PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : ترجمه اشعار متال



Metalzadeh
07-04-2007, 03:12
درود
در این تاپیک ترجمه اشعار این سبک گذاشته میشه
ترجمه هایی که منبع ذکر نمیشه کار خودم هست
دوستان هم کمک کنن تا این تاپیک راه بیوفته
از دادن درخواست هم در این تاپیک خودداری کنید
موفق باشید

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ][1].gif

Metalzadeh
07-04-2007, 03:15
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


We attacked with thousand swords
Our banners were streaming under clouds
At the gates of christian capital
the wide river of blood was flowing
we attacked with hate in our eyes

Their request for mercy was nothing for us,
they had no respect for our ancestors
today is not a day for mercy.
We attacked and golden palaces collapsed.
Christ's elected ones paradise was burning
their golden bells were tolling the last hour
the last hour of christian rulers in pagan europe
We are just blessed soldiers
from the depths of unbaptized forests
barbarian in the wolfish skins
And we had pleasure to burn the vatican!
Gods returned and now they are with us
Spirit of war possessed our souls
Our swords want to fight with our moves
Its a great feeling to spill the blood in the basilica
Hers of ravens fly between the clouds
They'll come to the earth, when we go away
They'll eat food we prepared
They'll drink blood we have spilled
Epilogue : the vengeance will be cruel
blessed by gods and spirits
In self defence of fatherland
Vengeance done by our hands
bringing cruel death for enemies.

با هزاران شمشیر یورش بردیم
پرچم هایمان زیر ابرها برافراشته شده بود
پیش بسوی دروازه های پایتخت مسیحیان
رودخانه ای عریض از خون در جریان بود
با تنفری که در چشم هایمان شعله ور بود یورش بردیم

خواهش و تمنای آنان برای نکشتنشان بی فایده بود ,
آنها برای اجداد ما ارزشی قایل نبودند
امروز , روزی برای رحم و شفقت نیست.
ما جنگیدیم و سلطنت طلایی را ساقط کردیم.
بهشت موعود قيام كنندگان مسيح , زنگ هاي زرين ايشان را مي سوزاند ؛
زنگهايي كه آخرين لحظه حيات فرمانروايان مسيحي در اروپاي غير مسيحي را اعلام مي كردند.
ما سربازان مقدس بی طرف هستیم
از اعماق جنگل های بی نام و نشان
و بربرهای گرگ نما
و برای ما افتخاری بود , سوزاندن واتیکان !
خدایان برگشتند و اکنون با ما هستند
ارواح جنگ , روح ما را هم تسخیر کردند
با جنب و جوش ما , شمشیرهایمان نیز طالب جنگند
جاری ساختن خون در کلیسا احساس بسیار خوبی دارد
کلاغ های سیاه او بین ابرها پرواز می کردند
آنها به زمین بر می گردند , وقتی که ما زمین را ترک می گوییم
آنها غذاهایی که ما آماده کردیم را می خورند
آنها خون هایی را که ریخته ایم , می نوشند
خاتمه : انتقام , بی دادگر خواهد بود
بوسیله ی خدایان و ارواح تقدیس شده
در دفاع از سرزمین اجدادیمان
انتقام گرفته شد با دست های خودمان
و برای دشمنانمان مرگی ظالمانه به ارمغان آوردیم.

Doyenfery
07-04-2007, 03:39
فکر خوبیه
منم تا جایی که بتونم کمک می کنم
و لیرک می ذارم
دوستان دیگه هم که می خوان ترجمه بذارن , از این به بعد توی این تاپیک (بجای تاپیک بررسی موسیقی متال)
با تشکر فرهاد.

Metalzadeh
07-04-2007, 17:13
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


When the sun has died
When the angels are blind
When the pig lies thick
Over the palace of god

When the fullmoon lights the earth
When the wolves gather in the open
When blood rains from heaven high
And from the pearly gates

When jehovas hordes are slaughtered
When disciples twelve are dead
When beheth of easter lands
And raped and raped again

When the whore of babylon rides
When fury turns to hate
When all sons of satan
Sodomize the lambs of christ

When the gates have all been opened
When the funerals never end
When satans ports paint out hearts
And sadness our souls

When witches burn the priests
When the ancient ones return
When the demons ride the numb
With their hares of dark desires

وقتی که خورشید غروب کرد
وقتی که فرشتگان کور شدند
و وقتی که خوک های گل آلود و فربه
بر تخت سلطنت خداوند تکیه زده اند

وقتی که قرص کامل ماه بر زمین نور افشانی می کند
وقتی که گرگ ها علنا گردهمایی می کنند
و وقتی که از اوج آسمان
و دروازه های مرواریدی , خون می بارد

وقتی که دارودسته ی جهووا قتل و غارت می کنند
وقتی که دوازده حواریون مرده اند
و وقتی که سزمین های شرقی را غارت می کنند
و تجاوز می کنند و تجاوز می کنند

وقتی که فاحشه ی بابل گردش می کند
وقتی که خشم به تنفر تبدیل می شود
و وقتی که تمام پسران شیطان
با ساده لوحان مسیحی لواط می کنند

وقتی که تمام دروازه ها گشوده شده اند
وقتی که پایانی برای تدفین وجود ندارد
و وقتی که شیاطین خون را از قلب ,
و غم و غصه را از روحمان پاک می کنند

وقتی که جادوگران , کشیش ها را می سوزانند
وقتی که کهن ها , باری دگر بر میگردند
و وقتی که اجنه با بی حوصلگی ,
همراهِ آرزوهای تاریکی که نابود کردند , میرانند...

nooshin_lp
08-04-2007, 17:07
مرسی ممنونم به خاطر تایپیکتون

Doyenfery
08-04-2007, 17:51
Anathema -Alternative 4 album

Lost Control

Life.. has betrayed me once again
I accept that some things will never change.
I've let your tiny minds magnify my agony
and it's left me with a chemical dependency for sanity.

Yes, I am falling... how much longer 'till I hit the ground?
I can't tell you why I'm breaking down.
Do you wonder why I prefer to be alone?
Have I really lost control?

I'm coming to an end,
I've realized what I could have been.
I can't sleep so I take a breath and hide behind my bravest mask,
I admit I've lost control
Lost control...


بی اختیار
زندگی... یکبار دیگه به من خیانت می کند
می پذیرم که بعضی چیز ها هرگز عوض نمی شوند
من به ذهن کوچکت اجازه دادم که رنج و جان کندن مرا ببیند
و این باقی مانده برایم با یکی وابستگی شیمیایی(دارویی) برای سلامت روان (زنده ماندن)

آری فرو می ریزم...چقدر دیگر باید زمین بخورم؟
نمی توانم بگویم که چرا در خود شکستم
آیا متحیری از اینکه چرا ترجیح می دهم تنها بمانم؟
آیا براستی نباید کنترل (اختیار ) خود را از دست بدهم؟

به یک انتها می رسم
پی برده ام که چه کسی بوده ام
نمی توانم بخوابم پس نفسی می کشم (آه) و پشت ماسک شجاعت قایم می شوم
می سازم که باید بی اختیار باشم(بمانم)
بی اختیار

Metalzadeh
09-04-2007, 04:03
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


I am the harvester of life
Making your life black
I have called your name
There's no turning back

I am, the death, ruling, with your time
I can, but I won't give,
you the time you need

You fear me more than ever
You know your time is up
I take away your sorrow
I rule your mortality

I am, the death, ruling, with your time
I can, but I won't give,
you the time you need

من هستم نابودگر زندگی
زندگیت را سیاه می کنم
صدایت کردم , گفتم به خودت
راه برگشتی وجود ندارد

من هستم , مرگ , حاکم , بر زمان هایت
من می توانم , اما نمی خواهم بدهم ,
زمانی را که به آن احتیاج داری

از من , بیشتر از هر زمانی هراس داری
تو , می دانی که زمانت به پایان رسیده
من , غم را از درونت زدودم
من , بر بشر حکمرانی می کنم

من هستم , مرگ , حاکم , بر زمان هایت
من می توانم , اما نمی خواهم بدهم ,
زمانی را که به آن احتیاج داری

Doyenfery
09-04-2007, 06:30
Ozzy Osbourne -Down To Earth 2001

That I Never Had

All these tears I cry
Don't you wonder why
Is it all a dream
Never what it seems
Gets under my skin
Should I let you in
Don't you think it's bad
To give me something that I never had

Every word I say
Everytime I pray
Look into my eyes
Distant voices cry
Is there light in me
Tell me what you see
You are what I have
Can't get something that I never had
Can't get something that I never had

Should I think about tomorrow ohh
Should I live for just today
Take the light that burns inside you
Let it burn away
Let it burn away
Let it burn away

Will I see the day
Will I have to pay
What's inside of me
You will never see
Won't you let me in
Don't you let me see
Do you think I'm bad
Cause I want something that I never had
Cause I want something that I never had

Give me something that I never had
Give me something that I never had



..که هرگز نداشته ام

تمام این اشک هایی که ریختم
تعجب نکن که چرا
آیا همه اش یک رویا بود
هرگز به نظر نمی آید
که به عمق وجودم رسیده
شاید باید بگذارم که وارد شوی
فکر نکن که این بد می باشد
که به من چیز هایی را بدهی که من هرگز نداشته ام

هر حرفی که من زده ام
هر زمان که من دعا کرده ام
به چشمانم بنگر
صداهایی از دوردست می آید
آیا روشنایی در من وجود دارد؟
بگو که چه دیده ای
تو چیزی هستی که من دارم
نمی توانم به چیزی برسم که هرگز نداشته ام
نمی توانم به چیزی برسم که هرگز نداشته ام

باید به فردا بیندیشم اوه
آیا باید برای امروز بزیم؟
بگیر نوری را که در درونت می سوزد
بگذار که هدر رود
بگذار که هدر رود
بگذار که هدر رود

آیا روزی را می بینم
آیا باید (بهایش) را بپردازم؟
چیزی که در درون من است
را هرگز نخواهی دید
نخواهی گذاشت که وارد شوم
نمی گذاری که وارد شوم
آیا فکر می کنی که من بدم؟
زیرا من چیزی را می خواهم که هرگز نداشته ام
زیرا من چیزی را می خواهم که هرگز نداشته ام

ببخش به من چیزی را که هرگز نداشته ام
ببخش به من چیزی را که هرگز نداشته ام

Hectorist
09-04-2007, 13:50
THE POWER OF THY SWORD

Lord of battle I pray on bended knee conquest by the rising sun
I'll wait for thy command with flame and blood at hand
glory and a broken sword

I'm the master of the world I have no fear of man or beast
Born inside the soul of the world
Riding hard breaking bone with steel and stone
Eternal might I was born to wield.

Let us drink to the battles we've lived and we've fought
Celebrate the pain and havoc we have wrought
Great heroes charge into the fight
From the north to the south in the black of night

The clash of honor calls to stand when others fall
Gods of war feel the power of my sword

Drink to the battles we've lived and we've fought
Celebrate the pain and havoc we have wrought
Great heroes charge into the fight
From the north to the south in the black of night

Fierce is my blade fierce is my hate born to die in battle
I laugh at my fate
Now pay in blood when your blood has been spilled
You're never forgiven death is fulfilled !

The clash of honor calls to stand when others fall
Gods of war feel the power of my sword

The clash of honor calls
I will stand when others fall
Open magic doors
The will know the power of my sword

There is blood in my hands there is blood in my eyes
With blood in my voice I scream as you die
Thirsting for vengeance and mounds of the slain
Shaking the forest onto the plain

Fierce is my blade fierce is my hate born to die in battle
I laugh at my fate
Now pay in blood when your blood has been spilled
You're never forgiven death is fulfilled !

The clash of honor calls to stand when others fall
Gods of war feel the power of my sword



قدرت شمشیرت

خداوند پیکار زانو زده دعایت میکنم در طلوع
بر آمده آفتاب پیروزی در انتظار فرمانت خواهم ماند با
آتش و خون در دست با شکوه و شمشیری شکسته
من خداوند جهانم ، از انسان ترسی ندارم
یا انسان خبیث زاییده روح هستی ام
تاختن با عظمی راسخ و با سنگ وپولاد استخوان شکستن..
با نیرویی ابدی زاده شدم برای پادشاهی.
اجازه بنوشم شراب پیکار را
ما زیسته ایم و جنگید ه ایم ما وظیفه داریم درد و چپاول را پاس بداریم
تا قهرمانانی بزرگ را در پیکاری از
شمال تا جنوب ودر سیاهی مهیا سازیم.
دیگران می افتن و خدا پیکار قدرت شمشیرم را احساس میکند.

'تشنه تیغم تشنه نفرتم
متولد شده ام که در جنگ بمیرم.
به تقدیرم میخندم اکنون مزد این خون هنگامی که
خونت ریخته شده باشد پرداخته میشود.
ندای افتخارات می گویند
خواهم ایستاد وقتی دیگران می افتند.
درهای خادو گشوده میشود.
آنان خواهند فهمید قدرت شمشیرم را
خونی است در چشمانم در دستانم
با خونی در صدایم فریاد میکشم که میمیری .
برای انتقام جنازه ها را جایگزین جنگلها می کنم.
ندای افتخارات می گویند
خواهم ایستاد وقتی دیگران می افتند.
درهای خادو گشوده میشود.
آنان خواهند فهمید قدرت شمشیرم را

Doyenfery
10-04-2007, 03:34
Night Wish (band name)-Once 2004

Dark Chest Of Wonders

Once I had a dream
And this is it

Once there was a child`s dream
One night the clock struck twelve
The window open wide
Once there was a child`s heart
The age I learned to fly
And took a step outside

Once I knew all the tales
It`s time to turn back time
Follow the pale moonlight
Once I wished for this night
Faith brought me here
It`s time to cut the rope and fly

Fly to a dream
Far across the sea
All the burdens gone
Open the chest once more
Dark chest of wonders
Seen through the eyes
Of the one with pure heart
Once so long ago

The one in the Big Blue is what the world stole from me
This night will bring him back to me

Fly to a dream...




قلب اندوهگین شگفتی
یکبار دیگر من رویایی دارم
و آن اینست

یکبار یگر رویای یک بچه بود
شبی که ساعت 12 بار نواخت
پنجره تا انتها باز بود
یکبار دیگر قلب یک کودک بود
سنی که در آن پرواز را آموختم
و قدمی به بیرون نهادم

یکبار دیگر که تمام داستان را دانستم
اکنون زمانش است که به گذشته برسیم
تعقیب کنیم نور کم سوی ماه را
یکبار دیگر برای این شب آرزو کنیم
وفا مرا به اینسو کشاند
اینک زمانیست تا ریسمان را ببریم و پرواز کنیم

پرواز کنیم به یک رویا
بر ورای دریا
تمام سنگینیمان را از دست داده ایم
سینه ات را بگشا
سینه اندوهگین شگفتی
نوری گذشته از میان چشمان
کسی که قلبی پاک (خالصی ) دارد
یکبار از گذشته ای دور

کسی که در افسردگی بود کسی بود که دنیا آنرا از من گرفت
این شب او را به من باز خواهد گرداند
...پرواز در رویا

Metalzadeh
10-04-2007, 03:54
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


the falling all of nature and grim burning skies of dark
and then rising of the darkness in my kingdom from the night
misanthropic holy sadness makes the unholy tears of dreams
makes the mountains as the stone and the forests as a tree
true ruinous stroms are come in the landscapes of the dark
painful dying of the owls I hear it out from the dark
the sky is burning gray and the stars are darken away
disintegrate moon on sky has the last shining but gray
the tired tearing voices, many cages lost the keys
prisoners in the prisons, and the prisons are their creeds
oh, the morbid castels and cathedrals are the elder ruins like selves
I feel here is so cold, colder than the colds of flames
wrathful storms desolates trees from the forests to the deeps
the deeper and the deeper than the deeps of abyssic griefs
the graveyard's stones of tombs are flying on the air
empty graves, even the coffins, is this pure ? is this the end ?
all the funerals are here, here is no tears from a heart
here is nature, here is forest, here is flames, and here is dark
true reasons of the living on this earth are where to find ?
no one needs the world after death and the living in this side
who is god ? who is satan ? what is reason of the life ?
where is hell ? where is heaven ? where is where the soul can fly ?
who is Isa ? who is phrophet ? who can change the brain of mine ?
what is religion ? what is life ? what is promise ? what is die ?
in this coldest darkest corner of the true dark imperials
I'm sitting on my black robe and I'm tearing with the pride
ah, I see a funeral, the funeral of the brains
but no one feels this dying, true silent dying of my brain

تمام طبیعت و شومی ها سقوط می کنند و اسمان های تاریک می سوزند
و بعد از ان درون پادشاهی من از شب , تاریکی طلوع می کند
غم و اندوه مقدس انسان گریزی , اشک های نامقدسی از رویاها می سازد
کوهستان ها را از سنگ می سازد و جنگل ها را از درخت
طوفان های ویرانگر واقعی به سرزمین های تاریک امدند
مرگی دردناک , صداها را بیرون از تاریکی می شنوم
اسمان با ناامیدی می سوزد و ستاره ها سیاه می شوند
ماه متلاشی شده در اسمان ابری , برای اخرین بار به رنگ خاکستری می درخشد
صداهای خسته و خشن , کلید قفس های زیادی گمشده
زندانیان در زندان , و زندان ها کیش انهاست
اه , قصرهای وحشت اور و کلیساها , پشیمانان بزرگی هستند مثل خودمان
من اینجا احساس سرما می کنم , سرد تر از سرمای شعله ها
طوفان های خشمگین , درختان را از اعماق جنگل ها قطع می کنند
عمیق و عمیق تر از اعماق اندوه های بی پایان
ارامگاهی سنگی پر از قبر در هوا شناور است
قبر های خالی , بدون تابوتی , ایا این خالص و پاک است ؟ ایا این پایان همه چیز است ؟
تمام تدفینی ها اینجا هستند , اینجا اشکی از قلب ها وجود ندارد
اینجا طبیعت است , اینجا جنگل است , شعله ها اینجا هستند و اینجا پر از تاریکیست
دلایل واقعی زندگی در زمین را کجا می شود پیدا کرد ؟
هیچ کس بعد از مرگش به دنیا و زندگانیش در ان نیاز ندارد
چه کسی خداست ؟ چه کسی شیطان است ؟ دلیل زندگانی چیست ؟
جهنم کجاست ؟ بهشت کجاست ؟ کجاست جایی که روح می تواند پرواز کند ؟
عیسی چه کسی است ؟ پیامبر کیست ؟ چه کسی می تواند درک و فهم مردم را عوض کند ؟
دین و مذهب چیست ؟ زندگی چیست ؟ قول و پیمان چیست ؟ مرگ چیست ؟
در این گوشه ی تاریک و سرد از تیرگی پادشاهی راستین
ردای سیاهم را به تن کرده ام و با غرور اشک می ریزم
اه , من تدفینی ها را دیدم , مراسم تدفین فهم و درک ها را
اما هیچ کس این مردن را حس نمی کند , حقیقت ارام و خاموشی از مرگ فهم و درک من

Hectorist
10-04-2007, 21:30
No Prayer For The Dying
Why is it some of us are destined to stay alive
And some of us are here just so that we'll die
How come the bullet hits the other guy
Do we have to try and reason why
When the time is up you'll know
Not just one power runs the show
Be it the Devil or be it him
You can count on just one thing
Or they the lucky ones who are taken away
Is it a hand on your shoulder from the Lord above
Or the Devil himself come to give you a shove
You can count on just one thing
When the time is up you'll know
A volcano erupts and sweeps a town away
A hurricane devastates the cities in its way
The grief and misery for the ones that are left behind
The worst is yet to come a hell to face mankind
Not just one power runs the show


چرا بعضی از ما در سرنوشتمان است که زنده بمانيم
و بعضی از ما اينجا هستند که در نتيجه ما خواهيم مرد
چگونه گلوله ميآيد و فرد ديگری را می کشد
آيا تا بحال سعی کرده ای و دليل آورده ای که چرا
وقتی زمان تمام شد خواهی فهميد
که اين نمايش را فقط يک نفر به جلو نمی برد
گر اين بخاطر شيطان باشد يا خدا
آيا ما خوش شانس هستيم که برای فردا نگه داشته شديم
يا آنهايی که امروز مردند خوش شانس بودند
آيا دستی از جانب خدا بر شانه های توست
يا اينکه شيطان خودش آمده تا تو را به جلو پرتاب کند؟
می توانی فقط روی يک چیز حساب کنی
وقتی زمان تمام شد خواهی فهميد
آتشفشانی فوران می کند و يک شهر را به زير گدازه ها می برد
طوفان شهرها را ويران ميکند
غم و اندوه برای کسانی که باقی مانده اند
چيز بدتری هم خواهد آمد ، جهنم برای بشريت...
که اين نمايش را فقط يک نفر به جلو نمی برد

Metalzadeh
11-04-2007, 01:22
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


Long have I waited, and long have I lain here alone.
Cold and starving in the dark.
Moment by moment I am drifting closer,
To the land of the dead.

An incessant noise echoes in my skull,
It twines and vibrates down my spine.
Fanning out to the raw endings of my nerves.

The noise grows louder, its source looming closer
In a tightening spiral.
The center can not hold, things fall apart.
It takes all the strength I have just to open my eyes.

Is this really what dying feels like?

Ritual begins when the moon are at crest,
And I call for the ancients to guide me through the gates.
The silver-moon white blade so cold against my skin,
And the warm crimson blood glistening in the dark.

I am sealed in my own tomb,
After nine days of fast,
The ritual will begins long and painful it will be,
And most likely I will not come out alive...
But I made up my mind,
There is no turning back now.
The utter destruction of light,
The end of my life.

Ritual begins when the moon are at crest,
And I call for the ancients to guide me through the gates.
The silver-moon white blade so cold against my skin,
And the warm crimson blood glistening in the dark.
I have formed my intensions,
The shadows gather, thickening the air.
I submit myself to the darkness,
And I throw myself, into the abyss.

Ritual begins...

Is this really what dying feels like?

Ritual begins when the moon are at crest,
And I call for the ancients to guide me through the gates.
The silver-moon white blade so cold against my skin,
And the warm crimson blood glistening in the dark.
I have formed my intensions,
The shadows gather, thickening the air.
I submit myself to the darkness,
And I throw myself, into the abyss.

I offer thee, my flesh and blood.
Guide me through the gates.
Grant to me, eternal life.
The ultimate sacrifice.


مدت زیادیست که منتظر هستم , و مدت زیادیست اینجا در تنهایی اختفا کردم
سرد و گرسنه در تاریکی
لحظه به لحظه نزدیکتر می شوم
به سرزمین مرگ

سروصدایی پیوسته در جمجمه ام پرسه می زند
و ستون فقراتم را می پیچاند و به لرزه در می اورد
زخم هایم را فشار می دهد و عصبانی ترم می کند

صدا بلند تر می شود , گویی سرچشمه اش به من نزدیکتر می شود
در یک مارپیچ فشرده
چیزی نمی تواند متوقفش کند , اجسام تکه تکه به اطراف پرت می شوند
این کار تمام قدرتی را که دارم می گیرد فقط برای باز کردن چشمانم

ایا این واقعا شبیه احساسی نیست که مردنی ها دارند ؟

مراسم اغاز می شود وقتی که ماه در اوج است
و من گذشتگان را صدا می زنم تا مرا به طرف دروازه ها هدایت کنند
ماه نقره ای , تیغ سپید بسیار سرد , مقابل چهره ام
و خون سرخ گرمی در تاریکی می درخشد

در مقبره ی خودم محبوس شده ام ,
بعد از نه روزی که زود گذشت ,
مراسم اغاز خواهد شد , طولانی و دردناک
و مطمعنا زنده بیرون نخواهم امد...
ولی ذهنم را شست و شو دادم ,
اکنون راه برگشتی وجود ندارد.
نابودی مطلق نور ,
پایان زندگی من.

مراسم اغاز می شود وقتی که ماه در اوج است
و من گذشتگان را صدا می زنم تا مرا به طرف دروازه ها هدایت کنند
ماه نقره ای , تیغ سپید بسیار سرد , مقابل چهره ام
و خون سرخ گرمی در تاریکی می درخشد
به قدرتم شکل و فرم داده ام ,
اجتماع سایه ها , هوا را سنگین کرده ,
من خودم را تسلیم تاریکی می کنم ,
و خودم را در اعماق پرت می کنم .

مراسم اغاز شد...

ایا این واقعا شبیه احساسی نیست که مردنی ها دارند ؟

پیشکشت , خون و گوشتم
مرا به طرف دروازه ها راهنمایی کن
به من اهدا کن , زندگی جاودان
اخرین قربانی

Doyenfery
11-04-2007, 05:34
To Live Is To Die


When a Man Lies He Murders
Some Part of the World
These Are the Pale Deaths Which
Men Miscall Their Lives
All this I Cannot Bear
to Witness Any Longer
Cannot the Kingdom of Salvation
Take Me Home

زندگی کردن مردن است
زمانی که انسانی می میرد
جزئی از جهان را می کشد
اینها مرگ هایی رنگ باخته اند که آدمی به اشتباه زندگی می نامند
دیگر تاب نظاره این همه در من نیست
آیا پادشاهی رستگار توان بردن مرا به خانه ندارد؟

Metalzadeh
12-04-2007, 02:34
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


In the shadows of the world's ambitions
I see life and death, in an enormous collision
Light destroys, what dark creates

Forever floating, the dark rivers of the heart.
Lifeless drifting, in an orbital decay.
A vicious circle of extinction
The soul reaches the state oblivion

In blackness of sorrow, the sin is immortal.
The diamond of the heart, is pure nocturnal.

In the deep pitch black halls of darkness.
The cruel high-council of evil, demands self destruction.
All the aspects of love, must be undone.
Only then one can feel, the emptiness,
As the cold heart reaches beyond.

Tyrant in soul and flesh, pain is the unholy mistress.
Rites in earthly death, for darkness you confess.
Follow the voices of the night, in endless sleep you'll hide from light.

Dark was the day you were born, even darker on that eve you were torn.
(From life)
Die in martyrium, for darkness endless mysterium.
Die in silent spasms of screaming.
Life is infected by no meaning.

در سایه هایی از دنیای آرزو
مرگ و زندگی را می بینم , در برخوردی عظیم
روشنایی نابود گشت , چیزی که تاریکی ساخت

برای همیشه شناور , درون رودهای تاریک قلب
انبوهی از مردگان , در مرز فساد
چرخه ای معیوب از نابودی
روح به سوی نقطه ی فراموشی می رود

در سیاهی غم , گناه جاویدان است
قلب خشت , خلوص شبانه است

در اعماق تالار تاریکی بی انتها
در دادگاه بیدادگر اهریمن , تقاضای نابودی خود را داشتن
تمام سیمای عشق , بایست چیزی خام باشد
پس فقط یک چیز را می شود حس کرد , فقط و فقط تهی بودن را
مانند قلبی یخی که نابود شده

ظلم در روح و جان , درد یاریست سنگ دل
مراسمی در مرگ زمینی , زیرا که تو تاریکی را اقرار کردی
نجواهای شب را دنبال کن , در خواب بی پایان (مرگ) تو از نور پنهان خواهی شد

روزه تولد تو تاریک بود , تاریکتر از شبی که از هم دریده شدی
(از زندگی)
شهید شدن , در تاریکی بی پایان رمز و رازها
در سکوت تشنج های بی پایان مردن
زندگی با بی معنایی پر و آلوده شده

Metalzadeh
13-04-2007, 01:25
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



I’m the grim apocalypse coming from far cosmic dimensions
I perform through your feeble world and the ways of destruction
My appearance is the so called one of humans but I obey to my master’s
I’ve been sent here as a sentence, a mission against God

Eternity is the price I have to pay...
Downfall of the time day after day

Hardly remembering the time of life but sure was under the sign 666
I thought I was about to know the secrets of Hell and death mysteries
When dead I found a dimension where time and space didn’t exist
After eternity of suffering I’m back for my millennium of glory

I crossed eras that you will never know...
That night when I died, I lost my soul

Oh, thousand tortures cold forged me in hate
Oh, until I came back from the dead

So morbidly obsessed to erase any life from the galaxy
Destroying any relief and blow my soul
To never be reborn again in their godly world to leave this place to where it belong

Life should reveal many secrets too hidden to the living world
Death has well opened its gates and showed me the dead light of truth
I opened my arms to Satan as the light faded at my funeral
At least I’ve been what I wanted fuck off the rest of the world

That night when I died all became black...
There’s no relief for the immortal

Oh, thousand tortures cold forged me in hate
Oh, until I came back from the dead

I’m the grim apocalypse coming from far cosmic dimensions
I perform through your feeble world and the ways of destruction
My appearance is the so called one of humans but I obey to my master’s
I’ve been sent here as a sentence, a mission against God

Eternity is the price I have to pay...
Downfall of the time day after day

Hardly remembering the time of life but sure was under the sign 666
I thought I was about to know the secrets of Hell and death mysteries
When dead I found a dimension where time and space didn’t exist
After eternity of suffering I’m back for my millennium of glory

I crossed eras that you will never know...
That night when I died, I lost my soul

من نشانه ای هستم که از دورترین ابعاد هستی می آیم
در میان دنیای ضعیف شما نمایان می شوم و راه های از نابودی را نشان می دهم
ظهور من را انسانی می پندارند ولی من از سرور خود اطاعت می کنم
من برای مجازات به اینجا فرستاده شده ام , ماموریتی علیه خدا

جاودانگی بهایست که باید بپردازم...
انحطاط روزها یکی پس از دیگری

به سختی زندگیم را به یاد می آورم اما حتما تحت علامت 666 بوده
به یاد می آورم که به دنبال دانستن رازهای جهنم و مرگ بودم
وقتی مردم , بعد دیگری را یافتم , جایی که زمان مکان وجود نداشت
بعد از شکنجه هایی بی پایان برای جشن هزاره بازگشتم

من از تمام ادوار که شما نمی شناسید گذشتم
شبی که مردم , روحم را گم کردم

آه , هزاران بار شکنجه شدم و با تنفر جلا داده شدم
آه , تا زمانی که من از مرگ برگردم

با خشونتی بی اندازه زندگی را در کهکشان نابود می کنند
ازادی را از بین می برند و به روحم ضربه میزنند
که دیگر هرگز بنده ای در دنیای خدایی زاده نشود که این دنیا را برای رسیدن به جایی که به آن تعلق دارد ترک کند
زندگی می بایست رازهای زیستن را افشا کند , ناگفته های زیادی برای زندگان باقی مانده

مرگ بلاخره این دروازه را گشود و نور مرگبار حقیقت را به من نشان داد
آغوشم را برای اهریمن باز می کنم زمانی که انوار جنازه ام را رها کردند
دست کم من آن چیزی بودم که می خواستم , با دوری از خواسته های دنیوی

در آن شب , وقتی که مردم , همه چیز سیاه شد
چیزی به نام آزادی و آسودگی جاویدان وجود نداشت

آه , هزاران بار شکنجه شدم و با تنفر جلا داده شدم
آه , تا زمانی که من از مرگ برگردم

Doyenfery
14-04-2007, 05:05
Metallica -1999 S&M Album -No leaf clover


No Leaf Clover


And it feels right this time
On this crash course with the big time
Pay no mind to the distant thunder
New day fills his head with wonder, boy....

Says it feels right this time
Turned it 'round and found the right line
Good day to be alive Sir
Good day to be alive, he said.....

Then it comes to be that the soothing light at the end of your tunnel
Is just a freight train coming your way
Then it comes to be that the soothing light at the end of your tunnel
Is just the freight train coming your way

Don't it feel right like this
All the pieces fall to his wish
Sucker for that quick reward boy
Sucker for that quick reward they said.....



شبدر بدون برگ


و اینبار درست به نظر می آید
این فرو افتادن فرا رفتن ماست
نگران تندر دور دست نباش
با شگفتی زیبایی سرش را سرشار می سازد

بگو اینبار درست به نظر می آید
برگرد روشنی های تازه را بنگر
برای زنده ماندن روز خوبی است قربان
گفت روز خوبی است برای زندگی

و اینگونه می شود که که نور آرامش بخش در انتهای دالان زندگی ات
تنها قطاری است باری که به سویت می آید

آیا درست ایگونه نیست
تمام ذرات به پای آمالش فرو می ریزند
بجنب بر آن پاداش بی درنگ
بر آن پاداش بی درنگی که گفته اند..

Metalzadeh
14-04-2007, 05:09
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


While we may believe
our world - our reality
to be that is - is but one
manifestation of the essence

Other planes lie beyond the reach
of normal sense and common roads
But they are no less real
than what we see or touch or feel

Denied by the blind church
'cause these are not the words of God
- the same God that burnt the
knowing

زمانی که ممکن بود ما باور داشته باشیم
دنیایمان – هستیمان را
که ایا وجود دارد – وجود دارد ولی یک
اشکار سازی از ماهیت انسان ها مانع است

برنامه های دروغ دیگری در انسوی هستی , افشا می شوند
از دریافت های عادی و راه های عمومی
ولی انها به راستی کوچکتر نیستند
از چیز هایی که ما می بینیم و لمس می کنیم و حس می کنیم

انکار شده با کلیسا های کور
به خاطر اینکه اینها کلمات خدا نیستند
خدایی که سوزاند
دانستنی ها را

Metalzadeh
15-04-2007, 06:26
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


Armoured horses gloves of steel
Silverblades... time to reveal
We're the tyrants that guard the land
Proud upon our gilded thrones
Servants of... our great ancestors
Who guarded the gates... to infinity
Once kings of shadows
On these blackened fields
All might and domination
Ruled the realm of the above

Inconquerable walls... weapon of might
Splendour and nobility... barbaric times
We're the tyrants that guard the land
Proud upon our gilded thrones
The kings at hold... on their thrones
Immortal and invincible... the might lives on
Armies hoovered accross the lands
Here rolls the rivers of red
Beyond that has no man been

Armoured horses gloves of steel
Siilverblades... time to reveal
We're the tyrants that guard the land
Proud upon our gilded thrones
moments of time roll
Deep within the mind
Thoughts roam free and endless
Remembering the tyrants time

اسب های زره پوش ,دستکش های پولادین
شمشیرهای نقره ای... زمان اشکار کردن است
ما ستمگرانی هستیم که از زمین محافظت می کنند
مغرور در کنار سریرهای زراندودمان
خادمینه ... نیاکان بزرگ مان
کسانی که از دروازه ها محافظت کرده اند... تا ابد
زمیانی پادشاهان سایه ها
روی این دشت های بدنام
با تمام قدرت و سلطه
قلمرو بالا را اداره می کردند

دیوارهای غیرقابل نفوذ... سلاح های قدرتمند
شکوه و جلال ,نجابت و اصالت... دوران بربریت
ما ستمگرانی هستیم که از زمین محافظت می کنند
مغرور در کنار سریرهای زراندودمان
پادشاهان جای گرفته اند... برسریرهایشان
جاودان و شکست ناپذیر... قدرتی در ان جاریست
ارتش ها در سرتاسر زمین به انتظار ایستاده اند
اینجا رودهای سرخ رنگ در تلاطم هستند
فراتر از انچه انسانی تاکنون بوده

اسب های زره پوش ,دستکش های پولادین
شمشیرهای نقره ای... زمان اشکار کردن است
ما ستمگرانی هستیم که از زمین محافظت می کنند
مغرور در کنار سریرهای زراندودمان
لحظاتی از چرخش زمان
دز اعماق ذهن
افکار ازاد و بی پایان پرسه میزنند
و زمان ستمگران را به یاد می اورند

Metalzadeh
16-04-2007, 02:03
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


All demons ride high upon the bewitching Nightsky
They are only disturbed by a new-born child's painful cry
Son of the great dragon, come forth to rule
In all your glory, no man, no beast will be as cruel
All the angels and the puny men of god looked away
Frightened to death by the evil that was born on that day
Dracul come forth, and see your son's soul is powerful
Triumphantly holding his son, nothing could be as delightful
In our order you are now, for the sake of your greatness
You must murder the muslim turks in thousands, no less
Let them feel our never-ending wrath and our steel
We are men of god, so let them know it for real
It's our mission to seek our enemies, and kill them one by one
They must be destroyed in time, be sure to teach your new-born son
We must bath in the blood of the vermins, called turks, to win
The muslims are to be executed, for they live in great sin

Sultan Murad of the turks is getting more powerful each day
Dracul will not be one of them that for his mercy will pray
He must turn his back on his previous allies
And conspirate with the turks
Beware you all of the evil blood that in Dracul lurks
The holy Roman emperor will get angered with this
But Dracul must protect himself, it's a right of his
So feel the greedy claws of death, you weak men of god
Treacherous thoughts was the father of the berserker prince Vlad
(In the year of 1438)
Seven years of age is he and already in bloody war
His eyes do not turn away from all that death and gore
Father Dracul and brother Mircea are riding by his side
Proud he is of his warrior father, no matter he lied
Together with the turks, they ravaged through the land
Dragon and beast, devils and demons fighting hand-in-hand
Transilvania - You great home of ours
You they will crush, there is no God to help us

What feeds an evil mind?
What makes a man a man?
The deeds of death!

But greater stories are yet to be told..

تمامی شیاطین بر فراز آسمان شبِ افسون شده پرواز می کنند
آنها از تولد بچه ای ناراحت و آشغته هستند
فرزند اژدهای بزرگ , برای فرمانروایی می آید
با تمام شکوه و جلال تو , هیچ کس , هیچ جانوری مانند او بیرحم نیست
تمام فرشتگان و انسان های کوچک خداوند به دنبالش گشتند
آن شیطان با تولدش مردم را به وحشت مرگ انداخت در آن روز
دراکول به جلو آمد , و روحِ قدرتمندِ فرزندش را دید
پیروزمندانه فرزندش را در آغوش گرفت , چیزی بهتر از این نیست
اکنون تو هم نوع ما هستی , به خاطر قدرت بیش از حدت
تو باید مسلمانان ترکی را هزار هزار بکشی , نه کمتر
بگذار آنها خشم و استواری بی پایات ما را بچشند
ما مردمان خداوندیم , پس بگذار آنان این حقیقت را درک کنند
این ماموریت ماست که دشمنانمان را پیدا کنیم , و آنها را یک به یک بکشیم
آنها باید در این زمان نابود شوند , مطمعن شو که به فرزند جدیدت بیاموزی
ما بایستی در خون جانوران موذی خودمان را بشوییم , ترک ها را فرا می خوانیم , برای پیروزی
مسلمانان کشته شده اند , برای زندگانی که در گناه داشتند

سلطان مراد ترکی هر روز قدرت بیشتری می گیرد
دراکول مانند یکی از آنها که برای رحم و شفقت دعا می کنند نخواهد بود
او باید به دوستان قدیمیش پشت کند
و برای ترک ها توطعه چینی کند
مواظب تمام شیاطینی که در کمین دراکول هستند باش
امپراتور مقدس روم با این کار خشمگین خواهد شد
اما دراکول باید مراقب خود باشد , کار صحیح همین است
پس پنجه های حریص مرگ را حس کن , تو ای انسان ضعیف خداوند
افکار خیانت کارانه , موسس شاهزاده ولاد دیوانه بود
(در سال 1438)
هفت سال از عمرش می گذرد و تمام این مدتت در جنگی خونین بود
چشمانش به جز مرگ و خون ریزی چیزی نمی دید
پدر دراکول و برادر میرسی هم رزمان او بودند
باعث افتخار پدر جنگجویش است , دورغ های او مهم نیست
با کمک ترک ها , سرزمینشان را غارت کردند
اژدها و جانور , شیاطین و اهریمنان , دست در دست یکدیگر می جنگند
ترنسیلوانیا ,تو ای خانه ی بزرگ ما
تو و آنها نابود خواهید شد , خدایی برای کمک به ما وجود ندارد

منشا افکار شیطانی چیست ؟
چه چیزی مرد را مرد میکند ؟
کرداری از مرگ !

اما داستان های بزرگتری هنوز برای بازگو شدن هستند...

Doyenfery
16-04-2007, 23:26
The Unforgiven II




Lay beside me, tell me what they've done
Speak the words I wanna hear, to make my demons run
The door is locked now, but it's open if you're true
If you can understand the me, than I can understand the you

Lay beside me, under wicked sky
The black of day, dark of night, we share this paralyze
The door cracks open, but there's no sun shining through
Black heart scarring darker still, but there's no sun shining through
No, there's no sun shining through
No, there's no sun shining...

What I've felt, what I've known
Turn the pages, turn the stone
Behind the door, should I open it for you....

What I've felt, what I've known
Sick and tired, I stand alone
Could you be there, 'cause I'm the one who waits for you
Or are you unforgiven too?

Lay beside me, this won't hurt I swear
She loves me not, she loves me still, but she'll never love again
She lay beside me, But she'll be there when I'm gone
Black heart scarring darker still, yes she'll be there when I'm gone
Yes, she'll be there when I'm gone
Dead sure she'll be there...

What I've felt, what I've known
Turn the pages, turn the stone
Behind the door, should I open it for you....

What I've felt, what I've known
Sick and tired, I stand alone
Could you be there, 'cause I'm the one who waits for you
Or are you unforgiven too?

Lay beside me, tell me what I've done
The door is closed, so are you're eyes
But now I see the sun, now I see the sun
Yes now I see it

What I've felt, what I've known
Turn the pages, turn the stone
Behind the door, should I open it for you....

What I've felt, what I've known
Sick and tired, I stand alone
Could you be there, 'cause I'm the one who waits,
The one who waits for you....

Oh what I've felt, what I've known
Turn the pages, turn the stone
Behind the door, should I open it for you.... (So I dub thee unforgiven....)

Oh, what I've felt....
Oh, what I've known....

I take this key (never free...)
And I bury it (never me...) in you
Because you're unforgiven too....

Never free....
Never me....
'Cause you're unforgiven too....
Oh



نا بخشوده 2
بیارام کنارم برایم بگو با تو چه کرده اند؟
بر زبان آور آنچه را که خواهان شنیدنش هستم تا برانگیزد دیوهای نهفته در درونم را
در بسته است این دم, اما باز است اگر راستین باشی
اگه تو بتوانی مرا بفهمی و من تورا

بیارام کنارم در زیر این سقف مینایی بد کردار
در سیاهی روز و تاریکی شب قسمت می کنیم این از کار افتادگی را
در با خشخشی باز می شود ولی خورشیدی به درون نمی تابد
دل سیاه زخم بر می دارد و باز هم سیاه تر میشود
نه خورشیدی به درون نمی تابد
نه خورشیدی به درون نمی تابد
نه خورشیدی نمی تابد

هر آنچه حس کردم , هر آنچه شناختم
ورق را سنگ را بگردان
پشت در آیا باید باز کنم از برایت
هر آنچه حس کردم هر آنچه شناختم
دل خسته و بیمار تنها ایستاده ام
آیا می توانی به ندای دلم پاسخ دهی چرا که این منم که به انتظارت نشسته ام
یا که تو هم نا بخشوده ای

بیارام کنارم سوگند که اشکالی نخواهد داشت
می آرامد کنارم وخواهد ماند به هنگام دوری ام
دل سیاه زخم بر می دارد و باز هم سیاه تر می شود
و خواهد ماند هنگام دوری ام
آری خواهد ماند هنگام دوری ام
مطمئنم که خواهند ماند

بیارام کنارم بگو که چه کرده ام
در بسته است بسان چشمانت
ولی اکنون خورشید را می بینم
اکنون خورشید را می بینم
خورشید را می بینم

آه هر آنچه احساس کرده ام
هر آنچه شناختم
آین کلید را بر می دارم (آزادی هرگز…)
و در تو پنهانش می کنم (برای من هرگز)
چرا که تو نیز نابخشوده ای
آزادی هرگز
برای من هرگز
چرا که تو نیز نابخشوده ای

Hectorist
17-04-2007, 16:30
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



Darzamat Lyric
(Taken from album : In The Opium Of Black Veil (1998 MCD
Song: From The Earth To The Stars


از زمين تا ستارگان

موج پليدي را در كنار پنجره ام احساس ميكنم،
موجي كه چشمانم را رنج ميدهند و من ،
هراسانم از اين دنيا ،
و هم اكنون وقت آن فرا رسيده است تا آنرا انجام دهم ،

در افق ابرهاي لذت بخش و سرخ گونه به آرامي آرميده ام ،
و به سوي نهري بيكران در حال حركتم ،

بادهاي رقصان ،
به آرامي ارابه ي مه آلوده مرا پيش ميبرند ،
و باران ،
مرا در سوي ميشويد ،
و مقصود هميشگي مرا به يادم مي آورد ،

در رؤيايي ،
من قصد نموده ام ،
و در حالي كه به حركت ايستاده بودم ،
به سوي ستارگان پرواز نموده ام ،
آنجايي كه سكوتي سرد مرا پاك و تطهير مينمايد ،
و در لحظه اي...
در بالاترين و ژرف ترين تنويرها ،
من از تمامي دستان پليد آزاد گشتم......

Hectorist
17-04-2007, 16:34
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


Empyrium_where at night the wood grouse plays_the sad song of the wind


خاموش هلا سرگردان!

آواز حزن انگيز شامگاه را نميشنوی؟

که چه سان اشارت ميدهدت،

که دمی بيآرامی و بدو گوش بسپاری؟

کدامين حکايت اندوهناک را،

سر بازگفتن دارد امشب؟

کدامين مصيبت ديرينه سال را؟

Hectorist
17-04-2007, 16:45
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


Ode to melancholy --- Empyrium


«چکامه مالیخوليا»

«مالیخوليا!

گرانمايه شراب اندوه فزای توام هنوز آرزوست...

به وادی خويشتنم روبان!

آنجا که ملال

حکم ميراند

از آن سان که سرور.

بگذار قلبم به تو جان يابد،

ديرينه مراد من،

آه مالیخوليا!

بگذار نسيم،

عطرآگين به بوی دل انگيز تو باشد.

فروغت را به يکسر واگذار،آه!

هلال گونه تابناکی خويشتن را هم.

هر آن کجا،

او سکنی بگزيند،

آهی به وداع بر خواهمش کشيد،

که ميرنده است زيبايی و او،

زيبايی خويشتن را

منزل ساز ميکند.

رجعتش را،در ژرفنای درونم،

به انتظار خواهم نشست،

و افسون آتش افروز دلفريبش را،

چشم خواهم داشت.

آه!

دل آگنده خيال های شهوتبار،

از آن من باشيد!

جان من،

اشتياق خويش را،

بيش ميکند...

مالیخوليا!

قلبم از آن توست.»

Hectorist
17-04-2007, 16:50
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


[Amorphis-The castaway]


رانده شده

«يکی پرنده بال افراشت،از لاپلاند،

شاهينی از شمال شرق.

به يک بال خويش،

آب را برآشفت و به ديگر بال،

آسمان را روبيد.

دنباله دامانش نوازش کرد

دريا را.

او بال ميزند و می خرامد،

او مينگرد و ميگردد:

ای مرد!

در ميان خيزاب ها،

به پهنه دريا چه ميکنی؟»

Hectorist
17-04-2007, 17:01
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Band: Arcturus
Song: Demon Painter
Album: Sideshow Symphonies
Year: 2005



Demon Painter

Walking among shadows
Shady characters of faded cast
Acting out their last role
Beautiful lonely stars
These are my people
These fallen stars
You may think you see us
You never had a part
Flickering performance
On a burning stage
In naked daylight
For you to hate
Directing the audience
I paint in tones of gray
In shades of black
In cold dismay
I paint my deamons
As scars of blood
In a barren landscape
Where all is lost


نقاش شیطان

قدم زدن در میان سایه ها
علامتی مشکوک از هدفی از دست رفته
اخرین وظیفه ی خود را دور می ریزند
ستارگان زیبا و تنها
اینها مردمان من هستند
این ستارگان سرنگون شده
شاید فکر کنی که ما را درک می کنی
هیچ گاه نخواهی توانست حتی قسمتی از ان را درک کنی
اطاعت کردن کورکورانه
در پرده گاهی سوزان
در برهنگی روشنایی روز
برای تو به سوی تنفر
شنونده ای مستقیمآ
من تغییر ایجاد خواهم کرد در شدت خاکستری بودن رنگها
در سایه های سیاه
در ترس سرما
من دیو های خود را ترسیم می کنم
به عنوان اثری از خون
در سرزمینی نا بارور(لم یزرع)
انجا که همه چیز سرگشته شده(گم شده)

Hectorist
17-04-2007, 17:04
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Band: Arcturus
Song: Moonshine Delirium
Album: Sideshow Symphonies
Year: 2005


Moonshine delirium

Third night in flight
My body says no but my mind says go
Moonshine delirium what is that lurking behind the curtain
There at an instant then gone with a flash
Defeating all resistance something there I can not grasp
There is no tomorrow gone beyond sorrow under a sheltering mask
Hail to you thousand faced all trapped in the haze
Dandies bandits tramps and champs
Beloved freaks and cheeky sneaks
Homeless heroes without dineros
Vampire-fools and exotic ghouls
Moon go shit faced tablet wisters salut!
And open church

هزیان تابش ماه

سومین شب عزیمت(سفر)
جسمم می گوید نه اما مغزم میگوید برو
هزیان تابش ماه ، او کیست که در خارج از دید کمین کرده
انجا در یک چشم بر هم زدن با یک تابش رفت
تمام انهایی کهمقاومت می کردند شکست خوردند ،
چیزی انجاست که نمی توانم به دستش اورم
انجا فردایی فراتر از غم نخواهد بود ،
غمی که در زیر ماسکی که جان پناه ما شده است پنهان می کنیم
درود بر شما هزاران ماسک دار ، که همگی در تله ای از ابهام اسیر شده اید
انسان های خودساز ، قاطع طریق ، اواره. و بیابان ها
انسانهای بی خانمان بدون میزی برای شام
ماه می رود و در قرص کاملش صورت گه الودش را نمایان می سازد و با دانایی بر او درود می فرستند.
و قبرستان (قبرها) باز می شوند.

Hectorist
17-04-2007, 17:08
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Gorgoroth:under a funeral moon


under a funeral moon


On the day of my final sacrifice
The chilling steel open my veins
Blood staines my skin
Silver chalice must be filled

Drinking the poisoned blood
I enter my shadowed coffin
Two goathorns in my hands
I raise my arms and close my eyes
To receive the infernal hails
From my brother in the land of the damned

The howling wind blows in the naked trees
Moonlit fields are glowing in the dark
Below me, the path to the cemetary
Where my spiritual brothers take me

They halt at the shadows of an oak
My nocturnal funeral commence
Lying in my blasphemous sleep
I am lowered down to the pit

A raven sings my last song
As the wolves howl their goodbyes
The funeral moon glows strongly now
For I am nearly there

This night of late october
The darkside open it's gate
Morbid souls wait for me
- For satanic conspiracy

Flowers of doom
Rising in bloom
You will see
Our immortality!


در زیر ماهی که مراسم تدفین را نظاره می کند

در روز آخرین فداکاری من
پولادی منجمد رگهای مرا میگشاید
پوستم پر از لکه های خون میشود
جام نقره فام باید پر شود

در حالی که خونی سمی را مینوشم
وارد تابوت تاریک خود میشوم
دو شاخ گوسفند در دست گرفته
بازوانم را بلند کرده و چشمانم را می بندم
تا سلام و درود دوزخیان را دریافت کنم
از برادرم که اهل سرزمین نفرین شده است

بادهای زوزه کش بر فراز درختان عریان و بی برگ می وزند
سرزمینهای مهتابی در تاریکی می درخشند
پایین تر از من ، راه باریکه ای به سمت گورستان قرار دارد
جایی که برادران روحانی من مرا می برند

آنان اندکی در سایه درخت بلوطی می ایستند
خاکسپاری شبانه من آغاز میگردد
در خواب کفر آمیز خود غوطه ور می شوم
تا به حد یک چاله نزول پیدا می کنم

یک کلاغ آخرین آواز مرا می خواند
همانطور که گرگها زوزه های خداحافظی خود را می کشند
ماه مراسم تدفین اکنون به شدت می درخشد
به این دلیل که من تقریبا آنجا هستم

در این شب اکتبر طولانی
جناح تاریکی دروازه خود را می گشاید
ارواح وحشتناک در انتظار من هستند
برای یک توطئه شیطانی

گلهای آخرالزمان
شکوفه می دهند
و تو خواهی دید
جاویدان بودن ما را

Hectorist
17-04-2007, 17:12
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Graveworm:Demonic Dreams



Demonic Dreams

Invoking the dark and the moon of the night
Summoning the beast, forgotten tales
The angels slained the shades of life
As they spread the wings of death
Screamings of fear destroyed my faith
Howling beasts, crimson tears
Ravens cries in the shadows of night
The lightning strikes from the cloudless sky

Alone in the forest of dusk I ride
Without one path where I could go
A place of ancient splendour rise
Darkness falls upon my face

As creature as shadows once roaming that place
Death lying waiting for my soul
Deep in the shadows of night
She worshiped books for demonic dreams

Deeper and deeper as light was gone
Feel embracement of the dark
At this point of time I know
Prisoned in demonic dreams

As I arrived on the ruined tomb
Centuries of dusk marching side by side
Bleeding shadows of thy shrine
The forest whispers laments for me
Painfull screams devours my mind
Serenades of angel tears
Falling down from the bloodred sky

A vouce of destruction is calling to me
In my dream I summon the beast

Just like the rain an october night
The sun has stopped shining light
Just like a withering flower
Slowly - fading away

An et ernal landscape of ashes and dust
Dead birds are faling from the sky
The place that you've named paradise
Emptiness what I can feel

The rain that falls tast like blood
The arrive of the black northern sky
And the angel rape my soul
Forgotten in demonic dreams


رویاهای شیطانی

ماه و تاریکی از شب التماس می کنند
جانوری را فرا می خوانند , افسانه های فراموش شده
فرشتگان سایه های زندگی را کشتند
وقتی که بال های مرگ را گسترانیدند
از ترس جیغ می کشند و ایمان مرا نابود می سازند
جانوران ضجه می زنند , خون گریه می کنند
در سایه های شب کلاغ ها گریه می کنند
ضربه های نورانی از اسمان ابری

تنها در میان جنگل تاریک و روشن , می چرخم
بدون هیچ راهی که بتوانم به انجا بروم
مکانی قدیمی که از ان شکوه و جلال بر میخیزد
تاریکی روی چهره ام طلوع می کند

مثل جانور و سایه هایی که در انجا پرسه می زنند
بستر مرگ منتظر من است
در اعماق سایه های شب
او از روی کتاب ها ستایش می کند برای رویاهای شیطانی

عمیق و عمیقتر مانند نوری که رفته بود
اغوش تاریکی را حس کن
در این مرحله ی زمانی من می دانم
در رویاهای شیطانی زندانی شده ام

وقتی وارد مقبره ی مخروبه شدم
قرون تاریکی کناره هم رژه می رفتند
سایه ها ی معابدت به خون اغشته بودند
نجواهای جنگل برای من سوگواری می کرد
جیغ های دردناک ذهن مرا می بلعند
اشک های اواز فرشته
از اسمان خونین فرو می ریزند

صدای نابودی مرا می خواند
در رویایم جانور را فرا می خوانم

دقیقا مانند باران شب های اکتبر
خورشید از درخشش باز ایستاده
مثل گلی پژمرده
به ارامی – محو می شود

چشم اندازی بی انتها از خاک و خاکستر
پرندگان مرده از اسمان سرازیر می شوند
جایی که شما ها بهشت می نامیدش
پوچی , چیزیست که می توانم احساس کنم

بارانی که می بارد مزه ی خون می دهد
میرسد از اسمان سیاه شمال
و فرشته ای روحم را ربود
فراموش شده در میان رویاهای شیطانی

Doyenfery
17-04-2007, 18:17
Welcome Home (Sanitarium)
Welcome to where time stands still
no one leaves and no one will
Moon is full, never seems to change
just labeled mentally deranged
Dream the same thing every night
I see our freedom in my sight
No locked doors, No windows barred
No things to make my brain seem scarred

Sleep my friend and you will see
that dream is my reality
They keep me locked up in this cage
can't they see it's why my brain says Rage

Sanitarium, leave me be
Sanitarium, just leave me alone

Build my fear of what's out there
and cannot breathe the open air
Whisper things into my brain
assuring me that I'm insane
They think our heads are in their hands
but violent use brings violent plans
Keep him tied, it makes him well
he's getting better, can't you tell?

No more can they keep us in
Listen, damn it, we will win
They see it right, they see it well
but they think this saves us from our hell

Sanitarium, leave me be
Sanitarium, just leave me alone
Sanitarium, just leave me alone

Fear of living on
natives getting restless now
Mutiny in the air
got some death to do
Mirror stares back hard
Kill, it's such a friendly word
seems the only way
for reaching out again


خوش آمدی به خانه (دیوانه خانه)
خوش آمدی به جایی که زمان ساکن است
هیچ کس نمی رود و نخواهد رفت
ماه بدر گونه تغیری نمی کند
مهر نابسامانی ذهنی خورده است
رویای ثابتی را هر شب دیدن
می بینم آزادی مان را در مقابل چشمانم
پنجرهها بی نرده درها بی قفل
نیست چیزی که نا بسامان نشان دهد ذهنم را

بخواب برو دوست من خواهی دید ,
رویا حقیقت من است
نگاه می دارندم در این قفس
آیا نمی توانند ببینند دلیل دیوانگی ام را؟

دیوانه خانه , بگذار تا بمانم
دیوانه خانه , تنهایم مگذار

ترسم را بساز از آنچه آنجاست
توان نفس کشیدن در هوای آزاد را ندارم
زمزمه هایی در مغزم میکنند
و مرا از دیوانگی ام مطمئن می کنند
فکر می کنند مغزمان را در دست دارند
استفاده وحشیانه , افکار وحشیانه می پروراند
در بند نگاهش دار, بهبود خواهد یافت
بهتر می شود, آیا نمی توانی ببینی؟

بیش از این نمی توانند اینجا نگاهمان دارند
گوش کن لعنتی , برنده ماییم
به وضوح و روشنی می بینند
اما می پندارند از جهنممان نجاتمان خواهند داد

دیوانه خانه , بگذار تا بمانم
دیوانه خانه , تنهایم مگذار

ترس از ادامه زندگی
بومیان بی تب وتاب شده اند
بوی شورش می آید
مقداری مرگ برای انجام دارم
آینه سخت به تو خیره می شود
کشتن, چه واژه دوستانه ای
تنها چاره به نظر می آید
برای آزادی دوباره

Metalzadeh
19-04-2007, 02:15
سلام
داوود جان یه سری از ترجمه هایی که گذاشتی کار خود منه [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ][1].gif
میشه بگی از کدوم سایت برداشتی که برم سراغ طرف [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ][1].gif

راستی تراک under a funeral moon کار Gorgoroth نیست مطلق به بند Darkthrone هست ;)

موفق باشی

Metalzadeh
19-04-2007, 02:22
A new world has opened
a world among the stars
I have now found my star and it will be my new home
until the end of my stargate vision
Among the star I rest now
it's the time of silent
Only the sound of falling stars break the silent
Only in my dreams exist this world
It's just wonderful to hover in the empty space
No feelings for humanity
a perfect world for me
I wish it last forever
This world made from depths of the darkest space of mind
Such vision of deathview
I search now for my death and meet the shadow world

دنیای جدیدی اشکار شد
دنیای در میان ستارگان
من ستاره ام را پیدا کردم و ان خانه ی من شد
و تا پایان این رویای ستاره ای مال من خواهد ماند
در میان ستارگان آرمیده ام
زمان ارامش و سکوت است
فقط صدای سقوط ستارگان این سکوت را می شکند
فقط در رویاهای من این دنیا وجود دارد
واقعا در فضایی تهی شناور بودن شگفت انگیز است
هیچ حسی نسبت به بشریت نیست
دنیای بی عیب و کامل برای من
ارزو می کنم تا ابد اینجا بودم
این دنیا از فضاهای اعماق ذهن بشری درست شده
مانند دید انسان به مرگ
من به دنبال مرگم می گردم تا به دنیای سایه ها را بروم

Metalzadeh
19-04-2007, 02:25
Aeons ago the legends tell we rode onward
Led astray by the northern chaos gods
Calm before the storm we came from the north...
Horses roamed in the open landscaped

The scald sang to their kings
Only he who battle wins
The scald sang to their kings
Let the battle he fought to the won

Tremble with fear for the banner of our kings
War now calls heed to the battle
Hear our swords clinging in the wind
Men cast from their saddles horses roar and scream
Descendants of wrath and the kingdoms of fear...
The might we possess burn like fire
The will remain in our northern hearts...
More scalps to be won - an eye for an eye

Aeons ago the legends tell we rode onward
Led astray by the northern chaos gods
One by one by the northern tribe you fall
One by one... die by the strongest of them all
Still theres only greatness sunged in those who fell
Who battled strong to win these wars...
One by one we took your lives

Grey mist swirl across the meadows...
Where battles once ruled the steps
Where the ancient armours of bronce
Are buried and corrored by time
Strong where those who won the war...
And the legends tell only of wrath
As brothers of the northern tribes...
They guarded the horders of chaos
We leave this Battlefields ground
Red where the rivers of blood
Unforgotten by the ones...
Born of strength and glory

افسانه ها می گویند ما قرن ها قبل به سوی جلو پیش می رفتیم
توسط خدایان اشفتگی شمالی به بیراهه هدایت می شدیم
همانند ارامش قبل از طوفان از شمال امدیم
اسب ها در طبیعت ازاد پرسه می زنند

خون های جوشانی را تقدیم پادشاهان می کردند
او تنها کسی است که جنگ را با پیروزی پشت سر می گذارد
خون های جوشانی را تقدیم پادشاهان می کردند
میدان نبرد به او اجازه داد انقدر بجنگد تا پیروز شود

ترس و لرزها برای پرچم پادشاهان
جنگ اکنون به مبارزه اعتنا می کند
بشنو صدای برخورد شمیرهایشان را در باد
جنگجویان در حالی که جیغ می زدند و غرش می کردند از اسب هایشان سر نگون می شدند
فرزندان خشم و پادشاهی وحشت...
قدرتی که داشتیم مانند اتش سوخت
جمجمه های بیشتری برای پیروز شدن نیاز است – چشم در برابر چشم

افسانه ها می گویند ما قرن ها قبل به سوی جلو پیش می رفتیم
توسط خدایان اشفتگی شمالی به بیراهه هدایت می شدیم
شما یک به یک توسط طایفه ی شمالی سقوط می کنید
یک به یک... می میرید توسط قویترین انها
کسی که با قدرت جنگید تا در این جنگ ها به پیروزی دست یابد
یک به یک , جانهایتان را می گیریم

مهی خاکستری رنگ در سرتاسر چمنزار چرخ می خورد
جایی که زمانی رتبه ها و درجه ها را جنگ تعیین می کرد
جایی که زره های کهن پولادین
دفن شده اند و بر اثر زمان پوسیده شده اند
محکم و سخت است جایی که انها پیروز جنگ شدند
و افسانه ها فقط و فقط از خشم و غضب می گویند
مانند برادران قبایل شمالی...
انها از گروه های اشفتگی محافظت می کردند
ما این میادین جنگ را ترک گفتیم
سرخ , جایی که رودخانه ها خونی بود
توسط هیچ کس فراموش نخواهد شد...
طبیعتی از قدرت و افتخار

Metalzadeh
19-04-2007, 02:31
Scornful, relentless memory
Ripped of all but drive
Undressed by betrayal
Zero tolerance for the souldead
Wish I was the violence,
Inflicted upon you

Fuel for Hatred, air raid siren to mankind

Little you,
Still like a claw in my eye
Pulsating organic rage
I should have let you off of the hook
Mind drifts
Into dynamic pain
Universal onslaught
I'm on my own (One soul, one hate)

Fuel for Hatred, air raid siren to mankind

Damnation, holocaust
Devil horns for you to ride
Time for the angel
To spread his wings and fly
World opponent,
Wishmaster of gruesome pain
Stormtroops' frantic fury,
Demoniac spitfire!

Abortion of religious life, distinguish the rot
I hate you
To a level of intoxication
Don't feel alone,
I've got enough
I wish you slow death,
Slow death by grinding

Fuel for Hatred, air raid siren to mankind

تحريک به عداوت

خاطرات مسخره و بيرحم
جدا شده از همه , اما کماکان ادامه دارد
عريان شده توسط خيانت
روح مرده تاب و تحمل ندارد
ای کاش من خشن بودم
و چون ضربتی بر تو وارد می شدم

تحريک به عداوت ، به گوش می رسد , سفير هجوم آسمان به بشر

توی کوچک
هنوز هم چون پنجه ای در چشم من هستی
خشم درونی مرا بيدار می کنی
من بايد تو را از درون دام رها می ساختم
ذهنم بی اراده حرکت مي کند
به سوی دردي متحرک
يورشی همگانی
من به خود متکی هستم (يک روح ، يک تنفر)

تحريک به عداوت ، به گوش می رسد , سفير هجوم آسمان به بشر

لعن ، قتل عام با اتش
شيپورهای شيطان برای شما نشانه آغاز است
زمانی برای فرشته
تا بالهايش را بگستراند و پرواز کند
مخالف دنيا
ارباب آرزوهای دردهای مهيب است
سربازان طوفان ، خشمي کور
آتشبارهای شيطانی

نقص زندگی مذهبی ، تشخيص و درک تباهی و فساد
من از تو منزجرم
تا سر حد خوشی
احساس تنهايی نميکنم
زيرا تا کنون به اندازه کافی چنين بوده است
برای تو مرگی آهسته آرزو می کنم
مرگی آهسته و فرسايشی

تحريک به عداوت ، به گوش می رسد , سفير هجوم آسمان به بشر

Hectorist
19-04-2007, 13:51
سلام
داوود جان یه سری از ترجمه هایی که گذاشتی کار خود منه [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ][1].gif
میشه بگی از کدوم سایت برداشتی که برم سراغ طرف [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ][1].gif

راستی تراک under a funeral moon کار Gorgoroth نیست مطلق به بند Darkthrone هست ;)

موفق باشی

راستش رو بخوای نمی دونم . یه سرچ کردم به این اطلاعات دست یافتم !!! :27:

ولی دوباره سرچ می کنم اگه پیدا کردم برات Off میزارم.

Doyenfery
20-04-2007, 06:36
Shroud Of False


We are just a moment in time
A blink of an eye
A dream for the blind
Visions from a dying brain
I hope you don't understand


نقاب خطا


ما تنها (فقط) لحظه ای در زمان هستیم
پلک زدن یک چشم
رویای یک نابینا
تصویر ذهنی در حال مرگ
آرزو می کنم که (حرفم را) نفهمی !!!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یکی دیگه از کارههای بند آنادما که آدمو ساعت ها به فکر وا میداره !

دانلود :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

niloofar khanum
21-04-2007, 02:26
سلام DOyenfery جان
ممنون
خیلی قشنگن

Metalzadeh
21-04-2007, 04:17
Witchcraft, blood and Satan
Meet the face of Death
Blood
Fire
Torture
Pain
KILL

Witchcraft, blood and Satan
Meet the face of Death
Blood
Fire
Torture
Pain

Winds of war, winds of hate
Armageddon, tales from Hell
The wage of mayhem, the wage of sin
Come and hear, Lucifer sings

Command for blood, command for war
Command for Satan, command for Hell
Command for blood, command for war
Command for Satan, command for Hell
Command for blood
Command for Satan
Command for you

جادوگری خون و شیطان
ملاقات با چهره ی مرگ
خون
اتش
شکنجه
درد
بکش

بادهای جنگ , بادهای تنفر
رستاخیز از جهنم میگوید
مزد شکنجه , مزد گناه
بیا و بشنو صدای لوسیفر را

فرمان برای خون ریزی , فرمان برای جنگ
فرمان برای شیطان , فرمان برای جهنم
فرمان برای خون ریزی , فرمان برای جنگ
فرمان برای شیطان , فرمان برای جهنم
فرمان برای خون ریزی
فرمان برای شیطان
فرمان برای تو

Atman
22-04-2007, 16:41
generals gathered in their masses

just like witches at black masses

evil minds that plot destruction

sorcerers of death construction

in the fields the bodies burning

death and hatred to mankind

poisoning their brainwashed minds


politicians hide themselves away

they only started the war

why should they go out to fight

they leave that role to the poor

time will tell what's on their power minds

making war just for fun

treating people just like pawns in chess

wait' till their judgment day comes

now in darkness world stops turning

ashes where the bodies burning

no more war pigs got the power


hand of god has struck the hour

day of judgment god is calling

begging mercy for their sins

satan laughing spreads his wings

ژنرال ها در ستاد گرد هم اند

همچون جادوگران در آیین شیطانی شان

فکر های پلید طراح نابودی

سا حران بر پاگر تندیس مرگ

در میدان کارزار اجساد می سوزند

همچنان که ماشین جنگ به حرکتش ادامه می دهد

مرگ و نفرت از نوع بشر

مغزهای شستشو یا فته شان را مسموم کرده است

سیاستمداران خود را مخفی می کنند

آنها تنه آغازگر جنگ اند

چرا به جنگ بروند

آن کار را به مردمان نگو ن بخت واگذار می کنند

زمان هویدا می کند آنچه را که در افکار قدرت طلبشان بود

به راه انداختن جنگ تنها برای سرگرمی

بکار گرفتن انسانها همچون پیادگان شطرنج

به انتظار باش تا رسیدن روز جزایشان

اکنون جهان در تاریکی از حرکت باز می ایستد

آنجا که اجساد می سوختند جز خاکستر چیزی نمانده

خوکهای جنگ دیگر قدرتی ندارند

آن زمان که در صور میدمد اسرافیل

روز جزا پروردگار است که فرا می خواند

و خوکهای جنگ به زانو می خزند

طلب ترحم و بخشش می کنند برای گناها نشان

و شیطان هست که قهقه سر میدهد و بالهایش را می گشاید

Atman
22-04-2007, 17:02
Unchian the colours before my eyes,
Yesterday's sorrows, tomorrow's white lies.
Scan the horizon, the clouds take me higher,
I shall return from out of fire.

Tears for rememberance And Tears for joy.
Tears for somebody And this lonely boy.
Out in madness,
The all seeing eye,
Flickers above us, to light up sky.

Unchian the colours before my eyes,
Yesterday's sorrows, tomorrow's white lies.
Scan the horizon, the clouds take me higher
I shall return from out of

رنگ ها را از برابر چشمانم بگسل،
غمهای دیروز، دروغ های مصلحتی فردا.
در افق جستجو کن،ابر ها مرا بالا می برند،
از میان آتش باز خواهم گشت.

اشک هایی برای یادبود، اشک هایی برای شادی،
اشک هایی برای یک نفر و این پسر تنها.
آنجا در دیوانگی،
چشم همه چیزبین،
بالای سرمان چشمک می زند تا آسمان را روشن کند.

رنگ ها را از برابر چشمانم بگسل،
غمهای دیروز، دروغ های مصلحتی فردا.
در افق جستجو کن،ابر ها مرا بالا می برند،
از میان آتش باز خواهم گشت.

Atman
22-04-2007, 17:08
Elimination, Elimination,Elimination

Die, Why, Walk Down, Walk Down

A whole race Genocide
Taken away all of our pride
A whole race Genocide
Taken away, watch them all fall down

Revolution, the only solution
The armed response of an entire nation
Revolution, the only solution
We've taken all of your shit, now it's time for restitution.

Recognition, Restoration, Reparation
Watch them all fall down.

The plan was mastered and called Genocide
( never want to see you around )
Took all the children and then we died
Took all the children and then we died
The few that remained were never found
The few that remained were never found
All in a system of Down.... Down.... Down.... Down....
Walk Down....

حذف شدن. حذف شدن. حذف شدن

مرگ. چرا. قدم زدن در سراشیبی. پایین رفتن

یک قتل عام نژاد پرستانه کامل
همه افتخاراتمان بر باد رفت
یک نسل کشی بی عیب و نقص
دور شده ایم. تماشا کن همه شان سقوط می کنند

انقلاب. تنها پی آیند و نتیجه
واکنش مسلحانه از یک ملت تمام عیار
انقلاب. تنها نتیجه
ما همه آشغال های شما را بردیم. حال زمان تاوان و جبران است

باز شناسی. بازسازی. ترمیم
تماشا کن آنها هم همه سقوط می کنند

نقشه سر بسته و محرمانه. قتل عام نام داشت
( نمی خواهم تو را این دور و برها ببینم )
همه کودکان را با خود ببر و بعد از آن ما می میریم
همه کودکان را با خود ببر و بعد از آن ما می میریم
آن چند تایی هم که باقی مانده اند هرگز پیدا نشدند
آن چند تایی هم که باقی مانده اند هرگز پیدا نشدند
همه در نظامی فروپاشیده.... فروپاشیده.... فروپاشیده.... فروپاشیده....
حرکت در سراشیبی نزول و سقوط

Hectorist
22-04-2007, 21:42
Within Temptation - Stand My Ground


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

I can see

می تونم ببینم

When you stay low nothing happens

وقتی که در پستی قرار می گیری ، هیچ اتفاقی نمی افته

Does it feel right ?

به نظر درست نمیاد ؟

Late at night

وقت دیر شب

Things I thought I put behind me

به چیزهایی که فکر کردم ، گذاشتم کنار

Haunt my mind

عقلم رو استفاده کردم

I just know there's no escape

می دونم که فراری وجود نداره

Now once it sets its eyes on you

الآن به تو چشمهای او دوخته شده

But I won't run, have to stare it in the eye

اما نخواهم دوید، باید به چشمانش زل بزنم

Stand my ground, I won't give in

در جایم می مانم ، تسلیم نخواهم شد

No more denying, I got to face it

دیگه انکاری وجود نداره ، با او روبرو می شوم

Won't close my eyes and hide the truth inside

چشمانم رو نخواهم بست و در حقایق درونم پنهان می شوم

If I dont make it, someone else will

اگه نتونم اینو انجام بدم ، کس دیگری می تونه

Stand my ground

جایم رو بگیره

It's all around

در این اطراف

Getting stronger, coming closer

قوی شدن ، بسته شدن

Into my world

در دنیای خودم

I can feel

می تونم حس کنم

That it's time for me to face it

این زمان روبرو شدن من با این است

Can I take it?

آیا می تونم پیروز بشم ؟

Though this might just be the ending

باز هم می تونه که پایانش نباشه

Of the life I held so dear

صاحب ارزش زندگی شدم

But I won't run, there's no turning back from here

اما نخواهم دوید ، از اینجا بازگشتی نیست

Stand my ground, I won't give in

در جایم می مانم ، تسلیم نخواهم شد

No more denying, I got to face it

دیگه انکاری وجود نداره ، با این روبرو میشم

Won't close my eyes and hide the truth inside

چشمهامو نخواهم بست و در حقایق درونم پنهان می شوم

If I dont make it, someone else will

اگه اینو انجام ندم ، کس دیگه ای می تونه

Stand my ground

جایم رو بگیره

All I know for sure is I'm trying

بدون شک تنها چیزی که می دونم اینه که تلاش می کنم

I will always stand my ground

همیشه در جایم خواهم ماند

Stand my ground, I won't give in

در جایم می مانم ، تسلیم نخواهم شد

I won't give up

باز نخواهم گشت

Artık inkar yok, onunla yüzleşirim

دیگه انکاری وجود نداره ، با این روبرو میشم

Won't close my eyes and hide the truth inside

چشمهامو نخواهم بست و در حقایق درونم پنهان می شوم

If I dont make it, someone else will

اگه اینو انجام ندم ، کس دیگه ای می تونه

Stand my ground

در جایم می مانم

Hectorist
22-04-2007, 21:46
Entwined in misery ---- I llusion play-2004

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Shape Of Despair




All these years in absence .

همه این سالها در غیبت
forgiveness does not reveal itself

بخشایش خود را آشکار نمی کند

...and emptiness falls before me...

... و پوچی برای من از بین می رود ...

And silence this life,

و این زندگی به سکوت می رود
Every word is whispered through me

هر کلمه توسط من محرمانه گفته شد
And all emotions will cry,

و تمام عاطفه ها گریه خواهند کرد
Leaving me still alone.

اینجا را با آرامش ترک می کنم
Every moment still awaits,

هر لحظه هنوز منتظر می باشد
For nothing

برای هیچ چیز
It brings fir me.

آن برای من fir (سمبل استقامت) می آورد
Everythings is entwined in misery.

همه چیز در بدبختی پیچیده می شود.
All these years in absence

همه این سالها در غیبت
...forgiveness does not reveal itself...

بخشایش خود را آشکار نمی کند

Hectorist
22-04-2007, 21:51
Long lost ----- frozen dust 2002

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Morphia


I float away over a sea

من بروی دریا شناور هستم

Surrounded by darkest mist

در غبار سیاهی محاصره شدم

Dark colours all around

رنگ های سیاه ( بدبختی ها) در اطراف ما هستند

And nothing left to see

بسیاری از چیزها بر عکس اون چیزی هستند که تو می بینی

But still I try to find my way

اما هنوز من سعی می کنم که راه ام را بیابم

Where should I go 'cause I don't know

من باید از اینجا برم به این دلیل که من اینجا رو نمی شناسم

I point my eyes towards the sun

چشمان من نوری را می بینند

And hope it guides me to my goal

و امید من به این راهنماست(هر چیزی می تونه باشه) که هدف منه

The darkest grey is high above

تاریک ترین خاکستری در بالای بالا است

Will tear apart and drift away

اشک های اراده جدا از هم و به بیرون رانده می شوند

The deepest blue soon will appear

عمیق ترین روشناییها بزودی ظاهر خواهند شد

And the light will start to shine

و نور شروع خواهد به درخشیدن

Where darkness was now light will be

بعد از هر تاریکی روشنایی وجود دارد

And then I see what's around me

سپس می بینم آنچه که در اطراف من است

But still I try to find my way

اما هنوز من سعی می کنم که راه ام را بیابم

Where should I go 'cause I don't know

من باید از اینجا بروم به این دلیل که اینجا رو نمی شناسم

My journey now goes on and on

سفرم را حالا ادامه می دهم

And while it lasts

و زمانیکه آن ادامه می یابد

I see all those places

من تمام آن مکان ها را می بینم

Some I like and some I don't

بعضی چیزا رو دوست دارم و بعضی چیزا رو انجام نخواهم داد

Some are frightening

بعضی ها دارند می ترسانند

And some are the most beautiful

و بعضی ها دنبال زیبایی بی اندازه هستند

But still I try to find my way

اما هنوز من سعی می کنم که راه ام را بیابم

Where should I go 'cause I don't know

من باید از اینجا بروم به این دلیل که اینجا رو نمی شناسم

I point my eyes towards the sun

چشمان من نوری را می بینند

And hope it guides me to my goal

امید من به راهنما(می تونه هر چیزی باشه) که هدف منه

My destiny, what is that

تقدیرم آنچنان است

Who am I, What should I do

من چه کسی هستم چه کاری باید انجام دهم

What's my goal, my destiny

هدف من تقدیر من چه چیزی است

Hectorist
22-04-2007, 21:55
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Dimmu Borgir


Tormentor Of Christian Souls



I could drag you to my chambers

And strip you naked in darkness

I could pull your fingernails out one by one

And rape you till you find no hope

I could rip your guts out

And let you watch me

Sacrifice your unborn child

I could leave you to starve

And even bring you to total silence

...for once

For I find no pleasure in your physical pain

I want your christian soul to crumble

Your fucking soul

When I have seen your church go up in flames

And you are weeping I will laugh

When I have seen you mourn over loved ones

I will feel bliss when your mortal soul is in ruins

I will grin in the shadows

For that gives me pleasure

Tormenting a christian soul


زجر دهنده روحهای مسیحی



من میتونستم شما رو به محفظه هایم بکشم
و شما در تاریکی لخت می شوید
من می تونستم ناخن های شما رو یکی پس از دیگری بکشم
و شما رو بگا.. تا هیچ امیدی پیدا نکنید
من میتونستم از بیرون روده ها تونو پاره کنم
و بهتون اجازه میدم که منو نگاه کنید,
فدا کاری بچه زاییده نشدتون!
من میتونستم شماها رو ترک کنم تا گرسنگی بکشید،
و حتی شما هم برای سکوت جمع میشوید!
برای یک بار...
و من هیچ خوشی در درد بدنتون پیدا نمیکنم
من میخوام روح مسیحیتون خرد بشه
روحتون گایی.. شد!
وقتی که من کلیساهاتون رو موقع رفتن روی شعله ها دیدم
و شما دارید اشک میریزید و من خواهم خندید
وقتی شما رو برای سوگواری عشق دیگری میبینم،
من احساس لذت میکنم وقتی روح فانیتون در خرابه هاست
و در سایه ها با خنده میگویم
برای این به من خوشی بدهید...

Doyenfery
25-04-2007, 18:33
I Disappear



Hey, hey, hey
Here I go now
Here I go in to new days
Hey, hey, hey
Here I go now
Here I go into new days
I'm pain, I'm hope, I'm suffer
Yeah, hey, hey, hey, yeah
Here I go into new days

Hey, hey, hey
Ain't no mercy, ain't no mercy there for me,
Hey, hey, hey
Ain't no mercy, ain't no mercy there for me,
I'm pain, I'm hope, I'm suffer
Yeah, hey, hey, hey
Ain't no mercy, ain't no mercy there for me

Do you bury me when I'm gone
Do you teach me while I'm here
Just as soon as I belong, then it's time I disappear

Hey, hey, hey
And I went, and I went on down that road
Hey, hey, hey
And I went on, and I went on down that road
I'm pain, I'm hope, I'm suffer
Hey, hey, hey
Yeah and went on, and I went on down that road

Do you bury me when I'm gone
Do you teach me while I'm here
Just as soon as I belong, then it's time I disappear(2x)

(background)
(Just like that
I'm gone, I'm gone oh baby I'm gone
I'm gone, I'm gone baby
I'm gone, I'm gone)

Do you bury me when I'm gone
Do you teach me while I'm here
Just as soon as I belong, then it's time I disappear(2x)


ناپدید می شوم


آهای, آهای, آهای
قدم می گذارم
بر روز های نو قدم می گذارم
آهای, آهای
قدم می گذارم
برروز های نو
دردم , امیدم , رنجم
آهای
من بر روز های نو قدم می گذارم

آهای رحمتی بر من نیست
آنجا بر من رحمتی نیست
آهای
آنجا بر من
رحمتی نیست
دردم , امیدم , رنجم
آهای
آنجا بر من رحمتی نیست

به خاکم می سپاری به هنگام مرگ
به من می آموزی تا هستم
درست آنگاه که خو می گیرم
وقتی است که ناپدید می شوم

آهای آهای
و من
و من بر آن راه قدم نهادم
آهای آهای
و من
و من آن راه را پیمودم.
دردم , امیدم , من رنجم
آهای, آهای , آهای, آهای
و من آن راه را پیمودم

Doyenfery
26-04-2007, 20:46
Sabbra Cadabra



I feel so good, I feel so fine
Love that little lady, always on my mind
She gives me love every night and day
Never gonna leave her, never going away

Someone to love me, you know she makes me feel alright!
Someone to need me, love me every single day!

I feel so happy since I met that girl
When we're making love it's something out of this world
It feels so good to know that she's all mine
Gonna love that woman till the end of time

Someone to live for, I'll love her till the end of time!
She makes me feel happy, it's good to know that she's all mine

I am the world that hides
The universal secret of all time
Destruction of the empty spaces
Is my one and only crime
I lived a thousand times
I found out what it means to be believed
The thoughts and images
The unborn child never was conceived
You gotta believe me!
Hey! I'm talkin' to you!
Well, I know it hard for you
To know the reason why
And I know you'll understand
When it's time to die
I don't believe the knife you have
Will be the only one
You have to let your body sleep
To let your soul live on, Ha Ha!!

Feel so happy since I met that girl
When we're making love, it's something out of this world
Feel so good to know that she's all mine
Gonna love that woman till the end of time

Someone to live for, love her till the end of time!
She makes me feel happy, it's good to know she's all mine,
She's all mine, yeah!



اجی مجی لاترجی

سخت سر خوشم و سخت شادان
به آن بانوی کوچکی که در همیشه در فکرم هست , عشق می ورزم
روز و شب به من عشق می ورزد
هرگز ترکش نمی کنم
هرگز نمی روم

کسی که مرا دوست دارد
تو می دانی که مرا خوشحال می کند, آری خوشحال
کسی که محتاج من است
هر شب بدون استثتا به من عشق می ورزد , آری

از روزی که او را دیدم , سخت شادانم
لحظات عشق ورزیمان
حال و هوایی است خارج از این دنیا
دانستن این که فقط مال من است, احساس خوش آیندی است
تا آخر زمان دوستش خواهم داشت

کسی که به خاطرش زندگی کنی
کسی که مرا تا آخر زمان دوست خواهد داشت
او مرا سخت شاد می کند
دانستن این که فقط مال من است احساس خوش آیندی است

من آن دنیایی ام که نهان می دارد
راز جهانی ابدی ازلی را
نابودی فضاهای خالی
یگانه و تنها جنایت من است

من هزاران بار زیسته ام
پی برده ام به ارزش باور شدن
اندیشه ها و تصویر ها
کودک زاده نشده ای که هرگز نطفه اش بسته نشد
تو باید مرا باور کنی
آهای , با تو سخن می گویم

می دانم که برایت سخت دشوار است
پی بردن به دلیل چرایی ها
و می دانم به هنگام مرگ
بیشتر درک خواهی کرد
باور نکن که زندگی امروز
تنها زندگیت است
باید بگذاری بدنت به خواب رود و بگذاری جانت همچنان زندگی کند

Metalzadeh
27-04-2007, 04:52
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]'s%20gone.jpg


Eyes of pain - eyes of death
Death has come - life is gone
Humanity in the sphere of death
The world falls down...
When the sky turns black
When the sky turns black - black

Desperate cry (in the) infinity of life
The world destroyed by humynity itself
Life ended as the world falls down
The death is the door of life

God forgot their mistakes of life
The nature burn in time
Heaven fall silent down
The world went black when the war...

Death is the way
You find the life
Your mind will die
And you will cry

Your god shout down
The punish of time
The angel of death
Will now become

Seeing days like the time of eternal night
The world burns now the end of life has come for me
Insanity, infinity in this life of pain
Flames of sorrow deepest hate destroyed the life

Stand alone in the night
Sorrow in your mind
Tears in your eyes
Destroy your inner faith
Faces of death before your mind
Insanity for all the time
God will cry for your soul
Your heart is seeing black
Heaven of love is waiting you
Let us fly to the sky
End of life for every soul

چشم های درد – چشم های مرگ
مرگ خواهد امد – زندگی می رود
بشریت در احاطه مرگ
دنیا سقوط می کند...
وقتی که اسمان سیاه می شود
وقتی که سیاه می شود – سیاه

گریه ای بی امید در زندگی ابدی
دنیا ویران خواهد شد توسط خود انسان
زندگی پایان می یابد وفتی دنیا سقوط کند
مرگ دریست به سوی زندگی

خدا اشتباهات زندگیشان را فراموش می کند
بهشت به ارامی نابود می شد
دنیا رو به سیاهی رفت زمانی که جنگ...

زمان سوختن هستی
مرگ راهیست
که زندگی را پیدا کنی
افکارت خواهد مرد
و تو خواهی گریست

خدایت خاموش می شود
زمان شکنجه
فرشته مرگ
می اید حالا

روزهایی را می بینی شبیه به شب های بی پایان
هستی می سوزد حالا پایان زندگی برای من می اید
دیوانگی درد بی پایان در این زندگی
شعله های غم تنفر عمیق هستی را نابود خواهد ساخت

تنها در تاریکی بایست
در ذهنت غم
در چشمت اشک
اعتقاد درونیت را نابود کن
چهره های مرگ پیش روی ذهنت
جنون تا اخر عمرت
خدا هم برای روحت می گرید
سیاه است قلبت
منتظر توست بهشتی (اسمان) از عشق
بگذار پرواز کنیم به اسمان
پایان زندگی برای همه ی ارواح

Torment
28-04-2007, 03:10
Loverman
There's a devil waiting outside your door (How much longer?)
There's a devil waiting outside your door (How much longer?)
And he's bucking and braying and pawing at the floor (How much longer?)
And he's howling with pain, crawling up the walls (How much longer?)
There's a devil waiting outside your door (How much longer?)
And he's weak with evil and broken by the world (How much longer?)
And he's shouting your name and asking for more (How much longer?)
There's a devil waiting outside your door (How much longer?)



Loverman
شیطان پشت در منتظر ِ [ ومیگه: ] ( چقدر طول می کشه؟ )
شیطان پشت در منتطر ِ ( چقدر طول می کشه؟ )
او جفتک میندازه و عرعر می کنه و به زمین چنگ میزنه ( چقدر طول می کشه؟ )
از درد زجه می زنه و از دیوار بالا میره شیطان پشت در منتطر ِ ( چقدر طول می کشه؟ )
شیطان پشت در منتطر ِ (چقدر طول می کشه؟)
او از شرارت سست شده و بدست دنیا شکسته شده ( چقدر طول می کشه؟ )
او اسمت رو فریاد می زنه و چیزهای بیشتری می خواد [ که بدونه ] ( چقدر طول می کشه؟ )
شیطان پشت در منتطر ِ ( چقدر طول می کشه؟ )


Loverman! Since the world began
Forever, amen, till the end of time, yeah
Take off that dress, oh
I'm coming down, yeah
I'm your loverman, yeah
'cause I am what I am what I am what I am what I am


LOVERMAN ! از وقتی دنیا شروع شده
تا ابد،آمین،تا آخر الزمان ،یه
اون لباسو در آر، اُه
دارم میام پایین،یه
من عاشق توام ، آره

چون من چی ام؟من چی ام؟چی ام؟چی ام؟من ...


L is for LOVE, baby
O is for ONLY you that I do
V is for loving VIRTUALLY everything that you are
E is for loving almost EVERYTHING that you do
R is for RAPE me
M is for MURDER me
A is for ANSWERING all of my prayers
N is for KNOWING your loverman's going to be the answer to all of yours

L یعنی عشق عزیزم
O یعنی فقط عاشق تو بودن
V یعنی واقعا" عاشق تو بودن ، هر چی که هستی
E یعنی تقریبا" عاشق هر کار تو بودن
R یعنی به من تجاوز کن
M یعنی من و بکش
A یعنی پاسخ دادن به تام عبادت هایت
N یعنی بدون که عاشقت می خواد همشو جواب بده




Loverman! Till the bitter end
While the empires burn down
Forever and ever and ever, ever, amen
I'm your loverman
So help me, baby
So help me, baby
'cause I am what I am what I am what I am what I am
I'm your loverman

LOVERMAN ! تا انتهای درد

وقتی فرمانورایان نابود شوند
تا ابد و همیشه و همیشه ، همیشه ، آمین
من عاشق تو ام
پس مرا یاری کن ، عزیزم
پس مرا یاری کن ، عزیزم
چون من چی ام؟من چی ام؟چی ام؟چی ام؟من ...


There's a devil crawling along your floor (How much longer?)
There's a devil crawling along your floor (How much longer?)
With a trembling heart, he's coming through your door (How much longer?)
With his straining --- in his jumping paw (How much longer?)
Ooh, there's a devil crawling along your floor (How much longer?)
And he's old and he's stupid and he's hungry and he's sore
And he's blind and he's lame and he's dirty and he's poor
Gimme more, gimme more, gimme more,
Gimme more, gimme more, gimme more (How much longer?)
There's a devil crawling along your floor


شیطان به اطاق تو می خزه (چقدر طول می کشه؟)
شیطان به اطاق تو می خزه (چقدر طول می کشه؟)
با یک قلب لرزان ، از در عبور می کنه (چقدر طول می کشه؟)
***Censored***
اُه،شیطان به اطاق تو می خزه (چقدر طول می کشه؟)
و او پیر و احمق و گرسنه و برافروخته اس
او. کور و لنگ و کثیف و ضعیف ِ
بیشتر بده ،بیشتر بده ،بیشتر بده
بیشتر بده ،بیشتر بده ،بیشتر بده (چقدر طول می کشه؟)
شیطان به اطاق تو می خزد


Loverman! Haha! And here I stand
Forever, amen
'cause I am what I am what I am what I am, hey
Forgive me, baby
My hands are tied
And I got no choice, no, no, no, no
I got no choice, no choice at all


LOVERMAN ! و اینجاست که من می ایستم
برای همیشه ،آمین
چون من چی ام؟من چی ام؟چی ام؟ هی
منو ببخش عزیزم
دستانم بسته شد
و هیچ اختیاری ندارم ، نه ، نه ، نه ، نه
من هیچ اختیاری ندارم ، به هیچ وجه اختیاری ندارم


I'll say it again
L is for LOVE, baby
O is for OH yes I do
V is for VIRTUE, so I ain't gonna hurt you
E is for EVEN if you want me to
R is for RENDER unto me, baby
M is for that which is MINE
A is for ANY old how darling
N is for ANY old time

دوباره این رو میگم
L یعنی عشق عزیزم
O یعنی اُه آری عزیزم
V یعنی خوبی ،پس من نمی خوام تو رو آزار بدم
E یعنی حتی اگه تو بخوای
R یعنی به من دادن ، عزیزم
M یعنی انچه که مال من است
A یعنی همه ی محبوبیت گذشته
N یعنی تمام زمان گذشته


Loverman! Yeah, yeah, yeah! I got a masterplan, yeah
To take off your dress, yeah
And be your man, be your man, yeah
Seize the throne, haha
Seize the mantle
Seize the crown, yeah
'cause I am what I am what I am what I am, that I am
I'm your loverman


Loverman! Yeah, yeah, yeah! من یه نقشه کلی دارم ، آره
برای درآوردن لباست ، آره
و شوهرتو بودن ، مرد تو بودن ، آره
ربودن تخت سلطنت ، ها ها
ربودن ِ شنل و
تاج سلطنت ، آره
چون من چی ام؟من چی ام؟چی ام؟چی ام؟من ...
من عاشق توام


There's a devil laying by your side (How much longer?)
There's a devil laying by your side (How much longer?)
You might think he's asleep, but take a look at his eyes (How much longer?)
And he wants you, baby, to be his bride (How much longer?)
And there's a devil laying by your side (How much longer?)


شیطان کنار تو می خوابد (چقدر طول می کشه؟)
شیطان کنار تو می خوابد (چقدر طول می کشه؟)
تو ممکن ِ فکر کنی که او خوابیده ، اما یه نگاهی به چشماش بنداز (چقدر طول می کشه؟)
و او تو رومی خواد ،عزیزم ، که عروسش بشی (چقدر طول می کشه؟)
شیطان کنار تو می خوابد (چقدر طول می کشه؟)


Loverman! Loverman! Loverman!
I'll be your loverman!
Till the end of the time!
Till the empires burn down!
Forever, amen
I'll be your loverman
I'll be your loverman
I'm your loverman
I'm your loverman
Yeah, I'm your loverman
I'm your loverman
Loverman
I'm your loverman
I'm your loverman
I'm your loverman
Yeah, I'm your loverman
Yes, I'm your loverman
Loverman
Loverman
Loverman
Forever, amen
Loverman
(How much longer?)



Loverman! Loverman! Loverman!

من ، عاشق تو خواهم بود
تا آخرالزمان
تا وقتی فرمانروایان نابود شوند
برای همیشه ، آمین
من عاشق تو خواهم بود
من ، عاشق تو خواهم بود
من عاشق توام
من عاشق توام
آره ، من عاشق توام
من عاشق توام
عاشق
من عاشق توام
من عاشق توام
من عاشق توام
آره ، من عاشق توام
بله ، من عاشق توام
برای همیشه ، آمین
عاشق
( چقدر طول می کشه؟ )__________________________________________

منبع : Myself
آهنگه لاور من از متالیکا از معدود آهنگاییه که در مورده عشقه این هم نه از خوده James.
آقا پدرام ممنون از اشعار Graveworm
و امیدوارم که این آهنگو خراب نکرده باشم.:13:
_________________________________________

Metalzadeh
28-04-2007, 23:22
آهنگه لاور من از متالیکا از معدود آهنگاییه که در مورده عشقه این هم نه از خوده James.
آقا پدرام ممنون از اشعار Graveworm
و امیدوارم که این آهنگو خراب نکرده باشم.

دستت درد نکنه
قشنگ بود بسیار هم خوب ترجمه کرده بودی ;)
Graveworm هم قابلت رو نداشت
موفق باشی

Metalzadeh
29-04-2007, 03:39
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


Once Upon A Time As Black Metal Ruled.
The Blood Was Hot. The Hearts Were Strong.
The Future Seems To Be Ours.

But Nothing More Remained. Because Black Metal Died.
Gone The Days Of Pure Underground. Of Spirit, Pain And Fire.

So Listen To Your heart, What Black Metal Means To You.
You're Weak Destroy Yourself. You're From Old Days Remember His Corpse.

So I Summon The Old Warriors. That We Shall Begin.
To Kill The False And Hate One To Satisfy Our Hate.

Because
My Soul Is Possessed By Black Fucking Metal
My Soul Is Possessed By Black Fucking Metal
My Soul Is Possessed By Black Fucking Metal
My Soul Is Possessed By Black Fucking Metal
My Soul Is Possessed By Black Fucking Metal

سال هایی پیش , وقتی که بلک متال فرمانروایی می کرد
خون ها گرم بود و قلب ها قوی
به نظر اینده از آن ما بود

ولی دیگر چیزی باقی نمانده.چون که بلک متال مرد
روزهای موزیک زیرزمینی خالص از بین رفت.از روح و جان , درد و اتش

به ندای قلبت گوش کن.چیزی که بلک متال به تو یاد داد
توی ضعیف خودت را نابود کردی.تو از روزهای قدیم هستی , به یاد داشته باش جسدش را

پس جنگجویان قدیمی را فرا می خوانم.که دوباره شروع کنیم
برای نابود کردن اشتباهات و کینه ها , برای خشنود کردن تنفرمان

برای اینکه
روح من با بلک متال لعنتی تسخیر شده
روح من با بلک متال لعنتی تسخیر شده
روح من با بلک متال لعنتی تسخیر شده
روح من با بلک متال لعنتی تسخیر شده
روح من با بلک متال لعنتی تسخیر شده

Doyenfery
29-04-2007, 23:29
For My Fallen Angel





As I draw up my breath,
And silver fills my eyes.
I kiss her still,
For she will never rise.

On my weak body,
Lays her dying hand.
Through those meadows of Heaven,
Where we ran.

Like a thief in the night,
The wind blows so light.
It wars with my tears,
That won't dry for many years.

"Loves golden arrow
At her should have fled,
And not Deaths ebon dart
To strike her dead."



برای فرشته ی سقوط کرده ام


در حین بیرون دادن نفسم
و نقره چشمانم را پر می کند (کنایه از بی روح شدن)
هنوز می بوسمش
برای اینک هرگز بر نخواهد خواست

در کالبد ضعیف بدنم
دستان او می آرامد
در میان چمنزار بهشت
جایی که بدان فرار کردیم

مانند سارقی در شب
بادی بسیار ملایم می وزید
و با اشک های من می جنگید (اونارو خشک می کرد)
(ولی)آنها برای سالها خشک نخواهند شد

باید تیر طلایی عشق بر او فرود آید
نه نیزه سیاه مرگ
که باعث مرگ او شود

Metalzadeh
02-05-2007, 14:32
داوود جان این شعر از کی بود ؟ ;)
ممنون

Atman
02-05-2007, 15:58
I am a man who walks alone
And when I'm walking a dark road
At night or strolling through the park

When the light begins to change
I sometimes feel a little strange
A little anxious when it's dark

Fear of the dark, fear of the dark
I have constant fear that something's
always near
Fear of the dark, fear of the dark
I have a phobia that someone's
always there

Have you run your fingers down
the wall
And have you felt your neck skin crawl
When you're searching for the light?
Sometimes when you're scared
to take a look
At the corner of the room
You've sensed that something's
watching you

Have you ever been alone at night
Thought you heard footsteps behind
And turned around and no one's there?
And as you quicken up your pace
You find it hard to look again
Because you're sure there's
someone there

Watching horror films the night before
Debating witches and folklores
The unknown troubles on your mind
Maybe your mind is playing tricks
You sense, and suddenly eyes fix
On dancing shadows from behind

Fear of the dark, fear of the dark
I have constant fear that something's
always near
Fear of the dark, fear of the dark
I have a phobia that someone's
always there

When I'm walking a dark road
I am a man who walks alone

به تنهاي در جادهاي تيره و تاريك پيش مي روم.
هنگامي كه از ميان پارك گام بر ميدارم ..
هنگامي كه نور شروع به تغيير ميكند ...و جاي شب را ميگيرد
گاهي احساس عجيب . احساس ترس به سراغ من مي ايد وقتي كه تاريكي فرا ميرسد
ترس از تاريكي .ترس از تاريكي
هميشه ين ترس در وجودم هست كه چيزي نزديك هست
ترس از تاريكي .ترس از تاريكي
اين ترس در وجودم هست كه كسي انجاست
وقتي كه با انگشتانت ..و گردني افتاده خسته به دنبال روشناي ميگردي
زماني كه مي ترسي به گوشه اتاق نگاهي بياندازي..احساس ميكني چيزي تماشايت ميكند
ايا تابحال تنها در تاريكي بودهاي.زماني كه صداي پايي را ميشنوي پشت سرت
و بر ميگردي و ميبيني كسي نيست..؟؟؟؟
و زماني كه قدم هايت را تند ميكني
سخت ميبيني كه برگردي پشتت را نگاه كني
براي اينكه ميدوني كسي انجاست
تماشا كردن فيلم ترسناك در شب
در مقابل ..جادوگر ه و افسانه ها ...
فكر ناشناخته اي در ذهنت هست
ممكن هست كه ذهنت حقه بزند
احساس مي كني.ناگهان چشمانت ثابت ميماند!!!!!!!!!
بر روي سايه اي رقصان در پشتت

Doyenfery
03-05-2007, 01:49
پدرام جان دستت درد نکنه
لطفا از Burzum بیشتر ترجمه بذار
_____________________________________________
گست داگ جان دست شما هم دستت درد نکنه
خواستم خودم بذارم که شما زحمتشو کشیدی [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Metalzadeh
03-05-2007, 02:05
Band : Burzum
Song : Beholding the daughters of the firmament
Album : 1996 - Filosofem

I wonder how winter will be, with a spring that I shall never see
I wonder how night will be, with a day that I shall never see
I wonder how life will be, with a light I shall never see
I wonder how life will be, with a pain that lasts eternally
In every night there's a different black
in every night I wish that I was back to the time when I rode through the forests of old
In every winter there's a different cold
in every winter I feel so old, so very old as the night, so very old as the dreadful cold
I wonder how life will be with a death that I shall never see
I wonder why life must be a life that lasts eternally
I wonder how life will be with a death that I shall never see
I wonder why life must be a life that lasts eternally


حيرت زده ام از اينكه چگونه زمستان, بهاري خواهد شد كه من هرگز نخواهم ديد
حيرت زده ام از اينكه چگونه شب مبدل به روزي خواهد شد كه من هرگز نخواهم ديد
حيرت زده ام از اينكه چگونه زندگي, نوري خواهد شد كه من هرگز نخواهم ديد
حيرت زده ام از اينكه چگونه زندگي, دردي خواهد شد كه تا ابد ادامه دارد
در هر شبي سياهي متفاوتي وجود دارد
در هر شب آرزو مي كنم به زماني كه در ميان جنگلهاي كهن رفته بودم, برگردم
در هر زمستاني سرماي متفاوتي وجود دارد
در هر زمستان احساس پيري مي كنم, بسيار پير مثل شب, بسيار پير مانند سرماي سخت
حيرت زده ام از اينكه چگونه زندگي, مرگي خواهد شد كه من هرگز نخواهم ديد
حيرت زده ام از اينكه چرا زندگي بايد زندگي ای باشد که تا ابد ادامه يابد؟
حيرت زده ام از اينكه چگونه زندگي, مرگي خواهد شد كه من هرگز نخواهم ديد
حيرت زده ام از اينكه چرا زندگي بايد زندگي ای باشد که تا ابد ادامه يابد؟

Metalzadeh
03-05-2007, 02:07
Band : Burzum
Song : Decrepitude Part I
Album : 1996 - Filosofem

Tears from the eyes so cold, tears from the eyes, in the grass so green.
As I lie here, the burden is being lifted once and for all, once and for all
Beware of the light, it may take you away, to where no evil dwells.
It will take you away, for all eternity.
Night is so beautiful - we need her as much as we need Day


اشك از چشماني بس سرد, بر چمني بس سبز
از زماني كه من اينجا خوابيده ام, باري گران بالا رفته است, يكبار و براي همه
مراقب نور باش كه ممكن است تو را به به جايي ببرد كه هيچ شري وجود ندارد
نور تو را براي تمام جاودانگي مي برد
شب بسيار زيباست. ما به آن همانقدر نياز داريم كه به روز.

Metalzadeh
03-05-2007, 02:09
Band : Burzum
Song : Key to the Gate
album : 1994 - Det som engang var


My eyes are shut I cannot see, though clear is thy despair
I drift away - far away from places of which you seek
Though I seek thy hell, you close the gate before me
Your life is right, and I'm to follow to your paradise
I cannot fall in love,love is for them, Lusting for the sky - Heaven
Why did I come to this world of sorrow? why is this true? Where is my dagger of sacrifice
I will open the gates to Hell one day

چشمانم بسته است نمي توانم يأست را ببينم, هر چند واضح است
من از مكانهايي كه تو مي جويي دور و سرگردان مي شوم
هرچند من دوزخت را مي جويم (ولي) تو قبل از من به دروازه نزديك ميشوي
زندگي تو درست است و من دنبال بهشت تو مي گردم
من نمي توانم عاشق شوم, عشق براي آنهاست, شهوت ورزي به آسمان, بهشت
چرا من به اين دنياي پر از اندوه آمدم؟ چرا اين حقيقت دارد؟ خنجر فداكاري من كجاست؟
روزي دروازه ها را به سوي دوزخ باز خواهم كرد . . .

Metalzadeh
05-05-2007, 03:19
Band : Anathema
Song : We, the Gods


How can you climb a mountain to kill a God?
Why do you cross unknown lands, to kill our Gods?
Why do you build walls.... to starve our Gods?

Is it for the same reason you blind us?
Is this why you punish our children?
And rape our sisters?

When will we drown?
When will we burn?
Will you die with us? I think so

You are slicing your own wrists
You are tearing out your own hearts
And you are drowning your own children

So you can end it
....... Or we will

We are telling them the truth
And revealing all your lies
We do not need to climb a mountain
Or to cross unknown lands.....
....... Because we are Gods
And we will drown you
We will burn your homes

We the people, we the spirits, we the Gods.

چطور می توانی برای کشتن خدا از یک کوه بالا بری ؟
چرا از سرزمین های ناشناخته عبور می کنی , که خدای ما رو بکشی ؟
چرا دیوارها رو ساختی.... که خدایمان گرسنگی بکشد ؟

جز این است که می خواستی ما از همه چیز بی خبر باشیم ؟
به خاطر اینکه بچه های ما رو عذاب بدی ؟
و به خواهرانمان تجاوز کنی و انها را از ما بگیری

چه وقتی غرق خواهیم شد ؟
چه زمانی ما میمیریم ؟
ایا تو هم با ما میمیری ؟ اینطور فکر می کنم

تو دست هایت رو قطع کردی
قلب خودت را تکه تکه کردی
و بچه های خودت را غرق کردی

پس تو میتوانی تمامش کنی
...... یا ما این کار را انجام دهیم

ما حقیقت رو به همه می گوییم
و تمام دروغ هایت رو فاش می کنیم
ما احتیاج نداریم که از کوه بالا بریم
یا از سرزمین های ناشناخته عبور کنیم
........چون ما خدایانیم
و غرقت خواهیم کرد
ما خانه هایت را می سوزانیم

ما انسانیم , ما ارواحیم , ما خدایانیم

Metalzadeh
05-05-2007, 03:21
Band : 1349
Song : Riders of the Apocalypse

I ride on burning wings
With a blazing demon
We paint the night sky red
With the blood of god's angels
We piss on the tormented souls
Of religious believers
We rape the Virgin Mary
To create an Anti-Christ

This is the war of angels
This is the war of demons
This is the war of heaven
This is the war of hell

Burning angels falling
(Their) corpses littering the ground
We crush the pearly gates
Burn all heaven down
We quench the sun
And burn the moon
Remove Jehova
And welcome Emptiness

Walk through the valley of death
Smell the stench of decay
As the war is ending
They will curse this day

On this day Death walks the earth
Reaping all mankind

As the sky burns we march forward
Crushing, tormenting and raping the
world
Hunt down all survivors, living in fear
We ride with death so no one is
spared
What once were will never be again
(Because) the horseman of death
brings the world to an end!


بر فراز بال های سوزان می رانم
با مشعلی اهریمنی
رنگ شب را سرخ می کنیم
با خون فرشتگان خدا
به گند می کشیم ارواح زجر دیده
از معتقدان دینی را
به مریم باکره تجاوز می کنیم
تا یک ضد مسیح خلق کنیم

این جنگ فرشتگان است
این جنگ شیاطین است
این جنگ بهشت است
این جنگ جهنم است

فرشتگان شعله ور
جسدشان روی زمین پاشیده می شود
دروازه ی بهشت را له می کنیم
بهشت را به آتش می کشیم
خورشید را دفن می کنیم
و ماه را می سوزانیم
جهوا (Jehova) را نابود می کنیم
و به پوچی خوش آمد می گوییم

در وادی مرگ قدم می زنم
بوی گند تعفن را استشمام می کنم
وقتی که جنگ تمام شد
آنها این روز را نفرین می کنند

در این روزها مرگ در زمین قدم می زند
و بشریت را نابود می کند

وقتی که آسمان بسوزد , به جلو پیش می رویم
نابود می کنیم , شکنجه می دهیم و تجاوز می کنیم (دنیا را)
تمام بازماندگان را شکار می کنیم , در ترس زندگی می کنیم
با مرگ پیش می رویم , پس کسی جان سالم به در نمی برد
چیزی که یک بار روی خواهد داد و هرگز تکرار نخواهد شد
چون سواره نظام مرگ
دنیا را به پایان رسانید

Torment
05-05-2007, 04:29
Band - Amon Amarth
Album - With Oden on Our Side [2006]



Runes To My Memory

We rode the rivers of the Eastern trail,
Deep in the land of the Rus'.
Following the wind in our sails,
And the rhythm of the oars.
No shelter in this hostile land,
Constantly on guard.
Ready to fight and defend
Our ship ‘til the bitter end.

We came under attack,
I received a deadly wound.
A spear was forced into my back
Still I fought on.

When I am dead,
Lay me in a mound.
Raise a stone for all to see
Runes carved to my memory

Now here I lay on the river bank
A long, long way from home
Life is pouring out of me
Soon I will be gone.

I tilt my head to the side
And think of those back home
I see the river rushing by
Like blood runs from my wound.

Here I lie on wet sand,
I will not make it home.
I clinch my sword in my hand,
Say farewell to those I love.

When I am dead,
Lay me in a mound.
Place my weapons by my side
For the journey to Hall up high
When I am dead,
Lay me in a mound.
Raise a stone for all to see
Runes carved to my memory




طلسم های روی ذهنم

ما از گذرگاه شرقی رهسپار رود خانه شدیم
رفتن به اعماق سرزمین فریب
در سفر دریایی مان تسلیم (پیرو) باد می شویم
و ریتم پاروها
هیچ پناهگاهی در این سرزمین غریب نیست
همیشه در آماده باش
آماده ی جنگ و دفاع
کشتی ما ، تا سرانجامی دردناک

به ما حمله شد
من آسیب شدیدی دیدم
یک نیزه به پشتم اصابت کرد
هنوز می جنگیدم


وقتی مردم
مرا روی تپه ای دفن کن
سنگی برافراز تا همه ببینند
طلسم ها روی ذهنم هک شدند

حالا اینجا روی ساحل رودخانه خوابیدم
راه درازی تا خانه هست ، راهی دراز
زندگی ، از من جدا می شود
من بزودی رها خواهم شد

من سرم را به پهلو کج می کنم
و به یاد آوردن آنان که به وطن بازگشتند
به رودخانه می نگرم که مثل خونی که از زخمم جاری می شود ، با اشتیاق به سمت من هجوم می آورد

اینجا من روی شن خیس خوابیدم
من تا خانه زنده نخواهم ماند
شمشیرم را در دستانم محکم می گیریم
و با آنان که عاشقشان بودم وداع می کنم

وقتی مردم
مرا روی تپه ای دفن کن
سلاحم را کنارم بگذار
برای عزیمت به تالار مقدس آسمان
وقتی مردم
مرا روی تپه ای دفن کن
سنگی برافراز تا همه ببینند
طلسم ها روی ذهنم هک شدند


____________________________
For u all PAIN LOVERS

godsmak
07-05-2007, 20:36
دوستان اگه می تونن بیشتر اشعار Empyrium رو ترجمه کنند.
چون من دیوونه این گروهم.:31:

Metalzadeh
07-05-2007, 22:12
دوستان اگه می تونن بیشتر اشعار Empyrium رو ترجمه کنند.
چون من دیوونه این گروهم.:31:

سلام
حق هم داری چون واقعا اشعار این بند هم مثل خودش عالیه :20:
ولی برای درخواست ترجمه به تاپیک زیر برید :

درخواست ترجمه متن ترانه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

موفق باشی

Doyenfery
08-05-2007, 10:12
Hole In The Sky





I'm looking through a hole in the sky
I'm seeing nowhere through the eyes of a lie
I'm getting closer to the end of the line
I'm living easy where the sun doesn't shine
I'm living in a room without any view
I'm living free because the rent's never due
The synonyms of all the things that I've said
Are just the riddles that are built in my head
Hole in the sky, take me to heaven
Window in time, through it I fly
I've seen the stars disappear in the sun
The shooting's easy if you've got the right gun
And even though I'm sitting waiting for Mars
I don't believe there's any future in cause
Hole in the sky, take me to heaven
Window in time, through it I fly
Yeah
I've watched the dogs of war enjoying their feast
I've seen the western world go down in the east
The food of love became the greed of our time
But now I'm living on the profits of pride



حفره ای در آسمان




از میان حفره ای که در آسمان است نگاه می کنم
با چشمان دروغپرداز تا کجا را می بینم
دارم به آخر خط نزدیکتر می شوم
من جایی زندگی می کنم که خورشید نمی تابد

در اطاقی بی چشم انداز روزگار می گذارانم
آسوده ام... چرا که سر رسید اجاره اطاقم هرگز نمی رسد
معادل هر آنچه تا اکنون به زبان آورده ام
معمایی در سرم شکل گرفته است

حفره آسمانی .. مرا به بهشت رهنمون کن
پنجره ای در زمان .. از میانش به پرواز در می آییم

ستارگان را دیده ام که در نور خورشید محو می شوند
اگر اسلحه ای سالم داشته باشی , شلیک کردن آسان است
اگر چه حتی چشم انتظار اله جنگ می مانم
ولی به چیزی که فردا مایه امیدواری باشد باور ندارم

حفره آسمانی .. مرا به بهشت رهنمون کن
پنجره ای در زمان .. از میانش به پرواز در می آییم

سگ های جنگ را دیده ام که از ضیافتشان لذت می بردند
دنیای غرب را دیده ام که به سوی شرق افول می کند
غذای عشق , به مصرف آزمندی زمان ما می رسد
اما اکنون با مواهب غرور زندگی می کنم

Doyenfery
08-05-2007, 10:17
Under The Sun / Every Day Comes & Goes




Well I don't want no demon to tell me what it's all about
No black magician telling me to get my soul out
Don't believe in violence, I don't even believe in peace
I've opened the door and my mind has been released

Well I don't want no preacher telling me about the god in the sky
No I don't want no one to tell me where I'm gonna go when I die
I wanna live my life with no people telling me what to do
I just believe in myself, 'cause no one else is true

Every day just comes and goes
Life is one big overdose
People try to ruin me
And I can't seem to eliminate them

People riding their real pace
Keep on running their rat race
The ante is risen once a week
In their world of make-believe

So believe what I tell you, it's the only way to fight in the end
Just believe in yourself, you know you really shouldn't have to pretend
don't let those empty people try and interfere with your mind
Just live your life and leave them all behind



زیر تابش نور خورشید/روزها می آیند و می روند



خوب من از هیچ اهریمنی نمی خواهم
که هر چه از خود می داند به من بگوید
هیچ جادوگر سیاهی به من نمی گوید که می خواهد روحم را تسخیر کند

به جبر معتقد نیستم
حتی به صلح هم اعتقادی ندارم
تمامی درها را گشوده ام و اندیشه ام رها شده است

به هیچ واعظی محتاج نیستم
تا برای من از خداوند بالای آسمانها بگوید
پس از مرگ به کجا خواهم رفت

می خواهم زندگی خود را بکنم
بدور از مردمی که به من بگویند چه کار باید بکنم
تنها به خود معتقدم
چرا که هیچکس دیگر بر حق نیست
روز ها می آیند و می روند
زندگی یک افراط بزرگ در انواع تجویز هاست

مردم در هلاک من می کوشند
و بنظر می رسد که در دفع شر آنها نا توانم
هر کس بر خر خویش سوار است و موش خود را می دواند
در دنیای اعتقادات تحمیلی شان
عقاید گذشته هفته ای یکبار علم می شوند
پس به آنچه می گویم ایمان داشته باش

این آخرین راه برای نبرد نهایی است
خود باور باش .. می دانی که ابدا مجبور نیستی تظاهر کنی
به این مردم تو خالی اجازه نده
که با جد و جهد در افکار تو دست دارزی کنند
پس زندگی خود را بکن
و همه آن را به فراموشی بسپار

Metalzadeh
12-05-2007, 02:48
Band : Graveworm
Genre : Gothic Black Metal
Song : (N)Utopia


World is changing every day
World is changing every moment
But some little things remain the same
They hurt my mind - a real pain!

Look around what you see
Only hate and misery
This world - a poisoned ball
We destroy ourself - so we fall!

We have to give our best
But who is changing all the rest
We're jumping the world into a better world
Your help we need today,
Forget what you did your mother say
We're jumping the world into a better world
No standing still - madness we kill
We're jumping the world into a better world
All is prepared
We're starting nor the world music show
We're jumping the world into a better world

So come on jump

We have to give our best
But who is changing all the rest
We're jumping the world into a better world
Your help we need today,
Forget what you did your mother say
We're jumping the world into a better world

World is changing every day
World is changing every moment
But some little things remain the same
They hurt my mind - a real pain!

Look around what you see
Only hate and misery
This world - a poisoned ball
The salvation - today we're gonna jump!

دنیا تغییر می کند هر روز
دنیا تغییر می کند هر لحظه
اما یک چیز های کوچکی به همان حالت باقی می مانند (تغییر نمی کنند)
انها ذهن مرا اذیت می کنند – یک درد واقعی

به اطراف نگاه کن چی می بینی
فقط تنفر و بدبختی
دنیا – توپی زهراگین
ما خودمان را نابود میکنیم – سقوط می کنیم

باید بهترین کار را انجام بدیم
ولی کی همه ی نتتیجه ها را عوض می کند
دنیا را به دنیایی بهتر ترقی می دهیم
امروز به کمکت احتیاج داریم
گفته های مادرت را فراموش کن
دنیا را به دنیایی بهتر ترقی می دهیم
ایستاده ای باقی نمی ماند – دیوانه وار می کشیم
دنیا را به دنیایی بهتر ترقی می دهیم
همه چیز اماده است
اغاز می کنیم موسیقی ضد دنیا را

پس بیا بپر (ترقی کن)

با اطراف نگاه کن چی می بینی
فقط تنفر و بدبختی
دنیا – توپی زهراگین
رستگاری – امروز ما خواهیم پرید

doomhammer65ir
12-05-2007, 03:15
رخصت ميديد مام اينجا كار كنيم؟

Doyenfery
12-05-2007, 06:18
رخصت ميديد مام اينجا كار كنيم؟
تاپیک ماله همست عزیزم - بفرما
یه نمونه از کارات رو نشون بدی ممنون می شم .
(کمکی هم خواستی در خدمتیم).

Metalzadeh
14-05-2007, 03:19
In the land of Israel, not too long ago.
A man sat in his prison cell, watching the moonlight.
They called him the king of Jews, but he had no crown.
All he had were his hope, for the coming of his Lord.
A Lord that isn't there when you are in need,
A lord so full of shit, you will die for his deeds.

Guilty or not, you're full of shit.
Spreading your lies that too many believes.
You are a fake, and I know the truth.
I know your name and your god I do hate.

When the moon fades away, the rise of sawn.
Our self-proclaimed king, he starts to cry.

Guilty, guilty!!!
You will die upon your cross, amongst the other thieves.
Guilty, guilty!!!
You will die upon your cross, amongst the other thieves.

The day has now arrived, and it is time for you to die.
Still blinded by stupidity, believing you are Christ.
Walking down the streets of Jerusalem,
Covered in spit, from the people you loved.

Guilty or not, you're full of shit.
Spreading your lies that too many believes.
You are a fake, and I know the truth.
I know your name and your god I do hate.

Guilty, guilty!!
You will die upon your cross, amongst the other thieves.

In the land of Israel, not too long ago.
A fake sat in his prison cell, watching the moonlight.
They called him the king of Jews, but he was a clown.
And every nail through his flesh is delivered by me.

Guilty, guilty!!!
You will die upon your cross, amongst the other thieves.

در سرزمین اسراییل در زمانی نه چندان دور
مردی در سلول انفرادی نشسته بود و نور ماه را تماشا می کرد
او را شاه یهود ها صدا می کردند اما او هیچ تاجی نداشت
تنها چیزی که داشت امید بود برای امدن سرورش
سروری که انجا نبود وقتی به او نیاز داشت
سروری پر از کثافت که تو برای او خواهی مرد

گناهکار یا نه تو هم کثافتی
دروغ هایت را که خیلی ها باور داشتنئ افشا می شوند
تو یک حیله گری و من حقیقت را می دانم
من اسم تو را می دانم و خدایت را می شناسم و از از هر دویتان متنفرم

زمانی که ماه ناپدید می شود دیدنی ها طلوع می کنند
شاه اعلام کرده ی خودمان شروع به گریستن می کند

گناهکار گناهکار
تو روی صلیبت خواهی مرد میان بقیه ی دزدان
گناهکار گناهکار
تو روی صلیبت خواهی مرد میان بقیه ی دزدان

روزه موعود رسیده بود و زمان مردن تو بود
از حماقت کور شده بودی باور کرده بودی که مسیحی
در خیابان بیت المقدس قدم میزدی
تمام هیکلت اب دهان مردمی بود که دوست داشتی

گناهکار گناهکار
تو روی صلیبت خواهی مرد میان بقیه ی دزدان

در سرزمین اسراییل در زمانی نه چندان دور
یک حیله گر در سلول انفرادیش نشسته بود و به نور ما نگاه می کرد
او را شاه یهود ها صدا می کردند اما او یک مقلد بود
و تمام سیخ هایی که در گوشتش فرو می رفت از جانب من بود

گناهکار گناهکار
تو روی صلیبت خواهی مرد میان بقیه ی دزدان

Metalzadeh
15-05-2007, 02:26
Band : Burzum [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Album : Filosofem
Song : Burzum


When night falls
she cloaks the world
in impenetrable darkness.
A chill rises
from the soil
and contaminates the air
suddenly...
life has new meaning.

زمانی که شب
او دنیا را پنهان می کند
در تاریکی نفوذ ناپذیری
طلوعی پر از نا امیدی
از خاک
و هوایی آلوده
ناگهان......
زندگی معنی تازه ای پیدا می کند

Speedi
15-05-2007, 04:08
Rammstein - Amerika
Rammstein - Asche zu asche
Rammstein - Du Hast (Live Aus Berlin)
Rammstein - Bück Dich

Metalzadeh
15-05-2007, 04:32
Rammstein - Amerika
Rammstein - Asche zu asche
Rammstein - Du Hast (Live Aus Berlin)
Rammstein - Bück Dich

درخواست ترجمه متن ترانه ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Doyenfery
15-05-2007, 07:14
درود
در این تاپیک ترجمه اشعار این سبک گذاشته میشه
ترجمه هایی که منبع ذکر نمیشه کار خودم هست
دوستان هم کمک کنن تا این تاپیک راه بیوفته
از دادن درخواست هم در این تاپیک خودداری کنید

موفق باشید

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ][1].gif



گفتم بد نباشه پست اول این تاپیک که هدف تاپیکو معلوم می کنه رو دوباره بذارم .

doomhammer65ir
15-05-2007, 07:50
Death - Perennial Quest
The journey begins with curiosity
And evolves into soul-felt questions
On the stones that we walk
And choose to make our path
Sometimes never knowing
Other times knowing too much

Filtering out the bad that holds us back...
Take hold of what is true to your hunger
A hunger that will not go away
Plans for tomorrow, they will remain

Chorus:
Won't you join me on the perennial quest
Reaching into the dark, retrieving light
Search for answers on the perennial quest
Where dreams are followed, and time is a test

No time for mental crutches
The maker has moved on
I will take it raw and be on my way

Those that stood beside me
I'm glad you understand
Behind these written words
I share the simple plan
To hang on to the way that we feel

From rivers of sorrow
To oceans deep with hope
I have travelled them
Now, there is no turning back
The limit, the sky
I ask my questions Why? What today?
When tomorrow?

Filtering out the bad that holds us back...
Take hold of what is true to your hunger
A hunger that will not go away
Plans for tomorrow, they will remain


جست وجوي بي پايان




كنجكاوي سراغاز سفر

روان در پي پاسخ هايي به احساس ادمي

در جست و جوي راهمان بر روي زمين

گاه هيچ نميدانيم

گاه بيكران دانستني



كنار گذاردن آنچه سد راهمان است

گام نهادن در راه ارزوهايمان

شوقي پايدار

خيالاتي براي اينده مان



كنون گام در راه جست و جويي بي پايان نهاده ايم

گام در راه تاريكي تا رسيدن به روشنايي

جست و جويي بي پايان براي پاسخ ها

راهي در ادامه روياهايمان



پاياني بر چند شاخگي انديشه ها

مفهوم آفريننده دگرگون ميشود

كنون ما در اغاز اين راهيم





از رودخانه هاي اندوه

تا به ژرفاي اقيانوس ها
اميد توشه راهمان است
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Doyenfery
15-05-2007, 10:20
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[/SIZE][/FONT]
مرسی , دستت درد نکنه
تو صفحه اصلی نباید لینک دانلود بزاریم
لینک دانلود تو قسمت دانلود .
موفق باشی :20:

Metalzadeh
16-05-2007, 02:36
This night belongs to us
My dear princess of death
We have a destiny together
As we meet in hungry caress

A deadly kiss under moonlit sky
As I stare into thy dark and hollow eyes
You take me down where cold silence dwell
Unconscious darkness realms of demise

You are born at my grace to serve only me

Blood paint on the wall is the ancient dream I recall
Predictions in rainstorm as tears darkred cascaded
In cryptic depths of imprisoned rage
Where I succumbed to temptation
In the laughter of cruel gods
Demonic wrath and devastation

A monstrous enemy demands to be set free
Frigid evil games black art and blasphemy
prophecies in blood
A deadly kiss
unto darkened bliss

We have a gift of shining
By knowing the history
Behind obscure mysteries

The mysterious
Source of true art and experience

امشب متعلق به ماست

ای شاهزاده ی مرگ عزيزم

سرنوشت ما يکيست

چانچه در نوازشی حريصانه يکديگر را ملاقات کنيم

بوسه ی مهلک در زير آسمان مهتابی

چانچه من خيره وار به چشمهای تاريک و تهی ات بنگرم

تو مرا پائين خواهی برد آنجا که سرمايی خاموش سکنی دارد

ناخودآگاه به قلمرو تاريک مرگ

تو به مرحمت من زاده شدی تنها برای خدمت به من

رنگ خون بر ديوار رويای ديرينه را به يادم می آورد

پيشگويی هايی در باران شديد و آبشاری از اشکها

در ژرفای پنهان اسارت جنون

آنجا که من در برابر وسوسه از پای در آمدم

در خنده های خدايان ظالم

غضبی شيطانی و انهدام

دشمنان غول پيکر خواستار آزاديند

بازی های سرد شيطانی؛جادوی سياه و کفر

پيشگويی هايی در خون

بوسه ای مهلک

به سوی سعادت تاريک

ما پيشکشی تابناک داريم

بواسطه ی تاريخی فهيم

پشت رازهای تيره

(و) اسرار آميز

چشمه ای از هنر ناب و تجربه است

doomhammer65ir
17-05-2007, 00:31
هزار چشم
Crossing the line into the other side
Emerging as prisoners
To the emptiness of time
To the left and to the rightFrom behind - they're out of sight
Plunging into a new foundAge of advanced observeillance
A worldwide, foolproof cage
Privacy and intimacy as we know itWill be a memory
Among many to be passed down
To those who never knew
Living in the pupil of 1,000 eyes
Was it overlooked in front of all our faces?
Now, all the mistakes and secrets
Cannot be erased
Viewing the blind complexity
By which laws were justified
To erase simplicity
To the left and to the rightFrom behind, they're out of sight
Plunging into a new foundAge of advanced observeillance
A worldwide, foolproof cage
Privacy and intimacy as we know it
Will be a memory
Among many to be passed down
To those who never knew
Living in the pupil of 1,000 eyes
We are enslaved now...
++++++++++++++++++++++++++
گذر به انسوي مرزها
پديدار شدن در زماني پوچ بسان زندانيان
غوطه خوردن در روزگاري با بينشي پيشرو
قفسي به بزرگي تمام گيتي
تنهايي و روابط ادميان دگرگون از انچه ما ميپنداريم
قانون توجيهيست براي هر چه پيچيده تر كردن مفهوم ساده
كنون ما بردگان اين قانونيم .....
+++++++++++++++++++++++++++++
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
++++++++++++++++++++++++++++++

Torment
17-05-2007, 02:45
Suicide Veil


A sacrifice in the flight of dawn
The beauty of twisted reality
In my heart, my dreams

A sacrifice for freedom
Alone in the grace of the dark
The pains of a failed generation

I longed for the death of the sun
Another glorious revelation
Destiny's plan for ruin

I danced with the shadows
In tranquil chaos, I lay naked in the rain
An interception of light
A disturbing memory
This suicide veil I wear in shame



نقاب خودکشی

یک قربانی در جنگ سپیده دم
زیبایی حقیقت پیچیده
در قلبم ؛ رؤیاهایم

یک قربانی برای آزادی
تنها در بخششی تاریک
دردهای یک نسل شکست خورده

من مرگ خورشید را آرزو می کنم
نقشه ی نابودی سرنوشت
من با سایه ها رقصیدم

در غوغایی آرام ؛ من برهنه زیر باران خوابیدم
تسخیر نور
نابودی ذهن
این نقاب خودکشی را من از شرم به صورت زدم
___________________________________
Sorry FarHad

Metalzadeh
17-05-2007, 04:47
doomhammer65ir این ترجمه ای کخ گذاشتی ماله Tool هست درسته ؟ :)

Metalzadeh
17-05-2007, 04:53
Band : Marduk
Album : Heaven Shall Burn...When We Are Gathered
Song : Dracul Va Domni Din Nou In Transilvania


All demons ride high upon the bewitching Nightsky
They are only disturbed by a new-born child's painful cry
Son of the great dragon, come forth to rule
In all your glory, no man, no beast will be as cruel
All the angels and the puny men of god looked away
Frightened to death by the evil that was born on that day
Dracul come forth, and see your son's soul is powerful
Triumphantly holding his son, nothing could be as delightful
In our order you are now, for the sake of your greatness
You must murder the muslim turks in thousands, no less
Let them feel our never-ending wrath and our steel
We are men of god, so let them know it for real
It's our mission to seek our enemies, and kill them one by one
They must be destroyed in time, be sure to teach your new-born son
We must bath in the blood of the vermins, called turks, to win
The muslims are to be executed, for they live in great sin

Sultan Murad of the turks is getting more powerful each day
Dracul will not be one of them that for his mercy will pray
He must turn his back on his previous allies
And conspirate with the turks
Beware you all of the evil blood that in Dracul lurks
The holy Roman emperor will get angered with this
But Dracul must protect himself, it's a right of his
So feel the greedy claws of death, you weak men of god
Treacherous thoughts was the father of the berserker prince Vlad
(In the year of 1438)
Seven years of age is he and already in bloody war
His eyes do not turn away from all that death and gore
Father Dracul and brother Mircea are riding by his side
Proud he is of his warrior father, no matter he lied
Together with the turks, they ravaged through the land
Dragon and beast, devils and demons fighting hand-in-hand
Transilvania - You great home of ours
You they will crush, there is no God to help us

What feeds an evil mind?
What makes a man a man?
The deeds of death!

But greater stories are yet to be told..

تمامی شیاطین بر فراز آسمان شبِ افسون شده پرواز می کنند
آنها از تولد بچه ای ناراحت و آشغته هستند
فرزند اژدهای بزرگ , برای فرمانروایی می آید
با تمام شکوه و جلال تو , هیچ کس , هیچ جانوری مانند او بیرحم نیست
تمام فرشتگان و انسان های کوچک خداوند به دنبالش گشتند
آن شیطان با تولدش مردم را به وحشت مرگ انداخت در آن روز
دراکول به جلو آمد , و روحِ قدرتمندِ فرزندش را دید
پیروزمندانه فرزندش را در آغوش گرفت , چیزی بهتر از این نیست
اکنون تو هم نوع ما هستی , به خاطر قدرت بیش از حدت
تو باید مسلمانان ترکی را هزار هزار بکشی , نه کمتر
بگذار آنها خشم و استواری بی پایات ما را بچشند
ما مردمان خداوندیم , پس بگذار آنان این حقیقت را درک کنند
این ماموریت ماست که دشمنانمان را پیدا کنیم , و آنها را یک به یک بکشیم
آنها باید در این زمان نابود شوند , مطمعن شو که به فرزند جدیدت بیاموزی
ما بایستی در خون جانوران موذی خودمان را بشوییم , ترک ها را فرا می خوانیم , برای پیروزی
مسلمانان کشته شده اند , برای زندگانی که در گناه داشتند

سلطان مراد ترکی هر روز قدرت بیشتری می گیرد
دراکول مانند یکی از آنها که برای رحم و شفقت دعا می کنند نخواهد بود
او باید به دوستان قدیمیش پشت کند
و برای ترک ها توطعه چینی کند
مواظب تمام شیاطینی که در کمین دراکول هستند باش
امپراتور مقدس روم با این کار خشمگین خواهد شد
اما دراکول باید مراقب خود باشد , کار صحیح همین است
پس پنجه های حریص مرگ را حس کن , تو ای انسان ضعیف خداوند
افکار خیانت کارانه , موسس شاهزاده ولاد دیوانه بود
(در سال 1438)
هفت سال از عمرش می گذرد و تمام این مدتت در جنگی خونین بود
چشمانش به جز مرگ و خون ریزی چیزی نمی دید
پدر دراکول و برادر میرسی هم رزمان او بودند
باعث افتخار پدر جنگجویش است , دورغ های او مهم نیست
با کمک ترک ها , سرزمینشان را غارت کردند
اژدها و جانور , شیاطین و اهریمنان , دست در دست یکدیگر می جنگند
ترنسیلوانیا ,تو ای خانه ی بزرگ ما
تو و آنها نابود خواهید شد , خدایی برای کمک به ما وجود ندارد

منشا افکار شیطانی چیست ؟
چه چیزی مرد را مرد میکند ؟
کرداری از مرگ !

اما داستان های بزرگتری هنوز برای بازگو شدن هستند...

doomhammer65ir
17-05-2007, 05:19
doomhammer65ir این ترجمه ای کخ گذاشتی ماله Tool هست درسته ؟ :)
tool ? نه بابا مال DEATH هستش .

Metalzadeh
18-05-2007, 04:46
A suicidal haze, unreal like a torturous dream
old stinging mental wounds, still raw and fucking bleeding
drowning in the womb of misery, the mother of depression
the slaughter of all hope, the grim death of compassion
sell your soul to evil, sell your soul to death
... suicide, suicide, suicide, suicide, suicide, suicide, suicide...
a dead empty stare into the ruins of my world
a world i have already left, so many years ago

مهی جنون انگیز , غیر واقعی مثل یک رویای زجر آور
یک زخم روحی قدیمی دردناک , تازه مانده و لعنتی خونریزی دارد
در بطن فلاکت و بدبختی غرق می شوم , مادر افسردگی و پریشانی
کشتار تمام امیدها , پایان وحشتناک رحم و شفقت
روحت را به شیطان بفروش , روحت را به مرگ بفروش
... خودکشی , خودکشی , خودکشی , خودکشی , خودکشی , خودکشی , خودکشی ...
نگاهی پوچ و مرده به دنیای نابود شده ی من
دنیایی که من از دستش دادم , سالها پیش

Doyenfery
18-05-2007, 08:46
Dyers Eve


Dear Mother
Dear Father
What Is this Hell You Have Put Me Through
Believer
Deceiver
Day in Day out Live My Life Through You
Pushed onto Me What's Wrong or Right
Hidden from this Thing That They Call Life

Dear Mother
Dear Father
Every Thought I'd Think You'd Disapprove
Curator
Dictator
Always Censoring My Every Move
Children Are Seen But Are Not Heard
Tear out Everything Inspired
Innocence
Torn from Me Without Your Shelter
Barred Reality
I'm Living Blindly

Dear Mother
Dear Father
Time Has Frozen Still What's Left to Be
Hear Nothing
Say Nothing
Cannot Face the Fact I Think for Me
No Guarantee,it's Life as Is
But Damn You for Not Giving Me My Chance

Dear Mother
Dear Father
You've Clipped My Wings Before I Learned to Fly
Unspoiled
Unspoken
I've Outgrown That Fucking Lullaby
Same Thing I've Always Heard from You
Do as I Say Not as I Do

Dear Mother
Dear Father
Hidden in Your World You've Made for Me
I'm Seething
I'm Bleeding
Ripping Wounds in Me That Never Heal
Undying Spite I Feel for You
Living out this Hell You Always Knew.





شامگاه میرندگان



پدر و مادر عزیز ,
این چه جهنمی است که مرا به کامش انداخته اید؟
باور مند , فریبنده
روزها می آیند و می روند, زیستن من برای شما ,
درست و غلط به خوردم داده شده
نهان از دیدگانم , پدیده ای که زندگی اش می نامند

پدر و مادر عزیز,
هر اندیشه ای که تصور می کردم , رد کردید
قیم , دیکتاتور ;
همواره حرکاتم را سانسور می کرد
کدوکان دیده می شوند ولی شنیده نمی شوند
از هم دریدن هر الهامی
زمان یخ زده و ایستاده دیگر برای بودن چه مانده ؟
چیزی نشنو و هیچ نگو
یارای تقابل با حقیقت تفکر برای خود را ندارم
تضمینی وجود ندارد زندگی همان است که هست
ولی لعنت به شما که به من بختی ندادید


پدر و مادر عزیز,
بالهای مرا بریدید پیش از آنکه پرئاز را بیاموزم
دست نخورده به زمان نیامده
دیگر آن لالایی لعنتی را پشت سر گذاشتم
همان حرف های همیشگی را از شما شنیدم
" آن کن که می گویم نه آنچه خود می کنم"


پدر و مادر عزیز,
نهان در دنیای شما , دنیایی که برایم ساخته اید;
می جوشم و خون می ریزم
در من زخم ها سر باز می زنند و هرگز بهبود نمی یابند
نفرت نا میرایی که حس می کنم برایتان
نقل مکان از این جهنمی که همیشه می دانسته اید

Doyenfery
18-05-2007, 09:03
The Frayed Ends Of Sanity


Never Hunger
Never Prosper
I Have Fallen Prey to Failure
Struggle Within
Triggered Again
Now the Candle Burns at Both Ends
Twisting under Schizophrenia
Falling Deep into Dementia

Old Habits Reappear
Fighting the Fear of Fear
Growing Conspiracy
Everyone's after Me
Frayed Ends of Sanity
Hear Them Calling
Hear Them Calling Me

Birth of Terror
Death of Much More
I'm the Slave of Fear,my Captor
Never Warnings
Spreading its Wings
As I Wait for the Horror She Brings
Loss of Interest,question,wonder
Waves of Fear They Pull Me under

Old Habits Reappear
Fighting the Fear of Fear
Growing Conspiracy
Everyone's after Me
Frayed Ends of Sanity
Hear Them Calling
Hear Them Calling Me

Into Ruin
I Am Sinking
Hostage of this Nameless Feeling
Hell Is Set Free
Flooded I'll Be
Feel the Undertow Inside Me
Height,hell,time,haste,terror,tension
Life,death,want,waste,mass Depression

Old Habits Reappear
Fighting the Fear of Fear
Growing Conspiracy
Myself Is after Me
Frayed Ends of Sanity
Hear Them Calling
Frayed Ends of Sanity
Hear Them Calling
Hear Them Calling Me


پایانه های فرسوده شعور



پایانه های فرسوده شعور

طمع , هرگز!
توفیق , هرگز!
افتاده ام به دام شکست
جنگ درون دوباره آغاز شده
اینک شمع از هر دو طرف می سوزد
پیچ و تاپ خوردن در دستان اسکیزوفرنی
فرو افتادن به ژرفنای زوال عقل ;
عادات قدیمی دوباره پدیدار می شوند
جنگیدن با ترس ِ از ترس
توطئه ای در حال رشد
همه در تعقیب من اند
پایانه های فرسوده شعور
می شنوم که فرا می خوانند
می شنوم که مرا فرا می خوانند

تولد وحشت
مرگ بسیاری دیگر
من برده هراسم , اسیر کننده من ;
بدون اخطار ,
بالهایش را می گشاید
من نشسته در انتظار ترس و حشتی که با خود می آورد
فقدان تمایلات , سوالات تعجات
امواج ترس مرا به پایین می کشند

عادات قدیمی دوباره پدیدار می شوند
جنگیدن با ترس ِ از ترس
توطئه ای در حال رشد
خود در تعقیب خودم
پایانه های فرسوده شعور
می شنوم که فرا می خوانند
می شنوم که مرا فرا می خوانند

درون نابودی
در حال غرق شدنم
گروگان ,این حس بی نام
جهنم آزاد بر سر من خواهد ریخت
درونم موج باز گشتن را حس می کنم
بلندا ,جهنم , زمان , شتاب , وحشت , تنش
زندگی , مرگ , خواست , تضییع , افسردگی فراگیر

doomhammer65ir
19-05-2007, 20:29
Doyenfony اينايي كه گذاشتي مال كيه ؟

Metalzadeh
20-05-2007, 04:18
Infected by invalid behaviour
While capturing the stench of divine putrefaction
Confess to slavery for the world saviour
Give praise and inhale the corruption

[chorus:]
The Enfeebled provides the fool
The Disabled provides the tool
The Apathetic demands the affection
To those suffering from their own satisfaction

Devour in self-deceit, conjure the righteous plague
Testify today?s contradiction, glorify tomorrows deed
Inconceivable moral priest, hide in preferable dress
Invite to another pleasure feast, the concealment of joyful laughter

The decrepit innocence of your correctness and well-chosen
Elicits the source of the need for immediate forgiveness
Submit to no grace but the spiteful of your disease
Apply to join the unlimited disgrace and a settlement in the skies
And turn the confusion among your children into self-stimulation
The incarnation of your prostitution, the true Evil in disguise

With the ignorance from your cross as the witness
The truth of your tragedy make you justice
In your mirror the high spirit of kindness
Looks like malice

Condemnation of life by the living dead
What a premature judgement, contradiction to the core
How unfortunate I am, cursed to spend time on a battle already won
The shame that will be guarding your grave says it all
Retreat to the crypt and make it worthwhile
Recall my sins furthermore but still be watching yours with a smile

ای الوده به عادت های بی ارزش
زمانی که بوی گند فساد رهبانیت همه جا را گرفته است
به بندگی نجات دهنده جهان اقرار کن
او را ستایش کن و باز هم فساد و تباهی را استشمام کن

تهیه کننده , ضعیف و ابله است
اون فقط یک وسیلس
اون یک شادمانیه بی روح می خواهد
که همین شادمانی ظاهری دلیل زجر کشید نش شده

با غرور زیاد به خود(فریب خودش و دیگران)
نشان پارسایی را به زخ می کشد
به روزهای تصاد و تکذیب (فیامت) شهادت میدهد
تحسین می کند اعمال فرداها را (اینده نیامده را)
از کشیش های شرافتمند غیر قابل باور
پنهان شده در لباس روحانیت(لباس پاکی)
دعوت کننده به سفره های دلپذیر (بهشت) با پنهان کاری
و قهقه های مستانه و لذت جویانه خود (ریا و فریب)

پاکدامنی تو در پیری ناشی از شایستگی ها و انتخاب درست
بیانگر نیاز تو به بخشش سریع است
با رد رحمت خدا تسلیم دعا های بد خواهانه ی خود می شوی
و انگاه تقاضای پیوستن به بی مهری بیکران خدا و اسمان ها را داری
و اشفتگی . سرگردانی خود را بین فرزندانت پخش می کنی
که اوج حلول ابتذال در وجود توست
صیطان واقعی تغییر لباس داده

با بی خبری از اصالت خود بعنوان یک شاهد
حقیقت پایه های داوری تو را می سوزاند
در ایینه وجودت (وجدانت) روح بلند مهربانی
شبیه بد ذاتی جلوه گر می شود

لعنت بر زندگی با مردگان (انسان های زاهد نمایی در عشق بهشت و ان دنیا)
چه داوری شتاب زده و ناقصی در تظاد و تکذیب همه چیز (کل دنیا)
چه بدبختی هستم من
محکوم شده به گذران زندگی در نبردی که برنده بازنده (من) قبلا تعیین شده
لعنت بر انکه از قبرهای شما نگهبانی می کند
و با صوراصرافیل مرده ها را از قبر ها بیرون می کشد
و با یاداوری کردارهای گذشته اشان
شما ها را با یک پوزخند بازخواست می کند

Metalzadeh
20-05-2007, 04:19
Master of disharmony
Welcome my tainted soul
Take me from the hordes of the living
Into the blessed darkness
Master of disorder
Take my impure flesh
Lead me unto the path of temptation

Save me from cowardness

Master of sin
Take my cursed heart
Bring me where I can find salvation
For I am the damned

Master of death
Take my pitiful life
I am enslaved
I shall never forget the pain

Master of sin
Take my cursed heart
Bring me where I can find salvation
For I am the damned

Master of death
Take my pitiful life
I am enslaved
I shall never forget the pain

سلطان تفرقه
خوشامد بگو روح فاسد مرا
مرا دور کن از دسته زندگان
درون تاریکی مقدس شده ات
سلطان اشفتگی
جسم نا پاک مرا بگیر
راهنمایی کن مرا بسوی جاده ی وسوسه

مرا از ادم های بزدل حفظ کن

سلطان گناه
بگیر قلب ملعونم را
مرا به جایی ببر که رستگاری را پیدا کنم
چون من دوزخی هستم

سلطان مرگ
بگیر زندگی رقت انگیزم را
من برده ای بیش نیستم
هرگز نباید درد را فراموش کنم

Doyenfery
21-05-2007, 01:00
Eye Of The Beholder




Do You See What I See?
Truth Is an Offense
You Silence for Your Confidence
Do You Hear What I Hear?
Doors Are Slamming Shut
Limit Your Imagination, Keep You Where They must
Do You Feel What I Feel?
Bittering Distress
Who Decides What You Express
Do You Take What I Take?
Endurance Is the Word
Moving Back Instead of Forward Seems to Me Absurd

Doesn't Matter What You See
Or into it What You Read
You Can Do it Your Own Way
If It's Done Just How I Say

Independence Limited
Freedom of Choice
Choice Is Made for You My Friend
Freedom of Speech
Speech Is Words That They Will Bend
Freedom with Their Exception

Do You Fear What I Fear?
Living Properly
Truths to You Are Lies to Me
Do You Choose What I Choose?
More Alternatives
Energy Derives from Both the plus and Negative
Do You Need What I Need?
Boundaries Overthrown
Look Inside to Each His Own
Do You Trust What I Trust?
Me, Myself and I
Penetrate the Smoke Screen I See Through the Selfish Lie

Doesn't Matter What You See
Or into it What You Read
You Can Do it Your Own Way
If It's Done Just How I Say

Independence Limited
Freedom of Choice
Choice Is Made for You My Friend
Freedom of Speech
Speech Is Words That They Will Bend
Freedom with Their Exception

Do You Know What I Know?
Your Money And Your Wealth
Your Silence Just to Hear Your Self
Do You Want What I Want?
Desire Not a Thing
I Hunger after Independence Lengthen Freedom's Ring

Doesn't Matter What You See
Or into it What You Read
You Can Do it Your Own Way
If It's Done Just How I Say

Independence Limited
Freedom of Choice
Choice Is Made for You My Friend
Freedom of Speech
Speech Is Words That They Will Bend
Freedom no longer frees you

Doesn't Matter What You See
Or into it What You Read
You Can Do it Your Own Way
If It's Done Just How I Say



چشمان نظاره گر



می بینی آنچه را که می بینم ؟
حقیقت جرم است
از روی اعتماد سکوت می کنی
می شنوی آنچه را که من می شنوم ؟
درها کوبیده و بسته می شوند
تخیلات را محدود می کنند و نگاهت می دارند آنجا که باید
حس می کنی آنچه را که من حس می کنم
اندوه تلخ
که تصمیم می گیرد که تو چه بگویی
می پذیری آنچه را که من می پذیرم ؟
حرف آخر تحمل کردن است
پسرفت به جای پیشرفت , پوچ می انگارد .

مهم نیست چه می بینی ,
یا از درونش چه می خوانی
می توانی به دلخواه خود رفتار کنی
البته اگر چنان است که می گویم

استقلال محدود است
آزادی انتخاب برایت انتخاب شده دوست من
آزادی بیان کلماتی است که بخوردت می دهند
آزادی با استثنائات آنها

می هراسی از آنچه می هراسم ؟
زندگی معقول
حقایق از دید تو , دروغ اند از دید من
بر می گزینی آنچه را که من بر می گزینم ؟
انتخاب های بیشتر
انرژی از هر دو قطب مثبت و منفی سر چشمه می گیرد
نیاز مند آنی که من بدان محتاجم ؟
مرز ها بر چیده شده اند
به درون نگریستن , هر کس به خویشتن خویش
اعتماد داری به آنچه من اعتماد دارم ؟
مرا , خودم, , و من
من با نفوذ در دود استتار دروغ خود خواهانه را می بینم

مهم نیست چه می بینی ,
یا از درونش چه می خوانی
می توانی به دلخواه خود رفتار کنی
البته اگر چنان است که می گویم

استقلال محدود است
آزادی انتخاب برایت انتخاب شده دوست من
آزادی بیان کلماتی است که بخوردت می دهند
آزادی با استثنائات آنها

می دانی آنچه را که من می دانم ؟
پول هایت و ثروتت
سکوت می کنی که صدای خود را بشنوی
می خواهی آنچه را که من می خواهم ؟
هیچ چیز نخواه
من تشنه استقلالم و گسترش حلقه آزادی

مهم نیست چه می بینی ,
یا از درونش چه می خوانی
می توانی به دلخواه خود رفتار کنی
البته اگر چنان است که می گویم

استقلال محدود است
آزادی انتخاب برایت انتخاب شده دوست من
آزادی بیان کلماتی است که بخوردت می دهند
آزادی با استثنائات آنها

مهم نیست چه می بینی ,
یا از درونش چه می خوانی
می توانی به دلخواه خود رفتار کنی
البته اگر چنان است که می گویم





Doyenfony اينايي كه گذاشتي مال كيه ؟
هردوی اون دوتا و این یکی از آلبوم "عدالت برای همه" متالیکاست [1988]

Badform
22-05-2007, 13:33
کسی نمی تونه پی دی اف ترجمه ها رو بزاره؟

Hectorist
23-05-2007, 13:30
Band Name : Crematory
Album : Act Seven
Track : MoonLight
Year : 1999

--------------------------

آبشارهایی در غروب آفتاب - زمان رسیدن است
بستر آسمان خونین است
ماه نمایان شده و می درخشد
بادهای تند ، سرودی ساکت را در گوشم می خوانند
تاریکی مرا همچون پرده ای از ابریشم فراگرفته
نشانه های سرما ، از نفسم نمایان است

چشمانت را ببند – ذهنت را ببند ( تمرکز کن )
و در زیر نور ماه برقص
چشمانت را ببند – ذهنت را ببند
و در زیر نور ماه برقص

ترسم مرا آنچنان به نرمی و لطیف با خود می برد که انگار بر روی ابرهایم.

عطر دلنشینی با باد شب می آید
بر روی بینی من مینشیند
از دوردست مرا فرا میخوانند
زوزه های یک حیوان
سایه های درختان ، موزون حرکت می کنند
شب تا به حال روز را خاکستری ندیده
نور ماه دستانم را نوازش می کند
چشمانم در نوای شب بسته هستند

چشمانت را ببند – ذهنت را ببند
و در زیر نور ماه برقص
چشمانت را ببند – ذهنت را ببند
و در زیر نور ماه برقص

شب تا به حال روز را خاکستری ندیده
جسم من در افسانه های پریان شناور است

چشمانت را ببند – ذهنت را ببند
و در زیر نور ماه برقص
چشمانت را ببند – ذهنت را ببند
و در زیر نور ماه برقص

Hectorist
23-05-2007, 13:32
Band Name : Crematory
Album : Believe
Track : Endless
Year : 2000

------------------------

بادها اسم من را نجوا میکنند
باران آسمانم را خیسانده
نفس هایم سرد و خاموشند
تاریکی جای زخمم را پنهان کرده

عشقی ابدی – سقوطی ابدی – تنفری ابدی

صدایی ابدی
عشقی ابدی – سقوطی ابدی – تنفری ابدی

صدایی ابدی

ترس از انجام اعمالم جلوگیری میکند
اضطراب(پریشانی) مشکلات پنهان را کم می کند.
احساس خطر می کنم از تله ها
بازی ِ خود ِ فرونشسته

عشقی ابدی – سقوطی ابدی – تنفری ابدی

صدایی ابدی
همه چیزت رو به من بده – وقتی من به تو نگاه می کنم
من به تو نگاه می کنم وقتی شاه شدم – وقتی که تو از من هستی
حلقه های اندیشه ناپدید شدند
آسمان غوطه ور است در خون
ستاره ها از اینجا بسیار دورند
دست کشیده از قدرت

عشقی ابدی – سقوطی ابدی – تنفری ابدی

صدایی ابدی
همه چیزت رو به من بده – وقتی من به تو نگاه می کنم
من به تو نگاه می کنم وقتی شاه شدم – وقتی که تو از من هستی

عشقی ابدی – سقوطی ابدی – تنفری ابدی

صدایی ابدی
عشقی ابدی – سقوطی ابدی – تنفری ابدی

صدایی ابدی

آسمان بزرگ شده به وسیله گذر زمان
دروغ هایی به دست آمده از کار های مخفی
بدرفتاری هایی پیش آمده از جنگ ها
تولدی از از یک بازی جدید

همه چیزت رو به من بده – وقتی من به تو نگاه می کنم
من به تو نگاه می کنم وقتی شاه شدم – وقتی که تو از آن من هستی
عشقی ابدی – سقوطی ابدی – تنفری ابدی

صدایی ابدی

Hectorist
23-05-2007, 13:34
Band Name : Crematory
Album : Believe
Track : Time For Tears
Year : 2000

--------------------------

زمانی برای اشک - گرفته شده از آتش
زمانی برای رویاها – سخاوتی از شعله ها

ریشه های فاش شده
ساختن زندگی دست نخورده برای آینده
دروازه روشنایی بسته شده
فقدان بی باکی
ساختن فرشته هایی از تخیل تو

شبیه به خاکستر در باد

شبیه به خاکستر در باد - شبیه به خاکستر در باد

زمانی برای اشک – گرفته شده از آتش
زمانی برای اشک – تنها برای رستگاری
زمانی برای اشک – گرفته شده از آتش
زمانی برای اشک – تنها برای رستگاری

سکوت شب در حقیقت رخنه می کند(حقیقت را می شکافد(
بشریت هیچ امیدی به تو ندارد
دشمنان به تو بد گمان هستند
خاکسترت در سرزمینی مقدس سوخته
زمان بسیاری را از دست دادی
شبیه به خاکستر در باد

زمانی برای اشک – گرفته شده از آتش
زمانی برای اشک – تنها برای رستگاری
زمانی برای اشک – گرفته شده از آتش
زمانی برای اشک – تنها برای رستگاری

Hectorist
23-05-2007, 13:36
Band Name : Crematory
Album : Believe
Track : Act Seven
Year : 2000

--------------------------

هیچ مانعی در شرف دیوانگی نیست
طمع – هرگز کافی نیست برای زندگی ثروتمندانه
کندی ( تنبلی ) – جسمی سنگین و بی مایه

هفت گناه مرگبار – هفت رویا
هفت دروازه به سوی جهنم – هفت روز
هفت جهان شگفت آور – هفت نشانه
هفت سال بدبختی – هفت زندگی

غضب – خونی غلیان به وسیله خشم و قدرت
تکبر – مخلوقی برتر از دیگران
شهوانیت – دوستدار جسمانیت ( شهوت و حیوان خویی )
رشک ( حسادت ) – غبطه خوردن بردیگری

هفت گناه مرگبار – هفت رویا
هفت دروازه به سوی جهنم – هفت روز
هفت جهان شگفت آور – هفت نشانه
هفت سال بدبختی – هفت زندگی

هفت – هفت – هفت

هفت گناه مرگبار – هفت رویا
هفت دروازه به سوی جهنم – هفت روز
هفت جهان شگفت آور – هفت نشانه
هفت سال بدبختی – هفت زندگی

شکم پرستی – هرگز پایانی نیست
طمع – زندگی ابدی برای من
سستی ( تنبلی ) – آموخته برای عشق ورزیدن به زندگی آسان
غرور ( تکبر ) – بی بصیرت در مقابل سقوط
شهوت - وقف شده به هوای نفسانی
حسادت ( رشک ) – تثبیت تملک

Hectorist
23-05-2007, 13:39
Band Name : Crematory
Album : Believe
Track : Fallen
Year : 2000

----------------------

زاده شده از آتش و خاکستر
ساکن با طوفان و باد
شجاعانه و قدرتمند می جنگد

دور افتاده - پشت سر نهاده شده - مجذوب شده - پشت سر نهاده - سقوط كرده
دور افتاده - پشت سر نهاده شده - مجذوب شده - پشت سر نهاده - سقوط كرده

در قفسی خود ساخته از زندگی محبوس است

برخاسته از حقیقت
احساس می کند به پوچی نزدیک شده
بی روح ، منتظر برای پایان

دور افتاده - پشت سر نهاده شده - مجذوب شده - پشت سر نهاده - سقوط كرده
دور افتاده - پشت سر نهاده شده - مجذوب شده - پشت سر نهاده - سقوط كرده

زندگی ویران شده و به پایان نرسیده
محافظت شده به وسیله ترسی از حقیقت
صدمه دیده و وارسته از افسانه ها
ذره ای از گوشتی شیرین
تجلیل یافته مانند پادشاهان و اربابان
در بند و بسته شده مانند دزدان و قاتلان

دور افتاده - پشت سر نهاده شده - مجذوب شده - پشت سر نهاده - سقوط كرده
دور افتاده - پشت سر نهاده شده - مجذوب شده - پشت سر نهاده - سقوط كرده

Metalzadeh
24-05-2007, 02:50
Visions of a future that you will never see
Memories of the past
Traces of grief that you must survive
Only to feel pain again
Desolation of man is what I see now
Confusion is all around
Darkness is falling before my eyes
Losing my last hope

Tears from my eyes
Filled with dreams
Tears from my eyes
For a dying world

Suffer day and night
Slowly this world will fade away
The life decrease, my tears unseen
No one try to fear

You'll have to go through the time
To find the truth
You stare into the depth and try...
The answer disappears
Mindless thoughts before you die
Slowly you cry to leave
Inside my eyes the world cries loud
The time has come to die

Tears from my eyes
Filled with dreams
Tears from my eyes
For a dying world
I cry

تصوراتی از اینده ای که هرگز نخواهی دید
خاطرات گذشته
اثرات غم است که تو را وادار به زندگی می کند
فقط و فقط به خاطر اینکه بار دیگر درد را حس کنی
ویرانی مردم چیزیست که الان می بینم
اغتشاش در همه طرف
سیاهی قبل از چشمانم غروب می کند
اخرین امیدم هم از دست می دهم

اشک هایی از چشمانم
مملو از رویا
اشک هایی از چشمانم
برای دنیایی در حال مرگ

شکنجه , شب و روز
به ارامی این دنیا از بین خواهد رفت
زندگی کوتاه می شود , اشک هایم را کسی ندیده
کسی برای ترسیدن سعی نمی کند

مجبوری از میان زمان عبور کنی
تا حقیقت را بیابی
به ژرفا خیره می شوی و سعی می کنی ...
پاسخ ناپدید می شود
توهمات , قبل از اینکه بمیری
گریه می کنی به ارامی تا ترک کنی
درون چشمانم دنیا بلند گریه می کند
زمان مردن فرا رسیده

اشک هایی از چشمانم
مملو از رویا
اشک هایی از چشمانم
برای دنیایی در حال مرگ
من گریه می کنم

Metalzadeh
24-05-2007, 02:52
As I saw the world in flames
Through the eyes of eternal life
I wish to destroy the life
For every innocent (child) cry

As a sign to die

As I see the mistakes of man
I feel my anger
God will make the end of time
You cry forever

I cry - I saw
Eternal, eternal winds
Eternal, eternal winds
Eternal, eternal winds
Eternal, eternal winds

Your voice screams like
The rain from sky
The end of time has come
Neither time nor a sign
Can stop this circle of death

Lost in yourself there's no way to get out
The world is burning bright
Nothingness before the end
Unreality of fear

A prophecy
Is on the sky
Obscurity
Over the world

I cry - I saw
Eternal, eternal winds
Eternal, eternal winds
Eternal, eternal winds
Eternal, eternal winds

An image of total devastation
Characterize the world of today

وقتی که دنیا را شعله های سوزان دیدم
از چشمان زندگی جاودان
ارزو کردم که این زندگی را نابود سازم
گریه کن برای هر (بچه) بی گناه

مانند نشانه ای از مرگ

زمانی که اشتباهات مردم را دیدم
خشمم را حس کردم
خداوند اخرالزمان را به پا خواهد کرد
برای همیشه گریه کن

می گریم – می بینم
جاودان , بادهای جاودان
جاودان , بادهای جاودان
جاودان , بادهای جاودان
جاودان , بادهای جاودان

جیغ می کشی مانند
بارانی که از اسمان می بارد
اخرالزمان فرا رسیده است
هیچ زمانی و هیچ نشانه ای
نمی توان این گرداب مرگ را متوقف کرد

خودت را گم کرده ای , راهی برای خلاصی وجود ندارد
دنیا در اتشی فروزان می سوزد
پوچ بودن قبل از پایان
حقایقی دروغین از ترس

یک غیبگویی
در اسمان است
تیرگی
در سراسر دنیا

می گریم – می بینم
جاودان , بادهای جاودان
جاودان , بادهای جاودان
جاودان , بادهای جاودان
جاودان , بادهای جاودان

تصویری از انهدام کلی
جهان امروز را توصیف می کند

Metalzadeh
24-05-2007, 02:54
Moment of silence - blackened my eyes
Come through your dreams - voices from beyond
Call your name - envoke your pain
Guardian angel sleep - tears in their eyes
Deep from the shadows - the shadows arrives
While the wall of glasses reaches the sky
See the death in your eyes
I feel how my strength is growing
I wait for the dawn to come
The earth of mankind is bleeding
For the last sentence of mortal life
Emptiness, fear and despair
Shadows move where light should be
Feel and see this dying world
Through demon eyes I cry - cry!
Through demon eyes I die - die!
By life betrayed to endless sleep
To live without a dream
Once stands straight with faith and pride
Now drenched in blood I lay
Dark dreams of the past, calling back to me
Shadows that embrace me, with wings of frozen fear
Hear the silent whispers, which makes my dream come true
Feel the darkest velvet, breath between the dreams
When the veil of death covers up your mind
Once again the path of dark painted in blood
Kill or be killed, live for the ancient ones
Guardian angel found their end
As blood rains from the sky
Demons on the ancient world
Sacrifice their soul
Across the waves the dragons fly
Bringing the evil sight
See the fearsome death
Reflecting in your eyes


لحظات خاموشی – سیاهی چشمانم
به میان رویاهایت می ایند – نجواهایی از انسو
صدایت می کنند – زجرت می دهند
فرشتگان محافظ در خوابند – اشک در چشمانشان
از اعماق سایه ها – سایه ها فرا می رسند
هنگامیکه دیواری از جنس شیشه اسمان را در بر بگیرد
مرگ را در چشمانت می بینم
قدرت در حال رشدم را حس می کنم
منتظر فرارسیدن سپیده دم می مانم
زمین انسان ها به خون اغشته شده
برای اخرین حکم از زندگی فانی
پوچی , ترس و نومیدی
سایه ها به جایی که نور است حرکت می کنند
لمس کن و ببین این دنیای در حال مرگ را
میان چشم های شیطانی , من می گریم – فغان می کنم !
میان چشم های شیطانی, من می میرم – جان می دهم !
با زندگی که تسلیم خواب ابدی شده
بسوی زندگی بدون رویا
برای یک بار با ایمان و غرور , محکم بایست
در خون غوطه ور می شوم
رویاهای تیره و تاریک از گذشته , مرا دوباره فرا می خوانند
سایه هایی که مرا در اغوش می گیرند , با بال هایی از جنس ترس یخی
نجواهای سکوت را بشنو , که به رویاهای من جان می دهد
تاریکی مخملی را حس کن , بین رویا ها نفس بکش
زمانی که نقاب مرگ , ذهنت را می پوشاند
بار دیگر , راهی از تاریکی , با خون علامت گذاری شده
بکش وگرنه کشته می شوی , زندگی برای دیرینه ای یکتا
فرشتگان محافظ , مرگشان را پیدا کردند
هنگامیکه از اسمان خون می بارید
شیاطین در دنیای باستانی
قربانی می کنند روحشان را
در میان امواج , چندین اژدها پرواز می کنند
دید ها و افکار شیطانی را به ارمغان می اورند
مرگ مهیبت را ببین
که از چشمانت منعکس می شود

Torment
26-05-2007, 05:52
Oh . پدرام چه طوفانی راه انداختی خیلی حال دادی .
Dreaming Into Reality داره دیوونم می کنه WooOooW

Love It:40:

Metalzadeh
27-05-2007, 02:40
Oh . پدرام چه طوفانی راه انداختی خیلی حال دادی .
Dreaming Into Reality داره دیوونم می کنه WooOooW

Love It:40:

خواهش می کنم
کاری نکردم
خوشحالم که خوشت اومده
موفق باشی
فعلا

Metalzadeh
27-05-2007, 03:21
I am the harvester of life
Making your life black
I have called your name
There's no turning back

I am, the death, ruling, with your time
I can, but I won't give,
you the time you need

You fear me more than ever
You know your time is up
I take away your sorrow
I rule your mortality

I am, the death, ruling, with your time
I can, but I won't give,
you the time you need

من هستم نابودگر زندگی
زندگیت را سیاه می کنم
صدایت کردم , گفتم به خودت
راه برگشتی وجود ندارد

من هستم , مرگ , حاکم , بر زمان هایت
من می توانم , اما نمی خواهم بدهم ,
زمانی را که به آن احتیاج داری

از من , بیشتر از هر زمانی هراس داری
تو , می دانی که زمانت به پایان رسیده
من , غم را از درونت زدودم
من , بر بشر حکمرانی می کنم

من هستم , مرگ , حاکم , بر زمان هایت
من می توانم , اما نمی خواهم بدهم ,
زمانی را که به آن احتیاج داری

Metalzadeh
27-05-2007, 03:23
I am now layin on my deathbed
Cold and weak and full of pain
My skin is wrinkled and I'm searching
for a reason to not pass away

I have been sick for a long time
The cancer has taken my soul
I lay alone in a dark room
Wait every day to be fetched by death

In silence I'm lying
Deathwish burning strong
I just wanna sleep forever
I'm to weak to take my life

I am now dreaming that I'm dying
My soul is free from all the pain
I am now crying, crying in happiness
But I wake up to reality again

I hate this life that I'm living
People surrounds me to take goodbye
I can feel it this is my last time
I close my eyes and smile to my death

اکنون در تختخواب مرگ آرمیده ام
سرد و ضعیف , پر از درد
پوستم چین و چروک برداشته و به دنبال
دلیلی برای نمردن می گردم

مدت زیادیست که بیمارم
سرطان , روحم را گرفته
در اتاقی تاریک دفن شده ام
هر روز منتظر آمدن مرگ هستم

در آرامش آرمیده ام
آرزوی مرگ با قدرت می سوزد
فقط می خواهم برای همیشه بخوابم
من برای گذران زندگی خیلی ضعیفم

اکنون خواب می بینم که مرده ام
روحم از تمام دردها تهی می شود
اکنون می گریم , گریه ای از خوشحالی
اما دوباره بیدار می شوم و به دنیای واقعی بر می گردم

از این زندگی که درش هستم متنفرم
مردم دوره ام کرده اند , برای بدرود گفتن
می توانم حس کنم که این آخرین بار است
چشمانم را می بندم و به مرگ لبخند می زنم

Metalzadeh
27-05-2007, 03:24
Close your eyes as if you die
There is no lies in the twilight sky
Don't try to hide don't you realize
The only thing is to take your life
So come with me I'm all you need
Or I will never let you see
I have the key to the eternity
Suicide and you're forever free


چشمانت را ببند , مانند وقت مردنت
هیچ دروغی در سپیده دم وجود ندارد
سعی نکن مخفی بشی یا از چیزی سر در بیاری
اینها تنها چیزیست که زندگیت را نابود می کنند
پس با من بیا , من تمام چیزی هستم که تو نیاز داری
یا هرگز نخواهم گذاشت تو چیزی بفهمی
من کلید جاودانگی را دارم
خودکشی کن و برای همیشه آزاد شو

Doyenfery
31-05-2007, 17:54
Black God




Thy every look and every grace
so charm whenever I view thee,
'til death overtake me in the chase
still will my hopes pursue thee

Then when my tedious hours have past,
be this my last blessing given
low at thine feet to breathe my last
and die in sight of heaven


خداوند تیره


هر نگاه تو و هر رحمت تو
بسیار فریبنده هرگاه که به تو نگریستم
تا مرگ ما را در این کش مکش به جلو براند..;
هنوز رویا های من تو را دنبال می کند.

سپس هنگامی که ساعت های ملال آور من سپری شدند
اخرین موهبت(برکت) ارزانی شده من باش
بر روی پاهایت خم شو تا آخرین نفس من بر آید
و در حسرت بهشت بمیر

Metalzadeh
01-06-2007, 01:52
Scars In The Landscape Of God



I'm the one behind the shadows

تک مانده ای در پشت سایه ها هستم.

Tyrant of damnation

ستمگری نفرین شده

Believer in war

معتقد به پیکار

I will build the bridge of hate

مایلم به بنای پلی از نفرت

To walk on pagan ways

به سوی هدف(راه)ضد مسیح راه میپیمایم

In the light of the moon

در زیر نور مهتاب(ماه)

...Hate in my heart

...نفرت ست در قلبم

I wander through fire

آواره در میان آتشم

To the valley of the shadow

بسوی دره ای از سایه و تاریکی

I summon my inner self to strengthen my final will

فرا میخوانم روح خویش را از برای خواسته نهاییم

I will destroy the promised land of God

خواهان نابودی و ویرانی وعده خدا به زمینم

To set the mighty flame

پیش بسوی مجموعه مقتدر و عظیم شعله آتش

Flame - thou of wisdom the greatest

زبانه آتش - خطاب کردن دانش بزرگ(*)

And to rise the hidden words

و بسوی طغیان عهدهای نهفته

The words of ancient knowledge

فرمانهایی از علم باستان

The scars in the wind

جای سوختگیهایی روی باد(*)

Guide my path to the dark

راهنمای من در جاده تاریکی

Into my cold frozen reality

در میان هستی منجمد شده من

...This is the dawn of the final war

این است آغاز پیکار نهایی

The victory is written in my flesh

پیروزی در جسم من نگاشته شده

I laugh as my enemies fall

میخندم به دشمنی که هبوط کرد

And the sun will retire

و فرو میرود خورشید

Into the darkness of the night

در تاریکی شب

Forever



تـــــــــــــــــا ابــــــــــــــد

Metalzadeh
01-06-2007, 01:56
آهنگ everytime i die

از children of bodom

آلبوم follow the reaper




شعله شمع زندگی من رو به افول است

و به آرامی مانند آتشی زير باران خاموش می شود
جرقه ای از اميد درونم نيست
ستاره ای از آسمانم عبور نمی کند
با بالهای شکسته نمی توان اوج گرفت


شبی ديگر .. مرگی ديگر
لاشه باد به سردی يخ می وزد

خواهم گذاشت باد بوزد در تاريکی
زيرا بسيار زجر آور است زمانی که تن به مرگ می دهم


توان مقابله ندارم
نمی توانم شب ديگری را تحمل کنم
بيش از اين نميتوانم تصور کنم
شراره نور از ميان انگشتانم می گذرد
مانند خون در بازوانم
و قطره های شمع سياه مرا دفع می کند








The faint blaze of the candle of my life,


slowly dying like a fire in a pouring rain.


No sparks of hope inside,


no shooting stars on my sky.


On broken wings, no flying hight...








Another night, another demise,


Cadaverous wind blowing cold as ice...


I`ll let the wind blow out the light


cuz its gets more painful every time i die.








Out of strenght to fight.


I cannot take another night.


I cannot take it no more.


Lust of light slips through my fingers


like blood on my arms.


Black candle wax has buried me...





Another night, another demise,


Cadaverous wind blowing cold as ice...


I`ll let the wind blow out the light


cuz its gets more painful every time i die.

Metalzadeh
01-06-2007, 02:03
Mother winter leaves our land





And opens wide the seas





The lukewarm breeze does beckon me





As it whispers through the trees











It says: Set your sails





And let me take your ship to foreign shores





Take farewell of those near you





And your land of the North!











The wild cold deep black ocean's waves





Invites my hungry heart





Cry not my love I'll return





Only death can keep us apart











Oden in the sky up high





Let the Ravens of yours fly





To guide us on our sail to foreign shores





Let your Ravens fly










The wind blows through my hair





And fills our sails with hope and pride





Caress these lines of Oak, wind





Do not throw us all aside











The wild cold deep black ocean's waves





As wide as sky above





Carry us, oh, Gods of sea





Don't take us down below











Now approach the shore at dawn





All is still the light of daybreak is yet to be born





Clad in morning dew asleep





The city's walls rise before us men from the seas











Carrying cold steel at our sides





No time to lose at sunbirth we attack the city by surprise





_Down the coastlines with the wind we reign





Men of the North we leave the shores in flames

















Shores in Flames Shores in Flames





Shores in Flames Shores in Flames








Fire!








Tor of thunder way up high





Swing your Hammer that cracks the sky





Send the wind to fill our sails and take us home





Guide your sons, us











When the wind cries out my name





And time has come for me to die





Then wrap me in my cape





And lay my sword down at my side








Then place me on a ship of Oak





And let it drift with tide





Let the flames purify my soul



On its way to hall up high


مادر زمستان سرزمین ما را ترک می کند



و بالهایش را بر روی دریا باز می کند



بادهای گرم مرا با اشاره صدا می کنند



همچنان که نجوا می کنند در میان درختان







آنها می گویند بادبانهایتان را بکشید



و بگذار کشتی ات را به ساحلی بیگانه هدایت کنم



با نزدیکانت وداع کن



و سرزمین شمالیت







امواج وحشی سرد و سیاه و عمیق اقیانوس



قلب گرسنه مرا دعوت می کند



گریه نکن عشق من ، من باز می گردم



تنها مرگ است که ما را جدا می کند





ادین ( خدای خدایان ) بر فراز آسمان



بگذار کلاغهایت پرواز کنند



تا کشتی ما را به سوی ساحلی بی گانه هدایت کنند



بگذار کلاغهایت پرواز کنند







باد در میان موهایم می پیچد



و انباشته می کند کشتی هایمان را با امید و غرور



نوازش می کنند خطوط چوب را ، باد



ما را جدا نکن







امواج وحشی سرد عمیق و سیاه اقیانوس



گسترده اند همچون آسمان بالای سرمان



ما را هدایت کن ، آه خدای دریا



ما را غرق نکن







اکنون در سپیده صبح به ساحل نزدیک می شویم



همه چیز ساکت در نور صبحگاهی که هنوز زائیده نشده



تزیین شده در شبنم های صبحگاهی



دیوار های شهر بر می خیزند قبل از ما مردان دریا







آهن سرد در کنارمان گریه می کند



زمانی برای تلف کردن نیست ما با تعجب به شهر حمله می کنیم



سقوط شهر با بادهایی که حکومت می کنند



مردان شمال ( اسکاندیناوی ) ما ساحل را در شعله ها ترک می کنیم











ساحل در شعله ها ، ساحل در شعله ها



ساحل در شعله ها ، ساحل در شعله ها





آتش





خدای رعد بر فراز ما



بچرخان چکشت را بشکاف آسمان را



بادها را بفرست برای بردن ما و کشتی هایمان به خانه



فرزندانت را رهبری کن ، ما







وقتی که باد نام مرا فریاد می زند



زمان برای مرگ به سویم می آید



مرا در شنلم می پوشاند



و می خواباند شمشیرم را در کنارم







سپس مرا در کشتی چوبی جا می دهد



و می گذارد که براند با جریان آب



بگذار شعله ها جسمم را پاک کنند



در راهی به بالای تالار

Hectorist
01-06-2007, 19:31
Band : My Dying Bride
Album : The Light At The End Of The World
Year : 1999
Track: She Is The Dark


----------------------------------


"She Is The Dark"

او ظلمت است


A cruel sleep 'cross our land

خوابي بيرحم از سرزمين ما مي‌گذرد

All withered and dying

همه در حال مرگ خشکيده‌شده‌اند

As the fall, the victims

مثل يک سقوط، قربانيان

They're dying a sad death

مي‌ميرند،به مرگي غمگين

In our land, we lay down

در سرزمينمان، ما خفته ایم

And suffer again

و دوباره رنج مي‌کشيم

A dark girl' cross our land

دختري تاريک،از سرزمين ما مي‌گذرد

Is pacing. Is preying

گام برمي‌دارد قربانی مي‌کند

And with her, a fever

و همراه او تبي مي‌آيد

A marching black fever

تبي سیاه و پيشرونده

No eyes see. No features

چشمها نمي‌بينند، چهره ای نیست

Just black form, suffering

تنها سياهی،و رنج

You have her sympathy

تو ترحم او را داري

You have her tears

تو اشکهاي او را داري

She tries only to take

او فقط سعي مي‌کند

All your fears

تا تمام ترسهاي تو را بگيرد

The pain she feels

رنجي که او احساس مي‌کند

When she drinks your

زماني که روح تو را مي‌بلعد

Is hers to suffer

از آن اوست تا رنج بکشد

It is her toll

اين تاواني است که او باید بپردازد

Believe me, she's helpless

مرا باور کن , او تنها و بی ياور است

When she curses our land

زماني که او ديار ما را نفرين مي‌کند

When she swallows light

زماني که او روشنايي ما را مي‌بلعد

It's not her

اين از اراده‌اش خارج است

Poison awaits when you kiss

زهر در کمين است،هنگامي که بر او بوسه ميزني

Her heart cries out for you, for me

قلب او مي‌گريد،براي تو،براي من

Untold misery is hers to serve

رنجي بي‌حساب براي اوست تا پخش کند

out for eternity

براي جاودانگي

Out cold. Mankind will stay

بي احساس.بشريت باقي خواهد ماند

forevermore if she gets her way

براي هميشه اگر او به راهش ادامه دهد

She can't help it. It's her curse

او نمي‌تواند کمکي کند.اين طلسم اوست

To sing your pain in her own verse

که در شعرهايش آواز دردهاي تو را سر دهد


She is the dark

او ظلمت است

The nightmares you hide

او کابوسهايي است که پنهانشان مي‌کني

The pain you feel

دردي اسش که احساس مي‌کني

The suffering inside

رنجي است در درون

Though she was like you

اگرچه او تو را دوست داشت

Through her dark past

در ميان گذشتهء تاريکش

But now, the conqueror

اما اکنون پیروز است

Her choirs vast

سرود بلند او

Oh, please forgive her

آه خواهش میکنم او را ببخش

As mankind dies

آن هنگام که بشريت نابود میشود

As angels weep

زماني که فرشتگان اشک ميريزند

And heaven cries

و آسمان ( بهشت ) میگرید.

Doyenfery
04-06-2007, 22:55
Mama Said


Mama she has taught me well
Told me when I was young
Son, your life's an open book
Don't close it fore it's done
The brightest flame burns quickest
Is what I heard they say
A son's heart's owned to mother
But I must find my way

Let my heart go
Let your son grow
Mama let my heart go
Or let this heart be still

Rebel my new last name
Wild blood in my veins
Apron strings around my neck
The mark that still remains
Left home at an early age
Of what I heard was wrong
I never asked forgiveness
But what I said is done

Repeat

Never I ask you
But never I gave
But you gave me your emptiness
I now take to my grave
Never I ask of you
But never I gave
But you gave me your emptiness
I now take to my grave
So let this heart be still

Mama now I'm coming home
I'm not all you wished of me
But a mother's love for her son
Unspoken, Help me be
I took your love for granted
And all the things you said to me
I need your arms to welcome me
But a cold stone's all I see]

Let my heart go
Mama let my heart go
You never let my heart go
So let this heart be still


گفت ِ مادر


مارم به درستی مرا آموزاند
آنگاه که جوان بودم
که , زندگی کتابی است باز ,پسرم
نا تمام رهایش مکن .
فروزانترین شعله ,تند تر می سوزد
این است آنچه از او شنیدم
دل پسر در گرو مادر
ولی باید راهم را بیابم

دلم را رها کن
بگذار پسرت بزرگ شود
دلم را رها کن مادر
یا بگذار این دل آرام ماند.

یاغی نام خانوادگی تازه ام است
خونی رمیده در رگانم
ریسمان پیشبند دور گردنم ,
نشانی که هنوز ماندگار است .
خانه را خیلی زود رها کردم
از آنچه به اشتباه شنیدم ;

هرگز طلب بخشایش نکردم ,
چرا آنچه گفتم به انجام رسیده.
دلم را رها کن !
بگذار پسرت بزرگ شود
مادر دلم را رها کن
یا بگذار این دل آرام ماند

هرگز چیزی از تو نخواستم
اما هرگز چیزی هم نبخشیدم
اما تو به من پوچی خود را دادی;
و اینک ! من آنرا به گور می برم .
پس بگذار این دل آرام بماند .

مادر اکنون به خانه می آیم
همه آن کس نیستم که تو برایم آرزو داشتی
عشق مادر به پسرش ,
به زبان نمی آید ,یاریم ده که باشم ;
آری ,من عشق تو را بدیهی گرفتم ;
و همه گفته هایت را .
به آغوشت نیاز دارم که به من خوش آمد گوید
اما سنگی سرد , تنها چیزی است که می بینم .

دلم را رها کن
بگذار پسرت بزرگ شود
دلم را رها کن مادر
یا بگذار این دل آرام ماند.

Doyenfery
04-06-2007, 23:02
Ronnie


Story starts, quiet town
Small town boy, big time frown
Never talks, never plays
Different path, lost his way

Dead streets are red, red I'm afraid
No confetti, no parade
Nothing happens in this boring place
But oh my god, how that all did change
Now they all pray
Blood stains wash away

He said "lost my way"
This bloody day
Lost my way
I heard him, he said "lost my way"
This bloody day
Lost my way
All things wash away
But blood stained the sun red today

I always said, somethin' wrong
With little strange Ronnie Long
Never laughed, never smiled
Talked alone, for miles and miles and miles

Gallow calls, son I say
Keep your smile, and laugh all day
Think once again, in this boring place
For little boys, how they soon change

Now they all pray
Blood stains wash away

He said "lost my way"
This bloody day
Lost my way
Yeah, I heard him, he said "lost my way"
This bloody day
Lost my way
All things wash away
But blood stained the sun red today

Yeah, well all the green things died
When Ronnie moved to this place
He said, "Don't you dare ask why
I'm cursed to wear this face"

Now we all know why children called him
Ronnie Frown
When he pulled that gun from his pocket
And they'd all fall down down down

He said "lost my way"
This bloody day
Lost my way
Yeah, I heard him, he screamed "lost my way"
This bloody day
Lost my way
All things wash away
But blood stained the sun red today


رونی


داستان آغاز می شود ,شهری آرام
پسرک کوچک شهر ,بیشتر اوقات اخم آلود ,
صحبت نمی کند
مسیری متفاوت , گم کرده راهش را

آنگاه خیابان های سرخ فام , هراسانم از سرخ -
نه عروسی , نه جشنی ,
اتفاقی نمی افتد در این مکان ملال آور
ولی خدای من چگونه همه اش دگرگون شد .
اینک همه دست به دعایند
لکه های خون شسته می شوند
گفت : "راه گم کرده ام "
در این روز پلید ,
راهم را گم کرده ام
شنیدمش که گفت "راه گم کرده ام"
در این روز پلید ,
راهم را گم کرده ام.
همه چیز پاک می شود .
ولی امروز , خورشید نیز با خون لکه دار است .

همیشه گفته ایم ; اشکالی در کار است
با این رانی لانگ کوچک و عجیب و غریب
که نی خندد ; نه هرگز لبخند نمی زند ;
تنها سخن می گوید ; فرسنگ ها فرسنگ
گالو ندا داد ; می گویم پسرم
حفظ کن لبخندت را و بخند تمام روز .
دوباره بیندیش ; در این مکان ملال آور .
برای پسر بچه ها چه زود دگرگون شد .
اینک همه دست به دعایند
لکه های خون شسته می شوند .

آری همه سبز ها می میرند .
از وقتی رانی به آنجا پا نهاد
گفت هرگز جرئت پرسیدنش را به خود ندهید که با کدامین نفرین به کشیدن چنین نامی محکوم شدم.
حالا همه می دانیم چرا بچه ها نامیدنش
رانی عبوس
آن دم که بیرون می کشید هفت تیر را از جیبش
و همه شان نقش بر زمین می شدند .

Metalzadeh
09-06-2007, 01:51
Tristetea Vehementa

Viata Dormiteaza Germinind Si-O Simt In Jur Universala
Intr-o Nesfirsita Oboseala Si-n Absenta Ultimului Cind
Iar Taina Aerului Otravit Intr-un Inceput De-nnoptare
Alacelui Orizont Nemarginit Adoarme Fara Desteptare

My ruined world 's denying the earthly time
Drained of all emotions...
Immortality: Now be mine!
My ruined dreams - remains of tortured years
Who will be left to wipe away my bitter tears?

Words of sorrow...
sail, travelling on cold winds
Words of tranquility...
fail, dancing on my wounded lips

I'm dying mostly alone
Within life's thin disguise
And I can't tame the blood
And the heart THEY have baptized

The scars burn deeply into my soul
My smile has lost it's brilliance
My words become so trivial...
Loosing all desire
Loosing all


but pride
Cu vehementa miniei tristetea
Difuza se strecoara
Printre-ncheieturi
Ca un ghimpe de-otrava
al florii vietii vestejite

"Moartea succede vietii


viata succede la moarte
Alt sens u-are lumea asta
n-are akt slop si-alta soarta

...Caci demult, aici, la marginea vietii
Sub lumina siderala, nu mai traiesc in timp...
Iar calendarul a reintrat in forma lui astrala

"Te vad
Te aud, te cuget


Tinara si dulce veste, dintr-un cer cu-alte stele
cu alte vise si alti zei"

...Pe drumuri delirind, pe-o vreme de toamna
Ma urmareste-un Gind, Ce ma-ndeamna:
"Dispari cit mai curin"
...Caci visu-mi nu-i un dis pamintesc

My ruined world's grasping for a mystic thought
Though the soul's already tired of search
My ruined dreams - Out of reach
And the hopeless soul keeps on waiting
for whom But who's to know


دنيای نابود شده من زمان های اوليه را انکار ميکند
تمام احساسات من تخليه شده (نابود شده)
وحالا جاودانگی مال من شده
رويا ها ی نابود شده من ـ چيزهای باقی مانده از سالهای زجر وشکنجه
وچه کسی اشکهای تلخ مرا پاک خواهد کرد
قصه غم واندوه ـ روی بادهای خنک دريانوردی ميکند (با کشتی سفر ميکند)
قصه آرامش مردود شده و روی زخمهای لب من می رقصد
من تنهای تنها می میرم درون لباس نازکی از زندگی.
من نمی توانم خون را رام کنم
و قلبی که آنها غسل تعميد داده اند(نام گذاری کردهاند)
جای زخمها در عمق روح من ميسوزد
لبخند من درخشندگی خود را از دست داده
تمام سخن هايم از بين رفته (مبتذل شده)
ومن آرزوهای خود را از دست داده ام (باخته ام)
همه آنها بجز غرورم را
دنيای نابود شده من برای تفکرات عارفانه من خيس شده
اگر چه روح من خسته از جستجو کردن است
دنيای نابود شده من دور از دسترس
روح های نا اميد همچنان منتظر ند. برای که ؟
و اما چه کسی می خواهد بفهمد ؟

Metalzadeh
09-06-2007, 01:52
BAND : AGATHODAIMON





SONG : Body Of Clay





ALBUM : Higher Art Of Rebellion





YEAR : 1999








Body Of Clay


جسد رسی








Cry with my tears


فریاد در ازای اشکهای من


Cry with my pain


فریاد در ازای رنج من


Still in the cold


همیشه در سرما(ساکت در سرما)


Neverending rain


هرگز بارانی نمی بارد








With one of your kisses


به وسیله یکی از بوسه هایت


My words you'd freeze


تمایل داری به منجمد کردن کلمات من


From one of your kisses


به وسیله یکی از بوسه هایت


My bleeding would cease


خونریزی من مایل به توقف است








Shed all my tears


ریختن تمامی اشکهای من


The flood devours all


سیل همه چیز را می بلهد


The earth, us, rushing...


زمین،ما،حمله کردن....


A shy, whispered call


آزمایش،(با صدایی)نجوا(مانند)صدا می زند








Death becomes angels


مرگ مناسب فرشتگان ست


And they won't turn away


و آنها چرخش ناجور را نمی خواهند


Defying all my yearing


تمام سالها،مرا به مبارزه میطلبند


And my body of clay


و جسد رسی مرا








Cry with my crying


گریه در ازای فریاد من


You end up like (a) mole


پایان سپری شده شما دوست داشتن کور موشی ست(*)


Death loves the angels


مرگ فرشتگان را دوست دارد


Retired into my soul


بازنشسته به سوی روح من


As I'm drained and welken


همانند این است که من<؟>و<؟>هستم(*)


My last wish I sigh


افسوس خوردن آخرین آرزویم است


Let me be, darling


اجازه به بودن بده مرا(ای)محبوب(من)


Tears in your eye.


اشک در چــــــــشمــــــانت.

doomhammer65ir
17-06-2007, 04:28
از ژرفاي دوزخ جستار رو بالا ميارم .
++++++++++++++++++++++++
burzum - Dunkelheit When night falls
she cloaks the world
in impenetrable darkness.
A chill rises
from the soil
and contaminates the air
suddenly...
life has new meaning.
++++++++++++++++
شب هنگام
ان زمان كه الهه شب ،گيتي را در تاريكي نفوذ ناپذيري پنهان ميكند
نااميدي از خاك برخاسته هوا را مي الايد
به ناگاه...
زندگي معنايي نو مي يابد
++++++++++++++
الهه در عربي از دو بخشه . اله + ه . "ه" كه براي مشخص كردن جنسيت هستش . اما عربها به خدايانشون اله ميگفتن . به بتهاشون هم همينطور . به الله دقت كنيد . آْل + اله . يجا خوندم كه آل از خدايان باستاني اعراب بوده . بتي هم به همين منظور داشتن ...
محمد مرد باهوشي بوده . براي متحد كردن مردم بتهاشون رو متحد كرد .

Hectorist
24-06-2007, 13:46
band : hypocrisy
genre: melodic death metal
album : the arrival
song : dead sky dawning


طلوع آسمان مرده

I woke up screaming from a nightmare
That seemed so real
A horrified vision of the skyline
Covered up in steel
I stumble outside, everything around me had changed
I could not believe my eyes
I stare into a world rearranged

من با وحشت از كابوسي كه ديده ام در خواب برخواستم
اون رويا خيلي واقعي به نظر ميرسيد
اون رويا تصويري ترسناك از افق آسمان بود
كه با پولاد پوشانده شده بود ( پر از شمشير بود )
من از ديدن اين صحنه از ترس به خود ميلريزدم ، و همه چيز در اطراف من ناگهان تغيير كرد
من نميتوانستم چيزي را كه ميبينم باور كنم
من خيره شدم به دنيايي كه از نو بنا شده بود

My heart was pounding faster
Am I awake or still in a dream
The vision of final disaster
The vision of empty streams

ضربان قلبم تند شده بود
من بيدارم يا هنوز در خواب رويا هستم ؟
تصويري از نهايت مصيبت و بدبختي
منظره اي از رودهايي كه خشك و بي آب شده اند

I see a dead sky dawning
A lethal encounter of the first degree
I see a dead sky dawning
No mercy for you, No mercy for me
I see a dead sky dawning
A lethal encounter of the first degree
I see a dead sky dawning
It's the end for you, It's the end for me

من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
برخوردي مهلك از كرانه هاي افق
من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
هيچ بخشش و شفقتي براي تو و من وجو ندارد
من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
برخوردي مهلك از كرانه هاي افق
من ميديدم كه آسمان مرده در حال طلوع كردن است
اين براي من و تو پايان همه چيز است

The world is silent
Only the life from above can be seen
Mercy comes and blinded me
All fates creates and within for me

جهان آرام و ساكت شده
فقط روح زندگي در آسمانها جاريست
موهبتي به من شد و مرا نابينا كرد ( تا اين همه مصيبت را نبينم )
در درونم تمام سرنوشت شوم خود را به ياد مي آوردم

It' s not of this world
Our senses disappears
Something within me tells me
It's the end of humanity

اين ( منظره ها ) مطعلق به اين دنيا نيست
تمام احساسات ما از بين رفته
چيزي در درونم به من ميگويد
اين پايان كار بشريت است

My heart was pounding faster
Am I awake or still in a dream
The vision of final disaster
The vision of empty streams
Released from this nightmare
Let me wake up to find the world I knew
But then I see the things that surround me
I realize we are the chosen few

ضربان قلبم تند شده بود
من بيدارم يا هنوز در خواب رويا هستم ؟
تصويري از نهايت مصيبت و بدبختي
منظره اي از رودهايي كه خشك و بي آب شده اند
مرا از اين رويا رها كن
اجازه بده بيدار شوم تا دنيايي را كه ميشناسم بيابم
اما نگهان چيزهايي كه در اطراف من گرد آمده بودند را ديدم
و فهميدم كه تنها عده كمي زنده مانده اند

It's the end for me
They've come to take me away
Remembered as their prey
The execution right now taking fligh

اين پايان كار من بود
آنها آمده بودند تا من را با خود ببرند
انگار كه من قرباني آنها هستم
و من تنها كاري كه ميتوانستم انجام دهم اين بود كه از آنجا بگريزم

doomhammer65ir
29-06-2007, 04:30
Sterile Nails And Thunderbowels

Vast Souls
And Inhumans,
Bitten By Infected Jaws

Abandoned Minds
And Corpses
Lurking With Moulded Eyes
Lacerated Bodies
Without Mourners
Nodding In Gallows

Crushed Skulls
Tasting The Fur
Of Dying Cats

Needles, Injecting Pain
Flamable Skin
And Deadly Thirst
Beyond Mind
Is Sleep To Be Found
Leap, Leap, Leap, Leap
From Life,
Leave Yourself,
Die With Me

+++++++++++++

آرواره هاي آلوده
نامردمان زيادي را پاره پاره كرد

مغز هاي تسليم شده و بدن هاي بي جان
با چشماني كريه
در كمين هستند

در كمين بدنهاي رنجور
كه هيچ سوگواري ندارند
تا كه با اشاره سر به دارشان بياويزند

بي نياز ، تزريق درد
بدن هايي داغ و تشنگي كشنده
فراسوي ذهن هايمان
در انتظارند تايافته شوند

رها كن زندگي را
رها كن خويش را
بمير با من
++++++++++++++++++++++++++++++
كليپش رو ميتونيد از اينجا دان كنيد


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
+++++++++++++++++
دوستان ديدتون درباره اين كليپ و نمونه هاش در ژانر depressive چيه ؟ اين همه علاقه به مردن و تشويق به اون ؟ جالب اينجاست كه هيچ چيز جز درد و رنج رو هم در انتظار مرده ها نميدونن . كتاب " افرينگان " نوشته هدايت رو بخونيد . شايد همه اينها واكنشي باشه به اديان سامي . ادياني كه دنيا رو كثيف ميدونستن و اون رو تنها گذرگاهي براي ورود به آخرت . اما هنوز هم همون انديشه بر روي ما فرمان ميرونه . اينكه بايد فنا ناپذير باشيم . هنوز هم از دنيا متنفريم . اما از اونجا كه ديگه به اخرت هم ايمان نداريم ديگه بهشت و جهنمي هم نداريم .
شايد تمام اين ژانر از اين رو بوجود اومده كه هنوز هم ميخوايم بي نهايت باشيم . هنوز هم نميتونيم بدون خدايان ( از نوع سامي ) هدف داشته باشيم . " ارزش " بدون هدف براي ما معني نداره . هنوز براي بهشت و جهنم زندگي ميكنيم .
++++++++++++++
خوشحال ميشم دوستان هم ديدشون رو در اين باره بنويسن

Doyenfery
29-06-2007, 06:32
Carpe Diem Baby




Hit dirt
Shake tree
Split sky
Part sea

Strip smile
Lose cool
Bleed the day
And break the rule

Live win
Dare fail
Eat the dirt
And bite the nail

Then make me miss you...
Then make me miss you...

So wash your face away with dirt
It don't feel good until it hurts
So take this world and shake it
Come squeeze and suck the day
Come carpe diem, baby

Draw Lead
Piss wine
Sink teeth
All mine

Stoke fire
Break neck
Suffer through this
Cheat on death

Hug the curve
Lose the time
Tear the map
And shoot the sign

Then make me miss you...
Then make me miss you...

So wash your face away with dirt
It don't feel good until it hurts
So take this world and shake it
Come squeeze and suck the day
Come carpe diem, baby

Yeah, Suck it!
[Solo]

Live win
Dare fail
Eat dirt
Bite the nail

Strip smile
Lose cool
Bleed the day
And break the rule

Hug the curve
Lose the time
Tear the map
And shoot the sign

Then make me miss you... (Come on, Come on)
Then make me miss you...

So wash your face away with dirt
It don't feel good until it hurts
So take this world and shake it
Come squeeze and suck the day

Come make me miss you...
Come carpe diem baby
Come carpe diem baby





یار دم پرستی ها
خاک را بکوب , بجنبان درخت را
سینه آسمان را بشکاف , جدا کن پهنه دریا را

برهنه شو از لبخند , از دست بده خونسردیت را
خون روز را بریز , بشکن قانون را

زیستن برای بردن , داشتن شهامت باختن
خاک را بخور , بجو ناخن را
آنگاه وادارم کن که دلتنگت شوم

پس با خاک بشوی صورتت را ,
بدون درد لذت نمی دهد

پس این دنیا را بردار و بلرزان
بیا روز را درست بفشار و مک مزن
بیا یار دم پرستی ها

با این شراب به لطافت دم بزن
لذت از آن من است
آتش بی غرور , مرا بشکن
تاب بیاور در این نیرنگ هوای مرده
زیر منحنی , زمان را گم کن
نقشه را بگردان ,نشان را پرتاب کن
آنگاه وادارم کن که دلتنگت شوم

زیستن برای بردن , داشتن شهامت باختن
خاک را بخور , بجو ناخن را
برهنه شو از لبخند , از دست بده خونسردیت را
خون روز را بریز , بشکن قانون را
زیر منحنی , زمان را گم کن
نقشه را بگردان ,نشان را پرتاب کن
آنگاه وادارم کن که دلتنگت شوم
بیا , بیا !
آنگاه وادارم کن که دلتنگت شوم .

Doyenfery
06-07-2007, 15:58
Low Man's Lyric



My eyes seek reality
My fingers seek my veins
Theres a dog at your back step
He must come in from the rain
I fall cause I let go
The net below has rot away
So my eyes seek reality
And my fingers seek my veins

The trash fire is warm
But nowhere safe from the storm
And I can't bare to see
What I've let me be
So wicked and worn

So as I write to you
Of what is done and to do
Maybe you'll understand
And won't cry for this man
'Cause low man is due
Please forgive me

My eyes seek reality
My fingers feel for faith
Touch clean with a dirty hand
I touched the clean to the waste

So low the sky is all I see
All I want from you is forgive me
So you bring this poor dog in from the rain
Though he just wants right back out again

And I cry, to the alley way
Confess all to the rain
But I lie, lie straight to the mirror
The one I've broken, to match my face


غزل مرد پست



چشمانم در جستجوی حقیقت اند
انگشتانم در جستجوی رگانم
آنجا سگی است به دنبال رد پایت
باید از باران به درون آید
می افتم چون رها می کنم
ناپدید شده است توری که در پایین بود
پس چشمانم در جستجوی حقیقت اند ;
و انگشتانم در جستجوی رگانم

آتش زباله گرم است
هیچ امانی در برابر طوفان نیست
و شهامتِ دیدن در من نیست
که چگونه گذاشتم اینچنین
پلید و فرسوده شوم

پس حال که می نگارم برایت
از آنچه کرده و خواهم کرد
شاید بفهمی و دریابی
و نریزی اشکی از برای این مرد
که مرد پست سزاوار است
لطفا مرا ببخش;

چشمانم در جستجوی حقیقت اند
انگشتانم در جستجوی حس ِ ترس
پاک کردن با دستان آلوده
دست می کشم به پاکی که تلف می شود

بسیار پست, آسمان همه آن چیزیست که می بینم
بخشش , تنها چیزی است که از تو می خواهم
پس این سگ بیچاره را از باران به درون آر
هرچند که او بی درنگ خواهان دوباره بیرون رفتن است .

و من می گریم به کوچه
به همه چیز اعتراف می کنم نزد باران
ولی دروغ می گویم ,مستقیم به آینه دروغ می گویم
همان آینه که شکستم ,تا بخواند با چهره ام
__________________

ناپدید شده است توری که در پایین بود

منظور چهار چوبیه که آدم واسه خودش و از اون افول نمی کنه

Doyenfery
07-07-2007, 01:33
Fade To Black


Life it seems, will fade away
Drifting further every day
Getting lost within myself
Nothing matters no one else
I have lost the will to live
Simply nothing more to give
There is nothing more for me
Need the end to set me free

Things are not what they used to be
Missing one inside of me
Deathly lost, this can't be real
Cannot stand this hell I feel
Emptiness is filing me
To the point of agony
Growing darkness taking dawn
I was me, but now He's gone

No one but me can save myself, but it's too late
Now I can't think, think why I should even try
Yesterday seems as though it never existed
Death Greets me warm, now I will just say good-bye


رنگ باختن به سیاهی


زندگی انگار کمرنگ و کمرنگ تر می شود
هر روز پراکنده تر می شود
از درون گم گشته ام و سر گردان
دیگر هیچ چبز و هیچکس اهمیت ندارد
میل به زیستن را از دست داده ام
ندارم چیزی برای بخشیدن
باقی نمانده چیزی برای من
باشد که در پایان بگشاید بند را از دست و پای من

نیست چیزی آنسان که بود
انگار چیزی گم گشته دارم از درون
گم گشتگی مرگبار , این نمی تواند واقعی باشد
انگار توان ترک این جهنم را ندارم
رسیده ام به سر حد رنج و دردی طاقت فرسا
تاریکی رشد یابنده پگاه را فرا گرفته است
روزگاری خود بودم, اینک اما او رفته است

هیچکس جز خودم نمی تواندناجی ام باشد ولی دیگر دیر شده
دیگر توان اندیشیدنم نیست ;
اندیشیدن به اینکه چرا حتی باید سعی می کردم
گذشته انگار هرگز وجود نداشته
مرگ به گرمی به استقبالم می آید ,اینک تنها می توانم بگویم بدرود

doomhammer65ir
08-07-2007, 06:07
با سپاس از doyenfery. وسوسه شدم البوم هاي متاليكا رو دان كنم . شما كدومش رو پيشنهاد ميكنيد ؟
++++++++++++++++++++++++++++++++

In The Name Of God

[Lyrics by John Petrucci]

H ow can this be?
Why is he the chosen one?

Saint gone astray
With a scepter and a gun

Learn to believe
In the mighty and the strong

Come bleed the beast
Follow me it won't be long

Listen when the prophet
Speaks to you
Killing in the name of God

Passion
Twisting faith into violence
In the name of God

Straight is the path
Leading to your salvation
Slaying the weak
Ethnic elimination

Any day we'll all be
Swept away
You'll be saved
As long as you obey

Lies
Tools of the devil inside
Written in Holy disguise
Meant to deceive and divide
Us all

Listen when the prophet
Speaks to you
Killing in the name of God

Passion
Twisting faith into violence
In the name of God

Blurring the lines
Between virtue and sin
They can't tell
Where God ends
And mankind begins

They know no other
Life but this
From the cradle
They are claimed

Listen when the prophet
Speaks to you
Killing in the name of God

Passion
Twisting faith into violence
In the name of God

Hundreds of believers
Lured into a doomsday cult
All would perish
In the name of God

Self-proclaimed messiah
Led his servants
To their death
Eighty murdered
In the name of God

Forty sons and daughters
Un-consenting plural wives
Perversions
In the name of God

Underground religion
Turning toward
The mainstream light
Blind devotion
In the name of God

Justifying violence
Citing from the Holy Book
Teaching hatred
In the name of God

Listen when the prophet
Speaks to you
Killing in the name of God

Passion
Twisting faith into violence
In the name of God

Religious beliefs
Fanatic obsession
Does following faith
Lead us to violence?

Unyielding crusade
Divine revelation
Does following faith
Lead us to violence?

[Chant:]
Mine eyes have seen the glory
of the coming of the Lord
he is trampling out the vintage
where the grapes of wrath are stored
he hath loosed the fateful lightning
of his terrible swift sword
his truth is marching on.

glory, glory, hallelujah
glory, glory, hallelujah
glory, glory, hallelujah ...

+++++++++++++++++++
ممكن است ؟
چرا او بايدمرد برگزيده باشد ؟

مرد مقدس به كژراهه ميرود
عصاي پادشاهي و جنگ افزار در دست
مرد مقدس ميگويد : ايمان داشته باشيد به نيرويتان
راه كوتاه خواهد بود

هي تو ، به پيامبرت گوش بسپار زماني كه با تو سخن ميگويد
كشتن به نام خدايان

تعصب
دگر ديسي دين به خشونت
به نام خدايان


پيش بسوي رستگاري برادران
كشتن ضعيفان
پاك سازي نژادي

اهاي شماها
اگر اطاعت كنيد نجات خواهيد يافت

دروغ ها
ابزار اهريمن درون نوشته شده در كتاب مقدس
از براي فريفتن و پراكنده ساختن ما

بكش به نام خدايت

مرز ميان پرهيزكاري و گناه از ميان رفته
پاياني براي خدايان نيست
و اغازي بر انسان ها

زندگي پس از مرگ ؟
نميشناسيمش . اما از گهواره در گوشهامان خوانده اند

هي تو ، به سخنان پيامبرت گوش بسپار
بكش به نام بت ها

صد ها انسان آزمند
به ايين دوزخي ميپيوندند
ميكشند دگران را
به نام خدا

منحرف اخلاقي
چندين زن ناراضي
چند ده پسر و دختر
تصاحبشان ميكند
به نام خدايان


مذهب زير زميني
با هواخواهان متعصبش
شده بزرگترين مذاهب
به نام خدايان

كتاب مقدس
مجوز دهنده خشونت
آموزنده نفرت
به نام خدايان
+++++++
dream theater-in the name of GOD

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

doomhammer65ir
09-07-2007, 07:05
دوستان متن آهنگ spring99 از sun of sleppless رو ميذاريد ؟

doomhammer65ir
25-07-2007, 04:59
AGALLOCH-Ashes Against The Grain (2006)
Limbs
The texture of the soul is a liquid that casts a vermilion
flood
From a wound carved as an oath; it fills the river bank
a sanguine fog
These arms were meant to be lost! Hacked, severed and
forgotten
The texture of time is a whisper that echoes across the
flood
It's hymn resonates from tree to tree, through every
sullen bough it sings
These boughs were said to be lost! Torn, unearthed and
broken
Earth to flesh, flesh to wood, cast these limbs into the
water
Flesh to wood, wood to stone, cast this stone into the
water...
+++++++++++++++++
شالوده ي روان آبگونه ايست، كه خوني سرخ مي آفريند
خوني سرخ، روان از زخمي ژرف ،بسان زخم يك پيمان
اين شاخه ها نويد فراموشيمان را ميدهند
زخمي ،سخت و فراموش شده

شالوده ي زمان نجواگريست ، نجوايش در سرتاسر رود پيچيده
سرود آسمانيش در تمام درختان پيچيده ، شاخه هاي ترش رو را ميرقصاند
سرنوشت اين شاخه ها فراموش شدنست ،شاخه هايي دريده شده ،بدور ازخاك و شكسته
خاك به انسان ، انسان به چوب ، اين اندام را به اب بسپار
انسان به چوب ، چوب به سنگ ، سنگ را به اب بسپار ....
+++++++++++
شالوده = بنياد

doomhammer65ir
25-07-2007, 05:23
ويرايش شد++++++++++

doomhammer65ir
25-07-2007, 05:28
Falling Snow
The water pours its embracing arms around the stone
Decay drips from the unquiet void where the ice forms,
where life ends
The stone is by the crimson flood, swallowed
The red tide beyond the ebon wound, contorted
My sacrifice bids farewell in this river of memory... a
wave to end all time
Red birds escape from my wounds and return as falling
snow
To sweep the landscape; a wind haunted, wings without
bodies
The snow, the bitter snowfall
You wish to die in her pale arms, crystalline, to become
an ode to silence

In the soul of a mountain of birds, fallen
The cascading pallor of ghostless feather
The snow has fallen and raised this white mountain on
which you will die and fade away in silence
+++++++++++++++
آب اغوش بازش را بدور سنگ ميگرداند
پوسيدگي از اواي نا آرام يخ ها بگوش ميرسد ، آنجايي كه زندگي پايان ميابد
رودخانه سرخ سنگ را در خود فروداده
جريان سرخ رود در فراسوي زخم خوردگيش پيچي خورده
من بسان قربانيان در ميان اين رود يادگارها ايستاده و بدرود ميگويم
خيز ابي براي بپايان رساندن زمان
پرندگان سرخ از زخم هايم ميگريزند و بمانند برف باز ميگردند
تابزدايند خاك را ، خسته ي راه ، بالهايي بي بدن
برف ، ريزش برفي تلخ
آرزويت آن است در بازوان بي نورش زندگي را بدرود گويي ، چكامه اي باشي در خاموشي
در روان تپه اي از پرندگاني
ابشاري بي نور از پر وبالي بي روح
برف ،كوهستاني سپيد برايت ساخته تا بر رويش ارام گيري
++++++++++++++
زدودن : پاكيزه ساختن
خيز آب = موج

doomhammer65ir
25-07-2007, 06:08
Fire Above, Ice Below
The woeful silence and wind's reflection
Of your body's pale ode, an icy fortress of blood and
ages
Sky fire above, ice below the hearth
Fall away from me to that citadel at the end of time
Where death sleeps and dreams of your buried pain
There has never been a silence like this before
There will never be an ode like this again
++++++++++++++
چكامه بدن بي نورت سكوتي اندوه ناك و باد را بازميتاباند
دژي سرد از خون و كهنگي
آتش آسماني بالاي سرمان ، يخ زير آتش دانمان ( شايد خانه شايد هم دلهامان )
از من دور شو ، برو بسوي آن دژ در پايان زمان
آنجا كه مرگ و خوابهاي درد كهنه ات خوابيده اند
وه چه سكوتي
وه چه چكامه اي

doomhammer65ir
25-07-2007, 06:27
Not Unlike The Waves
Aurora swims in the ether
Emerald fire scars the night sky
Amber streams from Sol
Are not unlike the waves of the sea
Nor the endless horizon of ice
Aurora swims in the ether
Emerald fire paints the twilight
Heidrun bleeds the golden nectar
For the raising sun and the moon
The midnight wolves who watch over the dawn
Solstafir!!!
++++++++++
سپيده دم در اثيري شنا ميكند
زمرد آتشين سينه اسمان را زخمه ميزند
رنگي كهرباي از خورشيد جاري ميشود
بي مانند به ابخيز هاي دريا نيستند
نه بي مانند به افقي بي پايان از سردي
سپيده دم در اثيري شنا ميكند
زمرد آتشين سينه اسمان را زخمه ميزند

Doyenfery
28-07-2007, 18:46
Escape



Feel no pain, but my life ain't easy
I know I'm my best friend
No one cares, but I'm so much stronger
I'll fight until the end
To escape from the true false world
Undamaged destiny
Can't get caught in the endless circle
Ring of stupidity

Out of my own, out to be free
One with my mind, they just can't see
No need to hear things that they say
Life is for my own to live my own way

Rape my mind and destroy my feelings
Don't tell my what to do
I don't care now, 'cause I'm on my side
And I can see through you
Feed my brain with your so called standards
Who says that I ain't right
Break away from your common fashion
See through your blurry sight

Out of my own, out to be free
One with my mind, they just can't see
No need to hear things that they say
Life is for my own to live my own way

See they try to bring the hammer down
No damn chains can hold me to the ground
Life is for my own to live my own way



گریز


دردی حس نمی کنم ,ولی زندگیم آسان نیست
می دانم بهترین دوست خودم هستم
کسی اههمیت نمی دهد ولی من بسی نیرومندترم
تا آخرین نفس نبرد می کنم
برای گریز از این دنیای راستین دروغین
سرنوشت دست نخورده
اسیر و گرفتار این دایره بی پایان نخواهم شد

رفتن به راه خود ,رفت به سوی آزادی
یگانه با ذهن خود ,آنها نمی بینند
بی نیاز به شنیدن گفته های آنان
زندگی از آن من است تا زندگی کنم آنرا به شیوه خود

تجاوز می کنید به ذهنم و نابود می کنید احساساتم را
به من نگویید که چگونه باید انجام دهم کارم را
دیگر اهمیت نمی دهمم ,دارم جانب خودم را
و می بینم درونتان را
مغزم را پر می کنید با به اصطلاح معیار های خود .
که می گوید من در اشتباهم ؟

گسستن از راه و رسمهای مرسوم در میانتان
پی بردن به دیدگاه های تیره و تارتان

میبینی که می کوشند که چکش را پایین بیاورند
هیچ زنجیر لعنتی نمی تواند مرا پایین نگاه دارد
زندگی از آن من است تا زندگی کنم آنرا به شیوه خود

Doyenfery
11-08-2007, 03:36
The Shortest Straw




Suspicion Is Your Name
Your Honesty to Blame
Put Dignity to Shame
Dishonor
Witchhunt Modern Day
Determining Decay
The Blatant Disarray
Disfigure
The Public Eyes' Disgrace
Defying Common Place
Unending Paper Chase
Unending
Deafening
Painstaking
Reckoning
This Vertigo it Doth Bring

Shortest Straw
Challenge Liberty
Downed by Law
Live in Infamy
Rub You Raw
Witchhunt Riding Through
Shortest Straw
This Shortest Straw Has Been Pulled for You

Pulled for You
Shortest Straw
Pulled for You
Shortest Straw
Pulled for You
Shortest Straw
Shortest Straw Has Been Pulled for You

The Accusations Fly
Discrimination, Why?
Your Inner Self to Die
Intruding
Doubt Sunk Itself in You
It's Teeth and Talons Through
Your Living Catch 22
Deluding
A Mass Hysteria
A Megalomania
Reveal Dementia
Reveal
Secretly
Silently
Certainly
In Vertigo You Will Be

Shortest Straw
Challenge Liberty
Downed by Law
Live in Infamy
Rub You Raw
Witchhunt Riding Through
Shortest Straw
This Shortest Straw Has Been Pulled for You

Pulled for You
Shortest Straw
Pulled for You
Shortest Straw
Pulled for You
Shortest Straw
Shortest Straw Has Been Pulled for You
Shortest Straw
Pulled for You
Shortest Straw
Pulled for You
Shortest Straw
Pulled for You
Shortest Straw
Shortest Straw Has Been Pulled for You

Behind You, Hands Are Tied
Your Being, Ostracized
Your Hell Is Multiplied
Upending
The Fallout Has Begun
Oppressive Damage Done
Your Many Turned to None
To Nothing
You're Reaching Your Nadir
Your Will Has Disappeared
The Lie Is Crystal Clear
Defending
Channels Red
One Word Said
Blacklisted
With Vertigo Make You Dead

Shortest Straw
Challenge Liberty
Downed by Law
Live in Infamy
Rub You Raw
Witchhunt Riding Through
Shortest Straw
This Shortest Straw Has Been Pulled for You
Pulled for You


قرعه مرگ



سوء ظن نام توست
درست کاریت مورد سرزنش
شرفت مایه شرم ,
بدنامی !
جادوگر کشی امروزین,
تعین کننده فساد
آشفتگی آشکار
از َکل انداختن
رسوایی چشم همگان
سر پیچی از ابتذال
کاغذ بازی بی پایان
بی پایان
گوش خراش
پر زحمت
مواخذه
پی آمدش این سر گیجه

قرعه مرگ
به مبارزه طلبیدن آزادی
به خاک افتاده به دست قانون
زیستن در بد نامی
ساییدن زخم ها
تعقیب به نهایتش می رسد
قرعه مرگ،قرعه مرگ
به نام تو افتاده است

مگس تهمت
چرا تبعیض؟
مرگ وجود درونی ات
تحمیل کردن
تردید ,درونت رخنه کرده
با چنگ و دندان
زندگی در وضعیتی متناقض
گمراه کننده
جنون جمعی
جنون خود بزرگ بینی
زوال عقل آشکار
پنهانی
در سکوت
بی تردید
در سر گیجه خواهی بود

دستانت در پشت سرت بسته شده
وجودت فرورفته در انزوا
جهنمت چند برابر شده
نقش بر زمین شده
کشمکش آغاز شده
ضربه توان فرسا زده شده
همه ات به هیچ تبدیل شده
به نیستی
رسیده ای به نهایت افت
اراده ات ناپدبد شده
دروغ روشن و بلوری است
دفاع کردن
آبراهه سرخ
حرف آخر زده شده
در لیست سیاه ثبت شده
باز سرگیجه تو را خواهد کشت

_____________
کوتاه ترین ساقه کاه نوعی قمار است که از میان یک دسته کوتاه ترین ساقه به هرکس بیفتد بازنده است و در بعضی مواقع بازنده کشته می شود .

Torment
17-08-2007, 01:08
ss horizon of ice
Aurora swims in the ether
Emerald fire paints the twilight
Heidrun bleeds the golden nectar
For the raising sun and the moonمان را زخمه ميزند
رنگي كهرباي از خورشيد جاري ميشود
بي مانند به ابخيز هاي دريا نيس

داداش يه اطلاعاتي در مورد ترجمه هات بده ...
از كجا آوردي به كجا مي بــري ا
ي بابا

Rock Magic
19-08-2007, 18:24
یه شعر خفن از Graveworm
____________________________________________
Prophecies In Blood
Striking over oceans of blood
Over kingdom in fear they march
The shadows rising from last sleep
The darkside will arrive
Storms of evil, thunder and might
Tormented souls awake
Creatures of the darkest night
As damnation reach the sky
Beneath a veil of sward
Embracing land of light
Reflections of deepest hate
Die - for centuries of dark
Swallowing the moonlight sky - conspiracy of pain
As darkness falls upon thy face - prophecies in blood
And tainted sky where angels cry - conspiracy of pain
The wolven screams of deepest hate - prophecies in blood
The dying secrets of decay
Caressing shadows, demon?s slave
Upon the throne of pain
Immortal screams again
The ending of the human earth
Breaking silence, falling rain
The time has come to die
Has come to die - die
Here the whispers in the wind
See the burning flames clawing at the skies
Death's not far away
Nature dies of massive cries
Somewhere deep within the night
They riding on the death
Bringing blood an painful fear
Forever in this land
Deeply sighs and spread their wings
As blindness falls upon
And armed with the seals (of) pain
Serenades in blood
Beneath a veil of sward
Embracing land of light
Reflections of deepest hate
Die - for centuries of dark
Swallowing the moonlight sky - conspiracy of pain
As darkness falls upon thy face - prophecies in blood
And tainted sky where angels cry - conspiracy of pain
The wolven screams of deepest hate - prophecies in blood

پيشگويي خونين

بر فراز اقيانوسهاي خون
بر فراز پادشاهي (قلمرو) آنها ترسان رژه ميروند
آز آخرين قدم ها سايه هايي بر ميخيزند
نيمه ي تاريک در راه است
طوفانهاي شيطاني ،تندر و قدرت
ارواح عذاب آور (شکنجه گر ) را بيدار مي کنند
يعني موجودات تاريکترين شب
وقتي لعنت به آسمان ميرسد
زير چادري از شمشير
در حال نوازش سرزمين نور
بازتابهايي از عميق ترين نفرت ها
که به خاطر قرنها تاريکي مرده بود.
نور مهتابي آسمان را ميبلعد
هنگامي که تاريکي بر چهرهات مي افتد
پيشگويي خونين به وقوع ميپوندد
و آسمان را که در آن فرشته هايي فرياد وگريه سر ميدهند آلوده ميسازد
جيغ هاي گرگ وار از عميق ترين نفرت هاي
خونين به وقوع ميپيوندد
اسرار ميراي زوال
سايه ها را نوازش ميکند
شيطان در بند
بر قلمرو درد
دوباره جيغ هاي جاودان
پايان زمين را بشارت ميدهد
سکوت شکسته ميشود،باران مي بارد
زمان مردن فرا رسيده است
زمزمه هاي مردن..مرد....ن
در باد به گوش ميرسد
شعله هاي سوزان را ببينيد
که به آسمانچنگ مي اندازد
مرگ خيلي دور نيست
طبيعت از فريادهاي سهمگين ميميرد
جايي در عمق شب
آنها به سوي مرگ روان هستند
و خون و ترس را به همراه دارند
تا ابد در اين سرزمين
نفس ميکشند و بال هايشان را پهن ميکنند
و کوري بر همه جا گسترده ميشود
محاصره در خون
زير چادري از شمشير
و در حال نوازش سرزمين نور
بازتاب هايي از عميق ترين نفرت ها
که به خاطر قرن ها تاريکي مرده است............................................ .................................................. .......

doomhammer65ir
20-08-2007, 14:58
نقل قول:
ss horizon of ice
Aurora swims in the ether
Emerald fire paints the twilight
Heidrun bleeds the golden nectar
For the raising sun and the moonمان را زخمه ميزند
رنگي كهرباي از خورشيد جاري ميشود
بي مانند به ابخيز هاي دريا نيس
داداش يه اطلاعاتي در مورد ترجمه هات بده ...
از كجا آوردي به كجا مي بــري ا
ي بابا
تو اولين پستش نوشتم . چند تا اهنگ بودش از بند آگالوچ agalloch

Aminzikzak
20-08-2007, 15:12
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


We attacked with thousand swords
Our banners were streaming under clouds
At the gates of christian capital
the wide river of blood was flowing
we attacked with hate in our eyes

Their request for mercy was nothing for us,
they had no respect for our ancestors
today is not a day for mercy.
We attacked and golden palaces collapsed.
Christ's elected ones paradise was burning
their golden bells were tolling the last hour
the last hour of christian rulers in pagan europe
We are just blessed soldiers
from the depths of unbaptized forests
barbarian in the wolfish skins
And we had pleasure to burn the vatican!
Gods returned and now they are with us
Spirit of war possessed our souls
Our swords want to fight with our moves
Its a great feeling to spill the blood in the basilica
Hers of ravens fly between the clouds
They'll come to the earth, when we go away
They'll eat food we prepared
They'll drink blood we have spilled
Epilogue : the vengeance will be cruel
blessed by gods and spirits
In self defence of fatherland
Vengeance done by our hands
bringing cruel death for enemies.

با هزاران شمشیر یورش بردیم
پرچم هایمان زیر ابرها برافراشته شده بود
پیش بسوی دروازه های پایتخت مسیحیان
رودخانه ای عریض از خون در جریان بود
با تنفری که در چشم هایمان شعله ور بود یورش بردیم

خواهش و تمنای آنان برای نکشتنشان بی فایده بود ,
آنها برای اجداد ما ارزشی قایل نبودند
امروز , روزی برای رحم و شفقت نیست.
ما جنگیدیم و سلطنت طلایی را ساقط کردیم.
بهشت موعود قيام كنندگان مسيح , زنگ هاي زرين ايشان را مي سوزاند ؛
زنگهايي كه آخرين لحظه حيات فرمانروايان مسيحي در اروپاي غير مسيحي را اعلام مي كردند.
ما سربازان مقدس بی طرف هستیم
از اعماق جنگل های بی نام و نشان
و بربرهای گرگ نما
و برای ما افتخاری بود , سوزاندن واتیکان !
خدایان برگشتند و اکنون با ما هستند
ارواح جنگ , روح ما را هم تسخیر کردند
با جنب و جوش ما , شمشیرهایمان نیز طالب جنگند
جاری ساختن خون در کلیسا احساس بسیار خوبی دارد
کلاغ های سیاه او بین ابرها پرواز می کردند
آنها به زمین بر می گردند , وقتی که ما زمین را ترک می گوییم
آنها غذاهایی که ما آماده کردیم را می خورند
آنها خون هایی را که ریخته ایم , می نوشند
خاتمه : انتقام , بی دادگر خواهد بود
بوسیله ی خدایان و ارواح تقدیس شده
در دفاع از سرزمین اجدادیمان
انتقام گرفته شد با دست های خودمان
و برای دشمنانمان مرگی ظالمانه به ارمغان آوردیم.

اینو کی خونده؟
میشه لینک خود آهنگ رو بدین ...
خیلی قشنگ شعر گفته ... البته کمی هم خشن بود.

doomhammer65ir
21-08-2007, 16:02
مال grave land بوده . گمانم تو mp3real.ru باشه . بذار يه نگاه بندازم

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

sAcrAt
23-08-2007, 04:22
Dimmu Borgir-Tormentor Of Christian Souls





I drag you to my chambers
من می تونستم بکشمتون به محفظه هایم


And strip you naked in darkness
وموقعی که لخت میشید تو تاریکی


And I pull out your fingernails one by one
میتو نستم ناخناتونو یکی یکی در بیارم


And rape you till you no hope
و بهتون تجاوز کنم تا دیگه امیدی نداشته باشید


I could rip your guts out
من میتونستم از خارج روده هاتونو جر بدم


And let you watch me sacrifice your unborn child
و بهتون اجازه بدم نگاه کنید موقعی که بچه بدنیا نیومدتومو برای شفاعت قربانی میکنم


I'll leave you to starve
میتونستم ترکتون کنم تا گرسنگی بکشید


A nigger will bring you the souls of silence at once
یه کاکا سیاه (تحقیرانه) باعث میشه که روحتون برای یکبار به حالت سایلنت در بیاد


A final pleasure
این اخرین لذ تمه


In your fist and your brain
توکوششو, مغز تو


For I find no pleasure in your physical pain
من هیچ خوشی تو بدن درد دیدتون پیدا نمیکنم


I want your christian soul to crumble
من میخوام روح مسیحانتون خرد بشه


Your final hope(Your fucking soul
(این اخرین ارزوتونه) روحتون به فاک میره


When I see your church go up in flames
موقعی که من دارم کلیساهای به اتیش کشیدتونو موقع رفتن میبینم


And you are weeping I will laugh
شما دارید زار میزنید در حالی که من خواهم خندید


When I have seen you mourn over loved ones
موقعی که شما رو توی تشعییع جنازه عشق دیگری میبینم


I will feel bliss when your mortal soul is in ruins
من احساس لذت می کنم موقعی که روح ابدیتون تو خرابه هاست


I will grin in the shadows
من تو سایه ها با نیشخند میگم


It gives me pleasure
برای این به من خوشی دهید


!!Tormenting of christian souls
زجر یه روح مسیحی!!

sAcrAt
23-08-2007, 04:26
childeren of bodom
In Your Face
توی صورت تو!
Conflict,terror,hear the noice.
مبارزه.وحشت. دارم صداشون رو می شنوم
Youre on the edge of a never-racking force
شما طرف یه نیروی اعصلب خرد کن هستید
But oh.my god,heres the fight
ولی.اوه خدای من اینجا جنگ شده
Never seige ,Never riot,must defy
هیچ محاصره ای نیست. هیچ آشوبی نیست. باید همه رو به مبارزه طلبید
Well look at me , what do you see?
بهتره که من نگاه کنید . چرا شما به من نگاه میکنید؟
Another trophy a living fucking dead beat
نشان یه پیروزی دیگه . یه زندگی لعنتی بی نوسان
Close your eyes take a step with me
چشماتو ببندو به طرف من گام بردار
Your gone but its no too late
تو برو اما این آخرش نیست
Exhiniting abnormality
نشان بده این وضع غیر عادی رو
Its not what you call reality
این اونی نیستش که تو واقعیت می خوندیش
But you will always forget
اما تو همیشه فراموش می کنی
One thing I,d like you to know
یه چیزی.من بایستی تو رو می شناختم
I dont give a flying **** motherfucker
من نمی تونم مراقبت باشم مادرت رو گا**دم
I dont give a flying **** motherfucker
من نمی تونم مراقبت باشم مادرت رو گا**دم
I dont give a flying
من نمی تونم مراقبت باشم
I dont give a flying
من نمی تونم مراقبت باشم
I dont give flying ****
من نمی تونم مراقبت باشم (لعنتی)
Ill never wait for any interference
من هرگز نمی ذارم(صبر نمی کنم) که هیچ دخالتی کنی
When the other pepoel talk all over me shit
وقتی که مردم در مورد من صحبت می کنند
But do I speak thee,yes I do
اما بازم تو در مورد من صحبت می کنی .بله من اینکارو می کنم
So **** hypocrisy and **** you too
پس گا**دم این ریاکاری رو همچنین گا**دم تو رو
INCOMING!
در شرف نزدیک شدنه
Say one,more word,I double dare you(bring it on)c
یه چیزی بگو. حرف بیشتری بزنمن دوباره جرات کردم
Its my world , toyre in it,Itll take you down in a minute
اینجا دنیای منه .تو واردش شدی. باید یه کمی ببریش عقب
You can alter your look , diversity your age
تو می تونی طرز نگاهت رو عوض کنی متناسب با سنت(طول عمرت)
But the truth seems like a bitch slap in your face
به نظر میاد حقیقت مثل یک سیلی باشه توی صورت تو
Careful what you call reality
این اونی نیستش که تو واقعیت می خوندیش
But you will always want
اما تو همیشه اینو خواستیش
You want the day that you shall die
برات لازمه(روشنه) که یه روز باید بمیری
I dont give a flying **** motherfucker

من نمی تونم مراقبت باشم مادرت رو گا**دم
I dont give a flying **** motherfucker
من نمی تونم مراقبت باشم مادرت رو گا**دم
I dont give a flying
من نمی تونم مراقبت باشم
I dont give a flying
من نمی تونم مراقبت باشم
I dont give flying ****
من نمی تونم مراقبت باشم (لعنتی)
INCOMING!
در شرف نزدیک شدنه

sAcrAt
23-08-2007, 04:28
bayad tarjomeha darkhasti beshe
nazareton chiye?

Metalzadeh
23-08-2007, 04:55
bayad tarjomeha darkhasti beshe
nazareton chiye?


سلام (دوباره)
تاپیک مخصوص درخواست ترجمه هم داریم :20:


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

خوهشا فارسی تایپ کنید :27:

ممنون

فعلا

Torment
07-09-2007, 05:37
DIMMU BORGIR
Enthrone Darkness Triumphant 1997

A Succubus In Rapture

Illness and plagues, torture and blight
Is what she brings
Mocking holy standards, deceiving feeble fools
Is what she loves
Granted with powers, gifted with magic
Watching the world through raven eyes

Damned woman mischievous whore
Heretic princess
Devil's own

Her seductive elegance
Excites your weak flesh
Her diabolical beauty
Enchants your bewildered mind

You damn woman
You mischievous whore
You heretic princess
You are Devil's own

[performing an ecstatic dance:]
A serenade made out of black magic
She has learned to set souls afire
And makes sure that you never
Will leave it's trance
Her diabolical beauty
Enchants your bewildered mind


شيطاني درورن خلسه
بيماري، عجز ، زجر و پ‍ژمردن
اين آن چيزيست كه او ( مؤ نث ) تقديم مي كند؟
تمسخر مقدسات ؛ فريفتن احمق هاي ناتوان
اين آن چيزي ست كه او بدان عشق مي ورزد؟
جواز او به خاطر قدرت هاست و استعدادش از جادو
دنيا را حريصانه نظاره مي كند

زن ِ ملعون ‌؛ فاحــشــه ي كثيف
شاهزاده ي مرتـد
اي دارائي شيطان

ظرافت فريبنده اش
تن ِ ضعيفت را تحريك مي كند
زيبايي اهريمني اش
مغر سردر گمتان را مسحور مي كند

زن ِ لعنتي هستي
فاحشه ي كثيفي هستي
تو شاهزاده اي مرتدي
تو از آن شيطاني

يك موسيقي عاشقانه ؛ و اين يعني جادوي سياه
او آموخته است كه روح ها را يه آتش كشد
و اطمينان دارد كه تو در اين خلسه خواهي ماند
زيبايي اهريمني اش
مغر سردر گمتان را مسحور مي كند

Agalloch
07-09-2007, 16:22
چرا هر جا میگردم اثری از agalloch نیست؟

RohAm Ram2
07-09-2007, 16:32
P No : 5

------------------------------------------------------------------------

Only For Share ! :31:

Torment
08-09-2007, 04:01
چرا هر جا میگردم اثری از agalloch نیست؟

دوست من دليلش اينه كه از نظر شعر حرفي براي گفتن ندارن
اشعار بيشتر در مورد طبيعت ِ .اسم گروه يه نوع چوب هست و حتي لوگوي اين بند هم به شكل درخت هس
به هر حال اگه آهنگ خاصي مد نظرت هست برو اينجا درخواست ترجمه كن .

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

Hectorist
08-09-2007, 10:21
چرا هر جا میگردم اثری از agalloch نیست؟

این هم Agalloch . دوست عزیز شما نباید انتظار زیادی داشته باشی که هر جا میری از این بند صحبت شده باشه. چون یه بند Folk هست و نه زیاد شناخته شده. Folk هم که طرفدارای خودش رو داره و به قول خودت سیستم بازاش و متالیکا بازاش چیزی ازش سر در نمیارن.



Not Unlike The Waves

Aurora swims in the ether
Emerald fire scars the night sky
Amber streams from Sol
Are not unlike the waves of the sea
Nor the endless horizon of ice
Aurora swims in the ether
Emerald fire paints the twilight
Heidrun bleeds the golden nectar
For the raising sun and the moon
The midnight wolves who watch over the dawn
Solstafir!!!


مثل موج های دریا نیست

سپیده دم در آسمان شنا می كند
زمرد آتش تن شب را زخمی میكند
رنگ كهربایی از منظومه شمسی جاری می شود
كه همانند موج های دریا نیستند
و نه مثل افق یخی بی پایان
سپیده دم در آسمان شنا می كند
زمرد آتش گرگ و میش صبح را نقاشی می كند
Heidrun(خدای رومی كه شكلی از بز است)شربت میوه ی طلایی را برای پدیدارشدن خورشید و ماه مثل خون جاری می كند
گرك های نیمه شب در حال تماشای سپیده دم
Solstafir!!!*

--------------
Solstafir نام یک بند Icelandic viking/black metal می باشد و اینجا منظور از گرگ ها همین Solstafir می باشد.

Hectorist
08-09-2007, 10:27
The texture of the soul is a liquid that casts a vermillion flood
ماهیت روح مایعی است که جریان آب قرمز رنگ را نقش می اندازد

From a wound carved as an oath; it fills the river bank a sanguine fog
از یک زخم ایجاد شده درست مثل یک سوگند ؛ اون ساحل رودخانه را پر از تیرگی امید بخش میکند

These arms were meant to be lost! Hacked, severed and forgotten
این نیروها از دست داده شده تکه تکه شده ، جدا شده و فراموش شده معنی شده اند

The texture of time is a whisper that echoes across the flood
ماهیت زمان یک نجوا است که از یک طرف به طرف دیگر جریان آب منعکس میشود

It's hymn resonates from tree to tree, through every sullen bough it sings
این سرود مذهبی است که از درختی به درخت دیگر طنین انداز میشود و در میان هر یک از شاخه های غم انگیز میخواند

These boughs were said to be lost! Torn, unearthed and broken
این شاخه ها از دست رفته ، از هم گسیخته ، بی ازرش و شکسته شده گفته میشوند

Earth to flesh, flesh to wood, cast these limbs into the water
زمین به جسم (تن) ، جسم به چوب ، این شاخه ها در توی آب بینداز

Flesh to wood, wood to stone, cast this stone into the water...
جسم به چوب ، چوب به سنگ ، این سنگ را درون آب بینداز

Hectorist
08-09-2007, 10:30
Hallways Of Enchanted Ebony

Kiss me coldly and drain this life from my lips
Let the cold blood flow on it's own...
Kiss me coldly and fall away from the soul
Long forgotten...

From which of this oak shall I hang myself?
These ebon halls are always dark...
From which frostbitten bough shall I die?

As dark as the winter, as black as her ghastly veil
As cold as her whisper and chilling gown

No corridors of life and beauty
These enchanted halls are stained with the blood of night
Ebon halls gleam as ghosts of a fire dance wickedly across a pantheon of marble

These weary eyes shall open no more, frozen tightly by the cold embrace of death
A charnel house of memories torn and burning melancholy shall embrace me now

Hear this call...
Beyond endless halls and far across the vast forest, just across the iron gates
Whispers...

As dark as the winter, as black as her grim mask of death
As cold as her sorrow, her ivory tears

No corridors of life and beauty
No bloodred sky, no colors left in this world

It was the light's end

------------------------

تالارهای افسون شده ی آبنوس

به سردی مرا ببوس و این زندگی را از لبانم سر بکش
خون سردم را به حال خود بگذار تا جاری شود.
به سردی مرا ببوس و از این روحی که دیری ست فراموش شده بگذر.
از کدامین یک از این درختان بلوط می باید خودم را حلق آویز کنم؟
این تالارهای آبنوس همواره تاریک اند.
بر کدامین شاخه ی یخ زده می باید بمیرم؟
سرد هم چون زمستان، سیاه هم چون حجاب شوم او،
سرد هم چون نجوای او و ردای مخوف اش.
این سرسراها، سرسراهای زندگی و زیبایی نیست،
این تالارهای افسون شده آغشته به خون شب است.
تالارهای آبنوس سوسو می زنند، انگار که ارواح آتش شریرانه در تالاری مرمرین می رقصند.
این چشمان خسته دیگر گشوده نخواهد شد، چرا که آغوش سرد مرگ آن ها را منجمد کرده است.
خانه ای افسون شده از خاطرات از هم گسیخته و اندوهی سوزان اینک مرا دربرمی گیرد.
این آوا را بشنو
که در آن سوی تالارهای بی انتها و در فراسوی جنگل پهناور، درست درمیان دروازه های آهنین زمزمه می کند:
به تاریکی زمستان، به سردی نقاب مرگ دلگیر او
به سردی اندوه او و اشک های عاج گونه اش.
این سرسراها، سرسراهای زندگی و زیبایی نیست.
نه آسمانی به سرخی خون.
هیچ رنگی در این دنیا باقی نمانده
این پایان روشنایی بود...

Hectorist
08-09-2007, 10:33
The water pours its embracing arms around the stone
آب آغوشش را به دور سنگ می پیچد

Decay drips from the unquiet void where the ice forms, where life ends
فساد از فضای نا آرامی که یخ ایجاد میشود و زندگی تمام میشود قطره قطره میچکد

The stone is by the crimson flood, swallowed
سنگ نزدیک جریان آب سرخ است ، در آن غرق شده

The red tide beyond the ebon wound, contorted
موج قرمز آن سوی زخم سیاه ، پیج و تاب خورده

My sacrifice bids farewell in this river of memory... a wave to end all time
فداکاری من در این رود خانه ی خاطره خداحافظی میکند

Red birds escape from my wounds and return as falling snow
پرنده های قرمز از زخم من فرار میکنند و مانند برف در حال ریزش برمی گردند

To sweep the landscape; a wind haunted, wings without bodies
که هجوم ببرند به چشم اندازها ؛ یک نفس تسخیر کرد ، بال ها بدون بدن

The snow, the bitter snowfall
برف ، ریزش تند و سوزدار برف

You wish to die in her pale arms, crystalline, to become an ode to silence
تو آرزو میکنی که در آغوش رنگ پریده ی او بمیری ، بلورین ، تا یک قصیده برای خاموشی بشی

In the soul of a mountain of birds, fallen
در روح کوهی از پرنده ها ، ویران شده

The cascading pallor of ghostless feather
آبشار رنگ پریده ی پر بی روح

The snow has fallen and raised this white mountain on which you will die
برف فرو ریخته و این کوه سفید را ایجاد کرده ، زمانی که تو خواهی مرد

and fade away in silence
و در سکوت ناپدید می شوی

Hectorist
08-09-2007, 10:37
It was in this haunted place under a moonless cloak of ebony
I was drawn to the glow of a young spiritess weeping in the woods

The blackest ravens and ice-veiled boughs
Have spoken of you, goddess of these bleak woods
I yearn for your embrace, spiritess of the melancholia
Show me, again, your sweet face
Enchant me with your rich, cinder burnt ether
Lure me into your arms and bless unto me eternal death

She had spoken to the dawn
Her words wisped in tongues of the wind

And then silence...
Pale clouds betrothed the dawn
Black rain fell
The birds wore masks

The haunting stain of her woe
Had burned itself into the oak
Night had gone
Bereaved, I was torn for her

One last time I witnessed her beauty in the distance
The arms of the trees tore at her morbid gown swaying in the loathsome winter
breeze
She faded before my eyes
Since that day a thousand veiled birds have taken flight
And the melancholy rain still pours forever on...


در این مکان تسخیرشده و در زیر شنل آبنوسی و بی ماه آسمان بود که درخشش روح موُنثی که در جنگل می گریست مرا به جانب خود کشاند
سیاه ترین کلاغ ها و یخ زده ترین شاخه ها
از تو گفته اند ای الهه ی این جنگل دلگیر.
در حسرت آغوش توام ای روح افسردگی
چهره ی دل ربایت را باز به من بنما
با اثیر گداخته و سرشارت افسون ام کن
مرا اغواگرانه به میان بازوان ات فرابخوان و مرگ جاودان عطایم کن.

او با سپیده سخن گفت
کلام اش به زبان باد به نجوا درآمد
و آن گاه سکوت...
ابرهای پریده رنگ با سپیده وصلت کردند
باران سیاه بارید
پرنده ها چهره در پس نقاب پنهان کردند
رنگ فراموش نشدنی دریغ او
در دل این درختان بلوط سوخته است
شب رفت
و من در ماتم اش گریستم.

برای واپسین بار زیبایی اش را در دوردست نظاره کردم.
درختان در حالی که باد نفرت انگیز زمستانی بازوان شان را درهم می پیچید، بر ردای تیره ی او اشک می ریختند
او پیش چشمان ام محو و ناپیدا شد.
از آن روز به بعد هزاران پرنده ی نقاب پوش پرواز کرده اند
و باران اندوه هم چنان تا به ابد می بارد...

Rock Magic
08-09-2007, 11:14
هکتوریست تو هم؟؟!!این همه ترجمه داشتی رو نمیکردی:41:بابا تو هم آدم غیر پیش بینی هستی:5:

Hectorist
08-09-2007, 11:16
Our Fortress Is Burning... II - Bloodbirds
دژ ما در حال سوختنه...پرنده های خون

The god of man is a failure
آفریننده ی بشر ناموفق است

Our fortress is burning against the grain of the shattered sky
دژ ما در حال سوختن در مقابل دانه های آسمان از هم گسیخته است

Charred birds escape from the ruins and return as cascading blood
پرنده های سوخته از خرابه ها فرار میکنند و مانند خون سرازیر شده بر میگردند

Dying bloodbirds pooling, feeding the flood
پرنده های خون در حال مرگ طغیان آب را تشدید میکنند

The god of man is a failure
آفریننده ی بشر ناموفق است

And all of our shadows are ashes against the grain
و سایه های ما خاکستری در مقابل دانه ها هستند

Hectorist
08-09-2007, 11:22
شرمنده پست شما رو ندیدم ( rock magic ) . راستش رو بخواین من هر چند وقت یه بار اینجا سر میزنم وگرنه که من از خدامه به دوستام کمک کنم. ( اون کلمه خدا خیلی مهم بود :31: )

-------------------------



The woeful silence and wind's reflection
Of your body's pale ode, an icy fortress of blood and
Ages
سكوت اسفناك و وزش باد
قصیده ی بی رنگ و روی بدن تو
دژی یخی از خون و زمان

Sky fire above, ice below the hearth
آسمان آتشین بالا
سنگ های یخ بسته ی زیر زمین

Fall away from me to that citadel at the end of time
از من بگریز و به دژ تسخیر ناپذیر در انتهای زمان برو

Where death sleeps and dreams of your buried pain
جاییكه مرگ می خوابد و رویای دفن شدن درد توست

There has never been a silence like this before
هیچ گاه سكوتی مثل این نبوده

There will never be an ode like this again
هیچ گاه قصیده ای همانند این سروده نخواهدشد

Rock Magic
08-09-2007, 13:20
شرمنده پست شما رو ندیدم ( rock magic ) . راستش رو بخواین من هر چند وقت یه بار اینجا سر میزنم وگرنه که من از خدامه به دوستام کمک کنم. ( اون کلمه خدا خیلی مهم بود :31: )

-------------------------


دشمنت .............شما چه بیای اینجا چه نیای ما همین جوری قبولت دیم(به مولا):27:

Silencer
22-09-2007, 01:19
سلام به همگی
همون طور که تو تاپیک بررسی موسیقی متال گفته بودم میتونم تو ترجمه اشعار به دوستان کمک کنم
فقط ببخشید که دیر به دیر میام چون از صبح تا ظهر دوباره از عصر تا شب سره کارم...مطمئن باشید وقت داشته باشم دریغ نمیکنم:10:
فعلا اینارو داشته باشید:11:

Silencer
22-09-2007, 01:23
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


8. Shadow's Dance


The terror comes at the end of the day
When all my strength has withered away
The flow of time has touch so cold
Its freezing me as I grow old
I pass into another sleepless night
to carry on this endless fight
To reach the stars and find peace of mind
But I am lost I stumble like behind


Struggle on all in vanity
Struggle on lose my sanity
Here they come again (madness)


At the end of the day I lie
In darkness I start to sweat
As anguish embrace my soul
I'm crying at twelve a clock
The shadows starts to dance
I'm spinning I see them
Whirl in the shadows dance
IT RILLS ME


Oh my god I feel so alone
This nightmare wears me to the bone
Nowhere to run? nowhere to hide
The terror twists me from inside
Everynight it's all the same
the shadows play their wicked game
Just when I think I've scaped the pain
The shadows rise and come again


My sins are haunting me over and over again
I am on my knees praying for morning to come
But the night is long, seems that it will never end
when the sun won't come and chase all the shadows away


Then at last the first sun ray
Marks the begining of another day
I look around all the shadows are gone
And for a while I am left alone
But I know I will never be free
Cause the shadows are living inside of me
And everyday when the night draws near
I start to tremble and shiver with fear


Struggle on all in vanity
Struggle on lose my sanity
Here they come again (help me)


At the end of the day I lie...






8.رقص سایه

وحشت در پایان روز فرا میرسد
وقتی تمام توان از دست می رود
جریان زمان آن قدر سرد است
که همچنان که بزرگ می شوم منجمدم می سازد
من وارد شب بی خوابی دیگری می شوم
تا به نبرد بی پایان
دستیابی به ستاره ها و یافتن آرامش خاطر بپردازم
اما من گمشده ام من در پشت این ها مانده ام

برای همه این ها بیهوده تلاش میکنم
برای از دست ندادن شعورم تلاش می کنم
آن ها دوباره آمده اند(دیوانگی)

در پایا ن روز دراز می کشم
در تاریکی عرق می ریزم
هنگامی که دلتنگی روحم را فرا می گیرد
در ساعت دوازده در حال اشک ریختنم

سایه ها شروع به رقصیدن می کنند
در حال چرخیدن آن ها را می بینم
که در رقص سایه ها تاب می خورند
مرا جاری می سازند

اه خدایا خیلی احساس تنهایی می کنم
این کابوس مرا تا استخوان دربر می گیرد
آیا هیچ جایی برای فرار کردن نیست؟
هیچ جایی برای پنهان شدن؟
وحشت مرا از درون پیچ و تاب می دهد
هر شب همین داستان است
سایه ها بازی شیطانی شان را از سر می گیرند
درست وقتی که فکر میکنم از درد گریخته ام
سایه ها بر میخیزند و دوباره می آیند

گناهان من دوباره مرا به چنگ می آورند
من زانو زده ام و برای رسیدن صبح دعا می کنم
اما شب دراز است و انگار که هرگز پایانی نخواهد داشت
وقتی که خورشید نخواهد آمد و سایه ها را دنبال نخواهد کرد

سپس اولین شعاع خورشید
آغاز روز دیگری را نشان می دهد
به اطرافم می نگرم،همه ی سایه ها رفته اند
و برای مدتی تنها شده ام
اما می دانم که هرگزرها نخواهم بود!
زیرا که سایه ها در درون من زندگی می کنند
و هر روز وقتی که شب فرا می رسد
شروع می کنم به لرزیدن از ترس


برای همه این ها بیهوده تلاش میکنم
برای از دست ندادن شعورم تلاش می کنم
آن ها دوباره آمده اند(کمکم کنید)

در پایان روز دراز می کشم...

ترجمه:Silencer (mohammad:27:

Silencer
22-09-2007, 01:32
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]$file/Dimmu6.jpg


2. Spellbound (By The Devil)


You have returned to the torture-chambers
To find peace among the rotting corpses
You have returned to the execution place
To inhale the smell of blood


Death and terror rules the land
We have been spellbound


You have returned to the hidden graves
Only you know about
You have returned to to face your victims
And feel sensation of violence once again


Death and terror rules the soul
You have been spellbound
By the Devil
Murderer, you have returned
To create fear and sorrow
Death and terror rules the land
We have been spellbound
By the Devil





2.طلسم شده (توسط شیطان )

شما به تالارهای عذاب بازگشته اید
آرامش را در میان جسد های در حال پوسیدن میابید
شما به مکان اعدام بازگشته اید
تا بوی خون را فرو بکشید

مرگ و وحشت بر زمین حکمرانی میکند
ما طلسم شده ایم.

شما به قبرهای پنهان بازگشته اید.
تنها شما دراین باره میدانید.
شما باز گشته اید تا با قربا نی ها یتان رو به رو شوید
و یکباره دیگر حس خشونت را احساس کنید.

مرگ و وحشت بر روح حکمرانی میکند
شما طلسم شده اید.
توسط شیطان
قاتل ، شما باز گشته اید
تا ترس و اندوه به وجود آورید
مرگ و وحشت بر زمین حکمرانی میکند
ما طلسم شده ایم.
توسط شیطان


ترجمه:Silencer

Silencer
22-09-2007, 01:42
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



1. Mourning Palace


Daylight has finally reached it's end
As evenfall strikes into the sky
Far away in the dark glimpsing moonlight
Sickening souls cry out in pain


Whispering voices summoning screams
Waiting for Satan to bless their sins
Blackhearted angels fallen from grace
Possessed by the search for utter darkness


Hear the cries from the Mourning Palace
Feel the gloom of restless spirits
Hear the screams from the Mouring Palace
Feel the doom of haunting chants


Eternal is their lives in misery
Eternal is their lives in grief
Abandoned in a void of nothingness
A chain of anger, a fetter of despair


In this garden of depraved beings
This unsacred place of helpless ones
Satan blessed the creatures
Inswathed them in endless night


Whispering voices, summoning screams
Waiting for Satan to bless their sins
Blackhearted angels fallen from grace
Possessed by the search for utter darkness




1.کاخ ماتم (سوگواری)

سرانجام روز به پایان اش رسیده است
هنگامی که غروب در آسمان پدیدار می شود
در دوردست ماه در تاریکی می درخشد
ارواح بیمار کننده از درد فریاد می کشند

صداهای نجواگرهمراه با فریادها، منتظر
شیطان می مانند تا گناهانشان را بیامرزد
فرشته های شیطانی محروم از لطف الهی
در جستجوی تاریکی مطلق مسخ شده اند

فریادها را از کاخ ماتم بشنو
افسردگی روح های بیقرار ار حس کن
جیغ ها را از کاخ ماتم بشنو
محشر سرودهای مکرر را احساس کن

زندگی آنها تا ابد در غم و اندوه است
زندگی آنها تا ابد در سوگ و ماتم است
تبعیدشده در خلا پوچی
در زنجیر خشم ، در غل و زنجیر نومیدی اند

در این باغ موجودات تباه شده (بهشت)
در این مکان نا مقدس موجودات درمانده
شیطان موجودات را می آمرزد
آن ها را در شب بی پایان رها می سازد

صداهای نجواگرهمراه با فریادها منتظر
شیطان می مانند تا گناهانشان را بیامرزد
فرشته های شیطانی محروم از لطف الهی
در جستجوی تاریکی مطلق مسخ شده اند


ترجمه :Silencer

Rock Magic
22-09-2007, 12:14
سلام
جناب SIlencer اگه ممکنه بیشتر از Godgory ترجمه کن:10:بابت Shadow's Dance م ممنون:20:

Ali Pacino
22-09-2007, 16:02
با تشکر ترجمه ی No One از گروه CoLd رو می خواستم

Silencer
22-09-2007, 17:18
با تشکر ترجمه ی No One از گروه CoLd رو می خواستم
فکر نکنم اینجا جای در خواست دادن باشه.
برو اینجا:
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Silencer
22-09-2007, 17:27
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Bloodshed


Midgard's cold and hatred reigns
Hunger and disease
Fenris is set free again
Chaos is unleashed
The storm of death sweeps the shores
Famine sweep the land
Ties of kinship is no more
Sons die by their father's hand
Two men meet on battleground
Their eyes are full of hate
By sacred oaths both are bound
Death will be their fate
They share the blood of once proud men
Yet foes they have become
One fights for truth, the other for faith
Perish has begun
Here comes the – Bloodshed
It's the age of – Bloodshed
Here comes the – Bloodshed
It's the age of - Bloodshed
Two brothers meet in battle heat
Both will die to day
No victory and no defeat
Death is their only way
In their eyes is no remorse
They make their final charge
Thrusting their swords with mortal force
Piercing each other's hearts
Here comes the – Bloodshed
It's the age of – Bloodshed
Here comes the – Bloodshed
Prepare for – Bloodshed



قتل عام

میدگارد سرد گشته است و نفرت حکمرانی می کند

گرسنگی و بیماری

فنریز دوباره آزاد گشت

هرج و مرج بیداد میکند

طوفان مرگ سواحل را پیمود

قحطی سرزمین را فرا گرفته است

پیوندهای خویشا وندی دیگر معنایی ندارد

پسران بدست پدران کشته میشوند

دو مرد درمیدان جنگ با هم روبرو میشوند

چشمانشان آکنده از نفرت است

هر دو برای سوگند مقدسی به جنگ آمده اند

مرگ سرنوشت شان خواهد شد

آنها در خون سربازانی که زمانی مفتخر بودند ، سهیم شدند
( در کنار هم با عزت و افتخار به پیروزی می رسیدند )

با این وجود دشمن هم شدند

یکی برای حقیقت و دیگری به خاطر ایمانش می جنگد

کشتار آغاز گشت

اکنون قتل عام فرا می رسد

دوران , دوران خونریزی است .

اکنون کشتار آغاز می شود

دوره؛دورهیخونریزیاست

دو برادر در میدان نبرد با هم روبرو می شوند

هر دو امروز خواهند مرد

هیچ پیروزی و شکستی در کار نیست

مرگ تنها راه آنهاست

در چشمانشان اثری از پشیمانی وجود ندارد

آنها آخرین حمله خود را نیز انجام میدهند

شمشیرهایشان را با نیروی مهلک به سوی یکدیگر پرتاب کردند

تا قلب یکدیگررا سوراخ کنند
اینک قتل عام آغاز می شود

دوران؛ دوران خونریزی است

کشتار فرا رسید

برای خونریزی آماده باش

ترجمه:Silencer

Ali Pacino
22-09-2007, 17:33
فکر نکنم اینجا جای در خواست دادن باشه.
برو اینجا:
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]ممنون از راهنمائیتون

Rock Magic
22-09-2007, 23:42
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


Death In Fire


The wait is soon at end
Always charge never bend
Morning is here, make your stand
Live for honor, glory, death in fire!
Total war is here
Face it without fear
Age of sword, age of spear
Fight for honor, glory, death in fire!
See the fire rise
Flames are raging high
Soon all will burn and die
Burn for honor, glory, death in fire!
Storm of lethal flames
Only death remains
Ragnarok is closing in
Die for honor, glory, death in fire!
Forces of chaos is on the move
Everyone, choose your side
And know the end is coming soon
The day for all to die
The day is here when Bifrost breaks
Nor sun or moon will rise
When the dead rise from their graves
and Surtur spreads his fire
All you know will wither away
And sink into the sea
A new world will be born one day
Where everyone is free
[Lead Sوderberg]
Total war is here, face it without fear
Age of sword, age of spear
Fight for honor, glory, death in fire!
Storm of lethal flames
Only death remains - Ragnar?k is our fate
Die for honor, die for glory
Die, death in fire!

مرگ در آتش

انتظار به زودی به پایان میرسد
همیشه بجنگ و هیچ وقت تسلیم نشو
صبح اینجاست ، مقاومت کن
برای شرافت وافتخار زندگی کن ، مرگ در آتش
جنگ نهایی اینجاست
بدون ترس با آن روبرو شو
دوران شمشیر دوران نیزه
برای عزت وافتخار جنگیدن ؛ مرگ در آتش
به بلند شدن آتش بنگر
شعله ها تا بلند ا زیلنه می کشند
بزودی همه خواهند سوخت وهلاک میشوند
برای شرافت و افتخار بسوز ؛ مرگ در آتش
طوفانی از شعله های مهلک
فقط مرگ است که باقی می ماند
رگناروک (پایان دنیا ) در حال نزدیک شدن است
برای عزت و افتخار بمیر مرگ در آتش
نیروهای هرج مرج در حرکتند
همه ، طرف تو را می گیرند .
و می دانند که به زودی پایان دنیا فرا می رسید
روزی که همگان خواهند مرد
روزی که " بیفرست " شکسته میشود
نه ماه و نه خورشید دیگرطلوع نخواهند کرد
وقتی که مردگان از گورهایشان برخیزند
و سورت آتش خود در همه جا گسترش داد
تمام چیز هایی که میدانستی از بین خواهند رفت
و به اعماق دریا فرو میرود
دنیای جدید یک روز متولد خواهد شد
جایی که همه آزاد خواهند بود
نبرد نهایی اینجاست ، بدون ترس با آن روبرو شو
دوران شمشیر ؛ دوران نیزه
برای شرافت و افتخار بجنگ ، مرگ در آتش
طوفانی از شعله های مرگ آور
مرگ تنها چیزی است که باقی می ماند – رگناروک سرنوشت همه ی ماست
بمیر ، مرگ در آتش
برای عزت و افتخار بمیر

Silencer
23-09-2007, 00:08
Sails Of Charon

THE MOON IS FULL
AND WHITE......
I'M STANDING AT THE DOOR
OT TIME...... SOMEONE IS
WAITING FOR YOU......
THE LAST TEAR HAS ROLLED
DOWN MY FACE, DOWN MY FACE...
THERE IS NO PLACE IN
YOUR RELIGION FOR ME,
FOR ME......
THE SEASOMN HAS BEGAN
TO RISE AGAIN IN THE
DARK WE WEEP......
IN THE DARK WE WEEP...
TO RISE AGAIN......
BUT I CAN WAIT NO LONGER
DON'T LOOK BACK
THERE'S NO PROMISED LAND
THIS IS THE SAIL OF CHARON
I CAN SEE DEEP INSIDE
ALL THE CHILDHOOD
REFLECTIONS OF YOU
WALKING THROUGH
YOUR MEMORY,
WALKING THROUGH
YOUR MEMORY,
I CAN SEE DEEP INSIDE......
BUT I CAN WAIT NO LONGER
DON'T LOOK BACK
THERE'S NO PROMISED LAND
THIS SI THE SAIL OF CHARON
I'M STANDING AT THE DOOR
OF TIME...... SOMEONE IS
WAITING FOR YOU......
THE LAST TEAR HAS ROLLED
DOWN MY FACE, DOWN MY FACE...
THIS IS THE SAIL OF CHARON
THIS IS THE SAIL OF CHARON
THIS IS THE SAIL OF CHARON
BUT I CAN WAIT NO LONGER
DON'T LOOK BACK
THERE'S NO PROMISED LAND
THIS IS THE SAIL OF CHARON...



سفر با قایق چرون
قرص ماه کامل و سفید گردید
من پشت درزمان ایستاده ام
یک نفر منتظر توست
آخرین قطره های اشک از گونه ام سرازیر گشت
در مذهب و اعتقاد تو هیچ جایی برای من نیست
برای من...
فصلی دیگر در حال شروع شدن است
تا دوباره برخیزیم (از نو شروع کنیم )
در تاریکی اشک می ریزیم
تا دوباره برخیزیم
ولی من نمیتوان زیاد منتظر بمانم
به پشت سرت نگاه نکن
هیچ دنیای دیگری یوجود ندارد
این سفر ایست با قایق چرون
در درونم چیزی حس میکنم
تمام دوران کودکی ام را
بازتابی از تو
در حال گذر است از..
ذهن تو
در حال گذر است از...
ذهن تو
در درونم چیزی حس میکنم
ولی من نمیتوان زیاد منتظر بمانم
به پشت سرت نگاه نکن
هیچ دنیای دیگری یوجود ندارد
این سفر است با قایق چرون
من پشت درزمان ایستاده ام
یک نفر منتظر توست
آخرین قطره های اشک از گونه ام سرازیر گشت
این سفر ایست با قایق چرون
ولی من نمیتوان زیاد منتظر بمانم
به پشت سرت نگاه نکن
دنیای دیگری وجود ندارد
این سفری است با قایق چرون

Doyenfery
24-09-2007, 16:14
Black Sabbath





What is this that stands before me?
Figure in black which points at me
Turn around quick, and start to run
Find out I'm the chosen one
Oh nooo!

Big black shape with eyes of fire
Telling people their desire
Satan's sitting there, he's smiling
Watches those flames get higher and higher
Oh no, no, please God help me!

Is it the end, my friend?
Satan's coming 'round the bend
People running 'cause they're scared
The people better go and beware!
No, no, please, no!



شنبه سیاه


آنکه پشت سر من ایستاده کیست ؟
شبحی است در ظلمت که به من اشاره می کند ...
سراسیمه باز می گردم ... می خواهم پای به فرار بگذارم
آنگاه که در می یابم ! این منم که برگزیده شده ام
اون نه !

هیولایی سیاه با چشمانی از شراره های آتش
آنچه را مردم در دل آرزو می کنند به ایشان باز می گوید
شیطان با لبخندی بر لب آنجا می نشیند
و به لهیبی که دمادم بیشتر شعله می کشد خیره می ماند
آه ! نه ! خداوند به فریادم برس...

دوست من , آیا پایان کار فرا رسیده است ؟
شیطان دارد به حلقه ما پا می گذارد
مردم از وحشت می گریزند
همان بهتر که بروند و بر حذر باشند
نه... شما را به خدا نه ...

Rock Magic
24-09-2007, 18:15
Fear Of Futureتزس از آینده


How many tradgedies will follow in a lifetime?

انسان باید با چند تا مصیبت در طول زندگی مواجه شود ؟


How many sad eyes has to be closed and die

چند تا چشم غمگین بسته شده و مردند ؟


No more tears are falling, will be the begining for others

دیگر اشکی ریخته نمی شود ، آیا شروعی برای دیگران باقی می ماند


Escape to avoid sorrow or become another

فرار برای دوری از غم واندوه یا تغییر شخصیت دادن


The fear of future

ترس از آینده


Has made me hollow

مرا به پوچی رسانده


The lies they tell you

دروغی هایی که آنها به تو گفتند


You easily swallow

تو به راحتی باور کردی


How many weak people will be mislead by sects

چند تا انسان ساده لوح دیگر می خواهنند بواسطه مذهب گمراه شوند ؟


How many wars can we start before we all disappear

چند تا جنگ دیگر میخواهد شروع شود قبل از اینکه ما بمیریم ؟


Deeper and deeper are we sinking into the depths of hell

عمیق تر و عمیق تر در حال غرق شدن در ژرفای جهنم هستیم


Nothing can ever save us, not even a spell

هیچ چیزنمی تواند ما را نجات دهد ، حتی سحروجادو


The fear of future

ترس از آینده


Has made me hollow

مرا به پوچی رسانید


The lies they tell you

دروغ هایی که به تو گفتند


You easily swallow

تو به سادگی باور کردی


Will darkness dispel and will the pressure go away

آیا تاریکی خواهد رفت و این فشار ها درو خواهند شد


I'm fragile like a leaf on a winter's day

من بسیار ضعیف و شکننده هستم همچو برگ درختان در روزهای زمستان


My hope is gone and I'm so afraid

امید هایم رفته اند ومن بسیار هراسانم


Close my eyes and hope it all goes away

چشمانم را می بندم و آرزو می کنم تمام اینها دور شوند


I'm crumbling down like ashes in the wind

همچون خاکستر در باد در حال از هم پاچیده شدنم


I isolate myself to become less negative

جلوی خودم را نگه میدارم که کمتر به این افکار منفی بپردازم


Will I be able to feel secure

آیا میتوانم احساس آرامش و امنیت کنم


Wherever I go, I hear the death's call

هر کجا که میروم صدای مرگ را می شنوم که فریاد میزند


DIE

بمیر

Rock Magic
24-09-2007, 18:20
Wistful Whisperingنجوای اندوهناک

I see your beautiful face

چهره ی زیبایت را می بینم


when you lie and sleep

وقتی که دروغ گفتی و خوابیدی


Your face looks so pale

چهره ات بسیار رنگ پریده گشت


and you sleep so deep

و تو بسیار عمیق خوابیدی


I wonْt realize

من متوجه نشدم


that you will leave me soon

که تو بزودی منرا ترک خواهی کرد


The sickness that youْve got

بیماری که داشتی


itْs going to end your life

می خواهد به زندگی تو پایان بدهد


Iْm sitting by your side

من در کنارت نشسته بودم


and I hold your hand

ودستانت را گرفته بودم


I canْt hold back my tears

نمی توانم جلوی اشکانم را بگیرم


Iْm so afraid

خیلی میترسم


I hear you whisper my name

میشنوم که نام مرا زمزمه می کنی


and you sound so weak

و صدایت بسیار ضعیف است


You just closed your eyes

تو فقط چشمانت را بستی


and told me goodbye
و با من خداحافظی کردی


In my hour of sorrow, Iْ m screaming why

در وقت اندوه ام فریاد میزنم که چرا


You have just left me, Iْ m standing by your side

تو مرا تنها گذاشتی ، ومن در کنارات ایستاده بورم


You look so beautiful, I cannot hide my tears

تو بسیار زیبا به نظر یرسیدی ، ومن نمی توانستم اشک هیام را پنهان کنم


Now Im all alone after all these years

حال من بعد از این سالها دیگر تنها شدم


I will never forget you, you will always be on my mind

من هرگز تو را فراموش نمیکنم و تو همیشه در یاد من باقی خوهی ماند


You were so special, you were one of a kind
تو بسیار استثنایی و مهربان بودی

Rock Magic
24-09-2007, 18:22
Insomnia
بی خوابی


Dark night you came to me
ای شب تاریک تو به سوی ام آمدی

filled with anguish and misery
پر شده با غم واندوه( اضطراب ) وبدختی

Do I dare to close my eyes
آیا جرات بستن چشم هایم را پیدا خواهم کرد

there is nowhere I can hide
هیچ جایی برای مخفی شدن من وجود ندارد

All alone and embraced by darkness
یکه و تنها ودر آغوش گرفته شده توسط تاریکی

anguish haunting me so I canْ t sleep
غم و اندوه در پی من است بنابراین نمی توانم بخوابم

Longing for the morning light to surround me
در اشتیاق احاطه شدن با روشنایی صبح

cause every night I fear for my dreams
زیرا هر شب از رویا هایم در هراسم

When morning comes I feel so calm
وقتی که صبح فرا میرسد من به آرامش می رسم

lights surrounds me and the night is far
نور مرا احاطه میکند و شب دور گشته است

But soon I will be there again
ولی بزودی بزودی آنجا خواهم بود

when I close my eyes Iْm damned
وقتی که چشمانم را میبندم من ملعونم

All alone and embraced by darkness
یکه و تنها و تاریکی مرا در آغوش گرفت

anguish haunting me so I canْ t sleep
غم و اندوه در پی من است بنابراین نمی توانم بخوابم

Longing for the morning light to surround me
در اشتیاق احاطه شدن با روشنایی صبح

cause every night I fear for my dreams
زیرا هر شب از رویاهایی که میبینم مترسم

If I fall asleep, maybe they take me away
وقتی که به خواب بروم شاید آنها مرا با خود ببرند

The thought makes me weep, Iْ m starting to pray
این فکر مرا به گریه می اندازد و من شروع به دعا کردن میکنم

I have gathered all my fear, if I fall asleep Iْll die
من تمام ترس خود را جمع میکنم وقتی که بخوابم خواهم مرد

So Iْm sitting here and wonder about life
بنابراین همین جا نشسته و از زندگی در شگفتم

Rock Magic
24-09-2007, 18:25
Beyond Me
ماورا من

I know I'm alone, but somebody's watching me
میدانم که تنهام اما نگاه شخصی متوجه ام است

Follows me everywhere I go
و همه جا در پی من است

A cold flow surprised again, I shiver
دوباره یک باد سرد مرا غافلگیر کرد ، از سرما لرزیدم

The presence of something, I can hear it's breathing
حضور چیزی ، میتوانم نفس کشیدنش را بشنوم

Leave me alone, wherever you came from
منرا تنها بگذار ، از هر جایی که آمده ایی

Hearing so much voices, no one's talking
صداهای زیادی را میشنوم ولی کسی صحبت نمیکند

Running for something, nothing, in the black of the night
دویدن به دنبال چیزی ، بی ارزش ( نیستی ) ، در ظلمت وسیاهی شب

Creeps around you, the invisible force that makes you crazy
در اطرافت میخزد ،نیروی نامرئی (نا معلوم ) که تو را دیوانه می کند

I can't remember how it feels to be warm, to be alone
نمی توان به خاط آورم که چگونه احساس گرما کرددم ، وقتی که تنها بودم

Without that fear deep inside me
بدون آن ترس عمیق درونم

Icons of death float on beyond me
اشکالی از مرگ درماوراء من شناورند

whispering my name and breathing my fear
نجوا کردن نام من و تنفس ترس من

The menace of insanity
خطر جنون

Inner voices cry out for action
صداهای درونی برای این کار فریاد زدند

Defenceless as I am
من هستم به همان انذازه بی دفاع

Lost in the alleged paradise
گمشده در بهشت مشهور

I'm not sure if I am here or elsewhere
مطمِِئن نیستم که اینجا هستم یا جایی دیگر

Searching for satisfaction
در جستجوی خشنودی

Beyond the frontiers of my comprehension
آنسوی مرزهای درک و فهم من

Rock Magic
24-09-2007, 18:30
Far Away
دور دست
The mountains below
کوه های کوته
The flames of your soul are burning still
شعله های جانت هنوز بر افروخته است
The sky turned black
آسمان تیره گشت
Storms of rain infesting life
طوفان های باران به زندگی هجوم آوردند
Moonlight vanishes
مهتاب ناپدید گشت
Darkness shadows rule the world
سایه های تاریک در زمین حکمرانی میکنند
Coldest breeze
سردترین نسیم
Frozen winds blown through the sky
بادهای سرد از آسمان وزیده میشوند
All light is gone
هیچ نوری وجود ندارد(امید ها رفته اند)
Hopeless time
زمان نومیدی
Daylight's shine
روشنایی روز
Far away
دور گشت
The monument of the past
مقبرهایی از گذشته
Abyss with pain and lies
غوطه ور در درد و دروغ
Distant crying witless life
گریه های دروغی ، زندگی بی معنا
Black horizons eternal night's
تمدن های بشری سیاه ، شب های ابدی
Tragedy withering flowers
تراژدی ؛ گلهای پژمرده
Darkening in my eyes
تاریکی؛ در چشمان من

Shining light
نور درخشان
Gates to sky showing life
دروازه ای رو به آسمان که زندگی را نوید میداد
Beautiful silence
سکوتی زیبا
Tranquillity I have found
آرامش ؛ پیداکردم

Agony Was no more and so was pain
درد و رنج دیگر وجود ندارد
Forgotten hope
امیدهای فراموش شده
In the air and my eyes
در نسیم ودر چشمانم
The open sky filled with light
آسمان صاف (بی ریا ) مملو از نور گشت
Heaven's love come to the world
عشق بهشتی ( آسمانی ) به این دنیا آمد
Withering flowers swept away
گلهای پژمرده از بین رفتند
Blooming trees in their place
درختان شکوفا به جایشان (روییدند)
Sunshine fades now away
اکنون نور خورشید ناپدید گشت

Return deep coldest age
بازگشت به عمق سردترین عصر

Far away see the light of the life
روشنایی های زندگی را در دوردست نظاره کن

Far away see the light of the life
روشنایی های زندگی را در دوردست بنگر

Anathema&sin
25-09-2007, 19:20
متن و ترجمه ی آهنگ Parisienne Moonlight از گروه Anathema.با تک نوازی پیانوی Les Smith و صدای Lee Douglas

I feel I know you
I don't know how
I don't know why

I see you feel for me
You cried with me
You would die for me

I know I need you
I want you to
Be free of all the pain
You hold inside
You cannot hide
I know you tried

To be who you couldn't be
You tried to see inside of me
And now i'm leaving you
I don't want to go
Away from you

Please try to understand
Take my hand
Be free of all the pain
You hold inside

You cannot hide
I know you tried
To feel...
To feel...



حس میکنم میشناسمت
نمیدانم چرا واز کجا؟

تو با من همدردی
در برم با من گریستی
و برایم می مردی

می دانم که محتاج توام

می خواهم از تمام رنجها رها باشی


در خود اسیری

نمی توانی پنهان شوی

میدانم تلاش کردی همان کسی باشی که نیستی
میدانم تلاش کردی تا درونم را بنگری

و اکنون که در حال ترک توام
راضی به جدایی از تو نیستم

این را بدان
دستم را بگیر و از تمام رنجها رها باش
در خود اسیری
نمی توانی پنهان شوی
میدانم تلاش کردی تا حس کنی....
تا حس کنی....

Silencer
25-09-2007, 21:14
Left To Die

[lyrics - Shuldiner, music - Shuldiner / Rozz]

Put your life into their hands
Die for someone else
Now you're in the real world
Where pain and death are felt

The first blood shed does not seem real
Reality is what you feel
Dropping to your knees you pray
God won't make this go away

You will not return alive - Left to die
Suffering until the end - Left to die

Time stands still as you pass away
No more tomorrow this is your last day
On this fucking earth

Bodies fall onto the ground
Blood flies through the air
Shredded victims lie in pain
Death is never fair

Legs blown off, all hope is lost
A human life is what it cost
Others follow close behind
A real adventure they will find

You will not return alive - Left to die
Suffering until the end - Left to die


در انتظار مرگ
زندگی ات را در دستانشان قرار بده
بخاطر دیگران بمیر
حال تو در دنیای حقیقی هستی
جایی که درد و مرگ احساس میشوند
اولین خون ریخته شده واقعی به نظر نمیرسد
حقیقت چیزی است که محسوس است
روی زانوان نشته و دعا میکنی
خداوند این دعا را پس نخواهد زد
زنده باز نخواهی گشت - در انتظار مرگ
زجر کشیدن تا آخرین لحظه -در انتظار مرگ
زمان پایدار است وقتی تو فنا میشوی
فردایی در کار نیست این آخرین روز زندگی تو
...
در این سرزمین لعنتی است
اجساد بر زمین می افتند
خون در هوا به پرواز در می آید
قربانیان تکه تکه شده به عذاب دچار می شوند
هیچ وقت منصف نیست
مرگ
پا ها از اختیار خارج شده اند , هیچ امیدی نیست
جان یک انسان بهایی است که پرداخته میشود
دیگران درست پشت سر او هستند
انها دچار یک حادثه پر خطر شدند
تو زنده باز نخواهی گشت - در انتظار مرگ
زجر کشیدن تا آخرین لحظه - در انتظار مرگ

Anathema&sin
26-09-2007, 12:52
Anathema...Inner Silence



When the silence beckons

And the day draws to a close

When the light of your life sighs

And love dies in your eyes

Only then will I realise

What you mean to me

و آنگاه که سکوت با اشاره ای تو را به نزد خود می خواند

و روز نزدیک میشود

و آنگاه که روشنائی زندگیت آهی می کشد

و عشق در چشمانت میمیرد

تنها آنگاه است که در خواهم یافت برایم چه معنایی داری.

Anathema&sin
30-09-2007, 15:50
بله.درسته.همونجا بود.ممنون

Rock Magic
30-09-2007, 22:07
بله.درسته.همونجا بود.ممنون
:blink::blink::blink:

Rock Magic
04-10-2007, 14:25
haven

پناهگاه

now as the lights go down

اکنون که روشنایی ها به پایان رسیده



deeper now it seems than long before



اینبار عمیق تر و بسیار طولانی تر به نظر میآید


there are no noises here

هیچ صدایی اینجا وجود ندارد


just a silence gone bad

فقط سکوتی دهشتناک


something I will never hide

چیزی که هرگز پنهانش نخواهم کرد


this urging need to

این نیاز مبرمبه
invite the darkside in

دعوت تاریکی به...


into my haven

درون پناهگاهم


if there were words for this

اگر لغتی برای بیان اش وجود داشت


would i sing or would i scream

باید با آواز میخواندم یا فریاد میزد م؟


i'd give my blood to stay

برای ماندن خون داده ام


my blood just to stay right here

خونم را فقط برای اینجا ماندن داده ام


something can never share

چیزی که هرگز قابل قسمت کردن نیست


this urging need to

ایننیاز مبرم به


invite the darkside in

دعوت تاریکی به...


into my haven

درون پناهگاهم

Rock Magic
13-10-2007, 01:03
2. Bleached Bones

Loving the dead
A torso, a hand or a severed head
The cemetery girls don't say no to their fate
When their bodies gets too rotten
Their skeletons do great

Lurking in the shadows with you on my mind
I'm engulfed by your beauty:
I'm a man who's gone blind
Watching you move so graceful this night
I'm going to catch you how I long for this fight
Smelling your hair as I'm working my knife
I adore how you scream when I take your life

How I love your pale white skin
And the emptiness in your lifeless eyes
And how I love the warmth within
Like the blood that sprayed
When you stopped your cries

Your naked corpse is as beautiful
As the down when it comes with the first sunray
But it was your peeled bleached bones
That really took my breath away

Admiring your beauty my wonderful rose
Oh what pleasures you'll give me
Before you decompose
But the darkness has fallen and the clock strikes ten
Excuse me my darling but the shadows
Are calling again

How I love your pale white skin
And the emptiness in your lifeless eyes
And how I love the warmth within
Like the blood that the sprayed
When you stopped your cries

Your naked corpse as beautiful
As the down when it comes with the firs sunray
But it was your peeled bleached bones
That really blew my mind away

How I love your pale white skin
And the emptiness in your lifeless eyes
And how I love the warmth within
Like the blood that sprayed
When you stopped your cries

Your naked corpse as beautiful
As the down when it comes with the firs sunray
But it was your peeled bleached bones
That really stole my heart away







2.استخوانهای سفید شده


دوست داشتن مردگان
یک تنه، یک دست یا یک سر جدا شده
دختران قبرستان به سرنوشت شان هیچ وقت نه نمی گویند
وقتی بدن هایشان خیلی پوسیده می شوند
اسکلت هایشان سنگ تمام می گزارند.

پنهان شدن با تو در میان سایه ها درون ذهنم
من غرق زیبایی تو شده ام:
من مردی هستم که کور شده است
در حال تماشا کردن زیبا خرامیدن تو در این شب
می خواهم تو را لمس کنم تا ببینم که چقدر این نبرد را دوام می آورم
در حالی که چاقویم را به کار گرفته ام موهایت را ببویم
من تحسین می کنم جیغ کشیدن تو را هنگامی که زندگیت را می گرفتم

چقدر پوست سفید رنگ پریده ات را دوست دارم
و خلا درون چشم های خالی از حیات ات را
و چقدر گرمای درون خونت را دوست دارم
که بر من پاشیده شد
وقتی دست از فریاد زدن کشیدی

جسد برهنه ی تو به زیبایی غروب است
وقتی با اولین طلوع همراه می شود
اما در حقیقت این استخوان های سفید شده ی تو بود
که نفسم را گرفت

زیبایی تو را تحسین می کنم ، رز شگفت انگیز من
آه چه لذتی به من دادی
قبل از این که تجزیه شوی
اما تاریکی فرا رسید و ساعت 10 را نواخت
مرا ببخش عزیزم اما سایه ها
دوباره مرا فرا میخوانند

چقدر پوست سفید رنگ پریده ات را دوست دارم
و خلا درون چشم های خالی از حیات ات را
و چقدر گرمای درون خونت را دوست دارم
که بر من پاشیده شد
وقتی دست از فریاد زدن کشیدی

جسد برهنه ی تو به زیبایی غروب است
وقتی با اولین طلوع همراه می شود
اما در حقیقت این استخوان های سفید شده ی تو بود
که روانم را گرفت.


چقدر پوست سفید رنگ پریده ات را دوست دارم
و خلا درون چشم های خالی از حیات ات را
و چقدر گرمای درون خونت را دوست دارم
که بر من پاشیده شد
وقتی دست از فریاد زدن کشیدی

جسد برهنه ی تو به زیبایی غروب است
وقتی با اولین طلوع همراه می شود
اما در حقیقت این استخوان های سفید شده ی تو بود
که قلبم را گرفت.

ترجمه:Rock_Magic

Rock Magic
13-10-2007, 15:32
Caressed By Flames

Christians sentenced you to burn
Witchcraft is what you're accused of
The stake is already prepared
They know you won't go innocent from here
Flames is touching my skin
I'm screaming in pain
I pay for my sins

Flames hotter than hell, caressing my skin
My blood is boiling, over death I can't win
There's no escape, I'm turning to dust

People stare as my body burns
With pleasure in their eyes
I will come back to haunt you all
So don't sleep too tight

Flames is touching my skin
I'm screaming in pain
I pay for my sins

Flames hotter than hell, caressing my skin
My blood is boiling, over death I can't win
There's no escape, I'm turning to dust




نوازش شعله ها


مسیحیان تو را محکوک به سوختن کرده اند
جادوگری اتهام توست
جایگاه (محل آتش زدن ) از قبل آماده شده است
آنها می دانند که تو بی گناه از اینجا نخواهی رفت
شعله ها پوستم را لمس می کند
من از درد فریاد می کشم
من تاوان گناهانم را می دهم


شعله ها از جهنم داغ ترند ، پوستم را نوازش می کنند
خونم به جوش می آید ، بر مرگ نمی توانم غلبه کنم
راه فراری وحود ندارد ، من به خاکستر مبدل میشوم.



مردم سوختن مرا می نگرند
با لذت درون چشمانشان
من (روح ) برای تسخیر همه ی شما باز خواهم گشت
بنابراین آسوده نخوابید


شعله ها پوستم را لمس می کند
من از درد فریاد می کشم
من تاوان گناهانم را می دهم




شعله ها از جهنم داغ ترند ، پوستم را نوازش می کنند
خونم به جوش می آید ، بر مرگ نمی توانم غلبه کنم
راه فراری وحود ندارد ، من به خاکستر مبدل میشوم.

Rock Magic
13-10-2007, 15:45
Departure From The Mortals

Dreadful life, time to die
Visions of Black ends my life
Retribution I am saved
Without form I shall be evil

Departure from the mortals
As my life ends
Departure from the mortals
But I will remain

May my lust be fulfilled
Reach the land of no return
In the forest of the dead
My evil soul will dwell

Departure from the mortals
As my life ends
Departure from the mortals
But I will remain



.عزیمت از پیش مردگان


زندگی وحشتناک ، زمان مردن
تصور سیاه پایان زندگی من
مجازات من زنده ماندن است
بدون شکل ، باید شیطان بود


عزیمت از پیش مردگان
هنگام پایان زندگیم
عزیمت از پیش مردگان
اما من باقی خواهم ماند


شاید هوس هایم به سرانجام برسد
رسیدن به سرزمین بدون بازگشت
در جنگل مرگ
روح شیطانی ام اقامت می گزیند



عزیمت از پیش مردگان
هنگام پایان زندگیم
عزیمت از پیش مردگان
اما من باقی خواهم ماند

Rock Magic
14-10-2007, 00:52
1. Fallen

I've losted mine strength,
i've losted mine sanity.
I've seen myself falling
and i'm tired to stand.



1.افتاده

توانم را از دست داده ام.
مشاعرم را از دست داده ام.
سقوط خودم را دیده ام
و از ایستادن ناتوانم.

Rock Magic
14-10-2007, 20:23
2. Angels Of Distress

Come closer for myself...and let your angels fly away.
As i am , forgiven by them... mine angels.

Feel mine cleansing touch... fall through your worlds...
fall...onto me.

Let me caress you...let me take you through mine worlds.
Let them (mine angels) taste you with this night, with this tongue of this might.

Perish...onto us...feel your mind weaken, your cold body withered...
let us... take you far of this night, far away within distress to die...


2.فرشتگان نومیدی

به خاطر خودم نزدیکتر می آیم...و می گزارم فرشتگانت دور شوند.
همان طور که توسط آنها بخشوده شده ام...فرشتگان من.

سرانگشتان تطهیر کننده مرا احساس کن...که در دنیای شما فرو می ریزند...
که در من فرو می ریزند.

بگزار تو را در آغوش بگیرم...بگزار تو را به دنیای خودم بکشانم.
بگزار آنها (فرشتگان من) تو را با این شب بچشند،با این زبان متعال.

فنا شو...در ما ... حس کن نتوانی ذهنت را ، بدن سردت را که پلاسیده می شود...
بگزار ...تو را به دور دست این شب ببریم ، به دور دست نومیدی برای مردن...

doomhammer65ir
15-10-2007, 05:06
Mortals= ميرايان- آنان كه ميميرند

Rock Magic
15-10-2007, 11:39
Mortals= ميرايان- آنان كه ميميرند

عزیز دیکشنری جلوم هست شما نمیخواد حکم دیکشنری رو بازی کنید:31:بگزریم
هر کجاش اشکال داره بگید درست کنم:10:حالا این Mortals رو مگه من غیر از اینی که نوشتی نوشتم..ها

Rock Magic
17-10-2007, 01:35
4. ...To Live For My Death...

All life will be gone
soon leaving myself...
into the spheres of emotions...
emotions...
i thought...
There's nothing left for me,
anymore... everything
is gone.
Nothing left
to feel nor to understand.

I did not wanted
to live my life
nor did i even wanted
to live for my death...
strong it is indeed...
life... strange to born for death...



4. ... زندگی کردن برای مرگم ...


تمام زندگی ها به پایان خواهد رسید
به زودی خودم را ترک خواهم کرد...
به سوی دوایر احساسات...
احساسات...
خیال می کردم ...
دیگر هیچ چیزی برایم نمی ماند،
...همه چیز
از دست می رود
هیچ چیز باقی نمی ماند
که احساس کنم یا بفهمم.

من نمی خواستم
زندگیم را زندگی کنم
حتی نمی خواستم
برای مرگم زندگی کنم...
در واقع قدرت مند است...
زندگی ... عجیب است متولد شدن برای مرگ...

doomhammer65ir
22-10-2007, 01:07
مردگان = مرده + ان
مرده : آني كه پيش از اين زندگي را بدرود گفته - آني كه اكنون زنده نيست
ميرايان= ميرا+ان
ميرا : آني كه خواهد مرد - آني كه توانايي جاودان بودن را ندارد
Mortal= ميرا

Rock Magic
22-10-2007, 04:17
مردگان = مرده + ان
مرده : آني كه پيش از اين زندگي را بدرود گفته - آني كه اكنون زنده نيست
ميرايان= ميرا+ان
ميرا : آني كه خواهد مرد - آني كه توانايي جاودان بودن را ندارد
Mortal= ميرا
ا ا ااا.........راست میگیا:29:
اصل سوتی بودا:9:
حالا درستش میکنم:42:

FRIEND OF MISERY
22-10-2007, 18:21
بدون جرات در نقطه ی اغاز،میمکد در قسمتی

سیرک به شهر می اید ،تو نقش راهنمای احمق را بازی میکنی

لطفا ،لطفا

بیماری او را پراکنده کن،با داستان او زندگی کن

زانو ها ،زانوها

بر روی زانوهایت بیفت ،برای جلال و شکوه او رنج بکش

تو میخواهی



زمان هوس است ،زمان دروغ گفتن است

زمان ان است که زندگی را ببوسی و خدا حافظی کنی

پول مرا بفرست،نادان من را هم بفرست

تو بهشت را خواهی دید

اعانه بده

و تو جایگاه بهتری داری

به مسیح جزامی تعظیم کن



شگفتی درون هیله ی او ،یکشنبه ی تو را کامل می خواهد

پرستش کور کورانه میاید ، مغزت

زنجیر،زنجیر

به زنجیر بی پایان بپیوند

لمس کن بوسیله ی طلسم او

شهرت ،شهرت

سرایت بیماری یک بازی است،مست بدبو با قدرت

ما میبینیم



زمان هوس است ،زمان دروغ گفتن است

زمان ان است که زندگی را ببوسی و خدا حافظی کنی

پول مرا بفرست،نادان من را هم بفرست

تو بهشت را خواهی دید

اعانه بده

و تو جایگاه بهتری داری

به مسیح جزامی تعظیم کن



به مسیح جزامی تعظیم کن

جادوگری،ضعیف شدن

ببین گوسفندان اجتماع تشکیل دادن

تله را نصب کن ،هیپنوتیزم

حالا پیروی کن



زمان هوس است ،زمان دروغ گفتن است

زمان ان است که زندگی را ببوسی و خدا حافظی کنی

پول مرا بفرست،نادان من را هم بفرست

تو بهشت را خواهی دید

اعانه بده

و تو جایگاه بهتری داری

به مسیح جزامی تعظیم کن
بخواب

Doyenfery
06-11-2007, 01:31
slave new world



Face - The enemy
Stare - Inside you
Control - Your thoughts
Destroy - Destroy 'em all

You censor what we breathe
Prejudice with no belief
Senseless violence all around
Who is it, that keeps us down

Once all free tribes
Chained down led lives
Blood boils inside me
We're not slaves, we're free

Face - The enemy
Stare - Inside you
Control - Your thoughts
Destroy - Destroy 'em all


برده دنیای نو



روبرو شو با دشمن
بنگر به درونت
در چنگ داشته باش افکارت را
نابود - نابود کن همه شان را

شما سانسور می کنید آنچه را که تنفس می کنیم
پیش داوری ای بی هیچ باوری
همه جا خشونت بی دلیل را می بینم
آن کیست که مارا به زیر می کشاند

آن قبایلی که زمانی آزاد بودند
اکنون به غل و زنجیر کشیده شده اند
خون در رگ های من به جوش می آید
ما برده نیستیم , ما مردمانی آزاد هستیم

روبرو شو با دشمن
بنگر به درونت
در چنگ داشته باش افکارت را
نابود - نابود کن همه شان را

Doyenfery
06-11-2007, 11:59
Clenched Fist




Pain, makes me stronger
Everyday
Life is chaos
You gotta deal with it

Expressing my agression
Through confusion
Face reality
Nothing is like it used to be

Don't tell me I don't know
You don't live in my war
Revolt and anger
I won't take it anymore

Don't get me wrong
You don't know where I'm from
Don't get me wrong
You don't know where I've been
Don't get me wrong
It's been a painful way
Don't get me wrong
You wouldn't understand

Soul
Mind
Fist

Soul
Mind
Fist

Soul
Mind
Fist


مشت گره کرده


رنج مرا استوار تر می کند
هر روز بیستر از دیروز
زندگی
آشوبی که باید در آن روزگار بگذرانیم

اغتشاش
بیانگر انزجار و خشم درونی ام
روبرو شدن با حقیقت
هیچ چیز آنگونه نیست که می پنداشتیم

نگو که من نمی دانم
تو در جنگ من زندگی نمی کنی
در شورش و خشم
که دیگر تحملش را ندارم

مرا اشتباه نگیر
تو نمی دانی که من زاده کجا هستم
مرا اشتباه نگیر
تو نمی دانی که من کجا ها بوده ام

مرا اشتباه نگیر
راهی پر از رنج بود
مرا اشتباه نگیر
تو هیچ گاه نخواهی فهمید

روح
ذهن
مشت

روح
ذهن
مشت

doomhammer65ir
14-12-2007, 04:59
MAYHEM-Freezing Moon
Everything here is so cold
Everything here is so dark
I remember it as from a dream
In the corner of this time

Diabolic shapes float by
Out from the dark
I remember it was here I died
By following the freezing moon

It's night again
Night you beautiful
I please my hunger
On living humans
Night of hunger
Follow it's call
Follow the freezing moon

Darkness is growing
The eternity opens
The cemetery lights up again
As in ancient times
Fallen souls die behind my steps
By following the freezing moon
++++++++++++++++++++++++
و در اينجا همه چيز سرد است
و تاريك
بيادش دارم چونان رويايي
در گوشه اي از اين زمانه
اندام هاي اهريمني از درون تاريكي بپرواز در مي ايند
بلي همينجا چشم از جهان فرو بستم
با پي گرفتن ماه يخ زده

باز هم شب
شبي زيبا
خويش را با زندگان سير ميكنم
امشب شب گرسنگيست
از خواسته اش پيروي كنيد
با پيروي از ماه يخ زده
تاريكي ريشه ميدواند
درهاي جاوداني گشوده ميگردند
گورستان بمانند زمانهاي كهن دوباره پرنور ميشود
روان هاي فروافتاده در پس گام هايم مرده اند
مرده اند با پيروي از ماه يخ زده
++++++++++++++++++++++
پي نوشت : سداي آتيلا مرده رو زنده ميكنه
+++++++++++++++++++++++++++

lost-girl
23-12-2007, 19:14
Night Wish (band name)-Once 2004


Dark Chest Of Wonders


Once I had a dream
And this is it


Once there was a child`s dream
One night the clock struck twelve
The window open wide
Once there was a child`s heart
The age I learned to fly
And took a step outside


Once I knew all the tales
It`s time to turn back time
Follow the pale moonlight
Once I wished for this night
Faith brought me here
It`s time to cut the rope and fly


Fly to a dream
Far across the sea
All the burdens gone
Open the chest once more
Dark chest of wonders
Seen through the eyes
Of the one with pure heart
Once so long ago


The one in the Big Blue is what the world stole from me
This night will bring him back to me


Fly to a dream...




قلب اندوهگین شگفتی
یکبار دیگر من رویایی دارم
و آن اینست


یکبار یگر رویای یک بچه بود
شبی که ساعت 12 بار نواخت
پنجره تا انتها باز بود
یکبار دیگر قلب یک کودک بود
سنی که در آن پرواز را آموختم
و قدمی به بیرون نهادم


یکبار دیگر که تمام داستان را دانستم
اکنون زمانش است که به گذشته برسیم
تعقیب کنیم نور کم سوی ماه را
یکبار دیگر برای این شب آرزو کنیم
وفا مرا به اینسو کشاند
اینک زمانیست تا ریسمان را ببریم و پرواز کنیم


پرواز کنیم به یک رویا
بر ورای دریا
تمام سنگینیمان را از دست داده ایم
سینه ات را بگشا
سینه اندوهگین شگفتی
نوری گذشته از میان چشمان
کسی که قلبی پاک (خالصی ) دارد
یکبار از گذشته ای دور


کسی که در افسردگی بود کسی بود که دنیا آنرا از من گرفت
این شب او را به من باز خواهد گرداند
...پرواز در رویا


کاش می فهمیدی در کجای استوانه ایم...

lost-girl
23-12-2007, 19:16
Clenched Fist






Pain, makes me stronger
Everyday
Life is chaos
You gotta deal with it


Expressing my agression
Through confusion
Face reality
Nothing is like it used to be


Don't tell me I don't know
You don't live in my war
Revolt and anger
I won't take it anymore


Don't get me wrong
You don't know where I'm from
Don't get me wrong
You don't know where I've been
Don't get me wrong
It's been a painful way
Don't get me wrong
You wouldn't understand


Soul
Mind
Fist


Soul
Mind
Fist


Soul
Mind
Fist


مشت گره کرده



رنج مرا استوار تر می کند
هر روز بیستر از دیروز
زندگی
آشوبی که باید در آن روزگار بگذرانیم


اغتشاش
بیانگر انزجار و خشم درونی ام
روبرو شدن با حقیقت
هیچ چیز آنگونه نیست که می پنداشتیم


نگو که من نمی دانم
تو در جنگ من زندگی نمی کنی
در شورش و خشم
که دیگر تحملش را ندارم


مرا اشتباه نگیر
تو نمی دانی که من زاده کجا هستم
مرا اشتباه نگیر
تو نمی دانی که من کجا ها بوده ام


مرا اشتباه نگیر
راهی پر از رنج بود
مرا اشتباه نگیر
تو هیچ گاه نخواهی فهمید


روح
ذهن
مشت


روح
ذهن

مشت

سگها
تو باید دیوانه باشی، تو باید واقعا محتاج باشی
تو باید سر پا و زمانی که در خیابان هستی بخوابی
تو باید بتوانی گوشت مفت را با چشمان بسته پیدا کنی
و بعد در سکوت جا به جا شوی، همراه باد و دور از چشم بیگانگان
تو باید در زمان مناسب اعتصاب کنی و هرگز نپرسی چرا

و پس از مدتی، تو میتوانی ریزه کاریهای شیکپوشی را بیاموزی
کراوات باشگاه را بزنی و محکم دست بدهی
نگاهی مطمئن و لبخندی راحت داشته باشی
کسانی که دروغهای تو را می شنوند باید به تو اطمینان کنند
بطوری که با پشت کردن به تو
فرصت فرو کردن کارد را در اختیارت بگذارند

تو باید مدام مراقب پشت سرت باشی
میدانی که با گذر عمر این کار سخت تر و سخت تر میشود
و در آخر بارت را میبندی و به جنوب سفر میکنی
سرت را در شنها پنهان میکنی
حالا تو هم فقط یک پیرمرد غم زده هستی
تنهای تنها و در حال مرگ از سرطان

و زمانی که از خود بی خود شوی، خرمنت را درو خواهی کرد
و با آمدن ترس، خون مسمومت به سنگ مبدل میشود
و دیگر برای کم کردن وزنی که برای فشار آوردن به دیگران لازمش داشتی، دیر شده
پس خوب عرق کن، چرا که باید به تنهایی غرق شوی
و با سنگینی به اعماق کشیده شوی

باید اعتراف کنم که کمی گیج شده ام
گاهی تصور میکنم که از من سوء استفاده شده است
باید بیدار شوم، باید سعی کنم که این بیماری را از خود دور کنم
اگر نتوانم به خودم اتکا کنم، چگونه راهم را از میان این هزارتو بیابم؟

کر، ابله و کور، تو فقط وانمود کن
که میتوان از همه استفاده کرد و هیچ کس دوستی واقعی ندارد
و کار درست از نظر تو، تنها گذاشتن برنده است
همه چیز واضح و آشکار انجام شده است
و تو در قلبت ایمان داری، همه قاتلند

آنهایی که در خانه ای پر از درد متولد شده اند
آنهایی که برای نیانداختن تف سربالا تربیت شده اند
آنهایی که گوش به فرمان انسانند
آنهایی که از تربیت مربیان درهم شکسته اند
آنهایی که با قلاده و زنجیر رام شده اند
آنهایی که دلخوش یک نوازشند
آنهایی که از میان سگهای مهاجم گریخته اند
آنهایی که در خانه غریبه اند
آنهایی که در آخر به خاک می افتند
آنهایی که جسدشان در کنار تلفن پیدا میشود
آنهایی که با سنگی بر پا، غرق میشوند

doomhammer65ir
23-12-2007, 19:22
درود بر lost girl
اگر مهر بورزيد نام گروه را نيز در كنار نام سرود بنويسيد بهتر خواهد بود . اگر كسي از سرود خوشش امد ميتواند به دنبال اهنگهاي گروه برود

lost-girl
25-12-2007, 12:13
ممنون از نظرت حتما این کارو می کنم

lost-girl
27-12-2007, 18:41
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


"Soldier Side"
در كنار سرباز


Dead men lying on the bottom of the grave
مردان مرده درته قبر خود آرامیده اند
Wondering when savior comes, is he gonna be saved
از خود ميپرسند كه چه زماني ناجي ميايد...ايا او قرار است كه نجات داده شود
(منتظر مسیح اند که بیاد)
Maybe you're a sinner into your alternate life
شايد تودر زندگي عادی ات يك گناه كار باشی
Maybe you're a joker, maybe you deserve to die
شايد تو کسی هستی که همه رو مسخره میکنی... شايد تو لیاقت مردن رو داری
They were crying when their sons left
اونا داشتند گريه ميكردن وقتی كه پسرشان مرد...
God is wearing black
خداوند سياه هم ميپوشد...He's gone so far to find no hope
او جای دوری رفته....امیدی پیدا نمیکنه
He's never coming back
او هرگز برنخواهد گشت...
They were crying when their sons left
اونا داشتند گريه ميكردن زماني كه پسرشان مرد
All young men must go
همه ي مردان جوان بايد بروند
He's come so far to find the truth
او تا اینجا برای پیدا کردن حقیقت اومده
He's never going home
او هرگز به خانه نخواهد رفت...
Young men standing on the top of their own graves
مردان جوان در بالاي قبرهاي خودشان ايستاده اند...
Wondering when Jesus comes, are they gonna be saved
از خود ميپرسند كه کی مسيح ميايد...
تا آنها رو با خود ببره
Cruelty to the winner, bishop tells the king his lies
نميدونم معنيش چي ميشه))
Maybe you're a mourner, maybe you deserve to die
شايد تو يك ماتم گرفته ای...شايد تو لياقت مرگ را داري
They were crying when their sons left
اونا داشتند گريه ميكردن زماني كه پسرشان مرد....
God is wearing black
خداوند سياه مي پوشد...
He's gone so far to find no hope
اوخيلي دوره....براي پيدا كردن نااميدي رفته...
He's never coming back
او هرگز برنخواهد گشت...
They were crying when their sons left
اونا داشتند گريه ميكردن زماني كه پسرشان مرد....
All young men must go
همه ي پسران جوان بايد بروند(بميرند)
He's come so far to find no truth
او تا اينجا براي پيدا كردن حقيقت آمده...
He's never going home
او هرگز به خانه نخواهد رفت...
Welcome to the soldier side
به پهلوي سرباز خوش امدي...
Where there is no one here but me
جايي كه كسي نيست به جز من...
People all grow up to die
مردم همه بزرگ میشن تا بميرند...
There is no one here but me
جای که به غیر از من کسی نیست
Welcome to the soldier side
به پهلوي سرباز خوش امدي...
There is no one here but me
جایی که به جز من هیچکسی نیست
People on the soldier side
مردم در كنار سرباز...
There is no one here but me
جایی که کسی به غیر از من نیست

doomhammer65ir
27-12-2007, 20:09
lie = دروغ
lying = خوابيدن . دراز كشيدن .
Dead men lying on the bottom of the grave
مردان مرده در ته گور ارميده اند
men = مردان ،ادميان
++++++++++++++++++
اون بخش هم كه معنيش رو نميدونستي ( منم نميدونم ) گمانم پيوندي داره با داستاني چيزي كه خود امريكايي ها ميدونن چيه

Torment
30-12-2007, 00:27
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





Awake

Wait another minute
Can't you see what this pain has f**king done to me?
I'm alive and still kickin
What you see I can't see and maybe
you'll think before you speak

I'm alive. For you I'm awake
Because of you I'm alive. I told you I'm awake swallowing you…

Take another second
Turn your back on me and make believe
that you're always happy
It's safe to say you're never alive
A big part of you has died
and by the way,
I hope you're satisfied

I'm alive. For you I'm awake
Because of you I'm alive. I told you I'm awake swallowing you (I'm) alive
For you I'm awake
Because of you I'm alive. I told you I'm awake

Tearing it back unveiling me
Taking a step back so I can breathe
Hear the silence about to break
Fear resistance when I'm awake


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



بیداری

دمی دگر درنگ کن
نمی توانی ببینی این درد با من چه کرده
زنده ام و هنوز باروح
به چه نگیریسته ای من که نمی توانم چیزی ببینم ، شاید
پیش از آنکه سخنی بگویی می اندیشی

زنده ام و برای تو بیدار می مانم
زیرا از تو زنده ام.به تو گفتم که بیدارم

یک آن دگر طاقت بیاور
به سویم بازگرد و باورم کن
که تو همیشه خوشبختی
گفتن اینکه تو هرگز زنده نیستی خطرناک نیست
بخش عظیمی از تو مرده
ضمنا"
امیدوارم خشنود شده باشی

زنده ام و برای تو بیدار می مانم
زیرا از تو زنده ام.به تو گفتم که بیدارم
زنده ام و برای تو بیدار می مانم
زیرا از تو زنده ام.به تو گفتم که بیدارم

می درم آن را و نمایانم می سازد
گامی باز می گردم همچنان که می توانم تنفس کنم
به سکوت گوش سپار که در شرف شکستن است
ترس مقاومت می کند وقتی که بیدار می مانم.

Doyenfery
30-12-2007, 05:54
سگها
تو باید دیوانه باشی، تو باید واقعا محتاج باشی
تو باید سر پا و زمانی که در خیابان هستی بخوابی
تو باید بتوانی گوشت مفت را با چشمان بسته پیدا کنی
و بعد در سکوت جا به جا شوی، همراه باد و دور از چشم بیگانگان
تو باید در زمان مناسب اعتصاب کنی و هرگز نپرسی چرا

و پس از مدتی، تو میتوانی ریزه کاریهای شیکپوشی را بیاموزی
کراوات باشگاه را بزنی و محکم دست بدهی
نگاهی مطمئن و لبخندی راحت داشته باشی
کسانی که دروغهای تو را می شنوند باید به تو اطمینان کنند
بطوری که با پشت کردن به تو
فرصت فرو کردن کارد را در اختیارت بگذارند

تو باید مدام مراقب پشت سرت باشی
میدانی که با گذر عمر این کار سخت تر و سخت تر میشود
و در آخر بارت را میبندی و به جنوب سفر میکنی
سرت را در شنها پنهان میکنی
حالا تو هم فقط یک پیرمرد غم زده هستی
تنهای تنها و در حال مرگ از سرطان

و زمانی که از خود بی خود شوی، خرمنت را درو خواهی کرد
و با آمدن ترس، خون مسمومت به سنگ مبدل میشود
و دیگر برای کم کردن وزنی که برای فشار آوردن به دیگران لازمش داشتی، دیر شده
پس خوب عرق کن، چرا که باید به تنهایی غرق شوی
و با سنگینی به اعماق کشیده شوی

باید اعتراف کنم که کمی گیج شده ام
گاهی تصور میکنم که از من سوء استفاده شده است
باید بیدار شوم، باید سعی کنم که این بیماری را از خود دور کنم
اگر نتوانم به خودم اتکا کنم، چگونه راهم را از میان این هزارتو بیابم؟

کر، ابله و کور، تو فقط وانمود کن
که میتوان از همه استفاده کرد و هیچ کس دوستی واقعی ندارد
و کار درست از نظر تو، تنها گذاشتن برنده است
همه چیز واضح و آشکار انجام شده است
و تو در قلبت ایمان داری، همه قاتلند

آنهایی که در خانه ای پر از درد متولد شده اند
آنهایی که برای نیانداختن تف سربالا تربیت شده اند
آنهایی که گوش به فرمان انسانند
آنهایی که از تربیت مربیان درهم شکسته اند
آنهایی که با قلاده و زنجیر رام شده اند
آنهایی که دلخوش یک نوازشند
آنهایی که از میان سگهای مهاجم گریخته اند
آنهایی که در خانه غریبه اند
آنهایی که در آخر به خاک می افتند
آنهایی که جسدشان در کنار تلفن پیدا میشود
آنهایی که با سنگی بر پا، غرق میشوند


درود بر lost girl
اگر مهر بورزيد نام گروه را نيز در كنار نام سرود بنويسيد بهتر خواهد بود . اگر كسي از سرود خوشش امد ميتواند به دنبال اهنگهاي گروه برود

بعید می دونم اصلا این شعر ترجمه شده باشه!
لطفا قوانین تاپیکو رعایت کنید (متن انگلیسی فراموش نشه) ;)

Doyenfery
30-12-2007, 05:55
Wasted Years




From the coast of gold, across the seven seas
I'm travellin' on, far and wide
But now it seems, I'm just a stranger to myself
And all the things I sometimes do, it isn't me but
someone else

I close my eyes, and think of home
Another city goes by in the night
Ain't it funny how it is, you never miss it 'til it's
gone away
And my heart is lying there and will be 'til my
dying day

[Chorus:]
So understand
Don't waste your time always searching for
those wasted years
Face up... make your stand
And realise you're living in the golden years

Too much time on my hands, I got you on my mind
Can't ease this pain, so easily
When you can't find the words to say it's hard to
make it through another day
And it makes me wanna cry and throw my
hands up to the sky

So understand
Don't waste your time always searching for
those wasted years
Face up... make your stand
And realise you're living in the golden years



سالهای ازدست رفته

از ساحل طلا، تا آن سوی هفت دریا
به سفر ادامه می دهم در دوردست ترین مکان ها
ولی اکنون خودم را چون غریبه ای می یلبم
و تمام آنچه را که گهگاه انجام گویی من نیستم کننده شان

چشمانم را می بندم و به خانه فکر می کنم
شبانگاه از شهر دیگری عبور میکنم
آیا مسخره نیست ، هیچگاه افسوسش را نمی خوری مگر آم زمان که از دستش داده ی
و قلب من آنجاست و خواهد بود تا روز مرگم

پس گوش بگیر
زمانی را که در اختیار داری به جستجوی بی پایان برای آن سال های از دست رفته تباه نکن
سر بلند کن ...پایدار باش
و بدان که اکنون در سال های طلایی بسر می بری

چه فرصت هایی که داشتم ، تو در ذهنم بودی
نمی توان این درد را به سادگی از یاد برد
وقتی کلمات مناسب را پیدا نمی کنی ، سخت است که روزی از پسش برآیی
و این فکر وادارم می کند دستهایم را به سوی آسمان ببرم و بگریم

پس گوش بگیر
زمانی را که در اختیار داری به جستجوی بی پایان برای آن سال های از دست رفته تباه نکن
سر بلند کن ...پایدار باش
و بدان که اکنون در سال های طلایی بسر می بری

Gangster_Benington
30-12-2007, 11:41
تاپیک خیلی عالیه...ادامه بدید..متالیکاشو یه ذره بیشتر کنید!!...

Gangster_Benington
03-01-2008, 01:12
سلام دوستان.من تازه این تاپیک رو دیدم...و خیلی علاقه مند. این نقد رو از No leaf clover متالیکا ببینید :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

اگه خواستید اینجا هم میذارم. خیلی تخصصی و دقیقه.حتما ببینید.

Hectorist
03-01-2008, 14:53
سلام دوستان.من تازه این تاپیک رو دیدم...و خیلی علاقه مند. این نقد رو از No leaf clover متالیکا ببینید :
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

اگه خواستید اینجا هم میذارم. خیلی تخصصی و دقیقه.حتما ببینید.

دوست عزیز این کار جاش توی تایپیک بررسی موسیقی متال هست ، که مثل اینکه اونجا هم گذاشتید.

Hectorist
03-01-2008, 15:00
There In / Dark Tranquillity

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


gentle storm / thundering silence
inferior force / uncontrolled calm
vital unlike / logic/chaos/logic

the tone of which his birth ascend
the beat that of a heart descend
repeating in the infinite
an insight made it clear
order stormed the surface
where chaos set norm
had there always been balance?
...surely not
therein lies the beauty

it was solid
yet everchanging
it was different
yet the same
so I starve myself for energy

the song around his soul will bend
the notes that in this hole will melt
crawl out of science
a dreamland if you dear
disorder clawed the boundaries

we're ordered to stand clear
was it always different
...never the same?
therein lies the beauty

as there were no witnesses
there was nothing to be told
as nothing could be grasped
the story could unfold
superimposed on the elemtens of anger
/ fear / anxiety / hate / despair / remorse

so break from all that fear hold fast
exposed now turn to all you lack
let echoes be the answers
return from all the screams
wordless now the last attack
so silent it hurts to listen
was it always solid
...to never change?
therein lies the beauty

000000000000000000

طوفانی آرام / صاعقه ای خاموش
نیرویی ضعیف / سکوتی کنترل نشده
بر خلاف زندگی/ منطق ، هرج و مرج ، منطق
صدایی آغاز شده از عرش
ضربان قلبی که فرود آمده
تکراری در بی نهایت
بصیرتی پاک به وجود آمده
روشی طوفانی در ظاهر
در جایی که هرج و مرج قاعده است
در اینجا تعادل وجود دارد ؟
البته که نه
در اینجا دروغ ها زیبا هستند
این چیزی ثابت است
و در عین حال در حال تغییر
چیزی متفاوت
در عین حال هم شکل
پس من گرسنگی میکشم تا به قدرت برسم
صداهایی اطراف روحش خم خواهند شد
نوت هایی که در این گودال ذوب خواهند شد
خزیدن به خارج از دانش
سرزمینی خیالی ، اگر تو گرامی باشی
بی نظمی به همه چیز چنگ زده
ما به طور منظم اینجا را ترک میکنیم
همیشه متفاوت بود
آیا هرگز یک شکل نبود ؟
در اینجا دروغ ها زیبا هستند
چون اینجا شاهدانی نیستند
در اینجا چیزی گفته نشده بود
هیچ کس نمی توانست بفهمد
داستانی که میتوانست آشکار شود
به همراه عنصرهایی از خشم
ترس/ اظطراب / تنفر / ناامیدی / افسوس
از ترسهایی که به سختی انها را نگه داشته ای رها شو
بی هیچ پوششی، آشکارا ، به نداشته هایت رو کن
بگذار پژواک ها پاسخ تو باشند
به همه فریادها پشت کن
اکنون اخرین یورش بی کلام است
آنقدر ساکت (بی صدا) که گوش سپردن به آن ناراحت کننده است
آیا همیشه در برابر تغییر محکم بود؟
درون آن زیبایی نهفته است
...

Gangster_Benington
03-01-2008, 22:26
دوست عزیز این کار جاش توی تایپیک بررسی موسیقی متال هست ، که مثل اینکه اونجا هم گذاشتید.



به نظر من اینجا هم جاشه، چون به بررسی جز به جز ترانه پرداخته، به جای بعضی از ترجمه های تحت الفظی که تو این تاپیک پیدا میشه،(البته دقت کنید بعضی) به عمق قضیه وارد شده و خیلی دقیق بررسیش کرده.به نظر من جاش تو همین تاپیکه.

ممنون که خوندیندش.ویرایش شده و تصحیح اگه خواستید دوباره ببینیدش.

Atman
03-01-2008, 22:33
ایول ! dark tranquillity ! there in خیلی آهنگه قوی یه من که باش زندگی می کنم بهترین آهنگ Projector از نظر منه !

Hectorist
05-01-2008, 14:12
ایول ! dark tranquillity ! there in خیلی آهنگه قوی یه من که باش زندگی می کنم بهترین آهنگ Projector از نظر منه !

قربونت ، منم واسه تو گذاشتم دیگه :10::27:

Hectorist
05-01-2008, 16:45
lie = دروغ
lying = خوابيدن . دراز كشيدن .
Dead men lying on the bottom of the grave
مردان مرده در ته گور ارميده اند
men = مردان ،ادميان
++++++++++++++++++
اون بخش هم كه معنيش رو نميدونستي ( منم نميدونم ) گمانم پيوندي داره با داستاني چيزي كه خود امريكايي ها ميدونن چيه



این قسمتی که معنیش رو نمیدونستی ، یه چیزی نمیشه تو این مایه ها :

بیرحمی پیروز میشود ، اسقف دروغهایش را به پادشاه میگوید ؟؟؟ ( :43:)

Doyenfery
10-07-2008, 17:43
               

Doyenfery
25-09-2008, 17:17
از اغوش همه گریخته.
به تنهایی در گذرهایی اندوهگین
لحظاتی را که با تو زیسته است ، در جانم ابدی می کند...
گوشت جسمم
خون اجدادم ... آب دریاهایم
تا پيش از فردا.. شبت به پايان نرسيد
که خیلی زود ازمن ربود دوستی که
دیده پاک تو در سرنوشت من هک شده
این حیات بخش تر از آن است که وقتی حرف می زنم با کلمات بتوانم بگویم.

این صدای توست این التیام میدهد اشک ریختن را
آن هنگام که سرگرمیم نگریستن به رود ی بود که با دیدنش گور تورادر ذهنم مجسم مینمود
همه اسرار دوستی را از دست دادیم

اینک قلب یک تلاش دیگرکرده برای رسیدن به
مهربانی که همیشه آرزو کرده
آب دریای ابدیتم در من ..
که مرگ آگاه است
که فردا روزش است

Snap CG
29-09-2008, 13:20
Betrayed - by my soul
The blame - placed on my shoulders
Weight - I will carry all the way to my grave
I cannot be saved abandoned is my faith
Awaken now the dream is over

Daylight breaks on a broken home (disconnect)
Stakes are high and the temple's gone (resurrect)
Rebuild this structure stone by stone (reinstate)
Overcome this overload (restrain)

Pain
Remains
This pain
Remains

Betrayed - by my soul
The blame - placed on my shoulders
Weight - I will carry all the way until I'm

Broken down and I'm on the run (defense)
From myself and the damage done (prevent)
Future falls and past mistakes (avoid)
Conflict calls and complicates (destroyed)

Pain
Remains
This pain
Remains

Rise up from the ashes rethink my beliefs
The world rusts on it's axis
As my heart pleads for relief
Need relief

Betrayed - by my soul
The blame - placed on my shoulders
Weight - I will carry all the way until the

Daylight breaks on a broken home (disconnect)
Stakes are high and the temple's gone (resurrect)
Rebuild this structure stone by stone (reinstate)
Overcome this overload (restrain)

Pain
Remains
This Pain
Remains

Betrayed - by my soul
The blame - placed on my shoulders
Weight - I will carry all the way to my grave
I cannot be saved abandoned is my faith
Awaken now the dream is over
Betrayed - by my soul
The blame - placed on my shoulders
Weight - I will carry all the way to my grave
I cannot be saved abandoned is my faith
Awaken now the dream is over

خائن- در کنار روح من
گناه - بر دوشم افتاده
سنگینی- می خوام همشو تا سر گورم تحمل کنم
نمی تونم ایمانم رو از متروک شدن حفظ کنم
حال برخیز حال که رویات پایان یافته
روشنی روز از شکافی در خانه ی متروک (گسسته)
ستونها بلند پاین و این مغبره از بین رفته (احیا کن)
دوباره بساز این بنا را سنگ به سنگ (تثبیت کن)
مفلوب کن این مفت خورو (مهارش کن)
درد
باقی مونده
این درد
باقی مونده
از پا در اومده و من در راندنم (دفاع کن)
از خودم و آسیب رسوندن ( مانع شو)
افول آینده و اشتباهات گذشته ( اجتناب کن)
از ندای ستیز کردن و پیچیده تر شدن ماجرا ( نابودش کن)
برخیز از میانه خاکسترها دوباره ایمان بیار
دنیا در این محور پوسیده و بدرد نخور میشه
چنانکه قلبم تسکینی طلب میکنه
مهتاجه تسکین

DaRiOuShJh
30-07-2013, 08:10
اینم یکی از دوستان زحمته ترجمش رو کشیده
از کارای کلاسیک متالیکاس



No Leaf Clover


And it feels right this time
On this crash course with the big time
Pay no mind to the distant thunder
New day fills his head with wonder, boy....

Says it feels right this time
Turned it 'round and found the right line
Good day to be alive Sir
Good day to be alive, he said.....

Then it comes to be that the soothing light at the end of your tunnel
Is just a freight train coming your way
Then it comes to be that the soothing light at the end of your tunnel
Is just the freight train coming your way

Don't it feel right like this
All the pieces fall to his wish
Sucker for that quick reward boy
Sucker for that quick reward they said.....



شبدر بدون برگ


و اینبار درست به نظر می آید
این فرو افتادن فرا رفتن ماست
نگران تندر دور دست نباش
با شگفتی زیبایی سرش را سرشار می سازد

بگو اینبار درست به نظر می آید
برگرد روشنی های تازه را بنگر
برای زنده ماندن روز خوبی است قربان
گفت روز خوبی است برای زندگی

و اینگونه می شود که که نور آرامش بخش در انتهای دالان زندگی ات
تنها قطاری است باری که به سویت می آید

آیا درست ایگونه نیست
تمام ذرات به پای آمالش فرو می ریزند
بجنب بر آن پاداش بی درنگ
بر آن پاداش بی درنگی که گفته اند..

mohiol
13-08-2016, 09:52
دوستان كسي مي تونه اين ترانه ترجمه كنه؟
Darling


I decided long ago that I wouldn’t fall in love anymore,
And there you appeared, my darling...darling...darling...darling
I was hooked but now it’s so boring without you,
You break my heart, you play with my soul…

Let people laugh at me, I won’t oppose it,
But all I have to do is close my eyes, my bunny… bunny… bunny…
There you are, wings growing from your back,
And flying above the world, I dream about one thing…

But it’s possible, maybe, we’ll be able,
To break the shackles of the dream and be together forever…
And maybe love helps,
To turn a magical dream into reality, in which only me and you are together…!

From morning to night I can’t not think of you,
I go to sleep a little earlier my darling...darling...darling...darling
To visit you for a little while in private,
I toss and turn, I try to sleep, but I wake up there and then,

And let it sink in that we we’ll never be together,
That it will only be so in my dreams my bunny… bunny… bunny…
But for you, I will move mountains, drain seas…
One thing I know exactly, I dream only about you…

But it’s possible, maybe, we’ll be able,
To break the shackles of sleep and be together forever…
And maybe love helps,
To turn a magical dream into reality, in which only me and you are together…!

And here one morning, I didn’t manage to open my eyes,
And you’re standing in front of me my darling...darling...darling...
From that moment I wouldn’t let go of your hand…
Now I know exactly that I don’t dream for nothing…

But it’s possible, maybe, we’ll be able,
To break the shackles of sleep and be together forever…
And maybe love helps,
To turn a magical dream into reality, in which only me and you are together…!

But it’s possible, maybe, we’ll be able,
To break the shackles of sleep and be together forever…
And maybe love helps,
To turn a magical dream into reality, the one I am madly in love with

Badform
02-11-2016, 16:28
از اغوش همه گریخته.
به تنهایی در گذرهایی اندوهگین
لحظاتی را که با تو زیسته است ، در جانم ابدی می کند...
گوشت جسمم
خون اجدادم ... آب دریاهایم
تا پيش از فردا.. شبت به پايان نرسيد
که خیلی زود ازمن ربود دوستی که
دیده پاک تو در سرنوشت من هک شده
این حیات بخش تر از آن است که وقتی حرف می زنم با کلمات بتوانم بگویم.

این صدای توست این التیام میدهد اشک ریختن را
آن هنگام که سرگرمیم نگریستن به رود ی بود که با دیدنش گور تورادر ذهنم مجسم مینمود
همه اسرار دوستی را از دست دادیم

اینک قلب یک تلاش دیگرکرده برای رسیدن به
مهربانی که همیشه آرزو کرده
آب دریای ابدیتم در من ..
که مرگ آگاه است
که فردا روزش است

متن انگلیسی این ترانه کجاست ؟

mohiol
02-11-2016, 19:03
سلام ترجمه این متن چطور میشه لطفا یکی کمک کنه
To be skeptical of those in authority then we are up for grabs for the next charlatan political or religious, who comes ambling along.