View Full Version : جشن ها وسنت های ایرانی
magmagf
01-27-2007, 03:53 PM
سلام
این تاپیک را به پیش نهاد چندتا از دوستان زدم
اول همه یک تشکر از کورش بزرگ که منبع اصلی و کمک کننده اصلی برای جمع اوری مطالب بوده و
انم ادرس منبع اصلی تر و اولیه http://ariapars.persianblog.com/
امیدوارم به درد بخوره:rolleye:
magmagf
03-08-2007, 07:27 AM
مخصوص فروهر در گذشتگان بوده و براي ياد بود آنهاست . اين مراسم اكنون بوسيله زرتشتيان ايران و هندوستان برگزار مي شود . در اين روز زرتشتيان براي شادي روان در گذشتگان به آرامگاه رفته و خواستار آرامش و شادي درگذشتگان مي شدند ( اين جشن هنوز هم در ايران پا برجاست ) . در خانواده هاي پارسي براي جشن فروردين خانه را تميز و ديوارها را سفيد مي كنند و اگر بتوانند همه اطاقهاي خانه را سفيد مي كنند .
حتماً اطاقي را كه در آن مراسم نوروزي بر پا مي شود ، پاك مي كنند و مي آرايند وبر روي ميزي كوزه آب و گلدان و ظرفي از آتش مي گذارند و آتش را با چوب معطر (صندل ) و چوبهاي خوشبوديگر نيرو مي دهند و هر كس مي بايستي با دست خود چوب بر آتش بگذارد و نام درگذشتگان خانواده خويش را بر شمارد . گاهي براي هر يك از كساني كه بتازگي درگذشته باشند يك گلدان گل در اطاق مخصوص فروردين مي گذاشتند.
magmagf
03-08-2007, 07:37 AM
فَروَردینگان یکی از جشنهای اصیل ایرانی است.
در جشن فروردینگان که امروزه بیشتر به جشن فرودگ معروف است، زردشتیان سر مزار درگذشتگان خود (در تهران به قصر فیروزه، گورستان زردشتیان) میروند و برای خشنودی روانها عود و کندر آتش میزنند. در ایران قدیم، به مناسبتهای گوناگون جشنی برگزار میشد و از آنجا که «جشن» نوعی عبادت به شمار میآمد، برگزاری آن رنگ و صبغه دینی به خود گرفته بود. در باورهای ایرانی، برخی از این جشنها، جشنهای واجب بود، مانند گاهنبارها که جشنهای سالگرد آفرینشهای ششگانه (آسمان، آب، زمین، گیاه، چارپای مفید و انسان) هستند و برخی جشنهای مستحب، مانند جشنهای برابری نام روز و ماه. در اعتقادات زرتشتی، ماه را به چهار قسمت نامساوی تقسیم میکردند و هر روز ماه را با نام یکی از امشاسپندان و ایزدان میخواندند. در هر ماه، در روزی که با نام آن ماه همنام میشد، جشنی برگزار میکردند که برخی از این جشنها از عمومیت و اهمیت زیادی برخوردار بودند و تا امروز اعتبار و اهمیت خود را حفظ کردهاند، مانند جشن فروردینگان (۱۹ فرودین)، جشن تیرگان (۱۳ تیر)، جشن مهرگان (۱۶ مهر) و جشن اسفندگان (اسفند ۵). روز نوزدهم هر ماه «فروردین» نام دارد و نوزدهم فروردین جشنی برگزار میشد، به نام «فروردینگان» که به آن «فرودگ» نیز میگویند. فروردین به معنای «فروهرها» و ماه فروردین اصلاً ماه فروهرها و این جشن در تجلیل از فروهرهاست. فروهر (Frawahr) که صورت اوستایی آن فروشی (Fravashi) و صورت فارسی باستان آن فرورتی (Fra-vrti-) است، یکی از موجودات اساطیری ایران و از بحثانگیزترین آنهاست. هر انسانی از پنج عنصر تشکیل شده است: روان، جان (اساس زندگی)، فروشی («خود» آسمانی او)، وجدان و تن. فروهر یا فروشی بخشی از وجود مینوی انسان است که روح محافظ اوست. هر بدی که آدمی بر زمین کند، بر «خود آسمانی او تأثیر نمیگذارد و فقط وجود زمینی انسان است که به سبب گناهانش در دوزخ رنج میبرد. به عبارت دیگر، فروهر روح پاسبان آدمی است که پیش از تولد وجود دارد و پس از مرگ نیز باقی میماند. روان پس از مرگ به فروشی خود میپیوندد. از آنجا که فروهرها یکسره پاکند، از یاوران نیروهای اهورایی به شمار میآیند و اهورامزدا را در نبرد با اهریمن یاری میکنند. آنان همچون «سواران دلاور نیزه به دست» به صف ایستادهاند و مانع فرار اهریمن از جهان روشنی میشوند که با زور در آن وارد شده بود. در مورد معنای این کلمه نظرات گوناگون ارائه شده است. ظاهر کلمه از پیشوند «فرا_» و بن فعلی «ور» و پسوند اسم مونثساز «تی» ساخته شده است. اما چون بن «ور» معانی گوناگونی در زبانهای باستانی ایران دارد، در مورد معنای این کلمه اختلاف نظر است. برخی ایرانشناسان معنای «گزینش» را برای آن در نظر گرفتهاند و با این معنی، فروهر آن بخشی از انسان است که توانایی گزینش میان خوب و بد را دارد. برخی دیگر «ور» را به معنای «پوشاننده، در برگیرنده» میپندارند و «فروهر» را «نگاهبان، پشتیبان» معنا میکنند. «ور» به معنای «آبستن کردن» نیز است و با این معنا، میتوان ارتباط فروهرها را با زاییدن توجیه کرد. چون در مراحل اولیه جامعه آدمی، باور مردم این بود که آنچه باعث آبستنی زنان میشود، ارواح نیاکان است. اما پیشنهادی که از همه معقولتر به نظر میرسد، عقیده بیلی (Bailey)، ایرانشناس بزرگ،است که این واژه را از بن «ورتی» (varti_) به معنای «دلاوری» میگیرد و معتقد است فروهر نماینده روان پهلوانی در گذشته بود که مجسمه دلیری شناخته میشد. در این صورت، باید فرض کرد در میان ایرانیان رزمنده، روزگاری آیین پرستش پهلوان رایج بوده و بازماندگان، پهلوانان درگذشته را ستایش میکردند تا از نیروی پهلوانی بالقوه آنان کمک و مدد بگیرند. فروهرها را موجوداتی مونث و بالدار و جنگجو میدانستند که در آسمان زندگی میکنند. از اینرو، بسیار چست و چالاکاند تا در هنگام لزوم با سرعت و شتاب به کمک خویشان خود بشتابند. بازماندگان نیز با خیرات و خواندن دعا موجبات خشنودی خاطر آنان را فراهم میکردند. عقیده به فروشی باوری پیش زرتشتی و متعلق به دوران آریاییهاست. در اساطیر هند نیز باوری مشابه، با نام «پیتارا» (Pitara) وجود دارد. و جشن مربوط به آنها را موکتاد (Muktad) مینامند. زمان بازگشت فروهرها به زمین نیز در نوروز و ماه فروردین با زمانی که در دیگر تمدنهای هند و اروپایی برای این واقعه قائل بودند (نیمه ماه مارس) تطبیق میکند. باوری که محکم و با قدرت به دین زرتشت راه یافت و کاملاً رنگ دینی به خود گرفت. در اوستا، قدیمیترین ذکری که از فروشیها شده است، در یسنای هفتهات است. گذشته از این، سرودی مفصل در اوستا در ستایش از فروشیها داریم به نام «فروردین یشت» که یشت سیزدهم و بلندترین یشت اوستاست. در این یشت، هم عناصر بسیار کهن و هم عناصر زرتشتی به چشم میخورد و در آن، از فروهر همه پاکان و پادشاهان و پرهیزگاران مشهور یاد شده است. بیش از سیصد و پنجاه اسم در این یشت آمده است. «همه فروشیهای نیرومند، مقدس و نیک راستان را میستاییم، از گیه مرتن (کیومرث) تا سئوشینت (سوشیانس) پیروزگر» (یشت 13، بند 145). در مصائب و سختیها و ناخوشیها و بیم و هراس باید از فروهرهای نیکان یاد کرد و کمک خواست. فروهر هر یک از نامداران برای رفع بلای مخصوصی خوانده میشود، مثلاً فروهر جمشید برای رفع فقر و خشکسالی، فروهر فریدون برای رفع ناخوشی، فروهر گرشاسب علیه دشمن و دزد. فروشیها وظیفه توزیع آب را بر دوش دارند و از این منظر، همکار خرداد، امشاسپند موکل بر آب، هستند. همچنین در نبرد تیشتر، ایزد باران، با اپوش، دیو خشکسالی، یاریرسان تیشترند. فروهرها از پیکر گرشاسب نیز که تا هزاره اوشیدرماه در بیهوشی به سر میبرد، محافظت میکنند. همچنین ۹۹۹۹۹ فروشی مقدس از سه نطفه زردشت در آب دریاچه کیانسه مراقبت میکنند که فرزندان موعود زردشت (اوشیدر، اوشیدرماه، سوشیانس) از این نطفهها به وجود خواهند آمد. فروشیها در هنگام جنگ به یاری میشتابند و هنگام صلح کمک میدهند. فروشیها نیز چون ایزدان مورد احترام بودهاند. از فر و فروغ آنان است که زنان تخمه فرزندان را در زهدان میگیرند. از فر و فروغ آنان است که زنان آبستن فرزندان میشوند. از فر و فروغ آنان است که زنان باردار آسان میزایند.» (فروردین یشت، بند 15). هنوز زردشتیان رسم دارند به هنگام ازدواج، فروشیها را ستایش و نیایش کنند. جشن مربوط به فروشیها از آخرین گاهانبار شروع میشد. در دوران باستان، همسپثمیدیه (پهلوی: هماسپسمان) جشن فروهرها بود و ظاهراً در آن هنگام ده روز و ده شب برگزار میشد. بعدها همسپثمیدیه به یادبود آفرینش انسان تخصیص یافت. جشنهای نوروزی و ماه فروردین با فروهرها پیوند خورده است، چون عقیده بر این است که در این ایام سال، فروهرها به زمین فرود میآیند و به خانههای سابق خویش میروند. پس مردم باید برای پیشواز آنان خانه را پاکیزه کنند، برای هدایت آنان آتش بیفروزند و در این روزها، بویهای خوش در آتش نهند و روانها را ستایش کنند و اوستا بخوانند تا روانها آسایش داشته باشند و با شادی و نشاط باشند و برکت ارزانی دارند. در این روزها، به هیچ کاری نباید دست زد، مگر انجام وظایف و کار نیک تا اینکه فروشیها با رضایت خاطر به جایهای خویش برگردند و خوبی بخواهند و در پایان جشن، روانها را بدرود میگویند. در روز نوزدهم فروردین، روز جشن فروردینگان مراسم خاصی در بزرگداشت این موجودات مینوی و در بعدی گستردهتر، در بزرگداشت روان درگذشتگان برگزار میشد که هنوز در میان هموطنان زردشتی، بخصوص در یزد، با تشریفات خاصی برگزار میشود. در این جشن که امروزه بیشتر به جشن فرودگ (احتمالاً از فروردگ، «فرورد» صورت فارسی فروشی) معروف است، زردشتیان سر مزار درگذشتگان خود (در تهران به قصر فیروزه، گورستان زردشتیان) میروند و برای خشنودی روانها عود و کندر آتش میزنند و گل و گیاه و میوه و شمع و لرک بر سر مزار میگذارند. لرک مخلوطی است از هفت میوه خشک خام از قبیل پسته خام، بادام خام، فندق خام، برگه، انجیر خشک، خرما، توت. ترکیبات لرک به مناسبتهای مختلف تغییر میکند. لرک مراسم درگذشته با لرک مراسم عروسی و سدرهپوشی متفاوت است. در لرک شادی، پسته و بادام و فندق بو داده است، انجیر و خرما و توت ندارد و نقل هم حتما به آن اضافه میشود. معمولاً برای مراسم عقد (گواگ گیران)، لرک را داخل تور بستهبندی و بعد از مراسم بین نزدیکان توزیع میکنند. در جشن فرودگ، هفت موبد وارد میشوند و مینشینند. لرکها را در چادرشبهایی میریزند و جلو موبدان میگذارند. چند «موبدیار» هم حضور دارند. موبدان شروع به اوستاخوانی میکنند، بیشتر هم سرودهایی از فروردین یشت میخوانند و به این ترتیب، لرک را تبرک میکنند. سپس، موبدیاران چادرشبها را به کمر میبندند و لرک را بین مردم تقسیم میکنند. اگر کسی هم نذری دارد، در این روز نذرش را میان مردم پخش میکند. این مراسم در واقع گونهای دعا یا در اصطلاح مسلمانان، فاتحه دسته جمعی برای شادی ارواح درگذشتگان است. در یزد، این مراسم از ساعت چهار بعدازظهر نوزدهم فروردین به طور مفصل برگزار میشود، اما در تهران به دلیل مشغلههای روزانه مردم، همه نمیتوانند در یک ساعت مشخص یک جا جمع شوند. از اینرو، مراسم چند سالی است که منسجم برگزار نمیشود و هر زردشتی هر ساعتی از روز مذکور که توانست، برای زیارت قبور به قصر فیروزه میرود. فرودگ یا فروردینگان جشنی است برای یادبود درگذشتگان و از آنجا که در دین زردشتی، آیینهای سوگواری به اشکالی که میشناسیم، وجود ندارد، این مراسم به صورت جشن برگزار میشود و مردم روان درگذشتگان را هم در شادی خود شرکت میدهند.
magmagf
03-10-2007, 07:15 AM
حماسه آرش كه در تيريشت از آن سخن آمده است ، در زمان منوچهرشاه نوه ايرج رخ داد . در آغاز پادشاهي منوچهر پس از جنگ ميان ايران و توران ، بخشي از خاك كشور به يغما رفت تا اينكه با عقد قراردادي ميان منوچهر و افراسياب ، پيماني مبني بر پرتاب تيري توسط يك تيرانداز ايراني بسته شد ، در هرجا تير فرود آمد آنجا حريم دو كشور گردد.آرش با مهري پاك به ميهن تير از كمان كشيد و با ياري اهورامزدا ، تير در كنار رود جيحون بر بدنه درخت گردوي تناوري فرود آمد و سرحد دو كشور شد.پس از اين تلاش غرورآفرين ، آرش كه تمام نيرو و جان خود را در تير كرده بود ، جان به جان آفرين تسليم كرد .
حماسه آرش يكي از بزرگترين و غرورآميزترين حماسه هاي ملي ايران و نشانه اي از بزرگي روان و سرشت ايراني است
ازجهت نجومي ، اين جشن برابر است با بزرگترين روز سال خورشيدي و گرماي تابستان كه همان تير روز از ماه تير است. برابر با سالنماي كهن ايران و سالنماي زرتشتيان اين روز ، سيزدهم تيرماه است اما در سالنماي كنوني ايران به علت ماههاي سي و يك روزه ، جشن ، سه روز به جلو مي افتد و در روز دهم تيرماه برگزار مي شود ، كه با نيايش ، آب پاشيدن كودكان بر روي هم و هديه دادن نامزدها به يكديگر و گاه با گرفتن فال حافظ و خوردن ميوه و آجيل و خواندن سرود و پايكوبي به پايان مي رسد
magmagf
03-10-2007, 07:18 AM
اين جشن ميان زرتشتيان دوره اي ده روزه داشت و از تير روز از تيرماه ، روز سيزدهم شروع و به باد ايزد يعني روز بيست و دوم پايان مي گرفت. زرتشتيان تيرگان را “ تير و جشن Tiru-Jashn ” مي نامند و برايش اهميت فراواني قايل اند. لباس و پوشاك نو مي پوشند و نقل و شيريني و ميوه و خوراك هاي سنتي و ويژه مي پزند. پيش از اين روز خانه را خوب پاكيزه نموده و بامدادان شست و شو مي كنند و خواندن دو نيايش “ خورشيد نيايش ” و “ مهرنيايش” از اوستا را بسيار نيكو مي دانند.
شايد “ تير و جشن” يكي از شادترين جشن هاي كهن ايراني بوده باشد. در اين جشن بيش از همه بچه ها بهره مي بردند با تارهاي نخي و رنگيني كه به مچ دست مي بستند در كوچه ها و خانه ها و بامها مي دويدند ، ترانه مي خواندند و كنار نهرها و جويها و تالاب ها به هم آب مي پاشيدند و يا به آب مي پريدند .
از مهم ترين چيزهايي كه در اين جشن تدارك مي ديدند، بندي بود از تارهاي هفت رنگ ابريشم يا نخ كه با رشته اي از سيم زرين و نازك مي بافتند. اين بند را “ تير و باد Tiru-Bad ” مي ناميدند. در اين روز كله قند را در كاغذهاي سبز رنگ بسته بندي كرده و دور آن “ تيروباد” مي بستند و به خانه تازه عروسان و نودامادان پيش كش مي فرستادند. از روزهاي پيش از جشن “ تيروباد ” در همه خانه ها مهيا مي شد. بامداد روز جشن از كوچك و بزرگ - به ويژه كودكان - اين بند را به مچ دست يا به دكمه لباس و جايي از پوشاك مي بستند. اين بند را با خوشي و شادماني تا روز پايان جشن يعني باد روز با خود داشتند. آنگاه در روز مذكور به دشت يا بام خانه رفته ، بند را باز كرده و با فرياد و بانگ شادماني به باد مي سپردند. اين كردار اشاره اي به عمل آرش كمانگير دارد كه تير را رها كرد و مرز ايران زمين معين شد. جنگ و ستيزي طولاني پايان يافت و به فرمان خداوند، باد يا ايزد باد، تير را در آن مسافت دور برد. به همين جهت بر آن تمثيل اين رسم انجام مي شد كه باد آن بند را به ياد حادثه مذكور به دورها مي برد. به همين جهت است كه مبدا جشن را تير روز و پايان آن را باد روز قرار داده اند، بر اين انديشه كه تير در روز باد، پس از ده روز از حركت ايستاد.
ديگر از آداب اين جشن ميان زرتشتيان، فال كوزه مي باشد. مقدمه فال كوزه در روز دوازدهم برگزار ميشود، به اين طريق كه در مجلسي كه از پيش كساني در آن دعوت شده اند ، دختر نابالغي كوزه اي خالي يا پر از آب را دور مجلس مي گرداند و هركس به نيتي كه دارد چيزي در آن مي اندازد و سپس كوزه را در جايي مي نهند كه زير درخت باشد و پارچه سبزي روي كوزه مي كشند و آيينه اي روي آن مي گذارند. آنگاه عصر روز تير و جشن ، همان دختر مراسم تطهير انجام داده و كشتي نو مي كند و كوزه را برداشته و باج مي گيرد يعني ساكت و خاموش مي ماند و سرگذر در محله مي نشيند. مهمانان روز پيش، كه هريك با نيت چيزي در كوزه افكنده بودند مي آيند. هر كس شعري مي خواند و دختر دست در كوزه كرده ، چيزي بيرون مي آورد. صاحب آن شي ، نيت خود را با شعري كه خوانده شده سنجيده و بدان فال گرفته و آنرا شگون مي داند.
magmagf
03-17-2007, 11:22 AM
نوروز بزرگترين جشن ملی ايرانيان است. كهن ترين جشنی كه آغاز سال را در بر ميگيرد. جشن رستاخيز طبيعت
و تجديد زندگی است. جشن حركت و جنبش و تكاپو و كار است. جشن طبيعت است. عيد نوروز و گرامی بودن آن
نزد ايرانيان بسيار قديم و كهن ميباشد چنانچه پيدايش آن را به جمشيد نسبت داده اند. جشن آغاز سال و تجديد زمان و
تجديد حيات و آفرينش است كه برگزار ميشود.
نخستين كسی كه نوروز را پديدار ساخت و برقرار كرد كياجم (جمشيد) بود. سبب آنكه وی در نوروز دنيا را به -
تصرف درآورد و ايرانشهر را به غايت آبادانی رسانيد و پس از آن مقرر كرد تا مرتب نوروز را جشن سازند.
جمشيد يكهزار و پنجاه سال شاهنشاهی داشت. آنگاه به دست ضحاك (اژی دهاك) كشته شد. ضحاك نيز يك هزارسال
فرمانروايی كرد تا زمان فريدون فرارسيد. فريدون ضحاك را در كوه دماوند ( بوسيله كاوه آهنگر ) به زنجير كشيد و
اين بند كردن واقع شد در نيمه روز مهرماه در مهر روز (شانزدهم مهر = مهر روز) و اين روز را مهرگان ناميدند و
نوروز را جم (جمشيد) استوار كرد و مهرگان را آفريدون (فريدون) و نوروز دو هزار و پنجاه سال از مهرگان قديمتر
است.
بار دينی و باورهای اساطيری: نوروز ايرانی جشن ويژه اهورامزدا است. نخستين روز هر ماه اورمزد نام دارد و
هم روزی است كه آفرينش جهان در آن روز واقع شده و پس از بعث و رستاخيز مردگان و از ميان رفتن بدان و اهر
يمن و ديوان جهان نو ميشود. در اين روز جهان آفريده شد و انسان خلق گشت و مقدرات برای هر ماه و هر روز -
تقسيم شد. بخت و سرنوشت مردم تعيين گشت و مردم به حوادثی كه در اين روز روی دهد تفال زده و خوبی و بدی
آن را پيشگوئی ميكنند چنانچه از سبز كردن انواع غلات نوع غله ای را كه در آن سال محصول بيشتری ميداد پيش
گوئی ميكردند.
از زمان ساسانيان جشن سال نو و نوروز در آغاز بهار برگزار ميشده است. همچنين سال به دو بخش تقسيم ميشده:
آغاز تابستان (اول بهار) و آغاز زمستان (اول پائيز) كه جشن نوروز و جشن مهرگان هردو با مراسمي تقريبا همسان
رواج داشت.
آثاری كه در تخت جمشيد به شكل حجاری باقی است و نمايندگان تابعه ملل گوناگون را نمايش ميدهد كه تحف و
هدايايی آورده و در انتظارند كه به ترتيب به حضور شاهنشاه رسند كه برگردان و رسمی از رسوم آيينی نوروزی
ميدانند.
برای آغاز سال نو مردم شست و شو و غسل های ويژه و اعتراف به گناهان و طلب بخشش و آمرزش از دوستان و
معاشران و خانه تكانی و نو كردن و سفره پهن كردن و ميهمانی دادن و سور برپا داشتن و به ياد مردگان بودن انجام
ميدادند.
مراسم و آدابی كه روزهاي پيش از جشن نوروز و مهرگان و روزهای پس از آن انجام ميگرديد افروختن آتش برای
راندن ارواح خبيثه و شياطين و نيز دود كردن اسفند وكندرو صمغ و گياهان ويژه برای استمرار سلامتی و تندرستی
بوده اند.
يكی از مراسم سال نو كه در آخرين روزهای سال انجام ميشد يادكرد از مردگان و بزرگداشت ارواح درگذشتگان و
اهدای نذور و صدقات و خيرات برای آنان است و بلافاصله در نخستين روز بهار مراسم سور و سرور و شادی و
جشن آغاز ميشد.
مراسم ميرنوروزی: ميرنوروزی عبارت از فردی عامی و از توده و عوام الناس بوده كه او را تحت شرايطی بر-
گزيده و برای چند روز زمام امور شهری را به عهده اش می سپردند و تفريح ميكردند. در ايام نوروز محض تفريح
عمومی و خنده و بازی ميرنوروزی را بر تخت شاهی می نشاندند و پس از انقضای ايام جشن سلطنت او نيز پايان
ميافت.
از دوران كهن يكی از آيين های نوروزی سبز كردن دانه ها و حبوبی است كه بويژه زنان در ظروف گوناگونی
بعمل آورده و روز سيزدهم نوروز و جشن بهاری دسته جمعی به بيرون شهر رفته و آن را به آب روان می افكنند.
اين سبزه ها را گاه به گونه هفت كه از اعداد مقدس است سبز ميشد. اقلامی كه از دانه ها سبز ميكردند عبارت بود
از : گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، كنجد، باقلا، كاجيله، ذرت و ماش. در سفره های هفت سين معمولا
سه ظرف سبزه به عنوان كنايه از سه اصل دينی: انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك قرار ميدادند كه اغلب گندم و
جو و ارزن بود. امروزه نيز يكی از رسوم جشن سال نو در ايران سبز كردن سبزه در ظروف سفالی است كه در -
آغاز اعتدال بهاری انجام ميشود. چه بسا سبز كردن سبزه خود نمادی از تكرار آفرينش باشد و يادبود آفرينش ازلی و
نخستين است.
در جشن نوروز مردم به هم آب ميپاشيدند و اين سنت از آداب كهن ايرانی است و در زمان ساسانيان معمول بوده
است و هنوز در ميان ارمنيها و زرتشتيها چنين رسمی باقی است.
در قديم در هنگام نوروز و مهرگان نمايندگان ملل تابعه و وزيران و بزرگان كشوری و لشگری و نمايندگان اصناف
و برزيگران و غيره هدايايی را طی تشريفات به حضور شاه پيش كش كرده و شاهنشاه خود در اين مراسم حضور
می يافت.
روز نخست فروردين نوروز عامه يا نوروز كوچك است. روز ششم فروردين يا خردادروز از ماه فروردين تولد
زرتشت بوده و در آن روز بسا از حوادث بزرگ روی داده. در رساله ای از دوران ساسانی موسوم به “روز خرداد-
ماه فروردين” كه نوروز خاصه است آمده اغلب حوادث مهم ملی و دينی ايرانيان در چنين روزی روی داده است.
مراسم نوروزی: هفت سين، خطبه خوانی، بار عام و دادخواهی، اهدای هدايا و نوعی تاديه مالياتی و ترتيب به -
حضور بار يافتن طبقات گوناگون و بسا امور ديگر بوده است كه كم و بيش در جشن مهرگان نيز انجام ميشده است.
سفره هفت سين امروزی همان سفره ای بوده كه جهت ارواح درگذشتگان در هر خانه ای گسترده ميشد.
يكی از اقلام عمده سفره هفت سين آب است، كنايه از آنكه سراسر سال آبسالی باشد و آب در سفره نوروزی چون
ساير چيزها، نشانه باروری و بركت ميباشد. تخم مرغ نيز در سفره نوروزی، نشان نطفه و نژاد است. آيينه و سمنو
كه از جوانه های تازه رسيده گندم پخته ميشود، سنجد كه نشان عشق و دلدادگی و زايش وتولد است و ماهی كه نشان
برج حوت (= ماهی) يا اسفند كه سپری شده و سيب كه ميوه ايست با راز و رمزعشق وزايش و انار كه ميوه درختی
مقدس است نزد ايرانيان ، و سكه های تازه ضرب كه نشان بركت و ثروت و دارندگی است، و گل بيد مشك كه
نمايشگر امشاسپند سپندارمذ و گل ويژه اسفند ماه است و نارنج كه گوی مانند چون زمين است در ظزفی از آب و
دانه هايی مقدس اسپند كه بخوری بسيار جالب توجه است و شمع و لاله و بسياری چيزهای ديگر در سفره هفت سين
از لوازم ميباشد. در اغلب نقاط و شهرهای ايران، هفت سين با كم و بيش اختلافی مرسوم است. در سفره ويژه: يك
ظرف كوچك سمنو، يك يا چند عدد سكه نو ضرب، يك ظرف كوچك چينی يا بلور از سركه، چند دانه سير، ظرف
كوچكی سنجد، مقداری سماق، ظرفی سيب، و مقداری سبزه قرار دارد. به احتمال در زمانهای گذشته به جای هفت
سين، هفت شين نيز در سفره نوروزی معمول بوده است مثل شهد، شير، شراب، شكر، شمع، شمشاد، شايه (تخم -
مرغ).
هفت سين بموجب شمارش هفت امشاسپندان (فرشتگان) در خوان نوروزی قرار ميگيرد..
كسی كه صبح عيد وارد خانه شود اگر زن باشد بد است و اگر مرد بيايد خوب است. بطور كلی كسی كه وارد خانه
ميشود بايد خوش قدم باشد و بگويد: صد سال به اين سال ها برسيد. در صورتيكه خود صاحبخانه خوش قدم باشد،
بايد از در خانه بيرون برود و برگردد. هر كسی در اين روز شادی و خرمی بكند تا سال ديگر به او خوش خواهد -
گذشت.
http://www.orarto.com/traditions.htm
magmagf
03-28-2007, 10:31 PM
http://www.aftab.ir/articles/art_culture/cultural_heritage/images/040334c8e524be1e26241fd49479448b.jpg
● آغاز سال
مردم شناسان را عقیده براین است که محاسبه آغاز سال، در میان قوم ها و گروه های کهن، از دوران کشاورزی، همراه با مرحله ای از کشت یا برداشت بوده و بدین جهت است که آغاز سال نو در بیشتر کشورها و آیـیـن ها در نخستین روزهای پاییز، یا زمستان و یا بهار می باشد. آغاز سال ایرانیان، هر چند زمانی دستخوش تغیـیـر شد ولی حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الانبـیـاء و ابوریحان بـیـرونی در آثار الباقیه گفته اند که آغاز سال ایرانی، از زمان خلقت انسان (یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود. وقتی که آفتاب در نصف النهار، در نقطه اعتدال ربـیـعی و طالع سرطان بود.
● پیدایش جشن نوروز
در ادبـیـات فارسی جشن نوروز را، مانند بسیاری دیگر از آیـیـن ها، به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری، چون فردوسی و طبری و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبـیـات پـیـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.
▪ اشعار زیر نمونه ای از این گفته هاست:
جهان انجمن شد برتخت اوی
از آن برشده فره بخت اوی
به جمشید برگوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فروردین
بر آسوده از رنج تن، دل ز کین
به نوروز نو شاه گیتی فروز
بر آن تخت بنشست فیروز روز
بزرگان به شادی بیاراستند
می و رود و رامشگران خواستند
ابوریحان بـیـرونی پرواز کردن جمشید را آغاز جشن نوروز می داند؛ چون جمشید برای خود گردونه بساخت، در این روز برآن سوار شد و جن و شیاطین او را در هوا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیـدن این امر به شگفت شدند و این روز را عید گرفته و برای یادبود آن روز تاب می نـشـیـنـند و تاب می خورند.
درخور یادآوری است که جشن نوروز پـیـش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز، با آنکه جشن را به جمشید منسوب می کند، یادآور می شود که، آن روز را که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پـیـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.
گذشته از ایران، در آسیای صغیر و یونان، برگزاری جشن ها و آیـیـن هایی را در آغاز بهار سراغ داریم. در منطقه لیدی و فری ژی، براساس اسطوره های کهن، به افتخار سی بل، الهه باروری و معروف به مادر خدایان و الهه آتیس جشنی در هنگام رسیدن خورشید به برج حمل و هنگام اعتدال بهاری، برگزار می شد. مورخان از برگزاری آن در زمان اگـوست شاه در تمامی سرزمین فری ژی و یونان و لیدی و آناتولی خبر می دهند. به ویژه از جشن و شادی بزرگ در سه روز ۲۵ تا ۲۸ مارس (۴ تا ۷ فروردین).
● روزهای مردگان و پنجشنبه آخر سال
یکی از آیـین های کهن پـیش از نوروز یاد کردن از مردگان است که به این مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به دیگران می دهند. زردشـتیان معـتـقدند که؛ روان و فروهر مردگان، هیچ گاه کسی را که بوی تعلق داشت فراموش نمی کند و هر سال هنگام جشن فروردین به خانه و کاشانه خود برمی گردند. در روزهای پنجه، از جمله رسم ها، تهیه کردن غذا، آیـینی مذهبی بوده است.
غذا پختن و برمزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است.یکی از صورت های برجا مانده این رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن پنجشنبه آخر سال است، به ویژه در نزد خانواده هایی که در طول سال عضوی را از دست داده اند، رفتن به زیارتگاه ها و زیارت اهل قبور، در پنجشنبه - و نیز، روز پـیش از نوروز و بامداد نخستین روز سال - رسمی عام است. در این روز، خانواده ها خوراک (پلو خورش)، نان، حلوا و خرما برمزار نزدیکان می گذارند و برمزار تازه گذشتگان شمع، یا چراغ روشن می کنند. در برخی از شهرهای ایران، روز پیش از عید، خانواده های عزادار، از خویشان و نزدیکان با غذا و حلوا پذیرایی می کنند و در سر مزار جمع می شوند. و نیز رسم است که ایرانیان شیعه، در موقع سال تحویل، به زیارت قبور امامان و امامزادگان می روند.
● خانه تکانی
اصطلاح خانه تکانی را بیشتر در مورد شستن، تمیز کردن، نو خریدن، تعمیر کردن ابزارها و نوکردن فرش ها و لباس ها و به مناسبت فرارسیدن نوروز، به کار می برند. در برخی از شهرهای آذربایجان نخستین چهارشنبه ماه اسفند (چهارشنبه موله) به شستن و تمیز کردن فرش های خانه اختصاص دارد.
● کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پایانی زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن سبزه عید به صورت نمادین از روزگاران کهن، در همه خانه ها و در بین همه خانواده ها مرسوم است. در ایران کهن، بـیست و پنج روز پیش از نوروز، در میدان شهر، دوازده ستون از خشت خام برپا می شد، برستونی گندم، برستونی جو و به ترتیب، برنج، باقلا، کاجیله (گیاهی است از تیره مرکبان)، ارزن، ذرت، لوبـیا، نخود، کنجد، عدس و ماش می کاشتـند و در ششمین روز فروردین، با سرود و ترنم و شادی، این سبزه ها را می کندند و برای فرخندگی به هر سو می پراکندند. و ابوریحان نقـل می کند که؛ این رسم در ایرانیان پایدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت استوانه بکارند و از رویـیدن این غلات، به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالانه حدس بزنند. این سبزه ها را در روز سیزده فروردین به بیرون از خانه برده و در آب روان می اندازند.
● سفره هفت سین
رسم و باوری کهن است که همه اعضای خانواده در موقع سال تحویل (لحظه ورود خورشید به برج حمل) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سین گرد آیند. در سفره سفید رنگ هفت سین، از جمله، هفت رویـیدنی خوراکی است که با حرف (س) آغاز می شود و نماد و شگونی برفراوانی رویـیدنی ها و فراورده های کشاورزی است - چون سیب، سبزه، سنجد، سماق، سیر، سرکه، سمنو و مانند این ها- می گذارند. افزون بر آن آینه، شمع، ظرفی شیر، ظرفی آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغی روی آینه، ماهی قرمز، نان، سبزی، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب دینی (مسلمانان قرآن و زردشتیان اوستا و...) نیز زینت بخش سفره هفت سین است. این سفره در بیشتر خانه ها تا روز سیزده گسترده است.
در برخی از نوشته ها از سفره هفت شین (هفت رویـیدنی که با حرف شین آغاز می شود) سخن رفته و آن را رسمی کهن تر دانسته اند. در ریشه یابی واژه هفت سین نظرهای دیگری چون هفت چین (هفت رویـیدنی از کشتزار چیده شده) و هفت سینی از فرآورده های کشاورزی نیز بیان شده است.
● پوشیدن لباس نو
پوشیدن لباس نو در آیـین های نوروزی، رسمی همگانی است. تهیه لباس، برای سال تحویل، فقیر و غنی را به خود مشغـول می دارد. در جامعه سنتی توجه به تهیدستان و زیردستان برای تهیه لباس نوروزی - به ویژه برای کودکان- رسمی در حد الزام بود.
خلعـت دادن پادشاهان و امیران در جشن نوروز، برای نو پوشاندن کارگزاران و زیر دستان بود. مورخان و شاعران از خلعـت بخشیدن های نوروزی فراوان یاد کرده اند. و برای این باور است که در وقف نامه حاجی شفیع ابریشمی زنجانی آمده است؛ هر سال شب های عید نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عواید موقوفه تهیه و به اطفال یتیم تحویل شود.
در گذشته که فروشگاه ها و بازارهای فروش لباس دوخته نبود و مردم دوختن لباس خود را به خیاط ها سفارش می دادند، نوبت های دوخت و کار شبانه روزی خیاطان یکی از دشواری های خانواده ها بود. اگر در روزهای پیش از نوروز، در خانواده ها، محله ها، مدرسه ها و سازمان های نیکوکاری رسم است که برای کودکان نیازمند لباس تهیه کنند، این کار نیک پیش از آن که برای کمک و همراهی باشد، برای لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است. این باور کهن را در نوشته ها، توصیه ها و توصیف های نوروزی، همواره می بـینیم که؛ از طبـیعت پـیروی کنیم، از درختان یاد بگیریم و با آمدن بهار، لباس نو بـپوشیم که شگون شادمانی و آرامش است.
● خوراک های نوروزی
در کتاب ها و سند های تاریخی و ادبی کهن، به ندرت از خوراکی هایی که ویژه جشن نوروز (یا جشن های دیگر) باشد سخن رفته است. نویسندگان و مورخان بحث از خوردنی ها را، شاید، پـیش پا افتاده، نازیبا و یا بدیهی می دانستند. در کتاب های قرن چهارم به بعـد، شرح و وصف های دقیق، به شعر و نثر، درباره نوروز و مهرگان و جشن ها و آیـین های دیگر کم نیست، ولی از نوع و ویژگی خوراک های جشن ها، نه در دستگاه پادشاهان و امیران و نه در خانه های عامه مردم، سخنی نرفته است.
امروز در تهران و برخی شهرهای مرکزی ایران، سبزی پلو ماهی خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است و شاید بتوان گفت که غذای خاص نوروز در این منطقه است. پلو در شهرهای مرکزی و کویری ایران (می توان گفت غیر از گیلان و مازندران در همه شهرهای ایران) تا چندی پـیش غذای جشن ها، غذای میهمانی و نشانه رفاه و ثروتمندی بود. و این بهترین غذا، خوراک خاص همه مردم - فقیر و غنی - در شب نوروز بود.
● دید و بازدید نوروزی، یا عیددیدنی
از جمله آیـین های نوروزی، دید و بازدید، یا عید دیدنی است. رسم است که روز نوروز، نخست به دیدن بزرگان فامیل، طایفه و شخصیت های علمی و اجتماعی و منزلتی می روند. در بسیاری از این عید دیدنی ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. کتاب های تاریخی و ادبی، تـنها از عید دیدنی های رسمی دربارها و امیران و رئـیسان خبر می دهند. رسمی که هنوز هم خبرگزاری ها و رسانه ها، به آن بسنده می کنند.
دیدار های نوروزی که ناگزیر بازدید ها را به دنبال دارد و همراه با دست بوسی و روبوسی است، در روزهای نخست فروردین که تعطیل رسمی است و گاه تا سیزده فروردین (و می گویند تا آخر فروردین) بـین خویشاوندان و دوستان و آشنایان دور و نزدیک، ادامه دارد. رفت و آمد گروهی خانواده ها، در کوی و محله - به ویژه در شهرهای کوچک - هنوز از میان نرفته است.
● نوروز اول
در دید و بازدیدهای نوروزی رسم است که نخست به خانه کسانی بروند که نوروز اول درگذشت عضوی از آن خانواده است. خانواده های سوگوار افزون برسومین، هفتمین و چهلمین روز که بیشتر در مسجد برگزار می شود، نخستین نوروز را که ممکن است بیش از یازده ماه از مرگ متوفا بگذرد، در خانه می نشـینند. و در این روز است که خانواده های خویشاوند لباس سیاه را از تن سوگواران در می آورند. جلسه های نوروز اول که جنبه نمادین دارد، در عین حال از فضای دید و بازدیدهای نوروزی برخوردار است و دیدارکنندگان، در نوروز اول، به خانواده سوگوار تسلیت نمی گویند.
روزنامه کارگزاران
vBulletin v3.8.1, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.