PDA

نسخه کامل مشاهده نسخه کامل : معرفي كتاب هايي كه خوانده ايم








    

صفحه ها : 1 2 3 4 [5]

Mahdi/s
24-06-2010, 11:30
خب !!!
دوست گرامی قبل از خوندن آثار کافکا ( مسخ ، محاکمه سلام ، دفتر یادداشت های رویانه و ... ) باید با جهان کافکایی آشنا بشید !
کافکا اصولا دنیایی در ذهن خودش داشت و همیشه یک قانون گریزی عجیبی در آثارش پیدا هست ...
شما با خوندن صفحه اول کتاب مسخ میتونید با بخش عمده ای از جهان کافکایی آشنا بشید ...

سوال دیگه ای بود در خدمتم ...



با مسخ شروع کن،
جذابیتش رو که قطعا من نمیتونم بگم چه‌طوریه؛ همون طور که ScKAT LeFT عزیز گفت، سبک مجزایی هست برای خودش (شاید سورئال + پوچ گرایی). مجبور به چند بار خوندنش می‌شید، مثل فیلمای دیوید لینچ که باید چند بار ببینی تا بفهمی اصلا موضوع چیه.
ممنون از جفتتون بابت توضیحات کامل و جامع...خیلی عالیه پس با مسخ شروع میکنم امیدوارم بتونم کامل درکش کنم...ممنون.:20:

wws
25-06-2010, 17:14
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد



آنا گاوالدا
الهام دارچینیان


کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه و اکثرا مرتبط با مسائل احساسی هستند . سبک نوشتنش خیلی روان و ساده است . در بعضی داستان ها رو بعد ادبی ماجرا و حالات روحی کار کرده ، در بعضی ها هم نه تنها سعی کرده یک موضوع جالب پیدا کنه . کلا کتاب قشنگیه و به نظرم ارزش خوندن داره . بعضی داستانهاش واقعا لذت بخش هست .
در حال و هوای سن ژرمن : درباره یک آشنایی کوتاه خیابانی بین یک دختر و پسر . خیلی قشنگ و ملموس بود
سقط جنین : اسمش واضحه .... خانمی که با اشتیاق منتظر بچه اش هست و بعد مجبور به کورتاژ می شه .... اینم غمگین و قشنگ بود
این مرد وز ن : بررسی رابطه یک زن و شوهر میان سال .... بد نبود
اپل تاچ : اینم در رابطه با یک دختر مجرد و افکارش هست .... بد نبود
آمبر : عشق بین یک دختر و پسر :دی ..... خوب بود ..... دختر عکاس هست و وقتی عکس های پسر رو نشونش می ده می بینه فقط در حالات مختلف از دست های اون عکس گرفته .... خیلی این قسمت را دوست داشتم
مرخصی : یک برادر موفق و یک ناموفق و رقابت بر سر یک دختر ..... بد نبود
حقیقت روز : در مورد یک تصادف و عذاب وجدان ..... موضوعش خیلی جذاب بود
نخ بخیه : در مورد یک دامپزشک زن در یک روستا ..... اینم مثل قبلی موضوع بامزه داشت
پسر کوچولو: یک پسر پاستوریزه که یک دفعه شیطون می شه .... مثل دو مورد قبلی رو داستانش کار شده بود
سال ها : مردی عاشق دختری است که او رها می کند ... سال ها می گذرد مرد ازدواج می کند و موفق است اما همچنان فقط عاشق دختر است و ..... خیلی قشنگ بود
تیک تاک : این عشقولانه است بین دو تا کارمند یک شرکت ..... بد بنود
سرانجام : در مورد نویسنده ...... خوب بود

نویسنده کتاب را در 29 سالگی نوشته و کتاب خیلی زود اون را مشهور کرده . توی ایران هم از کتاب استقبال خوبی شد و به چاپ سوم را که رسید ( بیشتر رو نمی دونم :دی). جملات زیبایی که دوستان توی انجمن از کتاب معرفی کردن باعث شد بخونمش . اسم کتاب فوق العاده قشنگ انتخاب شده بود

به نظر من اين نويسنده موفقيت اصلي شو مديون عنوان زيبايي است كه انتخاب كرده چرا كه آرزوي دروني هر انسان رو بيان مي كنه و آدمو با ميلي كنجكاوانه به يافتن ردي از عشق به خريدنش ترغيب مي كنه.

wws
25-06-2010, 17:39
رفیق اعلی


کریستیان بوبن
پیروز سیار


فرانسوا آسیزی معروف به فرانچسکوی قدیس از معروفترین روحانیان دنیا و بنیانگذار فرقه ای روحانی-عاطفی است که از از رابطه عاطفي مادر و فرزند الهام گرفته است و عاطفه مادرانه را سرچشمه تقدس مي داند . فرانچسکو به خاطر عقایدش خانواده مرفه خود را ترک کرد و عمرش را در انزوا، وقف خدمت به بيماران جذامي در جذامخانه مي كند كه اين شرايط باعث تحول روحي و سير معنوي در او مي شود .
کتاب گذری کوتاه بر زندگی فرانچسکو و سیر تحول معنوی او و نیایش های وی می باشد . قسمت اول کتاب که زندگی فرانچسکو هست و قسمت اخر که پاسخ نویسنده به سوال "چه چیز به زندگی شما معنا می دهد ؟" قشنگند . نیایش ها هم بعضی جاهاش قشنگه
" تنها تو از شرمساریم و از اهانت هایی که بر من رفته است ، آگهی
دشنام هایی که بر من داده اد و خجلتم را می دانی
خیل ناسزاگویانم را می بینی
دلم را که از فرط تحقیر شکسته است می بینی
در انتظار همدردیم و کس عنایت نمی کند
در پی تسلی دهنده ام و کس نمی یابم . "
اما قسمت سومش با عنوان چهره دیگر را دوست نداشتم .
این کتاب را نقطه اوج هنر بوبن و نشان دهنده عقاید و طرز فکر او می دانند که با استقبال خوبی هم در همه جای دنیا رو به رو شده .

يكي ديگه از كتاباي بوبن كه وقتي مي خونيش حضور غم و شادي رو هم زما در قلبت احساس مي كني و لحظه ها در سكوت به لمس جملات ساده اما اثر گذارش در ذهن مي نشيني كتاب فراتر از بودن اوست....بخشي از متن اين كتاب رو با هم مي خونيم:
به خود مي گويم كه تو اينجا هستي ، دو متر زير پاي من، شايد هم سه متر. آنچه را فكر مي كنم باور ندارم و ناگهان وقتي رويم را بر مي گردانم تازه تو را مي بينم. در دامنه و وسعت چشم انداز ، در زيبايي بي نظير زمين و آسمان. تو در پهناي افق هستي. من وقتي پشت ام را به آرامگاه ات مي كنم تو را مي بينم.
تو ديگر هرگز برف را نخواهي ديد، تو هرگز سوسن ها را نخواهي ديد، تو ديگر هرگز آفتاب را نخواهي ديد، تو به برف ، به سوسن ،به آفتاب بدل شده اي. من از بازيافتن تو در آن ها شاد و غمگينم.

به نظر من ما انسان‌ها بر روی کره‌ی زمین زندگی نمي‌کنیم، بلکه سرزمین واقعی ما، قلب کسانی است که به آن‌ها علاقه داریم.

ما نمی‌توانیم کسی را دوست بداریم، بی‌این که بی‌اختیار بخواهیم او را در قلب خود جای دهیم، حال آن که بودن، یعنی هدیه دادن قلب‌مان به آن‌ها که دوست‌شان داریم، بی آن که آن‌ها را به سوی خود فرا خوانیم: پس چگونه می‌توان قلبی را تا ابد هدیه کرد؟


اگر فقط دو کلمه برای توصیف تو در اختیار داشتم، این دو کلمه را انتخاب می کردم: « دل خراشیده و شاد » و اگر فقط یک کلمه در اختیار داشتم، آنی را انتخاب می کردم که این دو کلمه را با هم در بر داشته باشد: « دوست داشتنی » این کلمه خیلی به تو می آید، درست مانند روسری های ابریشمی آبی که به دور گردن ات می بستی یا مانند خنده چشم هایت وقتی کسی آزارت می داد.



كريستين بوبن ـ از كتاب فرا تر از بودن ـ

و همچنين خوندن كتاب ديگري از بوبن به نام حضور ناب رو پيشنهاد مي كنم...اونقدر اين كتاب زيباست كه دوست ندارم با چند جمله ازش بگذرم و لمس جملات زيباشو به خود شما مي سپارم

---------- Post added at 05:39 PM ---------- Previous post was at 05:38 PM ----------


رفیق اعلی


کریستیان بوبن
پیروز سیار


فرانسوا آسیزی معروف به فرانچسکوی قدیس از معروفترین روحانیان دنیا و بنیانگذار فرقه ای روحانی-عاطفی است که از از رابطه عاطفي مادر و فرزند الهام گرفته است و عاطفه مادرانه را سرچشمه تقدس مي داند . فرانچسکو به خاطر عقایدش خانواده مرفه خود را ترک کرد و عمرش را در انزوا، وقف خدمت به بيماران جذامي در جذامخانه مي كند كه اين شرايط باعث تحول روحي و سير معنوي در او مي شود .
کتاب گذری کوتاه بر زندگی فرانچسکو و سیر تحول معنوی او و نیایش های وی می باشد . قسمت اول کتاب که زندگی فرانچسکو هست و قسمت اخر که پاسخ نویسنده به سوال "چه چیز به زندگی شما معنا می دهد ؟" قشنگند . نیایش ها هم بعضی جاهاش قشنگه
" تنها تو از شرمساریم و از اهانت هایی که بر من رفته است ، آگهی
دشنام هایی که بر من داده اد و خجلتم را می دانی
خیل ناسزاگویانم را می بینی
دلم را که از فرط تحقیر شکسته است می بینی
در انتظار همدردیم و کس عنایت نمی کند
در پی تسلی دهنده ام و کس نمی یابم . "
اما قسمت سومش با عنوان چهره دیگر را دوست نداشتم .
این کتاب را نقطه اوج هنر بوبن و نشان دهنده عقاید و طرز فکر او می دانند که با استقبال خوبی هم در همه جای دنیا رو به رو شده .

يكي ديگه از كتاباي بوبن كه وقتي مي خونيش حضور غم و شادي رو هم زما در قلبت احساس مي كني و لحظه ها در سكوت به لمس جملات ساده اما اثر گذارش در ذهن مي نشيني كتاب فراتر از بودن اوست....بخشي از متن اين كتاب رو با هم مي خونيم:
به خود مي گويم كه تو اينجا هستي ، دو متر زير پاي من، شايد هم سه متر. آنچه را فكر مي كنم باور ندارم و ناگهان وقتي رويم را بر مي گردانم تازه تو را مي بينم. در دامنه و وسعت چشم انداز ، در زيبايي بي نظير زمين و آسمان. تو در پهناي افق هستي. من وقتي پشت ام را به آرامگاه ات مي كنم تو را مي بينم.
تو ديگر هرگز برف را نخواهي ديد، تو هرگز سوسن ها را نخواهي ديد، تو ديگر هرگز آفتاب را نخواهي ديد، تو به برف ، به سوسن ،به آفتاب بدل شده اي. من از بازيافتن تو در آن ها شاد و غمگينم.

به نظر من ما انسان‌ها بر روی کره‌ی زمین زندگی نمي‌کنیم، بلکه سرزمین واقعی ما، قلب کسانی است که به آن‌ها علاقه داریم.

ما نمی‌توانیم کسی را دوست بداریم، بی‌این که بی‌اختیار بخواهیم او را در قلب خود جای دهیم، حال آن که بودن، یعنی هدیه دادن قلب‌مان به آن‌ها که دوست‌شان داریم، بی آن که آن‌ها را به سوی خود فرا خوانیم: پس چگونه می‌توان قلبی را تا ابد هدیه کرد؟


اگر فقط دو کلمه برای توصیف تو در اختیار داشتم، این دو کلمه را انتخاب می کردم: « دل خراشیده و شاد » و اگر فقط یک کلمه در اختیار داشتم، آنی را انتخاب می کردم که این دو کلمه را با هم در بر داشته باشد: « دوست داشتنی » این کلمه خیلی به تو می آید، درست مانند روسری های ابریشمی آبی که به دور گردن ات می بستی یا مانند خنده چشم هایت وقتی کسی آزارت می داد.



كريستين بوبن ـ از كتاب فرا تر از بودن ـ

و همچنين خوندن كتاب ديگري از بوبن به نام حضور ناب رو پيشنهاد مي كنم...اونقدر اين كتاب زيباست كه دوست ندارم با چند جمله ازش بگذرم و لمس جملات زيباشو به خود شما مي سپارم

amir 69
01-07-2010, 23:10
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
احمق! ما مرده ایم؛
رسول یونان؛
نشر مشکی.

یه مینی مال دوست داشتنی. فقط خیلی مینی بود
که من نصفش رو همونجا خوندم بقیه شم توی نصفِ راه: دی

" من نمی تونم باور کنم. فکر می کنم همه اش خواب می بینم.
آخر چه طور ممکن است؟ مگر می شود از دیوار عبور کرد،
یا از آب گذشت و خیس نشد؟! ما تمام این کارها را کردیم،
حتی از کوه هم پرت شدیم و خراشی برنداشتیم.
- احمق! ما مرده ایم."



+

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

صد آساناک؛
گزیده ترانه های ترکی قشقایی
رسول یونان؛
نشر مشکی.

آساناک ترکیبی از آس و آنا ست به معنای دخترکی است که مادرش اهل قبیله آس است.
کسی که چنین مادری دارد زیبای ایل و سرزمین به حساب می آید. آساناک از نظر قالب و
شکل شبیه دو بیتی است و تنها تفاوت اش با دو بیتی در وزن آن است. یعنی به جای وزن
عروضی دوبیتی وزن هجایی دارد و هر مصرع آن از 7 هجا تشکیل می شود. و موضوع اش
حول محور عشق، کوچ، جدایی و زندگی می چرخد. آساناک ها دوبیتی های شور انگیزی
هستند که رابطه ی نزدیکی با موسیقی فولکوریک دارند و متعلق به عامه ی مردم اند.
این دوبیتی ها از قلب ها جوشیده اند و از همین رو می توانند در قلب ها بنشینند.

» به نظر من یک جورهایی شبیه هایکو است. به من که زیاد نچسبید.
هایکو دوست داشتنی تر تره! ولی انصافا بعضیاش خیلی قشنگه!:>

" یار را فرستادم
برای شخم زدن.
می ترسم آفتاب او را بسوزاند
پروردگارا!
ابری بفرست
تا آفتاب را بپوشاند و
سایه ای بگسترد! "

b@ran
04-07-2010, 18:44
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

سه کتاب(مثل همه عصرها، طعم گس خرمالو، یک روز مانده به عید پاک)
زویا پیرزاد
(نشر مرکز)

مجموعه ای از -فکر کنم- همه داستان کوتاه های خانم پیرزاد باشه .
خب من نثر نویسند رو دوست دارم ، معمولا شخصیت همه داستان ها خانم ها هستند و خب اینکه نویسنده واقعا قادر در قالب داستان کوتاه حس شخصیت ها رو به زیبا یی بیان کنه و ...حداقلش من این رو در نویسنده های زن ایرانی داستان کوتاه نویس(چی شد!) ندیدم و خانم پیرزاد خب خیلی خوبن:-دی

amir 69
04-07-2010, 23:11
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

در رؤیای بابل؛
ریچارد بریتیگان؛
پیام یزدانجو،
نشر چشمه.

"به گمانم من
از جمله به این دلیل
هرگز کارآگاه خصوصی قابلی نشدم
که بیش از حد
در رویای بابل بودم. "

داستان یک کارآگاه خصوصی ناکام که مجبور است آرزوهایش را در رویاهایش دنبال کند.
اولین باری که به بابل رفت وقتی بود که میخواست به عضویت تیم بیسبال در بیاید.
توپ که صورتش میخورد در بابل بیدار می شود. در رویای بابل! البته داستان در زمان
کسادی بازار قهرمان بابل می گذرد؛ بعد از مدت ها یک مشتری برایش پیدا شده که..

ریچارد بریتیگان را به گمانم بیشتر با شعرهایش می شناسیم.
آدم فوق العاده ای است این مرد. اصلا قیافه اش گر و گر کلاس نویسندگی می ریزد(: دی)
خیلی شوکه شدم که فهمیدم خودش را با شلیک گلوله ی تپانچه خلاص کرد!

Vahid_1990
06-07-2010, 18:39
پله پله تا ملاقات خدا

این کتاب رو حتما همه اسم اونو شنیدین.خیلی ها هم ممکنه اونو خونده باشن.
در این کتاب زندگی نامه مولانا از کودکی تا پیری مرور میشه.واقعا کتاب خیلی عالی و مفیدی هستش. موقعی که من اونو می خواستم بخونم فکر نمی کردم این قدر منو جذب کنه. وقتی این کتاب رو آدم می خونه حس می کنه داره در دوران موالانا زندگی می کنه!
تک تک اتفاق هایی مهمی که برای مولانا اتفاق افتاده در این کتاب وجود داره. در مورد شمس هم مطالب خوبی در این کتاب نوشته شده که تا حدودی خواننده رو با شخصیت شمس آشنا می کنه.
من به شخصه کتابی کاملتر از این کتاب در مورد زندگی نامه مولانا ندیدم.به همه این کتاب رو توصیه می کنم. حتما برای شما اندازه یک رمان جذاب خواهد بود چون نویسنده کتاب خیلی خوب در مورد زندگی مولانا توضیح میده.
این کتاب دارای 10 بخش هست:
1-بهاء ولد و خداوندگار
2-هجرت یا فرار
3-لالای پیر در قونیه
4-طلوع شمس
5-غیبت بی بازگشت
6-رقص در بازار
7-حسام الدین و قصه مثنوی
8-عبور به ماوراء شعر
9-از مقامات تبتل تا فنا
10-سالهای پایان

من برای بار دوم می خوام شروع کنم اونو بخونم چون مولانا رو خیلی دوس دارم و این کتاب هم به بهترین شکل در مورد زندگی اون توضیح میده...

amir 69
07-07-2010, 22:15
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مرگ در می زند ؛
وودی آلن،
حسین یعقوبی؛
نشر چشمه.
از آن طنزهای خاص وودی آلنی که به من می چسبد.
البته بعضی جاها یه کم کسل کننده هم بود.
در نقش سقراط خیلی برام شیرین بود.


پشت کتاب؛

" مرگ یه چیز نمادین از نبودنه و همونطور که خودتون می دونین چیی که نباشه
نمی تونه وجود داشته باشه... بنابراین مرگ وجود نداره و فقط یه توهمه "

ودی آلن نویسنده، بازیگر، کارگران و آهنگ ساز آمریکایی متولد 1935 نیویورک.
او در دهه هفتاد ضمن فعالیت در عرصه ی سینما، برای مطبوعات نیز مطالب
طنز می نوشت. که مجموعه ی این نوشته ها در سه کتاب " تسویه حساب" ،
" بی بال و پر "و " و عوارض جانبی" گرد آوری و منتشر شده است.
"مرگ در می زند " گزیده ای از داستان ها، مقالات و نمایشنامه های طنز این سه
کتاب است. و گواهی بر قریحه سرشار و طنز خاص و منحصر به فرد آلن دارد.


+

نمایشنامه ی مرگ در می زند؛

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

داستان کنت دراکولا؛

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

farzan311
12-07-2010, 00:23
جای کتاب های نوجوان و جوان خالیه من یه چند تا میگم
اولییش
مجموعه پادشاهی کهن اثر گارت نیکس من جلد 3 هری پاتر بودم که وقتی 70 صفحه این کتاب اول این مجموغه رو خوندم واقعا هری پاتر به نظرم خیلی ضعیف میومد اگه میتونستن فیلم این اثر رو درست کنن همه عاشقش میشدن
فعلا سه تا کتاب از این مجموعه چاب شده که به ترتیب سابریل لیراییل و ابهورسن هستن
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
دومین کتاب هم مجموعه ی دریای زمین اثر ارسولاک لوژوان بود که سه ماه طول کشید همشو بخونم و سردرد گرفتم تا تموم شد داستان بسیار طولانی و البته یکم سنگین بود برا اون موقع که من خوندمش
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

amir 69
18-07-2010, 15:57
داستان خرس های پاندا
به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد؛
ماتئی ویسنی یک؛
تینوش نظم جو.
نشرماه ریز.

نمایشنامه ای فوق العاده دوست داشتنی.
نمایشنامه را مرد و زنی پیش می برند که در پرده ی نخست مرد در یک موقعیت عجیب قرار می گیرد؛
صبح که بیدار می شود زنی را در کنار خود می بیند که نمی شناسد..
بعد از گفتگویی ، قول می گیرد که زن نه شب دیگر او را همراهی کند..
و تا نه شب داستان پیش می رود و به صبح می رسد..

حجم کم کتاب و حاشیه نرفتن های نویسنده لذت خواندن را چند برابر می کند..

» جلد کتاب صورتی است. متاسفانه چیزی یافت نشد: |

farryad
20-07-2010, 16:47
سنگ صبور
صادق چوبک



یکی از رمانهای معروف ایرانی از نویسنده ای بزرگ که بعضی اونو هم پایه صادق هدایت میدونن.

چوبک نویسنده ای هست که بسیار عریان مینویسه و تمام پلشتی ها و خرافات و حماقت ها رو به شکلی برجسته نشون میده
به همین دلیل اونو یه ناتورالیست میدونن. یه مثال معروف هست که میگه یه رئالیست به یه بیل میگه: "بیل" ولی یه ناتورالیست به یه بیل میگه: "کج بیل کهنه ی لعنتی!"

ویژگی دیگه نثر فوق العاده چوبک هست که به خاطر آشنایی اون با زبون کوچه و بازاره. رمان با دو لهجه ی بوشهری (زادگاه چوبک) و شیرازی (جایی که مدتی در اون زندگی کرده) نوشته شده.

رمان به صورت "تک گویی درونی" از زبان شخصیت های داستان بیان میشه.البته دو فصل پایانی هم به صورت نمایشنامه نوشته شده.(شاید قسمت ضعیف رمان همین جا باشه)

با توجه به عریان گویی در این رمان این کتاب مطمئنا در وضعیت کنونی چاپ نخواهد شد مگر شانس بیارید از کتابخونه ها نسخه های قبل انقلاب رو گیر بیارید. البته خوشبختانه نسخه e-book در نت موجوده.

قسمتی از کتاب:( بوشهری بخوانید)

اگه من بکشت میگن قضا قدر این طور خواسه بود که احمد آقا بکشدش. اگه ولت کنم خودت نفله بشی، اون وخت میگن اگه هزار لشگر دور و ورش بود که بکشدش، چون خدا خودش نخواس نتونسن کاریش بکنن. هر کاری سرت بیاد میگن خدا خواسه بود. مسخرس! همه چی رو اتفاقه، وجود مام رو اتفاقه. من میتونستم باشم یا نباشم اگه دو نفر زیر لحاف به هم نچسبیده بودن الان دیگه احمد آقایی وجود نداشت.

farryad
13-08-2010, 23:18
یادداشتهای یک دیوانه
نیکلای گوگول / خشایار دیهیمی

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

یکی از بهترین یا شاید هم بهترین کتابی که خوندم.
گوگول پدر داستان نویسی مدرن روسیه و یکی از پایه گذاران ادبیات انتقادی.
طنز بی پرده و دوست داشتنی گوگول در این مجموع داستان برای من چیزی فراتر از تصور بود

مخصوصا داستان "دماغ" که چیزی فراتر از عالی و فوق العاده بود.
"شنل" " ماجرای نزاع ایوان............" و خود " یاداشت های........" واقعا همه عالی و بسیار مدرن و باعث حیرت بود.
البته از ترجمه زیبای دیهیمی به سادگی نباید گذشت.

amir 69
14-08-2010, 00:11
زندگی گالیله
برتولت برشت
ترجمه ی عبدالرحیم احمدی
نشر نیلوفر

برتولت برشت نمایشنامه نویس آلمانی که سارتر او را بزرگ ترین نمایشنامه نویس معاصر می داند.
و چه کسی جز او شایسته ی این عنوان است ؟
برشت در نمایشنامه هایش میخواهد ما را به دیدن چیزهایی پشت حوادث معمولی ببرد.
او خودش اکثر نمایشنامه هایش را کارگردانی کرد و تا چهار روز قبل از مرگش هم صحنه را ترک نکرد.

زندگی گالیله بخشی از زندگی گالیله فیزیکدان و منجم و ریاضی دان ایتالیایی را به تصویر میکشد.
با اینکه من به عنوان خواننده تمام مدت انتظار این رو دارم که به اعتراف تاریخی گالیله برسم
اما برشت خیلی خوب این عطش رو تا اون موقع برطرف می کنه.

+

از برشت کتاب کوتاه سقراط زخمی هم را خواندم.
داستان فیلسوف معروف یونانی که در جنگ با ایران شرکت می کند
و در همان ابتدا پا به فرار می گذارد. اما در حین فرار خاری در پایش می رود و.....

+
مجموعه داستان های فلسفی اثر دیگری از این نویسنده است که نشر مشکی اون رو به چاپ رسونده.

amir 69
15-08-2010, 16:37
بوف کور
صادق هدایت
چاپ امیرکبیر 1331
؛
بار اولی که بوف کور رو خوندم فقط یه داستان سورئالیسم رو فهمیدم
که رو دور تکرار افتاده. یه دور سیاه و ناکام.

برای من قبل از خواندن " داستان یک روح " که شرح و تفسیر بوف کور است با بعد از خواندنش، بوف کور زمین تا آسمان فرقش است.
با اینکه همیشه نظرم این بوده که تفسیر کننده ها همه چیز را به هم ربط می دهند و می گفتم که نویسنده وقتی آن را می نوشته
اصلا به آن فکر نمی کرده- حداقل این طور فکر نمی کرده - اما خواندن داستان یک روح شیرینی خاصی داشت. بوف کور را دوست داشتنی کرد..

داستان بوف کور؛
همان ابتدا با مردی روبرو می شویم که می خواهد خودش را به سایه اش بنماید.
و از تجربه ای که بر او گذشته می نویسد.
کتاب دو بخش دارد. یک بخشی که حالت عرفانی دارد و بخش دوم که زمینی ست.
اما در واقع زمان بخش دوم قبل از بخش اول اتفاق می افتد.
آن مرد ابتدا از حال خودش می نویسد و در بخش دوم روایت را نقل می کند از گذشته تا زمان حال.
وارد جزئیات نمی شوم نباید داستان لـو برود: دی

شاهکار است. اما ترسناک نه. می توانستم زودتر از اینها بخوانمش.

amir 69
16-08-2010, 12:56
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کـمال تعجب!!!

عمران صلاحی
به انتخاب یاشار صلاحی



از یادداشت ابتدای کتاب می خوانیم :



«خاطرات کمال تعجب» نام ستونی در روزنامه ی آسیا بود که در آن عمران صلاحی

خاطرات طنزآمیز خود را از دوستان اهل ادبیات با نام مستعار کمال تعجب می نوشت.

عمران صلاحی به پشتوانه ی چهل – پنجاه سال فعالیت مطبوعاتی، در هر شماره
چهار – پنج خط اط خاطرات خود با هنرمندان و دوستان اهل قلم نقل کرد تا این قطعات
کوتاه و طنزآمیز نشان دهنده ی تکه هایی از تاریخ ادبیات معاصر ایران باشند.
این قطعات که اغلب در قالب خاطره نوشته شده اند، با نثر خاص او از یک خاطره نویسی
معمولی خارج شده و به لطیفه هایی نزدیک می شوند که تاریخ مصرف ندارند
و می توان همیشه از خواندن آنها لذت برد.



عمران صلاحی در همین مجموعه گفته است :

«می توان این خاطره ها را به سه بخش تقسیم کرد:

دیده ها، شنیده ها و خوانده ها.
کمال تعجب خیلی از این افراد را از نزدیک دیده و شاهد ماجرا بوده،
بعضی از ماجراها را از این و آن شنیده و بعضی را هم در کتاب ها و نشریات خوانده است.»



خواندنش لذت بخش است. خاطره های کسانی که جور دیگر می شناسیم و دوست داریم شان.

farryad
16-08-2010, 14:34
شازده احتجاب
هوشنگ گلشیری
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

بهترین رمان گلشیری یکی از بزرگان ادبیات داستانی ایران و بقول خودش نهنگ داستان نویسی ایران

شازده احتجاب رمانی ست که از لحاظ تکنیک بسیار قوی و پختست.
رمان در روش جریان سیال ذهن نوشته شده واز نکات جالب عوض شدن مداوم راوی در طول رمان میباشد.گاهی در یک پاراگراف چند بار راوی عوض میشه.از دانای کل به اول شخص

محتوای رمان راجع به فروپاشی یک خاندانِ اشرافیست.

اما راجع به خود گلشیری زیاد میشه حرف زد
یکی از بزرگترین خدمات او کارگاه های داستان او بود که تعداد زیادی نویسنده پرورش داد که بعضی از اونها بهترین های داستان نویسی معاصر هستند مثل: عباس معروفی، حسین سناپور، ابوتراب خسروی، آبکنار و....

amir 69
18-08-2010, 01:12
سرزمین گوجه های سبز؛
هرتا مولر؛
برنده ی جایزه ی نوبل 2009

ترزا گفت : اون از جون شماها چی میخواد ؟
من گفتم : ترس.

ما مجبوریم بترسیم،
ما مجبوریم ناامید باشیم.
ما مجبوریم بمیریم.
اینجا سرزمین گوجه های سبز است.
جسد آویزان لولا در گنجه ی اتاق پیدا میشود.
و داستان با دوستی ادگار ، کورت، گئورت و من پیش می رود.
در چهره ی همشان ولایتی ساده ای پیداست که درخت توتی به دوش می کشند.
آنها دور از روستایشان کار میکنند..
صفحه های اول خوندن کتاب سخته. شاید چون من داستان های روون تر می خوندم.
اما راه که افتادی.. در سیاهی و ناامید و ترس فرو می روی...
ان قدر که وقتی کتاب را زمین می گذاری و دوباره برداری ش، می ترسی که کسی نباشد..
جرئت نمی کنی کتاب را زمین بگذاری..

سیاه و دوست داشتنی..

sarah313
18-08-2010, 10:52
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] %D0%B0%D1%80%D0%B3%D0%B0%D1%80%D0%B8%D1%82%D0%B0_% 28%D0%BF%D0%BE%D1%81%D1%82%D0%B0%D0%BD%D0%BE%D0%B2 %D0%BA%D0%B0_%D1%82%D0%B5%D0%B0%D1%82%D1%80%D0%B0_ %D0%90%D1%80%D0%B1%D0%B0%D1%82%29.JPG/200px-%D0%9C%D0%B0%D1%81%D1%82%D0%B5%D1%80_%D0%B8_%D0%9C %D0%B0%D1%80%D0%B3%D0%B0%D1%80%D0%B8%D1%82%D0%B0_% 28%D0%BF%D0%BE%D1%81%D1%82%D0%B0%D0%BD%D0%BE%D0%B2 %D0%BA%D0%B0_%D1%82%D0%B5%D0%B0%D1%82%D1%80%D0%B0_ %D0%90%D1%80%D0%B1%D0%B0%D1%82%29.JPG


مرشد و مارگاریتا[Master I Margarita].رمانی از میخائیل بولگاکف (1)(1891- 1940)، نویسنده روس. این اثر از 1928 تا 1940 نوشته شد و در سال 1966-1967 انتشار یافت. مرشد و مارگاریتا شاهکار بولگاکوف و یکی از متنهای مهم ادبیات جهان در قرن بیستم است. شیطان، که در سالهای 1930 در ظاهر وولاند(2)،‌ معلم آلمانی و متخصص جادوی سیاه،‌ به مسکو آمده است،‌ خود را به برلیوز(3) و بیزدومنی(4)، ادبایی که نه به خدا معتقدند و نه به شیطان، می‌نمایاند. طی مکالمه‌ای بر یک نیمکت، شیطان- وولاند به آنها تأکید می‌کند که در اشتباه‌اند: لحن بیگانه‌اش محو می‌شود و به جادوی کلام مخاطبان خود را به پیش پونتیوس پیلاتوس(5)،‌ پنجمین والی یهودا می‌برد، که در آن لحظه قصد دارد حکم مرگ یوشع، پیش‌گوی سرگردان، را تصویب کند که اصل و نسب نامعلومی دارد و به ایراد سخنان خرابکارانه در مورد قدرت دولت و فراخواندن مردم به تخریب معبد متهم شده است. یوشع اظهار می‌دارد که قلمرو حقیقت و عدالت پدیدار خواهد شد؛ جایی که هیچ قدرتی ضرورت نخواهد داشت، زیرا که قدرت همیشه خشونتی تحمیل شده بر انسان است. وولاند در این وقت «هفتمین دلیل» وجود خداوند را به آن نویسندگان واخورده نشان می‌دهد: پیش‌گوییهای او تحقق می‌یابد. در واقع، برلیوز بر روی روغنی سر می‌خورد که زنی به نام آنوشکا بر زمین ریخته است و سرش در برخورد با تراموایی که دختری از جوانان کمونیست هدایت می‌کند قطع می‌شود و...

sarah313
18-08-2010, 11:03
مرشد و مارگاریتا[Master I Margarita].رمانی از میخائیل بولگاکف (1)(1891- 1940)، نویسنده روس. این اثر از 1928 تا 1940 نوشته شد و در سال 1966-1967 انتشار یافت. مرشد و مارگاریتا شاهکار بولگاکوف و یکی از متنهای مهم ادبیات جهان در قرن بیستم است. شیطان، که در سالهای 1930 در ظاهر وولاند(2)،‌ معلم آلمانی و متخصص جادوی سیاه،‌ به مسکو آمده است،‌ خود را به برلیوز(3) و بیزدومنی(4)، ادبایی که نه به خدا معتقدند و نه به شیطان، می‌نمایاند. طی مکالمه‌ای بر یک نیمکت، شیطان- وولاند به آنها تأکید می‌کند که در اشتباه‌اند: لحن بیگانه‌اش محو می‌شود و به جادوی کلام مخاطبان خود را به پیش پونتیوس پیلاتوس(5)،‌ پنجمین والی یهودا می‌برد، که در آن لحظه قصد دارد حکم مرگ یوشع، پیش‌گوی سرگردان، را تصویب کند که اصل و نسب نامعلومی دارد و به ایراد سخنان خرابکارانه در مورد قدرت دولت و فراخواندن مردم به تخریب معبد متهم شده است. یوشع اظهار می‌دارد که قلمرو حقیقت و عدالت پدیدار خواهد شد؛ جایی که هیچ قدرتی ضرورت نخواهد داشت، زیرا که قدرت همیشه خشونتی تحمیل شده بر انسان است. وولاند در این وقت «هفتمین دلیل» وجود خداوند را به آن نویسندگان واخورده نشان می‌دهد: پیش‌گوییهای او تحقق می‌یابد. در واقع، برلیوز بر روی روغنی سر می‌خورد که زنی به نام آنوشکا بر زمین ریخته است و سرش در برخورد با تراموایی که دختری از جوانان کمونیست هدایت می‌کند قطع می‌شود و...

بر مبنای یک نظرسنجی «مرشد و مارگریتا» شاهکار میخاییل بولگاکوف به عنوان محبوب‌ترین اثر ادبی روس‌ها انتخاب شد.

به گزارش ایبنا به نقل راشا اینفوسنتر، بر مبنای یک نظرسنجی که اخیرا در روسیه انجام شده، مردم از مرشد و مارگریتا به عنوان محبوب‌ترین اثر ادبی‌شان نام بردند.

در این نظرسنجی «جنگ و صلح» اثر لئو تولستوی در مقام دوم و «جنایات و مکافات» اثر فئودور داستایوفسکی در رتبه سوم قرار گرفتند.

در این نظرسنجی آثار کلاسیک دیگری چون «اوژن اونیگین»، «ارواح مرده»، «قهرمان عصر ما» و «آنا کارنینا» در کنار آثار متاخرتری چون «دکتر ژیواگو»، «لولیتا»، «سربازان خوب»، «سه مرد در یک قایق» و «رابینسون کروزوئه» جای گرفته‌اند.

این نظرسنجی از سوی موسسه «سوپر جاب» در میان 3 هزار نفر از مردم روسیه در مناطق مختلف این کشور انجام شد و از این میان 16 درصد مرشد و مارگریتا را برگزیدند. این در حالی است که 7 درصد به جنگ و صلح و 3 درصد به جنایات و مکافات رای دادند.

farryad
18-08-2010, 14:25
کلیسای جامع
ریموند کارور

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

"من شاهد زندگی شکست خورده ها هستم" ریموند کارور

هوم... بسی حال نمودیم: دی
برگزیده داستان های کوتاه کارور از سه کتاب او.
آدمهای قصه های کارور همگی با مشکلاتی دست به گریبانند که علی رغم تلاششون شکت خورده هستند.

کارور رو یکی از بزرگان داستان مینیمال میدونن. داستانها بدون هیچ حرف اضافه ای شروع و به پایان میرسه.
البته این بر میگرده به زندگی سخت خود کارور؛ در هیجده سالگی ازدواج کرده و در بیست سالگی صاحب دو فرزند شده و هر شغلی که فکرش رو بکننین داشته از چوب بری تا دربانی در ضمن گرفتار الکل ه بوده.
از داستانهای" هیچ کس حرفی نزد" " مگر آلاسکا چه خبر است" " وقتی از عشق حرف میزنیم از چه حرف میزنیم" این همه آب و این قدر نزدیک به خانه" و چندتای دیگه که اسمشون یادم نیست خیلی خوشم اومد.

اگه از فضاهای سرد خوشتون میاد حتما بخونید.

Lady Negar
21-08-2010, 09:37
The big O meets the missin piece
ملاقات قطعه ي گمشده با O كله گنده
اثر شل سيلور استاين
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

شايد اگه بخوام خلاصه اي از كتابو بنويسم بشه اندازه ي هموم4تا صفحه ي داستان كتاب.
پس ترجيح ميدم براي اينكه حق مطلبو به خوبي ادا كنم برم سراغ لايه هاي زيرين داستان...
اين داستان گويا نوشته شده براي همه ي اونايي كه ميخوان به كمال برسن...و شل سيلور استاين هم مثل هميشه از زبون بچگونه و بازي بهترين نتيجه و درسو به ما بده...هنرش تو همينه!!
اين كتاب شايد فقط 10دقيقه مختصر وقت خوندن بگيره ولي بايد بگم تا مدتها ذهنتو مشغول ميكنه!!
داستان،داستان تيكه اي گمشده هست كه بدنبال جاي خودش ميگيرده...دنبال مكمل خودش...تا بتونه بغلته(تفسير رسيدن به مطلوب و كمال)اما همه چيز به اينجا ختم نميشه و شل سيلور به زيبايي تمام موانعي رو جلوي پاي قطعه ي گمشده قرار ميده...كه همه ي اون موانع تفسير زيبايي رو دربردارند...
درنهايت قطعه O بزرگ و بي كم كاستي رو ميبينه و نقطه عطف داستان همين جاست...
O بزرگ بدون احتياج به مكمل و مددي آزادانه غلط ميخورد...اما چگونه؟؟چرا O بزرگ هيچ قطعه ي گمشده اي ندارد!!!
حتما اين كتابو بخونيد!:31:

karin
04-09-2010, 23:14
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


کلا کتاب نچسبی بود. کتاب سرگذشت زن میانسالی رو روایت می کنه در زمان جنگ جهانی دوم به شیوه روایی سوم شخص. انگار نوسنده یک محققه (چندین بار خودش این رو در کتاب بیان میکنه) و با تحقیقات و سوالات خودش از اطرافیان این فرد قصد در کشف زندگی او دارد.
سبک روایی داستان شدیدا نچسبه. انگار دارید یک گزارش میخونید فقط در 500 صفحه!
باید اعتراف کنم اولاشو کامل میخوندم اما کم کم یه خط در میون خوندم تا فقط تموم بشه
از هانریش بل عقاید یک دلقک رو خونده بودم و شدیدا دوستش میداشتم و همین باعث شد این کتابشو بخرم که شدیدا ناامیدم کرد.

جالب اینکه این کتاب رو برجسته ترین اثر هانریش بل دونسته اند و به خاطرش نوبل ادبی هم گرفته!

در کل پیشنهاد نمی کنم. فقط اسم کتاب قشنگه ...

knight 07
10-09-2010, 18:00
سه تفنگدار
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نویسنده:الکساند دوما
من تازه رمان سه تفنگدارو خوندم،این رمان قهرمانی‌ها و دلاوری‌های سه تن از تفنگداران لویی سیزدهم به نامهای آتوس، پورتوس، آرامیس و همچنین جوانی دلیر و باهوش به نام دارتن‌یان که جز تفنگداران سلطنتی می‌شود را روایت می‌کنه. این چهار با هم پیمان دوستی بستند و در همه مهالک و مخاطرات با یکدیگر بودند. الکسندر دوما در این رمان اشخاص، زندگی و تاریخ قسمتی کوچک از تاریخ فرانسه را با مهارتی خاص به خوانندگان نشان می ‌ده،یک نقطه تمایزی که این رمان با بیشتر رمانهای دیگر داره اینه که واقعا بسیار نزدیک به واقعیته.پیشنهاد میکنم که حتما بخونیدش:46:
امتیاز من به این رمان:9 از10

pooryak
11-09-2010, 01:38
کار از کار گذشت
ژان پل سارتر
ترجمه ی حسین کسمایی
یک داستان جالب از سارتر نویسنده اگزیستنسیالیسم درباره دو نفره که میمیرن و بعد اون دنیا هم و میبینن راستش کتاب کم حجم توضیح بیشتر بدم لووس میشه درکل کتاب جالبی بود
8از 10

Gam3r
13-09-2010, 23:14
آرتميس فاول Artemis Fowl

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نام كتاب:آرتميس فاول
نام نويسنده:اُاين‌ كالفر
ناشر: نشر افق
تعداد جلد : 6 جلد برگردان شده به فارسي

آرتِميس فاول، نامِ پسركِ دوازده‌ساله و البته نابغه‌اي است كه در يك خاندانِ اشرافي به دنيا آمده است، اما آن‌قدرها خاندانِ شرافتمندي نيستند، كه هيچ؛ همه‌شان نسل بعدِ نسل تبهكار و آب‌زيرِكاه هستند. ولي فرقِ آرتميس با بقيه در اين است كه او در كودكي پدرِ قاچاقچي‌اش را از دست داده و ثروتشان به شدت كم شده، و او كه نابغه‌تر از اجدادِ خود است قصد دارد ثروتِ خانوادگي‌شان را دوباره به دست بياورد. آرتميس فاول براي اين كار اما به عجيب‌ترين كارِ عالَم دست مي‌زند: از جن‌وپري‌ها اخاذي مي‌كند و با گروگان گرفتنِ يك افسرِ پليسِ پري‌ها، يك تُن طلا مطالبه مي‌كند! البته در اين كتاب همه‌ي جن‌ها و پري‌ها از ترسِ انسان‌ها چندهزار سالي است كه زيرِ زمين زندگي مي‌كنند و فقط هر از چندگاهي براي تقويتِ جادويِ خودشان و يا براي برگزاريِ مراسم‌هاي مخصوص‌شان به زمين مي‌آيند. جالب است كه آنها فقط در يك نقطه از زمين خيال‌شان راحت است و بدونِ دردسر رفت‌وآمد مي‌كنند؛ آن هم پاركِ ديسني‌لند است كه همان شركتِ مشهورِ سازنده‌ي كارتون ساخته و پُر از عروسك‌ها و بازيگرهاي جن و پري است و جن‌ها و پري‌هاي واقعي خودشان را به جاي آنها جا مي‌زنند! البته اين گروگان‌گيريِ ظاهرا ساده‌ي او حتا امكان دارد تمامِ زمين را درگيرِ جنگِ خانمان‌سوز بينِ آدم‌ها و جن‌ها بكند، اما او واقعا احتياج به اين پول دارد و همه‌جور خطري را مي‌پذيرد.
از مجموعه‌ي كتاب‌هاي آرتميس فاول، تا به حال سه جلدِ آن را نشرِ افق منتشر كرده است و گويا ادامه‌ي كار را هم در دست دارد. ترجمه‌ها هر چه جلوتر مي‌آيد قوي‌تر و روان‌تر و بهتر مي‌شود.
كتاب‌ها مملو از طنز و شوخي‌هايي است كه بينِ شخصيت‌ها رد و بدل مي‌شود؛ اما اين طنز از هيجان و نفس‌گير بودنِ كتاب كم نمي‌كند. در هر سه جلدِ كتاب، پايِ اجنّه هم در ميان است. ضمنا خانم رنجبر و نشر افق! لطفا بقيه‌ي كتاب‌ها سريع‌تر!


نمره ي من به اين كتاب : 10/10

farryad
21-09-2010, 20:58
چندتا رمان ایرانی خوندم

یَکُلیا و تنهایی او
تقی مدرسی
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اولین نوشته تقی مدرسی و بهترین اثر او.
خب تعریف زیاد شنیده بودم اما راضی کننده نبود.
شاید بهترین جنبه ی رمان نثر زیبا و شاعرانش بود که البته بعضی اوقات ملاتش زیادی میشد و تو ذوق میزد.
توصیفات خیلی خوب بود، داستان هم بدک نبود.
این کتاب بعد از انقلاب دیگه اجازه ی چاپ پیدا نکرد اما نسخه پی دی اف موجوده.

استخوان خوک و دستهای جذامی
مصطفی مستور
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

نه! نه! خوشم نیومد.
مستور مضامین جالبی رو برای داستانهاش انتخاب میکنه اما مشکل او در ارائه ی این مضامین در قالب داستانِ.
نثر نه چندان خوب که بعضی اوقات بیخودی شاعرانه میشه، شخصیتهای تیپیک و شعاری و مخصوصا نوع دیالوگهای که در دهان شخصیت ها میذاره خیلی بچگانست شبیه سریالهای بنجل تلویزیونی.
این کتاب در کنار " روی ماه خدا...." دو اثر برترش هست در کل روی ماه.... کمی بهتر بود.


اسفار کاتبان
ابوتراب خسروی
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


هوم... یه کار نوآورانه و جدید
داستان در سه زمان مختلف روایت میشه که برای هر زمان نثر مخصوص این دوره هم به کار گرفته شده.
خسروی احاطه ی کاملی بر ادبیات گذشته داره و در عین حال از عناصر مدرن و پست مدرن هم در داستان استفاده میکنه که واقعا جالبه.
رمان برنده جایزه مهرگان ادب هم شده.
اگه خواستید بخونید یه لغتنامه کنارتون باشه!


چندتا دیگه هم بو ولی حوصله ندارم
فقط بگم "طشت خون" از اسماعیل فصیح خیلی چرته طرفش نرید!

amir 69
24-09-2010, 15:00
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
یوزپلنگانی که با من دویده اند؛
مجموعه ی ده داستان،
بیژن نجدی.
85 صفحه

رضا قاسمی یکجایی گفت:
داستان اول این مجموعه به همه ی داستان کوتاه های هدایت می ارزد.
نجدی بیشتر شاعر بوده و ظرافت های شاعرانه ، توصیفها،.. گاهی ادم را از داستان بیرون می برد.
اما بخشهایی که مرز بین شعر و داستان را رعایت می کند، بسیار می چسبد.

پیشنهاد می شود.



مصاحبه ای از ایشون هست که در سپتامبر 1997 از رادیو فرانسه پخش شد. اين دومين و آخرين گفتگويي بود كه نجدي در طول عمر خويش و پس از دريافت جايزه قلم گردون ، تن به آن داد . سوم شهريور 76 ، بيژن نجدي بر اثر عارضه سرطان ريه دنيا را ترك كرد .

1
آقاي بيژن نجدي! معمولا اسمي را كه براي يك مجموعه داستان انتخاب ميكنند از نام يكي از برجسته ترين داستان هاي همان مجموعه مي گيرند. در مجموعه داستان شما ، هيچ يك از داستان ها نام كتاب ، يعني : يوزپلنگاني كه با من دويده اند ، را بر خود ندارد . اين اسم را چطور انتخاب كرديد ؟

نجدي : اصولا يك مقوله ايي به نام خود يوزپلنگ در طبيعت وجود دارد . يوزپلنگ يكي از حيوانات رو به انقراض طبيعته . از طرف ديگه ، يكي از دونده ترين هاش و جاه طلب ترين هاش. منتها يه جاه طلبي زيبايي در يوزپلنگ هست . الان فكر ميكنم در آفريقا فقط يكي دو تا يوزپلنگ بشه در طبيعت ديد. يه نسل رو به انقراض هست. اين از اينجاش. از اون طرف ، در طول تاريخ گاهي همچين شكلي در انسان به وجود مياد. يعني يه نسلي آرماني داره ، رويايي داره و براي رسيدن به ان رويا كه من اسمشو جاه طلبي زيبا شناسانه مي ذارم ، دقيقا از نظر من كار يوزپلنگ رو ميكنه و تاريخ ثابت كرده كه اينها هرگز به اون رويا شون نميرسند و عملا هم تاريخ ، در ايران و در سرتاسر جهان نشان داده كه همواره اين آرمان خواهان بزرگ ، يوزپلنگان جهان ، همواره مورد تهاجم ضد خودشون قرار گرفتن و عملا ميبينيم كه امروز هم در جهان رو به انقراضند. اينه كه اين وجه تسميه اش براي من انطباق داره به هر انسان ارمان خواهي كه در طول تاريج به خاطر انسان دويده...


2
اما بیژن نجدی؛ بخش پایانی همان مصاحبه:
و حالا كمي هم از خودتان و كارهاي گذشته و آينده تون بگيد؟

نجدي : قبلا خدمتتون بگم كه من به شكل غم انگيزي بيژن نجدي هستم ! 54 سالمه و بطور دقيق تصميم دارم كه تا اولين صبح قرن بيست و يكم هم زندگي بكنم. اون روز صبح ميخوام از خواب پا شم ، يه صبحانه اي بخورم، سيگاري بكشم و يه كلت رو بذارم رو پيشانيم و ماشه اش را بكشم. باري اينكه من مطمئنم كه اصولا بشر دست از خونريزيش بر نمي داره . به اطرافتون تو اروپا نگاه كنيد . واقعا تو اروپا ببينيد چه خبره ؟ مركز تمدن جهان و اصولا شرمنده از خونريزي هاي اطرافش نيست! در واقع يك همچين خستگي فلسفي اي با من هست از گذشته...اما براي اينده چه ميخواهم بكنم ؟ باور كنيد هيچ برنامه ي خاصي ندارم! يك مقدار نوشته دارم.يك مقدار قصه دارم. و اينها فكر ميكنم پروانه ـ همسرش ـ برام داره جمع ميكنه . اونها رو شايد بتونه چاپ كنه . من ديگه از اينجا به بعد رويايي ندارم . مگر اينكه پروانه بخواد از اين بابت بهش عمل كنه...

amir 69
24-09-2010, 15:14
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
دو قدم این ور خط ؛
احمد پوری

نقش اول داستان خود آقای پوری است. که دارد اشعار اخماتوا را ترجمه می کند.
اتفاقی با اورلف روبرو میشود که مدعی است اشنایی نزدیک با انا اخماتووا دارد.
ادعایی که به شوخی شبیه است. اما..
سادگی و صمیمیت نثر رو دوست داشتم. و دویست و بیست صفحه ی داستان خیلی راحت پیش میره.
از اتفاقات تاریخی هم خوب استفاده کرده.
خواندنش لذت بخش بود.

من ترجمه ی آقای پوری را از اشعار اخماتوا خوانده بودم. به گمانم این داستان هم همان موقع به سرش زد.
چیزای جالبی داشت، مثلا در روسی احمد را می گویند اخمت و انا اندریونا میگوید تو هم نام جد من هستی.
رابطه ی بین اخماتوا و برلین هم همینطور.

amir 69
26-09-2010, 00:39
سوءتفاهم
نمایشنامه
آلبر کامو
ترجمه ی جلال آل احمد

در بیگانه، اگر یادتان باشد، هم یک جایی به این داستان اشاره کرده بود:
مردی خانه اش را ترک می کند و بعدهاا که ثروتمند شد برمیگردد پیش مادر و خواهرش
که در دهکده ای مهمانخانه ای دارند. شیطنتش گل می کند؛ زنش را در مهمانخانه ی دیگری می گذارد
و خودش می رود شبی به عنوان مهمان در مهمانخانه ی خانواده اش بخوابد. مادر و خواهرش بخاطر پول او را می کشند.

ماجرای این نمایشنامه هم همین است.

من کتاب را بیشتر بخاطر نقدهایی که ازش موضوعش شده بیشتر می پسندم. وگرنه کتاب مرا ارضا نکرد.
به گمانم اگر کامو آن را سالهای بعد تر می نوشت چیز پربار تری بدست می آمد.

knight 07
26-09-2010, 16:04
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


داستان در مورد " جس کاستر" زن جوانی است که با گذشته‌ای هولناک به عنوان دادیار ارشد در شیکاگو مشغول به کار است . جس 4 ساله که از شوهر سابقش " دان شاو " که وکیلی موفق هست جدا شده . این دو مدت کوتاهی بعد از ناپدید شدن مرموز , مادر جس , باهم ازدواج کردند و دان به او کمک زیادی کرد که با حملات عصبی و عذاب وجدانش کنار بیاد . حال بعد از 4 سال دان و جس در پرونده تجاوز و قتل زنی روبروی همدیگه قرار گرفته اند . و جس در راه اثبات جرم قاتل زن ، با ترسهای گذشته زندگیش مواجه می شه , از طرفی فروشنده ای به نام " آدام استون " وارد ماجرا می شه و ...


جزو یکی از پرفروش ترین کتابهای خانم فیلدینگ به شمار می رود و از جذابیت بالایی برخورداره. بشخصه خوندنش رو به دوستان توصیه می کنم.

moonfairy
26-09-2010, 16:40
در جست‌وجوی زمان از دست رفته
مارسل پروست
در ظاهر کتاب به فروپاشی طبقه اشراف و فرانسه رو به زوال می‌پردازد اما درونمایه کتاب جدال همیشگی انسان با زمان است. پروست گفته است که می‌کوشد در توصیف انسان نشان دهد که او موجودی دارای طول زمان و طول عمر است. رمان، یک شرح حال است و پروست همه نزدیکانش را به نوعی در آن وارد کرده.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

moonfairy
26-09-2010, 21:57
کتاب 1984
جورج اورول
این کتاب بیانگر روحیه ای خاص و هشدار دهنده است روحیه به تصویر کشیده شده در این کتاب نومیدی نسبت به اینده انسان است و به همگان هشدار میدهد که اگر روند تاریخ تغییر نکند انسان ها در سراسر دنیا بی انکه خود بدانند خصوصیات انسانی خود را از دست می دهند و به ادم هایی ماشینی و بی روح تبدیل می گردند
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

malkemid
26-09-2010, 22:55
کتاب 1984
جورج اورول
این کتاب بیانگر روحیه ای خاص و هشدار دهنده است روحیه به تصویر کشیده شده در این کتاب نومیدی نسبت به اینده انسان است و به همگان هشدار میدهد که اگر روند تاریخ تغییر نکند انسان ها در سراسر دنیا بی انکه خود بدانند خصوصیات انسانی خود را از دست می دهند و به ادم هایی ماشینی و بی روح تبدیل می گردند
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

البته به نظر من پیام کتاب نقد کمونیسم بود تا زندگی مدرن و ماشینی

حساموند
28-09-2010, 00:10
رمان بینوایان به خصوص جلد اول و دومش .. این کتاب که دیگه نیازی به معرفی نداره .. همون ژان والژان با گذشته مرموزش . دوران زندگی اش که مو به مو تحلیل میشه ویکتور هوگو یک نابغه تمام عیار بود واقعا آدم تعجب می کنه که یه انسان چطور همچین دیدگاه وسیعی نسبت به جهان داشته ..شخصیت های پیچیده و مراحل تکامل روحی که طی می کنند . در این داستان بخش کاملی هم مربوط به انقلاب کبیر نوشته شده .خلاصه یکبار خوندن اصلا برای این کتاب کفایت نمی کنه . ومره 10 رو به این کتاب می دم

hasti rs
28-09-2010, 14:48
بر باد رفته
نويسنده : مارگات ميچل

داستان درباره ي دختري بااراده و قويي و زيبا به اسم اسكارلت هست كه البته داستان حول جنگ هاي آمريكاجنوبي و آمريكاي شمالي هست بر سر لغو فرمان بردگي كه اسكارلت در آمريكاي جنوبي زندگي ميكنه و در آخر آمريكاي شمالي جنگ رو ميبره ،،، البته داستان همش جنگ نيست و اسكارلت عاشقاي زيادي داره ولي خودش عاشق اشلي هست و ...

به نظر من داستان خيلي قشنگي بود .

10 از 10

moonfairy
28-09-2010, 17:29
هرگز رهایم نکن
کازئو ایشی گورو
"هرگز رهایم نکن" یکی از آخرین رمانهای کازئو ایشی گورو که استیون سودربرگ کارگردان مطرح هالیوود قصد داره جدیدترین فیلمشو براساس این رمان بسازه.رمان تکان‌دهنده‌ای ست آکنده از احساس شکنندگی انسان خاطرات به یادماندنی شخصیتهایی که رفته‌رفته به حقیقت دوران کودکی به ظاهر شاد و نیز آینده خود پی می‌برند.
20از 10:31:

karin
29-09-2010, 12:33
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


حالا بی حساب شدیم
وودی آلن/نگار شاطریان

عوارض جانبی 1
وودی آلن/لادن نژاد حسینی



دو کتاب مجزا که به دلیل شباهت بسیار ترجیح دادم در یک پست راجع بهشون بنویسم. هر دو داستان های کوتاه طنز وودی آلن هستند. عوراض جانبی گویا ادامه دار هست ولی اون موقع که من این کتاب رو گرفتم فقط همین یکیش ترجمه و چاپ شده بود

سبک کارهاش کاملا جدی هست . انقدر جدی داستانش رو تعریف میکنه که بعضی وقتا یادت میره طنزه ! بین این دو تا اگر بخوام یکیش رو انتخاب کنم "حالا بی حساب شدیم" رو پیشنهاد میکنم. داستان هاش جالب تر و ملموس تره. این کتاب با نام کنت دراکولا و داستان های دیگر قبلا چاپ شده. اینکه دقیقا همه ی داستان هاشون مثل همه یا نه، اطلاع ندارم

اما طنز و نوشتار عوارض جانبی به نظرم زیاد ملموس نبود

ترجمه ی نگار شاطریان رو اصلا نگیرید! ترجمه های دیگه پیشنهاد میشه

*IN*
29-09-2010, 13:44
سریه شفق

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

حتما اسم این سری کتاب رو شنیدید و احتمالا فیلم هاشم دیدید...
همین چند روز پیش خوندن جلد 4 رشو که درد ایران به اسم کیش و مات چاپ شدرو تموم کردم...
داستان در مورد بلا یه دختر معمولیه که برای زندگی پیش پدرش میاد تو یه شهر همیشه ابری،اونجا عشق یه پسره میشه غافل از اینکه اون پسر یه آدم معمولی نیست...
نمیدونم کتاب خانم میر چی داره،داستانش خیلی فراز و نشیب نداره،حتی اگه بخوایم با کتابای دیگه تو ژانر تخیلی مثل هری پاتر ،نیروی اهریمنیش یا درن شان ساگا مقایسه کنیم نثر خیل ضعیفی داره ولی بازم وقتی دستت میگیری...
جلد 2 شو تو 1 روز خوندم بدون اینکه کتاب رو زمین بزارم آخرش چشام نیم متر جلو ترو نمیدید...
کتاب ضعف های خیلی زیادی داره مثلا تو هر فصل بلا حداقل 10 بار از زیباییه ادوارد حرف میزنه یا مثلا با اینکه از سفید بودن بیش از حد پوست خون آشاما حرف میزنه چند جا میگه فلانی رنگش پریده بود...
کلا اگه به ژانر تخیلی-عاشقانه-خونآشامی خوشتون میاد برید دنبالش
نمره من به این کتاب 10/6

الان میخوام کتاب morningstar (تولد یک قهرمان ترجمه شده!!!!) از دیوید گمل رو شروع کنم،تا الان هرچی کتاب ازش ترجمه شده خوندم،خیلی از سبک کاراش خوشم میاد...

knight 07
29-09-2010, 18:03
مجموعه سنگ های قدرت : روایتی دیگر از افسانه ی آرتور شاه و لژیون نهم، قوی ترین و پیشرفته ترین لژیون دوره حکومت امپراطوری روم


" شبح شاه" (Ghost King ) کتاب اول از مجموعه "سنگ های قدرت "




خلاصه کتاب :



بعد از به قتل رسیدن پادشاه بریتانیا در شکار , و ناپدید شدن شمشیر قدرت (شمشیر کانوبلین) در مه , " تیورو " شاهزاده بی بنیه و بیمار توسط دختری به نام جیان آور ( لاتیا ) از دست تعقیب کنندگان در جنگلی کوهستانی نجات پیدا می کنه و با پدر خونده ی لاتیا " کالین لاچ فراگ " آشنا می شه . بعدها می فهمیم که کالین با القاب جنگجوی مه - لرد نیزه , جادوگری بسیار قدرتمند و یکی از نامیرایان و خدایان آتلانتیس به حساب می یاد که آموزش تیورو را به عهده می گیره تا تیورو ضعیف و ناتوان را به اتر ( آرتور شاه) آینده تبدیل کنه و ...


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


مجموعه کتاب جالب و جذابیه . امیدوارم از خوندنش لذت ببرین

Ghorbat22
29-09-2010, 18:33
کتاب : شما که غریبه نیستید از هوشنگ مرادی کرمانی


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



این کتاب در مورد خود نویسنده هست و حوادث و اتفاقات دوران زندگیش رو شرح داده تا موقعی که میاد شهر تهران برای تحصیل در دانشگاه .


رویدادهای جالبی که واسش پیش میاد,مناطقی که توصیف می کنه,سختیها و مشکلاتش به علت نداشتن مادر و پدری مریض و طرز بیانی زیبا و دلنشین آدم رو شدید میبره توی فضای خود قصه .

من که خوشم اومد :20:


اگه مطالعه نکردید بخونیدش ضرر نداره (:

Ghorbat22
30-09-2010, 19:43
کتاب : هنـــــر بودن از اریک فروم

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

این کتاب در ادامه ی یکی از اثرات محبوب این نویسنده به نام داشتن یا بودن نوشته شده و جناب اریک راه های رهایی برای مقابله با روش های دروغین دستیابی به روشن بینی رو مطرح کرده

در واقع توی این کتاب میخواد بگه که پس از رهایی از خودخواهی و خودشیفتگی و خودپسندی و یک سری از موارد دیگه میشه به هدف والای زندگی رسید و شادکامیه معنوی و روحی بودن رو تجربه کرد.

یه نوع کتاب روانشناسی هست که اطلاعات خوب و جالبی رو به خواننده ی خودش میده

برخی از عناوین فصل های کتاب :

-دروغ های بزرگ
-امور مبتذل
-آگاه بودن
-مراقبه کردن ( مدیتیشن)
-روانکاوی و خودآگاهی
-درباره ی فلسفه ی داشتن
و ....


روی جلد هم نوشته شده برای اولین بار در ایران (:

karin
03-10-2010, 09:17
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


این کتاب مجموعه ی پنج داستان کوتاه هست از نویسنده ی فرانسوی ، امانوئل اشمیت.

داستان هایی با عنوان های : یک روز قشنگ بارانی، غریبه، ادت معمولی، تقلبی و زیبا ترین کتاب دنیا

امانوئل اشمیت خیلی سعی داره تو کتاب هاش به فلسفه ی زندگی و اینها بپردازه. البته بی دلیل هم نیست چون خودش فلسفه خونده. کاری که تو "زمانی که یک اثر هنری بودم" -به نظر من- تونست خیلی خوب بهش برسه، بدون اینکه رو بخش داستانی و روایی کتاب تاثیر بذاره و یه جاهایی حس کنیم داره نصیحتمون میکنه
کاری که به شکل دیگه تو "خرده جنایت های زن و شوهری" به طرز استادانه ای موفق به انجامش شد
(من جدا عاشق دو تا کتاب بالایی ام)
اما تو این داستان ها، از نظر من، زیاده روی کرده و یک جاهایی این نصیحته تو ذوق می زنه. اینکه حس میکنیم نوسینده این کارکترها و داستان ها رو چسبونده به هم تا بگه عزیزان دلم این روش زندگی خوبه و این بد!
به نظرم زیبا ترین داستان کتاب داستان غریبه بود که واقعا اوج و فرود و تعلیق های جذابی داشت و پایانش شدیدا خواننده رو غافلگیر می کنه


نوشته ی پشت جلد:
پنج داستان کوتاهی که در این کتاب گرد آمده است ٬هریک حکایت زنی را بازگو میکند .زنانی با خصوصیات و خلق و خوی متفاوت ٬اما همگی در جستجوی حقیقت خود و معنای زندگی. اریک امانوئل اشمیت در این داستان ها با سبکی ساده و بی پیرایه اما پر کشش٬ترانه سرای امید و شور زندگی می شود تا بار دیگر با خواننده اش به تماشای معنای پر رمز و راز هستی بنشیند.
در کل مطالعه اش خالی از لطف نیست

ترجمه ی بسیار خوب و روانی هم از شهلا حائری داره

negar00
03-10-2010, 13:41
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


این کتاب مجموعه ی پنج داستان کوتاه هست از نویسنده ی فرانسوی ، امانوئل اشمیت.

داستان هایی با عنوان های : یک روز قشنگ بارانی، غریبه، ادت معمولی، تقلبی و زیبا ترین کتاب دنیا

امانوئل اشمیت خیلی سعی داره تو کتاب هاش به فلسفه ی زندگی و اینها بپردازه. البته بی دلیل هم نیست چون خودش فلسفه خونده. کاری که تو "زمانی که یک اثر هنری بودم" -به نظر من- تونست خیلی خوب بهش برسه، بدون اینکه رو بخش داستانی و روایی کتاب تاثیر بذاره و یه جاهایی حس کنیم داره نصیحتمون میکنه
کاری که به شکل دیگه تو "خرده جنایت های زن و شوهری" به طرز استادانه ای موفق به انجامش شد
(من جدا عاشق دو تا کتاب بالایی ام)
اما تو این داستان ها، از نظر من، زیاده روی کرده و یک جاهایی این نصیحته تو ذوق می زنه. اینکه حس میکنیم نوسینده این کارکترها و داستان ها رو چسبونده به هم تا بگه عزیزان دلم این روش زندگی خوبه و این بد!
به نظرم زیبا ترین داستان کتاب داستان غریبه بود که واقعا اوج و فرود و تعلیق های جذابی داشت و پایانش شدیدا خواننده رو غافلگیر می کنه


نوشته ی پشت جلد:
پنج داستان کوتاهی که در این کتاب گرد آمده است ٬هریک حکایت زنی را بازگو میکند .زنانی با خصوصیات و خلق و خوی متفاوت ٬اما همگی در جستجوی حقیقت خود و معنای زندگی. اریک امانوئل اشمیت در این داستان ها با سبکی ساده و بی پیرایه اما پر کشش٬ترانه سرای امید و شور زندگی می شود تا بار دیگر با خواننده اش به تماشای معنای پر رمز و راز هستی بنشیند.
در کل مطالعه اش خالی از لطف نیست

ترجمه ی بسیار خوب و روانی هم از شهلا حائری داره
رفت تو لیست خریدم
میشه گفت بیشتر کاراشو که ترجمه شدرو خوندم و تنها نویسنده ایه که اگر درباره عشق بنویسه میخونمداستاناشو.

knight 07
03-10-2010, 16:15
سومین قربانی (لیزا گاردنر)

از اون کتابای جنایی خالص هستند که به نظر من معمایی نیستش که بتونی با کنار هم قرار دادن شواهد بگی جنایت کار چه کسی بوده.
«لیزا گاردنر» نویسنده ی آمریکایی رمان های ترسناک است. «گاردنر» علاوه بر رمان های ترسناک و جنایی نویسنده رمان های عاشقانه هم هستش اما برای کتابای عاشقانه از نام مستعار «آلیسیا اسکات» استفاده میکنه

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


درمدرسه شهر کوچکی در امریکا تیراندازی میشه اما تیرانداز پسر کلانتر شهره , که اسلحه های پدرش رو با خودش به مدرسه برده بوده . پایرس کوئینسی ناظر ویژه اف. بی. آی برای بررسی پرونده به شهر میاد و با رنی کنر معاون کلانتر همکاری می کنه .در این بین اتفاقات عجیبی رخ می ده. و پرده هایی از زندگی گذشته رنی کنار زده می شه .

hamesterlibera
04-10-2010, 23:20
من كتاب ”نجواگر اسب” نوشته ي ”نيكولاس ايوانز” رو چند سال پيش خوندم و خيلي تحت تاثير قرار گرفتم. اين كتاب در زمان خودش خيلي معروف بود و به 45 زبان زنده ي دنيا ترجمه شده. البته اگه الان بخواهين بخرين فكر نكنم چاپ جديدش پيدا بشه ولي حتما دست دومش رو ميشه پيدا كرد.

داستان زيبايي هست و نميدونم چطور خلاصه اش رو توضيح بدم كه همه داستان رو تعريف نكرده باشم اما مي تونم بگم داستان زيبايي هست به خصوص براي كساني كه به اسب علاقه دارن.

ghfg
06-10-2010, 01:33
من با اینکه تو جمعتون غریبه هستم ولی حیف دیدم از این رمان نگم.

رمان 10جلدی و محشر 10 مرد رشید نوشته ی شاپور ارین نژاده که خیلی استادانه تاریخو به خورد ادم میده. البته با یک داستان تاریخی،حماسی،رمانتیک که واقعا ادمو دنبال خودش میکشونه.
اینقدر جذاب بود که من دو هفته ای خوردمش.پیشنهاد میکنم از دستش ندین

karin
06-10-2010, 18:10
داستان زندگی یک پسر جوان و متمول انقلابیه که در ابتدا بسیار مذهبیه اما اتفاقاتی باعث تغییرات بسیاری در زندگیش میشه...

بخش اول کتاب زمان 17 سالگی قهرمان داستان هست و بعد از یک سلسله اتفاقاتی بخش بعدی داستان میره به چندین سال بعد. اون قسمت دوم به نظرم بسیار جذاب تر بود

کتاب تم سیاسی داره و این بخش پررنگی از داستان هم هست که خیلی برای من جذاب نبود. بعضی وقتا مکالمات سیاسی شون واقعا حوصلمو سر می برد. اون تغییرات شخصی و نحوه ی برخورد قهرمان های داستان و روابطشون واسه من مهم بود و دوستش داشتم

بیشتر از این توضیح بدم داستان لو میره : دی
پیشنهاد میکنم از دستش ندید ; )

Ghorbat22
06-10-2010, 19:10
کتاب قرآن و فیزیـــک

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


این کتاب رو چند ماهه پیش در یه کتابفروشی دیدم و با وجود اینکه از اسمش خوشم اومده بود نخریدمش ! عنوان کتاب یادم رفته بود تا همین چند روز پیش که در جای دیگه به چشمم خورد .

به شدددددددت جالب و زیبا بود 3>

نویسنده ی این کتاب آقای نورالله رباتی اومدن موضوعات زیر رو از دیدگاه دانشمندان بزرگ و قرآن کریم مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دادند.

موضوعات :


-پیدایش جهان و فرضیه ی جورج گاموف
-مدل و ایعاد جهان,فرضیات الکساندر فریدمان
-نسبیت عام
-انبساط جهان
-ساهچاله و کرمچاله
-قانون دوم ترمودینامیک
-نور و نظریه ی موجی و کوانتوم
-ذرات بنیادی
-رابطه ی علت و معلول
-نیروی حیات
-حیات فرازمینی
علم و دین


چون خیلی مشتاق خوندنش بودم یک روزه تموم کردمش و برام بسیار شیرین بود (:
با مطالعه ی این کتاب عظمت قرآن کریم بیشتر برام آشکار شد .

karin
10-10-2010, 09:28
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


در نمایشگاه کتاب خانم فروشنده خیلی تاکید داشت که کتابی ست بسیار جالب و خواندی. این بود که علارغم ناآشنایی با نام و نشان کتاب و نویسنده آن را خریدم.

کتاب کوتاهی ست . حدود 50 صفحه داستانی راجع به یک گروه تحقیقاتی از سازمان ملل که برای بررسی مشکلات دریای آرال به ازبکستان سفر میکنند و ...
البته روایت داستان خطی نیست و شروع و پایان خوبی داره. در اواخر داستان دقیقا مشخص میشه که چی به چیه
نوک پیکان انتقاد کتاب به سمت کشورهایی ست که ادعای نگرانی در مورد مشکلات جهان رو دارند اما واقعا چیزی از مشکلات اونها رو درک نمیکنند

در جایی از کتاب اومده:

ما فقط از این لذت می بریم که رژیم های توتالیتر پارانوئید ، مجبور شوند یک بار هم که شده واقعیت را بگویند و به کارهای زشت شان اعتراف کنند ، همین ... بچه های کور برای هیچ رژیمی خطر محسوب نمی شوند ، زندانی های مبتلا به کم خونی هم همینطور ...

اون طور که خانم فروشنده تعریف میکرد نبود اما کتاب بدی هم نبود. ایده ی داستانیش جدید و جالب بود

Knothead
10-10-2010, 09:38
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


رمانی هست در مورد زندگی خانوم، زنی از خانواده دربار قاجار (نوه مظفرالدین شاه). موضوع کتاب بیشتر درباره تفکر زنان اونموقع و آزادی خواهی عده کمی از اونا هست. و البته مسائل سیاسی هم در داستان بازگو میشه.
راستش من کتابو بخاطر نویسنده ش خریدم، ولی خوشم نیومد! اما نمیشه گفت کتاب بدی بود.

-----------
قبل از این دنیای سوفی نوشته یوستین گوردر رو خوندم که تاریخ فلسفه رو به صورت داستانی و خیلی ساده و قابل درک بیان میکنه و مثل هیچ کتاب فلسفه ای خواب آور نیست...
البته به نظرم کتاب یکم کودکانه شروع شد؛ و اواخر کتاب هم مسخره شد (خصوصا سطر ماشین بت من حالمو بهم زد!) اما توصیه می کنم حتما حتما حتما بخونید. تا سالها یه علامت سوال روی سرتون می مونه.

malkemid
10-10-2010, 12:18
تاریخ داخائو

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

درباره اردوگاه مرگ داخائو در زمان جنگ جهانی دوم هست...خوندنش بهم نشون داد آدم چقدر می تونه پست تر از حیوون باشه...

M3HRD@D
10-10-2010, 14:16
شاهد بازي در ادبيات فارسي
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اين اولين پست من تو اين تاپيك سعي ميكنم تداوم داشته باشه
شاهدبازی در ادبیات فارسی - سیروس شمیسا كه از دوستان تعريفش رو شنيده بودم و دنبالش بودم رو خوندم
تو كتاب آقاي شمسيا با عدله هاي كه داره نكات خيلي باور نكردني از تاريخ ادبيات فارسي رو بازگو ميكنه
اين كتاب در سال 1381 منتشر، و در همان سال توقیف و جمع آوری شدش. کتابی جسور و جدید، که در شکستن تابوهای ایرانی همتا نداره.
و در كل كتاب خوبيه و به دوستان اهل ادبيات توصيه ميشه خوندنش

knight 07
11-10-2010, 19:52
شاهد بازي در ادبيات فارسي
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
اين اولين پست من تو اين تاپيك سعي ميكنم تداوم داشته باشه
شاهدبازی در ادبیات فارسی - سیروس شمیسا كه از دوستان تعريفش رو شنيده بودم و دنبالش بودم رو خوندم
تو كتاب آقاي شمسيا با عدله هاي كه داره نكات خيلي باور نكردني از تاريخ ادبيات فارسي رو بازگو ميكنه
اين كتاب در سال 1381 منتشر، و در همان سال توقیف و جمع آوری شدش. کتابی جسور و جدید، که در شکستن تابوهای ایرانی همتا نداره.
و در كل كتاب خوبيه و به دوستان اهل ادبيات توصيه ميشه خوندنش
شما لینک دانلود این کتابو دارین؟

AThEisT
11-10-2010, 21:36
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

نویسنده: دکتر سیروس شمیسا

شاهدبازی به استناد متون موجود، حداقل هزار و اندی سال در ایران سابقه دارد و لذا بعنوان یک پدیده اجتماعی دیرسال، سزاوار تحقیق و برسی است. این تحقیق که ظاهرا اولین تحقیق و برسی در این باره است، اولا فقط برمبنای متون ادبی است (که درضمن مهمترین اسناد در این زمینه هستند) و ثانیا مبتنی بر اختصار است و ثالثا جهت پرهیز از اطناب درهر مورد به ذکر چند مورد بسنده کرده ایم وگرنه حجم این کتاب به چندین برابر میرسید.

"شاهد بازی در ادبیات فارسی" در سال 1381 منتشر، و در همان سال توقیف و جمع آوری شد. کتابی جسور و جدید، که در شکستن تابوهای ایرانی همتا ندارد. خود "شمیسا" در مقدمه ی کتاب می گوید: « عجیب است که با این گستردگی مطلب در ادبیات و تاریخ ما تاکنون نوشته ی مستقلی در این باب فراهم نیامده است. شاید علت قبحی است که در این موضوع است. این کتاب هم ممکن است به مذاق عده یی خوشایند نباشد اما چه می توان کرد؟ » و کتاب به مذاق عده یی خوشایند نیامد و توقیفش کردند.
همان گونه که از نام کتاب و نقاشی ی روی جلد آن پیداست،همجنس گرایی – مردانه – در ادبیات فارسی موضوع پژوهش این کتاب است. خود می گوید: «اساسأ ادبیات غنایی فارسی به یک اعتبار ادبیات همجنس گرایی است. در این که معشوق شعر سبک خراسانی و مکتب وقوع در دوره تیموری، مرد است شکی نیست. اما ممکن است خواننده غیر حرفه یی در مورد ادبیات سبک عراقی مثلأ غزلیات امثال سعدی و حافظ دچار شک و تردید باشد. اما حدود نصف اشعار این بزرگان هم صراحت دارد که در باب معشوق مذکر است زیرا در آن ها آشکارا از واژه های پسر و اَمرد و خط عذرا و سبزۀ ریش و این گونه مسائل سخن رفته است. اما بخش اعظم آن نصف باقی مانده هم در مورد معشوق مذکر است منتها خاصیت زبان فارسی طوری است که مثلأ به علت عدم وجود افعال و ضمایر مذکر و مؤنث ایجاد شبهه می کند. باید دانست که مسائلی چون رقص و زلف و خال و خدّ و قد و دامن و تیرنگاه و ساقیگری و امثال این ها که امروزه به نظر می رسد در مورد زنان است در قدیم مربوط به مردان هم می شده است. بدین ترتیب فقط بخش کمی از اشعار قدماست که می توان در آن ها به ضرس قاطع معشوق را مؤنث قلمداد کرد.»
"شمیسا" اولین محققی ست که در این باره به چاپ پژوهش هایش می پردازد. چاپ این کتاب نه تنها برای حکومت که برای بسیاری از پژوهشگران متعصب و عرفا و دراویش ایرانی هم گران آمد.
صوفیان پسرهای نوبالغ را کنار خود می نشاندندو از دیدن روی آن ها حظ می بردند. این کار خود را شاهد بازی نام گذاشتند که یعنی در روی زیبایی که خدا آفریده جلوه ای از او می بینیم. که این کار هنوز هم در برخی نقاط در جریان است. نام کتاب برگرفته از این سخن است.

شایان توجه است که قصد نویسنده فقط تبیین علمی یک پدیده اجتماعی و توضیح سیر تاریخی آن بوده است ولاغیر لیکن متاسفانه برخی از نمونه هایی که مجبور بودیم از عبید زاکانی یا رستم الحکما یا ایرج میرزا به دست بدهیم مشتمل بر الفاظ رکیک است و حذف آنها هم ممکن نبود چون به تمامیت علمی کتاب لطمه میخورد. لذا خوانندگان نباید در این زمینه نویسنده را مقصر بدانند.

این کتاب در سال 1381 به چاپ رسید و بعدا از کتاب فروشی ها جمع آوری گردید!! هرچند بعدها بارها به صورت زیرزمینی تجدید چاپ شد...


این مجموعه در واقع تحقیقی است که ابتدا در خارج از کشور چاپ شده است و بعدها به صورت کتاب در داخل ایران به چاپ رسیده است.

کتاب شامل هشت فصل است که ابتدا به بررسی تاریخچه نظربازی در فرهنگ های مختلف و سپس به کندوکاو شعر فارسی از دوره غزنویان تا دوره پهلوی می پردازد. مهم ترین نکته مثبت کتاب آن است که از قضاوت خودداری کرده و به طور مثال نظر عرفای مختلف اسلامی را چه موافق و چه مخالف در کنار یکدیگر نقل می کند. از دیگر مزایای کتاب ساده بودن زبان آن می باشد که مطالعه را برای دانشجویان و حتی عوام ممکن می سازد. شاید مهم ترین وجهه ای که این کتاب را ممتاز می کند همان بکر بودن موضوع مورد بررسی و عدم وجود تحقیقات مشابه است.


این مجموعه آغاز باب شدن شاهدبازی را از دو سو می داند:


یونانیان در غرب که به نوعی مروّج عشق افلاطونی و بدون تماس جنسی بودند و دیگری ترکان غزنوی که به این رابطه حالتی کاملا زمینی داده بودند. مطمئنا شاهد بازی که در نزد عرفای ما یافت می شود به سمت فلسفه یونانیان گرایش دارد.


البته شهرنوش پارسی پور و چند نویسنده دیگر نقدهایی را نیز بر این مجموعه وارد می دانند. به طور مثال از وجود افسانه هایی در خود ایران باستان (مثل حماسه گیل گامش) سخن به میان می آوردند که از نگاه شمیسا دور مانده است و ریشه این قضیه را بیشتر در خود ایران باستان جستجو می کنند. در این راه حتی از میتراییسم و اسطوره های مذهبی نیز مثال هایی را ذکر می کنند.


در هر صورت خواندن این مجموعه برای هر محقق شعر فارسی توصیه می شود چون گذشته از اطلاعات تبارشناسانه ای که به مخاطب ارائه می دهد به نوعی بسیاری از کلیشه ها و زیرساخت های فکری ما را زیر سؤال برده و فرصتی را برای تاویلی دوباره و نگاهی نو به ادبیات غنی فارسی فراهم می آورد.



لینک دانلود

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

knight 07
12-10-2010, 15:41
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
توضیحات: حادثه بعدی - لیزا گاردنر

در کتاب قبلی این نویسنده که معرفی کردم یعنی سومین قربانی با کوئینسی ناظر ویژه اف. بی. آی آشنا شدیم. دراین کتاب یعنی حادثه بعدی, مندی دختربزرگتر کوئینسی , در یک حادثه رانندگی در حین مستی کشته می شه . پلیس فکر میکنه مرگ دخترش سانحه بوده, ولی او مطمئنه که کسی دخترش را کشته .او از دوست سابقش ,رنی کنر , که بعد از اخراجش از کار الان به عنوان کاراگاه خصوصی فعالیت می کنه کمک می گیره.در این بین همسر سابقش به قتل می رسه و تمامی شواهد اف بی آی , دال بر گناهکار بودن کوئینسی است .اما ...

alpha1636
12-10-2010, 22:09
رمان کوری اثر ژوزه ساراماگو واقعا کتاب دلنشین و جذابیه.
از خوندنش چیزای زیادی درباره ی زندگی در پس پرده ی انسانها فهمیدم.
واقعا خوندنش خالی از لطف نیست.
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

M3HRD@D
13-10-2010, 00:56
خاطرات سفر با موتور سيكلت
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نويسنده:ارنستو چگوارا
يكي از بهترين كتاب هاي كه تا به حال خوندم كه دو روزه تمومش كردم.
کتابي كه پر است از ماجراهای تلخ و شیرین. گاهي آن چنان تلخ که مدتی تامل کنی و گاه چنان شیرین که با صدای بلند بخندی. از دستش ندهید.
داستان كتاب:دسامبر 1951 برای ارنستو (چه گوارا) و دوستش آلبرتو آغاز سفری بود پر ماجرا به دور آمریکای جنوبی با موتور سیکلت سفری با برنامه ریزی ناشیانه و نشات گرفته از آرمان گرایی ها و قهرمان بازی های دو جوان با رویاها و آرزوهای مشترک که در نه ماه بر ترک موتور سیکلتی فکسنی جاده های دور و دراز را می پیمودند تا به هدف نامعلومشان برسند.
چه گورا خود در این کتاب گفته است:"این پرسه ی دور آمریکای ما بیش از آنچه فکر می کردم مرا عوض کرده است." و شاید این تغییر همان هدف نامعلوم سفر بوده است.
ارنستو همان آدمی است که بعد از دیدن رنج یک پیرزن، داروی آسم خودش را به او می دهد و می گوید: "ای کاش می توانستم همه رنج های بشری را بردارم و روی دوش خود بگذارم!" و به ندایی که به او می گوید "مردم را دریاب! هرگز سازش نکن!" پاسخ می دهد که : "تصمیم گرفتم خودم را وقف مردم کنم."
در يك كلام كتاب تاثير گذاريه و فيلمي هم در رابطش ساخته شده كه به دوستاني كه كتاب رو خوندند توصيه ميكنم حتما فيلمش رو هم ببينند.

sepid12ir
14-10-2010, 17:00
تونل - ارنستو ساباتو
نشر نیلوفر (ق: 3000 تومان)


ساباتو از همان صفحات آغازین کتاب خواننده را در جریان قتلی قرارمیده. و در حین داستان خواننده به ماجرای قتل و چگونگی آن به زبان قاتل پابلو کاستل پی میبره. پابلو کاستل که به جرم قتل معشوقه ی خود، ماریا ایریبارنه، در زندان به سر میبره، دست به قلم میشه و ماجرا و بهانه ی قتل را به گوش آنها که میشناسندش میرسونه.
پابلو کاستل، نقاش مردم گریز ایست و در عین حال بی تفاوت به اطرافیان و متنفر از مردمان. در یکی از نمایشگاه های سالانه خود، به زنی که به یکی از تابلو های او خیره گشته علاقمند میشه و سرانجام این علاقه کشته شدن ماریاست


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


از مطالعه ی این رمان لذت بردم
چرا که یک رمان روانشناختی بود. ساباتو در قالب پابلو کاستل و در مونولگهای این شخص، خصوصیات و صفات آدمی را موشکافانه و گاه جسورانه بررسی میکنه. و در واقع پلاتهای ملموسی را برای خواننده خلق میکنه . (به جرات میگم یکی از ملموس ترین داستان هایی بود که در ماه های اخیر خواندم).

شاید پرداختن به ماجرای قتل ، تصور یک داستان جنایی پلیسی را در ذهنتون بیاره ولی اصلا اینطور نیست، همونطور که گفتم، رمان بیشتر روان شناختی است.

مترجم کتاب، مصطفی مفیدی است. به نظرم این رمان ترجمه ی بهتری هم میتونه داشته باشه.
برای دوستانی که علاقمند به نقد این کتاب هم هستند، نقد علیرضا عباسی را پیشنهاد میکنم.

karin
16-10-2010, 01:02
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]@@._ V1._SY314_CR1,0,214,314_.jpg


کتاب داستان آشنایی یک پسر نوجوان با بقال محله شان است و دوستی این دو. و از دغدغه های پسر و پدرش میگوید و ...

و مثل همه ی داستان های اشمیت فلسفه ی زندگی ..

کتاب قشنگی بود. دوستش داشتم

از اون جالب تر واسم اسمش بود اینکه آقا ابراهیم مسلمان بود و اون کتاب هم منظور قرآن هست

البته این کتاب گویا در اصل به همراه دو داستان دیگه و به شکل یک سه گانه منتشر شده بوده اما من تک جلدیش رو پیدا کردم
در اصل گویا اسم داستان هست مسیو ابراهیم و گلهای قرآن

این هم فیلمی که بر اساس این داستان ساخته شده
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] le%2Ftt0329388%2F)



در کل خیلی پیشنهاد میشه :46:

پ.ن: عکس مربوط به فیلم هست اما عکس روی جلد کتاب هم همین بود

B a r a n
16-10-2010, 21:18
بازی عروس و داماد
بلقیس سلیمانی
نشر چشمه

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اولین بار هست از ایشون کتابی رو میخونم ... !

حدودا 60 تا داستان کوتاه یا خیلی کوتاه هست . که اگه بخوام اسمشون رو نام ببرم خیلی

طولانی میشه .

بعضیاش قشنگ و پر معنی بودن ولی بعضی هم بی معنی ! یا حداقل من متوجه نشدم !

راستش نمی دونم چرا اسم کتاب رو بازی عروس و داماد گذاشتن .

چون همه موضوعات داستان ها لزوما ازدواج نیست !

یعنی برخلاف چیزی هست که من فکر می کردم قبل خوندن ...

Miss Artemis
17-10-2010, 17:59
یه نمایشنامه ی کوتاه و فوق العاده از دورنمات....
نمایش در واقع از شهر کوچک و داغونی شروع میشه که در فقر به سر میبرن....
اون ها تصمیم میگیرن از یکی از شهروندای قدیمی شون که حالا حسابی ثروتمند شده کمک بگیرن....
این بانو هم قبول میکنه که شهرشون رو آباد کنه اما یه شرط عجیب داره....

به نظرم خیلی جذاب بود....شدیدا توصیه میشه:31:


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

sepid12ir
18-10-2010, 22:11
مدیر مدرسه، اولین کتابی که از آل احمد خواندم... !
رمان کوتاهی با درون مایه ی اجتماعی



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


داستان معلمی که از جایگاه و سمت معلمی خسته میشه و به عنوان مدیر در مدرسه ای جدید شروع به کار میکنه

داستان روایتی از مسائل و مشکلاتی است که مدیر از همان روزهای اول باهاش مواجه میشه
مدیر مدرسه (که خود گوینده داستان هم هست) از همان ابتدا، خواننده را با شخصیتهای داستان بخصوص معلمین مدرسه و حتی شکل ظاهریشون آشنا میکنه

داستان عاری از هرگونه هیجان و فراز و فرود هست، بیشتر شکل روایتی داره ولی از نثر بسیار زیبا و روانی برخوردار هست

شاید برای هم سن و سالای ما چندان ملموس نباشه
ولی روایتی که از مدرسه شده ، شاید برای خیلی از پدر مادرهامون یادآور خاطراتشون باشه


مدیر مدرسه - نشر جامه داران - ق: 1200 تومان


خالی از لطف نیست که بگم، یکی از دلایلی که باعث شد کتاب را بخرم، بخاطر جلد و ظاهر زیباش بود... هرچند که قصد شروع خواندن آثار آل احمد را داشتم.

جلدی مثل این:

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

پ.ن: از زمانی که انجمن موسیقی بسته شد، مدتی هیچ فعالیتی نداشتم
الان خوشحالم که جایگاهی هست که میتونم به یکی دیگه از علایقم بپردازم... !

malkemid
19-10-2010, 01:41
آخرین کتابی که خوندم " نماد گمشده" یا the lost symbol نوشته دن براون بود.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

خوب سبک کلی کتاب مثل بیشتر داستانهای براون هست...رابرت لانگدون قهرمان سمبل شناس هم تو این رمان حضور داره.
بیشتر این کتاب رو چون به فراماسون ها ربط داشت خوندم...

کلا براون همش یه جور می نویسه و تا حدودی قابل پیش بینی.

amin_fixfox
23-10-2010, 10:42
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


"پدران، پسران و نوادگان" نوشته پائولو کوئیلو

کتابی هست شامل 211 تا داستان کوتاه معنوی و اخلاقی.
اکثر داستان ها گردآوری شدن و شاید کمتر از یک دهم کتاب محصول نویسنده باشه.
نکته جالبش اینه که از سعدی، شمس تبریزی و ملانصرالدین هم داستان هست. البته اینجا نصرالدین "استاد طریقت" معرفی شده:31:

ولی من قبل از هر چیز، از ظاهر کتاب خوشم میاد. با این که کتاب کمتر از 350 صفحه داره ولی صفحات ضخیمی داره، به طوری که بالای 600 صفحه به نظر میاد! و این ویژگی موقع تورق خیلی به من حال داد:31:

sepid12ir
25-10-2010, 20:36
به سلامتی خانم ها --- آنتون چخوف

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

این کتاب را خیلی تصادفی بدون آگاهی قبلی از نمایشگاه کتاب گرفتم
مجموعه ای است از 100 داستان کوتاه طنز...
بعضی از داستان ها انقدر کوتاه هستند که حتی در کمتر از یک صفحه گنجیده شدن.
به شخصه، خیلی پراکنده داستان ها را خواندم و از این جهت مدت زیادی در دست داشتم این کتاب را... از کتاب و اکثر داستانهاش لذت بردم به این دلیل که


طنز کنایه داریست که برای شخص خودم کمی تازگی داشت چرا که من چخوف و قلم چخوف را محزون و غم آلود میشناختم. ولی این کتاب پر از داستانهاییست با طنزهایی تامل انگیز و گاهی به جد شما را به خنده وا میداره.

و از طرفی، قلم بی آلایش و روان و کاملا عامینه چخوف در بیان این داستان ها خیلی برام دلنشین بود. به طوری که برای بعضی از داستان ها، مشتاق دوباره خوانی آنها هم بودم.

در کنارش، چخوف، خواننده را تا حدی با فضا و آداب و رسوم و دغدغه های آن زمان روسیه آشنا میکنه و این از نقاط مثبت کتاب بود برام

تنها چیزی که چندان جذبم نکرد، طرح کتاب و صفحات کاهیش بود! :31: شاید در چاپ های جدید بهتر بشه!!

در کل کتاب خوبیست...

karin
01-11-2010, 21:34
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




پوریا عالمی
با طراحی توکا نیستانی

حقیقت امر آن است که به دلیل اسمش، قطعش و طراحی های توکا نیستانی خریدمش : دی ولی بعد از خوندن از خرید خود احساس رضایت کردم
نوشته های کوتاهی که بیشتر آدم رو یاد وبلاگ های ادبی میندازه. با نگاه خاصی به موضوعات مختلفی پرداخته، گاهی نوشته ها رنگ طنز به خودش میگیره و گاهی دنیای ما رو با دنیای فیل ها مقایسه میکنه و ..
کارهای توکا نیستانی هم که مثل همیشه عالی اند
به چند تا خط ساده تا عمق مطلب رو میرسونه
بعضی وقت ها حضور تصویر در کنار متن شدیدا احساس میشه و بی حضور اون متن چیزی کم داره (به قول خود نویسنده کتاب محصول مشترک پوریا عالمی و توکا نیستانیه : دی)

گفت دوستم داری هنوز؟ گفتم همیشه دوستت داشته ام. گفت فقط و فقط من را دوست داری؟ گفتم فقط و فقط تو را دوست دارم. گفت دروغ می گویی. گفتم راست می گویی
راهش را کشیدم و رفت. حالا من ایستاده ام منتظر دختری که درک کند یک عاشق دوست ندارد هرگز روی حرف معشوقش حرف بزند. این مساله ی خیلی مهمی است که دخترها به راحتی نمی توانند درکش کنند. عاشقی که دوست دارد وقتی معشوقش می گوید دروغ می گویی، دروغ گفته باشد*
*بخشی از کتاب


در کل کتاب زیبایی ست
پیشنهاد میشه ;)

306
09-11-2010, 20:16
دیدی نو از دینی کهن(فلسفه زرتشت) نوشته استاد عزیز دکتر فرهنگ مهر به نظر من فوق العادست یه کتاب کامل جذاب و حجیم از لحاظ دین زرتشت و جشنهای ملی و مقایسه دین زرتشت و عقاید ان و چگونگی سرنوشت زرتشتیان وظلمهای وارده به انان در کشور مادری انان و افتخارات ایرانیان زرتشتی در دیروز و امروز دنیا

karin
19-11-2010, 19:39
جاناتان، مرغ دریایی
ریچارد باخ


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


کتاب داستان یک مرغ دریایی رو روایت میکنه که به مسائلی فراتر از روزمرگی های زندگی می پردازه و به نوعی نماد انسان هست
اینکه در قید باورهای غلط و محدودیت ها نباشیم و به فلسفه وجودی خودمون فکر کنیم و به پرواز برای رسیدن به اوج بیاندیشیم
کتاب کوتاه اما بسیار جالبی بود. تشبیهات و جملات قشنگ هم زیاد داشت
در کل پیشنهاد می کنم اگر به این سبک داستان ها علاقه دارید بخونیدش
هر چند کلا کتاب معروفی هست


:11:

Behsood
19-11-2010, 21:55
سنگی بر گوری

اثر : جلال آل احمد

"هر آدمي سنگي است بر گور پدر خويش"


دل نوشته های جلال از بچه دار نشدنشون و زمزمه های دل انگیز درونی اش در مقابل پیامد هاش.
پله پله تا عرفان و خود شناسی و چهان بینی گسترده ... فقط و فقط از موضوعی مثل ناباروری ...
خاطرات ، شیطنت ها ! ، درد و دل ها ، ناراحتی های جلال در قالب مخصوص ادبی خودش.
به شدت شیوا و خواندنی به سال 42 ...
جایی در کتاب میگه جمعیت جهان داره 3 میلیارد میرسه!!
لذت بردیم و توصیه میکنیم!


"من اگر بدانی چقدر خوشحالم از این که آخرین سنگ مزار درگذشتگان خویشم"


از کتاب :

اول يك پسر ، يعني رابطه اي ميان پدري با نوه اي.
رابطهء خون و نسل. و نيز نقل كنندهء فرهنگ و آداب و از اين خزعبلات!
يعني دوام خلقت.
چيزي كه حتي دهن كجي بردارنيست.
به عظمت خود خلقت.عين مدار خلق و نشور.
و البته كه چنين عظمتي بي درزتر و پرتر از آن است كه به علت عقيم بودن تو ككش بگزد.
روزي ميليونها نفر مي زايند و همينقدرها كمتر مي ميرند.
و جمعيت دنيا دارد از سه مليارد هم مي گذرد و در چين و هند سقط جنين را تشويق هم ميكنند و ديگر اخبار وحشت زا و آن حقه بازي هاي مالتوس براي اداره كردن خلايق كه بله قحطي آينده و تنگ شدن جا روي كرهء زمين و ديگر اباطيل…به اين صورت ما دو نفر هم كه نباشيم دنيا مي گردد با خلقش و آدمهايش و مذهب ها و حكومت ها و سياست ها.مثلا اگر پدر من بجاي سه پسر دو تا مي داشت چه مي شد؟ واقعا چه چيزي از دنيا كم مي شد؟ واقع بين كه باشيم در قدم اول مادرم يك شكم كمتر زاييده بود و بهمين اندازه شيرهء جانش را كمتر حرام كرده بود ...

mrgenereux
20-11-2010, 21:07
please delete this post

mrgenereux
20-11-2010, 23:54
please delete this post

mrgenereux
24-11-2010, 03:29
please delete this post

mrgenereux
24-11-2010, 20:12
please delete this post

masoomb
06-12-2010, 08:17
درود
من علاقه خاصی به رمانهای فلسفی دارم
از بین کل رمانهایی که تا بحال خوندم کتاب "دنیای سوفی " و " راز فال ورق " که هر دو از یوستین گردر هستند رو به دوستان پیشنهاد میدم
کتاب دنیای سوفی تاریخ فلسفه رو از آغاز تا کنون در قالب داستانی گیرا و خواندنی ارائه میده ، علاوه بر اینکه رمان هست و از خوندنش لذت می برین با فلسفه نیز آشنایی پیدا می کنید
کتاب راز فال ورق هم یه رمان فلسفیه که مسائل فلسفی رو در قالب رمان ارئه داده

موفق باشید

تنهاترازتو
14-12-2010, 18:45
نوا نوشته ی مرضیه جهان آرا
ناشر:علی
تعداد صغحات 728
خلاصه داستان:داستان مربوط به دختر شیطونی به اسم نواست که با محبت های پدرش بی حد وحصر ننر بار اومده.نا خواسته گرفتار تصمیم پدرش میشه.درصورتی که به تازگی عشق رو با کسی تجربه کرد که یه روزچشم دیدنش رو نداشت...
دوستای گلم سلام من تازه این رمان رو تموم کردم.خانم جهان آرا با یه تغییر خیلی بزرگ رمان نوا رو به چاپ رسوندن.به نظرم یه رمان فوق العاده زیبا ومهیج بود بعد از کتاب عاشق منتظرشخصیت هاش دوست داشتنی وزنده بودن.مخصوصا نوا وبهراد.شیطنت های نوا که دیگه جای خود داشت.لبخند از رو لبام خدایی محو نشد ولی یه جاهایی کلی گریه کردم که البته با شیطنت های نوا دوباره لبخند رو لبام نشست.به نظر من این کتاب یکی از بهترین های انتشارات علی میشه.توصیه میکنم حتما بخونیدش.من که حسابی غافلگیر شدم.کلی حادثه تو کتاب رخ داد که فکرشو نمیکردم.[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

TeachMe
24-12-2010, 00:52
شاید عده ی کمی از ما رمان دزیره رو نخونده ...نمیدونم چی باعث شد بین همه ی کتاب های معدودی که توی زندگیم خوندم در این لحظه این به نظر برسه ...شاید چون خودم ...عاشق دزیره شده بودم..دختری جذاب و معصوم با دنیایی از تصاویر بکر .

دزیره از آن ماری سلینکو .ترجمه ایرج پزشکزاد...به قدری تصویرگریش فوق العاده ست که با اینکه فیلم دزیره رو ندیدم و کتابش رو خوندم هنوز بعضی از تصاویری که ساخته ی ذهن نویسنده ( و البته مترجم خوب ) این کتاب هست رو گویی بارها از نزدیک در عالم واقعیت یا در فیلم دیدم ..دو جلد هست و حکایت زندگی دختری به نام دزیره کلاری از یک خانواده ی متوسط به بالا هست که ناپلئون بناپارت قبل از رسیدن به قدرت در فرانسه در ایام جوانی عاشق اون میشه و بعد ها به خاطر رسیدن به قدرت با بیوه ی یکی از صاحب منصبان معروف فرانسوی ازدواج میکنه و دزیره در شب سردی که در جشن عروسی ناپلئون با اون حالت مایوس و غمگین از سالن عروسی خارج میشه و روی زمین بارون خورده و سرد میفته و نای ایستادن نداره یک ژنرال ارتش فرانسه دستش رو میگیره و از زمین بلند میکنه و تسلی میده و همون (ژنرال برنادوت ) بعد ها در داستان بیشتر با دزیره آشنا میشه (..)در خلال داستان به بخشی از تاریخ اروپا در آن دوره هم اشاره میشه ..خاطرات شیرین یک دوشیزه ی جوان که با حالتی از معصومیت نگاشته شده ...و با تصویر سازی های مکرر خواننده رو با خودش همراه میکنه...

Facon_Archi
24-12-2010, 19:09
رد پایش را به دقت از بین می برد. اما بوی گند پاهایش تا همیشه در صحنه می ماند.بعضی اینطوری در تاریخ تاثیر میگذارند.(تفنگ بازی-پوریا عالمی-ص71)

یکی از جوجه ها تایید صلاحیت شد. شعار انتخاباتی اش شد:
چشم گربه ها و روباه ها رو درمیاورم
رای زیادی آورد...بعد از مدتی تبدیل به کلاغ شد(تفنگ بازی-پوریا عالمی-ص115)


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] 5n.jpg

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] 0n.jpg

کتاب بدی نبود توی این بی کتابی: دی

نشر و ... هم توی عکس ها مشخص هست
کتابی ش خیلی کم شبیه کتاب چسب زخم ابراهیم رها است

اون 2تا جمله هم گلچینی بود از همه ی جمله هایی که توی کتاب هست

karin
28-12-2010, 13:32
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


با زندگی برقصیم
سوزان جفرز


کتابی ست با محوریت موضوعاتی چون روانشناسی و آرامش درون و شادی در زندگی و اینها
به طور خلاصه نویسنده نکاتی رو برای ما یاد آور میشه که اونها رو فراموش کردیم و به خاطر همین از زندگیمون لذت نمی بریم. بیشتر تاکیدش بر توجه به حال، داشتن یک زندگی متعادل و پرهیز از زیاده روی در هر زمینه ای، آرامش و هماهنگی با دنیا و چیزهایی از این دست هست

بیشتر من رو یاد کتاب های فلورانس اسکاول شین می انداخت. کتاب شاخصی نبود اما ارزش یک بار خوندن رو داشت : )

karin
28-12-2010, 13:48
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


بابای پولدار ، بابای بی پول
رابرت کیوساکی


آنچه پولدارها راجع به پول به بچه هایشان یاد می دهند که بی پول ها بلد نیستند.

نویسنده در قالب داستانی که از کودکی خودش و داشتن دو پدر (یکی پدر خودش و دیگری پدرخوانده اش که پدر صمیمی ترین دوستش است) که یکی بی پول و دیگری پولدار است به بررسی دیدگاه های رایج در مورد پول و کار، اشتباهات و راهکارها می پردازه.

از 10 فصل تشکیل شده شامل: بابای پولدار بابای بی پول/پولدارها برای پول کار نمی کنند/علت نیاز به سواد مالی/برای خودت کار کن/تاریخچه مالیات ها و قدرت شرکت های بزرگ/پولدارها پول خلق می کنند/ برای یاد گرفتن کار کنید نه برای پول در آوردن/غلبه بر موانع/شروع به کار/بازهم بیشتر می خواهید؟ باید ها ...

فکر می کنم عنواین تا حد زیادی گویای محتوا هستند. نویسنده بر این اعتقاده که اکثریت جامعه برای پول کار می کنند و برای رفع بدهی هایشان مجبورند بیشتر و بیشتر کار کنند اما این دیدگاه صحیح نیست بلکه باید با دقت و سواد مالی کاری کرد که پول برای انسان کار کنه


برخی ایده ها و نظراتش با نظراتم یکسان بود و مطالعه ی این کتاب باعث شد بیشتر ازشون آگاهی پیدا کنم. در کل به نظرم برای هر کسی که قصد ورود به بازار کار و کسب درامد رو داره کتاب بسیار مفیدیه. به طور کلی دیدگاه جدیدی نسبت به پول، سرمایه، بدهی و سود و زیان مالی به آدم میده

sepid12ir
03-01-2011, 00:57
نمایش نامه ی خانه ی عروسکی را مدتی پیش خواندم...
البته ترجمه ی انگلیسیش را داشتم و مطالعه کردم و اطلاع دارم که ترجمه ی فارسی هم هست و دوستان میتونند تهیه کنند.


نورا ، شخصیت محوری داستان ، زنی ساده دل و دوست داشتنی با رفتارها و خصیصه های بچگانه. در ابتدا زندگی نورا یک زندگی آرام و بی دغدغه با همسری دلپذیر توصیف میشه. تا اواسط داستان که مشکلاتی قدیمی بر این زندگی رمانتیک و بی دغدغه دامن میزنه و ...


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

داستان، داستان تازه و نویی برای خواننده نیست (البته برای خوانندگان قرن 21...در زمان خودش، اواسط قرن 19، نمایش نامه ی انقلابی به شمار می آید. بخصوص از حوزه ی فمینیستی و جایگاه زن در خانواده)

توضیحی که به عنوان خلاصه ی داستان نوشتم تنها ظاهر ماجراست... در بطن داستان(از همان ابتدا تا به آخر)، شخصیت نورا، شخصیت ساده و در عین حال قابل تاملیست. و نمونه ای ایست از زنان قرن 19 و حتی 20 و 21 ... ! با این تفاوت که کمتر کسی مثل نورا به یک خودباوری و آگاهی میرسد. شخصیت نورا، و همینطور هلمر (همسر نورا) در اطراف ما خیلی زیــاد هست و از این جهت خواننده میتونه به جهت نزدیک بودن داستان با واقعیت اطرافمان ارتباط برقرار کنه.

این نمایش نامه را دوست داشتم، به این دلیل که شخصیت نورا در طول داستان کمکی بود برای شناخت بهتر خودم...! من و نورا از خیلی جهات شبیه به هم هستیـــم...

خواندن نمایش نامه را توصیه میکنم.


و همینطور دیدن فیلم سارا از داریوش مهرجویی که برداشتی آزاد از این نمایش نامه است.

Ghorbat22
03-01-2011, 12:17
دو کتاب به نام عطر سنبل عطر کاج و خندیدن بدون لـــهجه

که هر دو از خانم فیروزه جزایری هست


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]





ایشون یک نویسنده ی ایرانی هستن که از 7 سالگی به امریکا رفته و خاطراتی رو که از ایران و اونجا داشتن به تحریر در آوردن


اولی رو خیلی وقته پیش تموم کردم و شاید خیلی ها خونده باشن . خندیدن بدون لهجه کتاب جدیدشون هست و میشه گفت ادامه ی کتاب قبلی .


در هر دو کتاب زبان طنز خاصی وجود داره که موجب میشه خوندنش اصلا کسل کننده نباشه;)

من هر دو رو به یک نسبت پسندیدم و پیشنهاد میکنم که بخونین (:

Ghorbat22
08-01-2011, 21:46
کتـــــاب شـــــــاخ از پیمــــان هوشمند زاده

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

کتابی شامل مجموعه داستان های کوتاه
جریانش حول دو سرباز در حال انجام خدمت,دو عدد مرغ و خروس,یک ستوان و یک دختر بیسیمچی عرب که یکی از سربازا دلباخته ی صدای اون شده میگرده
البته بیشتر خاطرات این دو سرباز با این مرغ و خروسه میگذره (:
شوخی ها و حرف هایی که میزدن جالب بود .

در کل نویسنده تصویرسازی ِ خوبی برای مخاطبش ایجاد کرده

:20:

Mahdi Hero
12-01-2011, 04:28
ديوار گذر
نويسنده: مارسل امه
مترجم:اصغر نوری


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
ديوار گذر مجموعه از 5 داستان کوتاه از نويسنده فقيد فرانسوی مارسل امه است.يکی از مطالبه جالبی که در اين کتاب با اون مواجه بودم مقدمه بسيار خوبی بود که آقاي نوری در مورد نويسنده قرار داده بود که متاسفانه قبلا من تو نت يا ويکی پديا اين مطلب رو نديده بودم و چه خوب ميشد اگر ايشون صفحه فارسی اين نويسنده رو در ويکی درست ميکردن چون تا الان ايشون صفحه فارسيشون راه اندازی نشده يکی از نکات جالب زندگی امه که تو مقدمه اومده بود اين بود که در 7 سالگی به دليل اينکه پدربزرگش غسل تعميدش داده ميگيرن و پدربزرگش رو اعدام ميکنند سبک کار امه نوعی تخيل آميخته با طنز هست که بيانگر رفتار های زشت و ناپسند جوامع بشری ميباشد. در اين مجموعه داستان من از داستان کارت خيلی خوشم اومد که داستانی بود در مورد جامعه ايی که در اون زندگی انسان ها جيره بندی شده بود و مثلا افراد 15 روز زنده بودن و 15 روز ديگر به نوعی خواب يا مرگ دچار ميشدند و در اين عين مرگی که بودند ممکن بود ساير افراد خانواده زنده باشند و سرگرم کارهای ديگرشان باشند يا حتی در حال خيانت به همسرشان و...

Mahdi Hero
15-01-2011, 22:46
شب های هند/ آنتونيو تابوکی/ سروش حبيبی

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
شب های هند کتابی است از نويسندگی آنتونيو تابوکی کتاب در مورد فردی است که به دنبال يکی از دوستانش که يک سالی از او خبری نيست وارد کشور هند می شود و از آنجا وارد يک هتل ماقر می شود و از طريق يک فاهشه که قبلا با دوستش ارتباط داشته متوجه می شود که او در بيمارستان بستری بوده و البته با نوعی فرقه ايی مذهبی در هند نيز ارتباطی داشته او سپس در ادامه به بيمارستان می رود اما آنجا چيزی دستگيرش نمی شود و به سفر خود ادامه می دهد و وارد شهرهای گوناگون ديگر می شود اما در باطن قصد سفر های کوتاه مدت او به هر شر هند فقط پيدا کردن دوستش نيست کتاب به زيبايی نوعی تصوير رو از اين کشور پهناور ارائه کرده است کشوری که دارای مشکلات عديده است و البته با هزاران نوع فرقه و خرافات نيز درگير است که در اين کتاب نگاهی به چند تا از اين مذاهب هم می شود

lahij_web
31-01-2011, 23:51
من از رمان کوری خیلی خوشم اومد . شاید بهترین کتابی که تا حالا خوندم .
کوری (به پرتغالی: Ensaio sobre a Cegueira) رمانی از ژوزه ساراماگو
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

karin
01-02-2011, 09:36
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


داستان یک عکاس و یک خبرنگار امریکایی رو روایت میکنه که برای تهیه خبر و عکس از جنگ به افغانستان رفته اند و در مسیرشون از شهری به شهر دیگه دچار مشکلاتی میشن. همون طور که از نام کتاب پیداست نویسنده به احوالات این دو نفر و تقابلشون با مرگ میپردازه
خیلی کتاب خاصی نبود . لااقل برای من این طور بود.
این داستان رو من به عنوان یک کتاب جدا تهیه کردم اما در اصل به همراه داستان های دیگر این نویسنده در کتابی تحت عنوان خدا در سن پترزبورگ خانه دارد منتشر و چاپ شده

karin
01-02-2011, 09:46
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


یک زمان هایی شدیدا علاقه مند به کارهای مارکز بودم و همه کتاب هاش رو تهیه کرده بودم اما بنا به دلایلی هیچ وقت همه رو نخوندم. بعد از مدت ها رفتم سراغ این کتاب

کتاب مجموعه یادداشت هایی ست پیرامون موضوعات مختلف. از مسائل شخصی و اتفاقات و وقایعی که مارکز در زندگی باهاشون مواجه شده . از ترسش از پرواز تا خاطرات مصاحبه های چاپ شده ای که هیچ وقت انجام نداده و صحبت هایش با پسرانش ، داستان هایی که از نوشتنشون شرمسار شده و ...

خیلی نثر روان و جالبی داشت. از خیلی از کتاب هاش برام جذاب تر بود. شاید به خاطر این که خیلی ساده و رو در رو با مخاطبش صحبت میکنه

در کل اگر به کارهای مارکز علاقه دارید یا بعضی آثارش رو مطالعه کردید، مطالعه ی این کتاب پیشنهاد میشه

karin
01-02-2011, 10:15
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


با آثار مرادی کرمانی آشنا بودم اما هیچ کدوم از کتاب هاش رو نخونده بودم. و این کتاب رو به عنوان اولین اثر ازش خوندم. و بسیار دوستش داشتم. داستان زندگی هوشنگ مرادی کرمانی هست از کودکی و زندگی در روستای سیرچ در حوالی کرمان و تا ابتدای جوانی و عزیمت به تهران. علاوه بر نثر فوق العاده و کشش همیشگی داستان از ابتدا، این همه مشکلاتی که در کودکی باهاشون دست و پنجه نرم کرده برام جالب بود. شخصیت های داستان به زیبایی توصیف شده بودند و روند کاملا پویایی داشت. و صداقت و شفافیت نویسنده برام تحسین بر انگیز بود. و بعد از تمام شدن کتاب به این فکر میکردم که شاید همه ی ما زندگی پر فراز و نشیبی داشته ایم و خواهیم داشت، اما این قلم زیبای یک نویسنده ی قهاره که می تونه از اتفاقات عادی یک زندگی عادی یک شاهکار خلق کنه
در کل کتاب گرم و دوست داشتنی ای بود. پیشنهاد میشه

meisam317
01-02-2011, 13:31
سلام دوستای عزیز . من کتاب زیاد می خونم کتابهای مشهور با نویسنده های قوی و تو خط رمان خصوصا از نوع عاشقیش هم که اصلا نبودم تا اینکه تو سفری که نوروز امسال عازم سفر بودم یکی از دوستام کتاب بامداد خمار رو بهم داد که تو راه بخونم با اینکه تعریف این کتاب رو از خیلی ها شنیده بودم وسوسه نمی شدم که بخونمش منم ضد حال نزدم ازش گرفتم و بردم وسطهای راه که تنهایی به جاده زل زده بودم گفتم یکی دو صفحه از کتاب رو بخونم ببینم چیه ..... همین رو فقط بگم که کتاب سیصد و چهل وخرده ای صفحه رو تو دو روز تمومش کردم کتاب خیلی زیبایی بود دقیقا موضوعش زندگی من بود انگار که من نوشته بودمش با جزئیات کامل ...
یه دختری عاشق یه پسر می شه که هم از الحاظ فرهنگی هم طبقاتی خیلی با هم فرق دارن یعنی پسره پایین تره ... دختر به خاطر اون به هر دری میزنه از خانواده رانده می شه و خیلی عذابها می کشه عوضش پسره خوب مزدشو می زاره کف دستش ..... آخرشو خودتون بخونین .... من که کلی گریه کردم ( بلور اشکهای من همان آغاز تنهاییست / مرور خاطرات دل عجب تکرار زیباییست)
من خیلی گشتم تا یه نسخه از اون کتاب بخرم و تو خونه داشته باشم تا همیشه درس عبرتی برام باشه ولی گفتن قدیمی شده پیداش نکردم . منم متحول شدم نمی خوام آخر قصه ی من هم مثل اون کتاب باشه :41::41:

میشه بیشتر توضیح بدی ؟ اخرشم بگو لطفا

کتابهای مشابه هم معرفی بکن

TeachMe
01-02-2011, 13:51
پاییز پدر سالار - گارسیا مارکز



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




این رمان در مورد عمق تنهایی یک دیکتاتور و انسان های دیکتاتور مآب است .
گارسیا مارکز درباره تنهایی دیکتاتور می‌گوید :" آدم هر چه بیشتر قدرت به دست بیاورد ، تشخیص این که چه کسی با اوست و چه کسی بر او ، برایش دشوارتر می‌شود. هنگامی که به قدرت کامل دست یافت ، دیگر تماس او با واقعیت به کلی قطع می‌شود و این بدترین نوع تنهایی است. شخص دیکتاتور ، شخص بسیار خودکامه ، گرداگردش را علائق و آدم‌هایی می‌گیرند که هدف‌شان جدا کردن کامل او از واقعیت است. همه‌چیز دست به دست هم می‌دهند تا تنهایی او را کامل کنند."

ژنرال عمر توریخوس ، حاکم پاناما ، از دوستان گارسیا مارکز به شمار می‌رفت. او در یک سانحه هوایی ، که گارسیا مارکز معتقد است ، توطئه بوده کشته شده است. گارسیا مارکز به یاد می‌آورد که روزی توریخوس ، که به ندرت کتاب می‌خوانده ، به او می‌گوید که خزان( پاییز) پدرسالار بهترین کتاب اوست. گارسیا مارکز از او توضیح می‌خواهد. توریخوس سرش را به گوش گارسیا مارکز نزدیک می‌کند و می‌گوید : "آخر مطالب کتاب راست است. ما همه به او شباهت داریم."

این کتاب رو خیلی وقت پیش خوندم اما مطمئن نیستم که با ترجمه ی بهمن فرزانه بوده یا نه ..مترجم اصلی و زبر دست آثار مارکز به نظر من فرزانه هست .حالا برای کسایی که هنوز این رو نخوندن اگه پیدا کردین با ترجمه ی فرزانه بگیرید.متشکرم.
-------------------------------------------------------------
* کی به انداختن سنگی برکه را بی ماه میتوان کرد..

TeachMe
01-02-2011, 14:18
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] Xq-5i9DDUKO4xSpqgGqtA&t=1

چند وقت پیش کنار خیابون یه کتاب پیدا کردم از بزرگ علوی .اسم کتاب نامه ها بود .چاپش قدیمی بود و از اینکه شاید دوباره چاپ شده باشه اطلاعی ندارم اما متن کتاب شامل چنتا داستان کوتاه زیبا و گویای مسایل و مشکلات جامعه بود...

نامه ها عنوان یکی از داستان های این کتاب هست که در اون فرد دیکتاتوری که زمانه اش به سر اومده با دخترش به تنهایی در گوشه ای زندگی میکنه و این فرد مدام نامه های تهدید آمیز و عتاب آلودی دریافت میکنه و دائم در هراس و ترس به سر میبره و دریافت نامه های تهدید به قتل همچنان ادامه داره ..اواخر داستان معلوم میشه کسی که نامه ها رو میفرسته کسی نیست جز...
گفتنی است که بزرگ علوی به خاطر مجموعه داستان نامه ها (گیله مرد یکی از داستان های همین مجموعه است) در سال ۱۹۵۳ میلادی مدال شورای صلح جهانی را دریافت کرد .اگه خواستید این کتاب رو میشه از اینترنت به راحتی دانلود کرد ...لینکای مختلفی هست اما چون از سالم بودن لینکا مطمئن نیستم انتخاب رو به خودتون واگذار میکنم...
خرسند باشید .

TeachMe
01-02-2011, 14:48
مکتوب
مطمئنم بیشتر شماها داستان های نویسنده ی شهیر پائولو کوئلو رو خوندید ..آثاری مثل کیمیاگر با اون شهرت جهانی.. کنار رود پیدرا و زیارت .کوه پنجم و .. اما در بین همه ی کتاباش یه کتابی خیلی روی من اثر گذاشته و اون مکتوب هست
مکتوب داستان نیست بلکه شامل مجموعه ای از سخنان حکیمانه و تجارب شخصی و پند گونه ی نویسنده است .. یه جایی توی این پند ها دیدم که نوشته بود ...مردمان بومی افریقا یا امریکای لاتین میدونید چطور میمون شکار میکنن؟؟ اونا میارن یه نارگیل بزرگ رو سوراخ میکنن و توشو خالی میکنن و یه موز رو طوری داخلش میذارن که به راحتی در نیاد و نارگیل رو نزدیک محلی که میمونا هستن میذارن و به کمین میشینن ..همین که میمون نارگیل رو توی دستاش گرفت ..دستش رو داخل نارگیل فرو میکنه تا موز رو در بیاره و در همین لحظه کسی که به کمین نشسته به طرف میمون میدوه تا شکارش کنه و میمون فرد رو میبینه اما چون موز رو توی دستاش گرفته نمیتونه از شاخ و برگ درختا برای فرار کمک بگیره ..اون نمیدونه برای فرار کافیه موز رو رها کنه و دستش رو از درون نارگیل بیرون بکشه ...ابن یه تمثیل بود برای دانه و دام ..و کسایی که فریب میخورن و در عین حال تنها راه نجاتشون دل کندن از دانه است تا از دام بگریزند اما انسان دقیق مثل اون میمون رفتار میکنه گاهی...

ببخشید طولانی شد من چنتا نکته ی دیگه از این کتاب یاد داشت کردم که مینویسم براتون..
00 ای سالک راهی وجود ندارد ..راه آنگاه پدیدار میشود که گامی برداری
..استاد میگوید : (( بنویس !! نامه خاطرات روزانه و یا حتی یادداشت کوچکی به هنگام صحبت کردن با تلفن ..به هنگام نوشتن به خداوند و به دیگران نزدیکتر میشویم اگر میخواهی نقش خود را در دنیا بهتر درک کنی بنویس . بکوش که روحت را در نوشتن بگذاری حتی اگر کسی نوشته ات را نخواند و یا بدتر از آن کسی نوشته ات را بخواند درحالیکه تو نمیخواستی خوانده شود .حقیقت ساده ی نوشتن به ما کمک میکند تا افکارمان را سازماندهی کنیمو اطراف خود را با وضوح بیشتری ببینیم . یک کاغذ و قلم معجزه میکنند درد را تسکین میدهند به رویاها جامه ی عمل میپوشانند و امید های بر باد رفته ر ا زنده میکنند . واژه قدرت دارد ))
این کتاب رو با برگردان آرش حجازی بخونید البته اگه گیرتون اومد . عکس کتاب رو هم نمیذارم چون فکر نکنم دیگه مجوز چاپ بش بدن .قدیمیشو بگیرید. سپاس گزارم.

rosenegarin13
01-02-2011, 22:44
گتسبی بزرگ

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



دومین رمان بزرگ قرن بیستم نوشته ی اسکات فیتس جرالد ..

داستان توسط نیک روایت میشه، نیکی که به غرب نیویورک میاد تا کار کنه .. خونه ای در همسایگی شخصی به نام گتسبی میگیره .. گتسبی هویت مجهولی داره و هر کس اون رو متهم به یه کاری می کنه و هیچکس نمی دونه گتسبی چی کاره هست ولی همه از مهمونیهای بزرگی که گتسبی میده لذت میبرن...و دلیل دادن این مهمونی ها خودنمایی نیست..خودنمایی که اکثر ساکنین این منطقه از نیویورک بهش عادت دارن.. این حقیقت تا اواسط داستان مخفی میمونه .. نیک آدم کنجکاوی نیست و تمام اتفاقات و اطلاعاتی که در اختیار خواننده قرار میده بر حسب اتفاق هست...دخترعموی نیک(دی زی) تو منطقه شرق نیویورک با همسرش تام ساکنه .. تامی که به همسرش وفادار نیست و روابطی خارج از چارچوب ازدواج با مرتل(زن ویلسون؛ یه کارگر پمپ بنزین) داره...در طول داستان نیک با جوردن بیکر(دوست دیزی) وارد یه رابطه ی عاطفی میشه که در طول داستان، نیک جز دو یا سه پاراگراف بهش اشاره نمیکنه...چرا که قهرمان روایت نیک، گتسبی هست..گتسبی عاشق که برای به دست آوردن دی زی تمام زندگیش شبیه یک رویا شده...گتسبی عاشق که دی زی رو اونقدر تو رویاهای خودش بزرگ کرده که حقیقت وجودی خودش رو فراموش کرده و یک عمر نقش بازی کرده...یک عمر رویا برای به دست آوردن عشقش .. روایت غیر رمانتیک نیک از این جریان رمانتیک این رمان رو از یک رمان عشقی معمولی فراتر برده و خواننده رو تا خط های آخر مشتاق نگه میداره...نه مشتاق دونستن پایان داستان...مشتاق خط به خط این روایت عمیـــق...

دو تا نکته که لازم میدونم اشاره کنم:


ترجمه ای که من از این کتاب خوندم از آقای کریم امامی هست(انتشارات نیلوفر) و به دلیل وجود اسم های زیادی که تو این رمان هست و اصطلاحاتی که به کار رفته تو صحبت های شخصیت ها؛ اولش چندان رمان جذابی به نظر نمیرسه...راوی خیلی آروم پیش میره و از نیمه ی دوم رمان خواننده رو با خودش همراه می کنه .. البته تمام اصطلاحات توضیح داده شده تو این کتاب و نامه هایی که به نویسنده راجع به رمان نوشته شده و جواب نویسنده به این نامه ها هم ترجمه و چاپ شده...ترجمه کامل و دقیقی هم هست...
یک فیلم شاخص از این رمان ساخته شده به کارگردانی جک کلیتون...

و در نهایت اینکه، این رمان 226 صفحه ای رو از دست ندید : )

karin
03-02-2011, 07:47
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


همیشه عنوان این کتاب رو بسیار دوست داشتم و بر آن شدم بخونمش تا از محتواش هم با خبر بشم. داستان درباره دو کارگر روز مزده و یکی کوچک و نسبتا باهوش و دیگری قوی هیکل و دارای اختلالات ذهنی. این دو نفر با هم سفر میکنند و به مزرعه ای جدید برای کار میروند و اتفاقاتی در اونجا براشون میوفته

با داستان رئال و غم انگیزی رو به رو هستیم. فقر و بدبختی و فاصله طبقاتی و تبعیض نژادی و ... و البته کور سوی امیدی که هنوز گاهی وقت ها در دل طبقه رنج کشیده پیدا میشه
و حقیقت تلخی که اکثریت این بدبختی رو پذیرفتن و برای بهبود شرایط کاری نمیکنن و حتا دیگران رو هم از این کار منصرف میکنن و ..

کلا داستان تلخی بود. با پایانی تلخ تر. در پایان خوندنش حالمان گرفته شد ولی خب شخصیت ها و روابط داستان پیچیدگی هایی داشت که روند داستان رو علارغم تلخیش جذاب میکرد

اگر به این سبک داستان ها علاقه دارید پیشنهاد میشه ولی برای کسانی که به این ژانر علاقه ای ندارند شاید گزینه ی مناسبی نباشه

karin
06-02-2011, 19:00
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


نمایشنامه ی منحصر به فردی از آنتوان چخوف
این نمایشنامه آخرین نمایشنامه ی چخوف هست و پیرامون ساکنان یک باغ آلبالوست که در شرف از دست دادن باغشان هستند. شاید اگر تحلیل و توضیح ابتدای کتاب و یا مقالات مربوطه رو نخونید خیلی به تعابیر کنایی آن پی نبرید اما جدای از تحلیل ، روند نمایشنامه و داستان جذاب هست و خواننده رو جذب خودش میکنه. در واقع باغ آلبالو نمادی از روسیه هست و هر یک از شخصیت ها نماد یک قشر خاص در روسیه
جزو شاهکارهای چخوف هست به نظرم
در کل پیشنهاد میشه

Ghorbat22
07-02-2011, 12:17
کتاب حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه از مصطفی مستــــور


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




این دومین کتاب بعد از روی ماه خداوند رو ببوس از ایشون بود که مطالعه کردم.
شامل چنتا داستان کوتاه بود که شدیدا از خوندشون لذت بردم
که بیشتر اونها حکایت از عشق هایی میکرد که یه جورایی ناتمام می مونه
در قالب چند صفحه به شکلـــی عمیـــق, نوشته تاثیرش رو روی خواننده می ذاشت
خیلی کم حجمه ...
حتما مطالعه کنید:46:

TeachMe
07-02-2011, 13:57
دفترچه ممنوع


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


آلبا دسس پدس - بهمن فرزانه
قبل از معرفی کتاب دو نکته رو میخوام بگم اول یه سوال دارم : چرا فقط داستان معرفی میشه اینجا ؟ لطفا از کتابای جالب و خیلی مفید دیگه ای که میخونید اسم ببرید . و دوم :
من فکر میکنم برای معرفی کتاب و تشویق به مطالعه اون جالب تر اینه که بخش کوتاهی از متن خود کتاب رو اینجا بنویسیم نه اینکه برداشت شخصی خودمون رو ازش بیاریم . توی دو تا پست من این کار رو کردم اما پست هام حذف شدن .
به هر حال ممنونم .


یه زن میان سال توی یه اداره به عنوان منشی شخص رییس کار میکنه .این زن از روزمرگی های زندگی خصوصیش خسته شده و از طرف دیگه رابطه ی عاطفی که بین اون و شخص رییس به وجود میاد باعث میشه شیرینی یک شروع دوباره با شخص رییس و رویای سفر با اون رو در ذهنش تداعی کنه ..این زن شرح خاطرات و گفتگوهای درون ذهنش و همچنین ماجرای رییس و گفتگو هایی که با اون داره رو در یک دفترچه یادداشت میکنه و به شدت از خونده شدن دفترجه توسط همسرش وحشت داره (دفترچه ممنوع) ..کل داستان روندی صعودی داره و خواننده رو به پیگیری ادامه داستان تا فهمیدن نتیجه علاقمند میکنه ..
نتیجه ای که شخص پس از خوندن کتاب میگیره شاید برای افراد، مختلف باشه اما برای من یه پند اخلاقی بود . متشکرم.

TeachMe
07-02-2011, 16:47
داستان های کوتاه چخوف

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


جلد اول از داستانهای کوتاه چخوف رو میخوندم و یکی از داستان هاش رو تایپ کردم و قبلا هم توی سایت گذاشتم اینجا میذارم شاید همین دوستان رو ترغیب کنه ..
شاید طولانی بشه اما اگه طولانی شد بگین که خودم حذفش کنم.متشکرم.

نقل از دفتر خاطرات یک دوشیزه

۱۳ اکتبر:بالاخره بخت در خانه ی مرا هم کوبید!می بینم و باورم نمیشود.زیر پنجره های اتاقم جوانی بلند قد و خوش اندام و گندم گونو سیاه چشم قدم می زند و از پنجره های خانه مان چشم بر نمیدارد .وانمود کردم که بی اعتنا هستم .
۱۵اکتبر:امروز از صبح باران سیل آسا می بارد اما طفلکی همان جا قدم می زند به پاداش از خود گذشتگی اش چشم هایم را برایش خمار کردم و یک بوسه ی هوایی فرستادم.لبخند دلفریبی تحویلم داد.او کیست؟ خواهرم واریا ادعا میکند که طرف خاطر خواه او شده و به خاطر اوست که زیر شر شر باران خیس می شود .راستی که خواهرم چقدر امل است .آخر کجا دیده شده که مردی گندمگون عاشق زنی گندمگون شود؟ مادرمان توصیه کرد بهترین لباس هایمان را بپوشیمو پشت پنجره ها بنشینیم .می گفت : گرچه ممکن است آدم حقه بازی و دغلی باشد اما کسی چه میداند شاید هم آدم خوبی باشد حقه باز ..! این هم شد حرف؟!..مادر جان راستی که زن بی شعوری هستی !
۱۶ اکتبر:واریا مدعی است که من زندگی اش را سیاه کرده ام .انگار تقصیر من است که او مرا دوست دارد ،نه واریا را ! یواشکی از راه پنجره ام ،یاد داشت کوتاهی به کوچه انداختم. آه که چقدر نیرنگ باز است! با یک تکه گچ روی آستین کتش نوشت :((نه حالا )) بعد قدم زد و قدم زد و با همان گچ روی دیوار نوشت :(( مخالفتی ندارم اما بماند برای بعد ))و نوشته اش را فوری پاک کرد . نمیدانم علت چیست که قلبم به شدت می تپد.
۱۷ اکتبر:واریا آرنج خود را به تخت سینه ام کوبید .دختره ی پست و حسود و نفرت انگیز ! امروز او مدتی با یک پاسبان حرف زد و چندین بار به سمت پنجره های خانه مان اشاره کرد.از قرار معلوم دارد توطئه می چیند لابد دارد پلیس را می پزد!.. راستی که مردها ظالم و زور گو و در همان حال مکار و شگفت انگیز و دلفریب اند!
۱۸ اکتبر:برادرم سریوژا ،بعد از یک غیبت طولانی شب دیر وقت به خانه آمد.پیش از آنکه فرصت کند به بستر برود به کلانتری محله مان احضارش کردند.
۱۹ اکتبر: پست فطرت !مردکه ی نفرت انگیز !این موجود بی شرم در تمام دوازده روز گذشته ،به کمین نشسته بود تا برادرم را که پولی سرقت کرده و متواری شده بود،دستگیر کند.
او امروز هم آمد و روی دیوار مقابل نوشت:(( من آزاد هستم و می توانم)).حیوان کثیف !..زبانم را در آوردم و به او دهن کجی کردم!

karin
07-02-2011, 19:31
داستان های کوتاه چخوف

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


جلد اول از داستانهای کوتاه چخوف رو میخوندم و یکی از داستان هاش رو تایپ کردم و قبلا هم توی سایت گذاشتم اینجا میذارم شاید همین دوستان رو ترغیب کنه ..
شاید طولانی بشه اما اگه طولانی شد بگین که خودم حذفش کنم.متشکرم.

نقل از دفتر خاطرات یک دوشیزه

۱۳ اکتبر:بالاخره بخت در خانه ی مرا هم کوبید!می بینم و باورم نمیشود.زیر پنجره های اتاقم جوانی بلند قد و خوش اندام و گندم گونو سیاه چشم قدم می زند و از پنجره های خانه مان چشم بر نمیدارد .وانمود کردم که بی اعتنا هستم .
۱۵اکتبر:امروز از صبح باران سیل آسا می بارد اما طفلکی همان جا قدم می زند به پاداش از خود گذشتگی اش چشم هایم را برایش خمار کردم و یک بوسه ی هوایی فرستادم.لبخند دلفریبی تحویلم داد.او کیست؟ خواهرم واریا ادعا میکند که طرف خاطر خواه او شده و به خاطر اوست که زیر شر شر باران خیس می شود .راستی که خواهرم چقدر امل است .آخر کجا دیده شده که مردی گندمگون عاشق زنی گندمگون شود؟ مادرمان توصیه کرد بهترین لباس هایمان را بپوشیمو پشت پنجره ها بنشینیم .می گفت : گرچه ممکن است آدم حقه بازی و دغلی باشد اما کسی چه میداند شاید هم آدم خوبی باشد حقه باز ..! این هم شد حرف؟!..مادر جان راستی که زن بی شعوری هستی !
۱۶ اکتبر:واریا مدعی است که من زندگی اش را سیاه کرده ام .انگار تقصیر من است که او مرا دوست دارد ،نه واریا را ! یواشکی از راه پنجره ام ،یاد داشت کوتاهی به کوچه انداختم. آه که چقدر نیرنگ باز است! با یک تکه گچ روی آستین کتش نوشت :((نه حالا )) بعد قدم زد و قدم زد و با همان گچ روی دیوار نوشت :(( مخالفتی ندارم اما بماند برای بعد ))و نوشته اش را فوری پاک کرد . نمیدانم علت چیست که قلبم به شدت می تپد.
۱۷ اکتبر:واریا آرنج خود را به تخت سینه ام کوبید .دختره ی پست و حسود و نفرت انگیز ! امروز او مدتی با یک پاسبان حرف زد و چندین بار به سمت پنجره های خانه مان اشاره کرد.از قرار معلوم دارد توطئه می چیند لابد دارد پلیس را می پزد!.. راستی که مردها ظالم و زور گو و در همان حال مکار و شگفت انگیز و دلفریب اند!
۱۸ اکتبر:برادرم سریوژا ،بعد از یک غیبت طولانی شب دیر وقت به خانه آمد.پیش از آنکه فرصت کند به بستر برود به کلانتری محله مان احضارش کردند.
۱۹ اکتبر: پست فطرت !مردکه ی نفرت انگیز !این موجود بی شرم در تمام دوازده روز گذشته ،به کمین نشسته بود تا برادرم را که پولی سرقت کرده و متواری شده بود،دستگیر کند.
او امروز هم آمد و روی دیوار مقابل نوشت:(( من آزاد هستم و می توانم)).حیوان کثیف !..زبانم را در آوردم و به او دهن کجی کردم!



سلام

داستان های چخوف عالی اند
من با داستان های کوتاهش تو کتاب های دانشگاه آشنا شدم و جدیدا دارم کتاب هاش رو میخونم و واقعا از هنر نویسندگیش لذت میبرم. ایده هایی که برای بیان حرفش انتخاب میکنه واقعا منحصر به فرده. هر داستانش کلی ذهن آدم درگیر میکنه...

در مورد سوالتون هم باید بگم لازم نیست کتاب صرفا رمان باشه ولی محتواش به گونه ای باشه که با موضوع انجمن تا حدودی در ارتباط باشه : )
دوم اینکه برای قرار دادن بخش های زیبای کتاب تاپیک بخشي زيبا از كتابي كه خوانده ام ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) موجود هست به اونجا مراجعه کنید. اینکه شما بخشی از کتاب رو در پستتون بیارید هیچ ایرادی نداره اما توضیحی در مورد کتاب رو هم حتما ذکر کنید

موفق باشید:11:

amir 69
07-02-2011, 21:08
بازگشت شازده کوچولو ؛
نوشته ی ژان پیر داوید
نشر پیام امروز

برگردید به شازده کوچولو معروف خودمان،
به آن صفحه ی سفید که دیگر شازده کوچولویی تویش نیست.
به آنجا اگزوپری می گوید اگر از آنجا رد شدید و کودکی را دیدید
که موهایش طلایی است
که می خندد
که جواب سوال هاتان را نمی دهد
برایش نامه بنویسید که بیشتر از آن غمگین نباشد.
یادتان آمد؟

اقای نویسنده شازده کوچولو را دیده،
و این کتاب نامه ی اوست به اگزوپری.
و داستان از این قرار است به همان سبک اگزوپری:
یک ببر توی سیاره ی کوچک ِ شازده کوچولو پیدا شده
و شازده کوچولو برگشته به زمین که یک شکارچی ببر پیدا کند.

تجربه جالبیه. با یادآوری این نکته که اگزوپری یه چیز دیگه ست.

amir 69
07-02-2011, 21:59
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

هنر همیشه بر حق بودن
آرتور شوپنهاور
ترجمه عرفان ثابتی
نشر ققنوس

سی و هشت راه برای پیروزی در هنگامی که شکست خورده اید.

شاید این کتاب خیلی محترمانه نباشد، اما در تقابل با حریفت، موقعیت هایی هست ( دارم از موقعیت های جدلی حرف می زنم) که فقط پیروزی مهم است. به هر قیمتی. مهم نیست که بر حق باشی یا نه.
می شود از ان طرف هم نگاه کرد. مثلا در مقابل حریفی قرار گرفته ای که دارد بی شرفانه حق ت را پایمال می کند. اینکه بدانی داری ازکجا می خوری خیلی می تواند کمک ت کند.
جور دیگری هم میشود گفت؛ مثلا اینکه یک حقیقت ظاهری برتری را به حریفت میدهد، تو با این ترفند ها می توانی بیشتر فکر کنی و حقیقتی را که می گویی اثبات کنی.
اما اینکه چرا اصولا ما در چنین جدل هایی صرفا به دنبال پیروزی هستیم نه پیدا کردن حقیقت، نویسنده در مقدمه ی کتاب می گوید که این صرفا ناشی از دنائت فطری طبیعت انسان است.

Miss Artemis
08-02-2011, 02:50
بهار 63 - مجتبا پور محسن

تو مجله ی تندیس خوندم که آقای پدرام حربی برگزیده ی بخش طراحی جلد نشریات در نمایشگاه سرو نقره ای شدن.

عکس جلد مجموعه ی کتاب های قفسه ی آبی رو هم اونجا دیدم

در واقع طراحی جلد زیبای این کتاب باعث شد که کنجکاو بشم و دنبالش بگردم.[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

پشت جلد:
من خیانت میکنم . به خودم خیانت میکنم. به چیزهایی که فکر میکنم....



فکر میکردم داستان در مورد خیانت باشه ....در واقع بود ولی به نظر من در این کتاب افکار گوینده خیلی مهم تر از چیزهاییه که بهش فکر میکنه.

تو این کتاب ما شنونده ی افکار نویسنده هستیم .... و دنیا رو از چشم فرزین که شخصیت اصلی داستان هست میبینیم

ما حتی شخصیت های دیگه رو فقط از دیدگاه نویسنده میبینیم ....و اجازه ی قضاوت در مورد اشخاص دیگه به ما داده نشده.چون شناختی از اون ها نداریم.

برای من در طول داستان این نکته مبهم بود که تهمینه چه جور زنی ست؟ چه خصوصیات اخلاقی ای داره؟ و سوال هام بی جواب موند.شاید به این دلیل که ذهن ما از موضوع اصلی منحرف نشه نویسنده پرداختی روی شخصیت های دیگه نداشت.

سردرگمی ها برای خواننده کاملا قابل درک هست.افکار دیوانه کننده ای که به مغز آدم هجوم میاره.شک و دودلی های ناشی از عذاب وجدان. و گاهی افکار کاملا بی ربط به موقعیت....و نا خودآگاه

کتاب جالبی بود ....من واقعا ازش لذت بردم.[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Ghorbat22
09-02-2011, 17:53
کتــــاب توان بی پـــــایـــان از آنتــــــونی رابیـــــنز


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



کتاب شامل مجموعه فصل هایی هست که در ارتباط با رمور موفقیت در زندگی صحبت می کنه
و یک سری اصولی رو بیان می کنه که باعث میشه افراد به کشف و شکوفایی ِ استعداد هاشون قدم بردارن
و با بیان ویژگی ها و خلاصه ای از زندگی افرادی قهرمان بقیه نیز اونها رو در خود پرورش بدن.
این کتاب به 12 زبان ترجمه شده و از جمله پر فروش ترین کتاب های علم روانشناســـی هست
من که خیلی لذت بردم و در کل کتاب انرژی دهنده ای بود

:20:

amir 69
09-02-2011, 22:16
وردی که بره ها می خوانند / رضا قاسمی
انتشارات خاوران - پاریس 2007 ( نسخه ی انترنتی )
؛
مگر نه اینکه هر چیزی غرامتی دارد؟
چهل پله است برای رسیدن به سه تار جادویی. باید توی محل های قدیمی گشت. درها کند و نشست هی رنده کرد.
نویسنده برای ما تعریف می کند راه رسیدن به پله ی چهل را.
خاطراتی که پیچ می خورد به دوران کودکی اش. در آن خانه های منظم و ان دوستی های کودکی.
اینها را توی بیمارستان به یاد می آورد. با همان طنز و کنایه ی مخصوص خودش.

پ.ن: رضا قاسمی این رمان را در به صورت بداهه روی وبلاگش نوشت. البته نسخه ی نهایی اش پس از ویرایش بیرون آمد؛
اما به این ترتیب بود که آقای نویسنده هر شب می آمد توی وبلاگش یک قسمت اش را می نوشت تا داستان شکل گرفت.
رضا قاسمی می گوید این یک جور نشان دادن لباس زیر خود به خواننده است. اما او این کار را می کند.
برای اولین بار برای فارسی زباناند. شجاعت می خواهد این طور نوشتن. برای همین کارهایش هست که دوست می دارمش.

اگر خواستید بگویید برایتان آپ لودش کنم

amir 69
09-02-2011, 22:41
در ستایش نامادری / یوسا
( نسخه ی اینترنتی )

داستان هوس ها و شیطنت های کودکی نو بالغ، که نامادری اش را دوست می دارد. که دید می زندش. که لمس می کند.
معصومیتی کودکانه در او هست که نامادری را که ما را گمراه می کند. تردید می کنیم در افکار شیطانی او. او آرام پیش می رود.
اما این داستان هولناک به این زودی تمام نمی شود. یوسا کار خودش را بلد است. داستان را می کشاند به تن. غلظت اروتیک را زیاد می کند. حواس ما را پرت می کند.
به قول سرهرمس، یوسا حواس ادم را پرت می کند. چشم ما را می کشاند به کپل ها و سرین ها، مارا می کشاند به مراسم تن شویی شبانه ی پدر.

نسخه ی الکترونیکی در پروفایلم هست. : )

Mahdi Hero
12-02-2011, 20:33
در جستجوی زمان از دست رفته/طرف گرمانت 1 و 2/مهدی سحابی
در جستجوی زمان از دست رفته جلد سوم برای من از 2 جلد قبل لذت بخشتر بود و بيشتر می توانستم با کتاب ارتباط بر قرار کنم و از تشبيهات زيبای پروست در کتاب لذت ببرم در جلد سوم پس از گذشت مدتی ما با يک حادثه تلخ مواجه ميشويم مادربزرگ عزيز بر اثر بيماری فوت ميکند مادربزرگی که جز نيکی و خوبی برای نوه خود چيزی نميخواهد.اويی که در جلد اول بر خلاف نظر دکتر که برای نوه بيمارش نوشيدن مشروب را توصيه کرده بود از اين کار جلوگیری می کند اما همين که درد و رنج و سلفه های نفس گير نوه دلبندش را می بيند خود در نيمه شب برای تهيه مشروب به بيرون از خانه می رود. اما در جلد سوم او ديگر در کنار ما نيست و در اوايل قسمته دوم کتاب از پيش ما ميرود و ما نيز با راوی در سوگ از دست رفتن او ميشينيم.در اين جلد اتفاقی ديگری نيز صورت می يابد راوی که روز ها و ساعت ها برای رفتن به محفل گرمانت ها نقشه کشيده بوده و در ديد او اين اشراف انسان های وارسته می باشند پس از ورود به محفل آنان متوجه می شود که چقدر آنان انسان های ساده و پيش پا افتاده اي هستند انسان هايی که از هنر فقط نامی رو يدک می کشند و از واژگانی در صحبت کردن خود استفاده می کنند که حتی معنايی آن را نمی دانند و فقط اين کار را برای نوعی نشان دادن شخصيت خود به کار می برند.راوی ديگر علاقه ايی به محفل آنان ندارد و از آنان دلزده می شود.
شايد اين گفته راوی خود بهترين دليل و تشبيه در اين مورد باشد:
چگونه می شد تا پيش از بحثها احساس دلسردی نکنم؟هر کدام از ميهمانان آن شب،با نام اسرار آميزی که تا آن زمان او را،دورادور،تنها به همان نام شناخته و درباره اش خيالبافی کرده بودم،اما با جسم و ذهنيتی شبيه به همه آدمهای ديگری که می شناختم،يا حتی پست تر،همان حس پيش پا افتادگی و ابتذالی را به من داده بود که شايد پا گذاشتن به بندر دانمارکی السينور هر کتابخوان شيفت هملت را دچارش کند.بی گمان، آن مکانهای جغرافيايی و آن گذشته کهنی که مايی اي از جنگلهای بلند و ناقوسخانه های گوتيک را به نام آن آدمها می افزود،تا اندازه اي به چهره ها،صورتی باقی مانده بود که علت در معلول،يعنی شايد به گونه اي که می شد عقل به آنها پی ببرد،اما خيال را هيچ نمی انگيخت.

قسمت های زيبايی از کتاب:

اثری که يک فرد يا يک نمايش پر قدرت و استثنايی اجرای آن بر ما می گذارد،اثری خاص است.هنگام تماشا تصوراتی از زيبايی،قدرت سبک،رقت انگيز، و مانند آنها را همراه خود داريم که، در نهايت، می شود بپنداريم که مصداقشان را در پيش پا افتادگی يک استعداد يا يک چهره نه خيلی بد ديده ايم،اما آنچه در برابر ذهن هشيار ما پافشاری خود می نمايد شکلی است که ذهن ما هيچ مرادف فکری برای آن ندارد و ناگزير بايد به راز آن پی ببرد.آوايی تيز،لحنی با حالت استفهامی شگرف می شنود،از خود می پرسد:زيباست؟اين حسی که به من دست داده حس ستايش است؟آيا غنای الحان،فخامت،قدرت بيان همين است؟و آنچه دوباره به او پاسخ می گويد صدايی تيز و لحنی شگرف استفهامی است،تاثيری جبارانه ناشی از موجودی که نمی شناسيم،موجودی يکسره مادی که در او هيچ فضای خالی برای قدرت اجرا باقی نمانده است.و به همين دليل،آثار به راستی زيبا،اگر صميمانه تماشايشان کنيم،آثاری اند که بيش از همه دلسردمان می کنند،زيرا در مجموعه تصوراتی که در ذهن خود گرد آورده ايم حتی يکی را نمی توان يافت که با يک تاثير فردی همخوانی داشته باشد.

به راستی پيش می آيد که با فرار رسيدن خواب آنچه را که شايد در بيداری می کرديم تنها در رويا به انجام برسانيم،يعنی پس از دگرگونی ناشی از خواب،و با افتادن به راه ديگری که در بيداری نمی رفتيم.و داستان يگانه ای ادامه می يابد اما به پايان ديگری می رسد.با اين همه،جهانی که در خواب می بينيم آن چنان متفاوت است که کسانی که به زحمت خوابشان می برد بيش از هر چيز می کوشند از جهان واقعی بيرون بروند.پس از آنکه، ساعتها پياپی،سرگشته با چشمان بسته در انديشه هايی همانند آنهايی غوطه می زنند که در بيداری گرفتارشان می بودند،دلگرم می شوند اگر ببينند که دقيقه گذشته بسيار سنگين از استدلالی بوده است که با اصول منطق و بداهت زمان هال تناقض آشکار دارد،چه اين غيبت کوتاه برايشان به معنی گشوده شدن دری است که شايد اندکی بعد بتوانند از طريق آن از جبر ادراک واقعيت بگريزند،بروند و به جايی کم و بيش دور از آن سری بزنند،و در نتيجه خوابی کم و بيش خوب بکنند.اما خود گام بزرگی است همين که به واقعيت پشت می کنيم،هنگامی که به نخستين مغاکی می رسيم که در آن تلقين به خويشتن،چون جادوگری معجون جهنمی بيماری های خيالی يا بازگشت بيماری های عصبی را برايمان تدارک می بيند،و چشم به راه ساعتی است که بحرانهای سر بر آورده در طول خواب ناخود آگاهمان چنان بالا بگيرد که ديگر خواب نماند.

گفته اند که سکوت نيرويی است.درست از جنبه ديگری،سکوت نيروی سهمگينی است که در اختيار معشوق.سکوت بر دلشوره انتظار دامن می زند.هيچ چيز به اندازه آنچه جدايی می اندازد آدم را به نزديک شدن به ديگری دعوت نمی کند،و چه صدی گريذناپذيرتر از سکوت؟نيز گفته اند که سکوت شکنجه اي است،و می تواند زندانيان محکوم به سکوت را به ديوانگی بکشاند.اما چه شکنجه اي بزرگتر از نه سکوت کردن.که سکوت دلدار را ديدن.

Hamid Hamid
19-02-2011, 14:51
سلام دوستان ...

به تازگي كتاب ديگري از سيد بزرگوار عالم عزيز محمد علي جمال زاده رو مطالعه كردم ...
اسم اين كتاب قصه ي ما به سر رسيد هست شامل:
1_حكايات استاد جمال زاده
2_ترجمه هاي ايشون
3_ برخي نامه هاي ايشون

خب بخش حكايات خيلي زيبا و خواندني بود ... و اغلب در مورد شعر و شاعري بود با تيتر هايي از قبيل پستچي شاعر / خياط شاعر / ملاي شاعر و حمامي شاعر كه دلالت به اين موضوع داره كه اين روز ها و در عصر معاصر درصد زيادي از مردم ادعاي شاعر بودن دارند و خيلي جالب هست كه ادعا ميكنند جد و ابا و اجدادشون هم شعر گفتن و چند ده هزار بيت از آثار اجدادشون رو هم دارند ...
با طنز شيريني اين موضوع رو مورد انتقاد قرار داده كه هر كسي نميتونه شاعر باشه ...

در قسمت نامه ها نامه هاي ايشون از ژنو به دانشگاه تهران رو نوشته كه درباره نشر و چاپ آثارشون به مسئولان اون دانشگاه توصيه هايي رو داشتند (در سال 1354) و از مسئولان خواسته اند كه سود فروش و چاپ اين آثار رو خرج كارهاي خيريه از جمله كمك به دانشجويان بي بضاعت در خارج از كشور كنند( از اونجايي كه استا جمال زاده خودشون هم از نوجواني وطن رو به قصد تحصيل ترك گفتن)
چند نامه هم به صورت رفت و برگشت از گفتگوي ايشون با صادق هدايت قيد شده كه جالبه ... صادق هدايت از استاد در مورد سبك نويسندگيشون كمك و نصيحت خواستند...
كلا جمال زاده ارتباط خوبي با صادق هدايت داشته به طوري كه در چند قسمت كتاب هايش نام صادق هدايت رو ذكر كرده مثل حكايت كباب غاز كه شخصيت داستان رو مشغول خواندن حكايات بي نظير صادق هدايت بيان كرده ...
هرچند بنده خودم با كارهاي صادق هدايت زياد ارتباط برقرار نكردم!!

در قسمت ترجمه هم چند حكايت زيبا و با معني فرنگي توسط ايشون ترجمه شده كه خواندنش خالي از لطف نيست ...

درود بر سيد بزرگوار محمد علي جمال زاده ... روحش شاد و يادش گرامي
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

farryad
28-02-2011, 21:30
چهار درد/ منیرالدین بیروتی
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

به قول یکی از منتقدین" بیروتی چهره غمگین ادبیات ماست"
و چقدر هم درسته این حرف.
رمان چهار درد که جایزه گلشیری رو هم به عنوان بهترین رمان در سال 84 یدک میکشه رمانی تلخه و تلخ.
نثر رمان عالیه. چیزی که در بقیه رمانهای روزگار ما کمتر دیده میشه.
نگاه چرک و کثیف بیروتی به پیرامون چرک و کثیف ترش باعث شده رمان رنگ و یویی ناتورالیستی به خودش بگیره.
حرف زیاد میشه زد اما کو حال و حوصله...
فقط بگم جلوی انتشار کتاب زمانی که میخواست به چاپ دوم برسه توسط وزارت فخیمه ارشاد اسلامی گرفته شد تا جوانهای پاک میهن اسلامیمون چشم و گوششون باز نشه!

Mehrnaz1368
02-03-2011, 11:05
بووار و پکوشه
نوشته ی گوستاو فلوبر
ترجمه افتخار نبوی نژاد
داستان
نمونه زیبا و بارزی از پیوند دوستی بین دو دوست است که به صورت اتفاقی به هم بر می خورند و به لحاظ شباهت های واقعی که بین خود می بینند,این دوستی شکل می گیرد.ثروتی غیر منتظره به این دو دوست نخسه بردار اجازه می دهد رویای خود را تحقق بخشند
مسکن گزیدن در روستا و خرید ملکی برای خود و اباد کردن ان بدست خودشان.اما در انتظار انها فقط ناکامی در پی ناکامی است. دو دوست برای پی بردن به دلایل ناکامی خود, اوقات خود را صرف مطالعه و شناخت تمامی رشته های علوم می کنند.

deathbook
07-03-2011, 11:02
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

دلیلی برای دروغ گفتن نیست‌! من مانند بسیاری از هم‌ْجنسانم حقیقت را انکار نمی‌کنم‌: آن‌چه از زبان‌ِ قهرمان‌ِ این کتاب حکایت کرده‌اَم، ماجرایی‌ست که ـ در زمانی نه چندان دور ـ برای خودم اتّفاق اُفتاده‌! من حامله شُدم، به طفلی که در شکم داشتم عشق ورزیدم وَ...

اوریانا فالاچی

deathbook
09-03-2011, 22:47
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

به خدای ناشناخته
جان اشتاین بک

این کتاب از اون نوشته هایی هست که بارها و بارها می تونید بخونید . احساس ، تصویر سازی و شخصیت ها واقعا شاهکارن . خیلی ها جان اشتاین بک رو به موش ها و آدم ها می شناسن اما این کتاب واقعا زیباست و فکر می کنم دیگه تو ایران چاپ نشه

deathbook
14-03-2011, 19:58
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
نیروی اهریمنی اش
نوشته ی فیلیپ پولتمن

این کتاب سه جلده و اساسا یه چیزی تو مایه های هری پاتره (البته من هری رو نخوندم این جوری فکر می کنم )
شروع بسیار زیبایی داره و برای در رفتن از دست کتاب های خیلی سنگین و کتاب های بازاری فرصت خوبی به حساب می آد .

Mahdi Hero
01-04-2011, 09:05
آشيانه کرم سفيد کتابی به نويسندگی برام استوکر و ترجمه آرش حجازی
با نام برام استوکر بی شک آشنا هستيم کسی که شاهکاری به نام دراکولا رو خلق کرد داستانی که برای نوشتن آن بيش از هفت سال از عمر خود را صرف تحقيق و مطالعه در مورد آن کرد.
آشيانه کرم سفيد داستان جوانی است که متوجه می شود تنها بازمانده از يک خانواده ثروتمند است و فردی خودش را عموی او معرفی می کند و اين جوان همراه با اين مرد به دهکده ايی وارد می شود جايی که در آن افتادن اتفاقات عجيب و غريب و همچنين افسانه ها امری عادی است و او وارد يکی از همين درگيری ها می شود.
به نظرم کتاب به هيچ وجه چيزی باسه گفتن نداشت داستان به نحوی عجيب و غريبی سر و شکل خواستی نداشت معلوم نبود رابطه ادگار و بانو رابلا کجای داستان است يا ايجاد رابطه ميمی و شوهرش چگونه اينقدر سريع اتفاق افتاد.کتاب خوب نبود با نخوندنش چيزی رو از دست نخواهيد داد در ضمن ترجمه کتاب پر بود از اشتباه و اشکال
قسمت های زييبايی از کتاب:

اولين که بار با هم ملاقات کرديم،اصلا فکرش را نمی کرديم که به چنين گردابی کشيده شويم.تا اين جای کار درگير دزدی، و احتمالا جنايت شده ايم،اما جنايتی هزاران بار بدتر از تمامی جنايات پيش رويمان است بايد با رازی چندش آور روبرو شويم که هيچ پايان و انتهايی ندارد... با مرعوب کننده ترين نيروها،نيروهايی که ريشه در عصری دارند که
جهان با جهانی که می شناسيم بسیار متفاوت بود. ما در حال بازگشت به سرچشمه خرافات هستيم... به عصری که اژداها ها يکديگر را در لجنزار ها پاره پاره می کردند.نبايد از چيزی بترسيم...هيچ حاصلی ندارد،هر چند آن چيز بسيار غير ممکن،بسيار غير محتمل باشد.زندگی و مرگ به قضاوت ما بستگی دارد،نه فقط زندگی و مرگ خودمان،که زندگی و مرگ آنانی که دوست داريم.

به نزد من بيا اينک آنچه را که تحقير می کنی،آنچه را که دشمن می پنداری،خواهی ديد.هر آنچه می بينی از آن من است تاريکی و نور. به تو می گويم من بزرگتر از هر آن کسی هستم که هست،بوده يا خواهد بود.وقتی فرمانروای پليدی مسيح را به بالای کوهی برد و تمامی پادشاهی زمين را به او نشان داد،کاری را می کرد که گمان می کرد هيچ کس نمی تواند انجام بدهد.اما اشتباه می کرد.. من را فراموش کرده بود. من به سوی تو نور خواهم فرستاد،نوری که تا دژ های آسمان بالا خواهد رفت.نوری چنان عظيم که آن ابرهای سياه را محو خواهد نمود.بنگر بنگر با تماس دست من، اين نور ظاهر و عظيم می شود.. عظيم تر... عظيم تر

baktatun
14-04-2011, 13:44
من اسمش را زیاد شنیده ام اما نخونده ام . راستی این رمان است یا روشهای پزشکی در دوره فرعون؟

سلام .
این کتاب در واقع یه زندگی نامه یواقعیه که مریوط یه 3500 تا 4000 سال قبل از میلاد مسیح.
تو نوع خودش فوق العادس.توسط خود سینوهه نوشته شده پزشک مخصوص دربار فرعونیان.
البته باید بگم که سینوهه انواع مختلف داره!!!!!!!!!چون به خاطر بعضی از مسائلی که توش صریح بیان شده اکثر انتشارات ها بیشتر مطالبش رو سانسور میکنن،اما انتشارات ذبیح الله منصوری تنها انتشاراتی هستش که متن کامل رو ارائه میکنه.به همه یدوستان توصیه میکنم که حتما این کتاب رو بخرنن و مطالعه کنن.
اگر هم سوالی بود در خدمتم.

Mahdi Hero
15-04-2011, 13:25
چارلی ويلکاکس به نويسندگی شارون مک کی ترجمه ی شعله نوری
چارلی ويلکاکس داستان نوجوانی است که نسل در نسل پدران او کاپيتان کشتی بوده اند اما پدر و مادر او دوست ندارند که او اين مسير را طی کند بلکه دوست دارند او به کالج برود اما چارلی که از نوعی نقيصه در يکی از پاهای خود رنج می برد روزی پس از عمل پايش سوار کشتی ايی می شود برای آن که تب سوار شدن خود را به کشتی بکاهد اما کشتی که او سوار او می شود مسيرش به سمت درياهای آزاد نيست بلکه به سمت خط مقدم جنگ جهانی می رود و چارلی ناخواسته وارد اين جنگ می شود.
کتاب خوبی بود من بخش دوم کتابو بيشتر دوست داشتم به خصوص بخش های مربوط به ورود چارلی به خط مقدم و درگيری

Mahdi Hero
19-04-2011, 22:06
دوست بازيافته کتابی به نويسندگی فرد اولمن و ترجمه مهدی سحابی است

کتاب داستانش در مورد جنگ جهانی دوم و دو دوست است در گرماگرم زمانه ی پر آشوب و رويدادهای سرنوشت سازی که به استقرار نظام هيتلری انجاميد،دو نوجوان هم مدرسه اي زندگی به ظاهر آرام و بی دغدغه ای را می گذرانند.از اين دو يکی يهودی و ديگری از خاندان بر جسته ی اشرافی است که اين خانواده به طرفداری از هيتلر و نازيسم بر خواسته اند آشنايی و دوستی ساده ی دو همشاگردی دوام چندانی نمی يابد و کشمکش های سياسی و اجتماعی آن دو را کم کم از هم جدا ميکند.سرنوشت يکی تبعيد و گريز و مهاجرت نا خواسته است در حالی که همه چيز می تواند به طرقی و شهرت ديگری منتهی شود هانس يهودی که هم اکنون بيش از 30 سالست از وطنش دور است نامه اي از مدرسه ايی که روزگاری در آن با کنراد همکلاسی بود دريافت می کند نامه ليستی از کشته شدگان دانش آموزان در جنگ است و مطالبه مقداری پول برای بازسازی کرده هانس که هيچ وقت حاضر نيست اين قسمت دوران خود را به ياد بياورد سعی می کند آنها را در قسمتی از ذهنش مدفون کند شايد اين جمله کتاب از زبان هانس بيانگر همين حس او باشد که :زخمی که به دل دارم هنوز باز است،و هر بار که به ياد آلمان می افتم،گويی بر آن نمک می پاشم او به هيچ وجه حاضر نيست در مورد آلمان و آلمانی جماعت فکر بکند چه برسد به اينکه به آنان کمک کند اما او ليست را شروع به ديدن می کند و نامه کشته شدگان را که زمانی همکلاسی او بوده اند را می بيند اما در ليست حرفه مربوط به ه را نميبيند چون دوست ندارد ياد کنراد بيوفتد زيرا او و خانواده اش از هيتلر دفاع کرده بودند اما پس از چند ساعت جرات می کند و قسمت ه را می بيند و اينجاست پايان داستان پيانی که من هيچ وقت اونو فراموش نميکنم اولين سطر پايانی يک کتاب بود که مثله يک پتک به سرم ضربه زد و تا همين الان و شايد ساعت ها بعد از شوکی اين سطر بيرون نميام .

karin
22-04-2011, 17:09
بارون درخت نشین / ایتالو کالوینو / مهدی سحابی


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] %5CIl%20Barone%20Rampante.JPG


داستان در مورد پسری ست که در نوجوانی بر اثر یه بحث و سرکشی در مقابل خانواده به بالای درختی و میره و تصمیم میگیره دیگه پایین نیاد! از همون اول داستان با این حرکت غافل گیر میشی و تا میانه داستان هم حتا قبول نمیکنی که واقعا این کار رو برای همیشه انجام داده یا به زودی از تصمیمش برمیگرده و میاد بین آدم ها روی زمین

زندگی بالای درختان و رفع نیازهای مختلف انسانی و فعالیت هایی که انجام دادنش بالای درختا غیر قابل تصوره و نوع نگاه کوزیمو به زندگی و جریان های گذرایی که براش اتفاق می افته و همه و همه انقدر سریع اتفاق می افته و انقدر غیر معموله که وقتی به اخرای داستان نزدیک میشی دیگه اتفاق افتادن هر چیزی برات ممکن و عادی میشه!

یک جاهایی آدم به این فکر می افته شاید لذت زندگی در غیر معمول بودنشه و اینکه طوری باشی که هیچکس نیست و در عین حال میشه از جامعه و مردم هم جدا نبود.

در کل خیلی پشنهاد میشه : )

Mahdi Hero
22-04-2011, 23:58
وقتی مستی پريد به نويسندگی مايکل کدنم ترجمه ی ناهيد رشيد
کتاب وقتی مستی پريد از اون جمله کتاب هايی است که بشدت شمار دچار نارحتی و عذاب می کند کتابی تلخ که راوی سرگذشتی تلخ می باشد کتابی است که شما را با غم های يک جوان شريک می کند جوانی که بر اثر يک اتفاق نا خواسته بهترين دوست خودش را می کشد و برای اينکه پدر و مادر بهترين دوستش کمی اميد داشته باشند به آنها تلفن می زند و ادای دوست به قتل رسيده اش را در می آورد تا شايد پدر و مادر دوستش کمی آرامتر شوند شايد همين گفته مايکل کدم که خود نيز روانشناس می باشد در مورد اين معقوله دلنشین باشد مايکل کدم می گويد:بارها شنيده ام که قاتل به خانواده مقتول گم شده تلفن کرده و خود را جای عزيز از دست رفته آنها
جا زده است.در چنين حالتی قاتل می تواند دو انگيزه داشته باشد:به تاخير انداختن تحقيقات پليس،و يا عملی مشفقانه و از سر دلسوزی.اين عمل برای بار اول و دوم می تواند عادی باشد.ولی وقتی تکرار می شود بايد به چشم ديگری به آن نگريست.
اين کتاب رو از دست ندهيد بی شک کتابی است که با خواندنش فراموشش نخواهيد کرد.

amatraso
09-05-2011, 10:56
نا مه به کودکی که هرگز زاده نشد

این کتاب صحبت های یک مادر با جنینی چند ماهه است که در آن با کودک خود در باره مشکلات اجتماعی و فرهنگی جهان خود صحبت می کند، البته این کتاب در حوزه فرهنگ و اجتماع ما جایی ندارد اما به خوبی آرمان آزادی غرب را به تصویر می کشد. امیدوارم کتب معرفی شده را مطالعه کنید اما هیچوقت به هیچ نویسنده ای اجازه ندهید هرچه را [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]می خواهد به خوردتان بدهد.

---------- Post added at 10:56 AM ---------- Previous post was at 10:55 AM ----------

عقاید یک دلقک

ااین کتاب یک نقد جالب به دین داره، البته دین مسیحیت و حاکمیت و استسمار کشیش ها بر مردمی که قدرت تفکر و تصمیم گیری ندارند. به نظر من فیلم "سنتوری" یک ن[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]سخه ایرانی از این کتابه.

Ghorbat22
12-05-2011, 21:01
کــــــتاب نگــــــران نباش از مهســــــا محب عــــــلی

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



کتابی که چن هفته ای میشه تموم کردم ...

واسم کتـــاب خیــــــــلی جالبی بود ;

داستان با یه زلزله ای نه چندان شدید در تهران آغاز میشه و در مورد دختری به اسم شادی که راوی ِ داستان هست ادمه پیدا میکنه .

خود شادی یه فرد معتاه که عقایدش خیلی با خانوادش متفاوته و شخصیت بی پروایی داره.

شخصیت های گوناگونی در داستان هستن که هر کدوم در جریان زلزله کاری ُ دنبال می کنن.

لحنش واسم عجیب و البته دوس داشتنی و خیــــــلی عامیانه بود.

یه جور, تلخـــی ِ خاصی داره داستان که نویسنده به نحو عالی تونسته اون رو بیان کنه.

+

اینم اضافه کنم که برنده ی دهمین دوره ی جایزه ی منتقدان و نویسندگان مطبوعات به عنوان بهترین رمان سال 1387 و برنده ی جایزه بهترین رمان سال های 1388-1387از بنیاد گلشیری هست[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

amir 69
14-05-2011, 13:12
یادداشتهای یک دیکتانور ؛ دکتر هدایت‌الله حکیم‌اللهی.

«من دیکتاتورم و تسلط من بر اموال و انفس میلیون‌ها نفر نافذ و جاری است و صدها نفر را کشته و هزاران نفر را بجرم تخلف اوامردر زندان شکنجه نگاهداشته و صدها نفر را از کشور خارج و تبعید نموده‌ام. اما شما باید مرا بشناسید.. آری باید مرا بشناسید تا اجتماع را شناخته باشید تا مفاسد را شناخته باشید و بالاخره تا خور را شناخته باشید. من را اجتماع بوجود آورد و شما مرا تحویل گرفتید و پروراندید و اما... چگونه؟!... اینک بخوانید... داچ.»

داچ یک دیکتاتور فرضی‌ست که روایت می‌کند چه‌طور به این‌جا رسیده و دیکتاتور شده‌ست. از فقر کودکی می‌گوید، از این‌که در مدرسه معلم‌ها او را می‌زدند که عبرت بچه‌پولدارها باشد. از عاشق شدن‌ش، از خیانتی که وقتی به نظام برای ادای وظیفه می‌رود از او می‎‌بیند. از رنج‌های زندان، تبعید. و بعدش آزادی و کار کردن در خانه‌ی یک روسپی. و دوباره خیانت دیدن در مالی که به مردی سپرده بود. حرف‌های پدر معلم‌ش، عقاید مذهبی‌ش همه به نظر بی‌فایده می‌آید. وقتی می‌بیند با همه صداقت‌ش در زندان است. و با همه درستکاری‌ش همیشه دارد زیان می‌بیند. می‌فهمد کسی که دروغ می‌گوید وضعیت‌ش بهتر است. و کسی که خیانت می‌کند همیشه چیزی دارد. همه این‌ها تنفر اجتماعی را در او شعله‌ور می‌کند. و این میل به نابود کردن جامعه‌ای که جز رنج و بدبختی به او نرسانده با جهت‌گیری یک حزب وارد سیاست می‌شود و ... . داستان پر از اتفاقات ناگهانی‌ست. داچ تصمیم‌های وحشتناکی می‌گیرد. از کشت‌وکشتار و تهمت و ... .

amir 69
14-05-2011, 13:20
دیو؛ والتر دین مایزر، ترجمه‌ی شیدا رنجبر

استیو هارمون جوان شانزده ساله‌ی سیاهی‌ست که به‌جرم سرقت منجر به قتل در بازداشت‌گاه است. روزهای محاکمه‌ش است. و او به‌عنوان دانش‌آموز بااستعداد کلاس فیلم‌نامه‌نویسی شب و روز این مدت را فیلم‌نامه می‌نویسد: داستانی واقعی از یک زندگی رقت‌بار. نقش اصلی خودش است. می‌گوید بی‌گناه است. اما گاهی شب‌ها، در تاریکیِ سلول، که هم‌سلولی‌ها خوابند، وقتی صدای کتک خوردن یکی از دیوارهای چند سلول آن‌ورتر می‌آید، وقتی راحت، بی که کسی بفهمد گریه کرد، از خودش می‎‌پرسد چرا او آن روز در داروخانه بوده. چرا تصمیم گرفت آن‌جا باشد. نمی‌تواند گناه‌کاری خودش را گاهی قبول کند. دروغ می‌گوید. اما سخت به این اعتراف می‌کند. نمی‌کند اصلا. حواسش را از این همه سرگردانی پرت فیلم‌ش می‌کند. دوست دارد همه‌ این‌ها فقط فیلم باشد. اما نیست. و در آخر چیزی شکسته می‌شود انگار. چیزی که شاید دیگر نشود پرش کرد..

amir 69
14-05-2011, 13:41
بارون درخت‌نشین؛ ایتالو کالوینو.
دلم می‎‌خواد، واقعا می‌خواد، بدونم این ایده‌ی بالای درخت زندگی کردن از کجا پرید تو ذهن کالوینو. یعنی به‌قول کارین؛ خلاقیتش تو حلقم.:دي بارون درخت نشین حکایت شیرینی‌ست. زندگی کوزیموی بالای درخت به آدم یاد می‌دهد چه‌طور می‌شود جدا از مردم زندگی کرد و کنارشان هم بود. رعایت فاصله‌ها را یاد آدم می‌دهد. کمک کردن به دیگران را، ایستادن رو عقیده را. و در کنار این‌ها تغییر و شکل‌گیری شخصیت کوزیمو، علایق و دغدغه‌های یک بچه‌ی دوازده‌ساله تا پیرمردی خسته را خواننده حس می‌کند. از عشق می‌گوید.. از طبیعت؛ فصل‌هایی هست به‌قولی ستایش درختان است فقط.. از کارهای گروهی.. از تنهایی‌هایی که آدم نیاز دارد.. از زندگی.

dokhtaremashreghi1
16-05-2011, 17:06
من دوبار کتاب سینوهه رو خوندم ، واقعا قشنگه ، داستان زندگی فردی به نام سینوهه است که پزشک میشه و کم کم اینقدر رشد میکنه که پزشک مخصوص فرعون میشه . این کتاب از زبان خود سینوهه است که تمام رسوم ، مذهب و روش های پزشکی زمان فراعنه در مصر رو بازگو میکنه . و همچنین رازهایی از زندگی فراعنه . بخش جذاب این کتاب همزمان بودن سینوهه با حضرت یوسفه که متاسفانه سینوهه هیچ اسمی ازون نبرده . دلیلشو من نمیدونم شاید...

Mahdi Hero
19-05-2011, 17:57
مادر هند کتابی به نويسندگی ويجت کانا و ترجمه احمد جم است
به هيچ وجه داستان رو دوست نداشتم يک جوری شعار خالص بود از اون داستان هايی که ما تو کشورمون از افرادی که سمتی دارند بسيار ميشنویم افرادی که می خوان به زور به همه درس اخلاق بدند و اين درسشونم جز با شعار دادن انجام نمیدهند.مادر هند که من به خاطر ديدن فيلم سينماييش جذب ديدنش شدم به هیچ وجه کتابی نيست که اگر نخوانيدش چيزی رو از دست بدهيد داستان مادری است که يک تنه و تنها به جنگ و مبارزه با ظلم و استعمار می رود جالبه بدونيد که اين کتاب يکی از کتاب های محبوب در ميان مردم هند بوده است اما بی شک کتابی است فاقد ارزش ادبی



---------- Post added at 05:57 PM ---------- Previous post was at 05:55 PM ----------

زائر افسون شده به نويسندگی نيکالای لسکوف ترجمه ی حميد رضا آتش برآب
زائر افسون شده از اون جمله کتاب هايی است که آدم را ميخکوب می کند از اون جمله کتاب هايی که آدم يک نفس تا تهش را می خواند از اون دسته کتاب هايی که با خواندنش لذتی عجیب می برید کتابی که در برگيرنده زندگی پر اتفاق و حادثه يک انسان در طول بيش از 5 دهه از زندگيش است اتفاقاتی که علاوه بر جذابيت دارای نکات و حرف های عميقی انسانی و اجتماعی است. شايد اين معرفی پشت کتاب ترسيمی خوبی از اين داستان باشد: زائر-رعيتی چابک و آواره،و جنگجويی سالک-بهادر سياه پوشی است که داستان نيم قرن زندگی خود را به گونه اي عارفانه بازگو می کند:رام کردن اسبان وحشی،پيروزی بر قهرمان استپ ها،چيرگی بر وسوسه ی زن،قربانی قرار دادن خود برای نجات نزديکان،حماسه آفرينی در جنگ و عذاب اسارت،تعميد کودکان،ستيز با ابليس و پيشگويی سرنوشت کشور.مادرش نظر می کند تا او را به خدمت خدا بسپارد و پسر سعی دارد سوگند او را نقض کند و راه دنيا را بر می گزيند.با اين حال شيفتگی های معنوی در ضمن اين که او را از هلاکت می رهاند،از پس مرگی محتوم به صومعه می رساند،گرچه در آخر عيان می شود که علت اصلی آن گرسنگی و بی خانمانی است.
خواندن و لذت بردن از اين کتاب را از دست ندهيد.

rosenegarin13
19-05-2011, 18:57
مارک وَ پلو مجموعه ای از سفرنامه ها و عکس های منصور ضابطیان است. از اسمش بگیرید تا محتوای کتاب، جای فکر دارد. "مارک" که یک لغت انگلیسیست و "پلو" هم لغتی فارسی. این سفرنامه ها در سال های مختلف نوشته شده و همین شما را خسته نمیکند و ممکن است مثل من در عرض دو شب، یک کتاب 171 صفحه ای را تمام کنید.


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


مجموعه از کشور فرانسه آغاز میشود. گزارش سفر به فرانسه ترکیبیست از چند برخورد و خاطره. از مهمان شدن در خانه ی لویی-دوست منصور-که به یک راهرو شبیه هست بگیرید تا شرکت در یک کارناوال که معلوم نیست دلیل برگزاریَش چیست. از افراد کتابخوان که همه جا حضور دارند. از دزدی های دانشجویی در کتاب فروشی ها. از دیدارش از کاخ ورسای تا مهرانه که به خاطر عمل پیوند به فرانسه رفته و هنوز تکلیفش معلوم نیست.
بعد از آن یک سفر طولانی از پاریس تا بارسلون را تجربه میکند و چند روزی را دنیای کوچک اسپانیا میگذراند. با مجله های اسپانیا آشنا می شود و با گرانی آنجا دست و پنجه نرم می کند.
لبنان .. کشوری که دو بخش است.بخش مسیحی و مسلمان، که تازه از جنگ رها شده اند و به بازسازی کشورشان مشغولند.
هندوستان، جایی شبیه خودش! از انعام گرفتنشان میگوید .. از اینکه وقتی خواسته یک عکس بگیرد مجبور شده به سوژه های عکاسی پول بدهد .. از تاریخچه ی تاج محل میگوید و پولی که بابت اطلاعاتی که خودش میدانسته، داده!
پانزده روز نوروز را همراه با دلتنگی برای وطنش در ایتالیا میگذراند و بعد از آن اتریش و تنها جایی که میگوید نروید، ارمنستان است. مردمی که با فقر میسازند ولی دلشان خوش است.
با سفری برای مصاحبه با بازیگران "جواهری در قصر"، از کره جنوبی هم دیدن میکند و از نظم کره ای ها میگوید. وقتی ما را با عراق و سوریه و .. یکی می دانند ناراحت شده و جواب گرفته که مگر شما ما را با چینی ها و ژاپنی ها یکی نمی دانید؟
سفرش را با دیدن ایالات متحده آمریکا به پایان می رساند و شما باورتان نمی شود کتاب تمام شده و دوباره از اول شروع به خواندنش می کنید.

Mahdi Hero
21-05-2011, 04:57
در اول شروع مطلب يادآور ميشوم کسانی که کتاب رو اتمام نکردند بهتر است متن رو نخوانند چون ممکن است بخش هايی از کتاب برای آنها اسپويل بشود ممنون.
در جلد پنجم ميبينيم که راوی به طور مخفيانه با آلبرتين در خانه در حال زندگی است و در ضمن علاقه شديد به معشوق خود نيز دستخوش حسادتی زياد نسبت به او و همچنين رابطه های او با ديگران است رابطه های مشکوک که با دروغ های آلبرتين اين شک ها رو بيشتر می کند.راوی دچار شکی نسبت به احساسات آلبرتين شده که آيا او نسبت به زنان و دختران حس جنسی دارد يا نه.راوی همانند سوان در جلد اول در جستجوی زمان از دست رفته دچار نوعی دوگانگی در رابطه اش شده است.در جلد يکم همان گونه که خوانديم سوان نسبت به اودت ضمن ابراز علاقه نوعی حسادت و شک نسبت به رابطه های اودت با ديگران داشت و در نهايت پس از آنکه متوجه شد اودت با زنان ديگر نيز رابطه داشته است دست از اين حسادت برداشت و با اودت ازدواج کرد.در جلد پنجم نيز راوی دچار اين دوگانگی است و در جايی حسادت را اينگونه برای ما روايت می کند:''حسادت را هر قدر هم که پنهان کنی کسی که آن را انگيخته خيلی زود با خبر می شود و به نوبه خود بدل ميزند.می کوشد آدم را گول بزند و آنچه را که رنجش می دهد از او پنهان کند،زيرا در نا آگاهی چگونه می توان دريافت که در فلان جمله بی اهميت چه دروغ هايی نهفته است.جمله ای است که با ترس گفته شده،بی توجه شنيده شده است.بعد،در تنهايی دوباره به اين جمله فکر می کنی و به نظرت می آيد که خيلی با واقعيت سازگاری ندارد.اما آيا آن را درست به ياد می آوری؟پنداری آدم ناگهان درباره جمله و دقت حافظه خودش دچار شکی از همان نوعی ميشود که در جريان برخی حالت های عصبی نمی گذارد به يادآوری که آيا چفت در را بسته ای يا نه،نه در بار اول و نه حتی در پنجمين بار.چنان است که انگار اگر هزار بار هم اين حرکت را تکرار کنی باز حافظه دقيقی در کار نيست که به کمکت بيايد و خلاصت کند.اما دستکم اين هست که می توانی برای پنجاه و يکمين بار هم در را ببندی.در حالی که جمله نگران کننده را در گذشته و در شرايط نامطمئنی شنيده ای که تکرارش به دست تو نيست.آنگاه توجه خود را به جمله های ديگری بر می گردانی که چيزی درشان نهفته نيست و تنها راه حلی که نمی پذيری اين است که از همه چيز بگذری تا دلت نخواهد بيشتر بدانی.کسی که برانگيزنده حسادت است همين که از آن با خبر می شود آن را سوءظنی تلقی می کند که به نظرش توجيه کننده فريب کاری است.وانگهی،اين تو بوده اي که در کوشش برای بيشتر دانستن دروغ و فريب را آغاز کرده اي.''(صفحه 73).و در کتاب می خوانيم که چگونه آلبرتين،عشق راوی دروغ هايی سربند می کند و با وجود اين رفتار باعث آزار و نارحتی راوی ميشود تا جايی که راوی در مورد رفتار آلبرتين و عشقش نسبت به او اينگونه ما را آگاه می کند:"شگفتا که چيز هايی شايد از همه نا چيز تر ناگهان ارزشی استثنايی می يابد آنگاه آن کسی که دوست می داری پنهانشان می کند(يا کسی فقط همين دورويی را کم داشته تا دوستش بداری)!خود رنج الزاما آدمی را دچار عشق يا نفرت کسی که آن را بر انگيخته باشد نمی کند.به جراحی که تنت را به درد می آورد بی اعتنا می مانی.اما در شگفت می شوی اگر زنی که چندی می گفته که تو همه چيز اويی،بی آن که خود همه چيز تو باشد،زنی که ديدنش،بوسيدنش،نوازشش را خوش می داشته ای،با مقاومتی ناگهانی به تو بفهماند که در اختيارت نيست.اين سرخوردگی گاهی خاطره فراموش شده اضطرابی قديمی را زنده می کند که می دانی برانگيزنده اش نه اين زن،بلکه ديگرانی بوده اند که خيانت هايشان در همه گذشته است تداوم داشته است.وانگهی،در دنيايی که عشق فقط از دروغ زاده می شود و چيزی نيست جز نياز عاشق به اين که دردش را همان کسی که برش انگيخته تسکين دهد،با چه جراتی می توان خواستار زندگی بود،چگونه می توان در مقابله با مرگ حرکتی کرد؟برای پايان دادن به رنج ناشی از کشف آن دروغ و آن مقاومت تنها اين چاره ناخوشايند می ماند که بکوشی بر کسی که با تو دروغ می گويد و مقاومت نشان می دهد،برغم خودش و به ياری کسانی تاثير بگذاری که حس می کنی از خودت به او نزديک ترند،بکوشی خود نيز نيرنگ بزنی و نفرت او را بر انگيزی.اما رنج چنين عشقی از آن نوعی است که به گونه ای تسکين ناپذير بيمار را وا می دارد آرامشی مجازی را در تغيير وضعيت خويش بجويد.افسوس که اين گونه راه حل ها کم نيستند.و شناعت اين گونه عشقهايی که فقط از نگرانی زاييده می شوند در اين است که در قفس خود بی وقفه انديشه هايی بی مفهوم می پروريم.گذشته از اين که در چنين عشق هايی معشوقه به ندرت آدمی را از نظر جسمانی کاملا خوش می آيد،زيرا انتخاب او نه از تمايلی آزادانه،بلکه ناشی از قضای يک لحظه اضطراب بوده است،لحظه ای که ضعف روحيه آدمی آن را بينهايت تداوم می دهد و وامی داردش که هر شب دست به اين يا آن آزمايش بزند و تا حد استفاده از مسکّن سقوط کند.''(صفحات 110 و 111).در جای جای کتاب ما باز با ريزبينی ها و اطلاعات عميق راوی در مورد موضوعاتی مثل موسيقی،ادبيات،نقاشی و غيره را به وفور می بينيم و باز هم تشبيهات جالب راوی را با تمام وجود احساس می کنيم مثل تشبيهی که راوی رابطه خود و آلبرتين را به جنگ لفظی آلمان فرانسه تشبيه می کند. يا تشبيه هايی که بارون پس از برگزاری مهمانی که در خانه وردورن برگزار شده می پردازد.شارلوس که از مهمانی داده شده بسيار سرخوش است رو به خانوم وردورن که اينگار نه اينگار او صاحب مجلس و مکان مهمانی بوده است اويی که همه مهمانان حتی سلامی به او نکردند شروع به صحبت می کند صحبت هايی که شبيه تحقيری تمام معنا است. شارلوس اين گونه به وردورن ميتازد:''اسم شما هم با مراسم امشب همراه می ماند.در تاريخ اسم نوچه ای که ژاندارک را برای رفتن به جنگ آماده کرد ضبط است.خلاصه می شود گفت شما عامل اتصال بوده ايد،امکان ادغام موسيقی ونتوی و نوازنده نابغه اش را فراهم کرده ايد،زيرکی درک اهميت بنيادی تجمع شرايطی را داشته ايد که به يک نوازنده امکان می دهد از همه وزنه و حيثيت يک شخصيت برجسته(که اگر بحث خودم در ميان نبود می گفتم يک شخصيت سرنوشت ساز) به نفع هنر خودش استفاده کند،شخصيتی که زيرکی به خرج داديد و از او خواستيد حيثيت اين مراسم را تضمين کند و گوش هايی را برای شنيدن ويولن مورل اينجا جمع کند که مستقيما به زبانهايی که از همه بيشتر شنونده دارند وصل اند.نه،نه، نگوييد اين ها هيچ است.در کاری که اين طور بی نقص به انجام رسيده باشد هيچ يعنی چه.هر چيزی جای خودش را دارد.لادوراس عالی بود.همه چيز عالی بود،همه چيز.به همين خاطر است که نگذاشتم آدمهايی را دعوت کنيد که کارشان به هم زدن جمع است،آدمهايی که جلوی شخصيت های برجسته ای که من آوردم نقش اعشار را بازی می کنند و با وجود آنها هر عددی اعشاری می شود.من اين جور چيز ها را خيلی خوب حس می کنم.توجه داريد،وقتی آدم مراسمی در خور ونتوی و نوازنده نابغه اش و شما و اگر خودستانی نباشد من برگزار می کند،نبايد جايی برای اشتباه بگذارد.اگر لاموله را دعوت کرده بوديد همه چيز خراب می شد.به ماده مخالف و خنثی کننده ای می مانست که يک قطرکوچکش کل معجونی را بی اثر می کند.اگر او بود برقها می رفت،شيرينی ها بموقع نمی رسيد،شربت پرتقال همه را دچار اسهال می کرد.اصلا وجودش نابجا بود.همان اسمش کافی بود که، مثل يک نمايش، از هيچکدام از سازهای بادی صدايی بيرون نيايد،فلوت و اوبوا يکدفعه صدايشان خفه می شد. حتی خود مورل، اگر هم موفق می شد صدای سازش را در بياورد، از پس هفت نوازی ونتوی بر نمی آمد و فقط می توانست ادای بکسمر را در بياورد، و همه هوش می کردند. من که خيلی به نفوذ افراد معتقدم، از بسط بعضی قسمت های لارگو که تا عمق مثل يک شکوفه باز می شد، از نهايت غنای قسمت پايانی که فقط آلگرو نبود و واقعا به نحو بی نظيری شاد بود خيلی حس می کردم که غياب لاموله نوازنده ها را سر حال می آورد و از فرط شادمانی حتی نفس ساز ها را هم باز می کند.گذشته از اين که وقتی آدم همه شاهها را مهمان کرده ديگر دربان را دعوت نمی کند.''(صفحات 234 و 235).يکی ديگر از بخش های زيبای کتاب مربوط به جاهايی می شد که راوی خواب يا بيدار شدن آلبرتين را توصيف می کرد يکی از اين توصيفات اينگونه در متن آمده است:"هنوز دراز نکشيده خوابش برده بود و ملافه هايش،پيچده گردش چون کفنی، با همه چين های زيبايش، از سختی به سنگ می زد.انگار که چون برخی صحنه های قيامت قرون وسطا، فقط سری از گور بيرون داشت، خفته، به انتظار صور اسرافيل. سرش را خواب در باژگونگی، با گيسوان پريشان غافلگير کرده بود. و با ديدن آن تن بيمقدار آنجا افتاده، از خود می پرسيدم اين چه جدول لگاريتمی بود که هر آنچه با آن سر و کاری داشته بود، از ضربه آرنجی تا تماس پيرهنی، با بسط بينهايت بر همه نقطه هايی که در فضا و زمان اشغال کرده بود، و گاه به گاهی ناگهان در يادم زنده می شد، مرا دچار اضطراب هايی چنين دردناک می کرد با آن که می دانستم حاصل حرکت ها و هوس هايی از اوست که نزد زن ديگری،حتی نزد خود او پنج سال پيش يا پنج سال بعد، برايم هيچ است. دروغ بود، اما دروغی که برايش همت جستجوی چاره ديگری جز مرگ خودم نداشتم. اين چنين، با بالاپوشی که هنوز از زمان بازگشتم از خانه وردورن ها در نياورده بودم، در برابر آن تن درهم پيچيده ايستاده بودم، تنی که صورت تمثيلی چه بود؟ مرگ من؟ عشق من؟ چيزی نگذشته آوای تنفس منظمش به گوشم رسيد. رفتم و لب تختش نشستم تا از آن مداوای آرام بخش نسيم و تماشا بهره بگيرم.سپس آهسته آهسته بيرون رفتم تا بيدارش نکنم.''(صفحات 420 و 421 ) .


بخش های زيبايی ديگری از کتاب:

در حافظه هر چه بخواهی هست،حافظه نوعی داروخانه،يا آزمايشگاه شيمی است،که در آن اتفاقی دستت گاه به دارويی آرام بخش و گاه به زهری خطرناک می رسد.(صفحه 455)

حسود با محروم کردن دلدار از هزار لذت بی اهميت او را پريشان می کند اما دلدار آنهايی را که عمق زندگی اش هستند در جاهايی پنهان می کند که حسود، حتی هنگامی هم که می پندارد بيشترين مراقبت و زيرکی را به کار می برد و کسانی دقيق ترين خبرها به او می دهند، حتی فکرش به آنجا راه نمی برد.(صفحه 457).

moucker_boy
22-05-2011, 13:06
نوشته جواد هداوند.
شاید مثل یه رمان زیبا و جذاب نباشه، اما با خوندنش خیلی از واقعیات براتون معلوم میشه.
توجشنواره های زیادی جایزه گرفته. اکثر صاحب نظر ها هم اون رو تأیید می کنن.
بخونیدش. فقط می تونم بگم: بخونیدش...
.
.
.

hts1369
25-05-2011, 21:34
کنيز مکله ي مصر
کتاب کنيز ملکه ي مصر خاطرات و حوادث زندگي ملکه ي مصر کلئوپاترا ميباشد که از زبان شرميون کنيز مقرب ملکه به زبان يوناني نوشته شده (در زمان حکومت بطالسه در مصر زبان رسمي کشور مصر يوناني بوده است)و مرحوم ذبيح الله منصوري نسخه ي فارسي را از نسخه ي انگليسي ترجمه کرده است.اين کتاب شباهت زيادي به کتاب سينوهه پزشک فرعون دارد (البته سينوهه در زمان فراعنه مي زيست ولي شرميون در زمان بطالسه) اين کتاب به شرح وقايع زندگي ملکه ي مصر و چگونگي ساخت بزرگترين کشتي جهان ,چگونگي اسير شدن دو تن از امپراتوران روم باستان در دام عشق کلئوپاترا , شکوه وعظمت اسکندريه پايتخت وقت مصر, چگونگي شکست انتوان سردار رومي از ايرانيان و ... ميپردازد.
خوندن اين کتاب رو به تمامي دوستاران کتاب مخصوصا اثار تاريخي توصييه ميکنم.
موفق و مويد باشيد.

Mahdi Hero
28-05-2011, 22:24
کتاب ايلوميناتی در مورد فرقه ايلوميناتی است کتاب در حال و هوای امروزی می گذرد پنجاه سال است که فرقه ايلوميناتی به ظاهر مدفون شده است و به تاريخ پيوسته اما به نآآگاه دوباره اين فرقه در حال ظهور شدن است و آماده نابودی کامل کليساست چون از نظر آنان جنگ علم و دين ادامه دارد و آن ها پيروز هستند آن ها آمده اند تا خرافاتی که کليسا به نامه دين به مردم در طی قرن ها تحميل کرده است را از بين ببرند.
کتاب ريتمی خوبی داشت به خصوص در مورد نماد گرايی و معماری توضيحات و نکات جالبی به آدم ميگه اما متاسفانه نيمه آخر کتاب از نظر من ضعيف بود در ابتدای کتاب نویسنده شکل و سيمايی از اين فرقه برای ما ترسيم می کند که ما به خيلی چيز های جاری در دنيای کنونی شک و ترديد می کنيم چنان قدرت اين فرقه را بالا می برد که اينگار خيلی از اتفاقات قرون اخير زير سر آن ها بوده است اما متاسفانه در آخر کتاب تمام آن قدرت و سلطه به زير کشيده می شود و من خواننده از آن پايان لذت نبرم.

nil2008
08-06-2011, 11:26
من كتاب هاكردناز پيمان هوشمندزاده رو خوندم كه سه داستان کوتاه دیگر با نام های "یک بار هم شده سوسن گوش بده"، "مثلا بازی" و "سوراخ لحاف" هم در این مجموعه آمده است.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

روايت ساده اي از زندگي ...نثر جالب اين داستانها آنقدر شيرين و دلچسبه كه از اولين خطش انسان را بدنبال خواندن باقي ماجرا ميكشونه ...

Backstreetman
16-06-2011, 15:54
کتاب "بینایی" از "خوزه ساراماگو"
کتاب کلاسیک و فلسفیه!.......ولی نثر روانی داره......و قابل فهم......
این نویسنده رمان کوری رو نوشته که برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات شده بود.

nazanin261
16-06-2011, 16:32
به نظر من رمان یاسمین واقعا قشنگه . حرفا و شوخی های خنده دار زیادی توی این کتاب هست ولی بعضی از جاهاش اشک آدم در میاد

rosenegarin13
16-06-2011, 23:49
تمام حس هایت را که بریزی روی کاغذ میشود چند روایت معتبر مستــور!

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مجموعه ی 7 داستان کوتاه در مورد مرگ و عشق و زندگی ..



چند روایت معتبر درباره عشق



چند روایت معتبر درباره زندگی



چند روایت معتبر درباره مرگ



مصائب چند چاه عمیق



در چشم هات شنا می کنم و در دست هات می میرم



کیفیت تکوین فعل خداوند



کُشتار

از اون دسته کتاب هاست که قلب آدم رو فشرده میکنه و اشک رو توی چشمای آدم، حلقه ..
داستان اول در مورد عشق یه معلم به شاگردشه (که برام کمی عجیب بود، معمولاً برعکسش اتفاق میفته :31:) .. با این داستان زیاد ارتباط برقرار نکردم ..
حس میکنم هر چی به آخر کتاب پیش میریم داستان ها پخته تر میشن ...
و چیزی که هست، همه ی عشقایی که تو این کتاب هست، عشق افلاطونیه .. نمونه هایی که می بینیم بعضاً از خودشون میگذرن برای عشقشون .. این رو هم دوست داشتم و هم نه .. همین باعث شد با خوندن داستان آخر که یه تراژدی تمام عیار بود، افسوس بخورم .. تو این داستان آخر، یوسف و مونس که عاشق همن با هم نامه نگاری میکنن و تو این نامه ها مستور سنگ تموم گذاشته از هر چی حرف عاشقانه هست ..


دوستت دارم ... اگه همه ی کاغذ نامه رو پر کنم از این جمله ی دو کلمه ای باز هم کم است. همه ی حرف ها و نگاه ها و عشق ها توی این دو کلمه ی جادویی نهفته است. این بزرگ ترین، صادقانه ترین، صمیمی ترین و با شکوه ترین چیزی است که دو آدم می توانند به هم بگویند. این قسمت از "چند روایت معتبر درباره مرگ" رو خیلی دوست داشتم :

وقتی گفتی می خواهی زنده ات کنم، من سال ها بود که مرده بودم. سال ها بود که درد مردن و عذاب جان کندن را فراموش کرده بودم. از آخرین باری که مرده بودم سال ها می گذشت. اما من هنوز از یادآوری آن وحشت داشتم. گویی زخم های مرگ هنوز التیام نیافته بودند. دوباره گفت:« می خواهی از مرگ بیرون بیاورمت؟» من در تردید بین شرینی زنده شدن و تلخی مرگ که باز انتظارم را می کشید بودم، که او با دست هاش که از جنس دوست داشتن بودند مرا از اعماق مرگ به سطح زندگی آورد و من عاشق شدم.قلم مستور رو دوست دارم .. وقتی داستان هاش رو میخونی، هر جمله ش برای خودش یه داستانه .. جوری که تو جمله ها گم میشی و سیر داستان رو کلاً یادت میره و وقتی میخوری به پایان، میگی: ئه.. تموم شد؟!

در داستان "در چشم هات شنا میکنم و در دست هات میمیرم"، داستان یونس رو میخونیم که شاعر بوده و حالا یه آدمکشه ..



- به نظرت میشه کسی عاشق نباشه اما شعر های عاشقانه بگه؟
- راستش من فکر میکنم خواننده هم اگه عاشق نباشه نمیتونه عمق شعر های عاشقانه رو بفهمه.در نهایت خوندنش رو توصیه میکنم .. مخصوصاً اگه به قلم نویسنده بیشتر از طرح داستان اهمیت میدید ..:20:

Mohammad
17-06-2011, 01:03
دوستان عزیز لطف کنن اگه می خوان کتابی رو معرفی کنن بصورت کامل ( چیزی مثل پست بالا) معرفی کنن (تصویری از جلد کتاب ، خلاصه و ... ) + اینکه نظرشون رو در مورد کتاب بصورت کامل ( نقاط ضعف و قوت احتمالی ، تفسیر شخصی و ... ) بیان کنن .

ممنون.

ღ♥ஜDAYANஜ♥ღ
20-06-2011, 12:05
دومین کتاب زیبایی که در زندگیم خوندم:

اگر فردا بیاید

نویسنده: سیدنی شلدون:40:

توضیحاتم خیلی از قسمتای کتاب رو لو میده اگه میخواین کتابو بخونین توضیحاتمو نخونین:

تریسی ویتنی دختر زیبا و باهوش و خوش بختی ست که مادرش به خاطر از دست دادن همه چیزش توسط یک کلاهبردار خودکشی میکند.تریسی برای گرفتن اعتراف پیش با تفنگ پیش ان کلاهبردار میرود و باعث میشود خودش هم به اتهام دزدی یک نقاشی عتیقه در دام آنها بیفتد و به زندان برود
کتاب به سه بخش تقسیم میشه!
1-در زندان شامل سختی هایی که تریسی در زندان میکشه و راه و روشهایی که درزندان یاد میگیره.تریسی در زندان شخصیت خودشو قوی میکنه و نقشه ی فراری طرح ریزی میکنه
2-انتقام بعد از آزاد شدن تریسی،به سراغ گروه کلاهبردارانی میره که مادرشو ورشکست کردن و با راهها وکلک هایی که فکرشو نمیکنین ازشون انتقام میگیره
3-زندگی عجیب و غریب تریسی بعد از انتقام گرفتن تریسی دیگه نمیتونست در جایی استخدام بشه و با کمبود پول مواجه بود برای همین مانند رابین هود به دزدی از ثروتمندانی میره که ثروتشون باد آورده و کلاهبرداریه.جالبترین روش های دزدی از الماس بانک گرفته تا نقاشی های گاوصندوق رو دراین کتاب میخونید.

دیگه چیزی نمیگم تا همینجاشم خیلی گفتم فقط بدونین که این کتابو ساعت 2 شب شروع کردم و زمین نذاشتم تا ساعت 8 صبح که تموم شد.فوق العاده بود.عاشقشم:40:

البته شرمنده خیلی بد توضیح دادم

Arrowtic
21-06-2011, 17:09
وارکرفت

ترتیب کتاب ها

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
یه ذره قاطی پاتیه.اول آخرین نگهبان نوشته شده.بعد سه گانه نبرد باستانیان(ردیف اول) بعد هم طلوع هورد و بعد امواج تاریکی

معرفی

این مجموعه کتاب یکی از معروف ترین های فانتزی در جهان هستش که تا کنون سه بازی استراتژیک معروف و محبوب(به اضافه ی اضافه هایی که براشون تهیه شده بود) و هم چنین بازی MMORPG که معروف ترین و پرطرفدارترین این سبک بازی ها در دنیا هست و میلیون ها کاربر در سرور های بلیزارد و همچنین کاربرهای زیادی(از جمله خودم!!) در سرور های مجانی اون رو بازی میکنن که این سری نیز با وجود این که خودتون شخصیت خودتون رو میسازید اما در کل ادامه ی داستان در اون ذکر میشه هستش.
یکی از نکات جالب این سری کتاب اینه که یک نفر همرو ننوشته و هر کدوم رو شخصی نوشته مثلا اون هایی که به اژدهایان باستان مربوط میشن رو ریچارد ناک نوشته.جلدهای زیادی منتشر شده که تو ایران 6 تا ترجمه شدن.
بقیه به صورت PDF زبان اصلی در اینترنت موجودن!!
نکات مثبت:داستان ها فقط به یک شخص مربوط نمیشن و در این جلدها با افراد بسیار بسیار زیادی روبرو میشید و مطمئنا از یکیشون خوشتون میاد!!طوری که هر کی خونده طرفدار یک نفر شده!!(مثلا خودم به شخصه عاشق شخصیت پرنس آرتاس شاهزاده ی لردران هستم!!که متاسفانه د این 6 مجموعه ترجمه شده خیلی ازش حرفی نیست و فقط 2 بار اسمش اومده اما در بازی و جلد های بعدی به یک شخصیت مهم تبدیل میشه)
همچنین یه نکته مثبت دیگه هم اینه که داستان ها در عین وابستگی به هم داستان مخصوص خودشونو دارن!!
یه نکته مثبت دیگه هم غیرمنتظره بودن داستانه به طوری که خیلی از شخصیت های مثبتی که میبینید به یکباره بد میشن و برعکس!!
نکات منفی:من که نکته خاصی ندیدم اما چند مورد هست که بهتره بگم.اولی این که چون نویسنده های مختلف نوشتن نگارش ها فرق داره و هی باید با طرز نگارش هر جلد خودتونو وفق بدید.
یکی دیگه هم اینکه خیلی از ریزه کاری های داستان رو در بازی باید ببینید.
(همچنین خیلی وقت ها خیلی تو ذوقتون میخوره!!مثلا شخصیتی که دوسش دارین یهو پخ!!)
حال خلاصه ای از این شش کتاب ترجمه شده به صورت خیلی خیلی کوتاه عرض میکنم:
سه جلد اول(مجموعه نبرد باستانیان):
اژدهاساحری(کسایی که در اصل اژدهان ولی میتونن به شکلی شبیه آدم و نه آدم بلکه شبیه اون ضاهر بشن که البته این شکل در آینده شامل نژادی به نام بلادالف میشه که تو بازی میتونید از اون نژاد هم بسازید میشه)
متوجه یک ناهماهنگی در محلی در جهان میشه و با کمک همکار و دوستش که انسانیه به نام رونین(که زنش وریسا حاملست و قراره دوقلو به دنیا بیاره.که این خانم هم خواهر Sylvanas & Aleria Windrunner هستش که سیلواناس در آن زمان توسط پرنس آرتاس خائن در حال زجر کشیدن در ظاهر جدیدش بوده چون جلوی اون وایستاده ولی از آرتاس شکست خورده) میره تا از قضیه سردر بیاره.از طرفی دیگه هم یک ارک(یه نژاد که پایه ی هورد رو تشکیل میدن) به نام براکسیگار به دستور Warchief (همون جنگسالار خودمون!) هورد ها یعنی ترال به همون نقطه فرستاده میشه تا بفهمه موضوع چیه.این سه نفر به طریقی به درون این ناهماهنگی که چیزی شبیه گردباد بوده کشیده میشنو به زمان های گذشته میرن.زمانی که Night Elf ها(یه نژاد دیگه) قسمت زیادی از جهانو داشتن و ملکشون هم آشارا بوده اسمش.رونین و کراسوس به یک جا در آن دنیا و براکس هم در یک نقطه دیگه پرتاب میشه آنها به تدریج میفهمن که در دربار اتفاقاتی داره میفته و به تدریج با کسانی مانند ملفاریون و تیرانده و ایلیدن آشنا میشناین آغاز ماجراست.(درضمن کراسوس یک موضوع بسیار مهم رو در مورد اتفاق بزرگی که در این زمان افتاده بوده رو میدونسته ولی بعد از بازگشت به گذشته اون نکته و اتفاق یادش رفتن و داره تلاش میکنه که فاجعه ای که در اون زمان اتفاق افتاده رو به یاد بیاره).
سه جلد دوم:
اینها خیلی مربوط نیستن به هم ولی خوب ربط هایی هم دارن که برا همین پیشنهاد میکنم که حتما به همون ترتیب که گذاشتم بخونین.
جلد اول(طلوع هورد):درباره نژاد ارک هست که نژادین که ابتدا در صلح و صفا در کنار درانایی ها(یه نژاد دیگه) زندگی میکردن که اما به تدریج اتفاقاتی میفته و جنگ هایی پیش میاد بین ارک و درانایی که بعث به وجود اومدن یک اتحاد قدرتمند به نام هورد ( Horde) میشه که ابتدا از ارک ها بوده ولی بعد Ogre ها و بعد هم ترول ها(نژاد دیگه!!!) بهش اضافه میشن.(که البته تا آخرین پچی که از World Of Warcraft اومده شامل شش نژاد هستن).
شخصیت اصلی داستان دوروتن یک ارک هستش.
جلد دوم:خادگار جادوگری جوان نزد یکی جادوگر عجیب ولی قدرتمند میره به نام مدیو که شاگردش بشه.(این اتفاق در زمانی که ارک ها به دنیای انسان ها و Night Elf حمله کردن رخ میده).به تدریج اتفاقاتی میفته که بسیار هیجان انگیزن و شما هم نکاتی درمیابید که خیلی غیرمنتظره هستن!!
جلد سوم:ارک ها شهر استورمویند(Stormwind City) رو که یک شهر بزرگ در آن زمان بوده و واسه انسان ها بوده رو نابود کردن و آندوین لوتار(قهرمان استورمویند) و شاهزاده ورینو خادگار به امپراطوری لردران(به پادشاهی مردی جوانمرد به نام ترنس دوم و پدر آرتاس که هرو پالادین یعنی کسایی که خیلی اهل خدا بودن و از نیروی نور کمک میگرفتن) برای کمک گرفتن برای نبرد با ارک ها میره و اینطوری بعد از پیوستن Night Elf ها به اونا یک اتحاد در مقابل هورد به نام Alliance تشکیل میشه و جنگ هایی بین این دو گروه صورت میگیره که بسیار جالبن.
چندتا عکس از شخصیت ها به ترتیب از بالا به پایین : 1.رونین 2.کراسوس در ضاهر بلاد الف 3.پادشاه ترنس البته در زمان پیری 4.آرتاس زمانی که هنوز پالادین بود و اتفاق هایی که داستانو رنگ و بویی داده هنوز اتفاق نیفتاده بود
5.شاهزاده ورین(Varian Wrynn) 6.آخری ترال

[
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


[/RIGHT]

befermatooo
21-06-2011, 17:59
رمان " زندانی قلعه قهقهه "



[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


فهرست کتاب از " آتش زیر خاکستر " شروع میشه و به " سرانجام گل حرم " به پایان می رسه . [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

داستانش رو اصلا یادم نیست [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] فکر کنم آلزایمر گرفتم اما خوب رفتم تو نت گشتم تا ببینم موضوع رمانی که عاشقش بودم چیه !

اما خوب فقط توضیح محصول رو پیدا کردم [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] :

در یکی از اتاقهای پنج دری و رو به عمارت دولتی قلعه قهقهه ،زن زیبایی که هنوز جوان می‌نمود روی تشک نشسته و به پشتی یله داده با دقت تمام بقچه مخملی را گلدوزی می‌کرد و با صدای نازک و جذاب خود تصنیف عامیانه را زمزمه می‌نمود و گاهی هم با دختر ماه رخسارش «گل حرم»که در ایوان جلوی اتاق نشسته کتابی را مطالعه می‌کرد،صحبت می‌کرد...



جوانان ، پیشنهاد میکنم که این رمان رو بخونید . مطمئن هستم با توجه به داستانش ، میخ کوبتون میکنه .

یکم از این پسره محمد ( Gam3r ) یاد بگیرین که رفته مجموعه رمان خونده ! من که تعجب کردم چطور این نوجوان 13 ساله این کارو کرد [ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] .

Arrowtic
21-06-2011, 23:24
تویه معرفی وارکرفت در ترتیب کتابا اشتباه کرده بودم.اصلاح شد.

malkemid
02-07-2011, 12:21
تابستان گند ورنون

نوشته دی بی سی پی یر

خیلی عالی بود...خیلی خوشم اومد...اولش بگم که اگه از ناتور دشت و شخصیت هولدن کالفیلد خوشتون اومده...این کتاب خوراک شماست!! و عاشق ورنون گرگوری هم خواهید شد...

داستانش رو کلا میشه تو 2 خط خلاصه کرد ولی نمی دونم این چه سبک نوشتنیه که داستان دو خطی رو تو 500 صفحه می نویسه و آدم اصلا خسته نمیشه!! خیلی جالبه واقعا!

ღ♥ஜDAYANஜ♥ღ
03-07-2011, 10:56
بیگانه ای با من است / جوی فیلدینگ / انتشارات شادان

جوي فيلدينگ توانايي شگرفي در به تصوير كشيدن زندگي افراد با شرايط خاص دارد، شرايطي كه ممكن است براي هر كسي پيش آيد ." (نیویورک تایمز)




بیگانه ای با من است / جوی فیلدینگ / شهناز مجیدی / انتشارات شادان / 413 صفحه / چاپ پنجم
داستان در همان ابتدا با شکل دادن موقعیتی استثنایی برگ برنده خود را رو می کند. تعلیقی که ناخواسته از همان سطر اول داستان ، خواننده را با این فضا درگیر می کند و متعاقب آن برای کشف سوالهای بیشماری که در ذهنش ایجاد شده صفحات را ورق می زند.





" یک بعد از ظهر در اواخر فصل بهار (جین ویتاکر) برای خرید مقداری شیر و تخم مرغ به مغازه ای رفت و فراموش کرد که چه کسی است..... " ( اولین پاراگراف )
این داستان هم مانند دیگر داستانهای این نویسنده از قصه ای جذاب و هیجان انگیز برخوردار است که مطابق معمول باز هم به بعد روانشناسی شخصیتها و رفتارشناسی آنها توجه خاصی شده است . طبیعتا طبق روال شیوه نگارشی خانم فیلدینگ ، گره گشایی در صفحات پایانی صورت گرفته اما نه به غافلگیر کنندگی دیگر داستانهای وی. باز هم همان فضاهای چالش برانگیز آشنا..... داستان درباره خانم جوانی است که خود را در میان خیابان با لباسی آغشته به خون و 10000 دلار پول در جیبهایش در شرایطی می یابد که هیچ چیز را بخاطر ندارد. هرچند تمام خیابانها و موقعیتی که در آن قرار دارد را می شناسد ، اما چیزی راجع به خود نمی داند... حتی نمی داند که رنگ چشمانش چه رنگیست و اصلا آیا ازدواج کرده است ؟!!!!!!! .... پس از مدتی فردی ادعا می کند که همسر اوست و او را به خانه می برد و سعی در بهبودی وی دارد اما تلاشهای زن برای یادآوری گذشته اش و اینکه اصلا چرا دچار این بیماری شده است او را با حقایقی روبرو می کند......
قبول کنید نویسنده دست به انتخاب موقعیت هیجان انگیزی برای داستان جدیدش زده است. حتی فکر کردن به این شرایط هم ترسناکه. اینکه یکروز ناگهان ببینی ، هیچ چیزی بخاطر نداری............. حتی نمی دونی کی هستی و چکاره ای!!! و موقعی که تصویر خودت رو در آینه ببینی ، احساس کنی با بیگانه ای روبرو هستی..... تصورش هم سخته.

nil2008
07-07-2011, 11:10
مجموعه داستان «يك شاخه شب بو» كه شامل دوازده داستان كوتاه است ، روايت تلخيهاي جامعه است در هر قسمت داستان مستقلي روايت شده .نويسنده ي اين كتاب عباس صحرايي است و به زبان ساده ،اتفاقات تلخ و روزمره جامعه رو بيان ميكنه .كتاب ،شامل داستانهاي كوتاه زير است:
ماليخولیا
روز های آفتابی
یک مکالمه کوتاه
جاسم
نم نم باران
خاله پوران
قهوه ای که خورده نشد
آموزش
یک شاخه شب بو
احضار
خانه تسخیر شده
مرتضی و سرگرد ناصري
از بين داستانهاي مذكور «يك شاخه شب بو» بنظرم از همه اشون جالب تر بود عكاسي كه مبتلا به بيماري نادري شده كه رفته رفته بينايي چشماشو ازش ميگيره ،سعي ميكنه با اضافه كردن بهترين عكسي كه توي بيست سال گذشته گرفته (يك شاخه گل شب بو)به تقاضانامه اش حس عطوفت كميسيون پزشكي رو برانگيخته كنه و كمك بگيره براي معالجه در خارج ازكشور كه... به هرحال خوندنش خالي از لطف نيست...:8:

MobinS
07-07-2011, 13:33
کتاب اتوبوس پیر و داستان های دیگر


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

نوشته ی ریچارد براتیگان
ترجمه علیرضا طاهری عراقی

این مجموعه داستان های کوتاه ریچارد براتیگان هست... داستان های این مجموعه اینقدر کوتاه هست که بلند ترینشان سه صفحه ای هست .... اکثر داستان ها از یک تا سه صفحه هستند...
روایت داستان ها همه شامل یک روایت ساده لوحانه و ساده هست طوری که شاید به روایت یک اتفاق ساده ی دوران بچگی نویسنده باشد...
شاید داستان های ریچارد رو نشه حتی توی هیچ رده بندی ادبی جای داد... چون سبک وی کاملا جدید و نو بود....
به عنوان مثال یک داستان وی در باره ی مادر بزرگ قاچاقچی اش بود... که توی یکی از اتاق هایش دو تا سوراخ داشت...
ریچارد براتیگان با نثر بسیار قوی ماجرای این دو سوراخ که چطوری به وجوود آمدند رو میگه....
جمله ها بیشتر کوتاه و ساده بودند و آخر همه ی داستان ها با جمله ای پیچیده و دردناک تمام میشد...
این اثر براتیگان یک اثر کاملا مدرن و نویی در ادبیات امروزی هست...

malkemid
09-07-2011, 02:56
در جبهه غرب خبری نیست.

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اریش ماریا رمارک----ترجمه رضا جولایی

نویسنده این رمان ، از حوادث واقعی که خودش در جنگ جهانی اول تجربه کرده الهام گرفته...

دوستان این کتاب فراتر از عالیه...نثر بسیار زیبا...جملات ساده...خیلی ساده...و خیلی دلنشین ...

تصویر واقعی و دردناک جنگ...واقعا متاثر می کنه آدمو...

کتاب با این مضمون شروع میشه:

این کتاب نه اتهام نامه است و نه اعتراف نامه و کمتر از همه اینها، شرح ماجراجوییهای جنگ است، زیرا مرگ برای کسانی که رو در روی آن

می ایستند، ماجراجویی نیست. فقط به سادگی داستان نسلی را بازگو می کنه که گرچه از گلوله ها و خمپاره ها گریخته اند، اما جنگ آنها

را نابود کرده است.


کتاب بسیار پرفروش و ارزشمندیه که چند فیلم هم از روش ساخته شده...حتما مطالعه کنید.

MobinS
09-07-2011, 16:15
گربه ی سیاه و داستان های دیگر

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اثر : ادگار آلن پو
ترجمه : مهدی غبرائی


ادگار آلن پو نویسنده سرشناسی می باشد.
وی اولین نویسنده ی داستان های کوتاه می باشد. تا قبل از وی کتاب ها و داستان های نوشته شده همه و همه رمان بودند. ولی ادگار آلن پو برای اولین بار داستان کوتاه رو به ادبیات اضافه کرد. داستانی که دیگر به همه ی کار های روزمره ی زندگی طرف اشاره نمی کند و تنها فریز و شاتی از روایتی رو روایت می کنه.
ادگار آلن پو رو شاید خیلی ها با گربه ی سیاه بشناسند . این اثر وی یکی از معروف ترین آثار او هست.
سبکی که ادگار آلن پو در آن کار می کند بیشتر سبک ترسناک و کارآگاهی هست. شاید سبک وی برای خیلی ها جالب نباشد ، ولی حتما خواندن اولین داستان های کوتاه خواندنی و کار ادگار آلن پو ستودنی است.
این کتاب رو به همه پیشنهاد می کنم ، شاید سبک اون خیلی قشنگ نباشه ، ولی نثر و توصیف ادگار آلن پو واقعا ستودنی است که در بعضی از داستان ها مو به تن آدم سیخ می کند.
داستان گربه ی سیاه رو نوشتم توی تاپیک داستان کوتاه ، اینم لینکش ، حتما بخونید و اگر خوشتون اومد از خوندن این کتاب دریغ نکنید :


برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

rosenegarin13
10-07-2011, 21:56
هاروکی موراکامی( 村上春樹) متولد کیوتوی ژاپنه که هم در نوشتن داستان کوتاه و هم رمان، موفق بوده .. چندین کتاب رو هم به زبان ژاپنی ترجمه کرده. داستان هاش، هم در ژاپن و هم خارج از اون مورد توجه قرار گرفته و جوایز زیادی رو از آنِ خودش کرده ..

ــ نقل به مضمون از مقدمه کتاب

در مورد سبک نویسنده باید گفت که هیچ سبک خاصی رو دنبال نمی کنه ...اولین کتابی بود که از موراکامی خوندم ..از ابتدای کتاب که شامل هفت داستان بود شروع کردم به خوندن، دو داستان اول رو که تموم کردم پیش خودم گفتم با یه نویسنده رئالیست طرفم .. تا اینکه به "میمون شیناگاوا" رسیدم و از این تغییر سبک شوکه شدم ... از رئالیسم به فانتزی و حتی سورئال .. ولی این فانتزی شدن اصلاً توی ذوق نمی زد .. به شخصه به داستان های علمی تخیلی و فانتزی علاقه ای ندارم ولی این تغییر یه جور توفیق اجباری بود برام که می تونم بگم خوشایند هم بود .. اونقدر قابل باور از دید شخصیت ها به خواننده منتقل شد که صحبت کردن یه میمون کاملاً برام جا افتاد! :31:
گفته شده که مواراکامی متأثر از کافکا و سارتر -که جزء نویسنده های مورد علاقه ش هم هستن- هست .. و تو این هفت تا داستان کوتاه، این الهام تو داستان "اسفرود بی دم" به چشم می خوره ..

از نظر روایت بخوام بگم .. تو این هفت داستان از راوی سوم شخص داریم تا دانای کل ..حتی این تغییر راوی تو تک تک داستان ها به چشم می خوره .. و همین شیفت روایت باعث میشه اصلاً احساس خستگی نکنید از خوندن پشت سر هم ِ هر هفت داستان تو یه روز ! :31:

و اما داستان ها .. در موضوع خاصی نوشته نشدن که بگیم محوریت موضوعی کتاب مثلاً عشق بوده یا همچین چیزی .. از مشکلات روانی شخصیت ها تا عشق و انزوا رو میشه تو تک تک داستان ها دید .. مثلاً نو داستان اسفرود بی دم یه دید اگزیستانسیالیستی‎ رو به رو می شیم .. وقتی که دربان از شخصیت اصلی داستان می خواد که اسم رمز رو بگه و بعد از کلی پرسش و پاسخ به همون "اسفرود بی دم" -که خود شخصیت اصلی هم نمی دونه اصلاً وجود خارجی داره این موجود یا نه- راضی می شه ..

یا تو داستان مرد یخی یه نگاه عارفانه و مولانایی رو می بینیم .. دور شدن از اصل .. دختری که عاشق یه مرد یخی می شه (می دونم خیلی غیر قابل باور به نظرتون میاد ولی همین مفهوم "مرد یخی" جوری روایت می شه که با تمام وجودتون می پذیرینش! چیزی که من با خوندن هیچ کتاب علمی تخیلی ای تجربه نکردم! ) و با هم برای سفر به قطب می رن .. دختر از اصل خودش دور شده و مرد یخی از زندگیش لذت می بره ..

در نهایت می خوام خوندنش رو به شدت تمام توصیه کنم .. تجربه ی لذت بخشیه خوندن کتابی که هیچ چارچوبی نداره، چه از نظر سبک و چه از نظر محتــوا ..

پ.ن. دقت کرده باشید اسم این کتاب خیلی طولانیه، قبل از اینکه برید بخرید اسمش رو یه جایی بنویسید و به فروشنده بدید تا نفستون بند نیاد! :31:

پ.ن.2. ترجمه روان این کتاب از محمود مرادی است ..

پ.ن.3. بفرمایید کاور:


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

nil2008
13-07-2011, 15:40
سمت تاریک کلمات

نام نویسنده: حسین سناپور

این کتاب شامل هشت داستان است:

خواب مژه هات

خیابان های نیمه شب

کابوس بیداری

با تو حرف می زنم، با تو

دل ام سنگین، زبان ام تلخ

بگذار همین طور ادامه پیدا کند

برکه ی من

خانه باید خانه باشد

در بيشتر قسمتها، روايت به زندگي مشترك يك زن و مرد برميگرددكه متاسفانه دوام چنداني نداشته و بنا به دلايل مختلف از هم مي پاشد ...سمتِ تاریکِ کلمات‌ همان‌طور که از اسم‌اش پیدا ست، چیز‌های تازه‌ای برای خواننده دارد. سنا‌پور نگاهی داشته به زند‌‌گی شهری و انسان‌های معاصر، و در نتیجه مشکلات معاصر و اضطرابي كه زندگي ماشيني بدنبال دارد ...مشكلاتي كه انسان از حلش عاجز مي ماند.

Hamid Hamid
17-07-2011, 12:25
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

سلام ...

آخرين كتابي كه خوندم اسمش بود " مجموعه آثار ابوالقاسم حالت"

آقاي ابوالقاسم حالت روزنامه نگار ايراني كه در روزنامه ي "توفيق" مطالب طنز و فكاهي رو به صورت انتقادي مينوشت ... نويسنده ي اين كتاب هستش ... اين كتاب در سال 1376 چاپ شده است.

خيلي كتاب خوبي بودش و به وصرت طنز ايشون از بعضي رفتار هاي غلط اجتماعي انتقاد كردند. و خيلي مسائل رو به روشني به سخره گرفتند چون به نظرشون درست نبوده...

يه قسمت كوتاه :
"
فوايد روزنامه خواني :

از فوايد روزنامه خواني اين است كه مثلا وقتي قيمت لپه 6 ريال زياد ميشه ... شما از اين مطلع ميشيد و ديگيه نميريد 4 ساعت با بقال جر رو بحث كنيد ك اين چه وضعش هست.

تازه يه فايده ي ديگه هم داره براي بقال ها و اون اينكه تا تيتر افزايش حقوق كارمند ها رو ميخونند بلافاصله قيمت اجناس رو بالا ميبرند تا در اين راه از هم كسبان عقب نيوفتند.

يه فايده ي ديگه داره و اون اينكه وقتي كسي به سمتي ميرسه 60 نفر براش پيغام ميدن كه چه انتصاب مناسب و به جايي ! و اينجا خدا كنه كه شما خصومتي با طرف نداشته باشيد وگرنه شما هم بايد مبلغي رو براي تبريك در روزنامه بپردازيد تا شايد مورد الطاف ايشون قرار بگيريد.
"

از اين دست نوشته هاي انتقادي و طنز آلود زياد هست تو اين كتاب ...

پيشنهاد ميشه حتما بخونيد.

موفق باشيد.

mohamad h
19-07-2011, 22:32
مجموعه کتاب های نیکولا کوچولو که در مورد زندگی این پسر است این کتاب واقعا خنده دار هست و در 5 جلد مختلف 1 نیکولا کوچولو 2 زنگ تفریح نیکولا کوچولو 3تعطیلات نیکولا کوچولو 4دردسر های نیکولا کوچولو 5 دوستان نیکولا کوچولو منتشر شده

Mahdi Hero
23-07-2011, 10:56
جلد ششم تقلايی جان فرسا برای راويست راوی که به هر کجا ميرود يا به هر چيزی می انديشد باز آلبرتين اين معشوقه او در ذهنش حضور مييابد اويی که با خود عهد و پيمان کرده که ديگر به سراغ آلبرتين نرود با دريافت تلگرافی از او دست وپای خودش را گم ميکند و باز شروع به خيال پردازی نسبت به عشق خود ميکند عشقی که او در جلد قبل اسيرش شده بود اما با تمام اين تفاسير ديگر از دست او گريخته است و ديگر کنجکاوی های راوی از دوستان آلبرتين در مورد تمايلات انحرافی او جز حسرت و غم برای او چيزی ندارد. راوی به جز چرخ زدند در محافل و نشست وبرخاست با اشرافيان وهرنمندان با مادر خود به ونيز سفر ميکند ونيزی که او دوست داشت با معشوقه خود به آن سفر کند سفری همانند بسيار سفرهای ديگر که راوی آرزويش بود با آلبرتين خود به آنجا برود اما ديگر دير شده است و اين آرزو بر باد رفته است.در اين جلد اتفاقات مختلفی در محافل نيز ميفتد من جمله اينکه ژيلبرت به دليل ارثی که بهش رسيده است بسيار ثروتمند شده است و حتی پيشينيه يهودی خود را پنهان ميکند و سعي ميکند بروز ندهد که پدرش سوان بوده است و ژيلبرت اين اولین معشوقه راوی به ازدواج بهترين دوست راوی يعنی سن لو در می آيد.
همواره انسان ها دوست دارند در مورد پيشينه عشق خود اطلاع کسب کنند اطلاعی که شايد همانند خنجری قلب آنان را به درد آورد و باعث جدايی آنان شود اما انسان اين ريسک را به جان ميخرد تا شايد کنجکاوی خود را سيراب کند کنجکاوی که با فروکش شدن عطشش جز درد در مجراهای انسانی چيزی باقی نميگذارد. ما همواره به دنبال عشق های گم شده و رها شده خود ميگرديم و با خود در اين فکريم که اگر زمان به گذشته بر ميگشت اينگونه ميکردم يا ....اما اگر باز زمان به عقب برگردد اشتباهات خود را تکرار ميکنيم چون ذات ما همين است.
پروست به درستی و زيبايی اين سر درگمی بشريت را در روابت عاشقانه به تصوير کشیده است و سعی در بيداری او دارد.

- Saman -
31-07-2011, 22:54
جديدا تنها كتاب مرگ خاموش از آلبر كامو رو مطالعه كردم

سبك و مضمون جالبي داشت . من تصورش رو نمي كردم كه قهرمان اصلي داستان خيلي ساده تسليم مرگ بشه در صورتي كه چقدر براي زندگي تلاش كرد . و اين براي من جدا علامت سوال شد ...

س-م
10-08-2011, 23:00
من کتاب های سینوهه-جین ایر -دختری در مه - روی ماه خدا را ببوس رو خوندم که به نظرم سینوهه از همشون بهتر بود در واقع وقتی ادم کتاب رو میخونه تعجب میکنه که این همه اتفاق واسه یه فرد می افته ولی ازکتاب روی ماه خدا را ببوس خوشم نیومد چون اخرش واسم عین معما برام موند.:20:

gelayoll
11-08-2011, 11:24
کتاب هیچ وقت نامزد نبودیم از رضا استادی /این کتاب واقعا زیبا بود و هنوز بعد گذشت چندین ماه از خوندن اون من هنوز به وقایع این کتاب و شخصیت های اون فکر میکنم/

b@ran
12-08-2011, 15:13
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


بی بال و پر
وودی آلن
نشر ماه ریز

دنیای وودی آلن و طنز مخصوص به خودش رو همیشه دوس داشتم. تو این کتاب همه چیز کوتاهه! از داستان کوتاه بگیرید تا مقاله های کوتاه...
کتاب ترجمه ای از کتاب "without feathers" و گویا دو نمایشنامه "خدا" و "مرگ" و یک داستان کوتاه "ریشه های زبان عامه" در ترجمه حذف شده.

malkemid
14-08-2011, 11:45
و حتی یک کلمه هم نگفت....هاینریش بل

کتاب جالبی بود...سبک نگارش خاص بل ...اروپا و بخصوص آلمان بعد از جنگ جهانی دوم رو نشون میداد...داستان زن و شوهر جوونی هست که مثل اکثر مردم تو اون دوره فقیر هستن و این موضوع باعث شده مسائلی بینشون پیش بیاد...

ya_hossayn
14-08-2011, 23:08
سلام با عرض قبولی طاعات!
رستاخیز
لئو تولستوی
اون چیزی که تو این رمان می شه دید:
"آدم ها به شوخی به قورباغه ها سنگ می زنند ولی آنها جدا می میرند!"

depot
15-08-2011, 00:13
من یه مدت افسردگی گرفته بودم راز رو خوندم مشکلاتم بهبود پیدا کرد توصیه میکنم حداقل یک بار بخونید من خودم 5 بار خوندمش !

amir 69
29-08-2011, 20:39
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
کافکا و عروسک مسافر
جوردی سیئررا ای فابرا
رامین مولایی

از پشت کتاب و متن کتاب:

یک سال پیش از مرگ، فرانتس کافکا رابطه‌ی عاطفی شگرف و متفاوتی را تجربه کرد. یک صبح هنگام قدم زدن در پارک اشتلیتس برلین با دخترکی پریشان روبه‌رو شد که سوزناک می‌گریست: او عروسکش را گم کرده بود. نویسنده‌ی مسخ برای آرام کردن دخترک داستانی می‌سازد: عروسک گم نشده بود، به مسافرت رفته بود، و او هم نامه رسانی بود که فردا اولین نامه‌ی عروسک مسافر را برای دخترک به پارک می‌آورد.

آن شب فرانتس اولین نامه از نامه‌هایی را که سه هفته هر روز در پارک به دست دخترک می‌رساند، نوشت؛ نامه‌هایی که در آنها عروسک خیالی از سفرها و ماجرهایش برای صاحب دوست داشتنی‌اش روایت می‌کرد...

به این ترتیب جادوی کلمات فرانتش کافکا، روح آزرده و پریشان دخترکی ناشناخته تا امروز را در نامه‌هایی که هرگز یافت نشدند و یکی از زیباترین و رازآمیزترین داستان‌های قرن بیستم را رقم زدند، به آرامش رساند. بدون آن نامه، السی با جراحتی بدخیم و دردناک، بزرگ می‌شد: عروسکش او را ترک کرده بود. اگر اشتباهی از او سر می‌زد، چه بسا السی دچار سرخوردگی روحی شدیدتری می‌شد. اگر سر حرفش نمی‌ماند و بدون نامه‌ای که قولش را داده بود سرِ قرار روز بعدشان حاضر می‌شد، السی دیگر هرگز به سرشت انسانی باور نمی‌داشت. موضوع بر سر امید بود. چیزی بسا مقدس‌تر از زندگی. آیا نجات یک دختربچه دستِ کمی از نجات مردم دنیا داشت؟ اولین درد همیشه سخت و تلخ است. اولین رو در رویی با واقعیت، بیداری. السی هرگز گم شدن عروسکش را از یاد نمی‌برد.

جوردی سیئررا ای فابرا (بارسلونا، 1947) در اثر به یاد ماندنی خود کافکا و عروسک مسافر با چیره دستی تمام به شرح این ماجرا و بازنویسی خیالی نامه‌های کافکا به دخترک می‌پردازد.

اون‌قدر فوق‌العاده هست که منِ بی‌حوصله خواستم با شما شریکش بشم حتی.

sue
30-08-2011, 18:13
شلوارهای وصله دار
رسول پرویزی

چاپ 57
"قصه عینکم" از همین کتاب انتخاب شده .اگر از خوندن اون لذت بردید این هم بقیه داستان ها
شامل 20 داستان

Mahdi Hero
05-09-2011, 01:43
جنايات و مکافات رو ميتوان از دو دید روانکاوی مناظره کرد بخشی در مورد انسانی که ميخواهد به تمام آرمان های انسانی پشت پا بزند و مسير تازه ايی را برای خود و ديگران ايجاد کند و به قول نويسنده در کتاب مانند خيلی از انسان ها نقش شپش رو نداشته باشد بلکه جزو دسته ای از انسان ها و طبقه خاص باشد که مسير و قانون را برای توده مردم تعريف کند و از منظر ديگر دوگانگی انسان ها و رفتارشان را نشان دهد افرادی که در سطرهايی ما از اعمال آنها دچار نارحتی ميشويم اما در سطرهای ديگر با آنها همدردی ميکنيم اينگار که کسی در اين دنيا نه به معنای تمام پاک است و نه کثيف.
داستان جنايات و مکافاتی داستای سر راست است که در آن شخصيت هايی قرار گرفته اند که هرکدام میتوانند مورد بررسی قرار گیرند شايد داستان ظاهری سرراست اما داستانیست بسیار عمیق که به روانکاوی انسان ها می پردازد. داستانی را همه حتی خیلی از کسانی که کتاب را نخوانده اند میدانند و نويسنده خود در سطرهايی از زبان راسکلنيکف در نيمه دوم کتاب اينگونه داستانی را تعريف می کند "تو ديگر می دانی که مادر من تقريبا هيچ چيز ندارد. خواهرم اتفاقا تربيت شده است و محکوم است که در خانواده ها به پرستاری اطفال بپردازد. تمام اميد آنان تنها به من بود. من تحصيل می کردم، اما نمی توانستم خرج دانشگاهم را تهيه کنم و برای مدتی مجبور شدم از دانشگاه خارج شوم. اگر کار آن طور پيش می رفت، پس از ده، دوازده سال-اگر همه چيز به وجه احسن پيش می رفت-سر انجام می توانستم معلم يا کارمند اداره بشوم و هزار روبلی حقوق بگيرم...ولی تا آن وقت مادرم ديگر از فکر و بدبختی می مرد و با همه تفاصيل من باز نمی توانستم او را دلداری بدهم. ولی خواهرم... به سر خواهرم شايد از اين هم بدتر می آمد!.. و چه کاری است که انسان تمام عمرش از کنار همه چيز بگذرد و از همه چيز رو بگرداند، مادرش را فراموش کند و توهينی که به خواهرش می شود، مثلا با کمال احترام تحمل کند؟ برای چه؟ آيا برای اينکه پس از بخاک سپاردن اينها، کسان ديگری مثل زن و بچه پيدا کند و آنها را هم بعد بدون پشيزی و تکه نانی باقی بگذارد؟ خوب...خوب، من هم تصميم گرفتم که پس از تصاحب پول پیرزن، آن را صرف سالهای تحصیلم بکنمو بی آنکه به مادرم برای تهيه وسايل کار و زندگی ام در دانشگاه عذاب بدهم و کمی از پولها را هم به مصرف اولین گامهای زندگی ام پس از دانشگاه برسانم و این کار را بر پایه ای وسيع و اساسی بنهم، يعنی کار و شغل آينده ام را سر و سامانی دهم تا بتوانم در راهی مستقل و نو روی پای خود بايستم...خوب...همين...خوب،بدي ترتيب معلوم است که پيرزن را کشتم، اين کار بدی بود که کردم....".
اما اين قتل فقط به دليل خواسته های دنيايی نبوده است بلکه پشت کردن به قوانينی است که ساليان دراز انسان آنها را برای خود وضع کرده است پشت کردن به تمام اصول گذشته و زيرپا گذاشن آنهاست برای تجربه کردن گفتمانی جديد. قهرمان داستان ما نه به دنبال سعادت و رفاه عمومی بلکه به دنبال زندگی خود است او يک آنارشيست است که فقط به فکر اصول و تجربه خود است. راسکلينکف اينگونه اعتقادش رو در مورد جناتی که کرده بيان می کند "پيرزن که مزخرف است! پيرزن که شايد هم اشتباه باشد. مطلب سر او نيست، پيرزن فقط بيماری بود... می خواستم زيادتر از حد تجاوز کرده باشم... من انسانی را نکشته ام، بلکه اصولی را کشته ام! اصولی را نابود کرده ام، اما از حد نتوانستم تجاوز کنم و همچنان در اين سوی حد ماندم... کاری که توانستم بکنم کشتن بود! اما اين را هم از قرار معلوم نتوانستم...اصول؟ برای چه آن وقت اين احمق رازوميخين سوسياليستها را دشنام می داد؟ مردم زحمت کش و تاجر برای اصلاح و سعادت عموم، کار می کنند...نه، زندگی يک بار نصيب من می شود و ديگر هرگز برايم وجود نخواهد داشت. من نميخواهم منتظر سعادت عمومی بشوم. می خواهم خودم هم زندگی کنم والا بهتر است اصلا زنده نباشم. خوب، پس چه؟ من فقط نخواستم از کنار مادر گرسنه ام بگذرم و يک روبل را در جيب خود محکم نگه دارم و در انتظار سعادت عمومی باشم و بگويم من هم يک آجر برای سعادت عمومی گذاشته ام، در خود آرامش قلب احساس می کنم!.. هه، هه! آخر چرا به من راه داديد؟ من که فقط يه بار زندگی می کنم".
تمام تفکرات آنارشيست داستان ما برميگردد به مقاله ايی که شش ماه قبل از انجام اين قتل آن را نوشته است مقاله ايی که از رفتار انسان هايی همانند ناپلئون دفاع می کند زيرا معتقد است که آنها ميخواسته اند اصولی جديدی را که برای پیشررفت بشريت مفيد بوده است انجام بدهند بنابراين برای انجام اين اصول لازم بوده است که دست به کشتار بزنند او درمقاله اش به زيبايی توضيح ميدهد که انسان ها به دو دسته خاص و عام تقسيم می شوند و دسته خاص حتی ميتوانند جان انسان های عادی رو بگيرند زيرا آنها به دنبال انجام هدف و اهدافی بزرگتر هستند او اين چنين مقاله خود را برای بازپرس پرونده شرح می دهد "شخص غير عادی مجاز است... يعنی، نه اينکه اجازه قانونی داشته باشد، بلکه خود می تواند به وجدان خويش اجازه دهد که قدم به روی برخی از موانع بگذارد، و آن هم فقط در صورتی که انجام فکر او (که گاهی شايد موجب نجات نوع بشر باشد) چنين اقدامی را بطلبد. شما می فرموديد مقاله من روشن نيست. من حاضرم آن را تا آنجا که ممکن باشد، روشن سازم... شايد اشتباه نکنم، اگر بگويم که شما هم خواهان همين هستيد، پس بفرمايید: به نظر من اگر اکتشافات امثال کپلر و نيوتن به سبب برخی پيشامدها ممکن نبود به مردم شناسانده شود، مگر با قربانی زندگی يک يا ده، يا صد و يا بيشتر کسانی که مانع و مزاحم اين اکتشافها بودند، آن وقت نيوتون حق داشت و حتی موظف بود... اين ده يا صد نفر را از ميان بردارد تا اکتشافات خود را به اطلاع جامعه انسانی برساند. اما از اين مقوله اصلا بر نمی آيد که او حق داشته باشد هر که را بخواهد يا هر که در مقابلش قرار گيرد، بکشد و يا هر روز در بازار دزدی کند. سپس بياددارم در مقاله ام شرح می دهم که همه... خوب، مثلا، لااقل قانونگذاران و بنيانگذاران اصول انسانيت، از قدما گرفته تا ليکورخا، سولنها، محمد ها، ناپلئونها و غيره، همه بدون استثناء متجاوزند، دست کم به دليل آنکه با آوردن قانون نو، قوانين کهن را که برای مردم مقدس بود و از پدرشان به آنها رسيده بود، بر هم زدند، و البته از خون ريختن هم ابا نداشتند، اگر واقعا اين خون (که گاهی هم بکلی بی گناه و دليرانه و فقط به خاطر حفظ قوانين قديم ريخته می شد) می توانست به آنها کمک کند. قابل توجه است که بيشتر اين اشخاص نيکوکار و بنيانگذار اصول انسانيت، مردمانی بودند بی نهايت خونريز. خلاصه من نتيجه می گيرم که همه، و نه اشخاص بزرگ، بلکه حتی آنهايی که فقط کمی بيرون از چهار چوبه معمول هستند، يعنی حتی آنهايی که اندکی توانايی گفتن سخن نو را دارند، قاعدتا بايد، بنا بر طبعيت خود، کم و بيش متجاوز باشند. و البته اين امر نسبی است. اگر جز اين باشد مشکل است آنها از چهار ديوار خود بدرآيند، و از ماندن در چهارچوب به خاطر طبع خود، نمی توانند راضی باشند و به نظر من، نبايد هم راضی باشند. خلاصه کلام، می بينيد که تا به اينجا هيچ مطلب تازه و نوی در کار نيست. اين مطلب تا به حال هزار بار چاپ و خوانده شده است. اما درباره تقسيم بندی که من از اشخاص کرده ام و آنها را به دو گروه عادی و غير عادی منقسم نموده ام، قبول دارم که کمی خودسرانه است، ولی من بر سر اعداد پافشاری نمی کنم. فقط به جوهر فکر خود معتقدم. و آن از اين قرار است که مردم بنا بر قانون طبيعت به طور کلی به دو قسمت تقسيم می شوند: مردم طبقه عادی يعنی آنهايی که فقط به کار توليد مثل می خورند، و مردم واقعی، يعنی کسانی که توانايی يا استعداد آن را دارند که در محيط خود حرف نوی بزنند. البته طبقه بنديهای بيشمار فرعی هم زياد می توان کرد، اما صفات متمايز آن دو طبقه کاملا بارز است. دسته اول يعنی ماده، به طور کلی مردمی هستند طبعتا محافظه کار و موقر که در رضا و اطاعت زندگی می کنند. به نظر من آنها بايد هم مطيع باشند، زيرا اين وظيفه آنهاست و اين امر به هيچ وجه آنان را کوچک نمی کند. دسته دوم همه از قانون تجاوز می کنند و بسته به استعدادشان مخربند يا متمايل به اين امر. تجاوز و جنايت اين مردم البته نسبی و بسيار متفاوت است. در بيشتر موارد اينها با بيان متفاوت طالب آنند که حال را به نام آينده خراب کنند. اما اگر لازم باشد که يکی از اينها به خاطر فکر و عقيده خود حتی از روی جنازه يا خونی هم بگذرد، به نظر من او باطنا و از روی وجدان می تواند به خود اجازه دهد که از روی خون بگذرد. روشن است که اين کار بستگی با فکر و نقشه او و وسعت حدود اين دو دارد، و به اين مطلب توجه فرماييد که فقط به اين معنی من در مقاله ام درباره حق تجاوز و جنايت اين گروه بحث می کنم. بخاطر بياوريد که بحث از مساله حقوقی آغاز شد. به هر حال نگرانی زياد، بی مورد است، چون که توده مردم تقريبا هرگز اين حق را به آنها نخواهد داد، آنها را کم و بيش می کشد يا به دار می آويزد و با اين عمل کاملا منصفانه وظيفه محافظه کاری خود را انجام می دهد، و نسلهای بعدی همين مردم بر او اين محکومان و کشتگان تحسين و ستايش زياد قايلند. گروه اول هميشه ارباب حالند و گروه دوم ارباب آينده. اوليها حافظ و نگهبان جهان و زندگی اند و بر تعداد افراد آن می افزايند، اما دوميها زندگی را حرکت می دهند و آن را به سوی مقصدی می کشانند. هم اينان و هم آنان هر دو به طور متساوی حق وجود دارند.مختصر آنکه در نظر من همه يکسان حق دارند! زنده باد نبرد جاويد. البته تا ظهور حضرت!".
در مورد اين کتاب ساعت ها ميشود حرف زد و نوشت درمورد شخصيت پردازی داستان، کاراکترهايی که هيچ کدام را نمی شود گناهکار يا به کل معصوم ناميد انسان هايی خاکستری که با همه شان ميشود همدردی کرد مثله سويدريگايلفی که باعث در به دری خواهر و مادر راسکلينکف شده اما همين شخص ميبينيم که چگونه به ديگران کمک ميکند.

sajad_hasiri
20-09-2011, 10:34
درود
کتاب "عقاید یک دلقک" نوشته هاینریش بل
ترجمه محمد اسماعیل زاده
کتاب بسیار زیبا و دلنشینی بود.مخصوصا سبک نوشتن آقای بل.درباره یه دلقک هست که شرح حالشو مینویسه
من که حس کردم خود دلقکم!
چند جمله از داخل کتاب:
آیا جداً ماری می خواست که تسوپفنر را در مراسم رسمی و جشن ها همراهی کند و با دستانش لک لباس رسمی تسوپفنر را بشوید ؟ مطمئنا این مسئله ای است که به نظر و عقیده هر آدمی مربوط می شود ، ماری اما این کار شایسته تو نیست . بهتر است که بهیک دلقک بی اعتقاد اعتماد کنی که تو را صبح های زود از خواب بیدار می کرد تا بهموقع به مراسم دعا در کلیسا برسی.

با بی صبری و حالتی شدیداً عصبی پشت میله های جایگاه اعتراف کلیسا برای کشیش درباره عشق ، ازدواج ، مسئولیت و دوست داشتن صحبت می کند . سر انجام کشیش که شکی در اعتقاد و ایمان وی ندارد می پرسد : " دخترم شما چه کمبودی دارید ، چه مسئله ای شما را آزار می دهد ؟ "اما تو توانایی پاسخ دادن به این سوال را نداری . نه تنها از گفتن بلکه حتی از فکر کردن به آنچه من می دانم ناتوان هستی . کمبود تو یک دلقک است .

khmusic
20-09-2011, 14:47
گزارش یک آدم ربایی نوشته گابریل گارسیا مارکز
ترجمه کیومرث پارسای
موضوع کتاب درباره مبارزه دولت کلمبیا با قاچاقچی ها هست که منجر به آدم ربایی عده از خبرنگاران توسط قاچاقچی ها میشه و داستان حول اشخاص ربوده شده می باشد

reza22222
21-09-2011, 13:27
من كتاب كجا مي روي ؟ از هنريك سينكويج رو به همه دوستان پيشنهاد ميكنم . يك داستان رمانتيك در زمان نرون قيصر روم و برنده جايزه نوبل ادبيات

توضيحات كاملتري در مورد رمان كجا مي روي ؟ اثر فاخر سينكويچ
داستان در مورد مرد جواني است به نام ماركوس ويچينيوس كه از سرداران نزديك نرون قيصر خونخوار روم است
ماركوس عاشق دختري مسيحي به نام ليژيا مي شودكه در راه رسيدن به او متحمل سختي هاي بسياري مي شود
ماركوس در ابتدا بخاطر معشوقه اش مسيحي ميشود درست در زمانيكه نرون تشنه ي خون مسيحيان است و ماجراها ومصائبي
بر ماركوس ميگذرد كه او را تبديل به يك مسيحي واقعي مي كند
اين رمان علاوه بر داستان جذاب ورمانتيكي كه دارد تاريخ ودوران سياه نرون را نيز ترسيم مي كند
خودم به شدت علاقه مند رمانهايي هستم كه شخصيت اصلي در زندگي دچار تحول شده وبه سمت تعالي حركت مي كند
حتما اين رمان رو بخونيد داستاني كه هم سر داره هم ته

reza22222
22-09-2011, 11:22
سلام به همه دوستان كتابخون
يكي ديگه از رمانهاي جالبي كه خوندم رمان مسيح باز مصلوب اثر نويسنده يوناني نيكوس كازانتزاكيس
كه در اين رمان هم مانند رمان كجا مي روي؟ اثر سينكويچ شخصيت اصلي دچار تحول مي شه وبه سمت تعالي حركت ميكنه
داستان در مورد چوپان جواني به نام مانوليوس است كه از طرف ريش سفيدان روستا براي اجراي نقش حضرت عيسي
در مراسمي كه شبيه تعزيه خودمان است انتخاب مي شود اين انتخاب به مرور باعث تحول عظيمي در شخصيت اين جوان مي شود
كه سر آغاز ماجراهاي بسيار جذاب وغم انگيز براي او ست كه درنهايت باعث مرگ حماسي او مي شود
حتما اين رمان رو بخونيد هم سرگرم كنندست وهم تفكر برانگيز

reza22222
27-09-2011, 13:16
در ادامه ي معرفي كتابهايي كه خوندم مي پردازم به معرفي كتاب درماگادان كسي پير نمي شود.
اگرچه كه اين كتاب يك رمان نيست ولي دسته كمي از يك رمان جذاب نداره.
در واقع ميشه اين كتاب رو در دسته ي سرگذشت نامه قرار داد.
كتاب مي پردازه به خاطرات زندگي دكتر عطاء اله صفوي واسارتش در اردوگاههاي كار اجباري در ماگادان كه در سيبري ونزديك قطب شمال واقع شده است.
اسارت دكتر صفوي بر ميگرده به دوران استالين كه جنايت كارهاي خطرناك و زندانيان سياسي را به ماگادان براي كار در معادن زغال سنگ مي فرستادند.
سرگذشت جالب وعبرت آموزيه به خصوص براي كساييكه مي خوان چشم وگوش بسته وبدون تحقيق برن اون ور آب، حتما بخونيدش.

reza22222
27-09-2011, 15:00
معرفي كتاب بار هستي اثر ميلان كوندرا
از زبان مترجم:
بار هستي اثر ميلان كوندرا، نويسنده ي چك، تفكر وكاوش درباره ي زندگي انسان وفاجعه ي تنهايي او درجهان است، برداشت فلسفي ونافذكتاب از همان آغاز خواننده را با مسائل بنيادي هستي بشر روبرو مي كندو به تفكر وا مي دارد ..... كوندرا دوست دارد توجه ما را به زواياي تفكر برانگيز از مقوله هاي گوناگون هستي جلب كند......
از زبان خودم:
اين كتاب را به دوستاني پيشنهاد مي كنم كه به دنبال تجربه ي يك قلم ولحن روايي متفاوت هستند يا به عبارتي دوستاني كه در خواندن رمان حرفه اي تر هستند و صرفا رمان را براي سرگرم شدن نمي خوانند.
به خصوص اگر دستي به قلم داشته باشيد ، مي تونه براتون مفيد وجالب باشه.
لحن روايت نويسنده به گونه اي بود كه شخصا براي من جديد وتازه جلوه مي كرد. داستان درمورد وفاداري ،عشق، خيانت و... است و مهمتر از همه كنكاش در در زوايايي از زندگي انسان وهستي .
اين كتاب توسط نشر گفتار بيشتر از ده بار تجديد چاپ شده.
رمان جاودانگي از آثار ديگر اين نويسندست كه البته خودم هنوز نخوندم.

subuntu
02-10-2011, 10:10
سلام
در کتاب ادبیات دوم نظری داستان کوتاهی تحت عنوان "هدیه سال نو" خوانده بودم که نویسنده آن ویلیام سیدنی پورتر (اُ.هنری) هست ، اما متاسفانه در آن کتاب اشاره نشده که این داستان از کدام مجموعه وی انتخاب شده . دوستانی که با آثار وی آشنا هستند لطفا در مورد نام کتاب وی راهنمایی ام کنند .

lenje
12-10-2011, 10:58
:31:سلام.رمان ژان باروا-ترجمه منوچهر بدیعی رو چند وقت پیش خوندم.خیلی از قسمت های رمان از مباحث یه رخداد واقعی در اون زمان تشکیل میشه.ولی آخرش که تموم میشه فوق العاده ست.اوج داستانه.ولی اینم بگم که تا خود داستان رو از اول تا آخر نخونین-رفتن به سراغ آخر رمان بیفایدست.اینم بگم که روژه مارتن دوگار که این کتاو نوشته بخاطر نوشتن یه رمان چهار جلدی کت و کلفتی به اسم خانواده تیبو نوبل ادبیت سال1937 رو گرفته.تک ترجمه ونم مال استا ابوالحسن نجفیه.متاسفانه با این که این روان رو دارم اما اینقر قطوره که حسش نست یرم سراغش.

reza22222
13-10-2011, 18:13
شيرين ترين روياها- خانم دوريس لسينگ
داستان در مورد خانمي به نام فرانسيس است كه از همسر خود كه كمونيستي دو آتشه است جدا شده وبه همراه دو فرزندش در منزل مادر شوهرش زندگي مي كند، او علاوه بر دو پسرش از چندين كودك بد سرپرست هم نگهداري مي كند .... داستان به ماجراهاي اين خانواده پر جمعيت وسرانجام هر يك از آنها مي پردازد....
لحن نويسنده بسيار ساده و روان است و مشكلات يك خانواده انگليسي را روايت مي كند.
براي من كه خيلي جالب نبود ولي ممكنه نظر دوست داران رمان هاي خانوادگي رو جلب كنه.

malkemid
13-10-2011, 20:03
آمریکا آمریکا

نوشته الیا کازان

تو کتابفروشی می گشتم که اسم نویسنده نظرمو جلب کرد...الیا کازان...کارگردان بزرگ هالیوود...

داستان در مورد یه یونانی ساکن ترکیه هست که تمام آرزوش مهاجرت به امریکاست....خیلی زیباست این کتاب...حجمش هم کمه...بخونید حتما...

Ghorbat22
25-10-2011, 19:22
طاهره,طاهره ی عزیزم {نامه های غلامحسین ساعدی به طاهره کوزه گرانی}




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


هفته ی گذشته که رفتم کتابفروشی تو قسمت کتب جدید عنوان این کتاب و خصوصا اینکه از "غلامحسین ساعدی" بود نظرم رو خیــــلی جلب کرد .
برام جالب بود گرد آوری شده ی نامه ی های عاشقانه ی یک نویسنده به دختری که خیلی دوسش داشته و نتونسته بهش برسه !!

نامه هایی که وقتی میخونی حتی اگه عاشق نباشی میتونی درک کنی احساسشون رو
اون همه دوری ... اون همه رنج ... و اون همه عـــشق

من که واقعا لذت بردم

پیشنهاد میکنم خوندنش رو به دوستان (:

reza22222
04-11-2011, 11:53
رمان كوري اثر تحسين برانگيز ژوزه ساراماگو نويسنده ي پرتغالي كه با اين رمان جايزه نوبل ادبيات در سال 1998 را كسب كرد رو به همه دوستاني كه اين رمان رو نخوندن توصيه مي كنم.
از قلم مترجم كتاب، مينو مشيري:
"" كوري يك رمان خاص است،يك اثر تمثيلي،بيرون از حصار زمان ومكان،يك رمان معترضانه ي اجتماعي كه آشفتگي اجتماع وانسانهاي سردرگم را در دايره ي افكار خويش ومناسبات اجتماعي تصوير مي كند.
درشهري كه اپيدمي وحشتناك كوري- نه كوري سياه وتاريك بلكه كوري سفيد وتابناك- شيوع پيدا مي كندونمي دانيم كجاست ومي تواند هر جايي باشد. خيابانها نام ندارند، شخصيتهاي رمان نيز نام ندارند: زن دكتر،دكتر،دختري كه عينك دودي داشت،پيرمردي كه چشم بند سياه داشت و... سبك وساختار دشوار رمان، پس از چند صفحه جاذبه اي استثنايي پيدا مي كند.
كوري مورد نظر ساراماگو كوري معنوي است. اين كوري واقعي نيست، تمثيلي است.كور شدن عقل وفهم انسان است ، ما انسانهاعقل داريم وعاقلانه رفتار نمي كنيم ...""
من كه اين رمان رو خيلي پسنديدم ، در طول خوندن رمان مي تونيد مدام خودتون رو جاي شخصيتها تصور كنيد به خصوص زن دكتر كه تنها كسي كه درجمع كورها مي بينه( در واقع زشتيها،پليدي ها وناهنجاريهاي اجتماع رو مي بينه) وكاري از دستش بر نمياد هر چند كه تمام توانش رو بكار مي بنده ، بقيه هم كه كورند وچشم دلشون روبه روي خيلي چيزها بستند.
مدتها بود يكي از دوستانم خوندن اين كتاب رو به من پيشنهاد كرده بود تا اينكه موفق شدم اين كتاب بخونم وانصافا از خوندنش پشيمون نشدم.

Mahdi Hero
05-11-2011, 06:21
عقاید یک دلقک/ هاینریش بل/ شریف لنکرانی
عقايد يک دلقک تقابلی است بين سنت و مدرنيته. قهرمان کتاب ما جوانی است که با شغل دلقک امرار معاش ميکند. اما در زندگی خود با مشکلات عديدی و فراوانی روبرو است از يک طرف او با نامزد خود که دارای افکار مذهبی- سنتی و سختی است دچار مشکل شده و خود اين مشکل نيز زندگی دلقک ما را با مشکلات گوناگونی روبرو کرده است. نامزد او به دليل افکار کاتوليکی که دارد معتقد است دليل از دست دادن فرزندان خود قبل از به دنيا آمدن آنها ازدواج نکردن او با دلقک است و او به اين سبب از دلقک جدا شده تا بتواند به عقايد خود بازگردد و خود را در مسير کليسا و اعتقادات پيشين خود قرار دهد. اما دلقک قصه ما تفکر جداگانه اي دارد او خيلی از اعتقادات در رفتارهای کليسا و مذهب کاتوليکی را خلاف عقل و خرد می داند و با تفکرات خود در حال نقد کردن اعتقادات کاتوليکی است. کتاب عقايد يک دلقک به جز ترسيم روابط عشقانه دو انسان به شدت دارای افکار انتقادی و چالشی نسبت به مذهب است و اين انتقادات در سطر، سطر کتاب ديده ميشود. بخش هايی که راوی در مورد هنر و هنرمند صحبت ميکند جزو همين تفکرات دلقک است که آنها را با شرايط زندگی خود به اين صورت وصف ميکند. "چيزی که يک دلقک به آن احتياج دارد،آرامش است، استراحت، برای يک دلقک فراموش کردن کار روزانه اش است. آنها نمی فهمند- خيلی طبيعی است- چون تازه وقتی از کار روزانه فارق می شوند، موقع استراحت شبانه شان، خود را با آن چيزی که به اسطلاح هنر ناميده می شود، مشغول می کنند. انسانهای هنری برای خودشان فصلی جداگانه اند، اينها به چيزی جز هنر فکر نمی کنند، ولی احتياج به استراحت ندارند، چون کار نمی کنند. ولی اگر کسی بخواهد يک انسان هنری را تبديل به يک هنرمند کند، آن وقت نارحت کننده ترين سو تفاهمات آغاز می شود. انسانهای هنری درست همان موقعی که يک هنرمند احساس احتياج به چيزی به نام استراحت می کند، شروع به بحث درباره هنر می کنند. آنها درست در همان دو، سه تا پنج دقيقه اي که هنرمند هنر را فراموش می کند، اعصاب او را با وان گوگ، کافکا، چاپلين يا بکت هدف قرار می دهند. در چنين لحظاتی دلم ميخواهد خودکشی کنم- در لحظاتی که من شروع می کنم فقط به کاری فکر کنم که با ماری می کنم، يا به آبجو، به برگهايی که در پاييز از درختها می افتند، به بازی منش و يا به يک چيز مبتذل و حتی احساساتی، درست در همين موقع يک فرده بويل يا زومويلد شروع به بحث درباره هنر می کند. درست در همان لحظه اي که من شديدا احساس عادی بودن می کنم،- عادی به طرزی مبتذل، مانند کارل اموندز،- فرده بويل يا زومويلد شروع به بحث درباره کلودل يا يونسکو می کنند. استراحت مردم غير هنرمند ساعت کار يک دلقک است." من کتاب رو خيلی نپسنديدم و خيل با اون ارتباط برقرار نکردم. کشش خاصی در خوندنش نداشتم اما بالاخره کتاب جزو کتاب هايی است که کتابخوان ها بايد آن را بخوانند.

Morss255
05-11-2011, 06:28
آمریکا آمریکا

نوشته الیا کازان

تو کتابفروشی می گشتم که اسم نویسنده نظرمو جلب کرد...الیا کازان...کارگردان بزرگ هالیوود...

داستان در مورد یه یونانی ساکن ترکیه هست که تمام آرزوش مهاجرت به امریکاست....خیلی زیباست این کتاب...حجمش هم کمه...بخونید حتما...

این کتاب فیلمنامه هست یا رمان؟ چون من میدونم فیلمی با این نام ساخته الیا کازان. حالا این فیلمنوشتش هست یا خود داستان؟

reza22222
07-11-2011, 10:04
صد سال تنهايي

صد سال تنهايي / گابريل گارسيا ماركز / برنده جايزه نوبل ادبيات 1982 .
از قلم مترجم كتاب كيومرث پارساي:
" زندگيها در قالبهاي گوناگون هر از چند گاهي در اقيانوس بيكران زمان شكل مي گيرندو سپس همچون ذره اي، محو در جزاير دور دست نابودي،
به وادي بي وجودي مي روند. ثانيه ها مي ميرند، دقايق جان مي گيرند و زمان بي وقفه مي گذرد.
صد سال تنهايي،اگر براي صد سال وبه تنهايي، جايزه نوبل ادبيات را به خود اختصاص دهد، باز هم جامعه بشري به آن مديون است......"
به نظر من اين رمان حرفهاي زيادي براي انتقال به مخاطب داره وسوالات زيادي رو در ذهن بوجود مياره به شرطي كه خواننده ي كتاب به آنها
توجه كنه و در هنگام مطالعه كمي صبر و تحمل رو چاشني كار كنه.
در كل نويسنده اشاره اي داره به حدود يك قرني كه هر كدام از ما انسانها مهمون اين دنياي فاني هستيم . در حدود اين يكصدسال ميتونيم يك
زندگي سرشار از اهداف متعالي داشته باشيم و يا اينكه در حصار تنهايي اسير و زنداني باشيم.
يكي از قسمتهايي كه نظر منو جلب كرد اونجايي كه اورسولا پس از يك قرن زندگي اين سوال به ذهنش خطور مي كنه:
" بدون ترس و وحشت، از خداوند مي پرسيد كه مگر انسانها از آهن ساخته شده اند كه اين همه رنج وعذاب و فلاكت را برايشان مي فرستد و
از آنها مي خواهد تحمل كنند؟ اين پرسشهاي مداوم او را بيشتر گيج مي كرد و دلش مي خواست دشنام بدهد و لحظه اي قيام كند، همان
لحظه اي كه بارها آرزويش را كرده ولي هر بار به تعويق انداخته بود. " ( البته اورسولا از آن دسته آدمهايي است كه به صورت خود خواسته
خودش را محكوم به صد سال تنهايي در حصار زمان كرده).
ويا اونجايي كه سرهنگ آئورليانو پس از گذشت هشتاد سال از عمرش و پس از اينكه سي و دو بار دست به شورش زده و جنگ براه انداخته
از خودش مي پرسه كه اصلا هدفش از جنگيدن چي بوده؟
و نكات ديگه اي كه ممكنه شما بعد از خوندن بهش برسيد ونظرتون هم با من متفاوت باشه....
در مجموع براي خوندن اين رمان بايد كمي علاقه و كمي هم صبر و تحمل داشته باشيد، در غير اينصورت سراغش نريد.

adamebikarr
08-11-2011, 15:46
در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور

"هر شکوه و لذتی که در ذهن بی ادراک فردی ابله نقش بندد، در برابر سروانتس که در زندانی ناراحت دن کیشوت را می نوشت پست و ناچیز است"

malkemid
08-11-2011, 16:14
این کتاب فیلمنامه هست یا رمان؟ چون من میدونم فیلمی با این نام ساخته الیا کازان. حالا این فیلمنوشتش هست یا خود داستان؟

نه این کتاب رمان هست که چند سال بعد خود الیا کازان یه فیلم از روش ساخت.

Mahdi Hero
24-04-2012, 14:54
درد غربت و وطن را هيچ وقت نميتوان از يک وطن پرست دور کرد او هر جا که باشد به ياد مهين و اتفاقات آن خواهد بود و دچار روزمرگی موجود در جامعه و اطرافيان خود نميشود بلکه تمام افکار و خاطرات او مربوط ميشود به مهين خاکی او.بهمن اسفنديار پيرمردی است که سال های آخر عمر خود را در شهری در آمريکا می گذراند بيش از دو دهه است که او پايش را از ميهنش خارج کرده است اما همچنان درد غربت و دوری را نسبت به ميهن خود احساس می کند و وجود خانواده اش در اين ديار کمکی برای فراموش کردن اين خاطرات نکرده است. اسفنديار روزگاری پيش از پيروزی انقلاب، سرهنگی در ارتش بوده اما با پيروزی انقلاب او چيزهای بسياری را از دست می دهد او حتی تا نزديکی اعدام های انقلابی نيز پيش می رود اما شانس با او يار بوده است و از مهلکه جان سالم به در می برد شانسی که نصيب دوست و افسر مافوق او جهانبخش نمی شود بنابرين او پس از آزادی از زندان هر چه زودتر با خانواده خود از ايران خارج می شود و هر چه به مينو که همسر جهانبخش است اسرار می کند با دو دختر خردسال خود با آنها به خارج از کشور بيايد او قبول نمی کند حالا سال ها از آن روزهای تيره و تاره می گذرد و او تصميم گرفته به ديدن ايران و مينو برود. او وارد کشوری می شود که سال ها از آن دور بوده است او آمده تا هم از هوای ميهن تنفس کند هم به حل مشکل برخی از دارايی های توقيف شده اش بپردازد اما دچار ماجراهای ديگری ميشود ماجراهايی که مينو و دختران او نيز در اين ماجراها دخیل هستند. ابتدای داستان را که ميخواندم با خود فکر ميکردم که در مورد مردی است که ميخواهد از درد غربت و دوری بگويد اما کمی که داستان پيش به جلو رفت ديدم خير داستان به دلم ننشست يک جورايی بی سر و ته بود و افت و خيز زيادی در روند اون می ديدم.

Mahdi Hero
26-04-2012, 14:46
جوانی تک و تنها که فقط در پی درس و تحصيل خود در دانشگاه است و با هيچ کس و دنيای بيرون خود رابطه ای ندارد پس از يک سو تفاهم با چند دختر در دانشگاه دچار مشکلات زيادی ميشود. سو تفاهمی که منجر به سلسله مراتبی از اتفاقات ناگوار ميشود و اين فرد از همه جا بی خبر در انتها به عنوان فعال سياسی و برهم زننده نظم دانشگاه سر از زندان در می آورد. زندانی که بيش از چندين ماه به دليل نبود هيچ نشانه اي دال بر بی نظم و اغتشاشگر بودن کاراکتر داستان ما به طول نمی انجامد. من تا صبح بيدارم رمان کم حجم و خوش خوانی است اما به نظرم با اينکه داستان سعی کرده بود که کاراکترهای داستان را خوب معرفی کنه اما از عهده اين کار بر نيومده بود سلسله اتفاقات تندی که در داستان می افتد و همچنين فلش بک به گذشته کاراکتر داستان معجونی شلوغ رو بوجود آورده بود که نتوانسته خودش را در انتهای داستان جمع و جور کند. شلوغی بيش از حدی که می خواهد مضامينی همانند انسان تنها، اوضاع دانشگاه و دانشجويان در سال های منتهی به انقلاب، هجو برخی از نويسندگان رمان و روزنامه نگاران و .... را به تصوير بکشد. البته پايان داستان به گونه ای است که روزنه ای از اميد و روشنايی را برای کاراکتر داستان ما نشان ميدهد. کاراکتری که همه او را سيد صدا می کنند و دوست دارند همه بدبختی و مشکلات خود را بر سر او فرو ریزند. هم خانه ای داستان نويس او سعی دارد ناکامی خود را در اين عرصه بر گردن او بيندازد يا از همه بدتر پدر سيد داستان ما سعی دارد بچه نا خواسته به دنيا آمده خود از ازدواج جديدش را به گردن پسرش بيندازد.

Maryam j0on
26-04-2012, 16:19
بلندی های بادگیر (در اصل وادرینگ هایتس)
امیلی برونته
مترجم : رضا رضایی
نشر نی

تنها رمان امیلی برونته که به شهرت جهانی دست یافته است .

نام کتاب برگرفته از طوفانی است که اطراف خانه ی اصلی داستان وجود دارد ؛ مکانی که آمیزه ای است از گرما و سرما ، روشنایی و تاریکی ، تابستان طراوت بخش و زمستان اندوه بار .

امیلی برونته در این کتاب عشق نافرجام کاترین ارنشا و هیتکلیف را به نمایش می گذارد . عشقی که باعث نابودی این 2 عاشق و بسیاری از اطرافیانشان میشود .
داستان رمان برای مسافری (آقای لاکوود) تعریف شده و او آن را به اول شخص روایت میکند .

+ یک قرن و نیم از نگارش این رمان میگذره ، با این وجود جذابیتی داره که خیلی از رمان های به اصطلاح عاشقانه ی فارسی زبان ندارند .. متاسفانه ../.

Mahdi Hero
26-04-2012, 17:11
داستان زنی ايرانی است که در کشور کانادا در زندگی زناشويی اش با همسر خود دچار مشکل شده است. همسر او که روزگاری در ايران نسبت به او بسيار مهربان و حساس بوده است چند سالی پس از آمدن به کشور کانادا نسبت به او بيگانه شده و به او نيز خيانت می کند و همانند يک انسان غريبه فقط با او در يک خانه زندگی می کند. زن داستان ما پس از دست دادن نوزاد به دنيا نيامده اش در دوران حاملگی دچار افسردگی نيز شده و روزگار سختی را می گذراند از طرفی برای او خيانت های شوهرش هيچ مساله ای نيست و از طرفی نيز نسبت به همسر خود تنفر پيدا کرده است. توپ شبانه داستان روان و خوبی است به زيبايی شرايط يک زن ايرانی را در کشوری غريب به تصوير کشيده است. زنی که دغدغه نوشتن شعر و داستان زندگی خود را دارد زنی که رابطه اش با همسرش به مشکل خورده اما نميخواهد به کل اين رابطه را با طلاق کات کند. اما متاسفانه داستان پايان جالب و خوبی ندارد و يکدفعه اي اينگار تمام اتفاقات به نهو شگفت انگيزی سرنوشت خوبی پيدا می کند و تمام کاراکتر های داستان پايانی خوبی برايشان رقم ميخورد و ميشود گفت پايان داستان همانند پايان فيلم های هندی به کل آبکی است.

Maryam j0on
27-04-2012, 10:58
عادت می کنیم
زویا پیرزاد
نشر مرکز

مهمترین شاخصه ی این رمان پرداختن به جزئیات و توصیف دقیق صحنه هاست.
زویا پیرزاد در این کتاب زنان را در قالب مادرانی از خود گذشته و فداکار که تمام وجودشان را وقف اعضای خانواده‌شان می‌‌کنند و یا غالب ساعت هایشان را در چهاردیواری خانه و آشپزخانه سپری می‌‌کنند ، تصویر نمی‌ کند.

در این داستان با شخصیت سه زن در نسل ‌های گوناگون روبرو هستیم: مادر بزرگ، مادر و دختر.
" ماه منیر " (مادر بزرگ) در یک دنیای اشرافی ساختگی سیر می ‌کند و رفتارها و خواسته ‌هایش در بسیاری از موارد در تضاد با آرزو است. ماه منیر نماینده ‌ی زنی از نسل گذشته است اما جالب اینجاست که با این حال، با تصویری نه چندان سنتی از ماه منیر مواجه می ‌شویم.
" آرزو " (مادر) شخصیت زنی توانا و صبور و زحمت کش است.
" آیه" (دختر) نماینده ‌ نسل جوان در داستان است که ارتباطش را با دنیای واقعی کمرنگ کرده ‌است و در پشت نقاب یک هویت مجازی از خصوصی ترین وقایع زندگیش برای غریبه ‌ها می ‌نویسد.


+ به یک بار خوندن می ارزه ... ; )

Mahdi Hero
27-04-2012, 14:41
کتاب مجموعه اي از 47 داستان کوتاه ميباشد که بخش عمده آن در مدت يک سال در روزنامه شرق چاپ شده است.داستان های ابتدايی کتاب بسيار عالی و روان است داستان های زندگی انسان ها و مشکلات آنها در جامعه ايی کنونی ايران را به خوبی نويسنده به روی کاغذ آورده است اما متاسفانه مشکل اصلی اين مجموعه داستان، داستان هايی بيش از حدی است که در مورد هنر، ادبيات، شرايت چاپ کتاب و... میباشد و به شدت اين داستان ها کسل کننده و خسته کننده است.

m.amitris
28-04-2012, 21:55
پلهای مدیسون کانتی
ماجرای واقعی
دختر و پسر جوانی بعد از مرگ مادرشون میفهمند که فرانچسکا تمام عمر عاشق مرد دیگری بود

Mahdi Hero
29-04-2012, 01:27
يونايتد نفرين شده درباره حضور چهل و چهار روزه ی پرتنش و نافرجام برايان کلاف،مربی نام آشنا و جنجالی انگليسی در باشگاه ليدز يونايتد است.
کتاب خيلی خوبی بود و بی شک خوندنش با اين که کتابی کمی حجيم است توصيه ميشه. ديويد پيس به خوبی تونسته بود اون چهره جنجالی کلاف رو در کتاب بيان کنه.نجواها ايی که کلاف با خود هميشه تکرار ميکرد از جمله نکات خواندی و جالب کتابست و البته اون تنفر کلاف چه در مقام بازيکن در مقابل ليدز يونايتد چه در مقام مربی در روبروی اين تيم و چه در مقام سرمربی گری اين فيلم خيلی زيبا بود.

Mahdi Hero
03-05-2012, 09:32
احمد لاهوتی يکی از رهبران گروه های متعدد مبارز بر ضد اسراييل و دنيای غرب است او از طرف نهضت خويش مامور می شود تا از ديار خود کشور پاکستان به ماموريتی برای يافتن و برگرداندن جوانی شود و او را با چهار مبارزه فلسطينی معاوضه کند. گروه طرف حساب او يک گروه جهادی ديگر است که در مقابل اسراييل دست به اسلحه برده است اما از نظر فکری با گروهی که احمد در آن عضو است فاصله دارد. احمد وارد سوريه می شود شهری با قدمتی بيش از چند هزار سال، و شهر حلب که برای او ياد آوری خاطرات بسياری است خاطراتی در مورد استادی که او از آن بسيار آموخته است و حالا وارد آن شده است تا خود شاگرد خويش را از مخمصه ای که در آن گير کرده است نجات بدهد. داستان فضا سازی خوبی داشت به خصوص سرعت داستان سرعت بالایی و خوبی بود و دچار افت نميشد و البته پايان داستان در نوع خود بر لذت هر چه بيشتر خواندن کتاب افزوده ميکرد.

Mahdi Hero
07-05-2012, 17:41
خروج اضطراری در واقع دو کتاب در يک کتاب است.کتاب اول مجموعه ی چند تايی از زيباترين داستان های کوتاهی است که از سيلونه،نويسنده بزرگ ايتاليايی است. کتاب دوم در واقع تجربيات و خاطرات خود نويسنده از کشمکش های تاريخی حزب های کمونيست و نهاد های نظام مقتدر روسیه ی شوروی در دوران پر التهاب حکومت استالین است،رويدادهايی که سيلونه بعنوان يکی از سران بزرگ ترين حزب مارکسيستی اروپای غربی خود از نزديک شاهد آن بوده است.اين فصل که ترکيبی از خاطرات فردی ،خاطرات سياسی و تاملاتی درباره ی قدرت است،يکی از مهمترين اسناد مربوط به دورانی است که در باره ی آن نوشته شده است

ملاقاتی:داستان در مورد کودکی است که برای اولين بار ميخواهد همراه با پدرش بر سر زمين کشاورزی برود اما در اين روز اول پدر توتون خود را که در واقع برای مردم روسی جنبه حياتی دارد را فراموش می کند و کودک از يک فقيری يک سيگار نصفه برگ برای پدر خود می خرد در حاليکه مرد ژنده پوش پول را از او نمی گيرد در چند سال بعد پسر مرد ژنده پوش را در حالی که دستبندی به دست دارد می بيند و قضيه رو برای پدرش می گويد و پدر و پسر به ملاقات پيرمرد می روند

گيس بلند جوديتا: اين داستان درباره زنی است که دارای موهای بسيار بلندی است و شوهر او که به شهری ديگر برای کار رفته است و برای او در طول مدت نبودش پول می فرستد اما پستچی شهر که همه به عنوان يک قديس به او نگاه می کردند بسته پستی او را ميدزدد به خاطر اينکه جوديتا به قولی که به شوهرش داده بوده پايبند بوده است و آن هم نشان ندادن موهای سرش به هيچ مرد ديگری جز او

آشنايی با يک کشيش عجيب:داستان در مورد نوجوانی است که پس از فرار از يک مدرسه روحانی مجبور ميشود که با کشيشی که سال ها قبل او را حين کمک به زلزله زدگان ديده است همسفر و همراه شود و از اين آشنايی بسيار خوشحال می شود

پوليکوشکا:که نامش ارجاعی دارد به يکی از داستان های تالستوی در واقع داستان مردمان روستايی است که نوجوانی با شوق يک روز داستان پوليکوشکا را برای آنان می خواند در حاليکه همه آنان به جز لاتزورا که در داستان کوتاه پايانی نيز درگير ماجرا است از داستان خوششان نمی آيد

رنج بازگشت آخرين داستان کوتاه اين مجموعه است که روايت يک تراژدی است پيرمردی همراه با دخترش حاضر ميشود بخاطر خداحافظی با نوجوانی که در حال رفتن به شهر برای ادامه تحصيلات است را به جان بخرد به دليل اينکه يک سوسياليست است او در واپسين لحظات به پسر می گويد که تو می روی و خوشبخت ميشوی و ما را فراموش می کنی اما پسر زير بار اين حرف نمی رود و می گويد من هميشه به ياد شما می مانم و رو به دختر می کند و می گويد آيا تو هم همين فکر رو در مورد من می کنی و دختر به او می گويد نه تو بر می گردی پس زودتر به پيشمان برگرد سال ها ميگزرد و پيرمرد ميميرد و دختر او در بستر مرگ است و پسر آنها را فراموش کرده اما نامه ايی از طرف کليسا می آيد که دختر نامه تو رو به عنوان يک دوست بعنوان حامی برده است پسر سعی می کند که به روستا برگردد اما دير می رسد و دختر نيز مرده است در حاليکه دختر در آخرين لحظات زندگيش به اطرافيانش می گويد لاتزرورا راست می گفت او ما رو فراموش کرده است

خروجی اضطراری که در واقع داستان بلند اين مجموعه است شامل خاطرات خود سيلونه از احزاب کمونيست و مبارزاتش با فاشيست در ايتاليا است او در جای جای کتاب با ذکر خاطراتی به ما نشان می دهد که چگونه اين حزب و افرادش به سمت ديکتاتوری و از بين بردن دموکراسی حرکت کرده اند و چگونه اخلاق و آزادی را زير پاهايشان نابود کرده اند سيلونه در يک بحث آزادی را اين گونه برای يک هم حزبی خود تعريف می کند : آزادی يعنی که انسان اين امکان را داشته باش تا شک کند ،اشتباه کند،جستجو کند،حرفش را بزند،بتواند به هر مقامی.چه ادبی و هنری و فلسفی و چه مقام مذهبی و اجتماعی و حتی سياسی نه بگويد و دوستش که يک مقام عاليرتبه فرهنگی است با حالتی از انزجار به او می گويد اينکه شما گفتيد يعنی ضد انقلاب.و در کتاب سيلونه چگونگی تهديد شدن خود را برای خروج از حزب اينگونه از زبان مامور اينکار بيان ميکند: تا زمانی که فاشيسم بر سر کار است نمی توانی به ايتاليا برگردی. در خارج هم نمی توانی جايی ساکن بشوی ،چون گذرنامه و مدارک قانونی نداری.وضع مزاجی ات خوب نيست. نمی دونی چطور امرار معاش کنی.برادرت به خاطر تو در زندان است.همه دوستانت در حزب اند و همين که تو از حزب جدا شوی با تو قطع رابطه می کنند.غير از ما نيرويی ديگری برای مبارزه با فاشيم وجود ندارد.بنابراين،اگر يک لحظه به عقل خودت رجوع کنی و هنوز اين توانايی را داشته باشی که مثل يک آدم عادی رفتار کنی...اما سيلونه اين تهديدات را نمی پذيرد و از حزب خارج می شود

Mahdi Hero
09-05-2012, 18:08
در آستانه ی جنگ جهانی دوم،يک جوجه ديکتاتور آمريکايی به اروپا آمده تا از تجارب طولانی اروپايی ها در زمينه ی ديکتاتوری درس بگيرد،به آمريکا برگردد و در آن جا هم يک نظام استبدادی برقرار کند.برای فراگيری شگردها و روموز ديکتاتوری به سراغ کسی می رود که عمری را در مبارزه با استبداد گذرانده است،چرا که منطق حکم می کند که حقيقت از زبان دشمن شنيده می شود.مکتب ديکاتور ها به زبانی شيرين و موشکافانه شرح اين جلسات در ديکتاتور آمريکايی است.بيان طنز آلود و در عين حال بسیاری عالمانه ی آن
از والاترين سنت استعاری سياسی اروپا پيروی می کند و از اين نظر می توان آن را با برجسته ترين آثار جدلی ولتر و برنارد شاو،و نيز با شهريار ماکياولی مقايسه کرد.

Mahdi Hero
11-05-2012, 10:31
مجموعه اي از 7 داستان کوتاه به قلم جعفر مدرس صادقی است که نويسنده در سال 1383 اين داستان ها را که سال ها قبل به تحرير در آورده بود پس از 19 سال دوباره اصلاح و ويرايش کرده و آن را به چاپ رسانده است. در کل مجموعه داستان های کتاب مجموعه اي خوبی نبود شايد بهترين داستان، داستان پنجم با نام روزی که رفتم بليط قطار بخرم بود وگرنه بقيه داستان ها به نظر من داستان های معمولی و ساده اي بودند

Mahdi Hero
12-05-2012, 17:55
کودکی تنها، مانده و از همه جا رانده. عرض حال داستانی تلخ و سياه است. داستانی از زندگی کودکی که هيچ کس او را نميخواهد و همه او را از خود می رانند. رستم که از بدو تولدش خود پا به دنيا می گذارد. رستم زمانی که ميخواهد حتی به دنيا هم بيايد قابله دير به بالين مادر بی هوش او می رسد و اگر خود رستم راهش را پيدا نمی کرده و از بدن مادرش خارج نمی شد هرگز چشمانش اين دنيا را نمی ديد. اينگار که از روز اول او تنها بوده و بايد خود با سختی ها و کم لطفی های زندگی خود دست و پنجه نرم کند. داستان عرض حال داستان زندگانی کودکی 9 ساله را بيان می کند که پدر و مادرش در بدو ازدواج به شهر آمده اند و با کمک مردی به نام نوبخت به عنوان دربان باشگاهی کاری پيدا می کنند. رستم فرزند اول پدر و مادرش است. فرزندی که ميان انبوه فرزندان ديگر خانواده گم است. داستان عرض حال زندگی رستم را از 9 سالگی او آغاز می کند زمانی که او حتی به مدرسه نرفته و تمام عشق و علاقه اش ديدن نمايش هايی است که در باشگاه برگزار ميشود است. آقای نوبخت به همين دلايل نسبت به رستم علاقه پيدا می کند. آقای نوبختی که خود دلش فرزند پسر ميخواهد اما فرزندش دختر است. آقای نوبخت از پدر رستم ميخواهد که رستم را به خانه خودش ببرد تا در آنجا زير نظر او به بهترين مدرسه برود و تحصيلش را آغاز کند تا آينده درخشانی داشته باشد و پدر رستم به دليل فقط و اينکه نان خوری از سر سفره اش کمتر شود با اين قضيه موافقت می کند و رستم در اتاقی در خانه آقای نوبخت که چندی پيش مادربزرگش نيز برای کمک به اين خانواده در آنجا مستقر شده ملحق ميشود. اما کودک داستان ما نه دل مشغولی و علاقه ای به مدرسه دارد و نه به آدم ها و بچه های تو مدرسه. او از کلاس و درس خود می زند تا به سينما برود سينمايی که تمام زندگی اش در بازی های هنرپيشگان آن خلاصه می شود و بدين ترتيب نيز کم کم از چشم آقای نوخت و همسرش به دليل شيطنت هايش می افتد و با به دنيا آمدن فرزند سوم آقای نوبخت که يک پسر است به کل محبتش از دل خانواده نوبخت از بين می رود. رستم داستان ما کودکی سرخورده است کودکی که نه پدر ژنتيکی اش به او محبت و ابراز علاقه کرده است و او را به حال خود واگذاشته است و نه آقای نوبخت آنچنان که بايد هوای او را داشته و برای او پدری کرده است. رستم هيچ وقت توسط اطرافيان خود جدی گرفته نمی شده و هيچ کس نه حرفهايش را و نه خود او را نمی خواسته آست.

Ahmad
12-05-2012, 23:45
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
قلب سگی
میخاییل آفاناسییویچ بولگاکف
Heart of a Dog
Mikhaíl Afanasyevich Bulgakov

مترجم: آبتین گلکار
چاپ اول: 1391
تعداد صفحه: 192
اندازه: جیبی
ترجمه شده از زبان اصلی (روسی)
قیمت: 5000 تومان
انتشارات: ماهی
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
.................................................. .....................


کتاب قلب سگی سال‌‌ها پس از مرگ نویسنده و از روی نسخه‌های دست‌نویس‌ او به چاپ رسید، چون عملن جایی برای چاپ این کتاب کاملا سیاسی وجود نداشت
نویسنده‌ای که اون رو بیشتر با "مرشد و مارگریتا" می‌شناسیم و در طول زندگی اینقدر اذیت شد که شخصا نامه‌ای به زمامداران و استالین نوشت و خواست که یا بگذارند به کشور دیگری بره و یا اجازه نوشتن داشته باشه.
با اولی که موافقت نشد ولی با دومی موافقت شد البته محدود

این داستان بلند اینگونه آغاز می‌شود:
عو-وو-و-و-و-عوعو-عوو-عوو! آهای، مرا نگاه کنید، من دارم می‌میرم! باد از شکاف زیر در برای من مرثیه سرمی‌دهد و من هم همراه آن زوزه می‌کشم. از دست رفتم، نابود شدم! مردک بی‌همه‌چیز با آن کلاه کثیفش، همان آشپز غذاخوری عمومی کارمندان شورای مرکزی اقتصاد مردمی، به من آب‌جوش پاشید و پهلوی چپم را حسابی سوزاند. عجب آشغالی، تازه پرولتاریا هم هست! خدای بزرگ، چقدر درد می‌کند! آب‌جوش تا مغز استخوانم را سوزاند. حالا زوزه می‌کشم، زوزه می‌کشم، زوزه می‌کشم، ولی مگر زوزه کشیدن کمکی می‌کند؟


قلب سگی رو که خوندم از نظر جو سنگین و کم و بیش مشابهی که بین این دو هست حسی پیدا کردم کمی مشابه با مسخ کافکا

داستان کمی حالت طنز داره و ابتدا شما رو میخندونه ولی هر چه جلو میریم شما رو خواهد ترساند
داستان سگی که بشدت مورد بی رحمی قرار میگیره
سگی که در نظرش رفتگرها و بدتر از اون دربانها بدترین انسانها هستند
دکتری اون رو به ساختمونش میبره و طی عملی غده هیپوفیز و جنسی مرد جوانی که به تازگی مرده رو به اون سگ پیوند میزنه
بعد از عمل سگ یا همون شاریک به تدریج تبدیل به ...

part gah
13-05-2012, 14:38
تهران در بعد از ظهر



مصطفی مستور



انتشارات چشمه


قیمت 2000 تومان


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



-------------------------------------------------
"روی ماه خداوند را ببوس" اولین کتابی بود که از مستور خوندم.اونم به پیشنهاد کتابفروشی که همیشه کتابهامو از اون میخرم.به دلم خیلی نشست.دومین اثری که سراغش رفتم همین "تهران در بعد از ظهر" بود.مجموعه داستان های کوتاهی از وقایعی که در یک بعد از ظهر اتفاق میفته.


خوندنش خالی از لطف نیست.

Mahdi Hero
13-05-2012, 15:47
روايت زندگانی دو پسر که زمانی دوستان صميمی يکديگر بوده اند و بعد از 27 سال دوباره يکديگر را ملاقات می کنند. 27 سالی که يکی از دو دوست از کشور خارج شده است و حتی برای مراسم مرگ مادرس نيز به ايران نيامده و اکنون که پا به ايران گذاشته برای مشخص کردن سهم ارث و ميراث خود است. داستان بيژن و بنفشه به خوبی کاراکتر های کم خودش رو تعريف کرده و آنها را در موقعيت های زندگی قرار داده است و خواندنش به دوستان توثيه ميشه چون هم داستان نسبتا کوتاهی هست و هم روان.

Mahdi Hero
14-05-2012, 12:32
کله ی داستانی تلخ از رابطه عاشقانه يک دختر کرد و مردی جوان است. جهان دختر نوزده ساله ای است که تمام آمال و هدفش پيوستن به حزب های مبارز کردستان در سال های اوليه انقلاب است اما هم اکنون برای ملاقات برادرش که از بيماری روحی و روانی رنج می برد به تهران آمده است و روزی در پارک با مردی به نام کسرا آشنا می شود. کسرا جوانی متاهل و بيکار است که خرج زندگی اش را همسر معلمش می پردازد و تفريح کسرا آمدن به پارک و ديدن بچه های درون آن آست. در روزی کسرا با جهان سر صحبت را در پارک باز می کند و با او به گشت و گزار درون پارک و جاهای ديگر می پردازد و در حين گشت و گزار جهان از آرمان هايش می گويد از اينکه دوست دارد يا نقاش شود يا دندانپزشک و يا نقاش شود يا پارتيزان او از کردستان می گويد از اينکه آرزويش اين است که او هم پارتيزان بشود و همانند خيلی از همشهريانش دست به مبارزه بزند اما کسرا در مقابل تمام صحبت های پر شور و انقلابی جهان عکس العملی آرام و عاقلانه انجام می دهد و می گويد همه ايرانی هستيم و همه بايد با هم متحد باشيم. رابطه کسرا و جهان با رفتن جهان به شهرش کمی پيچده تر می شود و جهان برای ديدن او به زادگاه جهان می رود و داستان های تلخی در اين رفتن و رفت و آمد های بعدی اتفاق می افتد. نويسنده به خوبی توانسته بود شخصيت انسان های احساسی را ترسيم کند انسان هايی که از روی احساس و با آرمانی پوچ به دنبال مبارزه هستند اما پس از پيوستن به خطوت مبارزه متوجه می شوند که مبارزه آنان مبارزه ای بی هدف و ساختارهای تشکيلاتی، ساختارهايی به دنبال قدرت هستند و تنها دليل پيوستن آنان به اين تشکيلات نا آگاهی و خامی آنان است. در داستان کاراکتری به نام کسرا را می بينيم، انسانی که نه به دنبال خشونت است و نه به دنبال موج های انقلابی سالهای ابتدايی دهه 60، او انسانی است که با عقل و فکر خود عمل می کند اما در مواجه با جهان به دليل علاقه و عشقی که نسبت به او پيدا می کند مسير خود را تا حد زيادی گم می کند اما سعی دارد این مسیر رو بیش از این گم نکند. داستان کله ی اسب از آن داستان های آموزنده است که با ديدی بالا به اتفاقات ابتدايی انقلاب من الجمله حوادث کردستان نگاه می کند. پايان داستان که مربوط به سطرهايی هست که سربازان در کاميون در راه بازگشت از خطوت مقدم به خانه هايشان هستند پايانی اميدوار کننده و زيباست جايی که سربازان همه با هم همراه با راننده کردشان آوازی دسته جمعی ميخوانند آوازی که نشان دهنده اتهاد و همدلی مردم اين مرز و بوم است.

Mahdi Hero
15-05-2012, 14:57
در مورد يکی از بهترين رمان های حال حاضر معاصر ایران صحبت کردن کمی سخت است رمانی با تعداد صفحه های اندک اما بسيار عميق. گاو خونی داستان زندگی جوانی گمگشته در حال و احوال خود است جوانی که خيلی از مسائل روزگار کنونی ما همانند روابط اجتماعی موجود برای او معنا و مفهومی ندارد و شايد اوج پشت پا زدن او به معضلات اجتماعی کشور ما در مورد زندگی زناشويی او باشد. جوانی تنها که از ديار خود شهر اصفهان جدا شده و به تهران آمده و در يک خانه کوچک با دو نفر ديگر زندگی ساده و به ظاهر آرامی دارد اما در کش و قوس خاطرات گذشته و اهوالات کنونی خود سرگردان و گمشده است. جوان داستان ما هميشه در حال ديدن کابوس هايی در مورد آب و رودخانه زاينده رود است کابوس هايی که به خيس کردن رختخواب او در کودکی منجر می شده. زاينده رود روزگاری تنها دلمشغولی پدر او بوده است پدری که هر روز با خوشی هر چه تمامتر به بهانه حمام با پسر خود برای شنا به زاينده رود می رفته است امری که هميشه باعث نارحتی همسر او می شده است. سال ها از اين واقعه شنا کردن در زاينده رود می گذرد اما جوان داستان ما هنوز در باتلاق های انتهايی اين رودخانه گير کرده است مادر او از نارحتی کارهای پدرش و ترد شدن از خانواده اعيانش به دليل وصلت با همچين مردی مرده است و پدرش نيز بر خلاف احساسی که ما فکر می کنيم در زاينده رود غرق شده به عمر طبيعی مرده است اما اين جوان در کش و قوس گذشته و حال، زمان زندگی خود را از دست داده و تمام افکار و انديشه های او در نهايت به اين رودخانه منتهی می شود. رودخانه اي که سمبل قهرمانی شنا و معلم جوان داستان ما را در خود بلعيده و سال ها از اين اتفاق می گذرد و جوان هنوز از اين اتفاق با خبر نشده. گاو خونی داستانی عميق و زيبا از زندگی انسانی است که نه خود در امر زناشويی و کار موفق بوده و نه پدر او به عنوان نمادش در اين امور موفق عمل کرده است.

Mahdi Hero
17-05-2012, 23:18
آن طرف خيابان مجموعه 4 داستان کوتاه به قلم جعفر مدرس صادقی است. داستان هايی با متد های دوستی و ازدواج. داستان اول با نام آن طرف خيابان که نام کتاب نيز می باشد داستان دختری نقاش است که وارد سومين دهه از زندگانی اش شده است اما هنوز در زندگی هنری خود با موفقيت پا پيروزی ايی روبرو نشده، دختر داستان در خانه ای مجردی که هزينه اش را مادر و سه خواهر مجرد او می پردازد زندگی می کند. داستان اول با دغدغه های يک هنرمند و مساله ازدواج و همچنين نقد روشنفکر نماها و هنرمند نماها طرف است و در داستان نقد سوزنده ايی نيز نسبت به روزنامه نگاران و منتقدانی که با نام مستعار مطالبشان را چاپ نمی کنند نيز شده است. داستان دوم به نام پدرها و پسرها داستان دو دوست و دو مرد است که سال های متمادی با همديگر رفت و آمدی داشته اند اما دست سرنوشت هر يک را از ديگری جدا کرده يکی در ميهن مانده و ديگری به کشوری غريب پناه برده است اين دو دوست پس از سال ها دوباره همديگر را می بينند و با خود ياد خاطرات شيرينی گذشته را زنده می کنند. درون مايه اصلی داستان ارزشمند شمردن دوستی ها و رفاقت هاست و همانطور که نويسنده در سطرهای پايانی داستان چندين بار متذکر می شود که هيچ چی مثل يک دوست قديمی نيست. داستان سوم با نام باغ مشير سر گذشت دو مرد پا به سن گذاشته را بيان می کند دو پيرمردی که روزگاری با هم همکار و دوست بوده اند و يکی از اين دو دوست تصميم دارد برای پسرش که تازه از مهاجرت برگشته دختر دوست ديگر را خواستگاری کند پس به همراه پسرش به ديدن خانواده دوست ديرين خود می رود و خاطرات گذشته را مرور می کند،خاطراتی شيرين اما زشت از رفتارهای نادرست دوست خود که فقط به دنبال منفعت و سود خود در رابطه با دوستانش بوده است. داستان چهارم با نام برای کسی حمام بسازم با نوعی روايت جالب بيان می شود مردی که تازه خواهرش ، همراه با خواهرزاده اش از اقامت در يک کشور خارجی برگشته اند در حال بيان خاطرات و اتفاقاتی است که در اين بازگشت صورت گرفته و آنها را برای دختر خود در يک نامه با زوگو می کند. بی عاطفه گی فرزند نسبت مادر و نقد برخی از تفکرات تعصب گونه درون اين داستان جا گرفته است.

Mahdi Hero
18-05-2012, 13:10
دو همشاگردی قديمی که زمانی هر روز همديگر را می ديدند و به هم کتاب قرض می دادند و درباره ی کتاب هايی که می خواندند با هم بحث می کردند و گاهی از شدت بحث کارشان به زد و خورد می کشيد، بعد از دبيرستان سال تا سال همديگر را نمی بينند(و اگر هم ببينند، تصادفی) و راهشان در زندگی از هم جدا می شود: يکی به دنبال گمشده ای می گردد که به هر کسی رو نشان نمی دهد تا با او درباره ی همه چی صلاح و مصلحت کند و ديگری خودش را توی آپارتمان کوچکی حبث کرده است تا رمانی درباره ی انقلاب بنويسد. دست روزگار پس از سالها آن دو را در برابر هم قرار می دهد: يکی دست از دنيا شسته است تا به ايده آل های زمان کودکی اش وفادار بماند و در رمانی که درباره ی انقلاب می نويسد حق مطلب را ادا کند و ديگری به دنبال يک شاه کليد می گردد - شاه کليدی که تا وقتی توی جيبت باشد، همه ی درد ها رو به رويت باز می شود. داستان شاه کليد يکی از بهترين های مدرس صادقی است داستانی که در نيمه اول بسيار ساده و روان بيان ميشود اما در نيمه پايانی داستان دچار تغیير سبک ميشود و نوعی فضای معما گونه و سورئاليستی به خود ميگيرد و به خوبی ما را در یک فضای چندگانه قرار میدهد.

Mahdi Hero
21-05-2012, 18:17
مجموعه از 7 داستان کوتاه بود. مجموعه اي خيلی خوبی نبود و اکثر داستان های آن نه به نطرم فرم خيلی جالبی داشت و نه موضوع های مورد بحث در داستان ها خيلی خوب بيان شده بود. تنها داستانی که از اين مجموعه را پسنديدم داستان 6 با نام "کيفيت تکوين فعل خداوند" بود. داستان در مورد جوانی است که دچار شکست روحی عميقی شده است. او که در رشته الاهيات که آخرين رشته انتخابی دانشگاهيش برای ورود به دانشگاه بوده است تحصيل ميکند روزی در مواجه با کودکی دست فروش دچار شوکی عظيم ميشود. در ساعت های پايانی شبی کودک دست فروشی که در آن روز هيچ کدام از محصولاتش را نفروخته است از جوان داستان ما ميخواهد که يک دانه از محصولش را بخرد. داستان به خوبی سقوط روحی يک انسان را به تصوير کشيده است، انسانی که رشته تحصیليش مرتبط با خدا است اما با ديدين يکی از معضلات و نابرابری های اجتماعی دچار فروپاشی بزرگی ميشود که نميتواند پس از ديدن آن حادثه خود را از آن عذاب روحی نجات بدهد.

Mahdi Hero
22-05-2012, 12:46
مجموعه اي از 6 داستان کوتاه بود. در کل داستان های مجموعه داستان های بدی نبودند و من از دو داستان اين مجموعه خوشم اومد. يکی داستان "تهران در بعد ازظهر" که در مورد انسان های ساکن در شهر شلوغ و پر حادثه تهران بود که داستان روايت های مختلفی از زندگی ساکنانی را روايت می کند. مثل زندگی فردی که همسرش سه سال قبل در يک جنايت کشته شده و در پی اين سوال است که اگر خدايی وجود دارد چرا اين اتفاق برای او که تاکنون هيچ خطايی انجام نداده است صورت گرفته يا زندگانی زن و مردی که به يکديگر نمی رسند. اکثر روايت های که در اين داستان مطرح ميشود روايت هايی غمناک است، روايت هايی که از شکست و سرخوردگی انسان های ساکن در شهر تهران صحبت می کند و روايت ها با بغض و اشک يکی از کاراکترها به پايان ميرسد. داستان ديگری که از اين مجموعه پسنديدم داستان "چند روايت متعبر در باره ی دوزخ بود". داستان در مورد دختری تن فروش است که قسمتی از سرگذشت خود را که از چه روزی شروع به اين کار کرد را بيان می کند. دختر داستان ما اما روزی در مواجه با يک مشتری اتفاقی عجيب برايش می افتد. مشتری با خواهش از او اسرار دارد که کاری انجام ندهد و فقط با هم صحبت کنند، صحبتی در مورد زندگی و شرايط آن. شايد نقطه جالب و قابل تامل اين داستان پايان جالب و شوکه کننده اش بود که واقعا هم از طرفی آدم را به فکر فرو ميرود که چقدر آدم ها در عين دوری به هم وابسته و نزديک هستند و از طرفی ديگر سرگذشت خيلی از آدم ها به يکديگر وابسته است.

Mahdi Hero
23-05-2012, 11:26
عشق روی پياده رو بهترين مجموعه داستان کوتاهی است که از مصطفی مستور خواندم و اکثر داستان های آن را پسنديدم داستان هايی روان، تامل بر انگيز و دراماتيک. عشق روی پياده رو مجموعه اي از 12 داستان کوتاه است. در ادامه من 3 داستان از اين مجموعه رو که از همه بيشتر دوست ميداشتم معرفی ميکنم.

بعداظهر سبز
داستان در مورد نقاشی صاحب نام در يک شهر ايتاليا است که با کشيدن نقاشی چهره افراد کسب در آمد ميکند. روزی پيرمردی پيش اين نقاش می آيد و از او ميخواهد تصوير زنی جوان و زيبارو رو که در يک مسافرت چهره اش را ديده است ترسيم کند. پيرمرد که يک بار فقط چهره مورد نظر خود را ديده و آدرسی از آن زن ندارد سعی دارد با بدست آمدن تصوير بتواند آدرس آن زن را پيدا کند. نقاش در ابتدا کمی متعجب ميشود اما پس از اسرار پيرمرد شروع به کشيدن طرح می کند او تصاويری که از قبل از صورت زنان مختلفی کشیده است را در اختيار پيرمرد قرار ميدهد و از او ميخواهد با دقت به تصاوير نگاه کند و در فرصت ديگری به او بگويد که کدام اجزای صورت زن مورد نظر او شبيه به اين تصاوير است. پس از گذشت چندين ماه طرح زدن هنوز پيرمرد آن تحويری را که ميخواهد نمی يابد و تاکيد ميکند که چشم های آن زن در هيچ کدام از تصاوير کشيده شده درست نيست. روزی همسر آن پيرمرد به پيش نقاش می آيد. نقاشی که تمام کار خود را تعطيل کرده و در پی کشيدن آن چهره است چهره ای که بالاخره او چشمان مورد نظر را در آن کشيده، چشمانی که روموز زيبايی آن چهره را بر ملا کرده است. زن به نقاش ميگويد که شوهرش يک بيمار است و چندين سال است حتی از شهر خارج نشده که بخواهد چهره زنی جوان را ببيند و تمام حرف هايی که او ميزند به خاطر يک خواب است خوابی که او برای افراد ديگری نيز تعريف کرده است. اما جنون و زيبايی تصوير کشيده شده کار خود را انجام داده و تاثيری عميق و پايدار بر نقاش گذاشته تاثيری که نقاش کار و زندگی خود را رها ميکند و تصميم دارد با تصوير کشيده شده که در اختيارش است به دنبال زن مورد نظر برود.


عشق روی پياده رو
داستان زيبا از عشقی جاودان است. عشقی که عاشق آن از تمام دارايی هايش که کتاب هايش می باشد نيز برای رسيدن به معشوقش از آنها ميگزرد. نوع روايت داستان بصورت فلش بک هايی به گذشته و مرور خاطرات است. جوانی که تمام علاقه اش کتاب خواندن است و کتاب را برای اين ميخواند تا آدم ها را بفهمد. عاشق دختری ميشود. دختری که پس از اندکی آشنايی به بيماری ای سخت دچار شده و برادر و پدرش تمام دارايی هايشان را برای معالجه او پرداخته اند اما هزينه درمان او هنوز بصورت کامل تامين نشده و جوان داستان ما شروع به فروش تمام وجود و سرمايه اش يعنی کتابهايش ميکند تا شايد بتواند اينگونه معشوقش را نجات بدهد. داستان با صحنه ای از چاقو خوردن کاراکتر اصلی آغاز ميشود و تا زمين خوردن آن و ريختن خون اش بر روی کتاب هايی که بر روی زمين برای فروش گذاشته پايان می يابد و در حين اين آغاز و پايان فلش بک ها به گذشته صورت می گيرد و ما با کاراکتر داستانمان بيشتر آشنا می شويم و اين نوع روايت داستان البته نوعی جلوه خاص از زيبايی را به آن بخشيده است.


آرزو
از آن دسته داستن هايی آست که به شدت احساساتمان را بر انگيخته ميکند و شايد پايان داستان به گونه ای انفجاری ما را در غم عشق فرو ميبرد. داستان کودکانی است که در يکی از شهرهای مرزی ايران در آغاز جنگ هشت ساله دوران کودکی خود را سپری ميکنند. چيزی که اين داستان را از داستان های ديگر اين مجموعه متفاوت کرده است به جز اون پايان تکان دهنده اش، دقت جالبی است که نويسنده در وصف دوران کودکان در قالب تفريحات يا اسم های مستعاری است که به يکديگر لقب داده انده است.

Mahdi Hero
24-05-2012, 11:47
مجموعه از 6 داستان کوتاه که المان اصلی آن مربوط به زنان جامعه ی ايران است که نويسنده خود در ابتدای کتاب اين مجموعه را به همين قشر تقديم کرده است. داستان اول روايت کشته شدن زنی را روايت می کند و در داستان دوم روايتی از يک خيانت و جدايی بررسی ميشود. اما داستان سوم با نام چند روايت متعبر در باره ی کشتن که به همراه داستان بعدی بی شک از نظر من جزو بهترین های اين مجموعه است داستان تلخی است در مورد روزنامه نگاری که پس از مواجه شدن با قاتلی که فرزندان خود را کشته دست به خودکشی ميزند. قاتلی که به اين دليل اين کار را انجام داده تا فرزندانش در اين دنيای کثيف گرفتار نشوند و روزنامه نگاری که به اين دليل خودکشی ميکند که ديگر طاقت اين همه سياهی موجود در اين دنيا را ندارد. داستان چهارم با نام سوفيا داستان سه نوجوان است که يک فرد ساده ای را با تلفن هايی از يک باجه تلفن گمراه می کنند و ادای زنی عاشق پيشه را در می آورند و.... داستان پنجم داستان خيلی جالبی نبود اما داستان پايانی نيز در جای خود داستان جالبی بود داستانی که چت دو دختر و پسر جوان را که با هم آشنا می شوند را بيان می کند.

Mahdi Hero
25-05-2012, 11:50
داستان در مورد مردی است که پس ازدست دادن فرزندش در دوران حاملگی همسرش دچار تشويش ذهنی و روحی شده است. ضربه ای که او از اين حادثه خورده است به شدت در او تاثير گذاشته است و او را روانه مرکز درمانی ای کرده است. مرکزی که او همچنان در آن در فکر کابوس ها و افسوس های از دست دادن طفلش است. طفلی که برسر نرسيدن اکسيژن از دنيا رفته و مرد داستان ما در جايی چنين شرايط روحی خود را پس از اين حادثه روايت می کند:" از سردخانه ای بيمارستان مهر تا جعبه ی پلوپز توشيبا تا گورستان و اکسيژن و گورکن و سياهی جنینی سقط شده و کومه ای بی سنگ و باز اکسيژن و انگشتان کوچک آن که توی گور می گذاشتمش و کابوس های مکرر آن زندگی هنوز نيامده اما تباه شده، آن حفره ی کوچک که انگار تکه ای از خودم، از افسانه را، در آن می گذاشتم. و درماندگی. درماندگی. درماندگی. و در ماندگی در برابر چيزی که نمی بينی اما سخت به آن محتاجی. چيزی که هستی ات عميقا به آن وابسته است و اين را نمی دانی مگر آن که از تو دريغ شود: اکسيژن. و طوفان شدت می گيرد. با افسانه. مثل کسی که دچار تهوع شده باشد خم شده بود روی ظرف شويی و سرش را تا نزديک شير آب پايين آورده بود. پيشانی اش را چسبانده بود روی شير ظرف شويی. داشت عق می زد. دست هايش را گرفته بود زير شير آب. تاجی نود درجه می چرخد. با جارو و پنجره و چهار پايه. طوفان عبور می کند، چشم هايم خيس شده اند. لابد از سر درماندگی. و من انگار بخواهم از هجوم درماندگی پناه بگيرم دلم می خواهد چشم ها را بگذارم روی بهترين جای اين هستی نامربوط. روی انگشتانی که از شستن ظرف ها خيس شده اند و حالا نيستند. دقيقه ای بی حرکت می مانم و نمی دانم چرا انگار منتظر شنيدن صدای هولناکی مثل صدای کوبيدن دو ماشين در بزرگراه يا صدای گوش خراش جيغ زنی يا صدای انفجار بمبی باشم، گوش هام را تيز می کنم اما هر چه گوش می دهم، هر چه صبر می کنم، چيزی نمی شنوم"(ص 57).
من گنجشک نيستم روايت انسانی است که در يک خلسه روحی کامل به سر ميبرد و دوست دارد دنيايی که در آن زندگی می کند هر چه زودتر به پايان برسد چون ديگر اميد و لذتی برای زندگی در اين دنيا ندارد

Mahdi Hero
26-05-2012, 12:46
زن و مردی پس از دو سال همديگر را دوباره ملاقات می کنند. زن و مردی که به دليل فعاليت های سياسی، روزگار آنها را از هم جدا کرده بوده است. حالا اين دو در کنار هم ياد و خاطره دوران دانشجويی، فعاليت های سياسی و... را زنده می کنند. من به شخصه به هيچ وجه از کتاب خوشم نيومد و به شدت برايم کتاب خسته کننده بود و شايد فقط به دليل نام نويسنده بود که کتاب را تا انتها خواندم. از معدود بخش های کتاب که از آن خوشم اومد بخش های کوتاهی بود که کاراکتر زن داستان مورد بازجويی و آزار و اذيت بازجوها قرار می گرفت و البته بخش های مربوط به قبرستان کتاب

Mahdi Hero
27-05-2012, 00:56
نويسنده اي تصميم دارد با مصاحبه با افراد مخلتف رمانی بر اساس زندگانی دختر و پسری که روزگاری همديگر را دوست می داشتند بنويسد. داستان شب ممکن بازگو کننده روايت های مختلف از افراد مختلف موجود در داستان است افرادی که هر کسی با روايت های خود نوع چينش و مسير داستان را تغيير می دهند. فصل اول و دوم کتاب را خيلی دوست داشتم اما متاسفانه کتاب بعد از فصل دوم بشدت افت و خيز ميکند و نه ديگر اون شور و هيجان موجود در فصل يک در آن تکرار ميشود و نه آن حرف های موشکافانه اجتماعی نويسنده در غالب يکی از کاراکترهای داستان و اين روند کسل کننده و مايوس کننده تا پايان داستان با خواننده همراه است. يکی از بخش های جالب فصل دوم زمانی رخ ميدهد که يکی از کاراکتر های داستان در حال نوعی ارتباط دادن بين دنيای زندگی فيلسوف نامدار غرب شوپنهاور و زندگی کنونی ايرانيان است. هجو اعمال انسان ها بشدت در اين نقطه کتاب به اوج خود ميرسد جايی که نويسنده بيان ميکند که فيلسوف نامدار تا زمانی که اسم و رسمی نداشت کسی به او اعتنايی نميکرد و زنان به دليل قيافه نه چندان خوشايند او ازش دوری ميکردند اما پس از معروف شدن همگان گرد او جمع ميشوند و نويسنده به زيرکی اين داستان را با شرايط کنونی زنان ايرانيان پيوند ميزند. زنانی که به دليل مشکلاتی که در حال حاضر گريبانگيرشان است نميتواند راحت و به سليقه خود لباس بپوشند و اين علاقه سرکوب شده در ميهمانی های شب تبديل به نوعی عقده گشايی شده است.

Mahdi Hero
28-05-2012, 17:26
تم کلی داستان روی ماه خداوند را ببوس در مورد خدا و وجود يا عدم وجود آفريدگار است که در داستان سعی شده با سه داستان از کاراکتر های مختلف به اين قضيه رسيدگی کند. يونس برای تز دکترای جامعه شناسی اش بايد در مورد علت خودکشی دکتر پارسا که در زمينه فيزيک کوانتوم دکترای تخصصی داشته اس تحقيقی انجام دهد. پارسايی که هيچ دليل قانع کننده ای برای خودکشی او وجود نداشته و شايد با رسيدن به حدی از پوچی بوسيله علم بر زندگی خود خط تمامی گذاشته است. يونس البته از طرفی ديگر نيز خود با پوچی ای که گريبان مورد تحقيق خود را نيز گرفته است دست و پنجه نرم می کند او که در آستانه ازدواج با دختری مذهبی به نام سايه است خود درگير همين مساله فکری وجود یا عدم وجود خدا شده و به خاطر همين مساله نيز رابطه اش با نامزدش به سياهی گرديده است. در داستان کاراکتر ديگری به نام مهرداد وجود دارد که دوست ساليان دور يونس بوده است که 9 سال پيش برای ادامه تحصيل و ازدواج با دختری به نام جوليا از کشور خارج شده و هم اکنون به ايران بازگشته. مهرداد نيز در زندگی خود با بحران ساير کاراکترهای اصلی ديگر داستان درگير است. همسر او به بيماری سرطان مبتلا است و به زودی از دنيا خواهد رفت او هم در کشمکش با مرگ همسرش و بی مادر شدن فرزندش مواجه است. در کل يکی از روان ترين رمان های فارسی بود که خونده بودم و به شدت به دلم نشت طرح سوالاتی در مورد وجود خدا از طرف نويسنده بسيار زيبا و دلنشين بود و البته جواب های او به اين سوالات نيز دلگرم کننده بود با اينکه نويسنده سعی نداشت که به صورت فلسفی يا علمی خدا را اثبات کند بلکه ميخواست از طريق عشق وجودی انسان ها به وجود بودن آفريدگار برسد.

Mahdi Hero
29-05-2012, 01:24
رمان در واقع داستانی از زندگی چندين روز انسان هايی را که درون يک آپارتمان سکونت دارند را روايت ميکند آدم هايی که در برج سر به فلک زده اي هيچ ارتباطی با هم ندارند و دنيای بيگانه آنها بسيار شبيه بهم است دنيای افراد در هم پيچيده از مشکلات انسانی که هر کدام سعی دارند پای خود را از اين مشکلات بيرون بکشند. مردی که با مادر خود زندگی ميکند و از فرط کتاب خواندن به مرز جنون رسيده و هر روز در بالکن خود انسان های درون پياده رو و خيابان را مخاطب حرف های خود قرار می دهد و آنها را به دليل اين زندگی نکبت بارشان سرزنش ميکند. يا پدر و مادری متخصص در زمينه پزشکی که تنها فرزند 10 ساله شان مبتلا به سرطان است و چند ماهی بيشتر به زندگی اش نمانده است و پدر و مادر کودک در گردابی از سردرگمی و غم به سر می برند و يا ....رمان روايط افراد جالبی را قرار هم قرار داده بود اما تعدد بيش از حد اين کاراکترها کمی باعث بی نظمی برخی از کاراکترها شده بود و کاراکترها به اندازه کافی پخته نشده بودند اما پايان داستان پايانی زيبا و دلنشين بود جايی که کاراکتری حذف و به جای آن امیدی به زندگی به کاراکتری ديگر داده ميشود. در کل کتاب برای يک بار خواندن کتاب خوبی بود اما متاسفانه همانطور که قبلا هم گفتم به دليل تعدد کاراکتر افت و خيز داشت.

Mahdi Hero
30-05-2012, 01:59
کتاب اگر اشتباه نکنم اولين داستان بلند سينا دادخواه است. به عنوان کار اول اگر به اون نگاه کنيم کتاب بدی نيست با اين که شايد در نگاه اول 20 يا 30 صفحه اول کتاب و اون نوع روايتش شايد کمی برای خواننده خسته کننده باشد اما پس از مدتی اين خستگی و ريتم برای خواننده از بين ميرود و خواننده راحت با کتاب ارتباط برقرار می کند. داستان در مورد چهار نفر به نام های سامان، ندا، ليلا و حامد است که کتاب بصورت 4 فصل از زبان اين کاراکتها روايت ميشود. سامان جوانی بيست و چند ساله است و در فکر و رويای اين است که به يکی از مشهورترين عکاسان جهان تبديل شود و از طرفی دلش در گروی دختری به نام نداست. ندايی که نسبت به استاد خود يعنی حامد يک علاقه ای خاص پيدا کرده و از طرفی دوست دارد با سامان ارتباط نزديک تری پيدا کند. و در همين حينم ليلا هيچ گاه از عشق و علاقه اش نسبت به حامد اين عاشق پيشه قدييش کم نميشود. دو انسانی که پايبند روابط های عرفی جامعه نيستند و با يکديگر زندگی آرامی به همراه کودکان خود سپری میکنند.

Mahdi Hero
31-05-2012, 00:08
کتاب يعقوب کذاب سر گذشتی تلخ و تاريخ انسان هايی است که به دليل عقايد و افکار خود بايد همانند يک حيوان زندگی کنند و بدتر از يک حيوان نيز کشته شوند.
بکر در اولین رمان خود به سراغ جنگ جهانی دوم و ارودگاه های نسل کشی نازی ها رفته. کتاب يعقوب کذاب در مورد فردی است به نام يعقوب انسانی که تا بيش از اين جنگ تنها فکرش رستورانی ساده و درست کردن کتلت هايی لذيذ بوده است اما با آغاز جنگ دچار اين سرنوشت می شود سرنوشتی که در آن تمام هم کيشان او دچار ياس و نا اميدی شده اند اما در اين بين يعقوب سعی دارد با گفتن دروغ هايی در مورد شکست های آلمان ها چيزی را در اين قشر زنده کند چيزی که خيلی وقت است در اين ميان وجود ندارد و آن اميد است
کتاب رو توصيه می کنم به شدت زیرا با اين کتاب هم می خنديد و هم گريه خواهيد کرد

Mahdi Hero
01-06-2012, 00:34
يونايتد نفرين شده درباره حضور چهل و چهار روزه ی پرتنش و نافرجام برايان کلاف،مربی نام آشنا و جنجالی انگليسی در باشگاه ليدز يونايتد است.
کتاب خيلی خوبی بود و بی شک خوندنش با اين که کتابی کمی حجيم است توصيه ميشه. ديويد پيس به خوبی تونسته بود اون چهره جنجالی کلاف رو در کتاب بيان کنه.نجواها ايی که کلاف با خود هميشه تکرار ميکرد از جمله نکات خواندی و جالب کتابست و البته اون تنفر کلاف چه در مقام بازيکن در مقابل ليدز يونايتد چه در مقام مربی در روبروی اين تيم و چه در مقام سرمربی گری اين فيلم خيلی زيبا بود.

Mahdi Hero
23-08-2012, 12:21
خالد حسينی افغانی که بيشتر عمر خود را خارج از مهين خود گذرانده است با رمانی بادباک باز توانسته تا حدی ,زيادی مردم جهان را که پس از حوادث 11 سپتامبر علاقه ای زيادی به شناخت اين کشور داشتند را با این خطه علایق و فرهنگ آنان آشنا کند. بادباک باز بدليل همين تب بود که در همان سال سومين رمان پر فروش آمريکا شناخته شد. ترسيمی بيش از سه دهه از افغانستان ، سه دهی که همه اش در تب و تاب های جنگ های داخلی و خارجی و البته منبع جالب برای تروريسم گذشته است.
بادباک باز رمانی خوبی است رمانی است که آدم را با احساسات عاطفی دو دوست و همبازی آشنا می کند و در همين بين دنيای کودکانه وضع مردم افغان را قبل و بعد از به روی کار آمدن مجاهدين و طالبان نشان می دهد. مجاهدين افغان که با پيروزی بر حکموت کمونيستی قدرت را به دست گرفتند به زودی به جان يکديگر افتادند و کشورشان را وارد يک جنگ داخلی و قبيله ايی کردند و تلفات بسيار آنان باعث شد که حزب طالبان از جنوب بسمت پايتخت مرکزی حرکت کنه و اکثر کشور به جز نقاطی از شمال کشور را در اختيار بگيرد.طالبان به سر کار آمد و حتی مردم افغان که از جنگ و خونريزی خسته شده بودند شروع به پايکوبی و جشن گرفتند اما اين خوشی به زودی رنگ باخت و دولتی به سر کار آمد که با هيچ چيز سر خوشی نداشت. حسينی در رمانش به زيبايی فضای موجود بين مردم افغان را در اين حوادس ترسيم می کند.
رمان بادباک باز در مورد دو دوست، دو همبازی و دو دلداده است. يکی نوکری صاف دل و مهربان که اولين کلامش بر زندگی، کلمه يار محبوبه خود امير بوده و ديگری ارباب زاده ايی که اولين کلمه اش بابا بوده است. حسن يک انسان وافادار و عاشق است او همه چيش حتی عصمت و آبروی خود را به پای دوست خود امير می ريزد اما امير که در واقع ارباب حسن است و با او دوسته صميمی است تاب اين همه فداکاری را ندارد پس بنا می کند که اين دوستی را به هر شکل از بين ببرد گرچه اين شکل نابودی دوستی خود به قيمت بی خانمان کردن حسن و پدرش بينجامد. نيمه اول دوستان در مورد روابت بين حسن و امير است. نيمه ايی که به شدت تلخ است در گوشه ايی ما انسانی را می بينيم که حاضر است همه زندگی اش را برای دوستش بدهد اما در مقابل دوسته او کاری در مقابل اين همه فداکاری و از خود گذشتگی انجام نمی دهد. نيمه دوم داستان حکايت مسافرت امير و پدرش به آمريکا و زندگی مهاجران افغانی و تشکيل زندگی مشترک امیر است. زندگی آرام و ساکتی که امير دنبال آن است و خود را در موج فراموشی رها کرده تا خاطرات تلخ روزهايی که نسبت به حسن روا دشته است را فراموش کند اما يک اتفاق، و یک تلفن از افغانستان زندگی او را تغيير می دهد و او مجبور می شود برای جبران اتفاقات گذشته به افقانستان برود افغانستانی که حال صاحب حکومتی عجيب و غريب طالبان شده است. او می رود که دوست خود را بازيابد اما کسی ديگر و چيزی ديگر منتظر اوست.
رمان بادباک باز را از دست ندهيد. خالد حسينی به زيبايی صحنه های کشتار هزاره ها(قوم و قبيله ايی شيعه) به دست طالبان، صحنه تجاوز به امير، صحنه سنگسار به دست عوامل طالبان و نمايی زيبا از جنگ را به ما نشان داده است. متاسفانه هر چقدر رمان خوب بود در مقابل فيلمی که از اين کتاب ساخته شده است نا اميد کنند و مايوس کننده است پس سعی کنيد به جای ديدن فيلم بادباک باز کتاب آن را حتما بخوانيد.

Mahdi Hero
25-08-2012, 15:52
کتاب اثری تحقيقی پيرامون مسيحيت و ظهور حضرت عيسی است و محتوای آن برشالوده استنتاجی استوار است که نويسنده از انجيل های چهار گانه( مرقس، لوقا، متی و يوهنا) به دست آورده و بر مبنای اسلوب داستان نويسی روايی، آن را از زبان روايتگر بيان داشته است. بنابر روايت سر گذشت، راوی يک شهرواند رومی از خانواده اي سر شناس به نام مزن تيوس است، که خود ناظر و شاهد عينی رويداد های آخرين روز حيات جهانی عيسی مسيح بوده است. راوی، پس از فراقت از تحصيل برای تکميل متالعات و بهره گيری از کتابخانه بزرگ اسکندريه به مصر سفر می کند و مشاهدات خود را نيز ضمن نامه هايی به نامزد خود در شهر روم به تفصيل شرح می داده است. راوی پس از مشاهده مرگ عيسی شروع به تحقيق و پرس و جو در مورد عيسی و مکتب و ديدگاه های او نسبت به زندگی می کند و نسبت به اين پيامبر علاقه آشنايی کسب می کند بنابر اين زندگی خود را در طی اين دوران به گزراندن بافرادی که با عيسی رفت و آمد داشته اند يا اينکه مورد محبت او قرار گرفته اند ميپردازد و .... کتاب، کتاب بدی نبود به خصوص مقدمه کتاب مقدمه ای جامع و زيبا بود اما از نظر داستانی کتاب رو من نپسنديدم.

Mahdi Hero
14-09-2012, 17:06
به هيچ وجه داستان رو دوست نداشتم يک جوری شعار خالص بود از اون داستان هايی که ما تو کشورمون از افرادی که سمتی دارند بسيار ميشينييم افرادی که می خوان به زور به همه درس اخلاق بدند و اين درسشونم جز با شعار دادن انجام نمیدهند
مادر هند که من به خاطر ديدن فيلم سينماييش جذب ديدنش شدم به هیچ وجه کتابی نيست که اگر نخوانيدش چيزی رو از دست بدهيد داستان مادری است که يک تنه و تنها به جنگ و مبارزه با ظلم و استعمار می رود جالبه بدونيد که اين کتاب يکی از کتاب های محبوب در ميان مردم هند بوده است اما بی شک کتابی است فاقد ارزش ادبی

negin5
22-09-2012, 18:10
خسی در میقات
نوشته ی جلال ال احمد
شرح سفر جلال ال احمد به مکه مکرمه و مدینهّ النبی .
در این سفر ال احمد به شرح حالاتش میپردازد .و به بیان افکار و احساسات درونیش و انچه از اطراف
مشاهده میکند.

به قول خود جلال ال احمد در پاراگراف پایانی این کتاب که میگوید :

دیگر اینکه اعتراف است یا اعتراض یا زندقه یا هر آنچه که می پذیری، من در این سفر
بیشتر به جستجوی برادرم بودم و آن برادران دیگر ،تا به جستجوی خدا.که خدا برای انکس که به او معتقد است همه جا هست...

hp722
26-12-2012, 11:46
من عاشق نسخه های اصلی رمان های خارجی هستم و با علاقه ی تمام میخونمشون.این کتاب هایی که اسم میبرم رو خوندم و تو کتابخونم دارم و همشون نسخه های اصلی هستن:

1-نسخه ی اصلی 1800 صفحه ای کنت مونت کریستو اثر الکساندر دوما(بهترین کتابیه که تو عمرم خوندم)2-نسخه ی اصلی ربکا اثر دافنه دوموریه3-خوشه های خشم اثر جان اشتاین بک4-سفر به ماه و بازگشت از کره ی ماه اثر ژول ورن5-تام سایر اثر مارک تواین6-هاکلبربفین اثر مارک تواین7-پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی8-بابا لنگ دراز اثر جین وبستر9-وق وق ساهاب اثر صادق هدایت10-لبه ی تیغ اثر سامرست موام11-طالع نحس اثر دیوید سلترز12-سه گانه ی ارباب حلقه ها اثر جی.آر.آر تالکین13-سه گانه ی تنها در خانه اثر تا داستراسر14-باخانمان اثر هکتور مالو15-ماموریت فراموش شده اثر ایزاک آسیموف16-میشل استروگف اثر ژول ورن17-دور دنیا در هشتاد روز اثر ژول ورن18-جزیره ی اسرار آمیز اثر ژول ورن19-دوقلوهای حیرت انگیز اثر ژول ورن20-شاهزاده و گدا اثر ژول ورن21-بیست هزار فرسنگ زیر دریا اثر ژول ورن22-سیاره ی سرگردان اثر ژول ورن23-خانه ی متحرک اثر ژول ورن24-روبنسون کروزوئه اثر دانیل دفو25-هفت گانه ی هری پاتر اثر جی.کی رولینگ

باید بگم من تقریبا از سن 16 سالگی شروع به جمع کردن رمان های نسخه ی اصلی مورد علاقم کردم و شروع به خوندنشون کردم.به جرات میتونم بگم از خوندن تک تک این رمان ها نهایت لذت رو برده ام.دوستانی که اهل خوندن رمان هستن پیشنهاد میکنم این رمان هایی که اسمشون رو بردم رو تهیه کنن(در صورت امکان نسخه ی اصلی) و بخونن و حالشو ببرن!

Ahmad
15-01-2013, 22:07
یکبار دیگر سلام


قراره برای معرفی کتابی که می‌خوانیم روش دیگری را بکار ببریم

برای هر کتاب تاپیکی جدا

این کار مزیت‌های بسیار زیادی داره

برای انجام این کار لطفا دقت کنید:



قبلا کسی تاپیک کتاب را ایجاد نکرده باشه
اگر کسی تاپیک کتاب مورد نظرمان را ایجاد کرده در همان تاپیک پستمان را ارسال کنیم
پس از اینکه مطمئن شدیم تاپیک کتاب وجود ندارد، تاپیک را با عنوان کاملا مشخص ایجاد کنیم:
به عنوان یک پیشنهاد: نام کتاب / نویسنده‌ی کتاب / مترجم (در صورت ترجمه) / انتشارات
در پست معرفی کتاب حتما جستجو کنیم و تصویر جلد کتاب را قرار دهیم
اگر کسی قبلا این کار را کرده میتوانیم از همان استفاده کرده یا در صورت تمایل چون تصویر وجود داره، تصویری نگذاریم
بحث و گفتگو و هر گونه مطلبی در رابطه با آن کتاب در همان تاپیک انجام شود
می‌توانید بخشی زیبا از کتاب را در تاپیک خود کتاب یا در تاپیک بخشی زیبا از کتابی که خوانده ام ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) بنویسید
البته اولویت در صورت بودن تاپیک کتاب، تاپیک کتاب می‌باشد.
همچنین در مورد پاراگراف(های) ابتدایی کتاب ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
نکته‌ی مهم: تاپیک کتابی خاص حتماً وقتی ایجاد می‌شود که کاربری بخواهد آن کتاب را کامل معرفی کند
یا اینکه هدفی برای ایجاد آن از قبل (با هماهنگی) در نظر گرفته شده باشه
نه اینکه تنها به نام آن بسنده کرده، و یا فقط پاراگرافی کوتاه (از جایی یا توسط خود شخص)نوشته و آن‌را کلا رها کند
و کلا هر آنچه که فکر می‌کنید می‌تواند تاپیک را کامل‌تر کند.



برای مثال به این تاپیک نگاهی بیندازید:
شطرنج‌ باز / برتینا هنریش | مترجم سمانه حنیفی / انتشارات افراز ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])


مرسی

Ahmad
17-07-2013, 22:51
سلام

چند ماه پیش قرار بر این شد که این تاپیک بسته شده و کتاب‌خوانان عزیز با رویکردی جدید برای معرفی کتابی که خوانده‌اند تاپیکی جدا ایجاد کرده و در آن تاپیک به معرفی کتاب بپردازند.

البته ایجاد چنین تاپیک‌هایی می‌تواند مفیدتر و پربارتر باشد آنگاه که شاهد نوشتن مطلب‌های متعدد و جامع درباره‌ی آن کتاب بوده تا همگی مطالب در یک جا جمع شده و مورد استفاده‌ی همگان باشد.

اما پس از این مدت شاهد این هستیم که ایجاد چنین تاپیک‌هایی به هر دلیلی که می‌توان که برای آن تصور کرد، با استقبال بسیار کمی مواجه شده

و گویی راه معرفی حتی کوتاه یک کتاب با خلل ایجاد شده است

روند و مسیر پیشین برای معرفی کتاب در یک تاپیک مجزا همچنان باقیست،
اما به همراه دوستان دیگر در انجمن ادبیات تصمیم گرفتیم که این تاپیک رو بازگشایی کرده تا مکانی باشد برای تمامی دوستانی که دوست دارند کتابشان در یک تاپیک متمرکز معرفی کرده و یا تنها به معرفی و بیان نظری کوتاه در یک پست و درباره‌ی کتابی که خوانده‌اند، بپردازند.

به این امید که شاهد این باشیم که دوستان کتاب‌خوان و کتاب‌دوست به نشر و گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی و بیان نظر خود درباره‌ی کتابی که خوانده‌اند پرداخته و دیگران را با آن کتاب‌ها آشنا سازند؛ هر چند کوتاه.


با تشکر

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

Ahmad
18-07-2013, 00:35
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]








شطرنج
در
برابر
آینه




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

نویسنده: ماسیمو بونتمپلی



مترجم: ماندانا قهرمانلو

انتشارات: افراز

100 صفحه






داستان کسی است که خاطره‌ی زمانی رو برایمان بازگو می‌کنه که هشت سال بیشتر نداشته
و توسط والدینش در اتاقی به عنوان تنبیه حبس میشه
در اون اتاق با شطرنجی مواجه میشه که در آينه کنارش تصویر شطرنج مشخصه
ناگهان شاه در آینه به صحبت پرداخته و این کودک وارد دنیای آینه میشه
اتفاقهای متعددی براش میفته
و در نهایت ...

یه جورایی من رو به یاد جهان‌های موازی انداخت

داستان ابتدا خوب پیش می‌رفت اما بتدریج کم و کمتر تونستم ارتباط خوبی با متن پیدا کنم
به نظرم داستان تنها داشت به جلو می‌رفت و می‌تونستم به راحتی حدس بزنم که چه در انتها خواهم خواند


امتیازم به کتاب:
4 از 10

PCminister
02-08-2013, 00:44
Einstein: His Life And Universe

نویسنده: والتر ایزاکسون

اولین کتابی که از این زندگینامه نویس خوندم Steve Jobs بود که پر فروش ترین زندگینامه آمریکا شد. و با اون ذهنیت اینو (ابته به زبان اصلی) شروع کردم اما به نظرم خیلی پیچیده تر بود و به خاطر موضوعش به مباحث پیچیده فیزیکی پرداخته بود که بعضی مواردش را اصلا نفهمیدم. اما در مباحثی که مربوط به شخصیت آینستاین و دیدگاه سیاسی و تصمیمات زندگیش پرداخته بود کتاب لذت بخشی بود ازش لذت بردم.

نمیدونم به فارسی ترجمه شده یا نه اما اگر شده باشه و کامل باشه واقعا ارزش خوندن داره. مثلا یکی از سوء تفاهماتی را که برای من حل کرد این بود که من فکر میکردم این بنده خدا در مدرسه ریاضیش ضعیف بود که در این کتاب صریحا میگه که به هیچ وجه واقعیت نداشته و ریاضیش در واقع بسیار عالی بوده.

نکته بعد اشتباهاتی بود که در زندگی خصوصیش مرتکب شده و ازدواجش با زنی که تا سالهای آخر عمرش براش ایجاد مشکل میکرد تا این حد که مجبور شده جایزه ی نوبلشو که پول زیادی بود بهش قول تا طلاقشون قطعی بشه. و مشکلاتی که با پسر اولش هانس آلبرت داشت. خیلی جالب بود که کسی با این نبوغ در زندگی شخصیش به این مسایل دچار شده و اینکه حتی در ازدواج دومش هم کاملا وفادار عمل نکرده.

نکته جالب بعدی این بود که در سالهای ابتدایی بعد از فراغ التحصیلیش در پیدا کردن کار مسایلی را تحمل کرد. و اتفاقاتی که در دفتر ثبت اختراعات در سوئیس براش افتاد که تونست از اون سالها نظریه نسبیت را بیرون بکشه.

شخصا این کتاب را دوست دارم و بهش از 10 نمره 7 را میدم.

malkemid
27-08-2013, 03:17
اتحادیه ابلهان -- نوشته جان کندی تول -- ترجمه پیمان خاکسار

داستان در مورد یک جوان مفت خور از خود راضی به نام ایگنیشس هست که با مادرش زندگی می کنه...فوق لیسانس بدردنخوری گرفته و یکی از دوست داشتنی ترین کارکتر هایی هست که تو کتابها دیدم.

کتاب مسائل انتقادی رو به شیوه بسیار ظریف و خواندنی ارائه میده که فقط خوندن کتاب می تونه این موضوع رو به خوبی بیان کنه.

قطعا یکی از بهترین رمان هایی هست که تا حالا خوندم و کارکتر ایگنیشس بعد از پوراو، محبوب ترین کارکتر من شده.

Morteza4SN
14-09-2013, 21:16
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

خانواده‌ی فتاح از خانواده‌های ثروتمند و مذهبی تهران قدیم هستند، حاج فتاح بزرگ خانواده و مالک کوره‌ی آجرپزی است و نوه‌های پسریش علی و مریم تنها ثمره‌های زندگی اوست. داستان بر محور علی و علاقه‌ی او به مه‌تاب دختر خدمتکارشان به پیش می‌رود. با درونمایه‌های عرفانی، مذهبی و اجتماعی در ادامه.

فصل‌های کتاب به صورت سوم شخص و اول شخص (یکِ من، یکِ او، دوی من...) روایت می‌شود.
منِ او شروع خوبی داره، با نثری ساده و صمیمی در داستان‌پردازی هم امیدوارکننده است، فضاسازی با دقت انجام شده اما هر چه بیشتر به پیش میره منطقش به سمت شعارگرایی سوق پیدا می‌کنه. عشق به شکلی اغراق‌آمیز و مصنوعی شاخ و برگ پیدا می‌کنه. رفتن به اروپا به این دلیل که در زمان کشف حجاب در داشتن حجاب آزاد نیستی از آن تناقض‌های جالبی است که حرف‌های حاج فتاح رو بدون توجه به زمانش برجسته کند.1 کتاب به هیچ وجه جهان شمول نیست و وقتی عشق آن به دوره‌ای از تاریخ معاصر و اتفاقات سیاسی الصاق شده باشه باید بخشی از جذابیت خود رو فدای تاریخ‌نگاری مورد تایید کرده باشه.

نویسنده برای فرار از تناقضات و خلا و سرگردانی در اتفاقات داستان بارها خلاقیت‌هایی رو در روایت به کار بسته که به جز نام‌گذاری فصل‌ها مابقی شکلی نچسب دارند و تنها برای پوشاندن ضعف‌های روایت داستان هستند، حتی تیکه‌پرانی به خود نویسنده هم در همین جهت به چشم می‌خوره. حضور درویش مصطفی و هفت‌کور، ردیف آجرهای کوره، کلیسا، انقلابیون الجزایری، بخش تشییع شهید و ... سعی شده با کمک نمادها و نشانه‌ها در ابعاد داستان پیوند ایجاد شود اما بیشتر فرم کلی را مغشوش کرده. پایان ضعیف کتاب که برای ناکام نماندن داستان در تلاشه با شعارزدگی خود جای دفاع باقی نگذاشته. با این حال کتاب در داشتن نظرات موافق و مخالف در کنار هم اینقدر موفق بوده که چاپ سی و ششم را هم پشت سر بگذاره .


1. بخشی زیبا از این کتاب ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])
+
پاراگراف اول این کتاب ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Ahmad
20-12-2013, 23:27
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


سفر به انتهای شب


لویی فردینان سلین


فرهاد غبرایی


534 صفحه







کتاب "سفر به انتهای شب" اولین رمان نویسنده‌ی فرانسوی "لویی فردینان سلین"

کتابی که بخشی از زندگی خود نویسنده‌ است
شاید بشه گفت یک اتوبیوگرافی
داستان فردینان باردامو جوانی در فرانسه و سرباز در جنگ جهانی اول
و اتفاق‌هایی که در باعث رفتن باردامو به آفریقا، سپس آمریکا و برگشت به فرانسه
و در نهایت تا قسمتی از زندگی فردینان که هنوز دوران جوانی به پایان نرسیده

نثر سلین نثر خاصی است
نثری با زبان عامیانه و گاه بدور از ادب
چیزی که خود سلین هم پاسخ می‌دهد:

"من همانطوری می‌نویسم که حس می‌کنم... از من خرده می‌گیرند که بد دهنم و زبان بی‌ادبانه دارم... از بی رحمی و خشونت دائمی کتاب‌هایم انتقاد می‌کنند... چه کنم؟این دنیا ذاتش را عوض کند من هم سبکم را عوض می‌کنم"
ویکی‌پدیا

در این کتاب گویی شخصیت‌ها به‌دنبال گمشده‌ای هستند که نمی‌یایند
آرام و قرار ندارند
و اگر به آرامشی هم دست یابند، گویی تاب تجمل آن را ندارند
و می‌گریزند

کتاب، کتاب خاصی است
حس عجیبی در انتها حس می‌شود

نمی‌توانم بگویم خوب یا بد
یک حس گنگ

امتیاز:
8/10




پست‌هایی مرتبط:

- پاراگراف ابتدایی کتاب : + ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

- بخش‌هایی زیبا از کتاب: + ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) ، + ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) ، + ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) ، + ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) ، + ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) ، + ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) ، + ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) ، + ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) ، + ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) و + ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

Morteza4SN
31-01-2014, 12:46
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

سلاخ خانه‌ی شماره‌ی پنج یا جنگ صلیبی کودکان: رقص اجباری با مرگ
(Slaughterhouse-five or the children’s Crusade: a duty-dance with death)
کورت ونه‌گات جونیر / علی اصغر بهرامی / انتشارات روشنگران و مطالعات زنان / ۲۶۳ صفحه


«بیلی پیل گریم» در اواخر جنگ جهانی دوم به عنوان دستیار کشیش از امریکا به میدان جنگ اروپا اعزام و اسیر می‌شود. در زمان دیگری توسط ساکنان سیاره‌ای ناشناخته به اسم «ترالفامادور» ربوده می‌شود. روایت مالیخولیایی او با سفر در ابعاد مختلف زندگیش درهم می‌آمیزد. همه چیز داستان بر محور ترسیم جنگ بنا شده و نویسنده هم شرایط بیلی را تجربه کرده، البته به غیر از درگیری‌های ماورایی بیلی در بعد چهارم!

نگاه ونه‌گات به جنگ پر است از جزئیات هوشمندانه‌ و طنزآمیز که به تلخی‌های اون کنایه می‌زنه. بیان ظریف و نکته‌پرداز نویسنده از شرایط و آثار جنگ مثل پاراگراف اول فصل سوم6 بارها در طول خوندن کتاب آدم رو متوقف می‌کنه. نتیجه‌ی همه‌ی حماقت‌های انسان‌ها مرگ لحظه‌هایی است که به کشتن داده شده‌اند. «بله، رسم روزگار چنین است!» در طول کتاب هر وقت جمله‌ای خبری درباره مرگ چیزی یا کسی گفته شده بلافاصله از این جمله استفاده شده . به عقیده‌ی ترالفامادوریها نفس یک لحظه به همان صورت شکل گرفته است و قابل تغییر نیست، اونها تمام زندگی خود رو در آن واحد می‌بینند و در لحظه‌ای که دوست دارند متمرکز می‌شوند. بیلی هم با وجود سفر در زمان هیچگاه تلاشی برای تغییر شرایط نمی‌کنه ؛« از میان چیزهایی که بیلی قدرت تغییر آن را نداشت؛ گذشته، حال و آینده بود.» با این وجود چیزی که بیلی هیچگاه نمی‌دونه و ازش وحشت داره اینه که موقعیت بعدی که در زمان تکرار خواهد کرد کدومه. بیلی در تمام حضورش در جنگ هیچگاه دست به اسلحه نمی‌زنه فقط در انتهای جنگه که هفت تیری در خرابه‌ها پیدا می‌کنه ؛« از مشخصه‌های پایان جنگ یکی همین بود، بی بروبرگرد هر کس می‌خواست صاحب اسلحه شود امکان آن را داشت.» یکی از عالی‌ترین بخش‌های کتاب جاییست که (فصل چهارم، صفحه ۹۹) بیلی فیلمی درباره‌ی جنگ رو ابتدا از آخر به اول می‌بینه و به پایان خوشی در منشأ انتهای فیلم می‌رسه!

با وجودی که نویسنده کمی کنایه‌آمیز در فصل اول کتاب در مورد داستانش اینطور میگه:

«قرار نیست انسان پشت سر خود را نگاه کند. من هم صد البته دیگر این کار را نمی‌کنم.
کتابی که می‌خواستم درباره‌ی جنگ بنویسم، تمام شده است. کتاب بعدی کتاب سرگرم کننده‌ای است.
این یکی، کتاب موفقی از کار درنیامد. جز این هم انتظار نمی‌رفت. آخر این کتاب را یک ستون نمک نوشته است.»


اما من همه‌ی لحظه‌هایی که با این کتاب به کشتن دادم دوست داشتم. بله، رسم روزگار چنین است.



پست‌های مرتبط:

بخش‌هایی زیبا از کتاب: 1 ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) ، 2 ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])، 3 ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) ، 4 ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])، 5 ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])، 6 ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) ، 7 ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

پاراگراف ابتدایی کتاب: + ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])

mahmoodsedaghat
05-02-2014, 23:46
من با ژول ورن شروع کردم "میشل استروگف "خیلی عاشقانه ماجرایی و دارای لحظه های دراماتیک بود :n13: آها "گوژپشت نوتردام" هم خوب بود
"رذل" ژید غمناک و تقریباسفرنامه بود راضیم ازش
ولی مارسل پانیول عشق منه متن ساده و دوست داشتنی و دراماتیک "قصری برای مادرم " "ژان دوفلورت" و "دختر چشمه"
راستی یه سایت برا فروش کتاب الکترونیکی سراغ دارین بگین خیلی گشتم ، باز شما حرفه ای ترین آخه ما هنوز در آغاز فعالیتیم

Ahmad
06-02-2014, 00:18
سلام
ممنون برای معرفی کتاب. ولی بهتر بود کمی هم درباره کتابهایی که خواندید می‌نوشتید و اینکه سوالتون رو در تاپیکی مجزا مطرح می‌کردید.
ولی همینجا بنویسم که
اینکه به دنبال خرید کتابی الکترونیکی هستید جای تقدیر داره:n06:
خودم هم ندیدم جایی کتابی به زبان فارسی و نسخه‌ی الکترونیکی اون رو برای فروش گذاشته باشند
گرچه شاید باشند کتابهایی که نسخه‌ی الکترونیکی اون هم به همراه کتاب ارائه بشن.



اگر دوستان دیگه پاسخی دارند بنویسند. تا اگر پستی اضافه شد تاپیکی جدا ایجاد بشه.

ممنون

yoosef_st
06-02-2014, 20:54
این پست یک پزشک رو بخونید:
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


(توی پرانتز، واقعا از دیدن آدمهای آنلاینی که یک پزشک نمیخونن تعجب میکنم...
واقعا تعجب آوره!)

sarinaj
11-02-2014, 19:32
همسایه من

دختری به اسم کیانا که یک بار طعم شکست رو چشیده بهش این فرصت داده میشه تا روی پاهای خودش وایسه و زندگیشو اونجور که دوست داره بسازه تا شاید توی این راه طعم عشق واقعی رو با تمام پستی و بلندیهاش بچشه…

Sanomas
05-03-2014, 14:25
[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



من به تازگی كتاب مسابقات عطش كه خود جلد اول از سری سه‌گانه اين كتاب‌هاست رو مطالعه كردم...البته به نسخه الكترونيكی كتاب ولی با ترجمه قابل قبول و عامه‌پسند دسترسی داشتم و آن را خواندم.


بديهی است كه نياز به گفتن نيست كه نو يسنده كتاب خانم "سوزان كولينز" هستند و می‌دانيم كه فيلمی نيز به همين نام "مسابقات عطش" از روی كتاب ساخته شده است كه هر دوی كتاب و فيلم با استقبال بی‌نظيری از سوی علاقه‌مندان مواجه شدند.




[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]



مسابقات عطش داستان جالب و در عين حال عجيبی داره...با شروع ساده ولی با پايان پر شكوه. لحظات نفس گير، عاشقانه، مخاطره آميز و ترس‌آور...شما در طول داستان با "كاتنيس" و تير و كمان ش، همراه می‌شيد كه برای بقا و زنده ماندن تلاش می‌كنند ولی به مانند يك دختر ساده و دوست داشتنی با احساسات زيبا هستند.






مطالعه اين كتاب را به همه دوست داران توصيه می‌كنم.

دل آهنگ
25-04-2014, 04:52
کتاب مجموعه داستان مامان و معنای زندگی از اروین یالوم (روان شناس) با ترجمه سپیده حبیب (روان شناس) توصیه میشه اگر می خواهید هم داستان بخوانید و هم کمی روان شناسی یاد بگیرید و هم بفهمید در مطب روان شناس چی می گذره. نسخه پی دی افش هم در اینترنت موجوده اگه سرچ کنید

slim_shady71
08-05-2014, 17:45
با سلام
اولین کتابی که خوندم (بلندی های بادگیر) از خانم برونته بود.به نظر من انتخاب اولین کتاب برای شروع خیلی مهمه.بنظر من این کتاب از بهترین انتخاب هاست.به کسایی هم که زیاد مطالعه میکنن و این کتاب رو نخوندن توصیه میکنم.

Rossin
29-07-2014, 00:54
کتاب هایی که معرفی میکنم بنوعی بهترین آثار این نویسنده ارزشمند هستند.

اریک امانوئل اشمیت اهل لیون فرانسه، نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و فیلسوف فرانسویاست. نوشته‌های او به ۴۳ زبان دنیا منتشر شده و نمایشنامه‌های او در بیش از ۵۰ کشور روی صحنه رفته‌است.وی دکترای فلسفه نیز دارد
چندین جایزه تئاتر مولیر فرانسه، جایزه بهترین مجموعه داستان گنکور، جایزه آکادمی بالزاک همراه بسیاری از جوایز فرانسوی و خارجی از جوایز اهداشده به اشمیت است.
نمایشنامه‌هایی از او نظیر «خرده جنایت‌های زناشویی» و «مهمانسرای دو دنیا» و آثاری از مجموعه داستان «گل‌های معرفت» مانند «میلارپا»، «ابراهیم آقا و گل‌های قرآن»، «اسکار و خانم صورتی» و «سوموکاری که نمی‌توانست تنومند شود» همراه چندین رمان دیگر به فارسی ترجمه شده‌اند.

نمایشنامه های این نویسنده بسیار روان و دلنشین هستند،بنظرم تمام نوشته های اشمیت در پایان معنایی عمیق و اموزنده داره.
دوستی این کتاب ها رو برای من خرید و من در عرض 2 سال شاید هر کدام رو 30 بار خونده باشم.

پیشنهاد اول :
گل های معرفت/ ترجمه سروش حبیبی/نشر چشمه


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

این کتاب رو حتما بخونید،ابتدا از داستان اخر شروع به خواندن کنید،چرا؟ چون اوج هنر اشمیت در این داستان پیداست علاوه بر اون چیز های جالبی در اخر درک میکنید!

خدای عزیز!
پسرک مرد.
من همچنان به همدمی و سرگرم کردن اطفال بیمار خواهم پرداخت.اما دیگر برای هیچ کس مامی زر نخواهم بود،فقط اسکار بود که مرا مامی رز میدانست.
شمعی بود که امروز صبح خاموش شد،در نیم ساعتی که پدرو مادرش و من رفته بودیم قهوه ای بخوریم او در غیبت ما مرد و من گمان میکنم که در انتظار همین چند دقیقه بود تا ما را از مشاهده مرگ خود معاف کند.انگاری میخواست ما خشونت کنده شدنش از زندگی را نبینیم....


پشنهاد دوم :
یک روز قشنگ بارانی/شهلا حائری/نشر قطره
این کتاب شامل 5 داستان کوناه است که هریک حکایت از زنی دارد،زنانی با خصوصیات و خلق و خویی متفاوت اما همگی در جست و جوی حقیقت خود و معنای زندگی.
نویسنده در این داستان ها با سبکی ساده و روان قطعا شما رو مجذوب داستان میکند.

پیشنهاد سوم :
نمایشنامه خورده جنایت های زنا شوهری/شهلا حائری/نشر قطره

این نمایشنامه داستان زوجی است در پی حقیقت!
نویسنده با طنزی سیاه و تحلیلی ظریف از دلدادگی و زندگی زناشویی خواننده را متحیر میکند و هر لحظه شگفت زده خواهید شد!

ژِیل بر اثر حادثه ای مرموز دچار فراموشی میشود،همسرش نیز او را به خانه می اورد اما ژیل حافظه اش را از دست داده و سعی میکند از تعریف های همسرش از گذشته چیزی را به یاد اورد.اما ایا لیزا به او دروغ نمیگوید تا تصویر دیگری از زندگی زناشویی شان ارائه دهد؟ایا واقعا ژیل همسری دارد؟



پیشنهاد چهارم :

نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا/شهلا حائری/نشر قطره

این نمایشنامه حکایتی است پر رمز و راز شگفت انگیر و غافلگیر کننده در فضایی میان رویا و واقعیت و مرگ و زندگی.

پیشنهاد پنجم :

نمایشنامه عشق لرزه/شهلا حائری/نشر قطره

در این نمایشنامه اریک بار دیگر به تحلیل احساسات و روابط انسان میپردازد و دوباره خواننده را به تفکر وا میدارد!

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


امیدوارم این کتاب ها رو بخونید و لذت ببرید دوستان:n16:

masbeh
27-08-2014, 17:33
سلام
من تازه با این بخش فروم آشنا شدم:n02:....نیس اون پایین ماییناس ... منم که تنبل:n09:

صد سال تنهایی....گابریل گارسیا مارکز
کیمیاگر.....پائولو کوئیلیو

اینها دو تا از کتابایی هستند که واقعا روی زندگی آدم تاثیر میذارن و موندگار میشن....البته بعضی رمانها مثل همین کیمیاگر اگر تو سنین پایین خونده بشن ممکنه برداشت دیگه ای ازشون بشه (من کسانی رو دیدم که در نوجوانی کتابهای کوئیلیو رو خوندن و تحت تاثیر همین کتابها بشدت پوچ گرا شدن)....در حالیکه کتابهای کوئیلیو پر از امید به زندگی و نشانه است.

کلا خوندن این دو رمان رو به همه توصیه میکنم....

دوستان اگر کسی کتاب داره اینجا نامشو بزاره تا با هم معاوضه کنیم...من الان شدیدا دنبال گرترود اثر هرمان هسه هستم خوشحال میشم اگه کسی داره خبر بده:n16:

paiinful
09-09-2014, 18:38
کتاب بیگانه آلبر کامو :
این کتاب داستان یک مرد درونگرا به نام مرسو را تعریف می‌کند که مرتکب قتلی می‌شود و در سلول زندان در انتظار اعدام خویش است.
از شاهکار بودن کتاب همین بس که سارتر نقدش کرده :)



مسخ کافکا
داستان مردیه که روزی تبدیل به یک حشره میشه
فردی که تا دیروز به واسطه ی پولی که در میاورد عزیز خانواده بود امروز...
کمال ادبیات سیاه کافکا در این کتاب خلاصه میشه. ترجمه اش هم که از کافکا وطنی یعنی صادق هدایته :)




دنیای سوفی یوستین گوردر
داستان در مورد دختری به نام سوفی است که در آستانه پانزده سالگی نامه‌های جالب و نوارهای ویدئویی از شخصی به نام آلبرت ناکسدریافت می‌کند که در آنها سؤالات جالبی مانند جهان چگونه پدید آمده‌است؟ که آغاز گر راه آموزش تاریخ فلسفه‌است، مطرح می‌کند. این نامه‌ها در ابتدا مطالبی در خصوص یونان باستان، سقراط و سؤالات اساسی زندگی بشری را عنوان می‌کند. پس از دریافت چند نامه سوفی و آلبرت یکدیگر را ملاقات می‌کنند. موضوع صحبت‌های آنان عمدتاً نظریات فلاسفۀ یونان باستان، امپراتوری روم، قرون وسطی، رنسانس، عصر روشنگری، و موضوعاتی چون انقلاب‌های بزرگ و تا مسائل امروز بشری است. داستان به صورتی جذاب است و سعی می‌کند در ضمن داستان، تاریخ فلسفه را به‌صورت طبقه‌بندی شده به خواننده آموزش دهد؛ همچنین در داستان وقایعی اتفاق می‌افتد که خواننده را تشویق به ادامۀ رمان می‌کند.

این کتاب به معنای واقعی کلمه زندگی من و دیدگاهم رو عوض کرد. کتابی که باعث شد بی نهایت به فلسفه علاقه مند شم. پیشنهاد میکنم حتما بخونید






نمایشنامه سه خواهر چخوف
این نمایشنامه شرحی بر زندگی و دلمشغولی‌های خانواده پروزروف است که از سه خواهر بنام‌های اولگا ، ماشا و ایرینا و برادرشان آندره ئی تشکیل شده است. این خانواده از وضعیت موجود خود ناراضی است و چشم انداز آینده را تیره و تار و امیدهای خویش را برباد رفته می بیند
تاثیری که این نمایشنامه بر ادبیات معاصر گذاشت به طرزی باور نکردنی چشمگیره. به نظرم بهترین اثر چخوفه


کتاب موسیو ابراهیم و گل های قرآن ایمانویل اشمیت
داستان کوتاهه . در عرض 2 ساعت میشه تمامش رو خوند. به معنای واقعی کلمه شاهکاره. داستان درباره ی پسری یهودیه که با مردی سوفی آشنا میشه....






دونکیشوت سروانتز
بهترین داستان کوتاه سروانتز که تونسته در کمتر از صد صفحه فلسفه ی نیاز به قهرمان و قهرمان پرستی مردم رو نقد کنه
داستان درباره ی نجیب زاده ایه که با توهم شوالیه بودن سفرش رو آغاز میکنه

paiinful
13-09-2014, 21:37
عرض ادب به کاربرای عزیز
متاسفانه به نظر میرسه تایپیک های ادبیات زیاد فعال نیستند...!


نمایش نامه ای که میخوام بهتون معرفی کنم خدا و شیطان نام داره که جرو بهترین آثار ژان پل سارتر محسوب میشه (شاید بعد از تهوع. شایدم بهتر از اونه )

اسم کتاب ایهام داره به خیر و شر


داستان در مورد سردار جنگی به نام گوتز است که باید بین نیکی و بدی راهی رئ انتخاب کنه


حادثه در قرن 16 در کشور آلمان رخ میده. یعنی زمانی که مذهب مسیحیت به اوج خودش رسیده بود. چه از نظر قدرت و چه از نظر سو استفاده از مردم


کتاب 292 صفحه بود که تو 2 روز خوندم! بسیار کتاب عالیهه که بر پایه تفکرات اگزیستانسیالیسم نوشته شده


بازیکنان حاضر در صحنه

اسقف اعظم
چند سردار جنگ
یک زن بد...!
یک کشیش
یک پیامبر
و چند نفر دیگه

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])



جملاتی از کتاب

وقتی که پیروزی را شرح بدهند معلوم نمیشود که فرقش با شکست کدام است


خشونت برازنده ی کسانی است که چیزی ندارند تا از کف بدهند



وقتی که پولدار ها باهم میجنگند فقیر ها باید کشته شوند



برای عشق و محبت هنوز زود است. ما حق آن را با خون ریختن میخریم!


بدی ظاهرا همه را ناراحت میکند و اول از همه همان کسی را که بدی میکند



اگر تو مرا دوست بداری لذتش را تو میبری نه من. گمشو. نمیخواهم که از من استفاده بکنند!


دنیا سراسر بی عدالتی است. اگر قبولش کنی شریک جرم میشوی و اگر عوضش کنی جلاد میشوی


کتاب جملات عالی زیاد داره پیشنهاد میکنم خودتون بخونید :n26:

kasra_khan2003
03-10-2014, 10:23
سلام،

من بیشتر دنبال تاپیک با عنوان 'آخرین کتابی که خواندید' بودم. مثل آخرین فیلمی که دیدید...

اما فکر کنم این تاپیک هم کم و بیش همون مضمون رو داره.

به هرحال، آخرین کتابی که خوندم، یه نمایشنامه بود به اسم نصف شب است دیگر دکتر شوایتزر! ترجمه احمد شاملو

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


کل داستان مربوط به ۲۴ ساعت از زندگی آلبرت شوایتزر ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]آلبرت_شوایتسر)، دانشمند آلمانی، در بیمارستانی که خود بنا کرده هست.

درکنار وصف شبی مهم از زندگی دکتر شوایتزر، کتاب داستانی عاشقانه را نیز توصیف میکند، کشمکش دو مرد برای بدست آوردن یک زن.

کتاب کلاً ۲۰۲ صفحه هست که میشه سریع تمومش کرد. قلم نویسنده، ژیلبرسسبر، فوق العاده هست و هنوز این صفحه تمام نشده دلت میخواد بری صفحه ی بعد.

یکی از چیزهایی که من خیلی دوست داشتم، دیالوگ های فوق العاده در این کتاب بود، دیالوگ هایی که اکثراً عاشقانه بود:


حقیقتی که میشود فهمید، اما نمیشود فهماند.
خوشبختی را فقط از پشت سرش میشود دید.
انتخاب یعنی قربانی کردن.

mahmoodsedaghat
03-10-2014, 13:39
آخرین کتابی که خوندم که نه ولی آخرین رمانی که خوندم از نویسنده روستایی به نام " مارسل پانیول "هست.

رمان" ژان دو فلورت دختر چشمه " و " قصری برای مادرم " هر دو مخصوصا قصری برای مادرم بسیار ساده-- نویسنده روستایی که میگن برا همینه--ولی جذاب بودن برام .

kasra_khan2003
16-10-2014, 12:00
سلام،

آخرین کتابی که خواندم: وقتی نیچه گریست، اثر اروین یالوم، ترجمه سپیده حبیب


[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


کتاب آمیزه ای از واقعیت و خیال هست، شخصیت های واقعی، روابط خیالی (و گاه واقعی). داستان نیچه و دوستش "پل" که عاشق دختری (لوسالومه) میشوند که از نظر احساسی و تعهد، بی بند و بار است.

نیچه که حس میکند لوسالومه و پل با دوستی و ترک او، به وی خیانت کرده اند، در آتش عشق لوسالومه میسوزد و دم نمیزند. افسرده و عصبی است. لوسالومه از دکتر برویر (از بنیان گذاران راوانکاوی کنونی) درخواست میکند تا با حرف زدن نیچه را درمان کند.

دکتر برویر که شیفته و رامِ بی پروایی و زیبایی لوسالومه شده، قبول میکند. ناقافل از اینکه نیچه، چه تاثیر عمیقی بر زندگی او خواهد گذاشت.

+

اگر اشتباه نکنم این تنها ترجمه کتاب نیست، اما این ترجمه به دلیل پاورقی های فوق العادش پیشنهاد میشه.

برام سخت هست بگم کتاب رو دوست داشتم یا نه. من کتاب رو با یه پیش تصور و انتظار دیگه ای خوندم که هرگز بهم اون آرامش و آنچه دنبالش بودم رو نداد، اما در نهایت از فلسفه نیچه بسیار خوشم اومد. در واقع گفتگوهای نیچه و برویر قرار بود به خواننده چیز دیگه ای رو منتقل کنه، که من اصلاً لمسش نکردم. در عوض عاشق این مشاوره از یک زاویه دیگه شدم.

چند خط از این کتاب:


زنی است با شخصیت نابالغ و از نظر جنسی رشد نیافته، کودکی که ناشیانه به قالب زنی در آمده است.
گفت و گویی چنین بی پرده با دیگری چقدر نیروبخش و نشاط آور است.
امید یک ضرورت است.
افکاری بیگانه که نه ممکن بود و نه خوشایند. با این حال، از آن ها استقبال می کرد.
نباید زندگی را با نوید زندگی در آینده اصلاح کرد یا از بین برد. آن چه جاودانه است، این زندگی و این لحظه است.
(در باب دین) اسارت مذهبی، تکریم ضعفا، رکود، بیزاری از جسم، شادی و دنیا.


کتاب بعدی: یک عاشقانه آرام، نویسنده: نادر ابراهیمی