل يک بادکنک درخشان بودم که توسط طنابی نقره ای به بدنم متصل بودم. بدنم را در پائين می ديدم و آن دو انترن جوان هنوز درباره برنامه های شبشان با هم صحبت می کردند. سپس جراح را ديدم، دکتر گلاسر از انتهای راهرو می آمد و آخرين پک را به سيگارش زد و آن را در زير سيگاری ای که پر از شن های سفيد بود خاموش کرد. او در کنار من ايستاد و نگاهی به من انداخت. سپس دوباره مرا با دقت نگاه کرد و به نظر خيلی عصبانی می آمد. سر آن دو انترن فريادی کشيد و طوری به آنها ناسزا گفت که گويی آن دو، پسرهای کوچک و شيطانی بودند. با صدای داد و فرياد او پرستاران دوان دوان وارد شدند و بدن مرا روی چرخ به سمت اتاق عمل بردند.
آه نه! پيش خود فکر کردم بايد اتفاقی افتاده باشد و به همين دليل است که من اين بالا شناورم. بايد در حال مرک باشم.»
کاترين می گويد که در آن لحظه بياد شوهر و دو دخترش «وندی» و «تری» افتاد. «احساس غم داشتم، نه برای خودم بلکه برای آنها.»
کاترين از فاصله ای دور صدای دکترش را می شنيد که سر بقيه کارکنان داد می زد اما ميل نداشت به اتاق عمل برود و بفهمد آنجا چه خبر است. «هيچ گونه ناراحتی يا دردی نداشتم. به نحوی حس می کردم که با تمام آن درد و رنج ديگر کاری ندارم. نمی توان گفت که آنچه سرم می آمد برايم بی تفاوت بود ولی نسبت به آنچه بر سر بدن فيزيکی ام می آمد بی تفاوت بودم.»
سپس کاترين صدای نواختن ناقوس هايی را شنيد. شبيه آنچه معمولاً موقع تشييع جنازه به گوش می خورد. آن موقع فکر کرد که بله، او واقعا مرده است. ناگهان صدايی عميق شنيد:« نه هنوز».
«احساس کردم که بالاتر و بالاتر کشيده می شوم و همانند تيری در آسمان رها شدم». اينک کاترين می دانست که ديگر درخشان نيست بلکه به نظرش رسيد که دوباره
همان بدن فيزيکی هميشگی اش را داراست. در مقابل او چندين هيکل نورانی ديگر در لباس هايی درخشان ايستاده بودند.
«به نظرم می آمد که موجوداتی با نور درونی می درخشند. از ديد من آنها همانطور بودند که هميشه فرشتگان را تصور می کردم فقط فاقد بال بودند». کاترين برای لحظه ای به سکوتی عميق فرو می رفت و گفت:« پس من مرده ام؟ مگر نه؟» يکی از آن موجودات آسمانی با صدايی مهربان و موسيقی وار جواب داد: « عزيزم تو می توانی مدتی نزد ما باشی ولی بعد بايد برگردی».
کاترين به خاطر می آورد که در آن تجربه آسمانی دشت هايی سبز و در خشان و جويبارها و نهرهايی را ديده بود. « به ياد دارم که تعجب کرده بودم که بهشت چقدر زيباست و درست در همان لحظه به طور منطقی فکری به سرم خطور کرد که اگر در بهشت هستم پس بايد پدر و مادرم را ملاقات کنم. در يک چشم به هم زدن پدر و مادرم در کنارم بودند و هر سه ما از شوق پيوند دوباره گريستيم. هيچ کدام از آنها به پيری زمانی که فوت کرده بودند، نبودند. آنها دقيقاً همان ظاهری را داشتند که از زمان کودکی يا دوران بلوغم به خاطر داشتم».
برای کاترين مثل آن بود که ساعت ها حتی روزها با آنها در آنجا بوده است. سپس فرشته نزد او آمد و اطلاع داد که وقت آن رسيده است که او مراجعت کند. «به محض اين که آن فرشته اين را گفت، دوباره کنار سقف اتاقم در بيمارستان شناور بودم. پدر روحانی گالوين آخرين دعاها را بالای سرم می خواند و از اين صحنه بسيار شوکه شدم. شوهرم و دخترهايم می گريستند و خواهرم دانا نيز آنجا بود. پرستاری سمت چپ تختم ايستاده بود و نبضم را می گرفت.» دوباره کاترين همان صدای عميق را شنيد که به او گفت: « هنوز زمان تو فرا نرسيده است».
« دوباره همان صدای ترک خوردن عجيب را شنيدم و اطرافم مثل خون قرمز شد و دوباره متوجه شدم که به بدنم بازگشته ام». کاترين از درد بيماری و جراحی ناله می کرد و وقتی چشمانش را باز کرد همه به او لبخند زدند. کشيش گالوين گفت: « درود به حضرت مريم و تمام مقدسات، کيتی نزد ما برگشت» و از پرستار خواست که دکتر گلاسر را برای معاينه خبر کند.
کاترين به محض اينکه قدرت تکلم پيدا کرد، ماجرای سفرش را به آسمان و ملاقات با پدر و مادرش را برای همه تعريف کرد. کاترين دريافت چرا هيچ کس از ذاستان او تعجب نکرده بود: « بعد از جراحی، دکتر گلاسر فقط چند ساعت اميد به زندگيم داشت. شوهرش کشيش گالوين را خبر کرده بود که دعاهای احتضار را برايم بخواند زيرا امکان زنده ماندنم اصلاً وجود نداشت».
« مطمئنم که اين تجربه و اين سفر آسمانی واقعيت داشته است و مطمئنم خانواده ام مرا باور دارند».
منبع: فرشتگان آسمانی ؛ استگر، براد؛ استگر، شری هانسن؛ برگردان: آذريان، آذر. نشر ميترا، تهران 1377.

maryam1987
05-05-2006, 23:20
اقا حميد شما آدرس اون سايته كه دانلودشو به من ياد دادي داري؟

hamidak
06-05-2006, 05:40
چرا كه نه
اينم آدرس خدمت شما :
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

hamidak
06-05-2006, 07:16
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
كتاب راز موفيت آنتوني رابينز

hamidak
06-05-2006, 09:07
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مطلبي در مورد عشق از خودم
اگه اشكال نگارشي داشت به بزرگي خودتون ببخشيد

maryam1987
06-05-2006, 10:10
واقعا ممنون آقا حميد

كتاب راز موفيت آنتوني رابينز هم خيلي خوبه

Soshiant
06-05-2006, 10:36
الو .......... الو........ صدا نمیاد
اهان بهتر شد
سلام
با خوش امد گویی به دوست جدید alloosalam
قبل از هر چیز باید بگم گاهی پست ها و سوال ها زیاد میشن و من امکان داره گاهی یادم بره جواب سوالتونو بدم
اگر مشکلی نیست دباره بپرسید
در مورد مطالب جدید هم خدارو شکر اقا حمید به دادم رسید حالا این قدر مطلب دارید بخونید که حالا حالا ها فکر نکنم تموم بشه بعدش هم اگر تموم شد حمید جون میگرده باز پیدا میکنه
البته من هنوز ندیدم این سایت ها چی نوشتند ولی از تیتر هایی که داشتند به نظر میرسه جالب باشند
اقا حمید ممنون
تازه خوندن مطالب فقط از یک نویسنده خوب نیست بهتر مطالب از چندین نویسنده بخونید
از مریم خانوم هم به خاطر داستان ممنون
لینک دانلود هم که خواسته بودید یادم رفت دباره بدم که حمید جان دباره گذاشت ولی اگر به چند تا پست قبل تر بر میگشتید میتونستید پیدا کنید
موفق باشید

پرنس
06-05-2006, 10:37
دوستان سلام
ممکنه یکم در مورد آگاهی در خواب توضیح بدید؟

hamidak
06-05-2006, 10:49
مريم خانم خواهش ميكنم
راستي لينك اون چيزي كه ميخواستين در صفحه ي 25 گذاشتم

hamidak
06-05-2006, 10:51
دوستان سلام
ممکنه یکم در مورد آگاهی در خواب توضیح بدید؟
به يك يا دو صفحه قبل برگرديد به لينكهايي كه من گذاشتم توجه كنيد پر است از مطالب در هر زمينه مخصوصا آگاهي در خواب و پرواز روح

maryam1987
06-05-2006, 10:53
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

سايته خيلي خوبيه حتما يه سر بزنيد

maryam1987
06-05-2006, 10:56
سلام ميبينم همه هستن
آقاي سوشيانت و آقا حميد
موفق باشيد

maryam1987
06-05-2006, 11:09
دوستان سلام
ممکنه یکم در مورد آگاهی در خواب توضیح بدید؟

آگاهی در خواب و برون فکنی کالبداختري
سلام. کسانی که در خواب آگاه ميشن ممکنه درباره احتمال زياد رخ دادن برون فکنی کالبد اختری پيش اين افراد شنيده يا خونده باشن. ولی ممکنه تابحال چنين پيشامدی رو تجربه نکرده باشن. در ابتدا درباره اينکه به چه چيزی ميگن برون فکنی کالبداختری توضيحی بدم. اين حالت رو وقتی ميگن که شخص حس کنه از جسد فيزيکی جدا شده و ميتونه جسدش رو ببينه. اين حالت رو دانشمندای شکاک به هيچ عنوان قبول ندارن و از اون به عنوان نوعی حالت ويژه مغزی که قسمتی از مغز اون رو ايجاد ميکنه نام ميبرن. و ادعا ميکنن که افرادی که از بيماری روحی رنج ميبرن دچار اين حالتها ميشن ولی هيچ تفسيری برای رخدادن اين حالت بين ساير افراد ندارن. احساس جدايی در اين حالت کاملا قابل حس و فرد ميتونه در دنيايی که در واقع موازی با دنيای فيزيکی قرار داره حرکت کنه. شخص خودش رو ميبينه که خوابه و ممکنه توی خونه قدم بزنه و يا به جاهای مختلفی بره. اين حالت البته نشانه های معينی داره که شما ميتونيد بفهميد آيا تا بحال چنين حالتی برای شما هم رخ داده يا نه. قسمتی از نشانه ها:

.> شخص حس ميکنه درون بدنش به حالت آزاد قرار داره و ميتونه از اون خارج بشه

.> شخص موجی از انرژی رو در تمام يا قسمتهايی از بدنش حس ميکنه که به سرعت گسترش پيدا ميکنه و همراه با صدای وز وز بسيار بلند که البته ارتعاش صدا و موج انرژی ممکنه کم يا زياد باشه. اين پيش درآمديه که يا به خروج از بدن می انجامه يا به بازگشت شخص به بدنش.

.> شخص در حالی که بيرونه خودش رو در حال خواب ميبينه.

برای بعضی از افراد ممکنه اين نشانه اختلاف داشته باشه مثلا شخص صدای فردی رو در حال حرف زدن با اون بشنوه.

اين نشانه ها در حالت آگاهی از خواب وجود ندارن.

اختلافی که بين اين دو وجود داره نوع واقعيت مورد تجربه است. در خواب توهمات به مقدار بسيار زيادی وجود دارن. حتی ممکنه کل تجربه بيداريی که در خواب داشتيد غير واقعی باشه و شخصيتهای مورد مشاهده در واقع خود اون افراد نباشن. ولی در حالت برون فکنی کالبداختری در اکثر حالات فرد خودش رو در حال مشاهده وقايع و جاهايی پيدا ميکنه که واقعا وجود دارن و اتفاقات و حرفهايی که زده شده واقعيت دارن. مثلا ممکنه شخص به آشپزخانه بره و مادرش رو در حال تهيه غذا ببينه و از اون بپرسه که در حال درست کردن چه غذايی هست و پس از بازگشت به بدن هم اطلاعات کسب شده دقيقا درست باشن. ولی اين حالت در مورد آگاهی در خواب بسيار کم و حتی در اکثر مواقع وجود نداره و شخص در دنيايی از عجيبترين موجودات و مکانها قدم ميذاره که از لحاظ کيفيت و واقعی بودن در حد خوش در درجه بسيار بالايی قرار داره ولی وقتی با برون فکنی کالبد اختری مقايسه ميشه تجربه ای خيالی و نادر حساب ميشه چون تجربيات برون فکنی کالبداختری انسان رو با بعدهايی آشنا ميکنه که مستقيما با محيط فيزيکی شخص ارتباط داره.

آگاهی در خواب و برون فکنی کالبداختری (قسمت دوم)
همانطور که در نوشته قبل گفتم ميزان واقعيت آگاهی در خواب در مقايسه با تجربه برون فکنی کالبداختری بسيار ناچيز است. ولی اين دليل بر هم سنخ نبودن اين دو تجربه نيست. حالت خاصی که دانشمندان رو به خودش جلب کرده حالت بی حسی کامل بدن درخواب ميباشد۱. اين حالت در خيلی از موارد به اينصورت پيش مياد که شخص خودش رو عاجز از تکان دادن بدنش ميبينه و اکثرا از اين حالت به وحشت ميفتن ولی بعد از مدتی اين حالت از بين ميره و شخص ميتونه بدنش رو تکان بده. اتفاقی که در اين حالت افتاده اينه که بدن هنوز خوابه ولی انسان آگاهيش رو بدست آورده به همين دليل تا بيداری کامل بدن شخص امکان هيچگونه تحرک رو نداره. اين حالت کاملا طبيعيه و درصد زيادی از مردم حداقل يکبار در زندگيشون اين حالت رو تجربه کردن. من خيلی از اين حالات رو تجربه کردم. انسان ممکنه حس کنه چيزی روی سينه اش نشسته و اين احساس اونو به وحشت ميندازه. وقتی حالت بی حسی کامل به من دست داد من فکر ميکردم چيزی روی من نشسته که اين فکر به ذهنم رسيد که نکنه جن باشه. ترس من وقتی پايان پذيرفت که به حقيقت اين اتفاق آگاه شدم. من اين حالت رو به اين دليل برای شما بيان کردم چون به بحث ما کاملا مرتبطه. در کسانی که در خواب آگاه ميشوند اين حالت وجود ندارد. ولی وقتی برون فکنی کالبداختری رخ ميدهد اين حالت دقيقا وجود داره. در حقيقت انسان وقتی ميتونه برون فکنی کنه که ديگه از حواس پنجگانه اش استفاده نکنه و ديگر هيچ احساسی رو از بدنش دريافت نکنه. اگه بخوام ساده تر بگم وقتی ما بتونيم بدنمون رو به خواب ببريم و هنوز آگاه باشيم احتمال برون فکنی کالبداختری بسيار بالاست. اينکه ميگم احتمال چون عوامل ديگری هم در موفقيت برون فکنی کالبداختری تاثيرگذار هستند که انشاءالله در فرصت مناست بيان خواهم کرد. ولی سوالی که ممکنه برای شما در اين لحظه پيش بياد اينه که چطور ميشه از آگاهی در خواب برای برون فکنی کالبد اختری استفاده کرد؟ بذاريد اينطوری براتون بگم. محيط و شرايط موجود در آگاهی در خواب تقريبا با محيط و شرايط موجود در تجربه برون فکنی کالبداختری يکی ميباشد. آگاهی در خواب در واقع شامل همه تخيلات غنی ذهن ميتونه باشه که ما به اونها واقعيت بخشيديم و همچنين شامل خيلی از تمايلاتی است که مانع از ديدن حقيقت ميشود. من اولين تجربه برون فکنی کالبداختری که داشتم از درون يک خواب روشن (اين ترجمه من از Lucid Dream۲ ميباشد كه همان خوابی است كه انسان در آن آگاه ميشود) اتفاق افتاد. نصف شب بود و من همان روز امتحان فيزيک داشتم. ساعت ۲.۳۰ شب بود که به رختخواب رفتم. از همان ابتدا که به خواب رفتم خواب ديدنم شروع شد و جالب اينکه خوابی که ميديدم چندين بار تکرار ميشد. دقيقا همان خواب بارها تکرار شد. در اون مدت که نزديک به چند ماه ميشد من هر روز کاملا برای آگاهی در خواب تمرين ميکردم و نتايج بسيار خوبی گرفته بودم به طوری که هر هفته چندين بار در خواب آگاه ميشدم. ولی اين بار بسيار فرق داشت. من شاهد خوابی بودم که چندين بار تکرار ميشد. خواب من به اين صورت بود، من درون مکانی که ديوارهای کاملا سفيد داشت قرار داشتم. شخصی روبروی من ايستاده و با من حرف ميزند. من هم سعی در فهميدن حرفهايش دارم برای همين هم به صدايش گوش فرا ميدهم و هم به حرکت لبهايش نگاه ميکنم و روی آنها دقت زيادی ميکنم مگر بتوانم هماهنگی بين حرکت آنها و صدايی که ميشنيدم رو تشخيص بدهم. بعد از مدتی که اين کار را ميکردم احساس سرگيجه و عدم تعادل ميکردم و به روی زمين می افتادم. بلافاصله بعد از آن خواب تکرار ميشد. بعد از مدتی من دقيقا خواب را که داشت تکرار ميشد به خاطر داشتم و از آنجا که برای آگاهی در خواب به خوبی تمرين کرده بودم در يکی از فاصله های کوتاهی که شايد يک ثانيه نميشد درباره اين خواب فکر کردم و به خودم گفتم «اين خواب داره تکرار ميشه، پس دفعه بعد که خواب دوباره تکرار شد من ميدونم که خواب هستم». خواب دوباره تکرار شد! ايندفعه من ميدونستم چی ميشه. کمی به صحبتهای اون مرد دقت کردم و به لبهاش دقت کردم تا مگر بتونم همانگی رو بين صدا و حرکت لبهاش تشخيص بدم و بفهمم چی داره ميگه! بلافاصله من به اون مرد گفتم حرفهاتون با حرکت لبهاتون هماهنگی نداره و بعد از اون من به سردرد، سرگيجه و عدم تعادل دچار شدم و به سمت ديوار در حرکت بودم که به اون بخورم و زمين بيفتم ولی اينبار فرق داشت چون من به خواب آگاهی نسبی داشتم پس فکری رو که کرده بودم به يادم اومد و اينبار به جای اينکه به ديوار بخورم از اون رد شدم! در يک آن کل محيطی که در اون بودم محو شد و من حالت خلئ شديدی را احساس کردم و مثل اينکه به يک باره از زير فشار خارج بشم خودم رو در يک حالت آزادی و سبکی بی اندازه ای ببينم. بدرون اتاقم پرتاب شدم به هيچ عنوان احساس وحشت نداشتم ولی بجاش احساس تنهايی شديدی داشتم. هيچوقت تا بحال مثل اون رو احساس نکرده بودم با تمام وجودم حس کردم تنهام. صورتم در فاصله ۱۰-۲۰ سانتيمتری از زمين اتاق قرار داشت. احساس موج بسيار شديد و صدای ارتعاش و وزوز شديدی رو ميشنيدم. زمانی که سرم رو به اطراف حرکت ميدادم بيشتر ميشد. من به وضوح ميتونستم قالی کف زمين رو ببينم. کمی در جزئيات قالی دقت کردم و به يکباره کنترل خودم رو از دست دادم و همانطور که در هوا معلق بودم شروع به چرخش کردم. فکر ميکنم برای لحظه ای خودم رو که خوابيده بودم ديدم. بعد از اون من خودم رو درون کره ای از عکسها ديدم. من ميچرخيدم و به عکسها نگاه ميکردم. اختلافی که اين عکسها برای من داشتند اين بود که من حس ميکردم اين عکسها عکسهايی از جاهايی واقعی هستند و کاملا زنده هستند. سعی کردم به جايی بروم ولی موفقيتی نداشت بعد از مدتی چرخش من به بدنم برگشتم.

۱. Sleep Paralysis برای اطلاعات بيشتری در اين زمينه به پايگاه زير مراجعه کنيد: [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

۲.برای بدست آوردن اطلاعات بيشتری در اين زمينه به زبان انگليسی به پايگاه [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] مراجعه کنيد. موسس اين پايگاه استفان لابرگ ميباشد که يکی از محققين پيشتاز در اين زمينه است و تاکنون تحقيقات علمی زيادی در اين باره انجام داده است که ميتوانيد به قسمتی از آنها در پايگاهش دست يابيد.



آگاهی در خواب و برون فکنی کالبداختری(قسمت سوم و پايانی)
سلام. مدتی در فکر بودم مطلب جديد رو به بهترين طريق در اختيار شما بگذارم. در ابتدا يه سوال از شما ميکنم. همه دوست داريم در زندگيمون موفق باشيم. در آمد خوبی داشته باشيم. شما دوست داريد ۱۰ ميليون تومان در ماه درآمد داشته باشيد؟ کار خيلی سختيه ولی ممکنه. ولی خوب، شما ۱۰ ميليون تومان رو برای خودش ميخواهيد؟ هدف اصلی شما به دست آوردن ۱۰ ميليون تومان پول در ماه؟ يا اينکه هدف شما موفقيت در زندگيه؟ بهش فکر کنيد. وقتی ۱۰ ميليون تومان پول در ماه هدف شما باشه شما اين پول رو قطعا برای رسيدن به اهداف والاتری در زندگی ميخواهيد و دوست داريد زندگی کاملی داشته باشيد. همه چيز را امتحان کنيد. و پايه پيشرفت جديدی برای خودتان بناکنيد. قدرتهای خود را شناختن هم مثل ۱۰ ميليون تومان. هدف اصلی شما فقط شناخت قدرتهای درونی نيست بلکه استفاده از اونها در راه کمال روح شماست. وقتی برون فکنی ميکنيد افقهای تازه ای بر روی شما باز شده. هدف آيا برونفکنی؟ قطعا نه با اينکه خود برونفکنی اعتماد به نفس ويژه و ايمانی جديد رو در شما به وجود مياره. زندگی شما معنای جديدی پيدا ميکنه. ولی هدف اصلی برون فکنی يا هر چيز ديگری نيست. شناختی که اکنون بدست می آوريد معرفت بيشتری رو به دنبال داره. انتخابی که انجام ميديد شاخه های درختی هستند که طرفی از اون شما را به بالای درخت ميرسونه و شما از اوج درخت ميتونيد مسير رو ببينيد و طرف ديگر شما را بر فراز دره ای هراس انگيز بر روی شاخه ای شکننده قرار ميدهد که نهايت آن سقوط شماست. در بالا رفتن از درخت احتمال خطر وجود داره ولی حتمی نيست. شما کدام را انتخاب کرديد؟

حرف درباره برون فکنی کالبداختری و آگاهی در خواب زياد است و برعکس نويسندگانی که از اون به عنوان خروج احساس از بدن ياد ميبرن يک پديده کاملا واقعی است که کالبد اختری انسان از بدن خارج ميشود. آگاهی در خواب و برون فکنی کالبداختری درجاتی دارند. آگاهی در خواب ممکن است فقط شامل توهم باشد که در اين صورت انسان ميتواند از آن برای رفتن به درجه ای بالاتر از آگاهی و ملاقات با موجودات غير آلی (کارلوس کاستاندا از موجوداتی که در دنيای اختری وجود داشتند و غير انسان و حيوانات بودند به عنوان موجودات غيرآلی نام ميبرد) استفاده کند. حقيقت اينست که آگاهی در خواب خود نوعی برون فکنی کالبداختری ميباشد. ولی معمولا به دليل کامل نبودن اين برون فکنی از آن به عنوان تجربه ای که در آن خواسته های ذهن ناخودآگاه و نفس برای تشکيل محيط بخصوصی تاثير بسزائی دارد. حقيقت ديگری هم وجود دارد، شما ميتوانيد از آگاهی در خواب به مرحله برون فکنی کامل برسيد. در واقع راحتترين روش برای دستيابی به برون فکنی کالبداختری تجربه آگاهی در خواب و ارتقاء دادن اين آگاهی برای وارد شدن به بعد دنيای اختری. برون فکنی کالبداختری خود دارای درجات ديگری است و فقط به برون فکنی در دنيای اختری موازی دنيای فيزيکی ختم نميشود. در صورت پيشرفت سطح انرژی و البته موارد بسيار مهم ديگر(در اينجا از ذکر آنها خودداری ميکنم) ميتوان به سطح بالاتری از دنيای اختری وارد شد. مکانی که هيچ چشمی نديده و هيچ گوشی نشنيده. مکانی که نمی توان بيان کرد. فقط عظمت آن را و آرامشش را ميتوان احساس کرد. آگاهی در خواب راه بسيار مناسبی برای پيشرفت از لحاظ روحی نيز ميباشد. قدرت انتقال فکر و فعاليت چاکراها بيشتر شده و شما احساسهايی را خواهيد شناخت که ممکن است پس از بيداری از بيان آنها عاجز بمانيد. وقتی شروع به فعاليت در اين زمينه کرديد با موجودات منفيی برخورد خواهيد کرد که سعی ميکنند مانع از پيشرفت شما بشوند. قبل از تمرين از خدا بخواهيد به شما در اين راه کمک کند. صادقانه نيت کنيد. خيلی ها به کلمه نيت حساسيت دارند. من شما حق ميدهم. صادقانه قدم در اين راه بگذاريد. ناشناخته هميشه مقدس بوده و هست. از خود ناشناخته ای بسازيد که امروز برای شما آشناست ولی ديروز غريبه ای بيش نبود که صورتش را در پس حجاب نرسيدن مخفی نگاهداشته بود.